راه تقويت باورهاي ديني

راههاي عملي تقويت باورهاي ديني چيست؟

از اهتمام شما به مسائل اعتقادي بسيار خوشحاليم و خداوند منّان را بر اين نعمت بزرگ كه به شما ارزاني كرده است شاكريم.
انسان براي اين كه بتواند به اعتقاداتش پايبند باشد و به ارتقاء آنها بپردازد لازم است كه ايمان و دين خود را در ابعاد شناختي، رفتاري ، عاطفي و انگيزشي تقويت نمايد. البته اين ابعاد به نحوي با يكديگر مرتبط بوده و با هم تعامل دارند. مثلا هر چه شناخت انسان به خدا و به دين قوي باشد، انگيزه انسان تقويت شده و رفتار هاي مثبت بيشتري از او سر ميزند و از طرف ديگر هرچه رفتارهاي مثبت بيشتري انجام دهد زمينه رشد شناختي و انگيزشي او نيز بالا مي‌رود. ازسوي ديگر عواطف مثبت انسان نيز مي تواند در افزايش انگيزه ودر نتيجه استمرار رفتارهاي ديني تاثير گذاشته و باعث گردد انسان ، سرعت بيشتري در طي مسير معنوي و ارتقاء باورهاي ديني داشته باشد.
از جمله اموري كه مي تواند به باورها و اعتقادات انسان، رشد و تعالي دهد عبارتند از:
1. فعاليّت علمي:
- افزايش شناخت وآگاهي نسبت به دين و اعتقادات:
رشد و تعالي عملي اعتقادات و باورهاي ديني، محصول شناخت صحيح و آگاهانه از معارف و حقايق ديني است. هر چه انسان بتواند مطالعات ديني خود را بالا برده و با برهان و استدلال عقلي، اصول دين را براي خود اثبات نمايد، به همان ميزان احتمال انحراف او در عمل كاهش خواهد يافت. لذا لازم است انسان قبل از ورود به وادي عمل و طي مسير، شناخت جامع و كاملي از راه داشته باشد تا موانع بر سر راه را به راحتي پشت سر گذاشته و به مقصود برسد. از اين رو توصيه مي شود كه اولا يك برنامه مطالعاتي براي خود تنظيم نموده و سعي كنيد در حوزه هاي ذيل مطالعه و سطح آگاهي خود را افزايش دهيد:
اعتقادي و انديشه اي, اخلاق اسلامي, زندگي, سياسي و اجتماعي, تاريخ و تمدن اسلامي, متون ديني ( كه در پايان، كتب قابل استفاده در اين زمينه را به عنوان نمونه معرفي خواهيم كرد).
ثانيا در صورتي كه در مورد عقايد دچار شك و شبهه شُديد، در شك باقي نمانيد؛ بلكه سعي كنيد از طريق تحقيق ، مطالعه، مراجعه به متخصص ديني و يا ارتباط با ما آن را برطرف نماييد.
- تقويت محبت الهي در دل:
اگر انسان بتواند لذت متعالي يعني لذت محبت الهي را بچشد، انگيزه او براي بدست آوردن لذت‌هاي معنوي كه همان رسيدن به اعتقاد و ايمان كامل مي باشد، تقويت مي‌شود. عواملي از قبيل تفكر در نعمت هاي الهي، تأمل و تدبر در آيات الهي، درد دل با خدا، شركت در مراسم مناجات و ادعيه و دقت در معاني آنها، خواندن داستان اولياء الله، خاطرات شهداء، داشتن حضور قلب در عبادت و... ، در تقويت محبت الهي و ايمان مؤثرند.
2. فعاليّت عملي:
افزايش و ارتقاء يافتن بينش و باورهاي ديني در گرو عمل به دستورات و فرامين الهي است. امام باقر (ع) مي فرمايند: (من عمل بما يعلم علّمه الله ما لم يعلم – كسي كه به علم و دانايي اش عمل كند، خداوند آنچه را كه نمي داند به او مي آموزد. بحارالانوار ج 75 ص 189). در نتيجه انجام وظايف بندگي، راه اصلي در رسيدن به مقصود و افزايش سطح آگاهي و اعتقادات ديني است. البته توجه به اين نكته ضروري است كه عمل به وظايف نبايد شما را از تفكر و مطالعه در معارف و اعتقادات باز دارد و يكي را بر ديگري ترجيج دهيد. چرا كه خداوند عالم را با اسباب اداره كرده و عمل به وظايف و مطالعه و تفكر پيرامون اعتقادات دو سبب از اسباب تقويت باورهاي ديني است كه در طول يكديگر قرار دارند.
- مبارزه با ريشه هاي گناه:
شناسايي ريشه گناه و از بين بردن آن خطر انحراف را شديداً كاهش داده و زمينه ارتقاء بينش و اعتقادات را فراهم مي كند. بذر معارف و باورهاي ديني در زميني به خوبي رشد و نموّ مي يابد كه خالي از هرگونه ناپاكي و ميكروب باشد. شرط رسيدن به ايمان كامل و افزايش بينش و باور ديني در وجود انسان، پاكي روح و نفس آدمي از گناه و معصيت است. هر چه انسان از خطا و لغزش دورتر باشد، بذر معارف در وجودش سريعتر به ريشه خواهد نشست و ساقه اعتقاداتش تنومندتر خواهد شد و در نتيجه ميوه اي شيرين تر و آبدارتري از اين درخت خواهد چيد.
براي پاكسازي از گناه، ريشه اي ترين كار مبارزه با خواستگاه و زمينه هاي نفساني آن( مانند حب دنيا، حب جاه، تكبّر، حسادت، غرور و...) است. براي مثال آدم حسود ، هميشه در معرض غيبت، تهمت ، آسيب رساندن به محسود و انواعي از گناهان است و آدم بخيل توان انجام واجبات مالي و كمك رساني به ديگران را ندارد، اين شخص اگر بخواهد گناه نكند ، اساسي ترين راه اين است كه با خير خواهي كه ضد حسد است و تحصيل سخاوت كه ضد بخل است، ريشه گناه را از دل خود بيرون نمايد و خويش را از خطر شرك و خود خواهي برهاند. ( در اين زمينه مي توانيد به كتاب معراج السعاده و كتاب اخلاق مرحوم شبّر مراجعه نماييد در اين دو كتاب روش‌هاي جالبي براي از بين بردن رذايل اخلاقي ذكر شده است).
- مبارزه با عادت هايي كه مانع رشد انسان و عمل هستند:
برخي عادتها در انسان مانع حركت او در جاده ايمان تلقي مي شوند (هر چند ممكن است حرام نباشند). به عنوان مثال كسي كه به پرخوري ، پرخوابي و پر گويي عادت نموده است ، قادر نخواهد بود به انجام وظايف واجب و مستحب خود اقدام كند . عادتهاي مذموم در برخي موارد حتّي زمينه انجام گناه و تخلف از بندگي حق تعالي را در انسان فراهم مي كنند و باعث تضعيف ايمان در او مي شوند.
- مبارزه مستقيم با خود گناه و ترك و جبران آنها:
علاوه بر مبارزه با زمينه هاي گناه، مبارزه مستقيم با گناه و ترك و جبران آن از طريق توبه، در تقويت ايمان و رهايي از ظلمت نقش بسزايي دارد.
- انجام وظايف واجب شرعي :
همانطور كه گفتيم يكي از مراحل بسيار مهم و سرنوشت ساز در تقويت ايمان ، انجام وظايف واجب و اطاعت از فرامين خداوند است . اين مرحله كه در عرفان اسلامي از آن به قرب فرايض تعبير مي كنند، در نهايت به حصول ملكه تقوي و بهره مندي از آثار و ارزشهاي ناشي از آن، مي انجامد. و همين ملكه مي‌تواند انسان را از انجام بسياري از گناهان و انحرافات باز دارد.
- انجام نوافل و مستحبات:
نهايي ترين مرحله در جاده ايمان و كسب باورهاي ناب كه به محبت و عشق الهي مي انجامد، مرحله انجام مستحبات و نوافل است ، مرحله اي كه عرفا از آن تحت عنوان قرب نوافل و راه عشق تعبير مي كنند. قرب نوافل، پاياني ترين مقصد دين و موثر ترين راه نزديكي انسان به خداي و كسب مقام ولايت و خلافت الهي است.
- توجه به نيازهاي طبيعي و سعي در ارضاي صحيح آنها قبل از اينكه به انحراف كشيده ‌شوند:
به عنوان نمونه يكي از نيازهاي طبيعي انسان نياز جنسي است كه توجه نكردن و ارضا نكردن آن به نحوصحيح، ممكن است زمينه انحراف را فراهم كند. از اين‌رو، بهتر است انسان در صورت نياز و داشتن توان، بدون هيچ درنگي با انتخاب فردي مناسب و با ايمان اين سنت حسنه را به جاي آورد.
اسلام با در نظر گرفتن نيازهاى واقعى و طبيعى انسان از يك سو و با عنايت به مصالح فرد و اجتماع از سوي ديگر, ازدواج را به عنوان بهترين راه و مناسب ترين شيوه برگزيد. اسلام, آدمى را از تنهايى و تجرد نهى مى كند و براى تأمين و ارضاى غريزه جنسى او, ازدواج را راه كار عملى مى داند و حتى در مواردى كه خطر انحراف و فساد وجود دارد, ازدواج را بر او واجب و ضرورى مى داند. در اهميت ازدواج كه پيامبر اسلام(ص) فرمود:«من تزوّج احرز نصف دينه»: كسى كه ازدواج كند نيمى از دين خود را حفظ كرده است(اصول كافى, ج5, ص328, حديث2) و نيز فرمود: «النكاح سنتى فمن رغب عن سنتى فليس منى»( بحارالانوار, ج103, ص220) ازدواج سنت من است, پس هركس از سنت من روى گردان شود از من نيست.) وقتى كه غريزه جنسى از راه صحيح و شرعى ارضا شود و روح پر اضطراب انسان اعتدال و آرامش يابد, حقايق هستي را بهتر درك مى كند و به سوى دين و سعادت و درك مفاهيم والاي ديني, گام هاى بزرگ ترى برمى دارد.
- پرهيز از مجالست و همنشينى با اهل دنيا و دور از معنويت:
از جمله عواملي ديگري كه مي تواند به حفظ و ارتقاء ايمان وعقايد ديني كمك كند؛ پرهيز از دوستان منحرف و ناباب است. رسول اكرم(ص) مي فرمايند: «به خاطر برخورد با اهل دنيا قلبم زنگار گرفته و مكدر مى‏شود و براى جبران آن روزى هفتاد مرتبه استغفار مى‏كنم». خداوند نيز در سوره «نجم آيه 29»مى‏فرمايد: «فاعرض عن من تولى عن ذكرنا و لم يرد الا الحيوه الدنيا -پس از كسانى كه از ياد ما روى گرداندند و جز زندگى دنيا را نخواستند اعراض كن و روى بگردان». از امام سجاد نيز(ع) روايت شده است: «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طريق و هم الكذاب والفاسق والبخيل والاحمق والقاطع لرحمه؛ حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است».
- حضور در مجالس ذكر اهل بيت, سخنراني, درس اخلاق و مراسم مذهبي و استمداد از حضرات معصومين (ع) مي تواند به صفاي باطن شما براي درك صحيح اعتقادات كمك نمايد.
- محاسبه نفس:
از جمله عوامل بسيار مهمي كه مي تواند در جلوگيري از انحراف و در نتيجه ارتقاء ايمان، نقش موثري ايفاد كند محاسبه نفس است. اگر بتوانيد درهر روز، چند دقيقه وقت گذاشته و اعمال و كردار خود را مورد بازنگري قرار دهيد؛ متوجه خواهيد شد كه كجاي كاريد. در اين صورت اگر ببينيد كه از جاده اصلي منحرف شده ايد، زودتر مي توانيد به مسير اصلي بازگشت كنيد.
- ياد مرگ:
يكى ديگر از كارهايي كه در ارتقاء باورها بسيار مؤثر است و همچنين انسان را از گناه و معاصي دور مي كند، تفكر در مرگ مي باشد. اگر انسان با اين واقعيت انس بگيرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد. قال اميرالمؤمنين على(ع): «اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات؛ ياد كنيد (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تيره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدايى‏ها را»، (الغرر والدرر، باب الموت، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 2، ص 159).
ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مى‏دارد آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اولاً اين فكر موقتي نباشد بلكه در ايام خاصي استمرار داشته باشد ثانيا در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه كه اين فكر در مرگ، با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است. يكى از كيفيت‏هاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شيرينى‏ها وداع مى‏كند و... همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگريد.
- پرهيز از لقمه حرام:
از جمله عوامل بسيار مهمي كه باعث هلاكت و بدبخت شدن انسان مي‌شود، لقمه حرام است.
كم نبودند كساني كه ابتدا خوب بودند، ولي به خاطر لقمة حرام به دره ّهاي شقاوت و فضاحت پرت شدند. لذا لازم است به اين مساله توجه نموده و غافل نشويم. براي لقمه حرام در روايات آثارمتعددي بيان شده است از جمله: عدم استجابت دعاها، عدم قبولي نماز، پذيرفته نشدن اعمال صالح، عدم استشمام بوي بهشت، تضعيف ايمان و اعتقادات، اخراج از صيانت الهي، كاهش رزق حلال، خروج از ولايت پيامبر (ص) و اهل بيت او (ع)، حسرت در روز قيامت، لعن ملائكه، كوردلي. در مقابل لقمه حلال هر چند رنگين نباشد، موجب نورانيت دل و استجابت دعا و آمرزش و حفاظت الهي مي‏گردد، ( ميزان‏الحكمه، ج 2 ، ص480)
- تامل و تفكر در مورد عاقبت مجرمان، مفسدان و مكذبان:
براي اين كه انگيزه انسان در مسير دينداري تقويت شده و از انحراف دوري نمايد، مناسب است كه در مورد عاقبت مجرمان، گناهكاران و كافران انديشه نموده و عبرت گيرد.
وقتي انسان در عاقبت مجرمان و گنهكاران انديشه مي كند، پرده هاي غفلت تدريجا از جلوي چشمش كنار مي روند و انسان از عاقبت كارهاي خود درصورتي كه گناهكارباشد آگاهي مي يابد و همين مساله عاملي براي دوري از انحراف و تقويت ايمان و اعتقادات مي شود.

در اينجا چند نمونه از كتب اعتقادي و اخلاقي كه در بالا بردن سطح آگاهي شما مؤثر مي باشد را براي مطالعه و تحقيق بيشتر معرفي مي كنيم:
الف- كتب اخلاقي
- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى
- سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى
- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى
- گناهان كبيره، شهيد دستغيب
- نامه‏ها و برنامه‏ها، حسن زاده آملى
- نقطه‏هاى آغاز در اخلاق عملى، مهدوى كنى.
- ترجمه المراقبات، مرحوم ملكى تبريزى
- گام‏هاى آغازين در اخلاق عملى، مهدوى كنى
- معراج السعاده، احمد نراقى
- منازل الاخره، شيخ عباس قمى
- تقوا، شهيد عبدالحسين دستغيب.
ب- كتب اعتقادي
- جهان‏بينى اسلامى، شهيد مطهرى
- 50 درس اصول عقايد براي جوانان، آيت الله مكارم شيرازي
- نبوت ، حجه السلام والمسلمين قرائتي
- شيعه در اسلام، علامه طباطبائي
- آموزش عقايد، آيت الله مصباح
- مجموعه آثار شهيد مطهري(ره)از جلد 1 تا 4. ( بهتر است ابتدا ج 4 بعد جلد 3 و جلد 2 و جلد 1 مطالعه شود. )
- سيماي عقايد شيعه، آيت الله سبحاني
- 665 پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبائي
- دورة چند جلدي معارف قرآن، آيت الله مصباح

دیدگاه ها

باسلام
از هر کی میتونه کمک میخوام ،دارم دیونه میشم من آدمی بودم که تو تمام کارام توکل داشتم با تمام وجودم خدام را احساس میکردم هرکسی دعایی داشت به من میگفت دعا کن،ازدواج کردم وخدا یک همسر فوق العاده بهم داد،ولی پارسال که دخترم به دنیا اومد با یک مشکل مادرزادی انگار تمام دنیا برگشت وتمام زندگیم نابود شد که همراهش اعتقاداتمم نابود کرد شما را به خدا قسم اگه کسی راهی میدونه که ازین سیاهی بیام بیرون کمکم کنه خواهش میکنم کمکم کنید

دوست عزیز :شاید مطالعه متن زیر برای شما مفید باد.

1ـ بلا در لغت يعني امتحان؛ و هيچ انساني نيست كه بلا نداشته باشد ؛ لكن بلا گاه از سنخ مشكلات است و گاه ازسنخ آسايش و راحتي ؛ و البته دانايان بهتر مي دانند كه بلاي نوع دوم بسيار سختتر و خطرناكتر از نوع اوّل است.
طبق منطق قرآن كريم ، دنيا فقط و فقط جاي تكليف و امتحان مي باشد ؛ و جز تكليف و امتحان در آن چيزي نيست. دنيا سراسر دار امتحان است و هر انساني كه در آن وارد شود فقط و فقط براي امتحان مي باشد ؛ و هر منظور ديگري نيز در ميان باشد همگي در زير چتر تكليف و امتحان قرار مي گيرد. لكن خيلي ها معني امتحان را نمي دانند و خيال مي كنند كه امتحان فقط با سختيها و مصيبتهاست.در حالي كه چنين نيست. خداوند متعال مي فرمايد: « امّا انسان هنگامى كه پروردگارش او را براى آزمايش، اِكرام مى‏كند و نعمت مى‏بخشد مى‏گويد: «پروردگارم مرا گرامى داشته است. و امّا هنگامى كه براى امتحان، روزيش را بر او تنگ مى‏گيرد مى‏گويد:«پروردگارم مرا خوار كرده است.». چنان نيست كه شما مى‏پنداريد؛ شما يتيمان را گرامى نمى‏داريد. و يكديگر را بر اطعام مستمندان تشويق نمى‏كنيد. و ميراث را (از راه مشروع و نامشروع) جمع كرده مى‏خوريد. و مال و ثروت را بسيار دوست داريد. چنان نيست كه آنها مى‏پندارند. در آن هنگام كه زمين سخت در هم كوبيده شود. و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند. و در آن روز جهنم را حاضر مى‏كنند؛ (آرى) در آن روز انسان متذكّر مى‏شود؛ امّا اين تذكّر چه سودى براى او دارد؟! » (الفجر:15 ـ 23)
بنا بر اين ، همان گونه كه مرگ عزيزان ، فقر ، بيماري ، نقص عضو و امثال اين امور ، امتحان خدا هستند ، زنده بودن عزيزان ، ثروت ، سلامتي ، داشتن اعضاي سالم و امثال آنها نيز امتحان الهي اند. و چه بسا كساني كه در امتحانات قسم دوم مردود مي شوند تعدادشان بيشتر از كساني باشد كه در امتحانات قسم اوّل مردود مي شوند. در امتحانات قسم اوّل بسياري از افراد متوجّه خدا شده و از او مدد مي جويند ولي در قسم دوم كمتر كسي هست كه خدا را ياد كرده و شكر نعمت او كند. لذا خداوند متعال مي فرمايد:« وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ . ـــ و عدّه ي كمي از بندگان من شكرگزارند» (سبأ:13) ؛ و فرمود: « و او همان كسى است كه شب و روز را جانشين يكديگر قرار داد براى كسى كه بخواهد متذكّر شود يا شكرگزارى كند»(الفرقان:62) . واقعاً چند نفر در عالم وجود دارند كه خدا را به خاطر آفريدن شب و روز و خورشيد و ماه شكر كنند؟ يا هر بار كه والدين خود را مي بينند خدا را ياد كرده و شكر گزار او باشند؟ در حالي كه همه ي اينها نعمت خدا هستند و وظيفه ي آدمي اين است كه در برابر نعمت ، شكر گزار باشد.
2ـ بلايايي كه از نوع سختي هستند ، در عين اينكه زير چتر عنوان كلّي امتحان قرار مي گيرند ، بسته به افراد ، اغراض خاصّي نيز دارند. حضرت على عليه السّلام فرمودند: « إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَة ـــــــــ بلا و گرفتارى براى ستمگر ادب است ، و براى مؤمن امتحان ، و براى پيامبران درجه و براى اولياء كرامت مي باشد.» (بحار الأنوار ، ج‏64 ،ص235)
يعني خداوند متعال با مصائب و بلايا ستمگران را مجازات مي كند تا شايد ادب شوند و از ظلم خود باز گردند. مؤمنان را گرفتار بلايا مي كند تا به معناي خاصّ كلمه امتحانشان نمايد ؛ و امتحان نيز براي شكوفا ساختن استعدادهاي الهي است. امّا انبياء كه ظلمي ندارند و استعدادات الهي آنها نيز شكوفاست ، به سبب بلايا ، اوصاف كمال موجودشان قويتر و شديدتر مي گردد ؛ لذا بلا براي آن بزرگواران موجب ارتقاء درجه است. بر همين اساس بود كه خداوند متعال حضرت ابراهيم را در انواع سختي ها قرار داد تا به مقام امامت نائل گردد. « وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ ــــــ و (به خاطر آوريد) هنگامى را كه خداوند، ابراهيم را با امور گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده ي اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من نيز » خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد.» (البقرة:124)
امّا براي اولياء الهي ، بلا و گرفتاري نشان بزرگواري آنهاست ؛ يعني موجب مي شود كه بزرگواري آنها ظهور خارجي يابد و مردم ، بزرگواري و عظمت روحي آنها را در بلايا مشاهده نمايند ؛ يا گرفتاري در بلاياي عظيم نشان مي دهد كه آنها مورد توجّه خاصّ خدا هستند ؛ چرا كه در پيشگاه خداوند متعال هر كه مقرّبتر است ، جام بلا بيشترش مي دهند.
امام صادق (ع) خطاب به سدير صيرفي فرمودند: « إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً وَ إِنَّا وَ إِيَّاكُمْ يَا سَدِيرُ لَنُصْبِحُ بِهِ وَ نُمْسِي‏ ـــــــ چون خدا بنده‏اى را دوست بدارد او را به يكباره در بلا فرو برد. و اى سدير! ما و شماها با بلا صبح و شب مي كنيم.» (بحار الأنوار ، ج‏64 ،ص208 )
و فرمودند: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِي الْأَرْضِ مِنْ خَالِصِ عِبَادِهِ مَا يُنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ تُحْفَةً إِلَى الْأَرْضِ إِلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إِلَى غَيْرِهِمْ وَ لَا بَلِيَّةً إِلَّا صَرَفَهَا إِلَيْهِم‏ ــــــــ خدا عزّ و جلّ را در روى زمين بنده‏هايي پاك و خالص است كه از آسمان تحفه اي به زمين فرود نيايد جز كه خدا آن را از آن بندگان بگرداند به ديگرى، و بلايي نيايد جز اينكه آن را به سوى ايشان بگرداند. » (بحار الأنوار ، ج‏64 ،ص 207 )
رسول خدا (ص) فرمودند: « إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ خَيْراً ابْتَلَاهُم‏ ــــ چون خدا بر قومي خيري خواهد آنان را در بلا افكند. » (بحار الأنوار ، ج‏64 ،ص236)
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله فرمودند:« لَا يَزَالُ الْبَلَاءُ فِي الْمُؤْمِنِ وَ الْمُؤْمِنَةِ فِي جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وُلْدِهِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ وَ مَا عَلَيْهِ مِنْ خَطِيئَة ـــــــ مصيبت و گرفتارى همواره گريبان مرد و زن مؤمن را مى‏گيرد و آنها در مال و يا بدن خود نقصان مشاهده مى‏كنند و يا فرزندان خود را از دست مى‏دهند و اينها براى اين است كه هر گاه در محضر پروردگار حاضر شدند گناهى نداشته باشند.
» (بحارالأنوار ، ج‏64 ،ص236 )
امام صادق عليه السّلام فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيَتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِي جَسَدِهِ أَوْ بِمُصِيبَةٍ فِي أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِيبَةٍ مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْيَا لِيَأْجُرَهُ عَلَيْهَا ـــــــــ خداوند متعال مؤمن را به مصيبت و بلاء گرفتار مى‏كند و او را به بيمارى در بدن مبتلا مى‏سازد و يا در مصيبت اهل و فرزند قرار مى‏دهد و يا يكى از مصيبت‏هاى دنيا را متوجه او مى‏كند تا او را پاداش دهد. » ( بحار الأنوار ، ج‏64، ص 237)
عَنْ و فرمودند: إِنَّ فِي الْجَنَّةِ لَمَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا الْعَبْدُ إِلَّا بِبَلَاءٍ فِي جَسَدِه‏ ــــــــ در بهشت مقامى هست كه هيچ كس به آن جايگاه نمى‏رسد مگر اينكه در بدن خود ناراحتى و گرفتارى داشته باشد. ( بحار الأنوار ، ج‏64، ص 237)
رسول خدا فرمودند: « لَا تَكُونُ مُؤْمِناً حَتَّى تَعُدَّ الْبَلَاءَ نِعْمَةً وَ الرَّخَاءَ مِحْنَةً لِأَنَّ بَلَاءَ الدُّنْيَا نِعْمَةٌ فِي الْآخِرَةِ وَ رَخَاءَ الدُّنْيَا مِحْنَةٌ فِي الْآخِرَة ــــــــ مؤمن بايد بلاء را نعمت بداند، و نعمت را بلاء زيرا گرفتارى دنيا نعمت آخرت مى‏آورد و نعمت دنيا مصائب و گرفتارى‏ها را در آخرت مى‏آورد » (بحار الأنوار ، ج‏64 ،ص237 )
حاصل كلام آنكه: گاه بلايا و مصائب براي مجازات مي باشند ؛ گاه كفّاره ي گناهان هستند ؛ گاه امتحانند ؛ گاه موجب حصول شرط برخي كمالات مي باشند ؛ گاه براي ارتقاء درجه اند و گاه نيز براي آن هستند كه كمالات اولياء براي مردم ظاهر گردد. لذا مثلاً اگر واقعه ي كربلا رخ نمي داد ، كرامات و عظمتهاي شهدا و اسراي كربلا هيچگاه براي اهل دنيا ظاهر نمي گشت و چنين الگوي بي نظري براي اهل دنيا باقي نمي ماند.
امّا در عين اينكه اين اغراض خاصّ بر بلايا مترتّب است ، همگي آنها زير چتر عنوان كلّي امتحان به معني اعمّ نيز قرار مي گيرند. چون اصل واژه امتحان ، به معني آزمودن براي اظهار كمال و خلوص مي باشد.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
2 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .