- داستان توبه داوود طايي
- براي کاملتر ديدن اين سايت بهتر است از مرورگر موزيلا يا فاير فاکس و کروم و مانند آن استفاده کنيد.
- بيش از 140 کتاب اخلاقي در کتابخانه سايت درج شده است.
- شما مي توانيد سوالات خود را با شماره پيامک 30001619 براي ما ارسال و جواب دريافت نماييد.
- شما به راحتي مي توانيد از کتابخانه سايت کتاب هاي مفيدي را کپي و مطالعه کنيد .
- سوال خود را در قسمت مخصوص درج کنيد تا پاسخ براي شما ارسال شود !
- شما مي توانيد نظرات تکميلي يا انتقادي خود را زير هر مطلبي درج کنيد!
- پاسخ سوالات خود را در بانک پرسش ها جستجو کنيد !
- امکان درج مطالب و مقالات ارسالي شما در سايت وجود دارد.
احساس خوشبختي افراد لاابالي
منظورتان از خوشبختي چيست؟ آيا منظورتان مثل گاو خوردن و مثل خرس خوابيدن و مثل ميمون بازي كردن و مثل خروس شب و روز شهوتراني كردن است؟ اگر خوشبختي اين است، پس خوشا به حال گاو و خرس و ميمون و خروس. خداوند متعال در مورد همين به نظر شما خوشبختها مي فرمايد: « ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ـــــ رهايشان ساز تا بخورند، و بهره گيرند، و آرزوها آنان را غافل سازد؛ پس به زودى خواهند فهميد» (الحجر:3)
اگر اين گونه امور خوشبختي بودند چرا خداوند متعال بيشتر آن را نصيب انبياء و اولياء نكرده است؛ حال آنكه خداوند متعال بهترين نعماتش را به آنها داده است.
خداوند متعال مي فرمايد: « وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُون ــــ اگر همه ي مردم امّت واحد( امّت واحد در گمراهى) نمي شدند، ما براى كسانى كه به(خداوند) رحمان كافر مىشدند خانههايى قرار مىداديم با سقفهايى از نقره و نردبانها و پلكانهايي كه از آن بالا روند» (الزخرف:33)
يعني اگر مومنان به شكّ نمي افتادند، خداوند متعال كفّار چنان در مال دنيا غرق مي نمود كه حتّي سقف خانه هايشان هم از نقره باشد.
3ـ خوشبختي و بدبختي
بايد ديد سعادت(خوشبختي) و شقاوت (بدبختي) حقيقتاً چيستند؟ آيا در رفاه بودن يا دكتر و مهندس و دانشمند شدن يا با دكتر و مهندس ازدواج كردن يا در محيط اسلامي متولّد شدن و رشد يافتن يا زيبا بودن قيافه ي ظاهري و امثال اين امور به معني خوشبخت شدن يا مستلزم سعادت است؟ و در مقابل، آيا فقر و بيماري و در زحمت و رنج بودن يا قيافه ي نازيبا داشتن يا در محيط كفر متولّد شدن و امثال اين امور برابر يا مستلزم شقاوت و بدبختي است؟ اگر كسي چنين مي انديشد پس بايد بسياري از كفّار و منافقين را سعادتمند و خوشبخت و بسياري از مومنان و انبياء و اولياء الهي را بدبخت بپندارد؛ و اگر كسي با چنين پنداري زندگي مي كند، او اساساً نمي تواند به خدا ـ به عنوان خير محض ـ ايمان داشته باشد.
در منظر اديان الهي و خداوند متعال، سعادتمند و خوشبخت آن كسي است كه بنده ي مطيع خدا باشد، چه در خانواده ي مومن متولّد شده و در اوج زيبايي و رفاه و ثروت و مقامات دنيوي باشد و چه در خانواده ي كافر متولّد شده، چهره اي نازيبا داشته و غرق در فقر و رنج و بيماري و... باشد. بر اين مبنا، دنيا اساساً نه جاي خوشبختي است نه جاي بدبختي، بلكه فقط و فقط جاي كسب خوشبختي و بدبختي حقيقي است. لذا آنكه دنيا را جاي بهرمند شدن و لذّت بردن مي انگارد از اساس دچار مشكل جهان بيني است؛ يعني جهان بيني الحادي دارد، اگر چه ظاهراً مسلمان و مؤمن است. در منظر عاقلان حقيقي ـ نه آنها كه خود را عاقل مي پندارند ـ دنيا همچون مزرعه اي است كه انسانها خود و اعمالشان را در آن مي كارند تا خود و نتيجه ي اعمالشان را در عالم برزخ و آخرت برداشت نمايند. دقّت شود! دنيا فقط جاي كاشتن اعمال نيست؛ بلكه ما خودمان را هم در همين دنيا مي كاريم تا در برزخ و آخرت ، خودمان را هم برداشت كنيم. و محلّ تولّد، چهره ي ظاهري، فقر و ثروت، رفاه و رنج، سلامتي و بيماري، ازدواج كردن، امكان ازدواج نداشتن و ... همگي صرفاً ابزارهاي كشت و كار مي باشند؛ و هيچكدام از اين ابزارها هم بهتر از ديگري نيستند؛ بلكه هر ابزاري كه به شخصي داده شده، متناسب با استعدادهاي ذاتي اوست؛ و او تنها از راه همان ابزارها امكان ترقّي دارد؛ و تكليف او نيز متناسب با همان ابزارهاست؛ « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها ــــ خداوند كسي را مكلّف نمي كند مگر متناسب با آنچه كه به او داده است». يا به تعبير ديگر اين امور يا شرائط، سوالات امتحاني هستند كه انسانها بسته به نوع جوابهايي كه به آنها مي دهند سرنوشت بعد از مرگ خود را مشخّص مي نمايند. و البته شكّي نيست كه سوالات امتحاني هر كسي مختصّ خود اوست؛ چرا كه استعدادهاي ذاتي او غير از استعدادهاي ديگران است.
پس عدل خدا به اين نيست كه در اين دنيا به هر كسي چه بدهد؛ بلكه عدل الهي به اين است كه در برابر آنچه داده چه بخواهد. اگر خدا به كسي رفاه و ثروت و زيبايي و خانوده و محيط صالح و همسر خوب داده، تكليف متناسب با آن را هم از او خواسته است؛ و اگر كسي را نسبت به ديگران نازيبا آفريده يا در فقر و رنج يا بي همسر يا داراي همسر نامطلوب يا در خانوده و محيط ناصالح قرار داده از او نيز تكليفي در خور آن شرائط خواسته است؛« وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُون. ـــــــ و ما هيچ كس را جز به اندازه ي توانايي و وسعش تكليف نمىكنيم؛ و نزد ما كتابى است كه به حقّ سخن مىگويد؛ و به آنان هيچ ستمى نمىشود » (المؤمنون:62) اگر كسي زيباست در برابر آن تكاليفي دارد؛ و آنكه نازيباست او هم تكاليفي دارد. آنكه همسر دارد، تكليفي دارد و آنكه ندارد يا بدش را دارد، تكليفي ديگر دارد.
ب ـ شرائط ذاتي يا محيطي، تعيين كننده ي خوشبختي و بدبختي نيستند.
« قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين ـــ (ابليس) گفت: پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من نيز براي آنها (بني آدم) زينت مي دهم در زمين؛ و همگى را گمراه خواهم ساخت»(الحجر: 39)
عدّه اي سخت فريب شيطان را خورده و دچار خيالات شده و دنيا را جاي خوشبختي و بدبختي پنداشته اند. اينها دنيا را ، كه جلسه ي امتحان است، جاي خوشبختي و بدبختي پنداشته و تمام تلاش خود را مي كنند تا در همين دنيا خوشبخت شوند. لذا غافل مي شوند از اينكه آنچه دارند و ندارند، همه سوال امتحاني است و جواب مناسب (جواب مطابق با دين خدا) مي طلبد. نتيجه آنكه وقتي زنگ پايان امتحان را مي زنند تازه مي فهمد كه تمام طول جلسه ي امتحان را صرف بازي و سرگرمي بوده است. بدتر اينكه برخي ها سوالات امتحاني خود رها نموده و به ورقه ي امتحاني ديگري نگاه مي كنند و غصّه مي خورند كه چرا ورقه ي او سفيد و گُل گلي و ... است؟ گويا نشنيده اند هشدار خدا را كه: « وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى ـــ و هرگز چشمان خود را ميفكن به آنچه كه داده ايم به گروههايى از آنان! اينها شكوفههاى زندگى دنياست؛ تا آنان را در آن بيازماييم؛ و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است» (طه:131). اينها شكوفه را ديده اند امّا ندانسته اند كه در اين دنيا هيچ شكوفه اي تبديل به ميوه نمي شود. بعد از مرگ معلوم مي شود كه چه كسي ثمر يافته است و چه كسي دست خالي آمده است.
حساب گروه نخست معلوم است؛ كه اگر خدا به دادشان نرسد، در آخرت همنشين ابليس خواهند شد. امّا برخي ديگر كه متوجّه جلسه ي امتحان بودن دنيا هستند، گمان كرده اند كه مثلاً اگر انساني خانواده ي خوب داشته باشد يا ثروت داشته باشد يا خوش قيافه باشد يا ... احتمال خوشبخت شدنش در آخرت نيز زيادتر مي شود و در غير اين صورت بدبخت خواهد شد. مثلاً مي گويند: آنكه ثروت دارد، طبيعي است دنبال دزدي نمي رود؛ يا آنكه زيباست زود ازدواج مي كند و گرفتار گناه نمي شود. و ... . حال آنكه چنين نيست. اگر دقيق نظر كنيم، دزدي در ميان ثروتمندان بسي بيش از فقراست؛ اكثر فقرا منزّه از دزدي اند و اگر دزدي بين آنها يافت شود آفتابه دزد است؛ حال آنكه كثيري از ثروتمندان ابايي از دزدي ندارند؛ لكن آفتابه دزدي نمي كنند بلكه بيت المال را چپاول مي كنند يا حقّ كارگران را بالا مي كشند و ... . در بين زيبارويان نيز فسق و فجور و انحرافات گوناگون، از عيّاشي گرفته تا عجب و تكبّر و ... ، به مراتب فراوانتر است.
در اين كه اين شرائط در خوشبختي و بدبختي حقيقي تأثير دارند شكّي نيست ولي اين بدان معنا نيست كه انسان در متن شرائط ظاهراً خوب يا بد، بي اختيار مي شود يا تشخيص خود را از دست مي دهد. تمام اين شرائط، صرفاً سوال امتحاني اند و بس. و در ميان هر دو گروه، هم مردودي بوده است هم قبولي. خداوند متعال با مثالهاي متعدّدي كه در قرآن كريم ذكر نموده به اين پندار پاسخ گفته و نشان داده كه كساني در بدّترين شرائط ظاهري راه هدايت را پيش گرفته اند و عدّه اي نيز در بهترين شرائط ظاهري گرفتار شقاوت شده اند. « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلين ـ وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ . ــــــــ خداوند براى كسانى كه كافر شدهاند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو، تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان(در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مىشوند!» ـ و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!» (التحريم :10 و11)
زن حضرت نوح و حضرت لوط (ع) و همچنين پسر نوح (ع) با اينكه در بهترين محيط هدايتي بودند ولي به اختيار سوء خود كافر شده اهل جهنّم گشتند؛ ولي آسيه، زن فرعون و همچنين اصحاب كهف و نيز مومن آل فرعون با اينكه در بدّترين، كفرآميزترين و وسوسه انگيزترين محيطها زندگي مي كردند و از نعمات مادّي و قدرت فراوان برخوردار بودند راه هدايت را پيش گرفتند. لذا حضور در محيط آلوده براي كساني كه قدرت تحقيق و حقيقت يابي دارند عذر موجّهي نيست و آنكه توان تحقيق و حقيقت يابي دارد و در سايه ي عقل و انديشه مي تواند حقّ را از باطل تشخيص دهد، به حكم عقل مؤظّف است كه تحقيق نمايد. بلي افرادي هستند كه مستضعف فكري بوده توان حقيقت يابي ندارند؛ وضعيّت اخروي اينها طبق آيات و روايات اهل بيت (ع) به خداوند متعال واگذار مي شود تا طبق علم مطلق خود و با توجّه به ميزان توانايي آنها، درباره ي آنها قضاوت نمايد؛ لذا ما حقّ نداريم آنها را به صرف مسلمان نبودن يا مومن نبودن اهل جهنّم بدانيم.
در طول تاريخ بسياري افراد بوده اند كه والدين و خاندانشان غرق در رذالت و پستي و ميخوارگي و امثال اين امور بوده اند ولي خودشان به همّت خويش از آن وضع برگشته و افراد سعادتمندي شده اند و برعكس، افراد فراواني نيز بوده اند كه در بهترين محيطها بوده اند ولي به هر گونه پستي و رذالتي كشيده شده اند. آيا رذل تر و پست تر از خاندان ابوسفيان و معاويه و يزيد سراغ داريد؟ فرزند يزيد (معاويه ثاني) در همين خانواده بزرگ شد ولي زماني كه بعد از يزيد او را بر تخت سلطنت نشاندند بالاي منبر اعلام نمود كه اين مسند مخصوص علي بن حسين (ع) است و پدران خود را جنايتكار قلمداد كرد و به همين سبب نيز كشته شد. خداوند متعال به انسان اختيار و فطرت و عقل داده تا خودش راه حقّ و باطل را از يكديگر تشخيص دهد؛ و خوشبختي حقيقي خود را رقم زند. حال اگر كسي نخواست به راه سعادت برود، آيا خدشه اي به عدالت خدا مي خورد؟ خدا يكي را با فقر مي آزمايد، ديگري را با ثروت و سومي را با موادّ مخدّر و چهارمي را با مقام و پنجمي را با معزول شدن از مقام و آن ديگري را با قيافه ي زيبا و رفيقش را با قيافه ي نازيبا و ...؛ و همه ي اينها صرفاً سوالات امتحاني است و آنچه خدا خواسته اين است كه ما مطابق حكم شرع پاسخ مناسب به اين سوالات بدهيم. خوشبختي و بدبختي هر كسي نيز در گرو پاسخهايي است كه به اين سوالات مي دهد. و البته شيطان نيز ساكت ننشسته و تلاش مي كند كه دنيا را در نظر ما جايگاه خوشبختي و بدبختي حقيقي جلوه دهد؛ و ما را غافل كند از اين حقيقت كه دنيا جلسه ي امتحان است؛ و هيچ چيزي به كسي نمي دهند و چيزي از او نمي ستانند مگر براي امتحان. از طرف ديگر، تمام انبياء و كتب آسماني آمده اند تا پرده از حقيقت دنيا بردارند و ما را از فريب شيطان ايمن سازند.
در اينجا بد نيست اشاره اي هم داشته باشيم به پاره اي از آيات كه دنيا را به عنوان دار امتحان معرّفي نموده اند.
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُون ـــ هر انسانى طعم مرگ را مىچشد؛ و شما را با بديها و خوبيها آزمايش مىكنيم؛ و سرانجام به سوى ما بازگردانده مىشويد.» (الأنبياء:35)
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبين ــــ بعضى از مردم خدا را تنها با زبان مىپرستند؛ همين كه خيرى به آنان برسد، حالت اطمينان پيدا مىكنند؛ اما اگر مصيبتى براى امتحان به آنها برسد، دگرگون مىشوند؛ (به اين ترتيب) هم دنيا را از دست دادهاند، و هم آخرت را؛ و اين همان خسران و زيان آشكار است. » (الحج:11)
« وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى ـــ و هرگز چشمان خود را ميفكن به آنچه كه داده ايم به گروههايى از آنان! اينها شكوفههاى زندگى دنياست؛ تا آنان را در آن بيازماييم؛ و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است» (طه:131)
يعني آنچه در دنياست در اين دنيا از حدّ شكوفه بودن فراتر نرفته و تبديل به ميوه نمي شود. آنانكه كه آگاهند آن را براي آخرت ذخيره مي كنند تا محصول دهد و آنان كه غرق در جهلند دل به همين شكوفه ها خوش مي كنند و ناگهان اجلشان سر مي رسد.
« لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً ـــــ هدف اين است كه ما آنها را با اين نعمت فراوان بيازماييم؛ و هر كس از ياد پروردگارش روى گرداند، او را به عذاب شديد و فزايندهاى گرفتار مىسازد.» ( الجن:17)
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظيمٌ ـــــ و بدانيد اموال و اولاد شما، وسيله امتحانند؛ و پاداش عظيمى نزد خداست.» ( الأنفال:28).
سخن آخر اينكه:
از منظر الهي همه ي امور عالم مادّه، صرفاً و صرفاً وسائل امتحان مي باشند؛ و غرض از امتحان نيز شكوفا نمودن استعدادهاي الهي انسان مي باشد. لذا نه زيبايي و ثروت و خانواده ي خوب و همسر خوب داشتن و امثال اين امور براي كسي ماندني است و نه فقر و خانواده ي ناصالح و زشتي قيافه و همسر نداشتن و همسر بد داشتن و امثال آنها. اينها اموري عرضي مي باشند كه در قيامت برداشته مي شوند و تنها چيزي كه از اين امور براي انسان مي ماند، اين است كه حكم خدا را درباره ي اين امور چگونه اجرا نموده است. پس خود اين امور نه حقيقتاً خوبند و نه حقيقتاً بد، بلكه عكس العمل ما در مقابل آنهاست كه آنها را براي ما خوب يا بد مي كند؛ و محال است خدا حقيقتاً چيز بدي را متوجّه انسان نمايد؛ مگر از باب مجازات؛ كه آن نيز اگر عاقلانه نگريسته شود، باز نعمت خداست و وسيله ي بازگشت به حقّ. لذا فرمود: « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ـــــــ جهاد در راه خدا، بر شما مقرّر شد؛ در حالى كه برايتان ناخوشايند است. چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است؛ و چه بسا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا مىداند، و شما نمىدانيد. » (البقرة:216)
و فرمود: « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ يَأْتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيْراً كَثيراً ـــــــ اى كسانى كه ايمان آوردهايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه(و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد! و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها دادهايد(از مهر)، تملك كنيد! مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان، به طور شايسته رفتار كنيد! و اگر از آنها، (به جهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد!) چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مىدهد.» (النساء:19)
پس نبايد پندشت كه زيبايي ظاهري به نفع است و زشتي ظاهري به ضرر؛ يا در محيط هدايت بودن خير كسي است و در محيط كفر بودن به ضرر كسي. خداوند حكيم و عليم مي داند كه هر كسي را براي چه آفريده و به هر موجودي نيز تمام امكانات لازم براي رسيدن به هدف و غايتش را داده است. لذا چه بسيار كافرزاده ها كه با اختيار خويش از بطن كفر نجات يافته، نه تنها مسلمان بلكه عالم اسلامي شده اند؛ و چه بسيار مسلمان زاده و بلكه عالم زاده ها كه به آغوش كفر پناهنده شده اند. چه بسيار زنان كافر زاده كه در كشور كفر و الحاد مسلمان گشته و حاضر شده اند به خاطر حفظ حجاب از تمام امتيازات اجتماعي خود چشم بپوشند، و در مقابل، چه بسيار دختران و زنان مسلمان زاده كه حتّي در مراكز ديني نيز حاضر نيستند چادر سر كنند. چه بسيار زيبارويان كه خود را مي پوشانند تا موجب انحراف كسي نشوند و چه بسيار زيبا رويان كه هزار و يك بزك هم مي كنند تا زمين و زمان را به انحراف كشند. چه بسيار نازيبايان كه در سايه ي اخلاق زيبا و نگرش مثبت به هستي و روابط انساني الهي، در دل ديگران جايگاهي بلند يافته اند و چه نازيباها كه خيال مي كنند زيبايي همه چيز است و عمر خود را در غم نداشتن زيبايي سر مي كنند و به هر وسيله اي مي خواهند خود را زيبا جلوه دهند؛ و ناگهان مي بينند كه وقت گذشته و ورقه ي امتحاني آخرت خالي خالي است. بدا به حال اينها كه هم دنياي خود را جهنّم كرده اند هم آخرتشان را.
خداوندا ! دائماً به يادمان بينداز كه در جلسه ي امتحان نشسته ايم؛ اگر چه اين يادآوري ما را ناخوش بيايد؛ كه همانا تاريخ نشان داده كه آدمي از ناصحان دلگير مي شود؛ و از امتحان گريزان است. « فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحينَ ــــ (صالح) از آنها روى برتافت؛ و گفت: اى قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم، و شما را نصيحت نمودم؛ ولي شما نصيحت كنندگان را دوست نداريد.» (الأعراف:79).
- بازدید: 259 مرتبه




دیدگاه ها
ارسال ديدگاه جديد
(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)