جرعه ای از زلال وحی (نشانه های مؤمن)

جرعه ای از زلال وحی (نشانه های مؤمن)

پدید آورنده : میرصادق سیدنژاد
مؤمن کیست؟
واژه مؤمن، اسمی از اسماء الهی است که در جهان بینی اسلامی، به گرونده به خدا و پیامبران او و پذیرنده شریعت های آسمانی گفته می شود که صفت ایمان در او نمایان باشد. در این کاربرد، واژه مؤمن از ریشه اَمن و اسم فاعل است. با در نظر گرفتن مشتقات واژه اَمن، این کلمه حدود 231 بار در قرآن کریم به کار رفته است.
البته در مجموعه آیات قرآن، ایمان به معنای تسلیم توأم با اطمینان خاطر است، نه اعتقاد و تصدیق؛ چون به دلالت آیات قرآن، فرعون و قومش معتقد بودند آنچه حضرت موسی علیه السلام آورده، از طرف خداست، ولی به آن تسلیم نمی شدند. همچنین، شیطان به خدا و معاد اعتقاد داشت و اهل کتاب هم به رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله معتقد بودند، ولی هیچ کدام به این عقیده تسلیم نبودند. بر این اساس، ایمان به معنای تسلیم همراه با اطمینان بوده، مؤمن هم کسی است که به حق تسلیم باشد؛ یعنی اگر شخصی پس از اعتقاد یافتن به خدا، پیامبران الهی و معاد تسلیم عقیده اش شد، به او مؤمن گفته می شود. خداوند در توصیف مؤمنان می فرماید: «مؤمنان کسانی هستند که به خدا رسول او ایمان آورده اند و در ایمانشان دچار شک و تردید نمی شوند».
عمل به تعهد ایمانی
براساس آموزه های قرآنی، ایمان به خدا امری است که خداوند متعالی بر پایه آن از انسان ها میثاق گرفته است؛ البته در این میان، تنها مؤمنان به این عهد ازلی وفا کرده اند و بقیه مردم در اثر گرفتار شدن به زرق و برق ظواهر دنیا یا افتادن در وادی کفر، آن میثاق را به فراموشی سپرده اند. بر این اساس یکی از رسالت های پیامبران الهی، یادآوری آن میثاق نخستین به انسان هاست؛ پیمانی که در روز الست گرفته شده است که در آنجا، آدمیان همه به ربوبیت پروردگار عالم شهادت داده اند. در آیه ای می خوانیم: «هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم، گفتند چرا گواهی دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این امر غافل بودیم». بر اساس مضمون این آیه، خداوند معرفت خود را در سرشت انسان به ودیعت نهاد تا امکان شناخت و ایمان به او فراهم آید. نیز به دلالت آیات بسیاری، مؤمنان هم به پیمان خود با خدا وفا می کنند و تفاوتی ندارد که شرط وفای به آن عهد، پایداری در باورها باشد یا شهادت در میدان جنگ و... .
توحید خالص
یکی از نشانه های مؤمنان واقعی، توحید خالص و دوری از هرگونه شرک است. نور توحید آن چنان سراسر وجود آنها را پر ساخته که در زندگی فردی و اجتماعی شان، ذره ای ظلمت شرک یافت نمی شود. قرآن کریم در توصیف آنان می فرماید: «آنها کسانی هستند که معبوددیگری را با خداوند نمی خوانند». نیز از قول اسوه توحید، ابراهیم خلیل علیه السلام در مبارزه و احتجاج با نمرود و خورشیدپرستان می فرماید: «من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمان ها و زمین را آفریده است. من در ایمانم به خدا خالص هستم واز مشرکان نیستم». امام علی علیه السلام هم در توصیف مؤمن تقواپیشه می فرماید: «خداوند در نظر آنان بزرگ، و غیر او هرچه هست کوچک است». بنابراین، اصولاً زمینه برای پیدایش شرک در اندیشه و عقیده مؤمن فراهم نمی شود؛ زیرا او در هر لحظه و شرایط، تنها خدا را علت حقیقی و واقعی امور می بیند و غیر خدا همه را مخلوق او می شناسد که از خود هیچ توان و نیرویی ندارند و هر چه هست از خداست.
برخورداری از یقین
یقین، یکی از ارکان و عوامل تحقق ایمان است. امام علی علیه السلام می فرماید: «ایمان بر چهار ستون استوار است: صبر، یقین، جهاد و عدالت». نیز ایشان آنجا که ویژگی ها و صفات مؤمنان را برمی شمارد، یکی از مهم ترین اوصاف آنها را یقین می داند و می فرماید: «مؤمنان مانند کسانی اندکه گویی هم اینک بهشت را می بینند و در آن از نعمت هایش بهره مند می باشند. نیز آنها به سان کسانی هستندکه جهنم را هم اکنون در مقابل چشم خود مشاهده می کنند که چگونه در آن عذاب می کشند». در آیات قرآن کریم هم وقتی به ویژگی های مؤمنان حقیقی اشاره می شود، بر مسئله یقین تصریح شده است. در آیه ای می فرماید: «مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده اند». از مضمون بعضی آیات و روایات چنین برمی آید که: «هر مقدار قلب انسان با نور ایمان روشنایی پیدا کند، به همان مقدار بر بصیرت او افزوده می شود، و هر اندازه که بصیرت افزایش یافت، یقین او استحکام می یابد».
خدا دوستی
از جمله اصیل ترین نیازهای روانی انسان، مهرورزی و برخورداری از محبت است و تأمین شایسته این نیاز، نقش مهمی در رشد و کمال آدمی ایفا می کند. در آموزه های دینی، به موضوع مهرورزی بسیار توجه و به آن جهت گیری خاصی داده شده است تا به تحقق کمال واقعی انسان کمک کند. در آموزه های دینی، افزون بر آنکه آمده: «انسان با کسی محشور می شود که او را دوست دارد»، به این حقیقت نیز تصریح گردیده که: «دین و ایمان، چیزی جز حب و دوستی نیست». از سوی دیگر، ارزشمندترین دوستی ها آن است که برای خدا باشد و بهترین کارها، دوستی و دشمنی کردن برای خدای تعالی است.
همچنین قرآن کریم در توصیف مؤمنان واقعی می فرماید: «آنان که ایمان آورده اند، کمال محبت را به خدا دارند». براین اساس در فرهنگ اسلامی، محبت خدا اصل و محور است و دیگر محبت ها، از جمله عشق به انبیا واولیا و پدر و مادر و فرزند و همسر و دوست و هم نوع، همه در راستای محبت به خدا قرار می گیرد.
دوستی نکردن با دشمنان خدا
یکی از ویژگی های مؤمنان واقعی این است که هرگز با دشمنان خدا، انبیا واولیا دوستی نمی کنند؛ هرچند این افراد از نزدیک ترین افراد خانواده آنان باشند. قرآن کریم در اشاره به این ویژگی آنها می فرماید: «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده اند دوست بدارند؛ هرچند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند». نیز بارها در قرآن کریم مؤمنان از دوستی با دشمنان عقیدتی نهی شده اند. امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز در روایتی، ضمن نهی از دوستی با دشمنان خدا می فرماید: «مبادا دشمنان خدا را دوست بداری یا دوستی ات را نثار کسی جز دوستان خدا کنی؛ چون هر کس مردمی را دوست بدارد، با آنان محشور می شود».
یاد خدا
قرآن کریم با توجه به آثار مهمی که بر یاد خدا مترتب است، همواره مؤمنان را به یاد خدا فرامی خواند و در یکی از آیات می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید». نیز در توصیف مؤمنان می فرماید: «مؤمنان انسان هایی هستند که هیچ کار و تجارتی دنیایی آنان را از یاد خداوند تبارک و تعالی غافل نمی کند». در اشاره به برکات به یاد خدا بودن، سخنان روشنگرانه بسیاری از اولیای الهی نقل شده که موارد زیر از جمله آنهاست:
1. نورانیت دل: امام علی علیه السلام می فرماید: «بر شما باد یاد خدا که نور دل است».
2. آرامش قلب و قدرت روحی: قرآن کریم می فرماید: «تنها با یاد خداست که دل ها به آرامش می رسد».
3. جلب نظر خدا: خداوند در قرآن می فرماید: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم».
4. بصیرت و بینایی: قرآن کریم می فرماید: «افراد پرهیزگار هنگامی که شیطان آنها را وسوسه می کند، متذکر شده و به یاد خدا می افتند و در همان حال بصیرت می یابند». امام علی علیه السلام هم در روایتی فرمود: «هر کس خدا را یاد کند، بینا می شود».
5. در امان ماندن از شیطان: امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: «یاد خدا، ستون ایمان و مصونیت از شیطان است».
عدالت خواهی و عدالت پروری
در قرآن کریم، ستمکاری با شدیدترین عبارت ها و تهدیدها نکوهش و به ستمکاران هشدارداده شده که: «گمان نکنند خداوند از کردار ستمکاران غافل است. خداوند کاملاً آگاه است؛ ولی به آنان مهلت می دهد تا در روز قیامت، آنها را با شدیدترین کیفرها به سزای اعمالشان برساند». بر این اساس، یکی از روشن ترین نشانه های مؤمنان آن است که هرگز به کسی ستم روا نمی دارند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «مؤمن به دشمنان خود ظلم نمی کند (چه رسد به دوستان)». در فرهنگ قرآن، مؤمن انسانی است که نه تنها به دیگران ستم نمی کند، بلکه همواره درصدد اجرای عدالت و عدالت خواهی است؛ چون خداوند در قرآن بدان دستور داده و فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید! برای خدا به عدل و داد برخیزید و به عدالت شهادت دهید. نباید دشمنی با گروهی، شما را بر آن دارد که از رعایت عدالت سرباز زنید. عدالت بورزید؛ چون به تقوا نزدیک تر است و از خدا پروا داشته باشید؛ زیرا به آنچه انجام می دهید آگاه می باشد».
حسن ظن به دیگرن
از جمله رذیلت های اخلاقی، بدبینی بی دلیل به دیگران است. این کار زمینه بی مهری، بی اعتمادی و نفاق را در میان مردم جامعه گسترش می دهد. با توجه به این امر، قرآن کریم خطاب به مؤمنان می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان ها بپرهیزید؛ چرا که بعضی از آنها گناه است». امیرمؤمنان علی علیه السلام هم در اشاره به اوصاف مؤمنان می فرماید: «از نشانه های مؤمن، داشتن حسن ظن به مردم است». نیز ایشان در جای دیگر می فرماید: «کسی که از داشتن حسن ظن به دیگران محروم باشد، همواره در حال وحشت از همگان خواهد بود». گذشته از آن، داشتن گمان بد، از جمله اموری است که در کشاندن افراد به سمت گناهان تأثیر به سزایی دارد. امیرمؤمنان علیه السلام خطاب به کسانی که در محیط خانواده دچار بعضی سوء ظن ها می شوند، می فرماید: «بدگمانی، سوءظن های بیجا و غیرت نشان دادن های بی مورد، زنان پاک را به ناپاکی و زنان بی گناه را به سوی گناه و انحراف می کشاند».
وحدت خواهی
قرآن کریم همواره انسان ها را به اتحاد و همدلی فرا می خواند. انبیای الهی نیز پیام آوران بزرگ وحدت و پیوند بودند و همیشه مردم را به همدلی دعوت می کردند. خداوند تبارک و تعالی درموضوع دعوت اهل کتاب، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «بگو ای اهل کتاب! بیایید بر سخنی که میان ما و شما یکسان است، پابرجا باشیم؛ یعنی جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم». یا در مورد حضرت عیسی علیه السلام می فرماید که درهنگام دعوت یهودیان خطاب به آنها فرمود: «خداوند پروردگار من و شماست. پس او را عبادت کنیدکه راه مستقیم همین است». در آیه ای به مؤمنان چنین سفارش شده است: «همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پرا کنده نشوید. پس نعمت خدا را بر خود یاد کنید که وقتی دشمنان یکدیگر بودید، میان دل های شما الفت برقرار کرد تا به لطف او برادران هم شدید». بر اساس این آموزه ها، مؤمنان با دل هایی آکنده از مهر، دست دوستی به سوی یکدیگر دراز می کنند.
فرمانبری از خدا
قرآن کریم یکی از نشانه های مؤمنان را، اطاعت بی چون و چرای خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر می کند و می فرماید: «مردان و زنان با ایمان، یار و یاور یکدیگر بوده، امر به معروف می کنند، نماز برپا می دارند، زکات می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند». نیز قرآن کریم در تمجید از شخصیت والای حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام به این صفت بارز او اشاره می کند و می فرماید: «به راستی که ابراهیم پیشوای مطیع خدا و حق گرا بود و هرگز به خدا شرک نورزید». آن گاه در بیان نتیجه و ثمره پیروی از خدا و رسول صلی الله علیه و آله می فرماید: «هر کس از خدا و پیامبرش اطاعت کند و در برابر دستورات آنها فروتن باشد و از مخالفت با آنان بپرهیزد، پیروزمند حقیقی است». در قرآن کریم برای این مسئله، مثال های زیادی ذکر شده است که از جمله آنها، حضرت اسماعیل است که با کمال شهامت حاضر به اجرای دستور خدا گردید و گفت: «ای پدر! مأموریتت را انجام بده، ان شاءاللّه مرا از شکیبایان خواهی یافت».
عفّت
مؤمن، عفیف بوده، به شدت از انجام کارهای ناشایست و گفتن حرف های زشت و شنیدن لغو و بیهوده و دیدن صحنه های حرام پرهیز می کند. در قرآن کریم بارها اهل ایمان به رعایت تقوا و عفت دعوت می شوند که بر سه قسم است:
1. عفت زبان: در آیات قرآن، بر عفت زبان و کم گویی و خوش گویی تأکید شده و یکی از نشانه های مؤمن، عفت زبان بیان شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز می فرماید: «مؤمن، طعنه زن، لعنت کننده، بدگو و بدزبان نیست».
2. عفت چشم و دامن: «به مؤمنان بگو چشم های خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفت دامن داشته باشند؛ این کار برای آنها بهتر است». آن گاه در توصیف مؤمنان واقعی می فرماید: «مؤمنان کسانی هستند که دامان خود را از آلوده شدن به بی عفتی حفظ می کنند».
3. عفت گوش: مؤمنان همان گونه که به هر کاری اقدام نمی کنند، به هر سخنی نیز گوش فرا نمی دهند. قرآن کریم درباره آنها می فرماید: «اهل ایمان هرگاه سخن لغو، بیهوده و باطلی را بشنوند، از آن روی می گردانند و گوش خود را از شنیدنش می بندند».
نهراسیدن از مرگ
انسان های بی ایمان در عین برخورداری از تمام امکانات رفاهی، از نوعی دلهره و ترس همیشگی به نام مرگ رنج می برند؛ چرا که می دانند روزی به سراغ آنها می آید و تمام خوشی هایشان را تباه می سازد. اما انسان های با ایمان با توجه به جهان بینی خاصی که دارند، نه تنها از مرگ نمی هراسند؛ بلکه در بسیاری از مواقع، با دیدن برخی صحنه های تهدید کننده ایمان و اعتقاداتشان، برای درامان ماندن از آنها، آرزوی مرگ می کنند. آنها مرگ را نه تنها فنا و هلاکت نمی دانند، بلکه آن را راه ورود به بهشت جاودان و امن و آسایش ابدی می شناسند. آنها مرگ را انتقال از عالم طبیعت به جهان حقیقت می دانند که سرزمین به سعادت جاودان رسیدن انسان هاست. آنان می دانند که مردم پرهیزکار و با ایمان وارد بهشت شده، در جوار قرب الهی به آسایش جاودان خواهند رسید. در برخی از روایات آمده اشتیاق به مرگ که با تقدیر الهی برای انسان رقم می خورد، از جمله نشانه های ایمان است.
جهاد در راه خد
اسلام همان گونه که به صلح و امنیت بها داده است، در هنگام نیاز، یعنی در مواقعی که از هیچ راه نمی توان دشمنان احکام و ارزش های اسلامی و انسانی را متقاعد کرد که دست از فتنه گری و مخالفت بردارند، به مقابله با آنها نیز اهتمام دارد و برای چنین شرایطی، جهاد را پیش بینی کرده است. جهاد، از جمله مهم ترین ابزارهای آزمایش ایمان افراد است. مؤمنان واقعی که در همه ویژگی ها و کمالات الهی و انسانی پیشتازند، در هنگام ضرورت یافتن جهاد با دشمنان نیز با تمام وجود به دفاع از کیان اسلام برمی خیزند. قرآن کریم به هنگام معرفی جهاد به مؤمنان، از آن به نام تجارت برتر یاد می کند و می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! آیا به تجارتی راهنمایی تان کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی بخشد؟ به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید. این برای شما (از هر چیزی) بهتر است؛ اگر بتوانید به حقیقت آن پی ببرید».
راضی بودن از خد
راضی بودن به رضای خداوند، از باور کامل و نهایت فروتنی و تسلیم انسان در برابر پروردگار خبر می دهد. در جهان بینی الهی اسلام، حقیقت بندگی، تسلیم همه جانبه در برابر خدا و مقدرات اوست. بر این اساس یکی از نشانه های مؤمنان واقعی، تسلیم محض بودن در برابر خدا به شمار می آید. روزی شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: مؤمن به چه چیزی شناخته می شود؟ آن حضرت فرمود: «به تسلیم بودن در برابر خدا و خشنود بودن به هر آنچه از غم و شادی به او می رسد». امام صادق علیه السلام به نقل از حدیث قدسی از قول خداوند می فرماید: «بنده مؤمنم را به هر حالی که بگردانم، برایش خیر است. پس باید به قضای من راضی باشد، بر بلای من صبرکند و نعمت هایم را سپاس گزارد، تا نام او را در شمار صدیقان ثبت کنم». قرآن کریم به شیوه های مختلف به این حقیقت اشاره می کند؛ از جمله در آیه ای می فرماید: «هیچ مرد وزن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و رسولش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) برگزیند».
امر به معروف و نهی از منکر
انسان های مؤمن گذشته از آنکه همواره مراقب کارهای خود هستند، از روی خیرخواهی و دل سوزی به پند و اندرز دیگران همت گماشته، آنان را به خوبی ها دعوت می کنند و از بدی ها برحذر می دارند. قرآن کریم در توصیف مؤمنان می فرماید: «مردان و زنان مؤمن یار و یاور یکدیگرند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند». نیز در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم: «خداوند عز وجل مؤمن ضعیفی را که دین ندارد، دشمن می دارد». به آن حضرت عرض شد که ای رسول خدا! مؤمن ضعیفی که دین ندارد کیست؟ فرمود: «کسی که از کارهای زشت نهی نکند».
در روایتی از امام علی علیه السلام نیز درباره والایی این فریضه چنین آمده است: «تمام کارهای نیک حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر همانند قطره ای در برابر دریاست».
شکرگزاری
قرآن کریم یکی از اوصاف اهل ایمان را شکرگزاری دانسته و می فرماید: «آنان سپاس گزارند». رسول خدا صلی الله علیه و آله هم در وصف اهل ایمان می فرماید: «آنان افرادی شکورند». امام صادق علیه السلام هم می فرماید: «اهل ایمان در نعمت و آسایش سپاس گزارند». مؤمن، نه تنها در قلب خود سپاس گزار نعمت هاست، در زبان نیز سپاس گزار است و بالاتر از آن، در عمل هم نعمت های خدا را به گونه ای به کار می برد که شایسته آن است. نتایجی که شکرگزاری برای مؤمن دارد، در دو مورد تجلی پیدا می کند: نخست آنکه شکرگزاری، سبب ازدیاد نعمت ها می شود. در قرآن کریم می خوانیم: «اگر شکرگزاری کنید، نعمت خود را بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است». در مرحله بعد، صفت شکرگزار بودن، سبب کسب فضیلت ها و دوری از رذیلت ها می شود؛ چون سپاس گزاری کامل، جز از راه دوری از گناهان میسر نیست. امام علی علیه السلام می فرماید: «شکر هر نعمت، پرهیز از گناهان است».
مؤمن و امتحان های الهی
یکی از سنت های الهی، آزمایش مؤمنان است. در قرآن کریم در آیه های گوناگون از ضرورت امتحان بندگان سخن گفته شده است. خداوند در آیه ای می فرماید: «خدا بر آن نیست که شما مؤمنان را بدین حال که اکنون دارید، رها کند، [بلکه می آزماید] تا ناپاک را از پاک جدا سازد». و در آیه دیگر می فرماید: «ما هرچه را بر روی زمین است زینت آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدام یک از آنها نیکوکارترند». بر این اساس، مؤمنان در زندگی خود با انواع مشکلات روبه رو می شوند و از آنجا که می دانند همه این امور، با هدف امتحان آنها روی می دهد، در برخورد با همه آنها شیوه مناسبی را پیش می گیرند و یقین دارند که هر یک از این گرفتاری ها و سختی ها وسیله ای برای رسیدن به کمال است. امام عسکری علیه السلام می فرماید: «هیچ گرفتاری و بلایی نیست، مگر آنکه نعمتی از خداوند آن را در میان گرفته است». و رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «خداوند بنده مؤمن خود را با بلا و گرفتاری تغذیه می کند، همچنان که مادر فرزند خود را با شیر».
شکیبایی
از آنجا که مؤمنان می دانند همه پیشامدهایی که متوجه آنها می شود، با هدف امتحان ایشان روی می دهد، در نتیجه در برابر همه آن امور صبر را پیشه خود می سازند و می دانند که این صبر در برابر ناملایمات ایمانشان را که یگانه وسیله سعادت ایشان است، استحکام می بخشد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «بلا و گرفتاری برای مؤمن زیور و برای خردمند کرامت است؛ زیرا گرفتار بلا شدن و شکیبایی و پایداری کردن در برابر آن ایمان را استوار می کند». از این رو، یکی از دستورهای مهم قرآن کریم به مؤمنان، کمک گرفتن از صبر و بردباری است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله صبر و پایداری را از جمله صفت های مؤمنان برشمرده و می فرماید: «مؤمن در مقابل کسی که به او بدی کرده، بردبار و صبور... و در سختی ها و شداید همواره شکیباست». امام علی بن ابی طالب علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «بر شما باد به صبر؛ زیرا صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به بدن». افزون بر این، به تجربه ثابت شده است در اثر صبر و بردباری انسان به اهداف خود دست می یابد.
هوشیاری
مؤمن در سایه ایمان به خدا و ارتباط ویژه با پروردگار، دارای نوعی فهم و درک خدادادی می شود؛ به گونه ای که می تواند در مقابل امور و حوادث به طور روشن تصمیم گیری می کند واز حیله ها و مکرهای شیطانی رهایی یابد. بدین ترتیب، از چشمانی تیزبین و گوش حق شنو برخوردار می شود و در سایه این بصیرت، هم خود را از انحراف ها و خطرهای فکری نجات می دهد و هم دیگران را با توصیه ها و سفارش های حکمت آمیزش به سعادت و عزت هدایت می کند. در قرآن کریم به این ویژگی مؤمنان به شکل های مختلف اشاره شده است. از جمله پس از بیان سرگذشت عبرت انگیز قوم لوط می فرماید: «در سرگذشت این قوم برای مؤمنان راستین که هوشیار و با فراست هستند، نشانه هایی است که به بسیاری از امور پی می برند». امام باقر علیه السلام نیز با اشاره به این آیه می فرماید: «منظور امت اسلامی است که با شنیدن چنین سرگذشتگی متوجه بسیاری از امور شده، از انحراف باز می ایستند» و در ادامه چنین می افزایند: «رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: از فراست مؤمن بپرهیزید؛ زیرا به نور خدا امور را خوب تشخیص می دهد».
استقامت
افراد در برخورد با سختی ها متفاوت اند. بسیاری از مردم در مقابل شداید، آن چنان که باید نمی توانند مقاومت کنند. در نتیجه زود تسلیم شده، کنار می کشند. قرآن کریم در توصیف مؤمنان حقیقی می فرماید: آنها به آنچه می گویند عمل می کنند و در مبارزه با دشمن همانند سدّ آهنین ایستادگی می کنند، و خداوند چنین کسانی که در راه پیکار با دشمن چون سدّ آهنین هستند، دوست می دارد. در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز، آنجا که به اوصاف مؤمنان واقعی پرداخته شده است، در کنار ویژگی های دیگر به صلابت و ایستادگی آنها نیز تصریح و تأکید شده است. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «مؤمن از تکه های آهن محکم تر است. تکه آهن هرگاه در آتش نهاده شود، تغییر می کند، اما انسان مؤمن اگر بارها کشته شود، در دلش (اعتقادات و باورهای دینی اش) تغییری پدید نمی آید».
امام کاظم علیه السلام نیز در تبیین همین ویژگی می فرمایند: «مؤمن از کوه سخت تر است؛ زیرا کوه با ضربات تیشه شکاف برمی دارد، اما دین و ایمان مؤمن با هیچ ضربه و آسیبی در خطر نمی افتد. او در سخت ترین شرایط ایمان خود را از گزندها محافظت می کند».
خوش اخلاقی
در آموزه های دینی، به داشتن اخلاق نیکو بسیار سفارش شده است. خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم پیامبر اسلام را به دلیل این صفت ستوده است؛ آنجا که می فرماید: «همانا تو (ای پیامبر) خلق والا و نیکویی داری». رسول خدا صلی الله علیه و آله در سایه برخورداری از رفتار و اخلاق نیکو بود که توانست آیین خود را میان یکی از عقب مانده ترین ملل رواج داده، به بالاترین دره برساند. آن حضرت مؤمن را چنین توصیف کردند: «از میان همه مؤمنان، ایمان کسی کامل تر است که اخلاقش نیکوتر است و با کسان خود بهتر رفتار می کند». علی علیه السلام هم می فرماید: «مؤمن عبوس و ترشرو نیست». همچنین آنحضرت در وصیت به اطرافیانش می فرماید: «ای فرزندانم! به گونه ای با مردم زندگی کنید که وقتی از نظر آنها غایب شدید، مشتاق دیدار شما شوند».
عزت
انسان مؤمن در هر وضعیتی عزت خود را حفظ می کند و هرگز به پستی و ذلت تن نمی دهد. به تصریح قرآن کریم، عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است. از این رو، در روایات گوناگونی واردشده است که مؤمن حق ندارد به ذلت و پستی تن دهد و خداوند همه کارهای مؤمن را به خودش واگذاشته، ولی اجازه نداده است که ذلیل باشد. بر این اساس بود که وقتی یزید از امام حسین علیه السلام بیعت خواست، آن حضرت فرمود: «این امر تن دادن به ذلت است و من چون ذلیلان دست بیعت با تو نخواهم داد». امام صادق علیه السلام نیز در جایی فرمود: «سزاوار نیست که مؤمن خود را ذلیل کند». پرسیدند: «مؤمن چگونه خود را ذلیل می کند؟» حضرت فرمود: «به سراغ کاری می رود که از او ساخته نیست».
فروتنی
قرآن کریم در توصیف بندگان خاص خداوند، آنها را انسان هایی فروتن و به دور از غرور و تکبر معرفی می کند و می فرماید: «بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و افتادگی و بدون تکبر گام برمی دارند». براساس فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، مؤمنان در مقایسه خود با دیگران خویشتن را از همه کس و همه چیز پایین تر می دانند. امیرمؤمنان دراین باره می فرماید: «از جمله نشانه های مؤمن واقعی این است که همه را از خود بهتر و شایسته تر می داند». امام صادق علیه السلام نیز در توصیف نشانه های فروتنی مؤمن می فرماید: «از نشانه های انسان مؤمن این است که کار نیک خود را کم می بیند؛ هر چند کارش زیاد باشد و کار خیر دیگران را زیاد می بیند؛ هر چند کم باشد».
خداوند از زبان حضرت لقمان به فرزندش می فرماید: «ای فرزند! روی خود را از مردم مگردان و شادمان و با غرور و تکبر بر روی زمین راه مرو و به خود مناز. به درستی که خدا متکبران فخرفروش را دوست ندارد».
سخاوتمندی
انفاق و بخشش به دیگران یکی از صفات پسندیده است و خداوند، اغلب خود را به این صفت معرفی کرده، انفاق کنندگان را می ستاید. درتبیین عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و معصومان نیز از جمله اموری که از آن یاد شده، صفت ایثار و انفاق است. قرآن کریم در توصیف اهل بیت علیهم السلام می فرماید: «[این خاندان] مردم را بر خود مقدم می دارند؛ هرچند خودشان بسیار نیازمند باشند». درباره مؤمنان نیز در برخی از آیات آمده است: «مؤمنان پیروز و رستگارند؛ آنان که... زکات را می پردازند». رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز در معرفی مؤمنان فرموده است: «اهل ایمان در پرداخت صدقه و زکات (که مصادیق مهم انفاق اند) پیش گام بوده، در این کار شتاب می کنند و مستمندان و مسکین ها را اطعام می کنند». امام سجاد علیه السلام نیز در معرفی نشانه های مؤمنان می فرماید: «مؤمنان حتی در حال پریشانی و تنگ دستی نیز در انفاق و صدقه دادن پیش دستی می کنند».
بهره برداری از عقل و اندیشه
در قرآن کریم به استفاده از نعمت تعقل و اندیشه بسیار تأکید شده است.حتی تصریح شده که بدترین مخلوقات نزد خداوند کسانی هستند که نمی اندیشند. همچنین در آیات فراوانی علل پدیدآیی برخی از وقایع، فراهم سازی زمینه تعقل در انسان ها دانسته شده است. به عنوان مثال، درباره رفت و آمد منظم شب و روز از پی هم می فرماید: «آیا در این امراندیشه نمی کنید». یا درباره عربی بودن قرآن می فرماید: «ما این قرآن را عربی قرار دادیم تا شما بیندیشید».
یتیم نوازی
از جمله اموری که در آموزه های دینی به آن سفارش فراوان شده، توجه به یتیمان است. این کار معمولاً به دو صورت انجام گرفته است. نخست آنکه به مؤمنان توصیه شده مبادا به اموال آنها نزدیک شوند و آنها را به تصرف خود درآورند که این کار مجازات شدیدی در پی دارد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «به مال یتیم جز به بهترین صورت (اصلاح آن) نزدیک نشوید» و درباره کسانی که با ستم، دست تعدّی به مال یتیم دراز می کنند، می فرماید: «کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می خورند (در حقیقت) تنها آتش در درون خود می خورند و به زودی در شعله های آتش (دوزخ) خواهند سوخت».سفارش دینی دوم، مهرورزی به یتیمان است که از شرایط انسانیت دانسته شده است. بر اساس روایتی از اخلاق اهل ایمان آن است که بر سر یتیمان دست نوازش می کشند، و حتی بالاتر از این در روایتی تصریح شده که: «آنها به اندازه ای به امور یتیمان توجه و به احوال آنان رسیدگی می کنند که گویی پدر یتیمان هستند».
امانت داری
امانت داری یکی از ویژگی های پسندیده است که رواج این صفت در جامعه، بسیاری از مشکلات را برطرف ساخته، و امنیت خاطر و آسایش و آرامش روحی افراد را در معاشرت با یکدیگر تامین می کند. در قرآن کریم نیز همواره به ادای امانت تأکید شده است. از جمله در آیه ای آمده است: «خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبان شان برگردانید». برای روشن شدن اهمیت امانت داری، همین مقدار بس که امام سجاد علیه السلام فرموده است: «سوگند به خدایی که محمد صلی الله علیه و آله را به حق فرستاده است! اگر شمشیری که شمر بن ذی الجوشن با آن پدرم را به شهادت رساند به من بسپارد، آن را به سلامت به او باز می گردانم».
در آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام نیز بر امانت داری به عنوان نشانه اهل ایمان تأکید شده است. خداوند می فرماید: «مؤمنان کسانی هستند که امانت ها و پیمان ها را رعایت می کنند». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در توصیف مؤمنان می فرماید: «مؤمنان امین امانت های مردم هستند». در جایی نیز به علی علیه السلام می فرماید: «یا علی! از اخلاق اهل ایمان این است که هرگاه مورد اطمینان و اعتماد مردم واقع شوند و امانتی به آنها سپرده شود در آن خیانت روا نمی دارند».
مدارا
یکی از مصادیق بارز حسن خلق، مدارا با مردم است. در اسلام بر مدارا کردن با مردم، حتی دشمنان تأکید زیادی شده است؛ زیرا این خصلت در ایجاد اُلفت و نزدیک سازی قلب ها به یکدیگر بسیار مؤثر است. رسول خدا صلی الله علیه و آله با اشاره به اهمیت و ضرورت مدارا با مردم می فرماید: «همان گونه که پروردگارم مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا کردن با مردم نیز دستور داده است». آن حضرت درباره رابطه ایمان با مدارا نیز می فرماید: «نیمی از ایمان، مدارا با مردم و نیمی از خوشی زندگی در گرو رفق و ملاطفت با آنان است». امام رضا علیه السلام نیز در توصیف مؤمن واقعی می فرماید: «مؤمن واقعی کسی است که دارای سه سنت برگرفته از خداوند، پیامبر و امام باشد. اما سنتی که باید از پیامبر داشته باشد، خوش رفتاری و مدارا با مردم است؛ زیرا خدای عز و جل پیامبرش را به خوش رفتاری با مردم و مدارا با آنها سفارش کرده است وبه او فرموده است: «ای پیامبر! گذشت را در پیش گیر و مردم را به نیکی کردن به یکدیگر فرمان ده».
بندگی
از جمله نشانه های مؤمن که در آیات و روایات بر آنها تأکید شده، فراوانی عبادت های مرسوم مانند نمازو سجده های طولانی است. در آیه ای آمده است: «تنها کسانی به آیات ما ایمان می آورند که هرگاه این آیات به آنان یادآوری شود، به سجده می افتند و تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا می آورند و از کبر وغرور دوری کرده، شبانه از بستر برمی خیزند و خدا را با بیم و امید می خوانند و آنچه به آنها روزی داده ایم، انفاق می کنند». رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره به علی علیه السلام می فرماید: «بیست ویژگی در مؤمن است که اگر در او نباشد، ایمانش کامل نیست: نماز عاشقانه...، مناجات شبانه، مجاهدات شجاعانه، روزه داری در روز و شب زنده داری و.... ای علی از جمله صفات و نشانه های مؤمنان عبادت بسیار و روزه زیاد و شب زنده داری طولانی و روزه داری لذت بخش و نمازِ ترس و گریه های شبانه برای (آمرزش) خطاهای خویش است».
توکّل
یکی از پایه های ایمان، توکل بر خداست. در آیات و روایات از جمله ویژگی های انسان های با ایمان توکل به خدا دانسته شده است. آنان می دانند که موجودات از خود، قدرت و توانی ندارند و هر چه دارند از برکت و عنایت خداوند است. بر این اساس، در همه لحظه های زندگی تنها به خدا تکیه می کنند و در انجام کارهای خود با وجود بهره برداری از تمام اسباب، ذره ای بر مخلوقات ضعیف ـ هر چند به ظاهر بزرگ و با عظمت ـ امید نمی بندند. قرآن کریم در این باره می فرماید: «مؤمنان تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دل هایشان ترسان می گردد. هرگاه آیات او بر آنها خوانده شود، ایمانشان افزون می گردد و آنان تنها به پروردگارشان توکل دارند». و به شهادت قرآن، حضرت موسی علیه السلام به قوم خود توصیه می کرد: «ای قوم من! اگر به خدا ایمان آورده اید و اهل تسلیم هستید، بر او توکل کنید». پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز در بیان اوصاف مؤمنان و لوازم ایمان می فرماید: «پنج چیز از لوازم ایمان است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد ایمان ندارد. از جمله آنها واگذاری کارها به خدا وتوکل بر اوست».
راستگویی
راستی و راستگویی سبب ایجاد نظم و اطمینان و سرانجام، موجب اتحاد و همدلی مردم با یکدیگر می شود. خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم به راست کاران و راست گویان که با عنوان «صادقین» از آنها یاد می کند، وعده بهشت و سعادت داده است. در آیه ای با اشاره به عالم آخرت و روز قیامت می خوانیم: «امروز، روزی است که راستیِ راست گویان به آنان سود می بخشد. برای آنها باغ هایی از بهشت است که نهرها از زیر درختان آن می گذرد و تا ابد، جاودانه در آن می مانند. هم خداوند از آنها خشنود است و هم آنان از خدا خشنودند. این رستگاری بزرگی است».
در فرهنگ اسلامی یکی از ویژگی های مؤمنان، راست گویی معرفی می شود. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «مؤمن زبانش راستگوست و دروغ نمی گوید». در جای دیگری نیز در توصیف مؤمنان به علی علیه السلام می فرماید:«ای علی!مؤمنان وقتی سخن می گویند، از جاده حق و راست گویی خارج نمی شوند».
بی رغبتی به دنی
انسان تا زمانی که به لذت معنوی نرسیده است، تصوّر می کند لذتی بالاتر از لذت های مادی وجود ندارد. اما چون به پروردگار عالمیان نزدیک شد و حلاوت شیرین یاد خدا و مناجات با او را درک کرد، درمی یابد که لذات مادی لذّت های واقعی نیستند و به راحتی از زرق و برق و لذایذ دنیوی روی برمی گرداند. بر این اساس، زهد و بی رغبتی به دنیا یکی از ویژگی های مهم اهل ایمان است. آنان در پرتو معارف الهی به این باور می رسند که دوستی دنیا و مشغول شدن به لذایذ زودگذر آن، امری است که تمام خطاها و تباهی ها از آن ناشی می شود. از این رو، همواره هشدار قرآن را که می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! دارایی ها و فرزندانتان [که زینت های دنیا هستند] شما را از یاد خدا به خود مشغول نسازد»، آویزه گوش خود می سازند و از آنها به مقدار ضرورت و کفاف بهره مند می شوند. پایبندی به زهد و دل نبستن به دنیا، افزون بر آنکه سختی ها را بر انسان های مؤمن آسان می سازد، از فراهم شدن زمینه بسیاری از گناهان جلوگیری کرده، به استحکام ایمان واعتقاد ایشان کمک می کند. در نتیجه، روز به روز بر درجات ایمانشان افزوده می شود.
رفتار نیک
براساس آموزه های دینی، ایمان بدون عمل نیکو سودی در پی ندارد و شرط بهره برداری از ایمان، عمل صالح است. قرآن کریم می فرماید: «و اما هر کس که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، پاداش نیکو خواهد داشت». در آیه ای دیگر ادعای مؤمن بودن، بدون پای بندی به عمل نیک، ادعایی دروغ دانسته شده و آمده است: «و می گویند: به خدا و پیامبر او گرویدیم و اطاعت کردیم، آن گاه دسته ای از ایشان پس از این اقرار روی برگردانند. آنان مؤمن نیستند».
امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز می فرماید: «تنها کسی که به دستورات الهی عمل کند، مؤمن واقعی شمرده می شود».
هماهنگی گفتار و رفتار
قرآن کریم بارزترین ویژگی منافقان را، ناهماهنگی در گفته ها و رفتار آنها دانسته و آنها را بیرون از گروه مؤمنان معرفی می کند و می فرماید: «برخی از مردم می گویند ما به خدا و روز واپسین ایمان آورده ایم، ولی راست نمی گویند. اینان مؤمن نیستند». در آیه ای دیگر تاکید شده که منافقان به دلیل دروغگویی مستمری که دارند، گرفتار عذاب همیشگی خواهند بود. همچنین در توصیف برخورد منافقان با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از رفتار و گفتار دو گانه آنان، سخن به میان آمده است. بر این اساس، مؤمن واقعی کسی است که بین سخنان و رفتارشان یکسانی و هماهنگی دیده شود. همچنین خداوند در هشداری به مؤمنان می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا چیزی را می گویید که انجام نمی دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید».
پرهیز از دروغ
در قرآن کریم، دروغ گویی صفتی است که به غیر مؤمنان نسبت داده شده است. در آیه ای می خوانیم: «کسانی که به آیات خداوند ایمان ندارند دروغ می گویند». و در آیه ای دیگرتصریح شده که خداوند هرگز دروغ گویان را هدایت نمی کند. همچنین با توجه به آثار سوئی که این صفت ناپسند از خود برجا می گذارد، خداوند دروغ گویان را از رحمت خود دور ساخته و آنان را در زمره لعنت شدگان قرار داده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در توصیف اخلاق اهل ایمان فرموده است: «از اخلاق اهل ایمان این است که هر گاه سخن می گویند دروغ نمی گویند». امیرمومنان علیه السلام نیز در اشاره به آثار دروغ فرموده است: «انسان به حقیقت ایمان نمی رسد مگر آن که دروغ را ترک کند، خواه در سخن جدّی باشد یا شوخی». امام باقر علیه السلام هم از دروغ به عنوان عامل ویرانی ایمان یاد کرده است.
فرق مؤمن و منافق
قرآن کریم، با بیان ویژگی های هر کدام از دو گروه مؤمنان و منافقان، انسان ها را در انتخاب راه درست از نادرست یاری رسانده است. برخی از تفاوت های رفتاری بین این دو گروه چنین است:
ـ مؤمن امر به معروف می کند و نهی از منکر ولی منافق امر به منکر می کند و نهی از معروف.
ـ اهل ایمان به یاد خدا هستند ولی اهل نفاق خدا را فراموش می کنند.
ـ مؤمنان پایبند پرداخت زکات و صدقه می باشند ولی منافقان از آن خودداری می نمایند.
ـ اهل ایمان در جهاد پیشگام و داوطلب هستند ولی اهل نفاق گریزان و بهانه گیرند.
ـ اهل ایمان از خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمانبردارند ولی منافقان سرکشند و نافرمان.
ـ خداوند به اهل ایمان وعده بهشت داده است ولی به نفاق پیشگان وعده آتش داده شده است.
ـ مؤمنان در صورت توفیق نیافتن به انجام کارهای نیک بسیار ناراحت می شوند اما منافقان در چنین مواردی که از انجام وظیفه شانه خالی کرده اند، بسیار خوشحال اند.
پارسایی
بارزترین صفت مؤمنان، التزام به تقواست؛ زیرا مؤمن راه دست یابی به صراط مستقیم را در رعایت تقوای الهی می داند و راه برون شد از فتنه ها و تاریکی ها را پرهیزکاری می شناسد. چنین فردی بر این باور است که اعمال او، وقتی در پیشگاه خداوند مورد قبول واقع می شود که در انجام آنها تقوای الهی رعایت شده باشد. او از قرآن آموخته که تقوا بهترین توشه برای آخرت و مطمئن ترین راه دست یابی به آسایش و آرامش جاویدان است.
تقوا در همه کاره
قرآن کریم، ابعاد پارسایی را برای مؤمنان چنین بیان کرده است:
ـ تقوا در غذا: «از آن چیزهایی که خداوند رزق حلال معرفی کرده است بخورید و تقوا را رعایت کنید».
ـ تقوا در معامله: «از ربا در معامله بپرهیزید و تقوای الهی را پیشه کنید تا رستگار شوید».
ـ تقوا در معاشرت با مردم: «از غیبت بپرهیزید... و تقوا را رعایت کنید».
ـ تقوا در برخورد با مشرکان: «ای کسانی که ایمان آورده اید، برای خدا به داد برخیزید و به عدالت شهادت دهید و البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت پیشه نکنید. عدالت بورزید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا داشته باشید که خدا به آنچه می کنید آگاه است».
خودداری از غِیبت
غیبت، در آموزه های دینی به عنوان یک گناه کبیره معرفی شده است و در قرآن کریم از این کار زشت به خوردن گوشت برادر دینی تعبیر شده است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره زشتی غیبت می فرماید: «هر کس غیبت مرد یا زن مسلمانی را کند، خداوند چهل شبانه روز نماز و روزه او را نمی پذیرد، مگر این که شخص غیبت شده از او بگذرد». در مجمع البیان درباره شأن نزول این آیه آمده است: این آیه درباره دو نفر از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله ، که به غیبت سلمان پرداخته بودند، نازل گشت. آن دو نفر، سلمان را برای آوردن غذا پیش پیامبر فرستادند. پیامبر هم سلمان را نزد اُسامة بن زید انباردار خود فرستاد. اُسامه در پاسخ درخواست سلمان گفت: نزد من غذایی نیست. وقتی سلمان برگشت و خبر از نبود خوردنی داد، آن دو نفر گفتند: اُسامه بُخل ورزیده و سلمان هم کسی است که اگر او را سرِ چشمه پر آب می فرستادیم، آبش خشک می شد. سپس هر دو نزد اسامه رفتند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله مواجه شدند. حضرت به آن دو فرمود: «در دهان شما اثر گوشت می بینیم». عرض کردند ما امروز گوشت نخورده ایم. آن حضرت فرمود: «شما امروز گوشت سلمان و اسامه را خوردید».
فروخوردن خشم
در قرآن، فرونشاندن خشم به عنوان یکی از نشانه های ایمان دانسته شده است. در آیه ای چنین آمده است: «اهل ایمان... خشم خود را فرو می برند و از مردم در می گذرند». امام صادق علیه السلام از فرو نشاندن غضب به عنوان یکی از پایه های مهم ایمان یاد کرده اند. در مقابل، خشم عامل تباه شدن ایمان معرفی شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «خشم ایمان را تباه می کند، همان گونه که سرکه عسل را». از امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره توصیه های بسیار رسیده است. آن حضرت می فرماید: «خویشتنداری به هنگام بروز خشم، از افتادن در ورطه های هلاکت مصون می دارد». در جای دیگر می فرماید: «هر کس بر خشم خویش چیره شود بر شیطان پیروز شود و هر کس که مقهور خشم خویش شود، شیطان بر او پیروز گردد».
پرهیز از تحقیر و تمسخر
در اسلام، استفاده از القاب زشت و تمسخر کردن مؤمنان، ممنوع شده است. در قرآن کریم به انسان های مؤمن دستور داده شده که از این دو عمل زشت که شخصیت افراد را پایمال می سازد، خودداری نمایند. خداوند در قرآن، خطاب به اهل ایمان می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند؛ شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانی زنان (دیگر) را ریشخند کنند؛ شاید آنها از اینها بهتر باشند. و از یکدیگر عیب مگیرید و به همدیگر لقب های زشت ندهید، که گذاردن نام زشت بر مؤمن، ناپسند است. هر کس که توبه نکرد از ستمکاران محسوب شود». امام باقر علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می فرماید که آن حضرت فرمود: «برای مؤمن حرام است که در حق اهل ایمان ستم کند و آنها را خوار و حقیر نماید و یا غیبت شان کند و یا او را با طرد کردن کوچک و بی مقدار سازد».
گریز از جدال
قرآن کریم جدال با حقّ را بسیار ناپسند شمرده و آن را ویژگی کافرانی دانسته است که هماره با پیامبران به جدال می پرداختند. در آیه ای می فرماید: «و پیامبران را جز بشارت دهنده و بیم رسان گسیل نمی داریم و کسانی که کافر شده اند به باطل مجادله می کنند تا به وسیله آن حقّ را پایمال گردانند و نشانه های من و آنچه را [بدان] بیم داده شده اند به ریشخند می گیرند». علی علیه السلام نیز در این باره فرمود: «از جدال باطل و جرّ و بحث ناروا پرهیز کنید، زیرا این کار دل را نسبت به برادران دینی چرکین می کند و نفاق را در آن می رویاند». امام صادق علیه السلام هم می فرماید: «با هیچکدام از حلیم و سفیه جدال مکن؛ زیرا حلیم و صبور دشمنت می شود و نادان با تو به مقابله برخاسته و موجب آزارت می گردد».
زیرک و باهوش
انسان های زیرک و هوشیار، کسانی هستند که از میان همه امور به آن دسته از کارها اهتمام دارند که با سعادت حقیقی آنها مطابقت دارد و رضایت و خشنودی خدا را به ارمغان می آورد. مؤمن نیز، چون مهم ترین و ارزشمندترین هدف یعنی کسب سعادت دنیا و آخرت و جلب رضایت خداوندی را دنبال می کند، از هوشمندترین انسان ها است. قرآن کریم در بیان برخی از وقایع تصریح می کند که فلسفه ذکر این امور، عبرت گیری و درس آموزی افراد باهوش و زیرک است. به عنوان مثال وقتی وقایع مربوط به قوم لوط را در سوره حجر تشریح می کند، در پایان می فرماید: «به یقین در این کیفری که قوم لوط گرفتار آن شدند، برای هوشیاران عبرت هاست». امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه می فرمایند: «مراد از هوشیاران در آیه، امت اسلام است». سپس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کنند که آن حضرت فرمود: «از فراست مؤمن بپرهیزید، زیرا به نور الهی می نگرد». علی علیه السلام در معرفی مصادیق کامل افراد هوشیار و زیرک می فرماید: «هوشیار و بافراست پیامبر صلی الله علیه و آله بود و بعد از او من و پس از من امامانی از فرزندان من». به طور طبیعی در مرحله بعد کسانی هوشمند محسوب می شوند که پیروی کامل از امامان را مشی زندگی خویش قرار می دهند و آنان همان مؤمنان واقعی اند.
اهتمام به نماز
مؤمنان واقعی، با توجه به نقشی که نماز در سعادت آنها دارد به آن بسیار پایبندند. قرآن کریم هم در میان مؤمنان، آن دسته ای را رستگار و اهل فلاح معرفی می کند که در نمازشان فروتن هستند و آن را در هر حال حفظ می کنند. همچنین، قرآن مؤمنانی را که هماره مشغول عبادت و نمازند، می ستاید و می فرماید:«مؤمن کسی است که دایم در حال نماز است». وقتی از امام صادق علیه السلام پرسیده شد که چگونه ممکن است آدمی همیشه در حال نماز باشد، امام در جواب فرمود: «مراد این است که آنان در همه حال به یاد خدا هستند و هر کاری که انجام می دهند، خود را در محضر خدا می بینند و آن گونه عمل می کنند که خدا می پسندد. خود را پیوسته وقف حقّ می دانند».
خوشا آنان که اللّه یارشان بی به حمد و قل هو اللّه کارشان بی
خوشا آنان که دائم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بی
میانه روی
در تعالیم اسلامی افراط و تفریط در کارها، چه در امور مالی و دنیایی و چه در امور عبادی سرزنش شده و مورد نهی واقع شده است. از جمله در امور اقتصادی سفارش شده که میانه روی همواره مورد توجه باشد. به عنوان نمونه، قرآن در مورد انفاق مؤمنان می فرماید: «آنها کسانی هستند که به هنگام انفاق نه اسراف می کنند و نه سخت گیری، بلکه در میان این دو، حدّ میانه ای را رعایت می کنند».
امام صادق علیه السلام نیز در مورد اداره معیشت از سوی مؤمن می فرماید: «مؤمن کم هزینه و خوش تدبیر در امر معیشت خویش است. آن حضرت، همچنین فرمودند: «مؤمن اهل تبذیر و اسراف و بیهودگی نیست، بلکه مقتصد و میانه رو است». در روایتی دیگر از ایشان آمده است: «مؤمن در حال بی نیازی هم، میانه روی می کند».
نیکی به والدین
جایگاه پدر و مادر در قرآن و روایات، بسیار والا معرفی شده است؛ به طوری که احترام و تعظیم آنان در کنار پرستش خدا مطرح گردیده است. در آیه ای می خوانیم: «و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید. هر گاه یکی از آن دو یا هر دو آنها، نزد تو به سنّ پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار، و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو». سپس می فرماید: «بال های تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کودکی تربیت کردند و پروراندند، تو نیز آنان را مشمول رحمت خویش قرار ده». امام رضا علیه السلام می فرماید: «هر کس پدر و مادرش را سپاس نگوید و شکر نگذارد، خدا را هم شکر نگفته است». مؤمن با توجه به آموزه های دینی اش، کسب رضایت پدر و مادر را از وظایف لازم خود شمرده و لحظه ای از نیکی کردن به آنها غافل نمی شود.
حق محوری
یکی از نشانه های مؤمنان، حق شنوی و حق محوری است؛ صفتی که انسان را به ارجمندی می رساند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «عزّت و ارجمندی آن است که چون با حق روبرو شدی در برابر آن فروتنی کنی». علی علیه السلام نیز تاکید دارند که «هر کس با غیرحقّ، جویای عزّت شود، به ذلّت درافتد و هر که با حقّ عناد ورزد، خوار گردد». در آیه ای از قرآن کریم می خوانیم: «ای پیامبر! تو نمی توانی سخنانت را جز به کسی که به آیات ما ایمان دارد و تسلیم به درگاه حقّ است، بشنوانی». علی علیه السلام ، در معرفی برترین مردم می فرماید: «برترین مردم نزد خدا کسی است که عمل به حقّ را از عمل به باطل بیشتر دوست داشته باشد، اگرچه برای او زیانمند و غمبار و باطل برایش سودمند و فزاینده باشد». سپس به مردم توصیه می کند: «پیوسته با حق باشید تا در آن روزی که جز به حق داوری نمی شود، در جایگاه پیروان حق جای گیرید».
آراستگی
مؤمن کسی است که افزون بر آراستگی های معنوی و اخلاقی، در آراستگی ظاهر خویش نیز کوشا باشد. یکی از سفارش های خداوند بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پوشیدن جامه پاکیزه است. در آیه ای می خوانیم: «[ای پیامبر] جامه ات را پاکیزه دار و از پلیدی دوری گزین». رسول خدا صلی الله علیه و آله هم افزون بر این که خود از منظم ترین و آراسته ترین افراد بودند، به پیروان خود نیز سفارش به آراستگی می کردند. در حدیثی از آن حضرت آمده است: «خداوند دوست می دارد که هر گاه مؤمنی به ملاقات مؤمن دیگری می رود با آمادگی و آراستگی برود». امیرمؤمنان علی علیه السلام هم به یاران خویش می فرمایند: «در ملاقات با برادر مسلمان خود، خود را بیارایید، همان گونه که دوست دارید خود را برای افراد غیر آشنا آراسته و زینت کنید». امام صادق علیه السلام نیز سفارشی چنین دارند: «لباس زیبا بپوشید، البته از طریق حلال زیرا خداوند زیباست و زیبایی و آراستگی را دوست می دارد».
امیدواری
ناامیدی، در وجود مؤمن راهی ندارد، چون او تکیه بر لطف و قدرت بی کران خداوند داشته و می داند که جز گمراهان کسی از رحمت خداوند نومید نمی شود. براساس آیات قرآن، کسانی که ایمان آورده اند، در تمام شرایط به رحمت خداوند امیدوارند؛ چون خداوند وعده داده است درهای رحمت خویش را هماره به روی مؤمنان باز کند».
امیدواری در آموزه های دینی
در آموزه های دینی، ویژگی هایی برای خصلت امیدواری مؤمنان گفته شده که برخی از آنان چنین است:
الف) امیدواری در همه حال: «کسانی که ایمان آورده اند و آنان که مهاجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده اند، به رحمت خدا امیدوارند».
ب) دل بریدن از غیر خدا: علی علیه السلام فرمود: «تمام امیدتان به خدا باشد نه غیر او؛ چرا که اگر کسی به غیر خدا امید ببندد زیانکار خواهد شد». امام باقر علیه السلام هم فرمود: «قطع امید از داشته های مردم، مایه عزّت مؤمن در دین خویش است».
ج) پرهیز از امید دروغین: امام باقر علیه السلام فرمودند: «از امید دروغین بپرهیز چه این که تو را در ترس واقعی می اندازد».
اُنس با دعا و نیایش
یکی از راه های دست یابی به هدایت، مناجات با خداست و مؤمن از راه دعا می تواند به بسیاری از خواسته های مادی و معنوی خود دست یابد. خداوند در آیه ای به پیامبر خود می فرماید: «بگو به راستی که خدا هر کس را که بخواهد گمراه می کند و هر کس را که به درگاه او انابه و مناجات کند، هدایت می کند». از جمله ویژگی های انبیاء هم انابه و مناجات کردن با خدا بوده است. در آیه ای می خوانیم: «به راستی که ابراهیم بسیار مناجات کننده به پیشگاه خدا و بردبار بود». در آیه ای دیگر به پیامبر چنین سفارش می شود: «ای پیامبر! راه کسانی را که به درگاه من انابه و زاری می کنند، در پیش گیر». امیرمؤمنان علی علیه السلام در سخنی ماندگار فرمودند: «وسیله نجات در مناجات با خدا نهفته است».
حضرت صادق علیه السلام نیز فرموده است: «پروردگار عز و جلّ به داوود علیه السلام وحی کرد: ای داوود به (یاد) من خوشحال باش و از ذکر من لذت ببر و با مناجات با من بهره مند شو».

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .