درمان دنيا دوستي

بنده خيلي دنيادوست و دنياپرست شدم،جلوي هواي نفس خودم نميتوانم بگيرم لطفاكمكم كنيد؟

در پاسخ به شما دانشجوي گرامي در خصوص نحوه برخورد با دنيا بايد عرض كنيم كه در روايات رسيده از معصومين(ع) دو ديد نسبت به دنيا وجود دارد. دنياى ممدوح و خوب و دنياى مذموم و بد. در نتيجه به طور مطلق نمى‏توان گفت كه دنيا بد است، زيرا دنيا مزرعه آخرت و راه رسيدن به بهشت و جوار الهى است. حضرت على(ع) فرمودند: «دنيا چه سراى نيكويى است براى كسى كه آن را خانه هميشگى خويش نداند و چه جايگاه خوبى است براى كسى كه آن را وطن خود قرار ندهد»، (ترجمه ميزان‏الحكمه، ج 4).
اما اگر همين دنيا موجب غفلت از آخرت و خداوند گردد و محبت آن در دل آدمى قرار گيرد فريب خوردن اززر، زور و تزوير را به دنبال دارد. عن ابى عبداللّه‏(ع): «رأس كل خطيئة حب الدنيا؛ حب دنيا رأس هر خطا و اشتباهى مى‏باشد»، (اصول كافى، ج 2، ص 315، روايت 1، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 102).
در تبيين معناى «دنيا» بايد گفت دنياى مذموم، «خود» انسان است. انسان «بد» خود دنيا است. آسمان، زمين، درخت، كوه، صحرا و دريا هيچ كدام دنيا نيست. اين‏ها از «آيات الاهى»اند و خداى سبحان از همه آن‏ها با تجليل ياد كرده است‏ فصلت(41):11. در قرآن مجيد و روايات اهل‏بيت(ع) هرگز از آسمان و اختران به بدى ياد نشده، و از زمين، كوه‏ها، معادن دل زمين، دريا و موجودات دريايى بدگويى نشده است، اين‏ها دنيا نيستند.
«دنيا» كه ضمير و قلب، متوجه او است، مجموعه‏اى از «عناوين اعتبارى» است كه انسان تبهكار را به خود سرگرم و مشغول كرده است. مجموعه خود خواهى‏ها است كه دنيا را شكل داده است؛ و گرنه شما به آسمان يا زمين برويد، دنيا را پيدا نمى‏كنيد؛ زيرا همه اين‏ها «آيات الاهى»اند؛ موجوداتى كه تسبيح‏گوى حق‏اند و مستقمياً براى عبادت خداى سبحان و به طور غير مستقيم براى نفع ما خلق شده‏اند.
«دنيا» يعنى مجموعه عناوين اعتبارى كه انسان در نهان و نهاد خود بافته و مى‏سازد؛ همين من و مايى كه برخى به آن مبتلايند: نظر من اين است، دلم مى‏خواهد فلان كار را بكنم، دلم مى‏خواهد اين طور بپوشم و... . البته مى‏توان از شر اين‏ها نجات پيدا كرد، اين كار شدنى و اين راه رفتنى است و همه ما بايد بكوشيم با «مراقبت مستمر» آن را طى كنيم.
حضرت امام خميني (ره ) از مجلسي (ره ) مطلبي را نقل مي كند كه چكيده آن اين است : دنياي مذموم اموري است كه انسان را از اطاعت خدا و دوستي او و تحصيل آخرت باز مي دارد. و هر چه باعث رضاي خداي سبحان و قرب او شود دنياي ممدوح و از آخرت محسوب مي شود.
گرچه به حسب ظاهر از دنيا باشد. بنابراين كارهايي مثل تجارت , زراعت , و صنعت كه مقصود از آنها معيشت عيال و زندگي است , اگر براي اطاعت امر خدا و صرف كردن آنها در مصارف خيريه و اعانت به محتاجان و غير آن باشد, همه از آخرت اند گرچه مردم آن را از دنيا دانند.
رياضات مبتدعه و اعمال ريائيه , گرچه با تزهد و انواع مشقت هم همراه باشد از دنياي مذمومه به حساب مي آيد. سپس خودشان مي فرمايند: آنچه مذموم است دنياي خود انسان است , (امام خميني (ره ), اربعين حديث , ص 118 و 119).
بنابراين بهترين راه حل براي داشتن برخوردي صحيح با اين دنيا آن است كه نسبت به اين دنيا ديدگاهي الهي داشته و از آن به عنوان مرزعه اي براي آخرت استفاده نمائيم هر چند لازمه آن كار و فعاليت و كسب درآمد باشد اما چون همرا دلبستگي دنيايي نبوده و در مسير الهي صرف مي گردد رنگ و بوي الهي گرفته و در نتيجه خير دنيا و آخرت را نسيب انسان مي نمايد .

براى مقابله با دنياي مذموم راههاي متعددي وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي گردد :
1- باور كردن فناء دنيا:
باور دل از اعتقاد ذهن خيلى بالاتر است. بسيارى اعتقاد حتى جزمى دارند كه مرده ترس ندارد ولى باز هم از مرده مى‏ترسند اين نيست جز اين كه اين اعتقاد باور دل نشده است اما شخص غسال و مرده‏شوى علاوه بر اعتقاد، دلش هم باور كرده كه مرده ترسى ندارد. ازاين‏رو ممكن است حتى شب تا صبح كنار چندين مرده راحت بخوابد. بسيارى از ما اعتقاد به فناء دنيا داريم و معتقديم كه يك روزى از دنيا خواهيم رفت. در قرآن خوانده‏ايم: كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ همه كسانى كه روى زمين هستند فانى مى‏شوند،( الرحمان، آيه 26)و نيز اعتقاد داريم: ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ آنچه پيش شماست از بين مى‏رود و آنچه پيش خداست باقى مى‏باشد،( النحل، آيه 96)). آنچه پيش شماست از بين مى‏رود و آنچه پيش خداست باقى مى‏باشد. اما هيچ‏كدام از اعتقادات را باور دل نكرده‏ايم ازاين‏رو دل به دنيا بسته‏ايم، بنابراين بايد فناء دنيا را باور دل كنيم تا دل به دنيا بسته نشود و براى كسب اين باور بايد چند چيز را دقيقاً و در درازمدت عمل كرد:
الف) روزى نيم ساعت در مكانى خلوت به مرگ فكر كنيد. كيفيت آن فرق مى‏كند ولى به هر گونه كه انسان بتواند حقيقت مرگ، قبر و بى‏اعتبارى دنيا را براى خود بيشتر جا بيندازد و با جان درآميزد، بهتر مى‏باشد. مثلًا مى‏تواند خاطرات تلخ و شيرين را چون فيلم از ذهن بگذراند با اين توجه كه همه اينها چه زود گذشت مخصوصاً خاطرات كسانى كه با انسان مأنوس بوده‏اند و الان از اين سراى فانى كوچ كرده‏اند و اين هر چه بيشتر و دقيق‏تر و عميق‏تر باشد دل را بيشتر از اين دنياى فانى جدا مى‏سازد.
2- شناخت آخرت
اگر كسى هدف حيات را شناخت و فلسفه حضور خويش در اين وادى را دانست و دريافت كه حيات اصلى و كامل در آخرت است و دنيا پلى براى گذر و كسب كمالات مى‏باشد و آنچه كه انسان را از توشه گرفتن از اين مزرعه دست يافتن به كمالات بازمى‏دارد، همان خصلت‏هاى نكوهيده است. شناخت خصلت‏هاى ناپسند و پسنديده، شرط اول است. پيامبران الهى نيز- كه طبيبان روح و جان بودند- همين منظور را دنبال مى‏كردند.
ما طبيبانيم شاگردان حق بحر قلزم ديد ما را فأنفلق‏
3- عمل نمودن بر ضد دنيا دوستي
امام خمينى (ره) در كتاب آداب الصلاة مطلب در اين باره گفته اند : در روايتى آمده است مولاى عارفان على (ع) جابر بن عبدالله را ديد كه آهى بر كشيد. فرمودند: اى جابر براى دنيا آه مى‏كشى؟ جابر عرض كرد: آرى. حضرت فرمودند: اى جابر لذت‏هاى دنيا در هفت چيز است: خوردنى، آشاميدنى، پوشيدنى، آميزشى، سوار شدنى، بوييدنى و شنيدنى. لذيذترين خوردنى عسل است و آن آب دهان حشره‏اى باشد: گواراترين آشاميدنى آب است كه بر خاك روان است بهترين پوشيدنى ابريشم است و آن از آب دهان كرمى باشد برترين همبستر شدنى زنانند كه از زشت‏ترين عضو آنان خواسته مى‏شود بهترين سوار شدنى، اسب است و آن كشنده است ارزشمندترين بوييدنى مشك است و آن خون ناف حيوانى باشد بهترين شنيدنى‏ها غنا و آواز است كه آن هم گناه باشد پس آدم خردمند براى چيزهايى با اين اوصاف هرگز آه نمى‏كشد. جابر بن عبدالله مى‏گويد: به خدا سوگند از آن زمان به بعد هرگز دنيا بر دلم خطور نكرد».( ميزان الحكمه، ح 6058)
سپس امام راحل (ره) در بيان راه عملى علاج فرموده است: «و طريق علاج عملى آن است كه معامله به ضد كند: پس اگر به مال و منال علاقه دارد، با بسط يد و صدقات واجبه و مستحبه، ريشه آن را از دل بكند ....( مصباح الشريعه، باب 32، فى صفه الدنيا)
سرّ دادن صدقات همين كم شدن علاقه به دنيا است از اين رو مستحب است كه انسان چيزى را كه دوست مى‏دارد و مورد علاقه‏اش است، صدقه دهد. بايد انسان بداند كه دنيا طورى است كه هر چه آن را بيشتر تعقيب كند و در صدد تحصيل آن باشد، علاقه‏اش به آن بيشتر شود و تأسفش از فقدان آن روز افزون گردد گويى انسان طالب چيزى است كه به دست او نيست گمان مى‏كند طالب فلان حد از دنيا است تا آن را ندارد تعقيبش مى‏كند و در راه آن تحمل مشاق مى‏كند و خود را به مهالك مى‏اندازد. همين كه آن حد از دنيا را به دست آورد، براى او يك امر عادى مى‏شود و عشق و علاقه‏اش مربوط مى‏شود به چيز ديگرى كه بالاى آن است و خود را براى آن به زحمت و مشقت مى‏اندازد و هيچ گاه عشقش فرو ننشيند، بلكه هر دم روز افزون شود و زحمت و تعبش بيشتر گردد و اين فطرت و جبلت را هرگز وقوفى نيست و اهل معرفت با اين فطرت، اثبات بسيارى از معارف كنند كه بيان آن از حوصله اين اوراق خارج است و اشاره به بعضى از اين مطالب در احاديث شريفه شده است، چنان‏كه در كافى شريف از حضرت باقرالعلوم (ع) روايت نموده كه «مثل حريص به دنيا مثل كرم ابريشم است كه هر چه به دور خود آن را بيشتر مى‏پيچد از خلاص شدن دورتر شود تا آنكه از اندوه بميرد» و از حضرت صادق (ع) مروى است كه «مثل دنيا مثل آب دريا است كه هر چه انسان تشنه از آن بخورد تشنه‏تر گردد تا او را بكشد».( آداب الصلاة، باب 12)
4-زياد ياد مرگ كنيد.
از ديگر راههايي كه موجب مي شود تا محبت دنيا از دل انسان كنده شود اين است كه انسان زياد ياد مرگ نمايد ابو عبيده مى‏گويد به امام باقر (ع) گفتم: سخنى را برايم بفرما تا به وسيله آن بهره برم سپس حضرت فرمود: اى ابوعبيده بسيار ياد مرگ كن زيرا يادآورى مرگ به انسان نمى‏افزايد مگر زهد در دنيا را»،( المحجةالبيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 8، ص 241) ويا در روايت ديگري حضرت على «عليه السلام» مى‏فرمايد: «آنكه ياد مرگ بسيار كند، از دنيا به اندك خشنود شود».( نهج‏البلاغة ، حكمت 943)
5- اجتناب از گناه و انجام واجبات:
بايد توجه داشت گناه انسان را به دامن دنيا مى‏اندازد زيرا نوع گناهان با مشتهيات نفسانى و بعد حيوانى انسان سازگار است و هر قدر انسان به گناهان نزديك شود در باتلاق دنيا فرو مى‏رود و دنيا در نفسش شيرين‏تر مى‏آيد چون كرمى كه در لجن مى‏لولد و از اين لوليدن لذت هم مى‏برد و هر قدر دامن خود را ازغبار تيره گناه بتكاند از بعد حيوانى و لذت دنيوى فاصله مى‏گيرد و دل را از شيرينى دنيا كه ناشى از گناه است مى‏رويد از طرفى انجام واجبات بعد انسانى و ملكوتى را جلا مى‏دهد زيرا تمامى واجبات با شرايطش انبساط و گشايش روحانى و توجه معنوى مى‏باشد و اگر دل با واجبات انس گرفت و لذت عبادات راچشيد از آن طرف لذت دنيا و دلبستگى به آن رخت برمى‏بندد هر چه اجتناب از گناه و انجام واجبات بيشتر و دقيق‏تر باشد اثرش بيشتر است.
6- پرهيز از دوستان ناباب:
بر كسى پوشيده نيست كه اثر دوست و همنشين بسيار شگرف و عميق است مخصوصاً دوستان (و دقيق‏تر دشمنانى) كه انسان را به گناه بكشانند حضرت على (ع) مى‏فرمايند: صاحب السوء قطعة من النار همراه (و رفيق) بد پاره‏اى از آتش است،( سرالاسراء، استاد على سعادت‏پورر، ج 2، ص 350، روايت 6) . نه تنها بايد از دوستان معصيت‏كار و معصيت‏خوان پرهيز كرد، بلكه حضرت بالاتر از اين را مى‏فرمايند: ينبغى لمن اراد صلاح نفسه و احراز دينه، ان يجتنب مخالطه انباء الدنيا سزاوار است براى كسى كه مى‏خواهد نفس خود را اصلاح كند و دين خود را نگه دارد كه از مخلوط شدن با فرزندان (و اهل) دنيا بپرهيزد،( همان، روايت 9)از مهمترين اسباب اصلاح نفس جدايى دل از دنيا و غيرخداست واز مهمترين اسباب جدايى دل از دنيا و غيرخدا، جدايى و پرهيز از اهل دنيا و دنيامداران و مخلوط نشدن با آنان مى‏باشد تا چه رسد به اين كه اين اهل دنيا دوست هميشگى و همراه انسان باشد و تا چه رسد به اين دوست هميشگى هم خود اهل معصيت باشد و هم ديگرى را به معصيت دعوت كند.
7-توجه به نتايج حب دنيا
با توجه به امتيازات عالم آخرت و برترى زايدالوصف نعمتهاى اخروى و رضوان و قرب الهى بر لذايذ دنيا، جاى ترديد نيست كه برگزيدن زندگى دنيا بر آخرت، كارى نابخردانه خواهد بود.( اعلى/ 11)و نتيجه اى جز حسرت و پشيمانى و پريشانى نخواهد داشت ولى زشتى ونادرستى چنين گزينشى هنگامى بيشتر ظاهر مى شود كه بدانيم انتخاب دنيا و دلبستگى به لذايذ آن، نه تنها موجب محروميت از سعادت ابدى است، بلكه عامل مهمى براى شقاوت جاودانى نيز مى شود، زيرا اگر انسان مى توانست به جاى سعادت ابدى، لذايذزودگذر دنيا را انتخاب كند، اما به گونه اى كه پى آمد سوئى براى جهان ابدى نداشته باشد، چنين كارى با توجه به رجحان فوق العاده سعادت اخروى كارى ابلهانه مى بود، ولى هچ كس را گريزى از ورود جهان ابدى نيست و كسى كه تمام نيروى خود راصرف زندگى دنيا كرده و عالم آخرت را به دست فراموشى سپرده و يا اساسا آن را انكار كرده است نه تنها از نعمتهاى بهشت محروم مى شود، بلكه براى هميشه گرفتارعذابهاى دوزخى خواهد شد و زيان مضاعفى خواهد كرد.( هود/ 22، كهف/ 105- 103) (محمد تقى مصباح يزدى/ آموزش عقايد، مصباح يزدى- محمد تقى )
8-توجه به احوال گذشتگان
فرازهاى ذيل كه از زبان مبارك امام على «عليه السلام» نقل شده، براى بيان مقصود كافى است:
«اخبار گذشتگان و آنچه را بر نسل‏هاى پيشين رفته است، به ياد آور. بر سرزمين‏هايشان بگذر و در آثار بازماندگان‏شان نيك بنگر. ببين كه چه كردند و از كجا بركنده شدند و به كجا فرود آمدند و جاى گرفتند بى گمان در مى‏يابى كه از ميان دوستان به سراى غربت در افتاده‏اند، و زود باشد كه تو نيز سرنوشتى چو آنان يابى».( نهج‏البلاغة، نامه 13)
ترك ويژگى‏هاى اهل دنيا
كسى كه مى‏خواهد از دنياى
مذموم فاصله بگيرد، بايد بكوشد تا متصف به اوصاف اهل دنيا نباشد، ويژگى‏هاى اهل دنيا- بنابر حديث معراج پيامبر «صلى الله عليه وآله»- بيست مورد است كه اهل آخرت نبايد بدان‏ها آراسته باشد.( براى اطلاع تحصيلى از اين ويژگى‏ها نگا: راهيان كوى دوست، شرح حديث معراج، ص 831- 144.) اهل دنيا چنين هستند:
1. پرخور و شكم باره‏اند
2. خنده فراوان مى‏كنند
3. پرخواب هستند
4. خشم فراوان دارند
5. كم خرسند مى‏گردند و همواره از ديگران طلب كارند
6. وقتى به ديگران بدى مى‏كنند، پوزش نمى‏خواهند
7. عذر ديگران را نمى‏پذيرند
8. در هنگام عبادت كسل‏اند و هنگام معصيت شجاع
9. با اينكه مرگشان نزديك است، آرزوهاى دور و دراز دارند
10. به محاسبه و حسابرسى نفس خود نمى‏پردازند
11. به ديگران نفع نمى‏رسانند
12. بسيار سخن مى‏گويند
13. ترس اندك از خدا دارند
14. هنگام آماده شدن غذا، شادمانند
15. نه هنگام آسايش، شكر مى‏كنند و نه بر بلا و گرفتارى صابرند
16. مردم رابه حساب نمى‏آورند و كارهاى خيرى كه ديگران انجام مى‏دهند، (حتى اگر فراوان نيز باشد) در چشم آنان اندك است
17. خود را به كارى كه انجام نداده‏اند، مى‏ستايند
18. چيزى را ادعا مى‏كنند كه در وجود آنان نيست
19. همواره تمنا و انتظارات خود را بيان مى‏كنند
20. به عيب گويى از ديگران مى‏پردازند.

7. متخلق شدن به اخلاق اهل آخرت
آدمى با آراستگى به ويژگى‏هاى اهل آخرت، از دنياى مذموم دور مى‏شود اهل آخرت در حديث معراج پيامبر «صلى الله عليه وآله» چنين توصيف شده‏اند:
1. چهره‏شان ملاطفت‏آميز و به عبارتى ديگر زرد و ضعيف است
2. حياى آنان فراوان است
3. حماقت و نابخردى‏شان اندك است
4. نفع آنها براى مردم فراوان است
5. مكر و نيرنگ‏شان اندك است و صادقانه با ديگران برخورد مى‏كنند
6. مردم از دست آنان در آسايش و امنيت‏اند و خود در سختى و رنج
7. سنجيده سخن مى‏گويند
8. به محاسبه نفس خويش مى‏پردازند
9. نفس خويش را [براى تزكيه و تهذيب‏] به زحمت مى‏اندازند
10. چشمان‏شان به خواب مى‏رود ولى دل‏شان بيدار است
11. چشمان‏شان گريان و دل‏شان همواره به ياد خداوند است
12. در آغاز نعمت حمد و در پايان آن شكر خدا را به جا مى‏آورند
13. حتى به اندازه يك چشم بر هم زدن از ياد خدا غافل نمى‏شوند و چيزى آنان را از ذكر خدا بازنمى‏دارد
14. خواهان پرخورى نيستند
15. طالب پرگويى نمى‏باشند
16. خواهان اسراف در لباس نمى‏باشند
17. مردم در نظر آنان مردگانند و خدا در نظرشان حى و كريم است
18. كسانى را كه به آنها پشت كرده‏اند، از روى بزرگوارى به سوى خود مى‏خوانند و كسانى را كه به آنان روى آورده‏اند، از روى لطف مى‏پذيرند
19. دنيا و آخرت در نظر آنان يكسان است
20. در اثر مبارزه با نفس و مخالفت با هوا و هوس و مجاهدت با شيطان، روزى هفتاد بار مى‏ميرند
21. آن قدر لاغر و ضعيف‏اند كه اگر بادى بوزد آنان را تكان مى‏دهد اما وقتى در برابر خدا به عبادت مى‏ايستند، چونان سدى آهنين خسته نمى‏شوند و هيچ چيز آنان را از جاى خود تكان نمى‏دهد
22. لحظه‏اى دل‏شان به آفريده‏اى مشغول نمى‏گردد.( براى اطلاع تحصيلى از اين ويژگى‏ها نگا: راهيان كوى دوست، شرح حديث معراج، ص 159- 184.)

براي اطلاع بيشتر به كتاب هاي ذيل مي توانيد مراجعه نمائيد :
1- آيت بصيرت (بيان حالاتى است از آيت‏الله‏بهاءالدين).
2- نردبان آسمان، ويرايش و تدوين: اكبر اسدى.
3- سلوك معنوى، ويرايش و تدوين: اكبر اسدى.
4- معاد، شهيد دستغيب.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
5 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .