درمان طول امل و آرزوي دراز دنيوي

اين كدام آرزوها هستند كه باعث جهنمي شدن مي شود لطفا مثالهاي عيني و مصداق دار بيان كنيد؟

jpg_41.از جمله مواردي كه موجب افتادن انسان در دام هلاكت مي شود آمال و آرزوهاي دراز و دست نيافتني است، چرا كه همه فكر و تلاش انسان را به خود مشغول ساخته و از ساير امور غافل مي‌سازد.
علي (عليه السلام) در خطبه معروف به ديباج مي‌فرمايد:

«واعلموا عبادالله ان الأمل يذهب العقل و يكذب الوعد و يحب علي الغفلة و يورث الحسرة؛ بدانيد اي بندگان خدا! آرزوهاي دراز، عقل انسان را مي‌برد و وعده قيامت را دروغ مي‌شمارد و انسان را بر غفلت ترغيب مي‌كند و سرانجام، حسرت به بار مي‌آورد.»
پيامبر اكرم(ص) «طول امل » را يكي از دو دشمن بسيار خطرناك براي انسانها شمرده و فرموده است:
«خصلتان اتباع الهوي و طول الامل، فاما اتباع الهوي فانه يعدل عن الحق، اما طول الامل فانه يحبب الدنيا; شديدترين چيزي كه از آن بر شما مي ترسم دو خصلت است: پيروي از هوا و آرزوي طول و دراز; زيرا هواپرستي شما را از حق بازمي دارد و اما آرزوي دور و دراز شما را حريص بر دنيا مي كند». (المحجة البيضاء، جلد 8، صفحه 245)
با اين اشاره به آيات قرآن بازمي گرديم و نتيجه طول امل را در سرنوشت اقوام پيشين و انسانها به طور كلي مورد بررسي قرار مي دهيم:
1- واذكروا اذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بواكم في الارض تتخذون من سهولها قصورا و تنحتون الجبال بيوتا فاذكروا آلاء الله و لاتعثوا في الارض مفسدين (سوره اعراف،آيه 74)
2- اتبنون بكل ريع آية تعبثون × و تتخذون مصانع لعلكم تخلدون (سوره شعراء،آيات 129و128)
3- ينادونهم الم نكن معكم قالوا بلي و لكنكم فتنتم انفسكم و تربصتم و ارتبتم و غرتكم الاماني حتي جاء امر الله و غركم بالله الغرور (سوره حديد،آيه 14)
4- الم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق و لايكونوا كالذين اوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون (سوره حديد،آيه 16)
5- ذرهم ياكلوا و يتمتعوا و يلههم الامل فسوف يعلمون (سوره حجر،آيه 3)
6- ام للانسان ما تمني × فلله الآخرة و الاولي (سوره نجم،آيات 24و25)
7- ويل لكل همزة لمزة × الذي جمع مالا و عدده × يحسب ان ماله اخلده (سوره همزه،آيات 1تا3)
8- ان الذين ارتدوا علي ادبارهم من بعد ما تبين لهم الهدي الشيطان سول لهم و املي لهم (سوره محمد،آيه 25)
ترجمه
1- و به خاطر بياوريد كه خداوند شما را جانشينان قوم «عاد» قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشتهايش، قصرها براي خود بنا مي كنيد و در كوهها براي خود خانه ها مي تراشيد! بنابراين نعمت هاي خدا را متذكر شويد و در زمين به فساد نكوشيد.
2- آيا شما بر هر مكان مرتفعي نشانه اي از روي هوا و هوس مي سازيد؟! - و قصرها و قلعه هاي زيبا و محكم بنا مي كنيد، شايد در دنيا جاودانه بمانيد؟!
3- (منافقان) آنها را صدا مي زنند «مگر ما با شما نبوديم؟! مي گويند «آري ولي شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار(مرگ پيامبر را) كشيديد و(در همه چيز) شك و ترديد داشتيد و آرزوهاي دور و دراز شما را فريب داد تا فرمان خدا فرارسيد و شيطان فريبكار(نيز) شما را در برابر (فرمان) خداوند فريب داد!
4- آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟! و مانند كساني نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسماني داده شد، سپس زماني طولاني بر آنها گذشت و قلب هايشان قساوت پيدا كرد و بسياري از آنها گنهكارند!
5- بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنان را غافل سازد ولي به زودي خواهند فهميد!
6- آيا آنچه انسان تمنا دارد به آن مي رسد؟! - در حالي كه آخرت و دنيا از آن خداست!
7- واي بر هر عيبجوي مسخره كننده اي! - همان كس كه مال فراواني جمع آوري و شماره كرده(بي آنكه مشروع و نامشروع آن را حساب كند)! - او گمان مي كند كه اموالش او را جاودانه مي سازد!
8- كساني كه بعد از روشن شدن هدايت براي آنها، پشت به حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاي طولاني فريفته است!
تفسير و جمع بندي
سرچشمه غفلت
آيات اول و دوم ناظر به قوم «عاد» و «ثمود» است كه پيامبراني به نام «هود» و «صالح » داشتند اين جمعيت با پيشرفتي كه در كشاورزي و صنعت پيدا كرده بودند سخت سرگرم به دنيا شده و به آن دل بسته بودند و آرزوهاي دور و دراز آنها را در خود غرق ساخته بود و چنان گرفتار غرور و كبر و نخوت شده بودند كه نه تنها كمترين اعتنايي به دعوت خيرخواهانه پيامبرشان هود و صالح نكردند، بلكه به مبارزه با آنها برخاستند.
قرآن مجيد در نخستين آيه از آيات بالا، از زبان حضرت صالح خطاب به آن قوم سركش چنين نقل مي كند: «به خاطر بياوريد كه قوم عاد به خاطر طغيان از ميان رفتند و خداوند شما را جانشينان آنان قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشتهايش قصرها براي خود بنا مي كنيد و در كوهها(در دل سنگها) براي خود خانه هايي مي تراشيد، به ياد نعمت هاي خدا باشيد و در زمين فساد نكنيد»! (واذكروا اذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بواكم في الارض تتخذون من سهولها قصورا و تنحتون الجبال بيوتا فاذكروا آلاء الله و لاتعثوا في الارض مفسدين) (اعراف، 74)
در دومين آيه وضع قوم «عاد» را شرح مي دهد كه توضيحي است براي آيه قبل كه در باره قوم «ثمود» بود.
از زبان پيامبرشان(حضرت هود(ع)) چنين نقل مي كند: «آيا شما بر هر مكان مرتفعي نشانه اي از سر هوا و هوس مي سازيد؟ - و قصرها و قلعه هاي زيبا و محكم بنا مي كنيد كه گويي در دنيا جاودانه خواهيد ماند»! (اتبنون بكل ريع آية تعبثون × و تتخذون مصانع لعلكم تخلدون) (شعرا،129 – 128)
هود(ع) با اين سخن به آنها مي فهماند كه يكي از علل مهم انحراف شما هوسراني و تكيه بر آرزوهاي دراز است كه شما را از خدا غافل كرده و در زرق و برق دنيا غرق ساخته است.
«مصانع » جمع «مصنع » به معني ساختمان و قصر مجلل و محكم است، اين واژه از ماده «صنع » گرفته شده كه به معني كار نيكو انجام دادن است، بنابراين صنع به هر كاري گفته نمي شود، بلكه به كارهايي اطلاق مي گردد كه داراي امتياز خاصي است.
قوم عاد و ثمود تصور مي كردند كه با اين بناهاي محكم و زيبا و خانه هاي مجللي كه در درون دل كوهها ايجاد كرده بودند، مي توانند خود را از آفات و گزند حوادث مصون دارند و ساليان دراز زنده بمانند و به عيش و نوش بپردازند.
همين معني در باره قوم ثمود در آيات ديگري مطرح شده است و باز از زبان صالح اين چنين مي خوانيم: «اتتركون في ما ههنا آمنين × في جنات و عيون × و زروع و نخل طلعها هضيم × و تنحتون من الجبال بيوتا فارهين; آيا چنين مي پنداريد كه هميشه در نهايت امنيت در نعمت هايي كه اينجاست، مي مانيد - در اين باغها و چشمه ها - در اين زراعت ها و نخلهايي كه ميوه هايش شيرين و رسيده است و شما از كوهها خانه هايي(بسيار محكم) مي تراشيد و در آن به عيش و نوش مي پردازيد( و همه چيز را به دست فراموشي مي سپاريد؟!)». (شعرا،149 تا146)
بي شك غرور و غفلت حاصل از طول امل منحصر به قوم عاد و ثمود نبود، ولي در قرآن مجيد در مورد اين دو گروه سركش، اين رذيله اخلاقي برجستگي خاصي دارد.
در سومين آيه سخن از گفتگوي مؤمنان و منافقان در روز قيامت است كه منافقان خود را در ظلمت و تاريكي در صحنه محشر مي بينند، در حالي كه مؤمنان در پرتو نور و ايمان به سوي بهشت در حركتند، منافقان از مؤمنان تقاضا مي كنند اجازه بدهيد ما هم از نور شما بهره اي بگيريم، ولي ديوار بلندي در ميان اين دو فاصله مي شود.
در اينجا منافقان فرياد مي زنند «...الم نكن معكم...; آيا ما در دنيا با شما نبوديم(پس چرا از ما جدا شديد؟)» ( حديد، 14)
مؤمنان در پاسخ مي گويند: «آري ما با هم بوديم، ولي شما خود را فريب داديد و در انتظار حوادث ناگوار براي مسلمانان بوديد و پيوسته در امر معاد و دعوت پيامبر اسلام(ص) ابراز ترديد مي كرديد و آرزوهاي دراز، پيوسته شما را مغرور ساخت تا فرمان مرگ شما از سوي خدا فرارسيد»، (...قالوا بلي و لكنكم فتنتم انفسكم و تربصتم و ارتبتم و غرتكم الاماني حتي جاء امر الله...) (- همان، 14)
به اين ترتيب آيه فوق عامل بدبختي منافقان را در چهار چيز خلاصه مي كند كه چهارمين آنها آرزوهاي طول و دراز است.
«اماني » جمع «امنيه » از ماده «مني »(بر وزن مغز) در اصل به معني اندازه گيري كردن است، و «تمني » به معني آرزوست، چرا كه انسان در درون دل در عالم خيال اموري را براي خود اندازه گيري مي كند و به همين جهت به خيالات باطل و سخنان دروغ و آرزوهاي دور و دراز «امنيه » و جمع آن «اماني » اطلاق شده است.
در تفسير منهج الصادقين و تفسير قرطبي در ذيل اين آيه حديثي از پيامبر اكرم(ص) نقل شده كه مضمونش اين است: «آن حضرت در حالي كه يارانش را موعظه مي فرمود خطهايي(موازي هم) بر زمين كشيد، بعد يك خط عمودي بر همه آنان رسم فرمود، سپس گفت: مي دانيد اين خطوط چه معني دارد؟ عرض كردند: نه يا رسول الله! فرمود: اين خطوط مانند آرزوهاي دور و دراز انسانهاست (كه حد و مرزي ندارند) و آن يك خط(عمودي) همان مرگ و پايان زندگي است كه بر همه آنها كشيده مي شود و همه آمال و آرزوها را باطل مي كند».
همين معني با تفاوت مختصري از «ابن مسعود» نقل شده است و پيامبر اكرم(ص) خطي به شكل مربع كشيد و خطي در وسط آن رسم فرمود و آن را به خارج مربع ادامه داد و خطوط كوچكي از طرف راست و چپ آن كشيد، سپس فرمود: اين(خطي كه در وسط مربع است) انسان است و اين(مربع) اجل اوست كه به او احاطه كرده و اين(ادامه خطي كه به خارج از مربع پيش رفته) آرزوهاي دراز اوست كه از اجل و مرگ او هم فراتر مي رود و اين خطوط كوچك عوارض و حوادثي است كه او را احاطه كرده، اگر(فرضا) اجل خطا كند، اين حوادث و عوارض او را از بين مي برند و اگر اين حوادث و عوارض خطا كنند اجل او را از ميان برمي دارد». (تفسير قرطبي، جلد9، صفحه 6417)
در چهارمين آيه مؤمنان را به طور غير مستقيم مخاطب قرار داده و هشدار مي دهد كه مراقب وضع خويش باشند، مبادا به اثر آرزوهاي دور و دراز به سرنوشت مرگبار و اسفناك اقوام پيشين گرفتار شوند، مي فرمايد: «آيا وقت آن نرسيده است كه دل هاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد، و مانند كساني نباشند كه پيش از اين كتاب آسماني به آنها داده شد، سپس زمان طولاني به آنها گذشت (و بر اثر غفلت و آرزوهاي دراز) قلب هاي آنها قساوت پيدا كرد. و بسياري از آنان گناهكارند. الم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق و لايكونوا كالذين اوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون (حديد،16).
مطابق اين آيه آنچه باعث نرمش قلب آدمي و انعطاف آن به سوي حق و خشوع و خضوع در پيشگاه خدا مي شود، همان ذكرلله و ياد خدا و توجه به حق است، آري ياد خدا است كه آرزوهاي دور و دراز را بر مي چيند، و انسان را متوجه مسؤوليت هايش مي كند، و دل را نوراني، و فكر انسان را واقع بين و ماهيت زندگي ناپايدار دنيا را در برابر او مشخص مي سازد.
دلي كز نور معني نيست روشن مخوانش دل كه آن سنگ است و آهن دلي كز گرد غفلت زنگ دارد از آن دل سنگ و آهن ننگ دارد
در پنجمين آيه خطاب به پيامبر اسلام(ص) ، اشاره به كفار و مشركان كرده، مي فرمايد: «بگذار آنها بخورند و از دنياي مادي بهره گيرند و آرزوها(ي دراز) آنان را غافل سازد ولي به زودي خواهند فهميد(كه چه اشتباه بزرگي مرتكب شده اند) »، (ذرهم ياكلوا و يتمتعوا و يلههم الامل فسوف يعلمون)
آري آنان همچون چهارپايانند كه جز آب و علف چيزي نمي فهمند، تنها تفاوتي كه با چهارپايان دارند و آنها را از چهارپايان پست تر كرده اين است كه يك مشت آرزوي طول و دراز اطراف فكرشان را احاطه كرده و به آنها اجازه نمي دهد كه در سرنوشت خود بينديشند و پيش از آنكه دست اجل گريبان آنها را بگيرد بيدار شوند و از بيراهه بازگردند.
در اينجا تاثير منفي آرزوهاي دراز در وجود انسان به خوبي تبيين شده و نشان مي دهد كه تا چه حد آرزوها انسان را به خود مشغول مي سازد و از خدا غافل مي كند.
تعبير به «ذرهم » (آنها را رها كن) به وضوح نشان مي دهد كه اميدي به هدايت اين گروه نيست وگرنه پيامبر اكرم(ص) هرگز مامور نمي شد آنها را رها سازد.
چگونه مي توان اميد به هدايت گروهي داشت كه هدف نهايي آنها خور و خواب همچون حيوانات است و آرزوهاي دراز به آنها اجازه نمي دهد كه لحظه اي به پايان زندگي و به آفريدگاري كه اين مواهب حيات را به آنها بخشيده بينديشند و در باره هدفي كه براي آن آفريده شده اند لحظه اي فكر كنند.
در ششمين آيه مورد بحث، اشاره به اين حقيقت مي كند كه غالبا آرزوهاي دراز كه هرگز انسان به آنها نمي رسد، او را احاطه مي كنند و امكانات او را كه بايد در مسير سعادت به كار گرفته شود به خود جذب مي كند و او را از راه بازمي دارد، مي فرمايد: «آيا انسان به آنچه آرزو مي كند مي رسد؟!(نه هرگز نخواهد رسيد)» (ام للانسان ما تمني) (نجم، 24)
اين استفهام در واقع يك نوع استفهام انكاري است، چگونه ممكن است انسان به همه آرزوهايش برسد در حالي كه طول آرزوها گاه دهها يا صدها برابر عمر اوست! و گاه اصلا نقطه پاياني ندارد! و هر جا برسد آرزوهاي ديگري در برابر او خودنمايي كرده و وي را به سوي خود جلب مي نمايد.
بايد توجه داشت كه اين آيه به دنبال آياتي است كه اشاره به بتهاي مشركان مي كند كه آرزو داشتند شفيع آنها در درگاه خداوند شوند و قرآن مي گويد اين آرزو هرگز برآورده نخواهد شد، ولي با اين حال مفهوم آيه عام است و به اصطلاح مورد، مخصص نيست.
در هفتمين آيه سخن از دنياپرستان خودخواه با آرزوهاي دور و دراز است، مي فرمايد: «واي بر هر عيبجوي مسخره كننده اي - همان كس كه مال و ثروت(عظيمي) را جمع آوري و شماره كرده است(بي آنكه حساب مشروع و نامشروع را بكند) و گمان مي كند اموالش سبب جاودانگي اوست!»، (ويل لكل همزة لمزة × الذي جمع مالا و عدده × يحسب ان ماله اخلده) (همزه، 1 تا3)
در واقع اين سه آيه علت و معلول يكديگرند، چرا كه اين انسان بي خبر و خودبين و خودپسند ديگران را استهزاء مي كند، به خاطر آنكه ثروت عظيمي براي خود از طرق نامشروع فراهم ساخته، چرا دست به جمع چنين ثروتي زده؟ به خاطر اينكه مي پندارند داشتن چنين ثروتي به او جاودانگي مي دهد، اين پندار كه با«طول امل » و آرزوهاي دراز همراه ست سبب غرور و خودبرتربيني مي شود و آن هم به نوبه خود سبب استهزاء و عيبجويي نسبت به ديگران است. از اين آيه به خوبي مي توان استفاده كرد كه آرزوهاي دراز گاهي به حدي مي رسد كه انسان مرگ را به كلي فراموش كرده، خود را جاودانه مي پندارد و همين امر سبب طغيان و سركشي او مي شود و آن طغيان سرچشمه گناهان ديگري مي گردد.
در هشتمين و آخرين آيه مورد بحث، سخن از گروهي است كه حق را شناختند و سپس به آن پشت كردند و از آن اعراض نمودند، مي فرمايد: «كساني كه بعد از روشن شدن حق به آن پشت كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاي طولاني فريفته است!»، (ان الذين ارتدوا علي ادبارهم من بعد ما تبين لهم الهدي الشيطان سول لهم و املي لهم) (محمد، 25)
«املي لهم » از ماده «املاء» به معني پديد آوردن آرزوهاي دور و دراز است كه انسان را به خود مشغول مي دارد.
در واقع آيه ناظر به اين حقيقت است كه چگونه ممكن است يك انسان حق را بشناسد و باور كند سپس آن را ناديده بگيرد و به آن پشت كند و راه نجات خود را ببيند با اين حال از بي راهه برود!
آيا مي توان باور كرد انسان عاقلي چنين كند؟! آري! هنگامي كه تسويلات شيطان انسان را احاطه كند و زشتي ها را در نظرش به صورت زيبايي ها نشان دهد و او را گرفتار آرزوهاي دور و دراز سازد، بعيد نيست حق را به دست فراموشي بسپارد و به آن پشت كند.
از اينجا مي توان دريافت كه آرزوهاي طولاني چه بلايي بر سر انسان مي آورد و چگونه انسان عاقل را به كلي از عقل و خرد بيگانه مي كند؟!
از مجموع آيات فوق كه قسمتي در باره اقوام پيشين بود و بخشي در باره معاصران پيامبر(ص) و قسمتي نيز به صورت يك قانون كلي مطرح شده بود مي توان چنين نتيجه گرفت كه طول امل و آرزوهاي دراز از خطرناك ترين دشمنان سعادت بشر است كه نه تنها افراد، بلكه اقوام و ملت ها را در كام مرگ و بدبختي فرومي برد.
آثار و پيامدهاي طول امل
آرزوهاي دراز و گاه بي پايان، آثار مخرب فراواني در زندگي معنوي و مادي انسان دارد كه به گوشه هايي از آن در حاديث بالا و همچنين در آياتي كه در قرآن مجيد در آغاز اين بحث ذكر شد آمده است و به طور كلي مي توان گفت: طول امل پيامدهاي خطرناك و مخرب و سوء زير را دارد.
1- طول امل سرچشمه بسياري از گناهان
يكي از بدترين آثار منفي طول امل و آرزوهاي دراز اين است كه انسان را به انواع گناهان دعوت مي كند، زيرا رسيدن به اين آرزوها معمولا از طريق مشروع غير ممكن است، بنابراين گرفتاران اين رذيله اخلاقي خود را ناگزير مي بينند كه در كسب درآمدها چشم بر هم نهند و حلال و حرام را شناسايي نكنند و از غصب حقوق ديگران، خوردن اموال يتيمان، كم فروشي، رباخواري، رشوه و مانند اين امور، ابا نداشته باشند.
به همين دليل در حديث معروف غررالحكم آمده است: «من طال امله ساء عمله; كسي كه آرزويش دراز باشد عملش بد مي شود»!
و نيز آمده: «اطول الناس املا اسوئهم عملا; آن كس كه آرزوهايش طولاني تر است عملش زشت تر خواهد بود».
و در نقطه مقابل آن آمده است: «من قصر امله حسن عمله; كسي كه آرزويش كوتاه باشد عملش نيك خواهد بود»!
هر سه حديث بالا از مولا اميرمؤمنان علي(ع) است كه جان به فداي سخنان نوراني و انسان سازش باد.
2- طول امل يكي از اسباب مهم قساوت قلب
همان گونه كه در آيات آغاز اين بحث خوانديم قرآن مجيد در باره يكي از اقوام پيشين مي گويد: آنها كساني بودند كه مي پنداشتند عمر طولاني دارند(و گرفتار آرزوهاي دراز شده اند) و از اين رو قلب هاي آنها قساوت يافت.
دليل اين مساله روشن است; زيرا طول امل انسان را از خدا غافل مي كند و به دنيا حريص مي سازد و آخرت او را به دست فراموشي مي سپارد و اينها همه اسباب سنگدلي و قساوت است.
به همين دليل در حديثي آمده است كه خداوند به موسي(ع) فرمود: «يا موسي لاتطول في الدنيا املك فيقسوا قلبك، و القاسي القلب مني بعيد; اي موسي! آرزوي خود را در دنيا طولاني نكن كه قسي القلب خواهي شد و قسي القلب از من دور است ». (ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 104(ماده امل).
همين معني در حديث ديگري از امام اميرمؤمنان(ع) آمده است كه فرمود: «من يامل ان يعيش ابدا يقسوا قلبه و يرغب في الدنيا; كسي كه آرزو دارد جاودانه در اين دنيا بماند قسي القلب مي شود و راغب در دنيا مي گردد». (همان مدرك)
3- طول امل سبب نسيان اجل
اين اثر نياز به شرح و بسط ندارد و به خوبي در زندگي آنها كه گرفتار اين رذيله اخلاقي هستند نمايان است كه هرگز نه سخني از مرگ بر زبان مي رانند و نه در فكر آخرتند، بلكه دائما در گرداب غفلت غوطه ورند.
حديث معروفي كه هم از پيامبر اكرم(ص) و هم از اميرمؤمنان علي(ع) نقل شده كه مي فرمايد: «طول الامل ينسي الآخرة; درازي آرزوها سبب فراموشي آخرت است » گواه صدق اين مدعاست.
در حديث ديگري از مولا علي(ع) مي خوانيم: «اكثر الناس املا اقلهم للموت ذكرا; كسي كه آرزويش از همه طولاني تر است از همه كمتر به ياد مرگ است ». (تصنيف الغرر، صفحه 312، حديث شماره 7215)
4- زندگي پررنج محصول ديگري از طول امل
بديهي است هر قدر آرزوها طولاني تر باشد تهيه مقدمات بيشتري را مي طلبد، همچنين صرفه جويي بيشتري براي حفظ اموال و ثروت ها جهت رسيدن به آن آرزوهاي دور و دراز لازم است و نتيجه اين دو، يك زندگي توام با درد و رنج و سخت گيري بر خود و خانواده خود توام با تلاش شبانه روزي بي رويه خواهد بود.
به همين جهت در احاديثي كه از اميرمؤمنان علي(ع) نقل شده است مي خوانيم: «من كثر مناه كثر عنائه; كسي كه آرزوهايش زياد باشد، تعب و رنج او فزوني خواهد يافت ».
و نيز مي فرمايد: «من استعان بالاماني افلس; كسي كه از آرزوهاي دراز كمك بگيرد فقير و مفلس مي شود(و زندگي فقيرانه اي خواهد داشت هر چند ثروتمند باشد).
و نيز مي فرمايد: «الرغبة مفتاح النصب; تمايل به دنيا(و آرزوهاي دراز) كليد درد و رنج است »! (تصنيف الغرر، صفحه 314)
5- طول امل و زندگي ذلت بار
صاحبان آرزوهاي دراز نه تنها در رنج و تعب دائم به سر مي برند، بلكه ناچارند شخصيت انساني خود را نيز در هم بشكنند و براي رسيدن به مقصود خيالي در برابر هر كس و ناكس خضوع كنند و دست التماس به سوي اين و آن دراز نمايند و به زندگي ذلت بار تن در دهند. در حديثي از اميرمؤمنان علي(ع) مي خوانيم: «ذل الرجال في خيبة الآمال; خواري مردان در ناكامي آرزوهاست ». (غررالحكم، جلد 2، صفحه 405)
6- محروميت از نعمتها
همان گونه كه در بالا اشاره شد، كساني كه گرفتار آرزوهاي دور و درازند و در درياي اماني غوطه ورند، غالبا به سراغ صرفه جويي و سخت گيري هر چه بيشتر در استفاده از مواهب حيات و زندگي مي روند تا به آرزوهاي دور و دراز خود برسند. به همين دليل نسبت به همه كس حتي خويشتن و زن و فرزند بخيل خواهند بود، همان بخلي كه آنها را از بهره گيري از نعمت هاي الهي محروم مي سازد و در عين برخورداري از امكانات فراوان، زندگي فقيرانه اي دارند.
در زمان خود افرادي را مي بينيم كه تحت عنوان «تامين آينده »! براي خود و فرزندان، گرفتار طول امل هستند و همين امر آنان را از مواهبي كه در اختيار دارند محروم مي سازد.
7- طول امل و محروم بودن از درك حقايق
آرزوهاي دراز همچون سرابي است كه تشنگان را در بيابان زندگي به دنبال خود مي كشاند و تشنه تر مي سازد، بي آنكه به جايي برسند، اين آرزوها چهره واقعيت ها را به گونه اي دروغين نشان مي دهد و انسان به خاطر آنها درك نمي كند كجاست و به كجا مي رود؟ و وظيفه اش در برابر اين سرنوشت چيست؟
از همين رو در حديثي از اميرمؤمنان علي(ع) كه سابقا به آن اشاره كرديم آمده است: «الاماني تعمي عيون البصائر; آرزوهاي دراز ديدگان بصيرت را نابينا مي كند»! (غررالحكم، شماره 1375)
كوتاه سخن اينكه: كسي مي تواند چهره زيباي حقيقت را آن گونه كه هست ببيند و به سرچشمه زلال معرفت برسد كه ديده عقل خود را با حجاب آرزوها نپوشاند و در ميان ابرهاي تيره و تار طول امل قرار نگيرد.
8- طول امل سبب كفران نعمت است
بديهي است آرزوهاي دراز، انسان را به آن چه ندارد و شايد هرگز به آن نمي رسد دلبند مي سازد، به همين دليل آنچه را از نعمت هاي الهي در دست دارد كوچك مي شمرد و نسبت به آن بي اعتناست و اين كفران نعمت، پيامدهاي شومي در دنيا و آخرت براي او دارد.
در حديثي از مولاي متقيان اميرمؤمنان علي(ع) مي خوانيم: «تجنبوا المني فانها تذهب ببهجة نعم الله عندكم، و تلزم استصغارها لديكم، و علي قلة الشكر منكم; از آرزوهاي دراز بپرهيزيد كه زيبايي نعمت هاي الهي را از نظر شما مي برد و آنها را نزد شما كوچك مي كند و به كمي شكر(و كفران نعمت) از سوي شما منتهي مي شود»! (تصنيف الغرر، صفحه 314)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .