عشق و محبت

عقل وعشق در ادب و عرفان فارسی

عقل وعشق در ادب و عرفان فارسی
بهروز صاحب اختیاری

ديار محبت

کلید واژگان: محبت، محبوب ، آثارمحبت، انواع محبت

پيشگفتار

حسين ،(ع) كشته اشكها

حسين ،(ع) كشته ءاشكها
درمقاله حاضر نويسنده ضمن تشريح اينكه گريه يكي از نيازهاي طبيعي بشر است، آن را منافي با رضا به قضا و قدرالهي ندانسته است.

چيستي عشق

هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند و آنكه اين كار ندانست در انكار بماند
از صداي سخن عشق نديدم خوشتر يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند (حافظ)
1- عشق چيست؟
موضوع بحث، عشق است، كه دريايي است بي‌كران، موضوعي كه هر چه درباره آن گفته آيد، كم و ناچيز خواهد بود. چنان‌كه مولوي عليه‌الرحمه مي‌گويد:
هر چه گويم عشق را شرح و بيان/ چون به عشق آيم خجل باشم از آن
به هر حال در اين بحث، طبعاً نخستين سوال بايد اين باشد كه: عشق چيست؟ اكثراً عشق را محبت و دلبستگي مفرط و شديد معني كرده‌اند. گويا عشق از «عشقه» آمده است كه گياهي است، چون بر درختي پيچد، آن را بخشكاند و خود سرسبز بماند.(1) از ديدگاه ماترياليستها، روانشناسان و پزشكان، عشق نوعي بيماري رواني است كه از تمركز و مداومت بر يك تمايل و علاقه طبيعي، در اثر گرايشهاي غريزي، پديد مي‌آيد، چنان‌كه افراط و خروج از حد اعتدال در مورد هر يك از تمايلات غريزي، نوعي بيماري است.