تفاوت غرور و اعتماد به نفس

لطفا تفاوت غرور با اعتماد به نفس را توضيح دهيد؟

با سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي پاسخ و راهنمايي برگزيده ايد؛ دوست گرامي، براي تمايز بين اين مفاهيمي كه گفتيد ، بهتر است تعريفي از هر كدام ارائه شود.
اعتماد به نفس : اعتماد به نفس از نتايج عزت نفس و برآيند آن بشمار مي‌آيد، و به معني باور و قبول خود و توانايي هاي خود با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف است. فردي كه اعتماد به نفس خوبي دارد مي تواند حتي نسبت به خود انتقاد كند توانمندي ها و ناتواني هاي خود را بشناسد و براي رفع نقص هاي خود تلاش كند؛ بعضا حتي مي تواند با خود هم شوخي كند و نسبت به ضعف خود بخندد.
در تعريف جامعى از اعتماد به نفس آمده است كه اعتماد به نفس يعنى خود را باور داشتن، باور به توانايى و قابليت خود در عمل كردن، اطمينان به توانايى خود در دنبال كردن فعاليت‏ها و ثابت قدم بودن، باور به توانايى خود در عبور از موانع، باور به توانايى خود برای درخواست راهنمایی از ديگران در مواقع لزوم، باور به توانايى خود در ايجاد ارتباطى معنادار و محبت‏آميز با ديگر انسان‏ها، باور به توانايى خود در يافتن عشق، تفاهم، مهر و شفقت در هر موقعيتى به خصوص در مواقع دشوار و بالاخره باور به وجود خود به عنوان اشرف مخلوقات كه روح الهى در او دميده شده است و او خليفه و جانشين خدا در روى زمين مى ‏باشد. اعتماد به نفس يعني علاوه بر اين كه انسان خودش را مثبت ارزيابي مي كند و به اين باور هم رسيده است كه توان كافي براي انجام كارهايش دارد و مي تواند از توانمندي هاي خود به خوبي در جهت نيل به اهدافش استفاده كند. به عبارت ديگر خود را باور كرده و توانمندي هاي خود را به صورت واقع بينانه ارزيابي مي‌كند و در هر شرايطي مي تواند از اين توانمندي ها به خوبي استفاده كند و هيچ گاه شكست ها موجب تغيير اين باورها نسبت به خودش نمي شود، بلكه شكست ها را به خوبي تحليل و سپس به عنوان سكوي پرش براي دستيابي به اهداف خود از آن استفاده مي كند.

غرور : احساس بزرگى است كه هماهنگ است با آنچه كه با هواى نفس موافق بوده است. عبارت است از اين كه آدمي خود را نسبت به ديگران بزرگ شمارد به جهت كمالي كه در خود مي بيند، خواه آن كمال را داشته باشد يا نداشته باشد و خواه آن صفتي را كه دارد و به آن مي بالد في الواقع هم كمال باشد يا نه. غرور به معني فريفته شدن و فريب خوردن است كه اين صفت از رذائل اخلاق و منشأ بسياري از آفات و شرارت هاست. شخص مغرور فكر مي كند نعمتي كه در اختيارش است، سبب برتري او بر ديگران است؛ در حالي كه نعمت هاي الهي زمينه ساز مسئوليت هاي بزرگتر هستند و هر كس دارايي بيشتري از نعمت هاي الهي در اختيارش قرار گرفته، بايد دل مشغول آن مسئوليت هاي عظيم تر باشد. انسان مغرور، به دليل همين نعمت ها، بر ديگران فخر فروشي مي كند، چون چيزي دارد كه ديگران آن را ندارند. غرور در مقابل تواضع است و راه درمان غرور نيز فروتني كردن در مقابل ديگران است.
منشأ غرور چند چيز مى‏ تواند باشد : جهالت؛ يعنى، اعتقاد قلبى شخص به اين كه عمل او خير و صلاح است، در حالى كه در واقع چنين نيست؛ وسوسه‏هاى شيطانى، پيروى از هواى نفس و شهوات؛ پيروى از غضب و انتقام‏جويى؛ دوستى دنيا و دنياطلبى.
ممكن است فردى مغرور باشد ولى اصلاً اعتماد به نفس نداشته باشد و براي پنهان كردن عدم اعتماد به نفس و عدم عزت نفس خود پشت غرور و پرخاشگري برآمده از آن پنهان شود و همين‏طور بر عكس . اگر فرد داراى اعتماد به نفس باشد، باید پس از ارزيابى‏ از قابليت‏هاى خود، آنها را فضل و رحمتى از جانب خدا بداند و عامل اساسى آن را به خدا نسبت دهد، در اين صورت ديگر هواى نفسى باقى نمى ‏ماند تا دچار غرور شود. بنابراين، مى‏ توان گفت، آن احساس بزرگى كه چه بسا اطمينان و آرامش در افراد مغرور ايجاد مى‏ نمايد كه يك اطمينان و آرامش غيرطبيعى و نابهنجار است، در نهايت ممكن است افراد مغرور و فريب‏خورده را به هلاكت و نابودى بكشاند. به همين خاطر، مشاهده مى‏ شود كه غرور در قرآن و روايات به شدت مورد نكوهش و سرزنش قرار گرفته است.

اعتماد به نفس با غرور در ماهيت متفاوت است . اعتماد به نفس به معناي توجه به سرمايه هاي خدا داد دروني و توانايي ها و استعداد هاي نهفته در انسان و بسيج كردن و به كار گرفتن آنها براي رسيدن به كمال و تعالي و موفقيت و سعادت است .
اعتماد به نفس به معناي توجه به سرمايه ها و توانايي هاي دروني و ارزش و قيمت واقعي انسان و حقيقت و مقام و جايگاه رفيع والهي او و توجه داشتن به اين واقعيت است كه همه اين سرمايه ها و دارايي هاي دروني و بيروني و قدر و قيمت و ارزش از خداوند و عنايت واحسان او است و در اين صورت است که از مرکب غرور پياده مي شود و از حد خود تجاوز نمي کند و از جاده بندگي فاصله نمي گيرد و از اين نعمت ها وتوانايي ها در راه کمال جويي و قرب به حضرت دوست بهره مي گيرد زيرا مي داند عطا کننده اين توان و استعداد و نعمت قادر به سلب و باز پس گيري آن است و اگر از جاده بندگي خارج شود همه آنها از دست او گرفته شده و به قهر الهي و بدبختي و هلاکت دچار خواهد شد .
اما غرور به اين معنا است که انسان به توانايي ها و داشته ها و سرمايه هاي خود توجه کند و از ياد ببرد که اينها امانت الهي و عنايت و عطاي حضرت دوست است و بايد در راه بندگي و اطاعت او و در مسير کمال به کار بيفتد و تصور مي کند قدرت و استعداد و توفيق و رشد از آن او و نتيجه فکر و تلاش و تحصيل و زرنگي او است و در اين توانايي و رشد و کمال مستقل و غير وابسته به حق تعالي است و مانند قارون مي گويد : قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدِي ( قصص 78)- (قارون) گفت: اين ثروت را به وسيله دانشى كه نزد من است به دست آورده‏ام . در فرد مغرور خود به جاي خدا مي نشيند و افسار کارانسان به دست اسب سرکش نفس سپرده مي شود ونتيجه قطعي آن تجاوز از حد و شکستن همه مرزها و نابودي همراه با ذلت و خواري است .
کتابهاي زير جهت مطالعه معرفي مي گردد .
1- اخلاق اسلامي - محمد علي سعادت
2- اخلاق در قرآن (3 جلد ) - مصباح يزدي
3- خودسازي براي خود شناسي - مصباح يزدي
4- انسان کامل - مرتضي مطهري

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
5 + 15 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .