اخلاق پژوهش

در عرصه ي پژوهش چه فضائل و بداخلاقي‌ها بي قابل تصور است ؟

فضايل اخلاقي در پژوهش:
۱. تصحيح انگيزه و نيت: تحقيقات ما زماني حقيقتا معنادار و مفيد به حال خودمان و جامعه خواهد بود كه با انگيزه ي الهي و نيت درست صورت بگيرد، وگرنه اگر به انگيزه شهرت و كسب ثروت و امثال آن باشد، هر چند ممكن است دنياي ما و ديگران را آباد كند، اما چون در راستاي زندگي حقيقي ما نيست، فاقد ارزش حقيقي خواهد بود. نيت خوب زماني كارساز و ارزش آفرين است كه به عمل خوب تعلق بگيرد.
۲. توجه به نقش پيش فرض هاي ارزشي: يكي از مهم ترين موضوعات در تحقيق و پژوهش، تاثير پيش فرض ها، فرهنگ، جامعه، ارزش ها و امثال آن در تحقيق است. علم، به ويژه علوم انساني و اجتماعي، داراي بار ارزشي است. پيش فرض هاي ارزشي و ديني، هم در انتخاب موضوع پژوهش موثرند، هم در استنتاجات پژوهشي و هم در تفسير و تبيين يافته هاي پژوهشي.
۳. آشنايي با پيشينه پژوهش
۴. گزينش مسئله: مسئله ما به گونه اي باشد كه مشكلي از مشكلات علمي يا عملي جامعه برطرف سازد و در عين حال، لازم است كه مورد علاقه پژوهشگر نيز باشد تا بتواند در برابر مشكلات و موانع احتمالي مقاومت كند.
۵. شهامت در پژوهش: امام علي عليه السلام در اين باره مي فرمايند: چون از كاري ترسيدي خود را در آن بيفكن، زيرا سختي حذر كردن بزرگ تر است از آنچه از آن ترس داري.
۶. امانت داري: «خدا به شما فرمان مي دهد كه امانت ها را به صاحبنشان بدهيد. نساء-۵۸» «(مومنان رستگار كساني اند كه ) امانت ها و عهد خود را رعايت مي كنند. مومنون-۸». اساس زندگي زندگي اجتماعي بر پايه اعتماد افراد جامعه به يكديگر است. امانت داري در پژوهش و تاليف نيز، ركن مهمي از حيات علمي و تحقيقي يك جامعه را تشكيل مي دهد. هر نويسنده اي اخلاقا موظف است منبع هر مطلبي را كه از هر كسي نقل مي كند، حتي اگر نقل به معنا باشد، دقيقا ذكر كند.
۷. حقيقت جويي در پژوهش: آنچه مهم است و وظيفه اخلاقي پژوهشگر به شمار مي آيد، حقيقت طلبي و حقيقت جويي در پژوهش است. پژوهشگر بايد همه هم و غم خود را كشف حقيقت بداند و هرگز از مشكلاتي كه ممكن است ديگران براي او پيش آورند، نهراسد.
۸. نشاط در تحقيق: محقق توانا و موفق كسي است كه با شوق و ذوق و نشاط در پي حل مسئله خود باشد و هرگز خستگي و كسالت به خود راه ندهد.
۹.پژوهش گروهي: كارهاي گروهي و جمعي، نسبت به كارهاي فردي، از هر جهت بهتر و مفيد ترند. امير مومنان در اين باره مي فرمايند: بهترين آرا و انديشه ها، از آن كساني است كه از مشورت با ديگران خود را بي نياز نبينند. اتقان و استحكام پژوهش گروهي به مراتب بيشتر از پژوهش فردي است. به تعبير زيباي مولوي: عقل عا مر عقل را ياري دهد و درصد خطاي پژوهش گروهي به مراتب كمتر از پژوهش فردي است.
فضايل اخلاقي در پژوهش:
۱. تصحيح انگيزه و نيت: تحقيقات ما زماني حقيقتا معنادار و مفيد به حال خودمان و جامعه خواهد بود كه با انگيزه ي الهي و نيت درست صورت بگيرد، وگرنه اگر به انگيزه شهرت و كسب ثروت و امثال آن باشد، هر چند ممكن است دنياي ما و ديگران را آباد كند، اما چون در راستاي زندگي حقيقي ما نيست، فاقد ارزش حقيقي خواهد بود. نيت خوب زماني كارساز و ارزش آفرين است كه به عمل خوب تعلق بگيرد.
۲. توجه به نقش پيش فرض هاي ارزشي: يكي از مهم ترين موضوعات در تحقيق و پژوهش، تاثير پيش فرض ها، فرهنگ، جامعه، ارزش ها و امثال آن در تحقيق است. علم، به ويژه علوم انساني و اجتماعي، داراي بار ارزشي است. پيش فرض هاي ارزشي و ديني، هم در انتخاب موضوع پژوهش موثرند، هم در استنتاجات پژوهشي و هم در تفسير و تبيين يافته هاي پژوهشي.
۳. آشنايي با پيشينه پژوهش
۴. گزينش مسئله: مسئله ما به گونه اي باشد كه مشكلي از مشكلات علمي يا عملي جامعه برطرف سازد و در عين حال، لازم است كه مورد علاقه پژوهشگر نيز باشد تا بتواند در برابر مشكلات و موانع احتمالي مقاومت كند.
۵. شهامت در پژوهش: امام علي عليه السلام در اين باره مي فرمايند: چون از كاري ترسيدي خود را در آن بيفكن، زيرا سختي حذر كردن بزرگ تر است از آنچه از آن ترس داري.
۶. امانت داري: «خدا به شما فرمان مي دهد كه امانت ها را به صاحبنشان بدهيد. نساء-۵۸» «(مومنان رستگار كساني اند كه ) امانت ها و عهد خود را رعايت مي كنند. مومنون-۸». اساس زندگي زندگي اجتماعي بر پايه اعتماد افراد جامعه به يكديگر است. امانت داري در پژوهش و تاليف نيز، ركن مهمي از حيات علمي و تحقيقي يك جامعه را تشكيل مي دهد. هر نويسنده اي اخلاقا موظف است منبع هر مطلبي را كه از هر كسي نقل مي كند، حتي اگر نقل به معنا باشد، دقيقا ذكر كند.
۷. حقيقت جويي در پژوهش: آنچه مهم است و وظيفه اخلاقي پژوهشگر به شمار مي آيد، حقيقت طلبي و حقيقت جويي در پژوهش است. پژوهشگر بايد همه هم و غم خود را كشف حقيقت بداند و هرگز از مشكلاتي كه ممكن است ديگران براي او پيش آورند، نهراسد.
۸. نشاط در تحقيق: محقق توانا و موفق كسي است كه با شوق و ذوق و نشاط در پي حل مسئله خود باشد و هرگز خستگي و كسالت به خود راه ندهد.
۹.پژوهش گروهي: كارهاي گروهي و جمعي، نسبت به كارهاي فردي، از هر جهت بهتر و مفيد ترند. امير مومنان در اين باره مي فرمايند: بهترين آرا و انديشه ها، از آن كساني است كه از مشورت با ديگران خود را بي نياز نبينند. اتقان و استحكام پژوهش گروهي به مراتب بيشتر از پژوهش فردي است. به تعبير زيباي مولوي: عقل عا مر عقل را ياري دهد و درصد خطاي پژوهش گروهي به مراتب كمتر از پژوهش فردي است.
آسيب شناسي اخلاقي پژوهش
1 . شهرت زدگي
يكي از آفات بزرگ پژوهش ها و تحقيقات علمي، شهرت زدگي است. بسياري به صرف مشهور بودن يك باور يا عقيده يا فرضيه، آن را مي پذيرند و بلكه در مواردي آن را پايه تحقيقات و پژوهش هاي ديگرشان قرار مي دهند. براي نمونه، پس از طرح نظريه (تكامل انواع) داروين، بسياري از تحقيقاتي كه در عرصه علوم انساني و اجتماعي صورت گرفته است بر پايه همين نظريه مشهور، بوده است. در حالي كه اين صرفا يك تئوري و فرضيه است كه به رغم شهرت آن، هنوز به اثبات نرسيده است! يا پس از تئوري فرويد درباره اصالت داشتن ميل جنسي در شكل گيري افكار، اعتقادات و رفتارهاي انسان، بسياري از تحقيقات در زمينه علوم انساني و حتي پژوهش هاي ديني بر پايه اين تئوري و با فرض قطعيت آن، صورت گرفته است، در حالي كه اين نظريه، به رغم شهرت بسيارش هيچ دليل منطقي و محكمي ندارد!
پژوهشگر و محقق واقعي بايد بكوشد در تحقيقات خود، در دام بزرگ و بسيار خطرناك شهرت زدگي گرفتار نيايد. مشهور بودن يك راي و عقيده، هرگز به معناي درست بودن آن نيست و «اكثريت» هرگز مساوي با «حقانيت» نبوده و نيست و پژوهشگر اخلاقا مجاز نيست يك راي را به صرف كثرت طرفداران آن، يا شهرتش، بپذيرد يا آن را مبنايي براي تحقيقات قرار دهد.
2. شتاب زدگي
يكي ديگر از آفات بزرگ و مخرب پژوهش، شتاب زدگي است كه خود يكي از رذايل اخلاقي نيز به شمار مي آيد. كمترين آفت شتاب زدگي اين است كه مانع درك درست موضوع مي شود. محقق شتاب زده، نمي تواند در اطراف همه جوانب موضوع پژوهش خود انديشه كند. صبر و بردباري، ركن مهم پژوهش است. پژوهشگر آنگاه مي تواند به موفقيت دست يابد كه بردباري را پيشه خود سازد.
يك پژوهش بنيادين و كارساز، گاه ممكن است ده ها سال به طول بينجامد.در روايتي آمده است: «كسي مي تواند به حقيقت دانش دست يابد كه تداوم و بردباري در دانش اندوزي داشته باشد.» حتي ممكن است يك پژوهشگر، تا زنده است نتواند نتايج پژوهش هاي خود را ببيند و آيندگان با ادامه دادن كارها و پژوهش هاي ناتمام او، كار را به نتيجه برسانند. بنابراين، هرگز نبايد توقع داشت كه به هر قيمتي در مدت زمان معين پژوهشي ر ا به پايان برسانيم. كم ترين هنر و خدمت چنين پژوهشگر صبور و بردباري، حتي در صورت نتيجه بخش نبودن تحقيقاتش به جامعه علمي اين است كه راه هاي نادرست را نيز به ديگران نشان داده است. يعني عملا به آيندگان مي فهماند كه از اين راه هايي كه او براي كشف حقيقت و حل مسئله رفته و پس از زحمات فراوان به نتيجه نرسيده است، نروند بلكه در انديشه راه هاي ديگري باشند.
3. دخالت دادن در خواسته هاي شخصي
پژوهشگر منصف كسي است كه اصل بي طرفي را در تحقيق مورد توجه قرار دهد. او هرگز نبايد ديدگاه ها، خواسته ها و اغراض شخصي يا صنفي خود را بر موضوع تحقيق تحميل كند. تحقيق معتبر، تحقيقي است كه بي طرفانه و بدون حب و تغض هاي پيشين صورت گيرد. كساني كه باورها و ديدگاه هاي خود را بر منابع تحقيقي تحميل مي كنند، هم خود و مخاطبانشان را به گمراهي و انحراف مي كشانند و هم تحقيقي نامعتبر و نادرست ارائه مي دهند. محقق راستين، كسي است كه خود را تابع حاصل تحقيق بداند و نه حاصل تحقيق را تابع خودش. پژوهشگر حقيقت طلب كسي است كه كاملا تسليم نتايج پژوهش باشد و نه آنكه پيش از پژوهش و يا بعد از مشخص شدن نتايج آن، بخواهد پژوهش را تابع ديدگاه ها و باورهاي پيشيني خود سازد.
نهي از تفسير به راي در قرآن، از همين جا ناشي شده است. كسي كه با باورها و پيش فرض هاي از پيش طراحي شده به سراغ قرآن مي رود، در حقيقت نمي خواهد مراد خداوند و منظور واقعي قرآن را دريابد، بلكه مي خواهد قرآن را در خدمت اهداف و آراي خود درآورد. يا در يك تحقيق تاريخي، محقق بايد خود را در اختيار منابع معتبر تاريخي قرار دهد، نه آنكه پيش از مراجعه به تاريخ و مطالعه منابع تاريخي، ديدگاه خود را مشخص كرده باشد و منابع و مستندات را آنگونه كه مي خواهد معنا و تفسير كند. يكي از مهم ترين دلايل اختلاف بر سر موضوع امامت پس از پيامبر اكرم همين است كه افراد نمي خواهند بدون پيش فرض و بدون باورهاي از پيش طراحي شده به سراغ مطالعه منابع تاريخي و مستندات روايي اين موضوع بروند و از آنجا كه امكان انكار مستندات روايي اين مسئله را ندارند، مي كوشند تا متون تاريخي و منابع حديثي را بر اميال و اهداف شخصي و مذهبي خود تفسير كنند.
4. انتحال
يكي ديگر از آفات بزرگ اخلاقي پژوهش و تاليف، سرقت ادبي يا انتحال است كه متاسفانه در مراكز علمي كشور ما، به معضل تبديل شده است. انتحال به دو معناي مختلف و البته نزديك به هم به كار رفته است. معناي شايع و رايج آن، همان چيزي است كه امروزه از آن با عنوان (سرقت ادبي) نام برده مي شود. دهخدا در تعريف انتحال آورده است:
چيز كسي را جهت خود دعوي كردن، شعر ديگري را بر خود بستن، شعر يا سخن ديگري را براي خود دعوي كردن، سخن كسي ديگر بر خويشتن بستن، سرقت ادبي، سخن ديگر بر خويشتن بستن است و آن چنان باشد كه كسي شعر ديگري را مكابره بگيرد و شعر خويش سازد بي تغييري و تصرفي در لفظ و معني آن، يا به تصرفي اندك، چنانكه بيتي بيگانه به ميان آن در آرد يا تخلص بگرداند.
معناي ديگري كه براي واژه انتحال آورده اند، عبارت است از «خود را به مذهبي بستن، خود را به مذهبي يا به قبيله اي منسوب ساختي، خويشتن را به كسي بازخواندن» بر اين اساس، نويسندگاني كه مي كوشند براي درست جلوه دادن سخن و مدعاي خود، افراد نام و نشان دار و صاحب نفوذ علمي و تاريخي را مدافع نظريه خود معرفي كنند، در حقيقت مرتكب عمل غيراخلاقي انتحال شده اند. متاسفانه گاه ديده مي شود برخي از افراد يا مكاتب فكري، براي تقويت فكر خود و يا نشان دادن سابقه تاريخي آن، كساني را به مكتب فكري خود منسوب مي كنند كه هيچ نسبتي با آنان نداشته و اصولا داراي مباني فكري متفاوتي بوده اند.
گفتني است معضل اخلاقي انتحال يا سرقت ادبي، نه مخصوص حوزه شعر و شاعري است و نه ويژه روزگار حاضر، بلكه در روزگاران گذشته نيز بسياري بوده اند كه حاصل زحمات ديگران را بدون آنكه يادي از آنان به ميان آورند، به نام خود منتشر كرده اند. سخن هجويري (متوفي 465 ه.ق)، از عالمان و عارفان مشهور قرن پنجم، در ابتداي كتاب المحجوب نشان مي دهد كه در آن زمان نيز اين موضوع رواج بسياري داشته است. وي مي گويد:
آنچه به ابتدا كتاب، نام خود اثبات كردم مراد ازاين دو چيز بود: يكي نصيب خاص و ديگر نصيب عام. آنچه نصيب عام بود آن است كي چون جهله اين علم كتابي نو ببينند كي نام مصنف آن به چند جاي بر آن مثبت نباشد، نسبت آن كتاب به خود كنند و مقصود مصنف از آن برنيايد، كي مراد از جمع و تاليف و تصنيف كردن بجز آن نباشد كي نام مصنف بدان كتاب زنده باشد و خوانندگان و متعلمان وي را دعاي خير گويند. كي مرا اين حادثه افتاد به دو بار: يكي آنك ديوان شعرم كسي بخواست و باز گرفت و اصل نسخه جز آن نبود. آن جمله را بگردانيد و نام من از سر آن بيفكند و رنج من ضايع كرد-تاب الله عليه- و ديگر كتابي كردم، هم اندر طريقت تصوف، نام آن منهاج الدين، يكي از مدعيان ركيكه، كه كراي گفتار او نكند، نام من از سر آن پاك كرد و به نزديك عوام چنان نمود كه وي كرده است. هر چند خواص بر آن قول بر وي خنديدندي تا خداوند تعالي بي بركتي آن بدو در رسانيد و نامش از ديوان طلاب درگاه خود پاك گردانيد. اما آنچه نصيب خاص بود آن است كه چون كتابي بينند و دانند كه مولف آن، بدان فن و علم، عالم بوده است و محقق، رعايت حقوق آن بهتر كنند و بر خواندن آن و ياد كردن آن بجدتر باشند و مراد خواننده و صاحب كتاب از آن بهتر بر آيد.
به هر حال، بايد دانست كه امروزه سرقت ادبي يكي از گناهان كبيره در عالم تحقيق و نويسندگي است و هيچ عذري در اين باره پذيرفته نيست و پرهيز از آن يكي از نخستين و ابتدايي ترين مسائل اخلاقي است كه هر دانشجو و دانش پژوهشي بايد آن را تمرين كند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
6 + 11 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .