ترک غیبت

لطفا در مورد غيبت توضيح دهيد .و اين كه چگونه اين عمل نا خواسته انجام ميشود!

الف) معناي غيبت
غيبت آن است كه پشت سر برادر يا خواهر مسلمان سخنى گفته شود كه اگر به گوش او برسد ناراحت شود و كشف آن در جامعه باعث رفتن آبروي مومن باشد. عالمان اخلاقي در تعريف غيبت گفته اند: غيبت عبارت است از بدگويى و پرده‏درى نسبت به حيثيت و آبروى افراد، يعني در غياب شخصى كارهاى بد و ناپسند شخصي و يا عيوب و نقائص جسمى و اخلاقى او را به گونه‏اى براى ديگران بازگو كنند كه اگر به گوششان برسد، ناراحت شوند .هم چنين زماني آن چه كه پشت سر كسي گفته مي‌شود غيبت نام مي‌گيرد كه اولاً آن فرد از شنيدنش ناراحت شود، و دوم آن كه آن حرف راست باشد. اگر آن چه كه پشت سر فردي گفته شده، راست نباشد، بهتان يا تهمت نام مي‌گيرد امام خميني (ره) فرموده است: «غيبت عبارت است از ذكر كردن انسان را در حال غايب بودنش به چيزى كه خوش آيند نيست نسبت دادن آن را به سوى او، از چيزهايى كه پيش عرف مردم نقصان است، به قصد انتقاص و مذمت او. »( چهل ‏حديث ص : 301 )
ب)پنهاني بودن عيب: با توجه به آنچه كه در تعريف غيبت ذكر شد ،گفتن و فاش كردن هر آنچه كه سبب ناراحتي شخص غيبت شونده شود ،غيبت محسوب مي شود .حال اين عيب يا نقص پوشيده باشد يا نه . مثلا در مورد كسي كه قد كوتاهي دارد ( اين نقص آشكار است)به گونه اي صحبت كنيم كه اگر بشنود ناراحت مي شود ،شامل غيبت است. ولي اگر طوري باشد كه قصد توهين يا مسخره در آن نباشد ،غيبت نيست . روشن است كه عذرهاى عوامانه‏ اى كه بعضى براى غيبت مى آورند مسموع نيست، مثلا گاهى غيبت كننده مى‏گويد اين غيبت نيست، بلكه صفت او است! در حالى كه اگر صفتش نباشد تهمت است نه غيبت.يا اين كه مى‏ گويد: اين سخنى است كه در حضور او نيز مى‏ گويم، در حالى كه گفتن آن پيش روى طرف نه تنها از گناه غيبت نمى‏ كاهد بلكه به خاطر ايذاء، گناه سنگين‏ترى را به بار مى ‏آورد.خلاصه اين كه اگر در اسلام غيبت به عنوان يكى از بزرگترين گناهان كبيره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردى و اجتماعى آن است.
ج) موارد جواز غیبت
گاهي عنوان ثانوي غيبت ، عنوان اولي را تحت الشعاع قرار مي دهد و در موارد خاصي غيبت مجاز يا واجب مي گردد و اين در جايي است كه پاي مصلحت مهمتري در كار باشد به گونه اي كه حفظ آن مصلحت بر مفاسد بزرگ غيبت غالب و چيره گردد. از جمله مواردي كه داخل در اين استثناء است موارد زير است:
1- در مورد دادخواهي و رفع ظلم و گرفتن حق كه اگر شخص مظلوم افشاگري نكند كسي به داد او نمي رسد و حق او پايمال مي گردد. اين همان چيزي است كه قرآن كريم مي فرمايد: «لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و كان الله سميعا بصيرا؛ خداوند دوست ندارد كسي با سخنان خود بدي ها را اظهار كند مگر آن كس كه مظلوم واقع شده خداوند شنوا و دانا است» (نساء، آيه 148). {
V 2- در مورد بدعت گذاران و توطئه گران و كساني كه بر ضد مصالح مسلمين نقشه مي كشند كه اگر كار آنها برملا و آشكار گردد مردم به پا مي خيزند و جلوگيري كامل يا نسبي مي كنند، غيبت اين گونه افراد نيز جايز بلكه واجب است.
3- در مورد مسلماني كه جان يا مال يا ناموسش از سوي ديگري در خطر قرار گرفته و او آگاه نيست، افشاي اين خطر نيز جايز بلكه گاهي واجب است.
4- در مورد مشورت؛ يعني در آنجا كه كسي مي خواهد مثلا با ديگري ازدواج كند يا شركتي تشكيل دهد يا مسافرت نمايد و از انسان درباره شخص مورد نظرش سؤال مي كند، در اينجا امانت در مشورت اقتضا مي كند آنچه را مي داند و در مورد آن برنامه تأثيري گذارد افشا كند چون پرده پوشي در اين گونه موارد خيانت است و خيانت در مشورت جايز نيست.
5- در مورد شهادت دادن در جايي كه از انسان تقاضاي شهادت كنند، نيز غيبت كردن جايز است چون مصلحت شهادت قوي تر است.
6 - طرف متجاهر به فسق باشد؛ يعنى، هيچ گونه پروايى نداشته باشد كه علناً به گناه و معصيتى دست بزند، كه در خصوص گناه علنى او غيبت جايز است.
7 ـ ممكن است فردى را براى سمتى نظير نمايندگى يا رياست قسمتى خاص، نامزد نموده و مورد بحث قرار دهند. در اينجا انسان مى‏تواند اگر نقطه ضعفى را اطلاع دارد كه خداى ناخواسته با پيدا كردن آن سمت، به اسلام و انقلاب ضربه مى‏زند، به مسؤولين گوشزد كند،
8 ـ فرض بفرماييد بيمارى است كه نمى‏خواهد بعضى از اسرارش نزد طبيب فاش شود و از طرفى چاره‏اى نيست و طبيب براى معالجه بايد بداند. در اينجا نيز مى‏توان على‏رغم خواست بيمار، پزشك معالج او را در جريان امر قرار داد. غيبت نسبت به گناهان پنهانى جايز نيست و در نتيجه اگر شخص مبتلا به ارتكاب گناهى است كه ديگران از آن خبر ندارند، ذكر آن گناه حرام است.
9 ـ اگر در مورد خاصى احتمال منحرف شدن شخصى در اثر هم‏نشينى و عدم اطلاع از مفاسد وى وجود دارد، مى‏توانيم شخص مورد نظر را از معاشرت با آن گنه‏كار منع كنيم. در اين راستا بايد كمال احتياط را رعايت نمود؛ يعنى، در مرحله اول تنها مى‏توانيم بگوييم كه «اين معاشرت به صلاح شما نيست» و حق بازگو كردن معايب و گناهان آن شخص را نداريم، پس بايد اين كار را مرحله به مرحله و به صورت تدريجى انجام دهيم.
10ـ كسي كه ادعاي منصبي را داشته باشد كه صلاحيت آنرا ندارد مثلا شخص بي لياقتي ادعاي فقاهت مي كند و متصدي اموري مي شود كه اهليت و صلاحيت آنرا ندارد مي توان مردم را به نواقص او توجه داد.

ج ) فرق انتقاد و غيبت :
هدف از غيبت بيان عيب و نقص افراد است و هدف از انتقاد اصلاح و بهبود شرايط و اوضاع است و ميان اين دو تفاوت بسيار است . غيبت مربوط به شخصيت حقيقي افراد است و انتقاد مربوط به شخصيت حقوقي ايشان مي باشد.
غيبت از روي دشمني و حسادت و اينگونه امور و با قصد خراب كردن فرد گفته مي شود, در حالي كه انتقاد گفت‏وگو راجع به عملكرد و موضع‏گيرى‏ هاى يك فرد معروف يا مسؤول همراه با نقد و ديد اصلاح طلبانه است. به عبارت ديگر جدا نمودن خوب و بد عملكرد شخص و شرح محاسن و معايب وى را انتقاد گويند.
و از آن جا كه شخصيت هاي اجتماعي و مسئول مانند مديران , هنرمندان و دولتمردان درقبال مردم و جامعه بايد پاسخ‏گو باشند، انتقاد از آنان اشكالى ندارد؛ اما غيبت ذكر معايب شخصي انسان‏ها است كه ربطى به شخصيت حقوقى يا عملكرد كارى آنها ندارد. بنابراين در رابطه با شخصيت حقيقي افراد نمي شود غيبت كرد و گناه محسوب مي شود و صحبت در رابطه با مسائل شخصى آنان جايز نيست ,ولي بررسى و سنجش كاركرد اجتماعى آنان و نقد دقيق آن، بدون تكيه بر ظنيّات و افراط و تفريط‏ها و با هدف اصلاح امور جامعه اشكالى ندارد , زيرا اموري كه مربوط به شخصيت حقوقي افراد است چون جنبه اجتماعي دارد و از جمله امور پنهان محسوب نمي شود, اصطلاحا به آن غيبت گفته نمي شود.
در نتيجه ،غيبت در مسائل شخصي آن هم مربوط به مطالبي است كه موجب ناراحتي غيبت شونده باشد. اما اگر عيب ها و انتقادات در ارتباط با حوزه كاري و مسئوليت اجتماعي افراد بيان شود و هدفي جز اصلاح كاركرد اجتماع در ميان نباشد، نه تنها جنبه غيبت نخواهد داشت، بلكه نقد و تحليل منصفانه و به دور از هر گونه حب و بغض رفتار و گفتار مسئولين، يك امر لازم براي رشد و تعالي جامعه و كشور است و بركات زيادي براي فرد و جامعه دارد و موجب اصلاح عيب آنها و بر طرف شدن نواقص كارها و برنامه هايشان مي شود.
در اسلام موضوعاتي چون نصيحت (امر به معروف و نهي از منكر) ائمه مسلمين، جرح و تعديل (تكذيب و تأييد) راويان و گواهان، نُصح مستشير و ... وجود دارند كه با كمي دقت در آنها درخواهيم يافت كه امكان بروز و ظهور چنين موضوعاتي، جز با نقدها و تحليل هايي كه شايد برخي از آنها در نگاه اول، مشابه غيبت ارزيابي شوند، امكان پذير نخواهد بود.

د ) راههای مقابله با شنیدن غیبت
ا .دفاع از شخصی که غیبت او انجام می گیرد.
2 . اگر به هيچ عنوان راهي براي دفاع نيافتيد سريعا به هر بهانه اي بحث را عوض كنيد .
3 . در صورت امکان از مجلس غيبت به بهانه اي خود ساخته دوري گزينيد، همين مقدار كه به آنها مي فهمانيد كه به خاطر غيبت كردن آنها را ترك مي كنيد, مي تواند بهترين نوع برخورد با غيبت كننده باشد .
4 . اگر تمامي راهها براي انسان بسته بود آنگاه نوبت به كارگرداني درون مي رسد بدين معني كه فرد شنونده بايد از درون نسبت به اين عمل نا خشنود بوده و ناراحت از شنيدن غيبت باشد.
در مورد شنيدن غيبت اگر شخصي كه مورد غيبت واقع شدن قرار گرفته نشناسيد شنيدن براي شما اشكال ندارد و اما از آن جهت كه جلسه گناه محسوب است ضمنا بازگو كردن عيوب فردي كه ديگران از آن باخبرند، جايز نيست و آگاه بودن ديگران از اين عيب مجوز بيان آن نمي باشد، به خصوص اگر موجب ناراحتي آن فرد گردد. اگر چه حكم غيبت را ندارد اما حكم آزار مؤمن و متنفر كردن ديگران از مؤمن را به دنبال دارد.
اگر چه برخورد با غيبت گاه كاري سخت است و موجب مواجهه انسان با محذورات فراوان، اما اين امر نمي تواند ساقط كننده تكليف انسان در دفاع از غيبت شونده باشد.
بديهي است بزرگي خدايي كه ما را به اين كار امر كرده و از غيبت نهي فرموده بسيار بيشتر از بزرگي آن بزرگي است كه غافلانه و يا عامدانه در حال غيبت است.
يادمان باشد: از دست دادن اعتبار خويش در نزد خدا بسيار خسارت بار تر از از دست دادن اعتبار خود در نزد آن فرد بزرگ است
براي مطالعه بيشتر به كتب اخلاقي ذيل مراجعه شود:
1- چهل حديث امام خميني.
2 - نقطه هاي آغاز در اخلاق اسلامي , ص 157 3.
3- معراج السعاده» مرحوم احمد نراقي4.
4 - اخلاق الهي» حاج آقا مجتبي تهراني .
5- گناهان كبيره، شهيد دستغيب شيرازي، بحث غيبت.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
6 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .