تعریف حیا در قرآن کریم

تعريف حيا در قران چيست؟ و عواملي كه باعث ايجاد حيا در انسان ميشود چيست؟

تعريف حيا
حيا يكي از مهم‌ترين صفات نفساني است كه تأثير فراواني بر حوزه‌هاي مختلف زندگي اخلاقي ما دارد. نقش بارز اين تأثير، بازدارندگي است.
«حيا» در لغت به مفهوم شرمساري و خجالت است كه در مقابل آن «وقاحت» و بي‌شرمي قرار دارد. (ابن منظور: لسان العرب، ج 8، ص 51؛ مفردات الفاظ القرآن، ص 270، و ابن اثير: نهايه، ج 1، ص 391)
حيا در اصطلاح عبارت است از: محصور كردن و انفعال نفس از ارتكاب محرّمات شرعيه و قبائح عقليه وعرفيه، به جهت اين‌كه نكوهش نشود.
مرحوم مجلسي (رضوان الله تعالي عليه) هم تعريفي راجع به حيا دارد كه مي‌فرمايد: «اَلحَياءُ مَلَكَةٌ لِلنَّفسِ تُوجِبُ إِنقِباضُها عَنِ القَبيحِ وَ إِنزِجارُها عَن خِلافِ الآدابِ خَوْفاً مِنَ الَّلْومِ» (حيا نوعي انفعال و انقباض نفساني است كه موجب خودداري از انجام امور ناپسند در انسان مي‌گردد و منشأ آن ترس از سرزنش ديگران است. (ابن مسكويه: تهذيب الاخلاق، ص 41؛ طوسي:اخلاق ناصري، ص 77)
جايگاه حيادرقرآن وروايات
قرآن كريم با بيان داستان آدم و حوا در دو سوره (اعراف: 22؛ طه: 121) به صورت غيرمستقيم فطرى بودن حيا را گوشزد مى نمايد، آن گاه كه مى فرمايد: «فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يخْصِفانِ عَلَيهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ» (اعراف: 7)؛ همين كه آدم و همسرش از آن درخت ممنوع چشيدند، بلافاصله لباس هايشان از تنشان فرو ريخت و اندامشان آشكار گشت. هنگامى كه آدم و حوا چنين ديدند، بلافاصله از برگ هاى درختان بهشتى براى پوشيدن اندام خود، استفاده كردند.
روايات نيز حيا را از خصايص ويژه انسان ها برشمرده (مفضل بن عمر، 1379، ص 79) و حيا و ايمان را قرين هم دانسته اند، به گونه اى كه با رفتن يكى از آن دو، ديگرى نيز رخت برمى بندد. ازاين رو، در روايت آمده: «حيا و ايمان همراهند و در يك رشته بسته اند و چون يكى از آنها رفت، ديگرى هم مى رود» (كلينى، 1407ق، ج 2، ص 106). پيوند اين دو با يكديگر به اندازه اى نزديك است كه امام صادق عليه السلام، فرد بى حيا رابى ايمان معرفى مى كندومى فرمايد: «كسى كه حيا ندارد ايمان ندارد» (همان، ج 4، ص 323).
آن حضرت در سخن ديگرى، حيا و عقل و دين را همراهان هميشگى هم برشمرده و مى فرمايد: «على عليه السلام فرمود: جبرئيل بر آدم عليه السلام فرود شد و گفت: اى آدم، من مأمورم تو را ميان سه چيز مخير سازم تا يكى را بگزينى و دو تا را وانهى. آدم گفت: اى جبرئيل آن سه چيز كدامند؟ گفت: عقل و حيا و دين. آدم گفت: عقل را برگزيدم. جبرئيل به حيا و دين گفت: شما برگرديد و او را وانهيد. گفتند: اى جبرئيل، ما دستور داريم كه همراه عقل باشيم هر جا كه باشد. گفت: اختيار با شماست، و بالا رفت» (همان، ج 1، ص 10).
1 ـ عوامل تقويت حيا در خانواده
توصيه هاى اسلام در راستاى تقويت حيا در خانواده، حول دو محور قابل بررسى است:
الف. مراقبت هاى لازم جنسى زن و شوهر در ارتباط با يكديگر: در اين محور، خطابات دينى براى تأمين سلامت روحى و روانى زن و شوهر و فرزندان و مصونيت فضاى خانواده از تحريكات جنسى، وظايفى را مقرّر داشته كه در ذيل، به آنها اشاره مى شود:
توجه به تمايلات جنسى همسر و پرهيز از حياى احمقانه: معصومان عليهم السلام حيا را به دو بخش «حياى عاقلانه» و «حياى احمقانه» تقسيم بندى كرده اند (كلينى، 1407ق، ج 2، ص 106) كه نوع اول، همان حياى از روى علم، و نوع دوم، حياى از روى جهل است. بى توجهى نسبت به نياز جنسى همسر به دليل حيا و خجالت، از نوع حياى احمقانه است كه روايات اسلامى با شيوه هاى بيانى گوناگون از اين حيا نهى نموده و بهترين زنان را زنان عفيف (در برابر نامحرم) و داراى ميل جنسى (نسبت به همسر) مى داند (همان، ج 5، ص 324). بر همين اساس، توجه به نياز جنسى همسر را به قدرى داراى اهميت برمى شمرد كه در متون دينى ما، اعم از آيات و روايات، از آن به عنوان يك وظيفه واجب زن نسبت به همسر ياد مى كند. در سخنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده: «بر زن لازم است از بهترين عطر استفاده كند، زيباترين لباسش را بپوشد، خود را به نيكوترين وجه آرايش دهد و صبح و شب خود را به شوهر عرضه نمايد و حقوق شوهر بر زن بيش از اينهاست» (همان، ص 508). از سويى، ترك رابطه جنسى با همسر بعد از مدت زمان معينى حرام اعلام گرديده (بنى هاشمى خمينى، 1383، ج 2، ص 480). ازاين رو، زن و شوهر وظيفه دارند نسبت به ارضاى نياز جنسى همسر خود بى تفاوت نبوده و با ارضاى به موقع و مشروع آن، به حفظ و تقويت حيا و پاكدامنى در خود و همسر كمك كرده و زمينه روابط محبت آميز با يكديگر را فراهم نمايند.
عدم خروج زن و شوهر از محدوده روابط جنسى مشروع: از جمله وظايف اصلى زن و شوهر، رعايت حدود و مرزهاى الهى و وفادارى نسبت به يكديگر و خوددارى از هرگونه رابطه نامشروع با زن يا مرد ديگرى است. رابطه نامشروع، به محبت و مؤدت متقابل آسيب جدى وارد مى كند و زمينه را براى خيانت و تعدى طرف مقابل فراهم مى سازد. قرآن كريم آن گاه كه صفات مردان و زنان مؤمن را برمى شمارد، در كنار ساير صفات ارزشمند مؤمنان، يكى از صفات آنان را حفظ عفت و پاكدامنى بيان نموده و مى فرمايد: «وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ» (احزاب: 35)؛ مردانى كه دامان خود را از آلودگى به بى عفتى حفظ مى كنند، و زنانى كه عفيف و پاكند.
آموزه هاى روايى نيز مردان و زنان مسلمان را به رعايت حريم ها توصيه نموده تا زمينه لغزش و افتادن آنان در دام گناه فراهم نشود (مجلسى، 1403ق، ج 76، ص 26). اين توصيه ها در قالب هاى مختلف ذكر شده كه در بحث «توصيه هاى جنسى اسلام در جامعه»، بدان ها اشاره خواهد شد. از سوى ديگر، در قانون مجازات اسلامى، كيفر زن شوهردار (محصنه) كه با مرد ديگرى رابطه نامشروع دارد، يا مرد زن دار (محصن) كه با زن ديگر رابطه نامشروع برقرار كرده است، ممكن است در صورت وجود شرايط خاص (ر.ك: خمينى، بى تا). تا رجم و سنگسار نيز معين شود. همين امر، اهميت تكليف مربوط به وفادارى و ارتباط آن با نظم عمومى را به خوبى نشان مى دهد (كاتوزيان، 1382، ص 162).
ب. مراقبت هاى لازم جنسى در ارتباط پدر و مادر با فرزندان و بعكس: در اين رابطه، نيز در روايات نكات ارزشمندى وارد شده كه اين توصيه ها از زمان انعقاد نطفه تا سنين جوانى فرزند را دربر مى گيرد.
مراقبت هاى لازم پيش از تولد: از جمله مراقبت ها و توصيه هاى مربوط به زمان انعقاد نطفه، مى توان به اين موارد اشاره كرد: منع از ازدواج با افراد ناپاك (نورى، 1408ق، ج 14، ص 389)، پرهيز از افكار و انديشه ها و تخيلات نادرست به هنگام انعقاد نطفه (صدوق، 1385، ج 2، ص 515) و نيز با وضو بودن و بردن نام خدا و پناه بردن به خدا از شرّ شيطان، در زمان انعقاد نطفه (كلينى، 1407ق، ج 5، ص 501؛ صدوق، 1413ق، ج 3، ص 552).
همچنين سفارش شده: «به هنگام آميزش بگو: به نام خدا. خداوندا! شيطان را از ما و فرزندى كه قسمت ما مى كنى دور فرما» (ابن شعبه حرّانى، 1382، ص 12).
مراقبت هاى لازم پس از تولد فرزند: روايات اسلامى پس از تولد فرزند نيز سفارش هاى متعددى حول محور تقويت حيا و عفاف و كم كردن زمينه هاى تحريك جنسى فرزندان به والدين كرده است كه در ذيل، به برخى از آنها اشاره مى شود:
ـ رعايت آداب و اخلاق جنسى همسران در حضور فرزندان: از دستورات مؤكد اسلامى، پرهيز از رابطه جنسى والدين در حضور فرزندان حتى در سنين شيرخوارگى آنان است؛ زيرا اين امر مى تواند زمينه انحراف جنسى فرزند را در بزرگسالى فراهم نمايد. تأثير منفى اين مسئله به حدى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «قسم به كسى كه جانم در دست اوست، اگر مردى با همسرش بياميزد درحالى كه در اتاق كودكى بيدار باشد و آنان را ببيند يا صدايشان را بشنود هرگز رستگار نخواهد شد؛ اگر پسر باشد يا دختر، به زناكارى آلوده خواهد شد» (كلينى،1407ق،ج5، ص 500).
ـ پيشگيرى از رفتارهاى تحريك كننده جنسى در خانواده؛ نظير لمس اندام تناسلى كودك (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 43) و بوسيدن و بغل گرفتن دختر بچه نامحرم. در روايت آمده: «دخترى كه سنش به شش سالگى رسيده، پسر بچه او را نبوسد، و پسر بچه كه از هفت سال گذشته است زن نامحرم را نبوسد» (همان، ص 437).
در روايت ديگرى آمده: احمدبن نعمان به امام صادق عليه السلامعرض كرد: «من دختركى را نگهدارى مى كنم كه با او خويشى ندارم و شش سال دارد. فرمود: او را بر زانو و دامان خويش منشان» (همان، ص 436).
ـ تربيت صحيح جنسى فرزندان؛ نظير: جداسازى بستر خواب فرزندان از ده سالگى، و در برخى روايات از شش سالگى (همان، ص 436). پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «پسر بچه با پسر بچه و پسر بچه با دختر بچه و دختر بچه با دختر بچه زمانى كه به ده سالگى رسيدند، بستر خوابشان از يكديگر جدا شود» (همان).
آموزش دادن به فرزندان براى كسب اجازه از والدين براى ورود به اتاق آنها در اوقات خاصى از شبانه روز، از ديگر موارد تربيت صحيح جنسى فرزندان به شمار مى رود.
آيه شريفه مى فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! بردگان شما، و همچنين كودكانتان كه به حدّ بلوغ نرسيده اند، در سه وقت بايد از شما اجازه بگيرند: پيش از نماز صبح، و نيمروز هنگامى كه لباس هاى (معمولى) خود را بيرون مى آوريد، و بعد از نماز عشا؛ اين سه وقت خصوصى براى شماست، اما بعد از اين سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نيست (كه بدون اذن وارد شوند)... و هنگامى كه اطفال شما به سنّ بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه پيش از آنان بودند اجازه مى گرفتند» (نور: 58ـ59).
همه اين سفارش ها بيانگر آن است كه پدر و مادر موظفند حتى المقدور از ايجاد زمينه هاى التهاب و تحريك جنسى فرزندان جلوگيرى نمايند؛ زيرا بر اساس نقل برخى كارشناسان، «سه تا شش سالگى اوج كنجكاوى كودك در مورد مسائل جنسى است. درواقع، درك روابط جنسى و ثبت و ضبط تصاوير و صحنه هاى آن در ذهن، نه تنها مختص به دوره بلوغ نيست، بلكه مدت ها پيش از اين دوره به صورت احساسات متفاوتى در نهاد كودك وجود دارد كه ممكن است از نگاه پدر و مادر مخفى مانده باشد. كودك در اين سن متوجه بدن خود و تفاوت هاى جنسيتى مى شود و حتى در اين دوران به مقايسه اندام خود با والدين مى پردازد. اگرچه ممكن است در اين سن كودك تمايل جنسى نداشته باشد، اما بيدار شدن ميل جنسى كاذب در او ممكن خواهد بود. لذت كودك از تمايلات جنسى در اين زمان با لذت بزرگسالان متفاوت است و بيشتر جنبه كنجكاوى دارد كه در صورت نبود كنترل، ممكن است دامنه دار شده و به عادات نامناسب جنسى تبديل شود. به همين دليل است كه در روايات متعدد اسلامى رعايت حريم در روابط زناشويى پدر و مادر و كنترل رفتارهاى جنسى مطرح شده است. همچنين همبسترى در جايى كه كودك يا حتى نوزاد حضور دارد، نهى شده است و احتمال انحراف را براى چنين كودكانى پيش بينى كرده است»
ـ دقت پدر و مادر در نوع پوشش، سخن گفتن و رفتار با يكديگر در محيط خانه: يكى از ويژگى هاى كودكان، بخصوص در سنين پيش از هفت سالگى، تقليدپذيرى از ديگران به ويژه والدين است. ازاين رو، كودكان علاوه بر اينكه در اين سنين در زمينه مسائل جنسى كنجكاو بوده و درصدد يافتن پاسخ براى سؤالات خود در اين زمينه و ساير زمينه ها هستند، از نوع گفت وگوى پدر و مادر، پوشش آنها و رفتارهاى آنان الگوبردارى مى كنند. بر همين اساس، پدر و مادر در مقابل فرزندان بايد به شدت مراقب سخن گفتن با يكديگر، شوخى كردن و... باشند. همچنين پوشش هاى نامناسب مادر و پدر در مقابل فرزندان مى تواند زمينه اى براى آسيب پذيرى فرزندان فراهم نمايد.
ـ رعايت حدود و قيود در مراودات خواهر و برادر: اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود: «مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و پرسيد: اى رسول خدا! آيا براى ورود به خدمت مادرم زمانى كه مى خواهم نزد او بروم، اجازه بگيرم؟ حضرت فرمود: آرى. آيا شاد مى كند تو را كه او را عريان ببينى؟ آن مرد گفت: نه. حضرت فرمود: پس از اين از او اجازه بگير. پرسيد: اى رسول خدا! خواهرم مويش را در برابر من باز كند؟ حضرت فرمود: نه. گفت: چرا؟ حضرت فرمود: مى ترسم كه اگر چيزى از زيبايى هايش را براى تو آشكار سازد شيطان تو را متزلزل سازد» (بروجردى، 1422ق، ج 25،ص665؛مجلسى،1403ق،ج76، ص 42).
ازآن روكه با آغاز دوران نوجوانى، فعاليت غدد جنسى نيز آغاز مى شود و به تدريج نوجوان را نسبت به جنس مخالف متمايل مى سازد، توجه او به مسائل تحريك كننده جنسى بيشتر شده و گاه كوچك ترين مسئله در اين رابطه ذهن او را درگير مى كند. ازاين رو، مادر و خواهران در اين سنين بايد در مراوده با نوجوان حدود را مراعات نمايند. براى مثال، از پوشيدن لباس هاى محرك كه ممكن است نوجوان را دچار آشفتگى ذهنى نمايد خوددارى كنند. همچنين ارتباط خواهر و برادر نيز بر اساس حدود و قيودى صورت گيرد تا زمينه هرگونه آسيب و انحراف را از بين ببرد.
ـ فراهم نمودن زمينه ازدواج فرزندان: يكى از مهم ترين كارها در زمينه سامان دهى روابط دو جنس در جامعه و از بين بردن زمينه التهاب ها و انحرافات جنسى در جامعه، تسهيل ارضاى مشروع و به موقع غريزه جنسى است كه از طريق فراهم نمودن زمينه ازدواج به موقع امكان پذير است و در برخى روايات نيز از حقوق فرزندان بر والدين شمرده شده است (طبرسى، 1412ق، ج 2، ص 406). بى ترديد، رعايت اين توصيه ها در خانواده سبب تقويت حيا و عفت در فرزندان شده و آنان را در مواقع حساس از خطر گرفتارشدن در دام انحرافات جنسى مى رهاند.
2ـ عوامل تقويت حيا در جامعه
اگرچه زيربناى تربيت دينى در خانواده شكل مى گيرد و خانواده در اين زمينه اصلى ترين نقش را ايفا مى كند، اما درصورتى كه بستر اجتماعى تربيت، نامناسب و فسادانگيز باشد، چه بسا تربيت صحيح خانواده را نيز تحت الشعاع قرار داده و آن را ناكارآمد جلوه دهد. ازاين رو، در سبك زندگى اسلامى تنها به تقويت حيا در خانواده بسنده نمى شود، بلكه بنيان هاى آن در زندگى اجتماعى نيز مدنظر قرار مى گيرد. بر همين اساس، در اين بخش به توصيه هايى كه رعايت آنها در جامعه ضرورت دارد اشاره خواهيم كرد. اين توصيه ها در چند محور قابل بررسى است:
الف. پوشش مناسب زن و مرد در جامعه: در خطاب هاى دينى، اعم از آيات و روايات، به پوشش مناسب در مقابل نامحرم سفارش هاى مؤكدى وارد شده. اگرچه اين خطابات بيشتر به زنان (ر.ك: نور: 31؛ احزاب: 59) به دليل ظرافت بدنى آنهاست كه زيبايى و جذابيت خاص آن باعث تهييج نامحرمان مى شود، اما اين بدان معنا نيست كه مردها از اين قاعده مستثنا هستند، بلكه مردها نيز بر اساس توصيه هاى دينى (ر.ك: مائده: 2) و به مقتضاى حكم عقل، موظف به رعايت حيا هستند كه پوشش مناسب يكى از جلوه هاى حيا به شمار مى رود. بر همين اساس، آنان نيز همانند زنان بايد از پوشش هاى تنگ و چسبان كه در عرصه زندگى اجتماعى صحنه هاى ناخوشايندى به وجود مى آورد، پرهيز نمايند.
ب. پرهيز از نگاه هاى هوس آلود: كنترل نگاه هاى هوس آلود، يكى از زمينه هاى تقويت حيا در جامعه است و به گفته برخى نويسندگان، «سنگ بناى بسيارى از روابط نامشروع، يك نگاه شهوت آلود است؛ چراكه نگاه شهوانى و به تعبير ديگر، نگاه خيره و متمركز بر چهره زيباى زن، قوه لذت جوى مرد را بيدار مى كند و ذهن شروع به تصويرسازى نموده و ويژگى هاى ظاهرى فرد موردنظر را به سرعت در مغز مى پروراند؛ حالت راه رفتن، نماى چشم، لب، اندام، لباس و... . و يك تصوير كامل از خصوصيات پيدا و پنهان زن به مغز مخابره شده و مغز مانند رايانه آنها را به هم پيوند مى دهد و تصوير موردنظر او را مى سازد. در اين حالت، فرد بيننده با آنچه مى بيند تماس بدنى ندارد، ولى ذهن در دنياى خيالات خود مى تواند با آنچه چشم ديده هر طور كه بخواهد رابطه برقرار كند. در چنين حالتى، ذهن انسان دچار اشتغال ناخواسته، و حواس، اندكى دچار اختلال مى شود و در دنياى اوهام و خيالات خود هرگونه بهره ورى را از او مى نمايد و در عالم خارج درصدد نزديك شدن به او برمى آيد؛ درصورتى كه در خارج زمينه گناه براى او فراهم باشد از آن نيز دريغ نمى نمايد» (غلامى، 1381، ص 112ـ114). اينجاست كه يك نگاه شهوت آلود مى تواند زمينه فلاكت و تباهى فرد را فراهم آورد. ازاين رو، در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم: «نگاه بعد از نگاه تخم شهوت را در قلب مى پاشد و همان كافى است كه بيننده را به فتنه بكشاند» (صدوق، 1413ق، ج 4، ص 18). زيرا نگاه هوس آلود به مرد يا زن نامحرم، تيرى از تيرهاى شيطان است (همان) و تخم شهوت را در دل مى كارد (مجلسى، 1403ق، ج 14، ص 325) و چه بسيار انحرافات و جنايت هايى كه به واسطه يك نگاه اتفاق افتاده است.
ازاين رو، قرآن كريم زنان و مردان مؤمن دستور مى دهد نگاه خود را حفظ كنند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يحْفَظُوا فُرُوجَهُم... وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يحْفَظْنَ فُرُوجَهُن» (نور: 30ـ31)؛ اى رسول ما، مردان مؤمن را بگو تا چشم ها (از نگاه ناروا) بپوشند... اى رسول، زنان مؤمن را بگو تا چشم ها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند.
ازآن رو كه بيشترين مؤلفه هاى جنسى براى مردان از طريق چشم دريافت مى شود و بر اساس يافته هاى پژوهشى، مردان «راست مغز» يا به عبارتى، «بينايى» هستند و زن ها «چپ مغز» يا به عبارتى، «گفتارى ـ كلامى»، پسرها بيشتر تصاوير را دوست دارند و دخترها، بيشتر به داستان هاى رمانتيك علاقه مندند (طيبى، 1391). ازاين رو، آيه شريفه، ابتدا مردان را مورد خطاب قرار داده است، اما در بحث پوشش مناسب، مخاطب آيات قرآن، زنان هستند كه علت آن در قسمت قبل بيان شد.
ج. پرهيز از خودآرايى و تبرّج: يكى از ويژگى هاى مهم زنان، خصيصه تبرّج و خودنمايى است كه به صورت غريزى در آنان وجود دارد. اين خصيصه از نظر منابع اسلامى نيز مورد تأييد است؛ از آن جمله، سخن اميرالمؤمنين على عليه السلام كه مى فرمايد: «خداوند زنان را از سرشت مردان آفريده؛ ازاين رو، تمام همت خود را در جذب مردان و نزديك شدن به آنان صرف مى كند» (كلينى، 1407ق، ج 5، ص 337).
اين مسئله از نظر علم روان شناسى نيز به اثبات رسيده است. جينيا لمبروزو، روان شناس ايتاليايى، در اين باره مى گويد: «يكى از تمايلات عميق و آرزوهاى اساسى زن آن است كه در چشم ديگران اثرى مطلوب بخشيده و به وسيله حسن قيافه و زيبايى اندام، موزون بودن حركات، خوش آهنگى صدا، طرز تكلم و بالاخره شيوه خرام خود مطبوع طباع واقع گشته، احساسات آنها را تحريك نموده و روحشان را مجذوب سازد» (لمبروزو، 1369، ص 42). ازاين رو، آموزه هاى اسلامى از اين ويژگى زن غفلت ننموده و با دستورات مكرر مبنى بر زينت داشتن و آرايش نمودن زن براى همسرش در محيط منزل، به اين غريزه پاسخ مناسب داده است (صدوق، 1376، ص 396).
اما ازآن رو كه ممكن است اين ويژگى، زن را به سوى افراط در تبرج بكشاند و به سمت خودنمايى و به نمايش گذاشتن جاذبه هاى جنسى خود در برابر نامحرم سوق دهد، قرآن كريم در دو آيه (احزاب: 33؛ نور: 60) ضمن سخن گفتن از تبرّج و خودنمايى زنان، آن را محدود به محيط خانواده و همسر كرده و تأكيد مى كند: «و در خانه هاى خود بمانيد و همچون جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد) (احزاب: 33).
آزاد بودن زن در خودآرايى و به نمايش گذاردن جذابيت هاى زنانه، مى تواند عاملى براى ايجاد اختلالات روانى در زن شود. به تعبير برخى نويسندگان:
وقتى زن مكشوف و آرايش كرده در بين مردان ظاهر مى شود، طبعا عده اى خوششان مى آيد و او را مورد تكريم و تحسين (ظاهرى) قرار مى دهند. به همين دليل، دايم سعى مى كند وضع ظاهرى خود را طورى قرار دهد كه بيشتر مورد پسند آنها واقع شود. معمولاً اين گونه زنان و دختران براى اينكه زيباتر شوند هر روز وقت زيادى را صرف آرايش و تقليد از مدهاى جديد مى نمايند. اين روند مى تواند ناراحتى هاى روانى زيادى براى آنان ايجاد كند؛ زيرا به دليل اينكه هميشه كارها به دلخواه پيش نمى رود، باعث بروز نگرانى هايى براى آنها مى شود. براى مثال، اين تصور كه آيا با صرف اين همه وقت و هزينه مالى توانسته اند جلب نظر ديگران بكنند و مورد پسند آنان واقع شوند يا بعكس، مورد تمسخر و تحقير آنانند، مى تواند دايم ذهن آنها را به خود مشغول كند و آنها را به موجوداتى نگران تبديل نمايد. دليل ديگرى كه مى تواند به نگرانى آنها بيفزايد اين تصور است كه هر لحظه ممكن است رقيبى زيباتر از راه برسد و شكار آنها را بربايد. و سرانجام، دليل ديگرى كه باعث ناراحتى و استرس براى آنها مى شود اين است كه مى بينند به مرور زمان، از زيبايى هايشان كاسته مى شود و زنان جوان تر و زيباتر جاى آنها را مى گيرند و نقش آنها را در ربودن دل ها كمتر مى كنند (رجبى، 1383).
اين گونه است كه افراط در خودنمايى با مصاديق متعددش مى تواند تعادل روحى روانى زن را بر هم زده و آرامش را از او سلب نمايد. اكنون با توجه به اين توضيحات، فلسفه توصيه اسلام به حجاب و پوشش مناسب زن در مقابل نامحرم روشن مى شود؛ زيرا حجاب سبب ايجاد آرامش در زن و برحذر ماندن از بسيارى از نگرانى ها مى شود.
مصاديق تبرج:
ـ پوشيدن لباس هاى نازك و بدن نما: در روايت وارد شده: «هر كه لباسش نازك است دينش نازك است» (ابن شعبه حرّانى، 1382، ص 173).
ـ پوشيدن لباس هاى تنگ و چسبان، به گونه اى كه حجم بدن را كاملاً نمايان مى سازد: سزاوار نيست براى زن كه هنگام خروج از منزل لباسش را جمع و فشرده كند، به گونه اى كه برجستگى هاى بدن او پيدا باشد يا خود را معطر كند (كلينى، 1407ق، ج 5، ص 519).
لازم به ذكر است كه «جمر»، هم به معناى جمع كردن و به هم گره زدن و اجتماع است (ابن منظور، 1414ق، ج 4، ص 144) و هم به معناى معطر كردن (فراهيدى، 1409ق، ج 6، ص 121)، و اين روايت تحمل بار معنايى هر دو را دارد؛ چون هر دو از مصاديق بى حجابى است.
ـ پوشيدن لباس هايى كه به سبب رنگ خاص و يا ويژگى ديگر باعث جلب توجه نامحرم شود (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 390).
ـ مدل مو و برجسته كردن آن: از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: «زمانى كه ديديد زنانى از امت من سرهاى خود را مثل برآمدگى پشت شتر بر سر خود قرار داده اند (و در ميان نامحرمان ظاهر مى شوند) به آنها خبر دهيد كه نمازشان قبول نيست» (متقى هندى،بى تا،ج 16، ص 392).
ـ خودآرايى به هنگام خروج از منزل (ر.ك: صدوق، 1413ق، ج 3، ص 390).
ـ معطرساختن خود(حرّعاملى،1409ق،ج20،ص161).
امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر زنى كه خود را معطر كند و از خانه خود بيرون رود، تا زمانى كه به خانه اش باز گردد مورد لعنت و نفرين (فرشتگان نگهبان خود)قرارمى گيرد»(صدوق،1381،ص658).
در مجموع، مى توان گفت: هرگونه رفتار و حركتى كه موجب آشكار شدن زينت هاى طبيعى و ظاهرى در برابر نامحرم و سبب تهييج و تحريك نامحرمان شود مصداق تبرج است (طيبى، 1386، ص 34).
د. پرهيز از تبذّل: افزون بر تبرّج در برابر نامحرمان، در روايات از تبذّل نيز نهى شده و آن به معناى اظهار رغبت و شوق در برابر مردان است آن گونه كه مردان ابراز مى كنند (همان، ص 33) و دستور حفظ نفس به هنگام رغبت، داده شده است (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 389).
ه . پرهيز از اختلاط با نامحرم: يكى از مؤلفه هاى مهم تقويت حيا در جامعه، پرهيز دادن زن و مرد نامحرم از اختلاط با يكديگر است كه به سلامت جسمى و بهداشت روانى افراد كمك شايانى مى كند. در روايت آمده: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله به يكى از درهاى مسجد اشاره كرد و فرمود: «لو تركنا هذا الباب للنساء» (سجستانى، 1425ق، ج 1، ص 180)؛ به اين معنا كه آن در را مخصوص رفت و آمد زنان قرار دهند تا حتى به هنگام ورود به مسجد و يا خروج از آن، ميان زن و مرد نامحرم اختلاطى صورت نگيرد. در حقيقت، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان حاكم جامعه اسلامى با اين تدابير، به مصون سازى جامعه از انحرافات اخلاقى و مفاسد جنسى توجه كامل داشته و زمينه هاى تقويت حياى اجتماعى را فراهم مى نمود. آن حضرت، براى جلوگيرى از برخورد زنان و مردان در هنگام عبور از مسيرهاى شلوغ و پرازدحام، دستور مى داد كه مردان از وسط خيابان و زنان از كنار عبور كنند: «براى زنان در وسط راه نصيب و بهره اى نيست، ولكن از وسط راه بروند» (كلينى، 1429ق، ج 11، ص 191و183).
اين توصيه ها همگى به لحاظ حفظ سلامت فرد و جامعه در بعد اخلاق و معنويات و... است.
و. رعايت حدود در سخن گفتن با نامحرم: در اين رابطه، توصيه هايى وارد شده است كه به برخى از آنها اشاره مى شود:
ـ پرهيز از نازك كردن صدا: «يا نِساءَ النَّبِى لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا»(احزاب: 32)؛ اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ بنابراين، به گونه اى هوس انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوييد.
ـ پرهيز از شوخى با نامحرم: «كسى كه با زن نامحرمى شوخى كند، در مقابل هر كلمه اى كه در دنيا به او گفته است، هزار سال حبس مى شود» (حرّعاملى، 1409ق، ج 20، ص 198).
ـ پرهيز از بيان اوصاف زنى نزد شوهر و يا مرد ديگرى كه سبب فريفتگى آن مرد نسبت به آن زن شود. در روايت آمده: «هركس اوصاف زنى را نزد مردى بيان كند و آن مرد فريفته آن زن گردد و مرتكب گناهى شود، شخص وصف كننده درحالى كه مشمول غضب خداوند است از دنيا خواهد رفت» (همان، ص 184).
ز. پرهيز از خلوت با نامحرم: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از قول ابليس مى فرمايد: ابليس به موسى گفت: «هيچ وقت با زن نامحرمى خلوت مكن، و زن نامحرمى نيز با تو خلوت نكند؛ زيرا هيچ مردى با زن نامحرمى خلوت نمى كند، مگر آنكه خود من شخصا دوست و مصاحب آنها خواهم بود» (همان، ج 19، ص 152).
از آن رو كه چنين عرصه هايى هميشه ميدان تاخت و تاز شيطان است و به شدت تلاش مى كند تا زمينه انحراف را در طرفين به وجود آورد، در شريعت اسلامى خلوت گزينى زن و مرد نامحرم در صورت خوف به گناه افتادن حرام اعلام گرديده (ر.ك: بنى هاشمى خمينى، 1383، ج 2، ص 493).
ح. پرهيز از تماس بدنى با نامحرم: در تماس بدنى با جنس مخالف، بيشترين تحريك پذيرى وجود دارد. ازاين رو، مى بينيم در اشكال ديگر ارتباط يعنى نگاه، گفت گو، و ارتباط با جنس مخالف درصورتى كه به قصد تلذذ و ريبه نباشد اجازه داده شده است، اما تماس بدنى، از جمله مصافحه و دست دادن با نامحرم، به هيچ وجه مجاز نيست. در روايت آمده: «كسى كه با زن نامحرمى دست بدهد، در روز قيامت در حالى مى آيد كه دست هايش به گردنش بسته شده است. آن گاه دستور مى رسد او را به جهنم ببريد» (حرّعاملى، 1409ق، ج 20، ص 198).
تماس بدنى در فقه: هركس كه نگاه به او حرام است، لمس وى نيز حرام است؛ بنابراين، جايز نيست زن و مرد نامحرم همديگر را لمس نمايند، بلكه اگر به جواز نگاه به وجه و كفين قايل شديم به جواز لمس آن قايل نخواهيم بود. بنابراين، بر مرد جايز نيست كه با زن نامحرم دست دهد، البته اگر از روى پارچه و لباس باشد، جايز است؛ ولى احتياط اين است كه دست او را نفشرد (خمينى، بى تا، ج 2، ص 231؛ مكارم شيرازى، 1379، ج 2، ص 352و353؛ بهجت، 1375، ص 375).
پرهيز از رابطه جنسى نامشروع: زنا به عنوان يكى از گناهان كبيره، سبب از بين رفتن روح ايمان در آدمى مى شود. به فرموده رسول خدا صلى الله عليه و آله: «چون مرد زنا كند، روح ايمان از او جدا شود» (كلينى، 1407ق، ج 3، ص 387). زنا در آيات و روايات نيز به شدت مورد مذمّت واقع شده و بر آن عذاب هاى دردناك جهنم وعده داده شده است. همچنين در روايت آمده است: «زنا روى انسان را سياه مى كند و فقر را به ارث مى آورد؛ عمر او را كوتاه، روزى او را قطع و آبروى او را مى برد و سخط الهى را نزديك و صاحبش را خوار و ذليل مى نمايد» (صدوق، 1413ق، ج 4، ص 266؛ منسوب به على بن موسى، امام هشتم، 1406ق، ص 275).

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
3 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .