اسباب بخشش گناهان

با توبه، گناهان به طور كامل بخشيده مي شود؟

اسباب بخشش گناهان در دنيا سه چيز است:
1 - توبه. «إِلَّا الَّذِينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَيَّنُوا فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» «بقره/160» مگر آنها كه توبه و بازگشت كردند، و (اعمال بد خود را، با اعمال نيك،) اصلاح نمودند، (و آنچه را كتمان كرده بودند آشكار ساختند) من توبه آنها را مى‏پذيرم كه من توّاب و رحيم
2- ترك گناهان كبيره. «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ» «نساء/31» اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى‏شويد پرهيز كنيد، گناهان كوچك شما را مى‏پوشانيم و شما را در جايگاه خوبى وارد مى‏سازيم
3- حسنات و كارهاى نيك. «...إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ...» «هود/ 114 » حسنات، سيئات (و آثار آنها را) از بين مى‏برند...
اكنون اين پرسش را پاسخ مي دهيم كه: ، آيا گناهان به طور كامل بخشيده مي شود؟
- بله همه گناهان اقتضاء بخشش را دارند، مگر اين كه اعمال شخص به گونه اي مانع از اين اقتضاء گردد.
- بنا بر آيات قرآن، سه امر است كه موجب بخشيده نشدن گناهان ودر واقع ،مانع از اقتضاء بخشش گناهان است :
1- ظلم وفسق
2- لجاجت ،اصرار بر گناه و تكبر
3- شرك
بنابر اين پاسخ اجمالي به مطلب شما اين است كه : اگراسباب بخشش گناه ،(مثلا توبه،) با شرايطش انجام شود و موانع بخشش گناه، وجود نداشته باشد ،گناهان انشاالله بخشيده مي شود .

اما تفصيل مطلب :
الف) ظلم وفسق مانع بخشش گناهان مي شود،به آيات زيرتوجه كنيد:
- در آيات 58 تا 59 سوره بقرة ؛ اولا تصريح به بخشش مطلق گناهان شده است وثانيا به علت بخشيده نشدن آن نيز اشاره شده است ؛نگاه كنيد : «و (به خاطر بياوريد) زمانى را كه گفتيم در اين قريه (بيت المقدس) وارد شويد...و بگوئيد: خداوندا گناهان ما را بريز تا ما شما را بيامرزيم، و به نيكوكاران پاداش بيشترى نيز خواهيم داد.- اما افراد ستمگر اين سخن را تغيير دادند (و به جاى آن جمله استهزاء آميزى مى‏گفتند) و لذا ما بر ستمگران در برابر اين نافرمانى عذابى از آسمان فرستاديم.»
- دقت در جمله: (...وَ قُولُوا حِطَّةٌ ...) و... بگوئيد خداوندا گناهان ما را بريز ...(بايد توجه داشت كه حطه از نظر لغت به معنى ريزش و پائين آوردن است، و در اينجا معنى آن اين است كه: خدايا از تو تقاضاى ريزش گناهان خود را داريم.) خداوند به آنها دستور داد كه براى توبه از گناهانشان اين جمله را از صميم قلب بر زبان جارى سازند، و به آنها وعده داد كه در صورت عمل به اين دستور از خطاهاى آنها صرفنظر خواهد شد،( و شايد به همين مناسبت يكى از درهاى بيت المقدس را باب الحطه نامگذارى كرده‏اند ).
- ولى چنان كه مى‏دانيم، و از لجاجت و سرسختى بنى اسرائيل اطلاع داريم، عده‏اى از آنها حتى از گفتن اين جمله نيز امتناع كردند و به جاى آن كلمه نامناسبى بطور استهزاء گفتند لذا قرآن مى‏گويد:« اما آنها كه ستم كرده بودند اين سخن را به غير آنچه به آنها گفته شده بود تغيير دادند (فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ). ما نيز بر اين ستمگران به خاطر فسق و گناهشان، عذابى از آسمان فرو فرستاديم »
- اين نكته نيز شايان توجه است كه قرآن در آيه فوق بجاى فانزلنا عليهم مى‏گويد فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا تا روشن گردد كه اين عذاب و مجازات الهى تنها دامان ستمگران بنى اسرائيل را گرفت و هرگز خشك و تر با هم نسوختند.
- علاوه بر اين ، در پايان آيه ، جمله « بِما كانُوا يَفْسُقُونَ »را ذكر مى‏كند تا آن هم تاكيد بيشترى بر اين موضوع باشد، كه ظلم و فسقشان ،علت مجازاتشان گرديد.
(اين نكته نيز قابل ذكر است كه اگر ظلم مانع بخشش است ، ظلم ، اطلاق دارد وانواع آن را مي گيرد كه از انواع آن حق الناس است.)

ب) علت بخشيده نشدن گناهان (به طور مطلق)؛ لجاجت ،اصرار بر گناه و تكبر، مي باشد ، نگاه كنيد:
- از تعبيرات جمله مزبوردر آيات بالا، به دست مي آيد كه آنها بر اعمال سوء اصرار داشتند و آن را ادامه مى‏دادند، و معلوم مى‏شود هنگامى كه گناه به صورت يك عادت و حالت، در جامعه متمركز گردد، احتمال نزول عذاب الهى در آن هنگام بسيار است.
و شدت تاثير« اصرار بر گناه» برآينده انسان را نيز مي توان از احاديث زير به دست آورد:
-امام باقر عليه السلام راجع به قول خداى عز و جل كه فرموده: «- وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا... : و بر آنچه كرده‏اند اصرار نورزند، ... 135 سوره 3»ايشان فرمود: اصرار بر گناه اينست كه: كسى گناهى كند و از خدا آمرزش نخواهد، و در فكر توبه نباشد، ( كسى كه بفكر توبه نيست، ظاهرا قصد تكرار گناه دارد.)( كافي ج‏2 288 باب الإصرار على الذنب ..... ص : 288)
- از علي (عليه السلام) در غرر چنين نقل شده : «الاصرار يوجب النّار».اصرار موجب آتش است، يعنى هرگاه كسى گناهى كرده باشد و اصرار بر آن داشته باشد يعنى از آن پشيمان نباشد و باز عزم كردن آن گناه يا گناه ديگر داشته باشد اين معنى، موجب دخول جهنّم گردد، پس اگر از كسى گناهى صادر شود خواه صغيره و خواه كبيره بايد كه ديگر عزم آن نداشته باشد؛و اگردوباره عزم آن گناه را داشته باشد گناه او كبيره شود.( شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم ج‏1 118 434 ..... ص : 118)
- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص« مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَيْنِ .....و الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْب‏» از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل ميكنند كه فرمود: از نشانه‏هاى شقاوت و تيره روزى؛ خشكى چشم و .....و گناه دنبال گناه كردن است.
چنانكه مي بينيد گناه ير گناه كردن كه همان «اصرار بر گناه است» ،از علائم شخص شقي (ويخشيده نشده) است.

ج ) علت بخشيده نشدن گناه؛ «شرك» است كه در عبارات زير بيان مي كنيم :
- آيه «... إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ... »( نساء: آيه 48 ) صريحا اعلام مى‏كند كه همه گناهان ممكن است مورد عفو و بخشش واقع شوند، ولى شرك به هيچ وجه بخشوده نمى‏شود، مگر اينكه از آن دست بردارند و توبه كنند و موحد شوند، و به عبارت ديگر هيچ گناهى به تنهايى ايمان را از بين نمى‏برد، همانطور كه هيچ عمل صالحى با شرك، انسان را نجات نمى‏بخشد
- ارتباط اين آيه با آيات سابق از اين نظر است كه يهود و نصارى هر يك به نوعى مشرك بودند، و قرآن بوسيله اين آيه به آنها اعلام خطر مى‏كند كه اين عقيده را ترك گويند كه گناهى است غير قابل بخشش، سپس در پايان آيه دليل اين موضوع را بيان كرده مى‏فرمايد: كسى كه براى خدا شريكى قائل شود گناه بزرگى مرتكب شده است (وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْماً عَظِيماً) اين آيه از آياتى است كه افراد موحد را به لطف و رحمت پروردگار دلگرم مى‏سازد، زيرا در اين آيه خداوند امكان بخشش گناهان را غير از شرك بيان كرده است
- به تعبيرى كه در آيه ذكر شده:« نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ » دقت كنيد؛ زيرا قرآن ميگويد: گناهان كوچك شما را مى‏پوشانيم يعنى پرهيز از گناهان بزرگ خصوصا با فراهم بودن زمينه‏هاى آنها، يك نوع حالت تقواى روحانى در انسان ايجاد مى‏كند كه مى‏تواند آثار گناهان كوچك را از وجود او بشويد و در حقيقت آيه فوق همانند آيه إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ: (هود- 114): حسنات، سيئات را از بين مى‏برند مى‏باشد، و در واقع اشاره به يكى از آثار واقعى اعمال نيك است و اين درست به اين مى‏ماند كه مى‏گوئيم اگر انسان از مواد سمى خطرناك پرهيز كند و مزاج سالمى داشته باشد مى‏تواند آثار نامطلوب بعضى از غذاهاى نامناسب را بواسطه سلامت مزاج از بين ببرد.و يا به تعبير ديگر: بخشش گناهان صغيره يك نوع پاداش معنوى براى تاركان گناهان كبيره است، و اين خود اثر تشويق كننده‏اى براى ترك كبائر دارد. موفق باشيد

جمع بندي :
«اِنَّما التَّوْبْه عَلي اللهِ لِلَّذِينَ يعْمَلُونَ السُّوءَ بِجِهالةٍ ثُمَّ يتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَاؤُلئِك يتوب الله عَلَيهِمْ وَ كانَ الله عَلِيماً حَكيماً؛(1) پذيرش توبه بر خدا است، نسبت به كساني كه از روي جهالت، كار زشت انجام مي‏دهند، آن‏گاه زود توبه مي‏كنند. خدا توبه اينان را مي‏پذيرد و خدا دانا و حكيم است».در آية بالا قيد« بجهاله »به كار رفته، جهل و جهالت دو معني دارد: ندانستن، و عدم علم كامل.
بيش تر اوقات كلمه جاهل و جهالت در مورد دوم به كار مي‏رود كه انسان آگاه و دانا است، ولي آگاهي او نسبت به زشتي كار تأثيري در او نمي‏گذارد، بلكه بسان افراد ناآگاه، كارهاي بد را انجام مي‏دهد. امام صادق(ع) در مورد آيات مربوط به جهالت فرمود: «گناهي است كه بنده خدا آن را انجام مي‏دهد .اگر چه از حكم آن آگاه مي‏باشد، ولي آن‏گاه كه تصميم مي‏گيرد عمل خلافي را انجام دهد، در واقع جاهل است».
حضرت به جريان يوسف (ع) و برادرانش اشاره مي‏كند كه قرآن از يوسف ياد مي‏كند كه به برادرانش گفت: «هَلْ عَلِمْتُمْ مافَعَلْتُمْ بِيوسُفَ وَ أَخِيه إذ أَنْتُمْ جاهِلُونَ؛(2) آيا به خاطر داريد ستمي را كه بر يوسف و برادر او روا داشتيد، در حالي كه همگي جاهل بوديد». برادران يوسف همگي زشتي ظلم را درك مي‏كردند، ولي به دليل خود خواهي يا حسادت يا هوي و هوس چنان برخورد كردند كه گويي نسبت به زشتي كار خود به كلي ناآگاه بودند».(3)
بنابراين كار زشتي كه از روي هوي و هوس انجام گيرد، پس از ندامت و تحقق توبه، قابل بخشش است، ولي عملي كه از روي عناد و لجاجت و تكبر از انسان سر زند، مشمول رحمت بيكران الهي نمي‏گردد. زيرا پشيماني از شخص لجوج حاصل نمي‏گردد. البته گاهي اتفاق افتاده ‏ كه يك نفر لجوج از عناد خود دست برمي‏دارد و در مقابل حق، سر فرود مي‏آورد، در اين‏ گونه مواقع معلوم مي‏شود كه عناد او از روي جهالت بوده ‏است.(4)
بنابراين گناهاني كه به اراده خودمان انجام مي شود و حتي از بدي آن خبر داريم اگر از روي عناد و لجاجت نباشد و به خاطر هواي نفس باشد با توبه بخشيده مي شود.

پي‌نوشت‌ها:
1. نساء (4) آيه 17.
2. يوسف (12) آيه 89.
3. بحارالأنوار، ج 6، ص 32.
4. ترجمه الميزان، ج 4، ص 390.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
13 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .