اخلاق دانشجویی چیست

اخلاق دانشجو چگونه است؟

قبل از پاسخ به شما دانشجوي گرامي بايد از سؤال زيبايي كه طرح نموده ايد تشكر نمائيم چرا كه اين سؤال يكي از دغدغه هاي اصلي دلسوزان دانشگاههاي ما مي باشد ؛ كه متاسفانه تا كنون بدان توجه كمتري شده است .
از آنجا كه درجواب سؤال شما موضوعات مختلفي مطرح مي گردد ، ما نيز در چند بخش جداگانه پاسخ سؤال شما را مطرح مي نمائيم
*بخش اول : در توضيح اخلاق دانشجويي و اينكه از نظر مباني دين اسلام يك دانشجو بايد چگونه اخلاقي داشته باشد؟ بايد گفت كه از منظر اسلام رفتار و كردار طالب علم و جوينده دانش داراي مختصات و شاخصه هايي مي باشد . با وجود اين مختصات است كه مي توان دانشجو را از جهت اخلاقي دانشجويي ايده آل اسلامي ناميد .
در اينجا بدليل گستردگي مباحث طرح شده در منابع ديني و سخنان علماي دين و از سوي ديگر عدم گنجايش آن در اين نوشتار تنها به سرفصلهايي كه در روايات و كتب علماي اسلامي بدان اشاره شده مي پردازيم (1)
الف : شاخصه هاي اخلاقي دانشجو از جهت انگيزه و هدف
1- يكي از شاخصه هاي مهم اخلاقي جوينده علم و دانش از منظر اسلام اين است كه داراي انگيزه الهي بوده و با انگيزه كسب منافع دنيايي بدنبال علم نمي رود .
2- هدف دانشجو از كسب علم جاه طلبى ، شهرت ، فخر فروشي و برتري طلبي نمي باشد .
ب : مختصات اخلاقي و رفتاري دانشجو در حوزه فردي
1- دانشجو از منظر اسلام مقيد به وظائف و شعائر دينى مي باشد و در اين زمينه كوتاهي نمي نمايد .
2- ضرورت توجه به قرآن كريم به عنوان نخستين و اساسى ترين ماده درسي هر دانشجو
3-اهتمام و مطالعه احاديث معصومين عليهم السلام به عنوان بهترين علوم .
4-دانشجو همراه با كسب علم در مسير پالايش دل از رذائل اخلاقى نيز گوشش مي كند.
5- همواره با توكل به خدا در مسير علم آموزي قدم مي گذارد .
6- دانشجوي مورد نظر اسلام داراي حسن خلق و فروتنى مي باشد .
7-از ديگر شاخصه هاي اخلاقي دانشجو اين است كه داراي عفت نفس مي باشد .
8-بلند همتي از ديگر مختصات اخلاقي دانشجو مي باشد .
9- دانشجو فرصت هاى زندگانى را به نحو احسن غنيمت مي شمرد .
10- دانشجوي اسلامي از معاشرت با افراديكه وي را از مسير تحصيل علم دور مي كنند پرهيز مي نمايد .
11- رعايت نظافت و پاكيزگى
12- برخورداري از آراستگي ظاهر
ج : شاخصه هاي اخلاقي دانشجو در نحوه علم آموزي
1- دانشجو داراي پويايي و تحرك علمي مي باشد .
2- برنامه ريزى منظم و دقيق براي تمامي ساعات شبانه روزى
3-انتخاب رشته تحصيلي او بر اساس اهميت و جايگاه علوم مي باشد .
4-انتخاب رشته تحصيلي بر اساس فهم و استعداد خود .
5- مداومت و استمرار در مسير علم آموزي
6- خستگي ناپذير بودن دانشجو در كسب علم
7-خوددارى از مجادله و ستيزه جوئى در طرح مباحث علمي
8-تسليم بودن در برابر حق
9- پرسش و پرسشگري از مهمترين شاخصه هاي دانشجو مي باشد .
10- ضبط و نگارش مطالب علمي
11- رعايت انضباط و حضور مستمر در كلاسهاي درس
12- دقت و بررسى مطالعات و محفوظات و منابع آن ها خود را براي حضور در كلاس درس و فراگرفتن علم از لحاظ روحى و ذهنى آماده مي نمايد .
د : شاخصه هاي اخلاقي دانشجو در محضر استاد (1)
1- از آنجا كه جايگاه استاد در اسلام بسيار مهم و رفيع مي باشد تا حدي كه به عنوان پدر معنوي انسان مطرح گريده لذا دانشجو از ديدگاه اسلام پاي كرسي هر استادي زانو نمي زند بلكه بر اساس معيارهاي مشخصي كه در دين اسلام مطرح گرديده به دنبال استادي مي گردد كه در خور چنين شان و جايگاهي باشد تا بتواند روح و عقل وفكر خود را همچون زميني مستعد در اختيار او بگذارد و استاد شايسته نيز در اين زمين بجاي پرورش علفهاي حرز درختاني بارور را به ثمر رساند .
2- تواضع و فروتنى در برابر استاد
3-دانشجو از منظر اسلام از استاد خود همواره به احترام ياد مي كند
4- حق شناسى از استاد خود مي نمايد .
5- تنديهاي استاد را با جان و دل تحمل مي نمايد .
6- مراقب حركات و رفتار و حالات خود در محضر استاد مي باشد تا كوچكترين جسارتي به استاد ننمايد .
7-مراقب رفتار و گفتار خود بوده و حتي صداي خود را نيز در اين باره تنظيم مي نمايد كه با لحن و صدايي بي ادبانه سخن نگويد .
8- در صورت وجود اشتباه در سخن استاد محترمانه وظريف به وي ياد آوري مي نمايد.
9- مودبانه استاد را مورد خطاب قرار مي دهد .
10- به هنگام درس دقيق به سخنان استاد گوش داده و حواس خود را پرت نمي نمايد .
11- فرصت كلاس را با طرح سؤالهاي بي مورد تلف نمي نمايد .
هـ : شاخصه هاي اخلاقي دانشجو در كلاس درس
1- رعايت آداب ورود به كلاس همچون سلام نمودن
2- بر هم نزدن نظم كلاس درس
3-اشغال نكردن جاي ديگران در كلاس درس
4-كسب اجازه از محضر استاد براي ارائه سؤال و يا پاسخ گويي به درس
5- خواندن دعاء به هنگام قرائت درس
و : شاخصه هاي اخلاقي دانشجو در نوع رابطه با همكلاسي هاي خود
1- رعايت ادب و نزاكت نسبت به همكلاسي ها
2- بر هم نزدن راحتي ديگران به خاطر خود در كلاس
3-عدم مداخله در مباحث علمي ديگر همكلاسيها
4-عدم مداخله در سخن ديگران
ز : شاخصه هاي اخلاقي دانشجوي اسلامي در خوابگاه
1- رعايت شئونات اسلامي در خوابگاه
2- از منظر اسلام اخلاق دانشجويي ، اقتضا مي كند كه وي در خوابگاه با رفتاري گرم و صميمانه نسبت به ديگر دانشجويان اظهار محبت و احترام نمايد، و حق همجواري و همسايگى و مصاحبت و اخوت دينى را در مورد آنها كاملا رعايت و اداء كند .
3- عفو و گذشت از بديهاى دانشجويان هم خوابگاهي
4- از منظر اسلام دانشجو بايد قبل از انتخاب اتاق ، هم اتاقي هاي خود را ارزيابى نموده و بعد با آنها هم اتاق شود .
5- ورود و خروج در خوابگاه بايد به نحوي باشد كه موجب رنجش ديگران نگردد .
6- از تجسس نسبت به هم اتاقي و همچنين دانشجويان ديگر اتاقها پرهيز نمايد .
7-پرهيز از ايجاد صدا و اعمال و رفتاريكه موجب آزار واذيت ديگران مي شود .
8- بايد از نشستن و راه رفتن در جاى هاى نامناسب كه موجب سلب آسايش ديگران مي شود خوددارى كرد.
بخش دوم : چه كارهايي موجب مي شود تا اخلاق دانشجويي را رعايت و چه كارهاي ما را از اخلاق دانشجويي دور مي كند .
با بر شمردن برخي از شاخصه هاي اصلي اخلاق دانشجويي ، وظيفه هر دانشجويى اين است كه بكوشد با برنامه‏ريزى دقيق و پرداختن به اولويت‏ها و با استعانت از خداوند، اين ويژگى‏هاى را در خود پياده نمايد ؛ در چنين صورتى دانشجو مي تواند ضمن اصلاح و ارتقاى خود به سطوح بالاتر، از نظرعلمى و معنوى، پيشرفت در خور توجهي نموده و نسبت به آينده خود و جامعه مفيد واقع گردد .
بديهي است كه بي توجهي به شاخصه هاي مطرح شده منجر به افت علمي و اخلاقي دانشجو شده و او را از مسير اخلاق دانشجويي مورد نظر دور مي نمايد .
بخش سوم : وضعيت اخلاقي دانشگاههاي ما چگونه است
همواره بين آرمان‏ها و آنچه كه اتفاق مى‏افتد، فاصله زيادى هست. اگر چه هم اكنون تا حدود زيادى جوان‏هاى پاك و متعهدى با رعايت اخلاق دانشجويي در دانشگاهها تربيت مي يابند و اكنون نيز نسبت به زمان طاغوت و دانشگاه‏هاى ديگر كشورها مزيت‏هاى فراوانى را از اين جهت دارا مى‏باشند. اما به دليل گستردگى تهاجم فرهنگى غرب و نفوذ غرب‏زدگى در برخى اقشار دانشگاهى و نيز مشكلات ديگر فرهنگى جامعه، آن گونه كه بايسته است، اخلاق دانشجويي رعايت نمي گردد . اميد است با احساس تعهد دانشجويانى همانند شما زمينه بهترى براى رشد معنويت و اخلاق در دانشگاه‏ها فراهم گردد.
بخش چهارم : در خصوص تفاوت اخلاق دانشجويان دانشگاهها با دانشجويان حوزه هاي علميه بايد بگوئيم كه از آنجا كه در حوزه هاي علميه علاوه بر تحصيل علوم ديني نسبت به مباحث اخلاقي توجه بيشتري مي شود ؛ لذا مطالبي كه در اين نوشتار به صورت مختصر مطرح شد در كلاسهاي درس به عنوان يك سيره عملي از سوي اساتيد سينه به سينه به دانشجويان علوم ديني منتقل شده و تا حد ممكن نيز از سوي طلاب رعايت مي گردد .
پخش پنجم : آسيب شناسي وضعيت اخلاقي دانشگاهها
البته هر چند آسيب شناسي وضعيت اخلاقي دانشگاهها و ريشه يابي موانع موجود در راستاي پياده شدن اخلاق دانشجويي در دانشگاهها بحثى مفصل و خارج از موضوع ما مى باشد ولى بصورت اختصار فهرستي از موانعي كه در اين زمينه وجود دارد را خدمت شما ارائه مي نمائيم :
1. عدم توجه به آموزه هاي ديني از سوي برخي از اساتيد و دانشجويان
2. تعدد مراكز تصميم گيرى در دانشگاه‏ها و فقدان استراتژى و راهبرد فرهنگى معين و كارآمد در اين زمينه ها
3. غلبه كميت بر كيفيت
4. ضعف در ارائه مناسب علوم انسانى و عدم توجه كافى به اين علوم در كشور
5. مدرك محورى و مدرك گرايى
6. غلبه آموزش و نبود پرورش و تربيت صحيح در نظام آموزشى كشور
7. فقدان يا كمبود ارتباطات علمى اساتيد و دانشجويان با حوزه‏هاى علميه
8. عدم دقت كافى در گزينش اساتيد و نظارت‏هاى كارآمد در دوران اشتغال آنان در دانشگاه از نظر علمى و اخلاقى.
9. نفوذ گسترده تهاجم فرهنگي در سطوح مختلف دانشگاهها
10. غرب زدگي و خود باختگي فرهنگي برخي از اساتيد و دانشجويان
11. فقدان كتابهاي آموزشي مناسب در زمينه اخلاق دانشجويي
12. عدم توجه مسئولين ( اعم از اجرايي و مسؤلين دانشگاه ها ) به ضرورت اخلاق دانشجويي
13. عدم درك صحيح مسؤلين و دانشجويان از اخلاق دانشجويي
14. عدم پاسخگويي كتب ديني موجود در دانشگاهها به نيازهاي فكري و عقيدتي دانشجويان
15. عدم اجماع فكرى ميان مسئولان اجرايى كشور با مسئولين و دست اندركاران دانشگاه‏ ها .
بخش ششم : راهكار اصلاح آن
به نظر مي رسد تا زمانى كه تمامى مجموعه‏هاى تأثيرگذار بر دانشگاه‏ها، به اسلامى كردن آنها نينديشند و براى آن ارزش قائل نشوند، توفيقي در اين زمينه حاصل نخواهد شد.
لذا امروز دانشگاههاي ما بيشتر از هر زمان ديگر نياز به يك انقلاب فرهنگى و معنوى دارد تا هم از اسارت فرهنگ مبتذل بيگانه نجات پيدا كند و هم به بازسازى فرهنگ اصيل و ديرينه ملى- مذهبى خود بپردازد و اين مسؤوليت در درجه اول به عهده كسانى است كه اين درد و مصيبت بزرگ را بيشتر احساس مى كنند يعنى خود دانشگاهيان و در مرحله بعد همه كسانى كه مسؤوليت هاى فرهنگى را در كشور ما به عهده دارند يعنى همه رسانه هاى گروهى دولتى و غير دولتى، صدا و سيما و حوزه هاى علميه و دانشمندان و فرهيختگان علوم دينى و دانشگاهى.
بخش هفتم : معرفي منابع
1- آداب تعليم و تعلم در اسلام ترجمه كتاب منيه المريد شهيد ثاني
2- اصول كافي جلد 1 كتاب فضل علم
3- آيين زندگي اخلاق كاربردي به قلم احمد حسين شريفي
------------
پي نوشتها :
1- براي كسب اطلاع بيشتر در اين زمينه ، از شما دعوت مي كنيم تا كتاب جامع و بسيار مفيد (آداب تعليم و تعلم در اسلام ترجمه كتاب منيه المريد شهيد ثاني ) مطالعه نمائيد .
2- در مكتب اسلام ويژگي هاي اخلاقي استاد اسلامي نيز مطرح گرديده بدليل بي ازتباط بودن به موضوع ذكر نگرديد .
-------------
دانشجو از ديدگاه مقام معظم رهبري (1)
كلمه ي دانشجو از لحاظ بار معنايي، از جهت ديگري حامل معناي خيلي جالب توجه و مهمي است. دانشجو يعني جوان طالب علمي كه آينده در دست اوست. اين خصوصيات، در كلمه ي دانشجو هست. دانشجو، يعني جوان؛ چون دانشجويي، قهرا مربوط به دوران جواني است. طالب علم بودن و جستجوي از دانش هم در كلمه ي دانشجو هست.
چون فرض اين است كه آينده ي كشور، به سمت اداره ي علمي كشور پيش مي رود ديگر؛ يعني به سمت اداره ي عالمانه و مننطبق بر وازين دانش پيش مي رود، و هر كشور و هر جامعه اي كه علم و فهم و محاسبه ي دقيق، در همه ي شؤون آن دخالت داشته باشد، وضعش بهتر است.
بنابراين دانشجو يعني كسي كه ناظر به آينده، و متعلق به آينده است؛ آينده هم متعلق به اوست. ببينيد، اين عناوين و مفاهيمي كه در كلمه ي دانشجو گنجانده شده، خيلي مهم است. به همين دليل، فورا اين جا استفاده كنيم؛اگر دانشجو از لحاظ جهت گيري فكري و سياسي دچار انحراف باشد، مصيبت بزرگي خواهد بود. درست است؟
اگر هدف دانشجو اين باشد كه درس بخوانم، براي اين كه زندگي شخصي خودم را مثلا آباد كنم، بقيه هرچه شد، بشود؛ خطر خيل بزرگي است.
اگر جهت زندگي دانشجو گفته شود كه بخشي از نيروهاي كشور، دچار آفات عقيدتي و فكري اند، شانه بالا بيندازد و بگويد به من چه!! همچنان كه اگر بگويند بخشي از مردم در فلان جا دچار زلزله شدند و از بين رفتند، شانه بالا بيندازد و بگويد به من چه!! بخشي از مردم از لحاظ وضع معيشتي دچار دشواري و مشكلند، شانه بالا بيندازد و بگويد به من چه!! اين حالت بي تفاوتي، مصيبت خيلي بزرگ است.
كسي كه بناست فردا امور مملكت در دست او باشد، اين قدر نسبت به مسائل جامعه و سرنوشت مردم بي اعتنا باشد، خيلي نگران كننده است. از اين نگران كننده تر، اين است كه بي تفاوت نيست، حساس است منتها حساسيت منفي؛ يعني درست علاقه مند به اين است كه بخشي از مردم جامه فرضا در يك زلزله نابود بشوند! حالا زلزه، يك مثال واضح، و يك نوع آفت جسماني و مادي است؛ از اين بدتر، آفت معنوي است كه كسي به آن توجه نمي كند. مثلا دلش بخواهد كه مردم، غرق در شهوات بشوند، دلش بخواهد كه مردم، غرق در بي ايماني بشوند؛ خودش هم اصلا اين طور باشد و به اين سمت بتازد! ببينيد مسئله دانشجو چه قدر حساس مي شود!
اگر ما معناي دانشجو و مافهيمي كه منطوي و مندرج در عنوان دانشجو است، به دقت مورد ملاحظه قرار بدهيم، بايد نسبت به سرنوشت قشر دانشجو خيلي حساس بشويم هر كه هستيم؛ چه خودمان دانشجو باشيم، چه استاد، چه از مسئولان آموزش عالي كشور، چه از مسئولان كشور و چه آدمي معمولي باشيم كه داريم در خيابان راه مي رويم راه مي رويم اگر بدانيم دانشجو يعني چه، بايد نسبت به سرنوشت دانشجو خيلي حساس باشيم...(1)
دو عنصر اصلي در تربيت دانشجو
دو عنصر اصلي در تربيت دانشجو هست، كه هيچكدام نبايستي مغفول عنه بماند؛ اگر مغفول غنه ماند، ما ضرر خواهيم كرد: يكي عنصر علم و تحقيق و كارايي علمي و جوشيدن استعدادهاي علمي و اين قبيل چيزهاست؛ يكي هم عبارت است از روحيه و تدين و حركت صحيح و سالم سازي معنوي وروحي دانشجو. در دانشگاه ها، اين دو عنصر بايستي بدون تفكيك از يكديگر، با قدرت و با ظرفيت كامل كشور، تعقيب بشود.
اگر در كار عنصر اول كوتاهي كرديم، نتيجه چيست؟ همه مي دانند. دانشگاهي كه نتواد علم و تحقيق را به دانشجو منتقل بكند، و نتواند دانشجو را يك عالم، يك استاد، يك صاحب صلاحيت، يك مبتكر، و بالاخره يك مدير بالفعل براي بخشي از بخش هاي بي شمار اداره ي جامعه بسازد، آن دانشگاه، ديگر دانشگاه نيست. در اين زمينه، مسئله استاد، مسئله كتاب درسي، فضاي آموزشي، آزمايشگاه و مجلات علمي هست؛ از اين چيزهايي كه دائم ورد زبان ماهاست و همه ي ما هم آن را دنبال مي كنيم. همه ي شماها هم تقريبا دانشاهي هستيد و به اين مسائل خيلي خوب توجه داريد و دنبال مي كنيد. ان شاءالله روزبه روز هم بايد به قدر امكانات كشور پيشتر برويم.
عنصر دوم، عبارت است از روحيه وتدين و حركت صحيح و سالم سازي معنوي و روحي دانشجو... در فضاي عمومي دانشگاهي كشور، به اين نكته ي دوم يعني مسئله روحيه و تدين و آگاهي دانشجو و بيرون آوردن او از حالت يك عنصر علمي بي جهت و بي هدف، به سمت يك عنصر علمي جهت دارتوجه كافي وجود ندارد. انسان با كامپيوتر متفاوت است. به كامپيوتر برنا مي دهند، آن هم برايشان جواب مسئله را حاضر مي كند؛ اما انسان كه اينطور نيست. انسان خودش برنامه ي خودش را تنظمي مي كند؛ خودش تصميم مي گيرد و خودش جهت گيري پيدا مي كند. اگر ما از اين جهت دوم غفلت بكنيم، دانشگاه همان چيزي خواهد شد كه در بيانات امام، مكرر در مكرر نسبت به آن هشدار داده شده است.(2)
ارزش هاي بزرگي كه دانشجويان ما به آن آراسته اند و لازم است آن را حفظ كنند
تدين و تعبد و پاكي دل و دامان كه بحمدالله مجموعه هاي قابل توجهي از جوانان دانشجوي ما به آن آراسته اند ارزش بسيار بزرگي است؛ اين را از دست ندهيد. عمده ي اشكالات و انحرافات سياسي، شروعش از نقطه ي مخدوش شدن اين ارزش است. نمي گويم همه ي اشكالات و انحرافات؛ مي گويم عمده ي آن ها...
در شما دختر و پسر مؤمن و متعبد و متعهد، موجود بسيار باارزشي وجود دارد كه ارزش آن موجود، از دنيا و مافيها بيشتر است؛ و آن، سلامت دل، سلامت نفس، پاكي روح و ناآلودگي يا كم آلودگي آن است. البته نمي گويم به كلي ناآلودگي؛ بالاخره هر كس ممكن است فلتاتي داشته باشد؛ به قول قرآن، «الااللمم»؛ گناهاني كه يك وقت از روي خطا و اشتباه، از دست انسان در رفته؛ از اين ها ممكن است وجود داشته باشد؛ ولي آن نورانيت و صفا و پاكي فطري و ذاتي را كه الحمدلله در محيط دين كشور رشد پيدا كرده است حفظ كنيد. يك وقت اگر خطايي هم پيش مي آيد، بلافاصله به خداي متعال رو كنيد و پشيماني و انابه و تصميم بر اين كه انسان گناه نكند، راه علاج اين خطاهاست؛ اين ارزش خيلي بزرگي است...
ارزش ديگري كه خيلي مهم است و تلاش مي شود تا در محيط دانشجويي،اين ارزش هم از بين برود، عبارت است از اميد و اعتماد به آينده. چگونه به آينده اي كه نمي دانيم چيست، اعتماد كنيم؟ اعتماد به آينده، از طريق اعتماد به خودتان. آينده بايد خوب باشد. از راه تصميم گيري، فكر كردن، عمل كردن و اقدام پي در پي، شما مي توانيد به اينده اميدوار باشيد. آينده اي كه مي خواهيد به آن اميد ببنديم، تصوير كلي آن اين است كه نظام اسلامي همه ي ضعف هايي را كه بر اثر بد عملي و بي عملي پيش آمده كه اثرش در معيشت و فرهنگ و اخلاق مردم، جابه جا مشخص است برطرف كند. اين كار را چه كسي بايد بكند؟ شماها بايد بكنيد. زمان هم خيلي طولاني نخواهد بود. اين هايي كه الان سر كارند، ده، پانزده سال قبل مثل شما دانشجو بودند. شما مي توانيد بنيه ي حقيقي ديني و سياسي، قدرت تحليل، تصميم گيري، شناخت و ايستادگي در مقابل فشارهاي گوناگون دشمن را -كه تا حايي كه بتواند، فشار وارد مي كند و انسان بايد مثل صخره در مقابل او بايستد- از حالا در خودتا ن به وجود بياوريد و ذخيره كنيد و نگه داريد؛ براي اين كه بتوانيد آينده را بسازيد. و بدانيد، مثل شما، همدل و همفكر و هم آرزوي با شما، در اين كشور فراوان هستند. شما كار خودتان را بكنيد؛ ديگراني هم هستند كه دارند كار خودشان را مي كنند.(3)
خودسازي فكري، اخلاقي و انقلابي براي دانشجويان يك فريضه است
به شما دانشجوها مي گويم، سنگربان اين سنگر [دانشگاه] شماييد؛ مواظب باشيد خاكريزهاتان سست نشود؛ دئم خاكريزها را ترميم كنيد. خاكريزها، خاكريزهاي فرهنگي و فكري است؛ اين ها را ترميم كنيد. خودسازي فكري و اخلاقي و انقلابي دروني دانشجويان يك فريضه است-چه هر دانشجويي نسبت به خودش، چه به معناي درون دانشگاه و محيط دانشگاه- اين
خودسازي، همان ترميم خاكريزها و سنگرهاست.(4)
دانشجوي متدين و حزب اللهي كسي است كه
به نظرم به دانشجويان هم اين نكته را گفتم كه هر كس شب بيست و يكم، قرآن سرش گرفت و «بك ياالله» گفت، از نظر من او همان دانشجويي است كه من مي ويم متدين و خدايي و مسلمان و حزب اللهي است؛ كاري ندارم از كدام حزب و جناج و تشكيلات است.(5)
برداشت و توقع بنده و نظام اسلامي از جماعت دانشجو اين است كه برداشت و توقع بنده و نظام اسلامي از جماعت دانشجو اين است كه فكر مي كنيم دانشجو يك روشنفكر تمام عيار مسملان است؛ متدين است. در سطح دنيا جرياناتي وجود دارند كه بعضي شان در ايران شعبه هم دارند كه دانشجو را نه روشنفكر مي پسندند، نه مسلمان. روشنفكر نمي پسندند، زيرا او را دچار تعصب ها و تحجرهاي حزبي و سياسي و وارداتي مي كنند. ما وقتي مي گوييم تحجر، فورا ذهنمان مي رود به تحجر مذهبي؛ بله آن هم يك نوع تحجر است، اما تحجر مذهبي نيست، بلكه خطرناك تر از آن، تحجر سياسي است؛ تحجرهاي ناشي از شكل بندي تحزب و سازمان هاي سياسي است كه اصلا امكان فكر كردن به كسي نمي دهند. اگر ده دليل قانع كننده براي حقانيت يك موضوع ذكر كنيم، قبول مي كند، اما در عمل طور ديگري عمل مي كند! چرا؟ چون حزب،-آن تشكيلات سياسي بالاي سر- مثل پدرخوانده ي مافيا از او اين گونه خواسته؛ اين را انسان متأسفانه در برخي از گوشه كنارهاي حتي محيط دانشگاهي مي بيند. پس آن مجموعه اي كه دچار يك چنين تحجري باشد، ديگر روشنفكر نيست، چون روشنفكري لازمه اش حق طلبي است، چشم بازف تكيه ي به منطق و استدلال است. اين كه مسلمان هم نمي خواهند باشد، براي اين است كه مي دانند مسلماني، خطرناك است. امروز عمده ي دردسرهايي كه اردوگاه استكبار و مشخصا آمريكا و صهيونيسم دجارش هستند -كه اين دردسرها خيلي زياد هم است به خاطر اين است- كه مسلمان ها به يك خودآگاهي ريده اند كه در اين خودآگاهي، اما بزرگوار و ملت ايران و انقلاب و نظام ما نقش فراواني داشته است. عمده ي دردسر آن ها از اين ناحيه است؛ لذا مي خواهند اين را بكوبند. به همين جهت از مسلمان بودن دانشجو به شدت ناراضي به شدت ناراضي و ناخشنودند.(6)
پي نوشت :
1-بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران،1376/11/11.
2-بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي1370/9/20.
3-بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي جامعه ي اسلامي دانشجويان، 1381/6/16.
4-بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتي امير كبير، 1379/12/9.
5-بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي1381/9/26.
6-بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان نمونه و ممتاز دانشگاه ها، 1381/9/7.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 10 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .