حقیقت پل صراط

پل صراط چيست؟ چند پل وجود دارد، عبور از آن چند سال طول مي كشد؟ از چه جنس است؟ ضخامتش چقدر است؟ چند نفر از روي آن رد مي شوند؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
1- يكى از مواقف سخت و در حقيقت آخرين توقفگاه در قيامت «صراط» است. صراط پلى بر روى دوزخ است كه همگى بايد از آن رد شوند؛ مومن باشند يا كافر. قرآن درباره صراط مى‏فرمايد: (وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً ثُمَّ نُنَجِّى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيّاً) ، مريم (19) آيه 71 و 72. «و همه شما [بدون استثنا ]وارد جهنم مى‏شويد؛ امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت سپس اهل تقوا را از آن رهايى مى‏بخشيم و ظالمان را در آن رها مى‏سازيم». هم چنين ر.ك: صافات (37)، آيات 22 - 26.
سپس همه بر آتش وارد مى‏شوند؛ اما آتش بر مؤمنان كارساز نيست، بلكه بر آنها سرد مى‏شودزيرا نور مؤمن ، آتش دوزخ را از جوش و خروش مى‏اندازد:
«قال رسول الله(ص): يقول النار للمؤمنين يوم القيامة جُزْ يا مؤمن فقد أطفأ نورك لهبى»بحارالأنوار، ج 8، ص 249.چنان آتش بر مومنان بهشتى سرد مى‏شود كه آنان شك مى‏كنند كه ازآن گذشته‏اند و مى‏پرسند: مگر خداى سبحان نفرموده بود كه همه بر آتش جهنم وارد مى‏شوند؟ جابر از پيامبر اكرم(ص) اين گفت‏وگو را چنين نقل مى‏كند:
«إذا دخل أهل الجنة الجنة قال بعضهم لبعض أ ليس قد وعدنا ربنا أن نرد النار؟ فيقال لهم: قد وردتموها و هى خامدة»همان، ج 8، ص 250.
اما مردمى كه آخرين مرحله را مى‏گذراند و از پل صراط رد مى‏شوند، چند گروه‏اند. امام صادق(ع) درباره گذر مردم از پل صراط و صفات آن و طبقات مردم در گذر از صراط مى‏فرمايند:
«الناس يمرون على الصراط طبقات و الصراط أدق من الشعر و من حد السيف؛ فمنهم من يمر مثل البرق و منهم من يمر مثل عدو الفرس و منهم من يمر حبوا؛ و منهم من يمر مشياً؛ و منهم من يمر متعلق؛ قد تأخذ النار منه شيئاً و تترك شيئاً»همان، ص 65.
«مردمى كه از صراط مى‏گذرند بر چند دسته‏اند و صراط دقيق‏تر از تار مو و برنده‏تر از شمشير است: گروهى مانند برق از آن مى‏گذرند؛ گروهى همانند دويدن اسب از آن رد مى‏شوند؛ گروهى با سينه‏خيز از آن مى‏گذرند؛ گروهى در حالت پياده‏روى مى‏گذرند و گروهى افتان و خيزان مى‏روند؛ گاهى آتش آنان را در مى‏يابد و گاهى آنها را رها مى‏كند».
از اين روايت روشن مى‏شود كه امام(ع) در صدد بيان حالات اهل نجات در گذشتن بر پل صراط هستند؛ زيرا در هر صورت هر پنچ گروه از پل رد مى‏شوند؛ منتها برخى بسيار سريع چون سرعت برق؛ برخى سريع چون فرار اسب؛ برخى آرام؛ برخى با زحمت و سختى و بالاخره گروهى با خطر فرار و چشيدن مزه بخشى از آتش جهنم. اين گروه‏ها به بهشت وارد مى‏شوند و در آنجا جاودان خواهند بود. اما آنهايى كه نتوانند از پل بگذرند و در آتش دوزخ سقوط كنند، دو دسته‏اند: يا مستكبراند و اميد نجاتى براى آنها نمى‏ماند و تا ابد گرفتار دوزخ خواهند بود و گروهى مدتى - با توجه به شدت گناهان‏شان - در جهنم درنگ مى‏كنند و آن‏گاه نجات پيدا مى‏كنند.
مكارم شيرازى، ناصر، پيام قرآن، ج 6، ص 483.
2- نا زکی و تيزی پل صراط بيا نگر دقت و مو شکافی در محاسبه ی اعمال انسان ها در روز قيامت و سختی حسا برسی خداوند در آن روز است . يعنی بايد نهايت دقت و ريز بينی را در مورد اعمال و اخلاص در آن به کار بست به گونه ای که اعمال پاک و خالصانه ی ما اين قابليت و کشش را داشته باشد که ما را از آن پل تيز و نازک و لغزنده عبور دهد . صراط مستقيم و راه بندگی خدا راهی دقيق و باريک و نازک است و بايد با دقت و احتياط و با پيروی از دستورات الهی و هدايت و راهنمائی انبيا و ا وليا آن را پيمود و از لغزش و انحراف بر کنار بود تا بتوان به توفيق الهی از پل صراط عبور کرد و به بهشت و رضوان خداوند رسيد .
3- در واقع پل صراط تجسم حركت در مسير حق در همين دنياست بله پل صراط از مو باريك‏تر است. حركت در مسير حق نيز همين‏گونه است. اگر كسى بخواهد در مسير حق حركت نمايد اولا بايد حق را دقيق بشناسد كه خود عرصه‏اى مشكل و خطرناك است و ثانيا بايد بر طبق آن عمل نمايد كه بسى دشوارتر و صعب العبورتر است. پل صراط تجسم عينى حق و باطل است و عبور از آن همان حركت در مسير حق در اين دنياست. روشن است كه با اندكى غفلت آدمى از راه به در مى‏رود و گرفتار بيغوله‏ها خواهد شد. در قيامت نيز كسانى از پل صراط به سلامت عبور مى‏كنند كه در دنيا آن مسير را به سلامت پيموده باشند و اگر در اين جا دچار لغزش شدند روى آن پل نيز دچار لغزش خواهند شد و به جهنم سقوط خواهند كرد. (مگر آنكه لطف و عنايت و غفران پروردگار شامل شود). بنابراين پل صراط تجسم همان ميزان و حساب دقيق خداوند در قيامت است كه يا آدمى از آن عبور كرده و به بهشت وارد خواهد شد .در واقع نا زکی و تيزی پل صراط بيا نگر دقت و مو شکافی در محاسبه ی اعمال انسان ها در روز قيامت و سختی حسا برسی خداوند در آن روز است . يعنی بايد نهايت دقت و ريز بينی را در مورد اعمال و اخلاص در آن به کار بست به گونه ای که اعمال پاک و خالصانه ی ما اين قابليت و کشش را داشته باشد که ما را از آن پل تيز و نازک و لغزنده عبور دهد . صراط مستقيم و راه بندگی خدا راهی دقيق و باريک و نازک است و بايد با دقت و احتياط و با پيروی از دستورات الهی و هدايت و راهنمائی انبيا و ا وليا آن را پيمود و از لغزش و انحراف بر کنار بود تا بتوان به توفيق الهی از پل صراط عبور کرد و به بهشت و رضوان خداوند رسيد .
4- از آيات و روايات استفاده مى‏شود كه: صراط در عالم قيامت ظهور باطن صراطى است كه انسان‏ها در زندگى دنيايى داشته و در آنها قرار گرفته بودند. «صراط» آنجايى، ظاهر شدن صراطى است كه انسان‏ها در اينجا داشته‏اند؛ زيرا در حقيقت انسان‏ها در زندگى دنيايى خود، صراط يا راهى به سوى خدا داشته‏اند يا راهى به سوى غيرخدا. در عالم «قيامت»، باطن صراطى هم كه در اينجا داشته‏ايم و براى خود ساخته‏ايم، براى هر انسانى بروز خواهد كرد. امام صادق(ع) فرمود: «مردم بر صراط [ بر] طبقه‏هاى [ مختلفى‏] عبور مى‏كنند و صراط از مو نازك‏تر و از شمشير برنده‏تر است. پس گروهى از صراط عبور مى‏كنند، مانند برق [ با سرعت‏] و كسانى از آن عبور مى‏كنند، مثل فرار اسب و دسته‏اى از صراط با دست و شكم عبور مى‏كنند [ كه با زحمت بوده و كند است‏]. برخى با پا [ و به صورت عادى ]عبور مى‏كنند و گروهى با افت و خيز و گير و دار عبور مى‏كنند؛ گاهى بخشى از آتش [ جهنم‏] او را مى‏گيرد و گاهى تركش مى‏كند». اين روايت«عَنْ اَبى‏ بَصيرٍ عَنْ اَبى‏ عَبْدِاللَّهِ الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلامُ قالَ: النَّاسُ يَمُرُّونَ عَلَى الصِّراطِ طَبَقاتٍ وَ الصِّراطُ اَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ وَ مِنْ حَدِّ السَّيْفِ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ الْبَرْقِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ عَدو الْفَرَس وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ حبواً، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرَّ مَشِيّاً وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مُتَعَلِّقاً قَدْ تَأْخُذُ النّارُ مَنْهُ شَيْئاً وَ تَتْرُكُ شَيْئاً»؛ (بحار الانوار، ج 7، ص 64، ح 1). نيز ابعاد حقيقت صراط را با لحن خاصى بيان كرده است. نخست اينكه، از تعبير خاص روايت، معلوم مى‏شود كه «صراط» در متن جهنم است و از آنجا عبور مى‏كند. پس همه به شكلى با جهنم برخورد دارند و اين حقيقتى است كه قرآن نيز به آن اشاره كرده است: (وَ اِنْ مِنْكُمْ الاّ وارِدُها ) ؛ مريم (19)، آيه 71.«و هيچ‏كس از شما نيست، مگر اين كه در آن [ جهنم‏] وارد مى‏گردد». دوم آنكه، در عبور از صراط، انسان‏ها متفاوت‏اند و اين نشان‏دهنده آن است كه هر كسى، بسته به نوع حركتش در دنيا و چگونگى عقيده، عمل، وصف، اخلاق، روش و منش، عبورهاى مختلف از صراط خواهد داشت. هر چه سير آنها در دنيا بهتر بوده، عبور سريع‏تر و با سوزندگى كمتر خواهد بود و هر چه سير بدتر، حركت از صراط كندتر و با سوزندگى بيشتر. صراطى كه در آخرت پيش مى‏آيد، باطن صراطى است كه انسان در اينجا دارد. باطن قدم گذاشتن در دنيا، قدم نهادن بر بطن آتش است؛ اما كسانى چون پيامبران، امامان(ع)، اوليا و افراد وارسته، با ترتيب درجات‏شان به دنيا كه قدم گذاشتند، به سرعت از آن به سوى خداوند عبور كردند اما من و شما چطور؟ اگر هنگامى كه به اين دنيا پا نهاديم، در راهى باشيم كه به سوى خدا با اسماى رحمتش منتهى مى‏گردد، در آنجا سريع عبور خواهيم كرد؛ اما اگر در طى آن راه و مسير آلودگى‏ها دلبستگى‏ها و رنگ‏ها داشتيم، گاهى مى‏رويم، گاهى مى‏ايستيم، زمانى مى‏لغزيم، موقعى فرو مى‏رويم، گاهى تند هستيم و گاهى كند؛ در عبور از صراط در عالم قيامت - كه باطن صراط و راه اينجايى است - افت و خيزها، فشارها و سوزش‏ها داشته و با كندى حركت خواهيم كرد. سوم اين كه، از لحن قسمت پايانى روايت، معلوم مى‏شود كه «جهنم موقت» به معناى فرو افتادن در جهنم نيست كه در آنجا برخى افتاده، بسوزند و خارج شوند؛ بلكه شعاعى از آن، عبور كننده از صراط را گرفته و موجب سوزش و عذاب او مى‏شود. حال ممكن است اين گرفتن طولانى باشد يا چندبار. يك نكته: در بعضى از روايات وارد شده است: صراطى كه در قيامت پيش مى‏رود، به موقفى مى‏رسد كه همه متوقف خواهند شد؛ مگر افراد اندكى. اين موقف بسيار خطرناك است كه اگر فضل و عنايات خداوند نباشد، همه به جهنم مى‏افتند. بحارالانوار، ج 8، ص 65، ح 2. در واقع، در اين موقف، «صراط» دقيق‏تر مى‏شود و آن جايى است كه بررسى مى‏شود آيا انسان در مسير خود، فقط خدا را مى‏خواهد يا خدا را براى خود مى‏خواهد. اين مسأله، در اينجا هم هست. در اينجا در مقام عبوديت، ما وظايف مختلفى داريم: از واجبات، مستحبات و مكروهات تا ترك تعلق‏ها و وابستگى‏ها. بايد تأمل كرد كه آيا در انجام وظايف عبادى، فقط مقصد خدا است يا نه؟ آيا در كنار خدا، خود انسان نيز مقصد بوده است؛ يعنى، ما خدا را مى‏خواهيم و بهشت را مى‏طلبيم؛ براى آن كه خودمان در راحت و آسايش باشيم؟!
ر.ك: مواقف حشر،استاد محود شجاعی ، صص 96 - 103.
5- برای اگاهی بیشتر در این زمینه ر. ک :
1- معاد ؛ شهید دستغیب شیرازی
2- معاد شناسی ، سید محمد حسین طهرانی
3- از مرگ تا قیامت ، مجموعه پرسش های دانشجویی ، شماره 12 ، مر کز فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها
4- قیام قیامت ، محمد شجاعی
5- مقالات ، محمد شجاعی
6-مواقف حشر، محمد شجاعی
7- معاد یا بازگشت به سوی خدا ، محمد شجاعی
8- باز گشت به هستی ، محمد شجاعی
9- عروج روح ، محمد شجاعی
10- مبدا ومعاد ، ملا صدرا

دیدگاه ها

خیلی خوب بود
ممنون

احسنت ، استفاده شد حسابی

خو چرا منابع رو به شمارش تو متن اصلی نزدید؟ مطلب به این کاملی و جامعی حیف دیگه عزیزان

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
6 + 10 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .