رابطه اعتقاد به خدا و اخلاق

سلام آيا اصولا بدون اعتقاد به خداوند اخلاق امكان داره؟

ايمان از مصدر باب افعال و از ريشه آمن"امنيت يافتن" است كه به معناي جايگير شدن اعتقاد در قلب، يا تصديق چيزي با اطمينان و نيز وثوق به چيزي يا كسي است كه هر دو در معنا، مفهوم ايمني در كار است. شخص با ايمان چنان دلگرمي و اطمينان دارد كه هرگز در اعتقاد خويش شك و ترديد نمي كند و به تعبيري از شك و ترديد ايمن است.

اولين اثر ايمان اين است كه پشتوانه اخلاق است، يعني اخلاق كه خود يك سرمايه بزرگ زندگي است بدون ايمان اساس و پايه درستي ندارد. زيربناي همه اصول اخلاقي و منطق همه آنها بلكه سر سلسله همه معنويات، ايمان مذهبي يعني ايمان و اعتقاد به خداست. كرامت، شرافت، تقوا، عفت، امانت، راستي، درستكاري، فداكاري، احسان، صلح و سلم بودن با خلق خدا، طرفداري از عدالت، از حقوق بشر و بالاخره همه اموري كه فضيلت بشري ناميده مي شود و همه افراد و ملت ها آنها را تقديس مي كنند و آنهايي هم كه ندارند تظاهر به داشتن آنها مي كنند،مبتني بر اصل ايمان است، زيرا تمام آنها مغاير با اصل منفعت پرستي است و التزام به هر يك از اينها مستلزم تحمل يك نوع محروميت مادي است.

آدمي بايد دليلي داشته باشد كه رضايت به يك محروميت بدهد و موقعی که رضايت مي دهد كه محروميت را محروميت نداند. اين امر وقتی ميسر است كه به ارزش معنويت پي برده و لذت آن را چشيده باشد. زير بناي هر انديشه معنوي ايمان به خداست. حداقل اثر ايمان به خداوند حکیم اين است كه يك مومن عادي مطمئن مي شود كه كار خوب و صفت خوب در نزد خدا از بين نمي رود: "ان الله لايضيع اجرالمحسنين".

بشر واقعا دو راه بيشتر ندارد يابايد خودپرست و منفعت پرست باشد و به هيچ محروميتي تسليم نشود و يا بايد خداپرست باشد و محروميت هايي را كه به عنوان اخلاق متحمل مي شود محروميت نشمارد. انسانيت و گذشت و احسان اگر بر پايه تقواي الهي نباشد می تواند پرتگاه خطرناكي باشد. قرآن در سوره توبه آيه 109 مي فرمايد؛ آيا آن كس بهتر است كه بناي كار خود را بر تقوا و رضاي خدا قرار داد يا آن كس كه بناي كارخود را بر لب پرتگاهي قرار داده كه زيرآن خالي است و مشرف به سقوط است؟

كسي كه تكيه گاه اخلاق و شخصيتش غير از خدا باشد، مانند اين است كه بر پرتگاه مشرف به سقوط گام بر مي دارد و احتمال سقوط دارد. قرآن در سوره عنكبوت آيه 41مي فرمايد: مثل آنان كه دوستان و سرپرستاني غير خدا انتخاب كرده و به آنها اتكا كرده اند مثل عنكبوت و خانه عنكبوت است، سست ترين خانه ها خانه عنكبوت است. اين آيه ناظر به اين است كه غير خدا را نمي توان تكيه گاه قرار داد، اگر غير خدا تكيه گاه قرار بگيرد سست و بي پايه است. با تقليد و تلقين و ايجاد عادت موقتا مي توان افرادي فداكار و با گذشت تربيت كرد اما اين نوعي اغفال است همه را براي هميشه از راه نادرست نمي توان برد. سوره ابراهيم آيه 27 مي فرمايد: خداوند اهل ايمان را بر سخن حق و درست براي هميشه در دنیا و آخرت ثابت و پابرجا و تزلزل ناپذيرنگه مي دارد.

و همچنين راجع به بي ايماني در سوره ماعون آيه 1-3 مي فرمايد آيا ديدي آن كس را كه دين را دروغ مي داند؟ او همان كس است كه با بي رحمي يتيم را از خود طرد مي كند، عنايتي ندارد به اينكه فقرا سير بشوند، ديگران را به سير كردن گرسنگان و بينوايان وادار نمي كند. این آیات مي خواهد بيان كند آن كه پشت به دين كرده به همه فضيلت ها پشت كرده است، آنكه عاطفه ديني و ايماني را كه مبنا و اساس و پشتوانه و منطق انسانيت است از دست داده انسانيت و عواطف انساني را از دست داده است.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
5 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .