انسان کامل کيست

انسان كامل كيست؟ لطفا يك توضيح دقيق و جامع و مفصل فلسفي عرفاني بدهيد.

در پاسخ به پرسش شما دوست گرامي بايد گفت اصطلاح عرفاني «انسان كامل» گرچه در قرآن كريم و روايات بكار نرفته است، اما وجهه الهي انسان - كه همان معناي انسان كامل است - در قرآن كريم مورد اشاره قرار گرفته علاوه بر آنكه تعدادي از تفاسير اين اصطلاح را به كار برده و آياتي از قرآن كريم را بر آن تطبيق داده اند، و چون مصداق انسان كامل پيامبران و امامان عليهم السلام و به فرموده شهيد مطهري قرآن از انسان كامل به «امام» تعبير كرده است.(1) بنابراين به جهات فوق ضرورت دارد از اين عنوان بحث شده و ديدگاه قرآن و روايات درباره آن روشن گردد.
برخي از تعبيرهاي غير ديني چون «لوگوس»، «تعيّن اول»، «انسان بلورين»، «انسان برتر»، «انسان عقلي» و تعبيرهاي ديني «عقل اول»، «قلم اعلي»، «مخلصين»، «سابقين»، «امام»، «رسول»، «قطب» و «خليفة الله» هر كدام اشاره اي به مسأله انسان كامل است.
انسان كامل در واقع بيان انسان آرماني است و هر ديني ديدگاه خود را درباره آن بيان كرده است، شناخت انسان كامل از نظر قرآن كريم نيز در واقع شناخت نوع نگاه قرآن به انسان و بيان غايت و هدف از تربيت قرآني است. «ارتباط بحث از انسان كامل با مذاهب شيعه نيز روشن است و به گفته عفيفي: بحث انسان كامل ارتباط وثيقي با مسأله ولايت و امامت نزد شيعه دارد»(2).
عرفان اسلامي را مي توان در دو مسأله خلاصه نمود: «توحيد چيست» و «موحّد كيست» و شناخت موحّد حقيقي همان بحث از انسان كامل است كه در واقع نيمي از مباحث عرفان نظري را به خود اختصاص داده است.
شايد لفظ «انسان كامل» اولين بار در اواخر قرن ششم توسط محي الدين ابن عربي بكار برده شده باشد، اما پيش از او، معنا و مفهوم اين لفظ مورد توجه و استعمال بوده است.
مثلاً ابن سينا معتقد است كه كمال عالم كون آن است كه انسان ازاو پديد آيد و خلقت همه موجودات ديگر براي اوست و كمال انسان آن است كه در قوه عقل نظري به عقل مستفاد و در عقل علمي به عدالت رسد و در اين صورت نهايت شرف عالم ماده كه انسان مستكمل به اين دو مرتبه است پديد آمده است.(3) ابن سينا لفظ انسان كامل را استعمال نكرده ولي مي گويد: همه چيز براي انساني كه به نهايت شرف رسيده باشد و اين همان انسان كامل است.(4) راغب نيز فرموده: «الباب الخامس في تكوين الانسان شيئاً فشيئاً حتي يصير انساناً كاملاً...»(5) وي در مراتب وجودي انسان را با استناد به آيات شريفه قرآن بيان كرده است. به هر حال آنچه مهم است بيان مقصود از انسان كامل و ويژگيهاي او و نگاه قرآن كريم به چنين انسان آرماني است .
شايع ترين و قديمي ترين تعريفي كه براي انسان ذكر شده «حيوان ناطق» است و مقصود از «نطق» قوه عالمه و عامله است. انسان كامل يعني كسي كه در دو قوه عقل نظري و عقلي عملي به بالاترين درجه قابل تصوّر رسيده باشد يعني در عقل نظري صاحب عقل مستفاد باشد و در عقل عملي به مرحله فناء في الله و بقاء بالله رسيده باشد.
عرفاي اسلامي از انسان كامل با القابي چون: «شيخ»، «هادي»، «مهدي»، «خليفه»، «جام جهان نما»، «اكسير اعظم» و «خضر» تعبير مي كنند (6)و در روايات از او با «امام»، «خليفه»، «قطب»، «صاحب الزمان»، «ولي الله»، «مؤيد به روح القدس» ياد شده است(7) و در قرآن مجيد كلماتي از قبيل «مخلصين»، «سابقون»، «رسول»، «عيسي زنده كننده اموات» و «سليمان عالم به زبان مرغان» به انسان كامل تأويل شده اند.
اهميت شناخت انسان كامل يا انسان نمونه از ديدگاه اسلام از آن نظر براي ما مسلمين واجب است كه حكم مدل و الگو و سرمشق را دارد. اگر ما انسان كامل اسلام را نشناسيم قطعاً نمي توانيم يك مسلمان تمام يا كامل باشيم و به تعبير ديگر يك انسان كامل و لو كامل نسبي از نظر اسلام باشيم.(8)
تعريف انسان كامل
چون انسان داراي مقام ثابت نيست و حدّ يقف ندارد و به تعبير قرآن مجيد «يا اهل يثرب لا مقام لكم» و از طرفي حقيقت انسان كامل كه متّحد با عقل اول و نور اقرب است داراي تجرد عقلي تام و بلكه فوق تمام است و مجردات را نمي توان به صورت ايجابي تعريف نمود و تمام آن‌چه ما از آن‌ها مي دانيم به صفات سلبي است لذا تعريف جامع و مانع از انسان كامل بسيار مشكل است. ولي در اين‌جا برخي از كلماتي كه نشان دهنده حقيقت انسان كامل است را نقل مي كنيم:
قيصري مي گويد: «انسان كامل عبارت است از جمع جميع مراتب الهي و كوني، از مرتبه عقل و نفس كلي گرفته تا آخرين مرتبه تنزلات وجودي. اين انسان كامل صاحب مرتبه «عماء» است كه شبيه مرتبه الهيت است و تفاوتي با آن ندارد مگر در ربوبيت و مربوبيت. كه انسان كامل مربوب است و مرتبه الهيت ربّ است».(9) در اين كلام قيصري انسان كامل را انساني خداگونه و شبيه خداوند مي داند با حفظ تفاوت واجب و ممكن يا مستقل و وابسته يا بالذات و بالغير. كه اگر انسان كامل همه اسماء الهي را نيز داراست ولي تفاوت به بالذات و بالغير محفوظ است. انسان كامل عالم است ولي بالغير و خداي متعال عالم است اما بالذات. و اين در توقيع شريف امام زمان عليه السلام كه در دعاهاي ماه رجب نقل شده است نيز مورد اشاره قرار گرفته است.(10)
بنابراين معلوم شد كه انسان كامل يعني موجودي كه بيشترين مقام قرب الي الله را داشته و جامع جميع مظاهر و مراتب تعينّات بوده باشد.(11) يعني هر انساني و هر موجودي مظهر يكي از اسماء الهي است به خلاف انسان كامل كه مظهر تام جميع اسماء و بلكه مظهر اسم اعظم و مستجمع جميع كمالات و صفات است اما بالغير نه بالذات. چنين انساني عالم كبير و كون جامع شمرده مي شود. اين چنين انساني با ساير مردم تنها اشتراك در صورت و چهره ظاهر دارد «قل انّما انا بشر مثلكم»(12) اما در سيرت و حقيقت تفاوت بسياري با ديگران داشته و چون شناخت او مشكل است همچنانكه شناخت خداي متعال نيز چنين است فرشتگان جاهل مقام او بوده و نسبت به مقام او اعتراض داشتند.(13) بنابراين انسان كامل تعيّن اول و مظهر اتمّ خداوند است كه او چون جان همه جهان تكوين بوده و خليفه خداوند است و داراي مفاتيح غيب، و شجره طيبه اي است كه واسطه بين خداوند و تمام موجودات بوده و داراي مقام احسن تقويم و اعلي عليين مي باشد. اين انسان كامل گاهي به شكل نبي ظهور مي كند و گاهي به شكل وصي و وليّ. او كتاب جامع خداوندي است كه كتاب تدوين شرح حال مقامات اوست.
ضرورت وجود انسان كامل
متكلمان از راه قاعده لطف بر ضرورت وجود انبياء و امامان عليهم السلام استدلال كرده اند. و فلاسفه گاهي از راه مدني بودن انسان و اين كه در جعل قانون يا در اجراي قانون نياز به پيامبر و امام احساس مي شود(14) و گاهي از اين طريق كه چند قاعده فلسفي را به يكديگر ضميمه كرده و نتيجه گرفته اند كه چون از واحد حقيقي بيش از يك معلول صادر نمي شود و بايد بين علت و معلول سنخيت باشد پس بايد صادر نخستين عقل مجردو نوراني باشد كه همان حقيقت محمدي صلي الله عليه و آله است.
اما عرفا براي بيان ضرورت انسان كامل از راه ضرورت وجود مظهر براي اسماء الهي وارد شده و مي گويند ضرورت وجود نسبت ميان اسماء الهي و موجودات امكاني همان ضرورت وجود انسان كامل است. امام خميني معتقد است كه: هر كدام از اسماء الهي در حضرت واحديت داراي صورتي است كه همان مفاتيح غيب است (15) و اولين اسمي كه به تجلّي احديت در حضرت علميه و احديت ظهور نموده اسم اعظم است كه عين ثابت انسان كامل و حقيقت محمديه صلي الله عليه وآله است. و از اين‌جا است كه معلوم مي شود كه انسان كامل مظهر اسم جامع و مرآت تجلّي اسم اعظم است. و بالجمله انسان كامل - كه آدم ابوالبشر يكي از مصاديق آن است – بزرگ‌ترين آيات و مظاهر اسماء و صفات حق تعالي و مَثَل و آيت حق تعالي است.
و خداي سبحان از مَثَل - يعني شبيه - منزّه و مبرا است، ذات مقدس را تنزيه از مَثَل به معناي آيت و علامت نبايد نمود (وله المثل الاعلي)(16) همه ذرات كائنات آيات و مرآت تجليات آن جمال جميل هستند منتها آنكه هر يك به اندازه وعاي وجود خود. ولي هيچ يك آيت اسم اعظم جامع، يعني الله نيستند جز حضرت كون جامع و مقام مقدس برزخيت كبري. پس خداوند انسان كامل را به صورت جامع آفريده و او را آينه اسماء و صفات خويش قرار داده است.(17)
بنابراين چون خداي متعال «ظاهر و باطن» است و بايد كمال ظهور و بطون را داشته باشد پس بايد هر اسمي از اسماء جلاله او ظهور و بطون داشته باشد بنابراين هيچ اسمي بدون مظهر نخواهد بود، همچنان‌كه هيچ موجودي نيست كه مظهر يكي از اسماء الهي نباشد و يكي از اسماء الهي اسم شريف «الله» است كه جامع جميع كمالات است و تمام كمالات در او ظهور دارد بر خلاف ساير اسماء كه هر كدام از آن‌ها، يك كمال در آن‌ها ظهور دارد و ساير كمالات بطون دارد. و اين اسم شريف نيز بايد مظهري داشته باشد كه تمام كمالات در او ظهور داشته باشد و آن انسان كامل است. چون خداوند هميشه هست ظل و سايه او نيز هميشه هست پس انسان كامل هميشه وجود دارد، و اين همان عقيده شيعه نسبت به ضرورت وجود امام و حجت خدا است.
پس كمال جلاء همان كمال ظهور حق متعال است در انسان كامل.(18) و چون خداوند بايد تمام كمالات را داشته باشد هم به صورت كلي و هم جزئي و هم به صورت جمع و هم به صورت فرق و تفصيل پس بايد داراي اسم اعظم باشد كه مقام جمع است و انسان كامل مظهر آن است.(19) و چون ناسوت و ملكوت و جبروت گسسته از يكديگر نبوده و انسان نيز حقيقتي است گسترده از عرش تا فرش. پس بايد انسان كامل با همين بدن عنصري هميشه روي زمين باشد همچنانكه ملكوت او با ملكوت عالم است و قلب و سرّ او با جبروت عالم است.
به عبارت ديگر تا مظهر اتمّ اعلي وجود نداشته باشد طبق قاعده امكان اشرف نوبت به مظهر انقص نمي رسد. اين انسان كامل انسان بالفعل است كه اگر او موجود نباشد عبث لازم مي آيد زيرا هدف از خلقت اوست آنچنانكه ابن سينا فرموده مقصود از خلقت پديد آمدن انسان كامل در دو قوه عقل نظري و عقل عملي يعني صاحب عقل مستفاد و متخلّق به عدالت است.(20) علاوه بر آنكه هر حركتي نياز به غايت و مقصد دارد و چون حركت استكمالي است پس غرض از خلقت رسيدن انسان به كمال لايق خود مي باشد. و به عبارت ديگر رسول و نبي از اسماء الله نمي باشند بلكه از صفات عالم كون و ماده بوده و قابل انقطاع هستند اما «وليّ» از اسماء الهي است(21) و اسماء و صفات الهي فاني شدن نداشته و هميشه ثبات و دوام خواهند داشت لذا ولايت انسان كامل هميشه خواهد بود و روايات شريفه نيزگاهي مي فرمايند «اللهم بلي لا تخلو الارض من حجة لله...»(22) و گاهي مي فرمايند «لو لا الحجة لساخت الارض... »(23) و مقصود از اينها آن است كه عقل و نقل و عرفان همگي اتفاق بر ضرورت دوام وجود انسان كامل دارند.
با توجه به آنچه گذشت معلوم شد كه انسان كامل قطب عالم امكان است و همه ممكنات به گرد او مي گردند و او مظهر اسم اعظم الهي است و هيچ گاه عالم خالي از چنين مظهري نيست.(24) و قرآن مجيد صورت كتبيه چنين انساني است(25) و به گفته صدرالمتألهين اگر در حديث آمده است كه خداوند انسان را به صورت خود آفريد(26) مراد چنين انساني است. اين انسان است كه چون داراي احديت جمع يا نقطه جامعه است جامع قرآن و فرقانست.(27)
انسان كامل يكي از حظراتِ خَمس بوده و مرآة اتم و مظهر اعلي حق متعال است.
«انسان كامل همان وجود مبارك علوي عليه السلام است كه فاني مطلق و باقي به بقاء الله است».(28)
آية الله حسن زاده آملي يكصد و چهل حديث در مورد انسان كامل و ضرورت او و ويژگيهاي آن نقل فرموده است.(29)
صدرالمتألهين انسان كامل را كتابي مي داند كه جامع همه كتابهاي الهي است هم داراي كتاب تكوين است و هم كتاب تدوين و هم كتاب انفسي، و هم كتاب لوح محفوظ است و هم امّ الكتاب، زيرا انسان كامل نمونه عالم كبير است كه از جهت روح و عقل خود كتاب عقلي به شمار مي رود، و از جهت قلب و نفس خود كه همان نفس ناطقه اوست كتاب لوح محفوظ مي باشد و از جهت نفس حيواني و قوه خيالي اش كتاب محو و اثبات است.(30)
در پاسخ به اين سوال به همين مقدار كفايت كرده و شما را براي مطالعه بيشتر در موضوعات مختلفي از جمله: نقش انسان كامل در نظام هستي، انسان كامل و مقام مشية الهي، تلازم شناخت خداوند با شناخت انسان كامل، انسان كامل و مسأله خلافت الهي، انسان كامل و ولايت تكويني و تشريعي به منابع عرفاني ارجاع مي‌دهيم؛ برخي از اين منابع عبارتند از درآمدي بر عرفان نظري آقاي يزدان پناه، انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه، رسائل قيصري.

1.«انسان كامل» ص 28.
2. فصوص الحكم» با تعليقات ابوالعلاء عفيفي، ص 170.
3. ر.ك: «المبدأ و المعاد» ص 91.
4. « نهج الولاية» ص 22.
5. «تفصيل النشأتين و تحصيل السعادتين» ص 18.
6. «الانسان الكامل» عزيز نسفي، ص 57.
7. « انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه» ص 100.
8.«انسان كامل» شهيد مطهري، ص 14.
9. شرح فصوص الحكم» قيصري، ص 10؛ «نقد النصوص في شرح نقش الفصوص» ص 63 .
10.«اقبال الاعمال».
11. آن گونه كه در خطبة البيان آمده است: ر.ك: «يازده رساله» ص 270.
12.سوره كهف / آيه 110.
13. سوره بقره آيه 30.
14.«الاشارات و التنبيهات» ج 3، ص 371.
15.سوره انعام / آيه 59.
16.سوره روم /آيه 27.
17.«چهل حديث ذيل» ح 38، ص 634 .
18.«مصباح الانس» ص 47.
19.«رساله ذكر و ذاكر و مذكور» ص 118.
20. «المبدأ و المعاد» ص 91.
21. «انت وليي في الدنيا و الآخرة» سوره يوسف، آيه 104 و «هو الولي الحميد» سوره شوري، آيه 29.
22.«نهج البلاغه» حكمت 68 .
23. «اصول كافي».
24. «هزار و يك نكته» نكته 26، ج 1، ص 60 .
25. «مجموعه مقالات» آية الله حسن زاده، ص 97.
26. «كلمات مكنونه» فيض كاشاني، ص 125.
27. «يازده رساله» ص 141.
28. «آداب الصلاة» امام خميني، ص 325.
29. «يازده رساله» ص 145.
30. «اسفار» ج 6، ص 296.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
7 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .