اخلاق تماشاچی ها

ما وقتي براي تماشاي مسابقات فوتبال مثلا به ورزشگاه ميريم بعضي از تماشاچي ها اخلاق را رعايت نمي كنند، درباره رعايت اخلاق در ورزشگاه هم بگيد؟ ممنون

با فرهنگ سازي و تبليغات مي توان به آرامش سكوها كمك كرد.
عملكرد تماشاگران در ورزشگاه ها همواره موثرترين عامل بر سطح آرامش عمومي مسابقات و يكي از مهمترين پارامترهاي سنجش اين موضوع بوده است.
متاسفانه خيلي ها از جمله برخي از كارشناسان به دليل عدم درك درست از مفهوم آرامش، آن را چيزي مخالف با ذات فوتبال مي دانند . بله اگر آرامش را يك جا نشستن و ساكت بودن تعريف كنيم اين تلقي درست است.در حالي كه بيشتر تماشاچي ها مي دانند كه رسيدن به مفهوم آرميدگي و برخورداري از آرامش نه تنها مغاير با هيجانات ورزشي مثل فوتبال نيست ، بلكه تجربه آن در حقيقت مستلزم برخورداري از برخي مهارت هاي اخلاقي و رفتاري است. به عنوان مثال وقتي در فوتبال توصيه و تاكيد مي شود كه هوادارن تيم هاي خودشان را تشويق كنند و از بدگويي به حريف و طرفدارانش بپرهيزند، اين به معناي از بين بردن هيجان فوتبال نيست بلكه در حقيقت سمت و سو دادن به هيجانات از قالب غريزي به شكل اخلاقي و كنترل شده است. به عبارتي كسي مخالف هيجان نيست اصل هيجان در ذات انسان ها و بخصوص جوانان وجود دارد و بايد اين هيجانات تخليه شود، اما مهم اين است كه اين هيجانات از راه اخلاقي و مورد تاييد شرع تخليه شود، نه طوري كه قابل تاييد شرع نيست به طوري كه به خاطر يك تخليه هيجان كل اخلاق و آداب اسلامي و اخلاقي و زير سوال برود . جالب اينجاست كه اگر ما از راه غير اخلاقي به تخليه هيجانات خود بپردازيم نه تنها به آرامش نمي رسيم ، بلكه بر عكس آرامش خود را از دست مي دهيم .
متأسفانه در برخي از ورزشگاه ها شاهد هستيم كه بي اخلاقي هايي توسط برخي از هواداران رخ مي دهد كه اين اعمال در حقيقت در مرحله اول به ضرر خود شخص و تيمش و در مرحله بعدي به جامعه ورزشي و ورزشكاران ضرر وارد مي كند.

اين بد اخلاقي ها عوامل مختلفي مي تواند داشته باشد كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

**عدم رعايت برخي از ورزشكاران

متاسفانه در برخي مواقع ديده مي شود كه برخي از ورزشكاران( كه مي شود گفت تعدادشان خيلي اندك است) بد اخلاقي هايي را در زمين بازي يا رختكن و غيره انجام مي دهند، وقتي تماشاچي اين بد اخلاقي را از وي مي بيند پيش خود خيال مي كند كه عمل آن بازيكن در حقيقت صدور مجوزي از طرف وي است براي بداخلاقي هاي تماشاچي ها. احتمال دارد نيت و قصد بازيكن از اين عمل، چنين چيزي نباشد ولي برداشت آنها اين است. فرض كنيد زماني كه بازيكني به راي داور اعتراض دارد و اين اعتراض خود را غير محترمانه و به صورت فحش به وي مي رساند، تماشاچي كه شاهد اين صحنه است به خود اجازه مي دهد كه فحش هاي ركيك تر از آن را براي دفاع از تيم خود نثار داور كند، اما اگر قضيه بر عكس باشد يعني خود بازيكن يا مربي اعتراض خود را به صورت محترمانه ، به داور برسانند تماشاچي نيز از او ياد مي گيرد كه چطور اعتراض كند.

**بزرگ نمايي ورزش در ذهن برخي از تماشاگران

در دين مقدس اسلام در مورد ورزش توصيه هاي بسياري شده است و همه اذعان دارند كه ورزش براي سلامتي روح و جسم انسان لازم است ، اما نكته اي كه قابل توجه است اين است كه فوتبال و واليبال و ... يك ورزش هستند و تماشاي آن يك تفريح. بنابر اين نبايد تماشاي فوتبال به شكلي كه ما هر از گاهي شاهد آن هستيم به تمام زندگي يك فرد مبدل شود . فردي كه براي تماشاي بازي مي آيد، در حقيقت براي تفريح مي آيد، براي تفريح به ديد تفريح بايد نگاه كرد نه بيشتر. اما در ذهن برخي اين عمل بالاتر از تفريح است و خيلي جدي اين مساله را پي گير مي شوند و همين جدي بودن باعث بروز مشكلات غير اخلاقي مي شود. همان طور كه مي دانيم اسم اين ها «بازي» است، و تماشاي يك بازي نيز نبايد خيلي جدي باشد.

** استفاده از ليدرهاي نامناسب

در كشور ما، تاثير تماشاگران بر روي باشگاه مورد علاقه شان به حدي است كه به راحتي مي توانند بر كيفيت بازي تيم مورد علاقه خود تاثير گذاشته و گاهي اوقات حتي حواشي يك باشگاه را دامن زنند.
اين تاثير تماشاگران و يا به عبارت بهتر حاميان فوتبال در ايران بيشتر از ساير كشور ها يا حداقل كشورهاي آسيايي است به طوري كه با حمايت هاي خود يك بازيكن را از فرش به عرش و يا بالعكس مي رسانند و همين موجب شده كه برخي افراد سود جو و منفعت طلب از تاثيرگذاري حاميان يك تيم سوء استفاده كرده و بدون اينكه تماشاگران از نيت وي آگاه باشند، از اين قدرت در راستاي اهداف شوم استفاده مي شود.
اين افراد كه بيشتر در غالب سرگروه (نه ليدرهاي مورد تاييد باشگاه) نمايان مي شوند و با تهديد مربي و يا بازيكن حركات ناشايستي انجام مي دهند به طوري كه با خوردن و يا زدن يك گل، فضا در عرض چند ثانيه به نفع يا ضرر مربي و يا بازيكن مورد نظر سرگروهها، تغيير مي يابد.
نكته حايز اهميت در اين ميان دست هاي پشت پرده اي است كه اين شعار ها را رهبري مي كنند.
متاسفانه بعضي از ليدرها(تاكيدا برخي از ليدرها نه همه آنها) تنها با هدف سوء استفاده از تماشاگران و رسيدن به پول هاي هنگفت و نامشروع به اين عرضه وارد شده اند.
تماشاچي اگر از اين مسائل آگاه باشد هيچ وقت تن به اين بي اخلاقي ها نمي دهد و به راحتي مي تواند هيجانات خود را كنترل كند.

**ورزش و سياست

حوادث و وقايع دنياي حاضر نشان مي دهند كه امروزه، ورزش به طور اجتناب ناپذيري با سياست پيوند خورده است. ورزش، يكي از واجبات اساسي زندگي اجتماعي امروز و از عرصه هاي بسيار مهمي است كه حكومتها، افراد و سازمانهاي بين المللي با آگاهي كامل از ابعاد مختلف سياسي- اجتماعي آن، همواره تمايل داشته اند تا از اين عرصه براي دستيابي به اهداف مورد نظر خود بهره برداري كنند. تمايل افكار عمومي جهاني به كسب اخبار و اطلاعات مربوط به رويدادهاي ورزشي از يك سو و انعكاس گستردة وقايع ورزشي در رسانه هاي ارتباط جمعي جهاني از سوي ديگر، باعث شده است تا قلمرو ورزش و سياست روز به روز به هم نزديكتر شوند، به طوري كه كنار ماندن عرصة ورزش از دنياي سياست و استقلال آن از بازيهاي سياسي، ديگر امر ساده اي به نظر نمي رسد. به همين دليل است كه تنشها و بحرانهاي بين المللي به طور آشكاري بر ورزش اثر مي گذارند و عرصة ورزش، در واقع به محلي براي رقابتها و روياروييهاي كشورها در سيستم روابط بين المللي درآمده است. در تقسيم بندي كساني كه از ورزش در عرصة بين المللي استفادة سياسي مي كنند، دو گروه عمده قابل تشخيص است كه آنها را تحت عنوان دولتي و غير دولتي طبقه بندي مي كنيم. به عبارت ديگر، گاهي حكومتها در جهت اهداف مورد نظر خود، از ورزش به عنوان ابزاري در سياست بين المللي خويش سود مي جويند، گاهي نيز افراد و يا سازمانهاي غير دولتي، عرصة ورزش را محل مناسبي براي فعاليتهاي سياسي خود تشخيص مي دهند و از اجتماعات بزرگ ورزشي در صحنة روابط بين المللي در جهت اهداف خود بهره برداري مي كنند.
واقعيت اين است كه ورزش و سياست از يكديگر جدا نيستند و هم حكومتها و هم افراد و سازمانهاي بين المللي سعي مي كنند تا از اين عرصه، حداكثر استفاده را در جهت تامين اهداف خود به عمل آورند. به اين علت است كه گاهي مشاهده مي شود، ورزش به عنوان وسيله اي براي اعمال فشار سياسي كشورها بر يكديگر مورد استفاده قرار مي گيرد. (البته در مورد باشگاه هاي داخلي خودمان شايد اين مطلب درست نباشد).
در اين بين نيز تماشاچيان بدون اينكه خود متوجه اين مطلب بشوند، آلت دستي شده اند براي برخي افراد تا با استفاده از اينها، اهداف خود را جلو ببرند.
مثلا در بازي فوتبال بين ايران و بحرين در سال 90 اعمالي توسط تماشاچي ها صورت گرفت كه كاملا جنبه سياسي داشت و كاملا هماهنگ شده بود.
در ابتدا و در حالي كه سرود ملي ايران در ورزشگاه در حال پخش بود برخي از تماشاچيان با در آوردن كفش هاي خود و بر دست گرفتن آنها اقدام به بي احترامي به تيم ملي ايران نمودند . از سويي ديگر در اطراف ورزشگاه و در ميان جاي جاي ورزشگاه پرچم هاي عربستان سعودي را بر دست گرفته بودند كه يك اقدام نمادين سياسي در حمايت از اشغال و سركوب جنبش مردم بحرين عليه حاكميت آل خليفه است . در پايان بازي و در حين خروج تيم ملي ايران از زمين مسابقه به سوي بازيكنان ايراني بطري هاي آب پرتاپ شد و از همه جسارت آميز تر در حركتي زشت و شرم آور برخي از هواداران تيم بحرين كه چه بسا نيروهاي افراطي سعودي بودند، اقدام به اتش زدن پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران نمودند و اين در حالي است كه الله اكبر بر اين پرچم نقش بسته و اهانت كنندگان به آساني شاهد نقش اسم جلاله بر پرچم بودند . اين در حالي است كه اين افراد تعداد اندكي از تماشاگران هستند ولي تماشاگران ديگر نيز با نگاه به آنها تشويق مي شوند كه اين اعمال را انجام بدهند.

** تحت تاثير قرار گرفتن

در روانشناسي بحثي به نام«منابع شناخت‌خود» وجود دارد. منابع شناخت خود، هسته اصلي شخصيت هر فرد را تشكيل مي دهد كه شخص با توجه به اين سه منبع شخصيت خود را در طول زمان شكل مي دهد، توضيح اينكه: فرد و يا خانواده براي شناخت خود از سه منبع استفاده مي‌كند
1- يكي از آنها اظهارنظرهاي ديگران در مورد ما است كه به آن پسخوراند و يا باز خورد اجتماعي نيز گفته مي‌شود. و به اين معني است كه فرد و يا خانواده به خاطر تشويق‌ها ي ديگران و روبرو شدن با باز خورد مثبت از سوي جامعه (جوّ گيري اجتماعي) در تكرارعمل خويش اصرار مي‌ورزد و يا به خاطر نظر نا مساعد ديگران و دريافت باز خورد منفي از سوي جامعه، اقدام به ترك عمل خود مي‌كند.
2- «خود‌ مشاهده‌گري» منبع‌ ديگر براي شناخت خود است.
3- «مقايسه اجتماعي» نيز سوّمين منبع براي شناختِ خود محسوب مي‌شود. براي داشتن يك شخصيت سالم و نرمال، بايد سه منبع شناخت خود بطور مساوي تنظيم (بالآنس) شود. زيرا يكي از عوامل مهّمِ ايجاد مشكل هاي عاطفي و شناختي براي افراد وخانواده‌ها بهم خوردن تنظيم، توازن وتعادل اين سه عامل است. مشكلي كه در بين تماشاگران هم است كه تحت تاثير ديگر تماشاگران قرار مي گيرند و چه بسا بعد از چند ساعت از كرده هاي خود پشيمان مي شوند . براي رفع اين مشكل هر تماشاگر بايد قدرت تصميم گيري و اراده خود را قوي كند تا تحت تاثير ديگران قرار نگيرد.
راه حل بي اخلاقي ها كه به صورت هاي مختلفي مثل: بدگويي به طرف مقابل، اعتراض به داور، درگيري فيزيكي و غيره ، نمود پيدا مي كند، اين است كه : تماشاچي فقط تيم خود را تشويق كند و كاري با تيم مقابل نداشته باشد. خداوند متعال را در همه حال عالم و ناظر بداند و به اين فكر كند كه زندگي فقط اين دو سه ساعتي كه در باشگاه هستم نيست، زندگي ابعاد وسيعي دارد كه خدايي ناكرده يك عمل خلاف، تاثير خود را در تمام زندگي انسان خواهد گذاشت.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
2 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .