رابطه غذا و شهوت

رابطه بين غذا و شهوات انسان در چيست؟ آيا درست است كه غذاي زياد (هر چند حلال هم باشد) باعث زيادي شهوات انسان مي گردد و انسان را از قرب خداي متعال دور مي كند و باعث تيرگي روح مي شود؟

همانطور که اشاره نموده ايد، يکي از آثار پرخوري، ازدياد شهوت مي باشد و چون خوردن زياد از حد لازم، نتيجه ي پيروي و تبعيت از نفس است، بدون شک موجب تيرگي روح مؤمن گشته و او را از مسير حق باز مي دارد. مسير تکامل نفس انساني از اماره به لوامه و نفس مطمئنه است, بنابراين پرخوري که باعث تحريک شهوت مي شود و بنا به خواست نفس اماره صورت مي گيرد, با سير انسان به سوي نفس مطمئنه در تناقض است و مانع حرکت تکاملي انسان مي شود.
دين مبين اسلام براي پيروان خود در تمام ابعاد حياتشان آموزه هايي دارد که در راستاي اهداف آن است؛ چه در جهات معنوي و چه در جهات مادي زندگي و يکي از اين آموزه ها در آداب مربوط به خوردن وآشاميدن است که روايات فراواني در اين حوزه از حضرات معصومين (عليهم السلام) به دست ما رسيده است. (از جمله اين منابع روايي کتاب وسائل الشيعه جلد 24و25 و کتاب الکافي جلد 6 ابواب الاطعمه والاشربه است).
در رواياتي که به دست ما رسيده است، از پرخوري و در حال سيري غذا خوردن نهي شده است. جهت گيري اين روايت در راستاي تشويق و ترغيب به کم خوري و بر حذر داشتن از پر خوري و شکم بارگي و بيان آثار سوء آن است .
کسي که پرخوري مي کند نمي تواند عبادت را با توجه و حضور انجام دهد و عابد حقيقي نيست؛ زيرا غذاي زياد مانع حضوردر عبادت است و کسي که عابد حقيقي است و مشتاق عبادت است به کمترين مقدار غذا اکتفا مي کند تا در عبادت موفق باشد.
بنا به آنچه در قرآن کريم نيز آمده خوردن از طيبات يعني چيزهاي حلال وپاکيزه با رعايت ضوابط آن از جمله اسراف نکردن بلا مانع است؛ اما نکته اي که تذکر آن لازم است بحث حلال بودن يک چيز و رعايت مسايل اخلاقي و سير سلوک، دو مقوله اند.
بسياري از اعمال که حلال نيز هستند ترک آن براي کسي که مي خواهد به مراحلي از کمال برسد و از شهوات دوري کند لازم است. لذا کسي که ميخواهد تقرب وسير به سوي خداوند داشته باشد تا به نهايت قرب و رضاي خداوند برسد لازم است که از برخي حلالها از جمله از خوردن غذاي زياد و چرب و شيرين اجتناب کند؛ يعني خود را اسير چرب و شيرين دنيا نکند؛ زيرا بنده شکم نمي تواند خود را از هواهاي نفساني برهاند.
البته خوردن غذاي چرب و شيرين در بعضي اوقات براي عارف و سالک هم اشکالي ندارد، ولي نبايد به صورت عادت در آيد، که سبب وابستگي شود.
چنانکه خواندن نوافل نيز واجب نيست، اما براي کسي که مي خواهد به مراحل کمال برسد خواندن آن لازم است.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
11 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .