آداب و اصول دعا

آداب و اصول دعا چيست؟

الدعا اَفضلُ مِن قراءةِ القرآن
و الدعا اَفضلُ مِن الصلاة
نماز، سخن گفتن بنده با خداوند است وقرائت قرآن، سخن گفتن خدا با بنده اش است در حالي که دعا سخن گفتن دو سويه وهم کلام شدن بنده با خدايش است.

دعا وسيله اي است که خداوند در اختيار انسان قرار داده تا هر زمان که انسان از مسير سعادت وکمال خارج شد بتواند بوسيلۀ آن به مسير اصلي برگردد همانگونه که

تابلوهاي درون جاده ها اعلام ميدارند که مسير اصلي کدام مسير است وتا رسيد ن به مقصد چقدر فاصله مانده و چه خطراتي برسر راه وجود دارد واگر راهي را اشتباه رفته ايد بوسيلۀ همين تابلوها مي توانيد به مسير اصلي برگرديد.

دعا نيز همانند همين تابلوها نشان دهندۀ راه اصلي و خطرات پيش روست که بوسيلۀ آن مي توان به هدف که تقرب به خداست نزديکتر شد و از خطرات احتمالي پيش رو در امان بود و اگر از راه اصلي که همان راه سعادت وکمال باشد خارج شديم، دعا وسيله اي است تا به اين راه برگرديم.

در واقع اگر دعا طبق شرايط و به شکل صحيحي صورت گيرد، خواه و نا خواه مستلزم تقرب به خداوند متعال مي گردد و علاوه بر کسب تقوا و نور معرفت، در صورتي که دعا همراه با رعايت شرايط آن باشد باعث رفع نيازهاي دنيوي و اُخروي و برآورده شدن حاجات مي شود.

اين مجموعه سعي دارد تا با بيان شرايط، آداب و اصول دعا کردن، شما را به رابطۀ عاشقانه با خداوند دعوت کرده تا مسير سعادت و کمال را براي شما هموار سازد و همچنين موجب نزديکتر شدن خواسته شما به برآورده شدن شود، اِنشاءالله.

تعريف:
دعا در لغت به معناي ندا و صدا زدن است و در اصطلاح بدين معناست که فرد پست و پايين از فرد برتر و بالا با حالت خضوع و سرافکندگي چيزي را طلب کند. در واقع دعا نوعي خواندن و جلب توجه نمودن است واين خواندن نه به اين معناست که اي خدا حواست با من باشد و به من توجه کن، زيرا که خداوند از رگ گردن به ما نزديکتر است و سميع و بصير مي باشد، بلکه به اين معناست که خداوندا تو را مي خوانم، نه کس ديگري و درخواست توجه تو را دارم، نه توجه ديگري.

اهميت دعا:
يکي از ياران امام صادق(ع) از آن حضرت سؤال کرد که چه مي فرمايي دربارۀ دو نفر که هر دو وارد مسجد مي شوند، يکي نماز بيشتري بجا مي آورد و ديگري دعاي بيشتري مي کند، کداميک از اين دو افضلند؟
حضرت فرمودند: هر دو خوبند

سؤال کننده مجدداً تکرار کرد و گفت: مي دانم هر دو خوبند ولي کداميک اَفضل است؟

امام فرمودند: آن کس که بيشتر دعا کند اَفضل است مگر سخن خداوند را نشنيده اي که مي فرمايد «اُدعوني استجب لکم» سپس فرمودند: هي العبادة الکبري يعني دعا عبادت بزرگي است.

در حديثي ديگر از آن حضرت وارد شده که فرمودند: «مقاماتي نزد خداوند است که راه وصول به آنها، تنها دعا کردن است» وهمچنين فرمودند:« دعا از نوک نيزه نافذ تر است».

علي(ع) نيز در مورد اهميت دعا فرموده اند:« دعا کليد پيروزي و مفتاح رستگاري است».

در کتاب اِرشاد القلوب در مورد فضيلت و برکت دعا کردن آمده است که رسول خدا(ص) فرموده اند:« دعا مغز عبادت است»، «هر گاه خدا براي بنده اش اجازۀ دعا بدهد بزودي خدا با رحمت خود در اجابت را برويش باز مي کند و هر کس دعا کند نابود نمي شود»، «دعا سلاح مؤمن است»، «ستون دين و نور آسمانها و زمين دعا مي باشد» و «بنده بايد همه چيزش را از خدا بخواهد، اگرچه بند کفش يا نمک طعامش باشد»

و احاديث فراوان ديگر که همگي بيانگر ارزش و اهميت دعا بوده و حتّي در حديث است که« الدعا اَفضل مِن قراءة القرآن» يعني دعا از خواندن قرآن برتر است و در جاي ديگر آمده که «الدعا اَفضل مِن الصلاة» يعني دعا از نماز برتر است.

قرآن خواندن، سخن گفتن با بنده اش است و نماز، سخن گفتن بنده با خدايش است ولي دعا کردن، رابطه اي دوسويه است که خداوند اين رابطه را دوست مي دارد و همانگونه که از احاديث دانستي نزد خداوند دعا کردن از نماز و قرائت قرآن محبوبتر است.

آثار دعا کردن:
دعا کردن داراي آثار تربيتي و اخلاقي بسياري مي باشد و علاوه بر اينکه خود دعا کردن عبادت محسوب و موجب تقرب فرد دعا کننده به درگاه الهي مي گردد، آثار ديگري را به دنبال مي آورد که مي توان بصورت خلاصه موارد زير را نام برد:

1- همانگونه که در تعريف دعا آمد، دعا درخواست فرد مادون از ما فوق خود بصورت عاجزانه است لذا بايد گفت که دعا باعث مي شود دعا کننده، کبر و غرور را کنار زده و متواضعانه در مقابل خداوند زانو بزند، خود را کوچک و ناچيز و خداوند را بزرگ وعظيم بداند واين باعث مي شود که غرور و خودبيني که يکي از صفات رذيله است از وجود فرد خارج شود.

2- از ديگر آثاردعا کردن، دوري از يأس و نااميدي است. فرد دعا کننده با دعا کردن احساس مي کند کسي هست که او را ياري کند و نگذارد به پرتگاه بيوفتد. کسي که واقعاً دعا ار درک کرده باشد و اعتقاد کامل و راسخ به ايجاد رابطه بين خودش و خدايش داشته باشد مطمئناً يأس و نااميدي در او راه ندارد.

3- کسب اعتماد به نفس از ديگر آثار دعا کردن است، فرد دعا کننده با دعا کردن نيرو و قدرتي را پشت سرخود احساس ميکند که او را به جلو مي راند، احساس تنهايي از وجودش خارج مي شود و وجود خدا را درونش احساس مي کند لذا با اعتماد به نفس بيشتري به فعاليت مي پردازد.

4- چون استجابت دعا بي قيد و شرط نيست بلکه خلوص نيت و صفاي دل و توبه از گناهان از شرايط دعا محسوب مي شود، فرد دعا کننده درصدد توبه از گناهان بر مي آيد و در خودسازي و پاک کردن خود از ناخالصي ها تلاش بيشتري مي کند بنابراين دعا باعث مي شود که شخص در تربيت خويشتن گام بردارد واين يکي از بزگترين آثاردعا محسسوب مي شود.

5- دعا باعث ايجاد آرامش دروني ونشاط باطني مي شود زيرا دعا کننده احساس مي کند نيرو و قدرتي وجود دارد تا او را در سختي ها و گرفتاريها کمک کند، امورات شخصي او را آسان و مشکلات او را رفع نمايد لذا ديگر از حوادث ناگوار و گرفتاريها هراسي نخواهد داشت و همين باعث طمأنينه و آرامش دروني مي شود.

6- از آنجا که دعا کردن خود عبادت است باعث تقرب به درگاه الهي و تقويت نور معرفت مي شود به عبارت ديگر فرد دعا کننده با دعا کردن، خشنودي خدا و رضايت او را جلب مي کند و در خود نور تقوا ايجاد کرده و سطح معرفت خود را بالا مي برد.

7- دعا بخصوص ادعيه هايي که وارد شده اند به ما آموزه هاي تربيتي و اخلاقي را مي آموزند، دعاهايي که از سوي ائمه اطهار(ع) وارد شده، همگي مشتمل بر مجموعۀ عظيمي از معارف بلند الهي و عميق ترين آموزه هاي توحيدي، عرفاني و فلسفي است که خود داراي آثار تربيتي و سازنده مي باشند.

وآثار بسيار ديگر که با کمي تحقيق، بررسي و دقّت مي توان به آثار مثبت دعا در زندگي فردي و اجتماعي پي برد، آثاري همچون دور شدن از شيطان، اطمينان خاطر و آرامش درون، همنشيني با خداوند، زياد شدن برکت، دور شدن از برزخ و جهنم، لايق بهشت شدن، شادي خداوند، آمرزش گناهان و .....

اصول دعا کردن:
حال که با اهميت وآثار دعا کردن در زندگي شخصي و اجتماعي آشنا شدي بايد دانست که خواستن و طلب کردن، شرايط، آداب و اصولي دارد. آداب دعا کردن به شرايط ظاهري دعا گفته مي شود و اصول دعا کردن، شرايط باطني دعا کردن است که بايد درون فرد ايجاد شود. همانگونه که فرد اگر براي درخواستي نزد ديگري مي رود، از قبل مقدمه چيني مي کند، ادب را رعايت نموده و به شيوۀ مخصوص طلب حاجت مي کند، زماني که نزد خداوند متعال نيز مي رود بايد آداب و اصولي را رعايت کند، آداب و اصولي که خود خدا در قرآن و يا بوسيلۀ ائمه در احاديث بيان کرده است.

در اين بخش به بيان اصول دعا کردن مي پردازيم که مهمتر و اساسي تر از آداب دعا کردن است. رعايت و بدست آوردن هر يک از اين اصول و شرايط، فرد را يک قدم به استجابت دعايش نزديکتر مي کند. اين اصول عبارتند از:

اصل اوّل:
در هنگام دعا کردن نبايد خداوند را دور پنداشت و نبايد پنداشت که خدا صداي ما را نمي شنود و ما بايد صدايمان را بلند کنيم بلکه بايد آرام و آهسته و با اطمينان و اعتقاد به اينکه او نزديک ماست و صداي ما را مي شنود دعا کنيم.

خداوند در سوره ق فرموده است که« ما از رگ گردن به آنها نزديکتريم» و در سوره بقره دارد که« اي پيامبر، هنگامي که از تو دربارۀ من سؤال مي کنند بگو من نزديکم».

پس هرگز نبايد او را دور بدانيم بلکه خداوند نزديک ماست و صداي ما را مي شنود. در حديثي است زماني که پيامبر(ص) در يکي از غزوات بود، هنگامي که سپاهيان اسلام کنار درّه اي رسيدند، فرياد خود را به لاإله إلاالّله والّله اکبر بلند کردند، پيامبر(ص) فرمودند:« اي مردم اندکي آرامتر دعا کنيد، شما شخص کَر و غائبي را نمي خوانيد، شما کسي را مي خوانيد که شنوا و نزديک است و با شما مي باشد.»

اصل دوّم:
و آن اينکه فرد دعا کننده نبايد حقّ الناسي بر گردن داشته باشد و حدّالمقدور بايد ديون مردم را که بر عهدۀ اوست، بپردازد و بعد به دعا کردن مشغول شود و اگر هم، اکنون نميتواند حقوق ديگران را أدا کند، موارد و مقدار آن را يادداشت کرده و اراده کند تا در اسرع وقت أدا نمايد چرا که تا عدم رضايت ديگران و آه مظلوم يا يتيمي وجود داشته باشد، ناخرسندي خداوند را به دنبال دارد و اين با برآورده شدن حاجت منافات دارد.

از امام صادق(ع) است که فرموده اند:«هر گاه يکي از شما مي خواهد دعايش مستجاب شود، کسب خود را پاک کند و حقّ مردم را به آنان باز گرداند. خداوند دعاي بنده اي را که در شکمش مال حرامي باشد يا در نزد او حقّي از مردم ضايع شود، قبول نمي کند.»

و نه تنها در مورد حقوق ديگران بلکه بايد از تمام گناهان خود پشيمان شده ودل و زبان خود را به استغفار وا دارد زيرا توبه کردن و استغفار نمودن، فرد را يک قدم به برآورده شدن حاجتش نزديکتر مي کند.
در سوره توبه خداوند به پيغمبر، مهاجرين و انصار توصيه توبه مي کند و مي فرمايد که در سختي ها زياد توبه کنيد. از بزرگان ما نيز ديده شده که وقتي کسي اظهار درماندگي و فقر مي کند و يا درخواستي دارد، دستور استغفار و توبه از گناهان مي دهند و احاديث بسياري که يکي از شرايط اساسي برآورده شدن حاجت را توبه و دوري از گناهان معرفي کرده و بزرگان ما نيز به آن ملتزم مي شدند و نمونۀ آن حضرت علي(ع) است که در دعاي منسوب به کميل با چه حالي زبان به استغفار گشوده و طلب مغفرت مي کند.

بنابراين بر فرد حاجتمند است که قبل از دعا کردن به حساب و کتاب ديون ديگران پرداخته، از گناهان خود پشيمان شده و دل و زبان خود را به استغفار وادار کند چرا که تا نافرماني و نارضايتي خداوند در بين باشد، گرفتن حاجت غير ممکن است.

اصل سوّم:
از ديگر اصول و شرايط دعا کردن، رعايت احترام و ادب است، همانگونه که اگر در خواستي از ديگري داشته باشيم درخواستمان را با صدها احترام، ادب، شرمساري و مقدمه چيني بيان مي کنيم بايد همانگونه بلکه بيشتر از آن در مقابل خداوند رعايت کنيم.

براي اينکه معناي ادب در مقابل خداوند را بهتر درک کنيم بهتر است فرض کنيد براي در خواستي نزد ديگري رفته ايد، در مقابل او چگونه ادب را رعايت مي کنيد، اگر از قبل او را رنجانيده ايد، اوّل معذرت خواهي مي کنيد يا از جود و کرم و بخشش او تعريف مي کنيد، از الفاظ و بيان مناسب استفاده کرده و براي طلب خود مقدمه چيني مي کنيد و حتّي خواهيد گفت که به ناچار نزد او رفته ايد و يا کسي را بهتر از او سراغ نداشته ايد، حال همين حالت را در مقابل خداوند داشته باشيد و نسبت به او ادب را رعايت کنيد. حمد و ثناي الهي، طلب مغفرت، عذر خواهي از گناهان، تشکر و قدرداني از نعمتها، شرمساري هنگام طلب خواسته، رعايت ادب در گفتار و پاگيزگي لباس وجسم و بطور کلي احترام گذاشتن به خداوند باعث نزديکتر شدن خواسته به استجابت مي شود.

اصل چهارم:
از ديگر اصول دعا کردن اين است که قدرت خداوند را باور داشته باشيم، بدانيم که خداوند سمع و بصير است، هر آنچه را انجام مي دهيم و يا بيان مي کنيم مي شنود و مي بيند و قادر است که تمام خواسته هاي ما را در کمترين زمان برآورده سازد.

عدم باور نسبت به اينکه خداوند توانا است يعني غفلت و عدم شناخت خداوند که در پي آن عدم استجابت دعا را به دنبال مي آورد و علي(ع) در اين مورد فرموده اند:« خداوند دعاي غافل دلان را مستجاب نمي کند»
خداوند در قرآن در مورد قدرت خودش مي فرمايد:«بندگان من بدانند که من قدرت بخشش در خواستهاي آنان را دارم» و از پيامبر(ص) است که فرموده اند:«وقتي دعا کردي، گمانت اين باشد که حاجتت نزد در آماده و حاضر است» و امام صادق(ع) فرموده اند:« مبادا بپنداري که خداوند متعال، در دعا را گشوده ولي دراجابت را بسته است» و حتّي در مورد توفيق دعا کردن فرموده:« اگر خداوند به کسي توفيق دعا بدهد، او را از اجابت محروم نخواهد ساخت»

پس بر دعا کننده است که قبل از دعا کردن کمي تأمل و انديشه کند که چقدر به قدرت خداوند ايمان دارد و بنگرد که چقدر بذر اميد و اميدواري در وجودش ريشه دار است که اگر مشکلي در مورد اعتقاد به قدرت خداوند دارد آن را درمان کند و بعد دعا نمايد زيرا دعا کردن و طلب خواسته با اعتقاد به قدرت خداوند به برآورده شدن نزديکتر است.

اصل پنجم:
از اصول ديگر دعا کردن، پاکي غذا و کسب حلال است، از رسول خدا(ص) وارد شده که فرموده اند:« کسي که دوست دارد دعايش مستجاب شود، غذا و کسب خود را پاک کند»

پس لازم است که دعا کننده به خوراک خود بنگرد و محاسبه کند که کسب و رزق و روزي اش را از چه راهي بدست مي آورد که اگر شبهه يا حرامي در خوراک و کسبش است آن را جدا کند و سپس دعا نمايد.
شايد تأ کيد بر دادن صدقه قبل از دعا کردن بخاطر همين امر باشد تا حداقل بخشي از اموال فرد دعا کننده که احتمال وجود مال حرام در آن مي باشد از اموال او خارج شود.

بنابراين بايد گفت دعاي کسي که از راه حلال، کسب روزي مي کند و غذايش پاک است به استجابت نزديکتر است.

اصل ششم:
از ديگر اصول دعا کردن، شکر نعمتهاي الهي است که بايد هم بصورت عملي و هم بصورت لساني باشد. شکر عملي نعمتهاي الهي بدين صورت است که اگر خداوند به بنده اش نعمتي مي دهد و يا رحمتي مي فرستد قدر آن را بداند و به درستي از آن استفاده کند، مثلاً اگر خداوند به کسي خانه اي مي دهد شکر عملي اين نعمت بدين صورت است که از خانه استفادۀ صحيح کند، نظافت آنرا فراموش نکند و نگذارد که خانه خراب و ويران شود و يا مثلاً اگر خداوند وسيلۀ نقليه اي داد شکر عملي آن بدين صورت است که آن را تميز نگه دارد، در راه مانده اي را به مقصد برساند، قوانين رانندگي را رعايت کند و در صورت آسيب ديدن وسيلۀ نقليه اش آن را تعمير کند.

پس از رعايت شکر عملي نعمتهاي الهي نوبت به شکر لساني مي رسد که بر بنده لازم است از خداوند تشکر کند همانگونه که اگر فردي چيزي را به او مي دهد تشکر مي کند و قدرداني مي نمايد.

از مصاديق شکر لساني، شادي دروني و رضايت خاطر فرد است، خداوند مي فرمايد:« من دوست دارم وقتي نعمتي را به بنده ام مي دهم شادي آنرا ببينم» و حتّي مي فرمايد:« من دوست دارم وقتي نعمتي را به بنده ام مي دهم شادي آنرا در صورت او نمايان ببينم»

واين نوع شکر بصورت واقعي حاصل نمي شود مگر اينکه دو نکته را رعايت کنيد، اول اينکه پيرامون نعمتي که خداوند به شما داده و نياز شما به آن نعمت تفکر کنيد و ديگر اينکه شکر شما بخاطر درخواست نعمت بيشتر نباشد بلکه بابت همان نعمتي باشد که خداوند به شما عطا فرموده که اگر اين دو شرط را همراه شکر عملي و لساني انجام دهيد شکر واقعي نعمت خداوند را انجام داده ايد و در اين صورت است که دعاي شما يک قدم به اجابت نزديکتر مي شود.

اصل هفتم:
از ديگر ارکان دعا، داشتن حالت خوف و رجاء است يعني اينکه نداند جايگاهش نزد خداوند چگونه است، نه آنقدر خود را محبوب بداند و از خودش و اعمالش راضي باشد که گرفتار رجاءِ تنها و اميدواري بي جهت شود و نه آنقدر خود را گناه کار و آلوده بداند که حالت خوف و ترسِ تنها درونش ايجاد شود تا جايي که از رحمت الهي بطور کامل نااميد گردد بلکه بايد حالتي ما بين خوف و رجاء داشته باشد مثل زماني که نزد ديگري مي رود و درخواستي دارد، نبايد آنقدر نااميد باشد که نتواند درخواست کند و نه آنقدر اميدوار که احترام و ادب را رعايت نکند.

پس بايد همانگونه بود که در سوره اعراف آمده که خدا را با ترس و طمع بخوانيد مثل کسي باش که براي بخشش نزد ديگري مي رود و نمي داند که آن شخص او را خواهد بخشيد يا نه؟ با او برخورد مي کند يا مورد لطف قرار مي دهد؟

در واقع حالت رجاء يعني اميدواري به فضل و کرم الهي، و خوف يعني ترس از گناه و ضعف در اطاعت و عبادت.

در حديث است که مؤمن مانند پرنده دو بال دارد يکي اميد و ديگري خوف و ترس است و همانگونه که پرنده نمي تواند با يک بال پرواز کند، انسان نيز با خوفِ تنها و يا اميدواري تنها نمي تواند عروج کند و به خدا تقرب بجويد بلکه داشتن خوف و رجاء با هم است که دعاي دعا کننده را به استجابت نزديکتر مي کند.

اصل هشتم:
به انتها رسيدن صبر و مضطر شدن از ديگر ارکان و شرايط برآورده شدن حاجت است.

تا به آخر خط نرسيده باشيم و تا زماني که راه صبر و تحملي باشد دعا مستجاب نمي شود. زني خدمت امام صادق(ع) آمد و عرض کرد: اي پسر رسول خدا، پسرم به سفري رفته که مسافرت او طولاني شده است، خيلي مشتاق ديدار اويم حضرت فرمودند: بر تو باد به صبر کردن. زن برگشت و چند روزي را شکيبايي پيشه کرد و بعد از آن خدمت حضرت آمد و عرض کرد: نيامدن پسرم طولاني شد، حضرت فرمودند: به تو گفتم که صبر کن، آن زن عرض کرد: اي پسر رسول خدا چقدر صبر کنم بخدا سوگند ديگر صبر من تمام شده است، حضرت فرمودند: به خانه ات برگرد، پسرت از سفر آمده. زن به خانه اش برگشت و ديد پسرش از سفر برگشته، خدمت حضرت آمد و عرض کرد که اي امام من، بعد از رسول خدا به شما وحي نازل مي شود، حضرت فرمودند: نه ولي رسول خدا فرمودند که هرگاه صبر تمام شود فرج مي رسد و چون تو گفتي صبرم تمام شد فهميدم که خدا غم تو را برطرف کرده و پسرت از سفر بازگشته است.

فلسفه و حکمت آفرينش اين است که انسانها را بسازد و با بلاها امتحان کند و زماني که صبر در بلا و گرفتاري به انتها مي رسد ديگر امتحان معنا ندارد و ظرفيت شخص مشخص مي شود. مطمئن باش که خدا تو را به لبۀ پرتگاه مي برد ولي نمي گذارد پرت شوي پس اگر مي تواني صبر کن و دعا نما که خدا به تو صبر وظرفيت دهد ولي اگر واقعاً صبرت به انتها رسيده به خدا بگو که صبر و تحملم تمام شده و خداوند ظالم نيست و از تو مي پذيرد.

اصل نهم:
نبايد به غير خداوند دل بست، تنها راه گرفتن حاجت و تنها راه رسيدن به کمال و سعادت، خداوند است. روايت شده که روزي موسي بر مردي گذشت که در حال سجده، گريه و زاري مي کرد و خدا را مي خواند. موسي عرض کرد پروردگارا اگر حاجت اين بنده به دست من بود مسلّم برآورده مي کردم، خدا به موسي وحي فرستاد که او مرا مي خواند در حالي که دلش با گوسفندانش است پس اگر آنقدر مرا سجده کند که مهره هاي پشتش خشک شود و ديدگانش نابينا گردد دعايش را مستجاب نمي کنم.

پس نبايد از ديگران توقّع داشت، نبايد دل به چيزي يا کسي خوش کرد، نه به مقام و پست و نه به مال و حساب بانکي و نه ياري دوستان و آشنايان و نه هيچ کس ديگري.

البته در صورتي که کسي کمکي کرد و مشکلي از ما را حلّ کرد بايد از او قدرداني کنيم زيرا که او وسيله اي از سوي خداوند است که اگر از او تشکر نشود مثل اين است که شکرگذار خدا نبوده ايم زيرا خداوند مي فرمايد«لم يشکر المخلوق، لم يشکر الخالق»

ولي بايد تنها اميدمان خداوند باشد و دل به هيچ چيزي وهيچ کسي خوش نکنيم. رسول خدا(ص) فرمودند که خدا مي فرمايد:« هر مخلوقي که به مخلوق ديگر پناه ببرد و به من پناه نياورد، اسباب آسمانها و زمين را از وي قطع مي کنم، اگر از من درخواستي کند خواستۀ او را عطا نمي کنم و اگر دعا کند اجابت نمي کنم، امّا هر مخلوقي که به من پناه آورد و به مخلوق پناه نبرد، آسمانها و زمين را براي روزي او تضمين مي کنم و اگر دعا کند اجابت مي کنم و اگر در خواستي کند عطا مي کنم و اگر استغفار کند مي پذيرم»

روزي رسول خدا(ص) از جبرئيل سؤال کرد که توکّل چيست؟ جبرئيل پاسخ داد« اين است که انسان اعتقاد پيدا کند که هيچ مخلوقي نمي تواند به ديگري ضرر وارد کند يا سودي برساند و يا اينکه به ديگري چيزي بدهد يا چيزي را از ديگري بگيرد و يا مانع کاري شود مگر اينکه خداوند بخواهد و چنين کسي به سه چيز مي رسد، اگر براي ديگري کاري انجام مي دهد براي رضاي خدا انجام مي دهد، به هيچ کس غير خداوند اميد ندارد و از غير خداوند خوف ندارد»

بنابراين قبل از دعا کردن بر دعا کننده است که اعتقاد خود را مورد بررسي قراردهد که اگر از ديگران توقع برآورده شدن حاجتش را دارد و به ديگري غير از خدا دل بسته است، اعتقاد خود را مورد بازبيني و تصحيح قرار دهد و در واقع بداند که تمام نعمتهاي روي زمين از سوي خداوند است و اگر کسي، مالي، غزّت و جلالي، علمي و يا حتّي زيبايي دارد خداوند به او داده و خداوند منشأ و منبع اصلي نعمتها و رحمتهاي بي کران است.
حُسن يوسف در عالم کس نديد حُسن آن دارد که يوسف آفريد

اصل دهم:
از ديگر ارکان و اصول دعا کردن، اصرار در دعا است، از امام صادق(ع) نقل شده است که فرموده اند:« زياد دعا کنيد زيرا زياد دعا کردن کليد بخشش خداوند و وسيلۀ رسيدن به هر حاجت است، نعمتها و رحمتهايي نزد پروردگار است که جز با دعا نمي توان به آن رسيد و بدان هر دري را که بکوبي عاقبت گشوده خواهد شد» و در حديث ديگري است که «آنقدر دعا کن تا حاجت بگيري چرا که هر دري را زياد بزني بالأخره گشوده خواهي ديد»

پس بر بنده است که اصرار در دعا داشته باشد و از دعا کردن خسته نشود و آنقدر درب درگاه الهي را بزند تا باز شود. اصرار دردعا و استمرار در طلب کردن خواسته از شرايط و اصول اساسي دعا کردن است.

اصل يازدهم:
ديگر اينکه پنهاني و در خفاء دعا کند. خداوند در قرآن مي فرمايد:« پروردگار خود را از روي تضرع و بصورت پنهاني بخوانيد»

امام رضا(ع) در اين باره فرموده اند:«يک دعاي پنهاني بهتر از هفتاد دعاي علني و آشکار است» و از رسول خدا(ص) نيز نقل شده است که فرموده اند:« دعاي پنهاني هفتاد برابر بيشتر از دعاي آشکار فايده دارد»
بنابراين نه تنها پنهاني دعا کردن دستور ائمه مي باشد بلکه پنهاني دعا کردن باعث دور شدن از ريا و بيشتر شدن حضور قلب و تمرکز حواس نيز مي شود و علاوه بر اين، آرام و آهسته دعا کردن، تأييد عملي بر سميع بودن خداوند و اينکه از رگ گردن به ما نزديکتر است مي باشد.

اصل دوازدهم:
از اصول ديگر دعا کردن انجام عمل خير و نيک است، خداوند در قرآن کريم مي فرمايد:«رحمت خدا به کساني که اعمال صالح و نيک انجام مي دهند نزديکتر است»

وبه همين جهت است که قبل از دعا کردن، ائمه دستور به صدقه دادن يا خواندن نماز و يا قرائت قرآن داده اند. از پيامبر خدا(ص) است که فرموده اند:« هرکس نماز واجبي را بجا آورد نزد خدا دعايي مستجاب خواهد داشت» و در جايي ديگر فرموده اند« کسي که بدون عمل دعا کند مانند تيراندازي است که کمانش زه ندارد»

عمل صالح در برآورده شدن حاجات، آنقدر اهميت دارد که احاديث بسياري را به خود اختصاص داده است پس چه خوب است که فرد حاجتمند قبل از دعا کردن اعمال صالحي را که مورد رضاي خداوند قرار مي گيرد انجام دهد و چه بهتر اينکه اين اعمال صالح را بطور مداوم انجام دهد.

اصل سيزدهم:
از ديگر اصول و ارکان دعا کردن اين است که در هنگام دعا کردن بايد با اوج خواري و فقر دعا کند. حديث است که« بهترين دعا آن است که درد و غم را به هيجان آورد» بطور مثال اگر کسي از خدا طلب خانه دارد بايد هنگام دعا کردن از سختي اسباب کشي، مدارا با صاحب خانه، خرج حمل و نقل اسباب و اثاثيه، کرايۀ خانه و اجاره بها، وقت گذاشتن براي يافتن خانه، و امثال آن با خدا صحبت کند همانگونه که يک گدا براي بهتر گدايي کردن به هر گونه ترفندي روي مي آورد و از بدبختي و فلاکت خود بسيار سخن مي گويد، در برابر خداوند نيز بايد درد و رنج و غم را به هيجان آورد و با تمام وجود درخواست حاجت کرد و اين حاصل نمي شود مگر اينکه فرد، احساس نياز را در خود به اوج برساند و پيرامون نياز و ضعف خود زياد تفکر کند وبداند که تا خلأ و نياز وجود نداشته باشد درخواست با تمام وجود صورت نمي گيرد. بنابراين بر دعا کننده است تا پيرامون درخواستش بسيار تفکر کند و مقدار نيازش را بسنجد و در درون خود عطش ايجاد کند تا هنگام درخواست با تمام وجود طلب خواسته کند.

اصل چهاردهم:
از ديگر اصول و شرايط دعا کردن اين است که درخواستمان نبايد بر اساس هوي و هوس باشد، مثلاً اگر از خداوند درخواست مالي مي کنيم بايد به جهت آسايش زندگي و به جهت امور عبادي باشد، نه اينکه به جهت چشم و همچشمي، فخرفروشي، راحت طلبي و يا مواردي نظير اينها باشد.

پس بهتر است يکبار ديگر دعايمان را مرور کنيم و ببينيم که منشأ درخواستمان چيست و چه علتي دارد و اگر خداي نا خواسته امري غير شرعي، غير اخلاقي و يا غير انساني است آن را تصحيح کنيم.

بطور کلي در دعا کردن بايد حال و احوال ديگران را در نظر بگيري و مثلاً اگر مال و يا هر چيز ديگري طلب مي کني، براي اين نباشد که از فقراء پيشي بگيري يا از روي غرور، کينه و يا حسادت نباشد و اصلاً بخاطر اين نباشد که چون ديگران صاحب چيزي شده اند، تو آن را طلب کني و يا مثلاً چون دوستت به فلان پست و مقام رسيده است نکند که به تب و تاب بيوفتي که من نيز بايد به آن برسم. پس قبل از دعا کردن، بر دعا کننده است که منشأ دعاي خود را مورد بررسي قرار دهد تا دعايش به استجابت نزديکتر شود.

اصل پانزدهم:
از ديگر اصول، بندگي و اطاعت خداوند است.خود را فرض کنيد که براي قرض گرفتن پولي نزد کسي مي رويد که به او توهين کرده بوديد، يا خود، درخواست او را ردّ کرده يا به خانوادۀ او ظلم کرده ايد و يا اعتقادات او را تکذيب نموده ايد، آيا توقع داريد که او با شما به نرمي رفتار کرده و بدون هيچ دل خوري نياز شما را برآورده سازد. کسي که از اطاعت خداوند سرپيچي کرده، آيات الهي را ردّ نموده و يا به ائمه اطهار توهين کرده و نماز را ترک و مورد تکذيب قرار داده چگونه توقع دارد که خداوند حاجت او را به راحتي بدهد، آيا نبايد معذرت خواهي کند و در عبادت و اطاعت الهي کوشا باشد.

پس بايد در عبادت و بندگي خود تجديد نظر کرده و کاستي ها را بر طرف نماييد و محکمتر در راه عبادت و بندگي قدم برداريد و اين را نيز بدانيد که مهم نيست در ابتداي راه بندگي باشيد يا اواسط و يا اينکه به آخر خط رسيده باشيد، مثلاً فرض کنيد از تهران راهي شيراز هستيد، مهم نيست که نزديک شيرازيد يا اصفهانيد يا همان حوالي تهران. مهم اين است که مسير را صحيح مي رويد و اگر احياناً مسيري را اشتباه رفته ايد به راه اصلي بر مي گرديد. در راه بندگي، انجام واجبات و ترک محرمات نيز مهم نيست که کجاي راه قرار داريد مهم اين است که راه بندگي را صحيح مي پيماييد و رو به سوي خدا گام بر مي داريد و اگر گناهي مرتکب شديد توبه کرده و به مسير اصلي بر گرديد.

بنابراين از اينکه از خداوند دور شده ايد و تا رسيدن به سعادت و کمال راه زيادي در پيش روي شماست نهراسيد، همين که راه صحيح را مي پيماييد اميدوار باشيد که خداوند حاجت شما را خواهد داد در واقع قرار داشتن در راه صحيحِ به خدا رسيدن، دعاي شما را به برآورده شدن نزديکتر مي کند.

اصل شانزدهم:
اخلاص و نيت صادقانه از شرايط ديگر دعا کردن است در اين باره خداوند مي فرمايد« پس بخوانيد خدا را در حالي که نسبت به دين اخلاص داشته باشيد» و از حضرت علي(ع) است که فرموده اند:« عطاياي خداوند به اندازۀ نيت افراد است» پس در دعا کردن نبايد ريا و تزوير و نيت غير الهي راه داشته باشد و علاوه بر آن بايد ديگران را نيز در دعاي خود وارد کرده و براي ديگران نيز دعاي خير کنيد تا بوسيلۀ دعاي خير براي ديگران و داشتن اخلاص و نيت صادقانه دعاي شما به برآورده شدن نزديکتر شود.

اصل هفدهم:
بزرگترين و بهترين را خواستن از ديگر اصول دعا کردن است، از رسول خدا(ص) که فرموده اند:« در برابر ذات اقدس احديت، چيزي بزرگ نيست پس اگر علم مي طلبي بخواه به مقام امام صادق(ع) برسي و اگر معنويت مي خواهي بطلب که به اوج مقام معنوي برسي و اگر مال و اموال در خواست داري بقدري بطلب که تا آخر عمر از لحاظ مالي آسوده خاطر باشي و هيچگاه به کم و کوچک بسنده نکن. که علاوه بر آن، زماني که بزرگترين و بهترين را در خواست مي کني در واقع اظهار مي کني که به قدرت و بزرگي خداوند ايمان داري و اين يعني نزديک شدن حاجت شما به برآورده شدن.

اصل هجدهم:
دعايي که در بردارندۀ اسم اعظم الهي است به استجابت نزديکتر است و در احاديث بسياري است که دعايي که مشتمل بر اسم اعظم باشد ردّ نمي شود البته بايد دانست که غير از انبياء و اولياء الهي کسي از اسم اعظم الهي اطلاع ندارد که به عينه کدام اسم، اسم اعظم است هر چند در روايات فراوان به طور کنايه به آن اشاره شده است که مثلاً فلان دعا يا فلان آيه داراي اسم اعظم است که بنابر روايات وارده اسم اعظم به احتمال قوي يکي از اين اسامي است« الحي القيوم»، «الله»، «الرحمن»، «ذوالجلال والاکرام» و « لاإله إلا الله»

بنابراين براي اينکه دعا به استجابت نزديکتر شود خداوند را با اسم اعظم الهي صدا زده و بعد طلب حاجت نمائيد.

اصل نوزدهم:
جهت اينکه دعاي ما به استجابت نزديکتر شود در احاديث وارد شده است که بايد به درگاه الهي واسطه ببريم و در اين باره در قرآن کريم آمده است:« بسوي خداوند واسطه بجوييد»

فرض کنيد کسي خطايي مرتکب شده است و پدرش از دست او عصباني است، اين فرد براي اينکه به راحتي رضايت پدرش را جلب کند مادرش را واسطه قرار مي دهد، فرد دعا کننده نيز بايد واسطه اي که نزد خداوند داراي عزّت و قرب خاص است به درگاه الهي معرفي کند چرا که خداوند هيچگاه اين واسطه ها را ردّ نمي کند. خداوند در سوره مائده فرموده است« اي کساني که ايمان آورده ايد، پرهيزگار باشيد و وسيله اي براي تقرّب به خداوند انتخاب کنيد»

و چه واسه هايي نزد خداوند عزيزتر و محبوبتر از ائمه وجود دارد که در اين مورد احاديث زيادي وارد شده است و حتّي انبياء قبل از پيامبر اسلام نيز به ائمه متوسل مي شدند و آنها را واسطه قرار مي دادند، حضرت آدم به خداوند عرض کرد« خداوندا به حقّ محمد از تو مي خواهم که مرا ببخشي» و يا حضرت يونس هنگام واقع شدن در ظلمات براي رهايي به پيامبر و خاندان او متوسل شد.

دستور صلوات قبل از دعا کردن نيز نوعي توسل به ائمه محسوب مي شود که در اين باره خداوند فرموده اند:« دعايي که اول و آخرش صلوات باشد را ردّ نمي کند» و يا دعاي توسل که يکي از آموزه هايي است و واسطه بردن به درگاه الهي را به ما مي آموزد و همچنين خود انبياء و اولياي الهي نيز در زمان گرفتاري، اهل بيت خود را واسطه قرار مي دادند و خداوند را به اهل بيت خود قسم مي دادند. پس بر فرد حاجتمند است که از مسير اصلي يعني از راه اهل بيت و ائمه اطهار نزد خداوند برود و آنها را شفيع خود قرار دهد.

و نکتۀ ديگر اينکه علاوه بر واسطه بردن به درگاه الهي، بايد هر واسطه اي را در مورد مطلوب خاصي معرفي کند مثلاً اگر شهادت مي خواهد امام حسين(ع) را واسطه و شفيع قرار دهد، اگر خواهان علم است به در خانۀ امام صادق(ع) برود و اگر خواهان رزق و روزي و مال است سراغ کريم اهل بيت، امام جواد(ع) برود (البته اين بدان معنا نيست که نمي توان از ديگر ائمه در خواست کرد و کاري از دست آنها بر نمي آيد بلکه بهتر آن است که هر چيزي را از کسي که در آن شهرت دارد طلب کند)

اصل بيستم:
از اصول ديگر دعا کردن اين است که هر دعايي را در مورد مطلوب خاص خود بکار ببرد. در کتب ادعيه اي، دعاهاي فراواني وجود دارد که هر کدام براي امري بيان شده است مثلاً دعا جهت بهبود حال بيمار، دعا جهت وسعت رزق و يا دعا جهت توفيق در کارها.

بنابراين بهتر است که جهت برآورده شدن حاجات از دعاي مخصوص به آن استفاده کنيم

اصل بيست و يکم:
از ديگرشرايط و اصول دعا کردن اين است که ظرف شکم را هنگام دعا کردن خالي بگذارد، ازپرخوري دوري کند، از غذاهاي تند و تيز مثل پياز و سير و فلفل و امثال آن بپرهيزد و حتّي المقدور روزه باشد. در حديث است که « دعاي روزه دار هنگام افطار ردّ نمي شود»

خالي بودن شکم و عدم پر خوري علاوه بر اينکه بيماري را دور مي کند موجب خشنودي خداوند است بگونه اي که خداوند دوست دارد ظرفي را که خالي است تا با برآوردن حاجت پُر کند.

در حديثي از رسول خدا(ص)است که فرموده اند:« چهار طائفه است که دعاي آنها رد نمي شود و درهاي آسمان براي دعاها گشوده شده و تا عرش مي رسد که چهارم آن طائفه، دعاي روزه دار است تا زماني که افطار کند»

اصل بيست و دوم:
دعاي دعا کننده نبايد با حکمت الهي منافات داشته باشد، حضرت علي(ع) مي فرمايد:«خداوند سبحان حکمت خويش را نقض نمي کند بنابراين هر دعايي را مستجاب نمي سازد»

خداي متعال بر اساس حکمت خود اين عالم را طبق قوانين خاص اداره مي کند و هيچگاه اين قوانين را نقض نمي کند، بنابراين استجابت دعا بايد از مسير قوانين و سنن الهي جريان يابد و اگر دعايي نقض کنندۀ اين مطلب باشد، مستجاب نمي شود و خداوند متعال فقط کريم نيست بلکه حکيم نيز است و هيچ صفتي از صفات او، صفت ديگرش را نقض نمي کند. بنابراين بر دعا کننده است که دعاي خودش را مورد بررسي قرار دهد که اگر با حکمت الهي منافات دارد آن را تصحيح کند تا مورد استجابت واقع شود.

اصل بيست و سوم:
از ديگر شروط، جهت برآورده شدن حاجات ولايتمداري و پيروي از ولايت است چنانکه امام رضا(ع)فرمودند« استجابت دعا به کسي اختصاص دارد که ولايت ما را پذيرفته باشد» حتّي بالاتر از اين، بايد گفت که شرط قبولي اعمال ما نيز، پذيرش ولايت است همانگونه که امام رضا(ع) در حديث معروفي فرموده اند:« »

دعا کردن براي امام زمان(عج)، دوست داشتن آن حضرت و پيروي از آن حضرت و نائب ايشان از ارکان اساسي و اصلي ترين شرط برآورده شدن حاجت محسوب مي شود که بدون آن دعا حتّي بالا هم نمي رود چه برسد به اينکه اميد برآورده شدن باشد.

پس بر دعا کننده است که اگر در مورد ولايت و ولايت پذيري مشکل دارد تحقيق و تفحص کند و با استفاده از منابع معتبر، اعتقاد خود را مورد تجديد نظر قرار دهد و مطمئن باشد که با راسخ شدن عقيده در زمينۀ ولايت پذيري، دعاي او نه تنها يک قدم بلکه چندين قدم به استجابت نزديکتر مي شود.

اصل بيست و چهارم:
در حديث است که امام صادق(ع) فرمودند:« هر کس در غياب برادر مؤمن خويش براي او دعا کند، از آسمان ندا داده مي شود، اي فلاني براي توست مانند آنچه را که براي برادرت درخواست نمودي و براي توست صد هزار برابر آن»

حال با کمي تأمل مي توان دريافت که چقدر دعا براي صاحب الزمان حضرت ولي عصر(عج) ارزشمند است، وقتي دعا براي مؤمن صد هزار برابر ارزش دارد دعا براي امام مسلمين و فرمانروايي که سبب هستي است چقدر و چند برابر ثواب دارد.

در حديث است که« براي فرج امام زمان(عج) بسيار دعا کنيد چرا که فرج شما نيز در آن است» پس در دعا کردن، امام خود را فراموش نکنيد، نه اينکه او به تو محتاج است بلکه همانگونه که از حديث فهميدي تو به او محتاجي پس صد هزار ثواب ضمانت شده را به يک دعايي که معلوم نيست مستجاب شود يا نه عوض نکن. از خود آن حضرت نقل شده است که فرموده اند« طلبُ المَعارف مِن غيرِ طريقنا ذَلَّ» و از اما معصوم است که « نحنُ أسماءُ الحُسني» لذا بايد گفت که مسير اصلي رسيدن به خدا، ائمه اطهار بخصوص امام زمان است.

بنابراين بر دعا کننده است که قبل از درخواست حاجت، توجّه امام زمان خود را جلب کند تا دعايش به استجابت نزديکتر شود و البته اين جلب توجّه نبايد به جهت گرفتن حاجت باشد بلکه هميشه در معرض ديد آن بزرگوار باشد تا حاجت او به اجابت نزديکتر باشد.

اصل بيست وپنجم:
از ديگر اصول، اصل تبرّي است که باعث مي شود تا درخواست دعا کننده به استجابت نزديکتر شود. همانگونه که اصلي به نام اصل تولّي و حبّ اهل بيت و ولايتمداري وجود دارد، اصلي نيز بنام تبرّي و دشمني با دشمنان ائمه وجود دارد.

کسي که کوچکترين حبّي نسبت به دشمنان دين در دلش باشد بداند که حاجت او روا نمي شود و نيز بدان که اين صفت با قول و فعل و حتّي با حالات ظاهري و قلبي ايجاد مي شود و فرد دعا کننده با زبان و چهره و حالات قلبي بايد از دشمنان اسلام و ولايت و از دشمنان دين و اهل بيت برائت بجويد تا بتواند نزد خداوند و نزد واسطه هاي درگاه الهي يعني اهل بيت(ع) داراي مقام و منزلت باشد، سپس طلب حاجت نمايد و نسبت به برآورده شدن آن اميد بيشتري پيدا کند.

اصل بيست و ششم:
از اصول ديگر دعا کردن که شاه کليد ديگر اصول است، شکسته دلي است. فردي که دل شکسته شده است دعايش ردّ نمي شود و آه شکسته دل غوغا مي کند

در کوي ما شکسته دلي مي خرند وبس بازار خود فروشي از آن سوي ديگر است

حال سؤال است که چگونه مي توان شکسته دلي را ايجاد کرد؟

براي اين منظور بايد باور کند که تنهاست و هيچ احد الناسي نمي تواند به او کمک کند و اگر رحمت و نعمتي به او مي رسد به إذن و خواست خداست.

احساس تنهايي، شکسته دلي مي آورد، روزي که هر کس به دنبال زندگي خودش است و به اصطلاح کلاه خود را چسبيده که باد نبرد، چگونه مي توان به ديگران تکيه کرد و به گفتۀ آنها دل خوش نمود.

ديگر اينکه علاوه بر احساس تنهايي بايد احساس نياز و فقر را در خوش رشد دهد زيرا احساس کوچکي و نياز و بي چيزي، دلشکستگي مي آورد، از همين رو فُقرامعمولاً محزون و دلشکسته اند و از همين جهت است که نزد خدا داراي قرب خاصي مي باشند.

در حديث قدسي، خداوند خطاب به حضرت اسماعيل(ع) مي فرمايد که مرا نزد دلهايي بجوييد که بخاطر من شکسته است. پرسيد که آنها چه کساني هستند، فرمود: آنان فقيران صادق اند.

پس فقر و کوچکي ونياز خود را زياد ياد آور شده تا دلت نرم گردد و دعايت به استجابت نزديکتر شود.

و سوم چيزي که دلشکستگي مي اورد اظطرار است، آدمي که چاره اي نداشته باشد و راهي براي رسيدن به مطلوبش پيدا نکند، دلشکسته مي شود.

بنابراين بر دعا کننده است که با بيان کوچکي و فقر و احساس تنهايي کردن و بريدن از ديگران در وجودش دلشکستگي ايجاد کند تا دعايش به اجابت نزديکتر شود.

اصل بيست و هفتم:
از ديگر شروط دعا کردن، لذّت بردن از دعا مي باشد و مقصود از دعا کردن همين ارتباط عاشقانه است و خداوند که امر به دعا کردن نموده در واقع امر به برقراري يک رابطۀ عاشقي و معشوقي نموده است.

همانگونه که عشاق وقتي با هم خلوت مي کنند عاشق از معشوقه اش تعريف و تمجيد کرده و معشوقه دلبري و دلربايي مي کند، خداوند نيز در دعا و هم کلام شدن با بنده اش قصد دلبري و دلربايي دارد.

اگر بنده عاشق خداوند شود و او را معشوقه خود قرار دهد، از او تعريف کند و مورد حمد و ثنا قرار دهد خداوند نيز عاشق انسان مي شود و او را معشوقه خود قرار مي دهد، آنگاه است که درخواست هايش مورد عنايت خداوند قرار مي گيرد.

در حديث است که «بنده اي به درگاه خدا رجوع ميکند و با خدا هم کلام شده و حمد و ثناي او را بجا مي آورد ولي طلب حاجت نمي کند خدا حاجت او را مي دهد»

بنابراين اساس دعا کردن ايجاد رابطۀ عاشقانه با خداوند و احساس لذّت کردن از اين رابطه است به همين جهت است که تأکيد شده تا خداوند را در خفاء و بصورت پنهاني بخوانيم در حال آرامش دعا کنيم و با خداوند رابطه اي عاشقانه داشته باشيم.در حديث است « اگر کسي خداوند را مدح و ثنا کند و لي فراموش کند حاجتش را بخواهد خداوند حاجت او را برآورده مي سازد»

اصل بيست و هشتم:
عدم از اين شاخه به آن شاخه پريدن، نکتۀ ديگري است که بايد رعايت شود. کسي که مستأجر است و از خداوند رهايي از وضعيت خانه بدوشي را طلب مي کند نبايد يک روزطلب خانه اي کوچک کند يک روز صاحبخانۀ خوبي بطلبد و روز ديگر يک خانۀ ديگر در منطقه اي ديگر را بطلبد و کسي که بيکار است نبايد مثلاً امروز کار در فلان اداره را طلب کند و روز بعد کار در فلان مغازه و بعد دوباره تغير نظر داده و چيز واحدي را نطلبد.

پس بهتر است دعا کننده مطلب واحدي را انتخاب کند و روي آن پا فشاري نمايد و اصرار بورزد زيرا يک خواستۀ واحد به استجابت نزديکتر است تا مدام تغير نظر داده و چيز واحدي را نطلبد.

فرض کنيد نزد دوستتان رفته ايد و درخواستي داري ولي به محض بيان ، درخواست خود را عوض کرده و چيز ديگري مي طلبيد و باز هم قبل از برآورده شدن نيازتان تغير نظر داده و نياز ديگري را بيان مي کنيد.
مسلماً دوست شما نمي داند که کدام نياز شما را برآورده سازد در مقابل خداوند نيز بايد موضع واحدي داشته باشيد و درخواست واحدي را ارائه دهيد.

اصل بيست و نهم:
از ديگر اصول و شرايطي که رعايت آن دعا را به اجابت نزديکتر مي کند بيان جزئيات درخواست است مثلاً کسي که از خداوند فرزندي را مطالبه مي کند بگويد که فرزندي صالح، سالم، زيبا و رشيد مي خواهم، فرزندي که دستگير ايام پيري ام شود، مايۀ آبروي من بوده و موجب خشنودي خدا گردد و يا کسي که خانه مي خواهد تعيين کند که چگونه خانه اي مي خواهد، در کدام منطقه باشد، چه اندازه اي داشته باشد و داراي چه امکاناتي باشد.

بيان جزئيات در برآورده شدن سريعتر دعا بسيار مؤثر است.

اصل سي ام:
و اصل ديگر اينکه اگر حاجتي و درخواستي داري نسبت به خواسته ات بايد درگير همان خواسته شوي مثلاً اگر شهادت مي خواهي بايد به قبرستان روي و در مورد مُرده ها و شهداء تفکر کني، فرق بين مُردن و شهيد شدن را درک کني، در مورد مقام شهيد مطالعه کني و دائماً به ياد مرگ و معاد و قبر باشي، احاديث و آيات در اين رابطه را بخواني و خود را شبيه شهداء کني. و همچنين اگر از خدا درخواست مال و اموال داري، بايد سعي کني حق الناسهايي که برعهده ات است بپردازي، پيرامون فقر و ثروت تفکر کني، بنگري که ثروت چه نقشي مي تواند در زندگي ات داشته باشد، بداني بيکاره چقدر مذموم و قناعت چقدر ممدوح و خوب است، در مورد وضع اقتصادي کشور خود بهتر و بيشتر بداني، از مالت انفاق کني، صدقه بدهي و بطور کلي درگير امور مالي شوي.

کسي که دائماً در گير خواسته اش مي شود دعايش به اجابت نزديکتر مي شود.

اصل سي يکم:
توجه و تمرکز و عدم عجله براي برآورده شده حاجت اصل و رکن ديگري است که بايد رعايت شود، پس براي دعا کردن بايد وقت گذاشت و با حوصله، مقدمه چيني، توجه کافي، طمأنينه و آرامش دعا کرد.

امام صادق(ع) در اين رابطه فرموده اند:« به درستي که بنده هنگامي که دعا مي کند خداوند متعال در صدد برآورده ساختن حاجت اوست تا زماني که او عجله نکند» ودر حديث ديگر فرموده اند:« وقتي که دعا کردي، با اقبال و توجه دعا کن» بنابراين بر دعا کننده است که براي دعا کردن وقت بگذارد و عجله نکند و با توجه و تمرکز حواس با خداي خودش رابطه برقرار کند.

اصل سي دوم:
نظافت و پاکيزگي باعث نزول رحمت الهي است، در حديث است« وجود تار عنکبوت در خانه موجب فقر مي شود» و در حديث ديگري است که « اگر شب هنگام، ظرفي نشسته در خانه داشته باشي، فقر به سراغت مي آيد»، حديث است که« خداوند دوست دارد دهاني را که مسواک زده» و در حديث ديگر است که« نظافت از ايمان است» و حتّي آمده که «نصف ايمان پاکيزگي و نظافت است» ومعلوم است که دعاي با ايمان ودعاي کسي که خدا او را دوست دارد به اجابت نزديکتر است.

پس بر فرد حاجتمند و دعا کننده است که با ظاهري آراسته و باطني پاکيزه در مکاني تميز دعا کند و حتّي فراتر از زمان دعا، زندگي اش نيز تميز و پاکيزه باشد.

اصل سي و سوم:
از شرايط واصول دعا کردن اين است که دعا کننده قبل از دعا کردن موانع استجابت را برطرف کند. برطبق احاديث وارده، بعضي از اعمال و رفتارها مانع استجابت دعا هستند که سؤنيت، نفاق، تأخير در نماز اوّل وقت، بد زباني، غذاي حرام، ترک انفاق در راه خدا، غفلت قلب و ترک امر به معروف و نهي از منکر بخشي از موانعي است که باعث به اجابت نرسيدن حاجت مي شود.

پس بردعا کننده است که قبل از دعا کردن بيانديشد تا اگر مانعي وجود دارد مانع را بردارد تا دعايش يک گام به اجابت نزديکتر شود.

اصل سي چهارم:
از ديگر اصول دعا کردن اين است که قبل از بلا دعا کني چرا که دعا قبل از رسيدن بلا اثر بيشتري دارد مثل روغني است که درون شيشه است، تلاش جهت اينکه روغن روي زمين نريزد راحتتر است ولي وقتي روغن روي زمين ريخت جمع آوري آن مشکل مي شود ويا مثلاً فرزندي داري که صالح است، هرچند که ظاهراً دعا به جهت صالح بودن او معنا ندارد ولي ممکن است به راحتي از راه صحيح منحرف شود، پس قبل از اينکه فرزند ناخلف شود دعا کردن به اجابت نزديکتر است تا بعد از اينکه منحرف شود.

از پيامبر خدا(ص) است که فرموده اند:« تنها دعا است که قضا را رّد مي کند»

و از امام صادق(ع) است که ايشان نيز فرموده اند:« هر کس که مي ترسد بلايي به او برسد اگر پيش از هر چيز دعا کند خداوند هرگز آن بلا را به نشان نمي دهد»

و همچنين علي(ع) فرموده اند:« مبادا کسي که فعلاً بلايي به او روي نياورده و در عافيت زندگي مي کند ولي در آينده از آن در امان نيست گمان کند که انسان گرفتار، به دعا نيازمند است»

وباز حضرت علي(ع) داند که « آن کس که به شدّت گرفتار دردي است نيازش به دعا بيشتر از تندرستي که از بلا در امان است نيست»

و از امام باقر(ع) است« برمؤمن سزاوار است همانگونه که در شدّت و سختي دعا مي کند در روزگار آسايش و نعمت نيز دعا کند و شايسته نيست که چون حاجتش برآورده شد، سست شود و از دعا خسته گردد زيرا دعا نزد خداوند سبحان منزلت دارد»

پس بر دعا کننده است که حالت دعا را در همۀ زمانها براي خود حفظ کند.

در حديث است که خداوند، بنده را به بلا و مصيبت و گرفتاري دچار مي کند تا او را به در گاهش بکشاند در صورتي که اگر بنده مدام و در زمان امنيت و آ سايش درگاه الهي را رها نکند قطعاً خداوند براي کشاندن او به درگاهش بلا و مصيبت نمي فرستد چون اين کار بيهوده و لغو خواهد بود که ازخداوند به دور است.

گاهي بنده به درگاه الهي مي رود و درخواست مي کند ولي خداوند به ملائکه اش دستور مي دهد که حاجت او را به تأخير بياندازيد چون من صداي او را دوست دارم. از اين کلام خداوند برداشت مي شود که اگر فردي دائماً به درگاه الهي برود و با خداوند هم کلام شود ديگر نيازي نيست که حاجت او به تأخير بياندازد چرا که صداي او آشناي هميشگي است.

اصل سي پنجم:
«إن تنصرالله ينصُرکُم و يثبت اقدامَکُم» يعني اگر خداوند را ياري کنيد، خداوند نيز شما را ياري مي کند.

هدف از خلقت رسيدن انسانها بسوي کمال و سعادت است و خداوند دوست دارد که بنده هايش بسوي او رفته و به کمال و خوشبختي برسند و خداوند فرموده که هر کس به ديگران کمک کند تا وارد راه سعادت و کمال شوند خداوند او را ياري مي کند.

کسي که تبليغ دين خدا مي کند و آبروي اهل بيت را حفظ کرده و باعث رشد ديگران مي شود نزد خدا مقرب تر است و خدا در رفع نيازهايش او را ياري مي کند.

اصل سي و ششم:
در حديث است« اگر کسي براي برادر مؤمن خود دعا کند صد هزار برابر آن را به او مي دهد» و از امام صادق(ع) فرموده اند:«هر در دعاي خود چهل مؤمن را مقدم دارد و سپس براي خود دعا کند دعايش مستجاب مي شود» و در جايي ديگر فرموده اند:« کسي که براي برادر مؤمن خود در غياب او دعا کند پس خداوند فرشته اي را براي او مي گمارد که به او مي گويد براي تو دو برابر است» پس بر دعا کننده است که برادران مؤمن و نيازمند خود را فراموش نکند و آنها را در دعاي خود شريک کند چرا که دعا براي ديگران علاوه برمحاسني که در احاديث گذشته بيان شد موجب تقويت ايثار و از خودگذشتگي در وجود فرد مي شود.

خلاصۀ اصول دعا کردن
1- نزديک پنداشتن خداوند و اعتقاد به اينکه خدا نزديک ماست و مي شنود.
2- بر گردن نداشتن حقوق الناس و دوري از گناه و توبه کردن از گناهان
3- رعايت احترام و ادب در مقابل خداوند هنگام درخواست حاجت
4- اعتقاد داشتن به قدرت الهي و اينکه او قادر است تمام نيازهاي ما برطرف سازد.
5- غذا بايد پاک و کسب بايد حلال باشد.
6- بجا آوردن شکر عملي و لساني نعمتهاي الهي
7- داشتن حالت خوف و رجاء
8- به انتها رسيدن صبر و مضطر شدن
9- دل نبستن به غير خداوند و تنها از خداوند طلب حاجت کردن(توکل)
10- اصرار و پافشاري در طلب خواسته
11- دعا کردن در خلوت و پنهاني
12- انجام عمل صالح و خير
13- به هيجان آوردن درد و غم و با اوج خواري و ذلّت و نياز دعا کردن
14- عدم درخواست بر اساس هوي وهوس
15- بجا آوردن بندگي و اطاعت خداوند
16- داشتن اخلاص و نيت صادقانه و بزرگوارانه بودن دعا
17- بزرگترين و بهترين را درخواست کردن
18- استفاده از اسم اعظم الهي در دعا کردن
19- واسطه بردن به درگاه الهي
20- بکار بردن هر دعا در مورد مطلوب خاص خود
21- داشتن روزه و خالي ظرف شکم
22- منافات نداشتن خواسته با حکمت الهي
23- ولايتمداري و پيروي از ولايت
24- دعا براي امام زمان(عج)
25- برائت از مشرکين و منافقين و دشمني با دشمنان اسلام و دشمنان ائمه(ع)
26- دلشکستگي
27- ايجاد رابطه اي عاشقانه در هنگام دعا کردن و لذّت بردن ار دعا
28- عدم شاخه به شاخه شدن در هنگام طلب خواسته
29- بيان جزئيات در هنگام طلب خواسته
30- درگي خواسته شدن قبل و بعد از دعا کردن
31- توجه، تمرکز و عدم عجله در دعا کردن
32- رعايت نظافت و پاکيزگي
33- برداشتن موانع استجابت دعا
34- دعا کردن قبل از رسيدن بلا و قبل از دچار شدن به گرفتاري
35- تبليغ دين خدا و ترويج راه ائمه
36- دعا براي ديگران و مقدم شمردن ديگران در دعا کردن

آداب دعا کردن
همانگونه که بيان شد آداب دعا کردن به شرايط ظاهري دعا کردن مي گويند که رعايت هر کدام از اين آداب، دعاي دعا کننده را يک قدم به استجابت نزديکتر مي کند. اين آداب عبارتند از:

1- با وضو دعا کردن
در اين باره امام صادق(ع) فرموده اند:« کسي که حاجتي را در حالي که وضو نداشته باشد بخواهد و حاجتش برآورده نشود ملامت نکند مگر خودش را»

2- قبل و بعد از دعا کردن صلوات فرستادن

دیدگاه ها

باسلام.
بسیارعالی وپرمحتوابود وبهره ی کامل از مطالبتون رو کسب کردم خداوندمتعال این خدمت خالصانه ی شمارا موردقبول درگاه خود قراردهد ان شاءالله

خداوند کارهای خیرتان را از هر گونه عجب و ریا و آفتی حفظ کند و شما را در مسیر خدمت به دین اسلام یاری و تایید نماید .
باشدکه در این دوران سر گردانی جوانان در مقابل جاذبه های بسیار وسوسه انگیز شیاطین انس و جن، وسیله ای باشید در ایجاد امید و اشتیاق به هدایت انان به دامان پر مهر اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام. علی ع یار و مددکارتان التماس دعا

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 10 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .