جهاد با نفس(2)

جهاد با نفس(2) - نویسنده : رهبر، رحیمیان
مراحل عملي تهذيب
مربيان اخلاق و ارباب سلوك، براي تهذيب نفس و حركت از نقص به سوي كمال، مراحلي ذكر كرده اند. اين مراحل بنابر آنچه در كتاب چهل حديث حضرت امام آمده است، عبارتند از: يقظه، تفكر، عزم، مشارطه، مراقبه، محاسبه و تذكر.
1. يقظه. يقظه يعني بيداري و تنبه و خروج از غفلت و خودفراموشي كه بدون آن، آدمي هيچ گاه به فكر تزكيه نخواهد افتاد، همان گونه كه بيمار اگر به بيماري خود توجه نكند به فكر درمان نخواهد بود؛ با اين تفاوت كه بيماري جسم چون غالباً توأم با درد است، بدن حساسيت نشان داده، شخص در صدد معالجه بر مي آيد، اما بيماريهاي نفس ناپيداست و اغلب توأم با لذت، و در عين حالي كه تأثير آن عميقتر و خطر آن ديرپاي تر است، انسان به دليل گرايش شديد به ماديات و عرصه مادي كه در آن زندگي مي كند، كمتر به فكر چاره بر مي آيد و اين خصلت طبيعي انسان است كه قرآن بدان اشاره مي كند: «إِنَّ هؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَرائَهُمْ يَوْماً ثَقِيلاً؛ همانا اينان، امر فعلي (دنيا) را دوستدارند و روز سنگيني را پشت سر خود رها كرده‌اند (فراموش نموده‌اند)».1
حضرت علي ـ عليه السلام ـ غفلت را زيانبارترين دشمنان، نوعي بيماري، بدترين سستيها و عامل كوردلي و مرگ قلب خوانده است.2
از اين رو، مربيان الهي برانگيخته شدند تا پرده هاي غفلت را كنار زنند و انسان را به خدا و به خويش و به عوامل رشد و انحطاطش توجه دهند. رمز اينكه قرآن در نخستين آيات دعوت از «انذار» سخن مي گويد، در همين نكته نهفته است: «يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأنْذِرْ»3، «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»4 البته نبايد مسئوليت خود انسان را نيز در اين بيداري و تنبه ناديده گرفت. حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: سستي دل را با پايداري، و خواب غفلت را در ديده ات با بيداري درمان كن.5 امام صادق ـ عليه السلام ـ خاطر نشان مي سازد كه هر كس كه قلب خويش را از غفلت مراقبت كند و نفس را از شهوت باز دارد و عقل را از جهل برهاند، نامش در ديوان آگاهان ثبت گردد.6 حضرت امام در اين باره مي گويد:
تمام صفات نفسانيه قابل اصلاح است، ليكن در اول امر، كمي زحمت دارد، آن هم بعد از ورود در اصلاح، سهل و آسان مي شود.
عمده به فكر تصفيه و اصلاح افتادن است و از خواب بيدار شدن. منزل اول انسانيت يقظه است و آن بيدار شدن از خواب غفلت و هشيار شدن از سكر طبيعت است و فهميدن اينكه انسان مسافر است و هر مسافر زاد و راحله مي طلبد و راحله انسان، خصال خود انسان است.7
توصيه هايي كه در خصوص سير في الارض و عبرت از سرنوشت گذشتگان و تفكر در عواقب اعمال و زيارت اهل قبور و عيادت بيماران و تشييع جنايز و امثال آن شده، علاوه بر بعد اخلاقي و اجتماعي، عامل تنبه و بيداري است: اميرالمؤمنين – عليه السلام – مي‌فرمايد: «كَفي بالمَوتِ واعِظاً؛ مرگ براي پنددهي كافي است».8
2. تفكّر. دومين مرحله تهذيب، تفكر است. تفكر «سير باطن انسان است از مبادي به مقاصد» و هيچ كس از مرتبه نقصان به مرتبه كمال جز به تفكر نتواند رسيد. مبادي تفكر، يعني نقطه آغازين انديشه، عبارت است از نظر در آيات «آفاق و انفس»، تفكر در آثار خدا و نعمت هاي بيكران او كه توجه به آنها نفس را به خضوع و سپاس وا مي دارد، و نيز انديشيدن انسان به سرنوشت خويش و وظيفه اي كه در برابر آفريدگار خود دارد و اينكه هدف از اين زندگي دنيوي چيست، مقصد نهايي حيات كجاست و براي وصول به آن مقصد چه بايد كرد.
آيات بسياري از قرآن كريم به تفكر و تدبر، نظر و پذيرش عبرت توصيه مي كند؛ از جمله:
آيا با خود نمي انديشند كه خداوند آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنهاست، جز به حق نيافريده است.9
در روايات نيز از تفكر به عنوان بهترين عبادت و طريق علم و عمل و نيل به سعادت و درجات عالي ياد شده است. حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «لا عِلْمَ كالتَّفَكُّر؛ هيچ دانشي چون تفكر نيست»10 و نيز در مقام نصيحت به فرزندش امام حسن ـ عليه السلام ـ خاطر نشان مي سازد: «لا عِبادَةَ كالتَّفَكُّرِ في صَنْعَةِ الله؛ هيچ عبادتي مانند تفكر در صنع خدا نيست» و همچنين مي فرمايد: «التَّفَكُّرُ يَدْعُوا الي البِرِّ و العَمَلِ به؛ تفكر به سوي نيكي و عمل به آن فرا مي‌خواند».11
در برخي روايات يك ساعت تفكر معادل برتر از يك سال عبادت به شمار آمده است12 كه فلسفه آن سرنوشت ساز بودن تفكر است. بسا يك ساعت فكر كردن كه سرنوشت انساني را تغيير داده و بسا عبادتهاي چندين ساله كه با غفلتي به بيحاصلي انجاميده است.
حضرت امام (ره) در اين باره مي گويد:
اگر انسان عاقل لحظه اي فكر كند، مي فهمد كه مقصود از اين بساط چيز ديگري است و منظور ازاين خلقت، عالم بالا و بزرگتري است و اين حيات حيواني مقصود بالذات نيست. وانسان عاقل بايد در فكر خودش باشد و به حال بيچارگي خودش رحم كند و با خود خطاب كند: اي نفس شقي! كه سالهاي دراز در پي شهوات، عمر خود را صرف كردي و چيزي جز حسرت، نصيبت نشد، خوب است قدري به حال خود رحم كني، از مالك الملوك حيا كن و قدري در راه مقصود اصلي، قدم زن كه آن موجب حيات هميشگي و سعادت دائمي است و سعادت هميشگي را مفروش به شهوات چند روزه فاني كه آن هم به دست نمي آيد، حتي با زحمتهاي طاقت فرسا.13
3. عزم. سومين مرحله تهذيب، عزم است؛ يعني تصميم بر اداي فرايض و ترك محرمات و جبران مافات و پايداري در راه حق. انسان بدون عزم و تصميم، به هيچ يك از مقامات نخواهد رسيد. خداوند پيامبران برگزيده خود را به عنوان «اُولِي العَزمِ» نام برده و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را به صبر و پايداري چون آنان فراخوانده است: «فَاصْبِرْ كما صَبَرَ أولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ».14
حضرت امام (ره) درباره عزم بياني داردكه خلاصه آن چنين است:
عزم، جوهره انسانيت و ميزان امتياز انسان است، و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم اوست و عزمي كه مناسب با اين مقام است عبارت است از عزم بر ترك معاصي و فعل واجبات و جبران آنچه از او فوت شده در ايام حيات و بالاخره عزم بر اينكه ظاهر و صورت خود را انسان عقلي و شرعي نمايد و انسان شرعي عبارت از آن است كه موافق مطلوبات شرع رفتار كند و ظاهرش ظاهر رسول الله (صلي الله عليه و آله) باشد و تأسي به آن بزرگوار بكند در جميع حركات و سكنات و در تمام افعال و تروك....15
به طور خلاصه: تملك نفس و اتكال به حق و پرهيز از معاصي مي تواند عزم را قوت ببخشد و سستي اراده را درمان كند؛ زيرا براي تضعيف اراده و سستي عزم آدمي هيچ عاملي مانند گناه نيست و تا انسان درهاي گناه را بر روي خود نبندد و هواهاي نفساني را به بند نكشد، داراي عزمي استوار نخواهد شد.
هر چند عوامل تضعيف و سستي اراده به حسب حالات رواني و حساسيتهاي افراد، مختلف است، همچنان كه در روايات نيز اشاراتي وجود دارد، ازچشم و گوش كه دريچه ارتباطي انسان با جهان خارجند، به عنوان عامل بسيار مؤثرتر مي توان ياد كرد.
جواني و نيروي اراده. همان گونه كه در جواني نيروهاي جسماني، فعال و بانشاط است و مي تواند بر مشكلات فايق آيد، نيروهاي رواني جوانان نيز قوي تر از دوران كودكي و پيري است. چه بسيار مشكلاتي كه جوان با اراده آهنين خود آسان مي كند و چه بسا رهاوردهاي زيبايي كه به بار مي آورد. البته آسيب پذيري جوان نيز قابل انكار نيست و از اين رو، بر مربيان است كه زمينه هاي درخشان رواني جوانان را بشناسند و در تربيت آنان بكوشند و جوانان نيز از سرمايه سرشار جواني بهره گيرند و پيش از آنكه به پيري برسند در اصلاح و تهذيب نفس بكوشند.
حضرت امام (ره) مي فرمايد:
جوانان ننشينند كه گرد پيري، سر و روي آنان را سفيد كند. شما تا جوان هستيد مي توانيد كاري انجام دهيد. تا نيروي جواني داريد مي توانيد هواهاي نفساني مشتهيات دنيايي و خواسته هاي حيواني را از خود دور سازيد، ولي اگر در جواني به فكر اصلاح و ساختن خود نباشيد،‌ ديگر در پيري كار از كار گذشته است.16
4. مشارطه. مشارطه كه آن را معاهده نيز مي گويند، عبارت است از شرط و تعهد انسان بر ترك معصيت و پايبندي به عهد و ميثاقي كه در اين خصوص بسته است. در قرآن كريم بر التزام به تعهدات كه بالاترين آنها تعهد به خداست، تأكيد فراوان شده است؛ از جمله: و «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلاً؛ به عهد وفا كنيد كه همانا از عهد سؤال خواهد شد».17 حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: هرگاه بر كار نيك عزم كرديد، بدان عمل كنيد.18
حضرت امام (ره) در مشارطه گفتاري دارد كه بخشي از آن چنين است:
مشارطه آن است كه در اول روز مثلاً با خود شرط كند كه امروز برخلاف فرموده حق تبارك و تعالي رفتار نكند و اين مطلب را تصميم بگيرد و معلوم است كه يك روز خلاف نكردن امري است خيلي سهل و انسان به آساني مي تواند از عهده به در آيد....19
5. مراقبه. مراقبه آن است كه در تمام مدتي كه فرد شرط كرده است خلاف نكند، مراقب خود باشد و بر عهد و پيمان بايستد و به وسوسه هاي شيطان و نفس دل نسپارد و از شر آنها به خدا پناه ببرد.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «أجْعَلْ لِنَفْسِكَ علي نَفْسِكَ رَقيباً...».20
حضرت امام (قدس سره) مي گويد:
انسان بايد مثل طبيب و پرستار مهربان از حال خود مواظبت نمايد و مهار نفس سركش را از دست ندهد كه به مجرد غفلت، مهار بگسلد و انسان را به خاك مذلت و هلاك كشاند و در هر حال، به خداي تعالي پناه برد از شر شيطان و نفس اماره.21
6. محاسبه. محاسبه آن است كه انسان هر روز از خود حساب گيرد كه چه طاعتي يا معصيتي مرتكب شده است. اگر طاعتي داشته بر آن بيفزايد و اگر گناهي مرتكب شده در جبران آن بكوشد و بداند كه خداوند از اعمال و اسرار نهان او آگاه است و آن را حسابرسي خواهد كرد: «وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ؛ اگر آنچه را كه در نفستان است آشكار كنيد يا پنهان داريد، خداوند، شما را به واسطة آن، محاسبه مي‌كند».22
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: آن كس كه نفس را حسابرسي كند، بر عيبها و گناهانش واقف گشته، از گناهان پوزش طلبد و در اصلاح عيبهايش بكوشد.23
امام موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: از ما نيست كسي كه هر روز نفس خود را محاسبه نكند. پس اگر عمل نيك انجام داده بر آن بيفزايد و اگر بد كرده از آن استغفار كند. 24
7. تذكر. تذكر يعني متذكر عظمت خداوند بودن و نعمتهاي او را ياد كردن و توجه داشتن به اينكه انسان در محضر خداست و بايد از گناه بپرهيزد. آيات در باب ذكر و تذكر بسيار است؛ از جمله: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! خدا را فراوان ياد كنيد».25
در سوره اعراف، در وصف پرهيزكاران آمده است: آنان با تذكر و تنبه، وساوس شيطاني را دفع كرده، با بصيرت ايماني از گناه اجتناب مي ورزند.26
نقطه مقابل تذكر، فراموشي و غفلت است كه در آيات و روايات مورد نكوهش قرار گرفته است. قرآن كريم هشدار مي دهد: از كساني نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خداوند خودشان را از يادشان برد و به ورطه فسق و فجور كشيده شدند؛27 و شيطان بر آنان مسلط شده و ذكر خدا را از يادشان برده است.28
حضرت امام (ره) مي فرمايد:
اين همه مصيبات و گرفتاري به دست نفس اماره و شيطان رجيم از غفلت از ياد حق و عذاب و عقاب اوست. غفلت از حق كدورت قلب را زياد كند و نفس و شيطان را بر انسان چيره و مفاسد را روزافزون كند و تذكر و يادآوري از حق، دل را صفا دهد و قلب را صيقلي نمايد و جلوه گاه محبوب كند و روح را تصفيه نمايد و خالص كند و از قيد اسارت برهاند و حب دنيا را كه منشأ خطيئات و سرچشمه سيئات است از دل بيرون كند.29
ضبط خيال. در زمره شرايط تزكيه نفس، از ضبط خيال نيز نام برده اند؛ چه نيروي تخيل مانند مرغي به هر سو پرواز مي‎كند و گاه در دام اوهام فاسد و خيالات باطل مي افتد و سبب انحراف فكر و اعتقاد و آلودگي روح و فساد در عمل مي شود. از اين رو، مهار كردن نيروي خيال و هدايت آن در قلمرو شرع و عقل براي رهروان طريق كمال، ضروري است.
--------------------------------------------------------------------------------
1. سوره انسان، 27.
2. تصنيف غرر؛ ص 265ـ266.
3. سوره مدثر، 1.
4. سوره شعراء، 214.
5. نهج البلاغه؛ خطبه 223.
6. تصنيف غرر؛ ص 265.
7. چهل حديث؛ ص 85ـ86.
8.اصول كافي،‌ ج2، ص275.
9. سوره روم، 8.
10. نهج البلاغه، قصار 113.
11. سفينة البحار؛ ذيل «فكر».
12. تفكر ساعة خير من عبادة سنة (مستدرك، ج11، ص183)
13. چهل حديث؛ ص 6.
14. سوره احقاف، 35.
15. چهل حديث؛ ص 7. حضرت امام از استاد خود «مرحوم شاه آبادي» نقل مي كند كه: «بيشتر از هرچه، گوش كردن به تغيّنات سلب اراده و عزم از انسان مي كند». مقصود از تغيّنات، همان غنا و لهو و لعب است كه در شرع مقدس حكم به حرمت آن شده است.
16. جهاد اكبر؛ ص 60.
17. سوره اسراء، 34.
18. تصنيف غرر؛ ص 476.
19. چهل حديث؛ ص 8.
20. تصنيف غرر؛ ص 235.
21. چهل حديث، ص 238.
22. سوره بقره، 284.
23. تصنيف غرر، ص 236.
24.اصول كافي، ج2، ص453.
25. سوره احزاب، 41.
26. سوره اعراف، 21.
27. سوره حشر، 19.
28. اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرِ اللَّهِ (سوره مجادله، 19)
29. چهل حديث؛ ص 249.
محمدتقي رهبر، محمدحسن رحيميان ـ اخلاق و تربيت اسلامي، ص 124

برگرفته از پايگاه :darolhoda.ir

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
16 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .