روش و هدف تفکر از ديدگاه اسلام

به طور كلى جايگاه فكر (چه خوب چه بد) در اسلام چيست و چه تأثيراتي در زندگي وسعادت فرد دارد؟

حضرت امام خميني (رحمه الله) در تعريف تفكر ابتدا به همان تعريف كلي و منطقي آن اشاره مي كنند و تفكر را فرايندي مي دانند كه در طي آن سلسله اي از امور معلوم و مشخص در كنار هم قرار مي گيرند تا امري مجهول را، واضح و روشن سازند(شرح چهل حديث، ص، 191)كه اين همان تعريف حكمايي چون ابن سينا است.
اما براي تعريف اخلاقي آن، تعبير خواجه عبدالله انصاري را بهترين تعبير معرفي مي كنند:
خواجه عبدالله انصاري قدس سره مي گويد: تفكر جستجو نمودن «بصيرت» است - كه چشم قلب است- برا ي رسيدن به مقصود نتيجه، كه غايت كمال، آن است و معلوم است مقصد و مقصود، سعادت مطلقه است كه به كمال علمي و عملي حاصل آيد.( آداب الصلوه، ص 204.)
بنابراين حضرت امام (رحمه الله) با اعراض از تعريف منطقي، انديشيدن در هر موضوعي را تفكر ممدوح و سفارش شده نمي دانند؛ بلكه مطلوب و هدف انديشه بايد امري شايسته و مفيد و در پي يافتن راهكارهاي علمي و عملي در جهت كسب سعادت دنيا و آخرت باشد.
به طور کلي سيستم اطلاعات هر شاخه اي از علوم و اطلاعات چه بشري و چه الهي به صورت هرمي است و در حالت هرمي اطلاعات دو نوع اطلاعات دامنه اي و قله اي وجود دارد.
در اسلام به عنوان يک مکتب الهي نيز دو نوع اطلاعات داريم. 1- اطلاعات جزئي که در دامنه هرم قرار مي گيرند و بيشتر از جنبه هاي تاکتيکي و يا تکنيکي برخوردارند. 2- اطلاعات کلي که در راس هرم جايگاه دارند و قانون و انديشه استراتژيکي مسلط و کلي حاکم بر تمامي اطلاعات اعتقادي, اخلاقي و عملي را بيان مي کنند.
با اين مقدمه به ذکر نکاتي براي تبيين دقيق چيستي تفکر مي ردازيم:
نکته1- اين دو نوع اطلاعات و علم روي هم سيستم اطلاعاتي کامل و جامعي را به صورت يک مکتب سازنده انسان و جامعه و داراي استراتژي و تاکتيک و تکنيک ارايه مي دهند.
2- اطلاعات جزئي در علوم ديني بسيار فراگير و در دسترس است و بيشتر کساني که سخن مي گويند و مي نويسند از اين اطلاعات بهره دارند اما اطلاعات کلي و هرمي به راحتي بدست نمي آيد.
3- تا کسي به راس هرم و انديشه کلي يک مکتب و دين اشراف نيابد, نمي توان او را انديشمند و متفکر آن مکتب و دين عنوان کرد, زيرا چنين شخصي نمي توند ادعا کند که به صورت سيستيم راهبرد اين مکتب را براي انسان و جامعه مي داند و نمي تواند در موضع رهبري جامعه قرار بگيرد.
4- تفکر راهي است که انسان فرهيخته و باسواد و تحصيل کرده و مطلع براي پي بردن به راس قله انديشه مکتب و دين از درون خود طي مي کند و با رسيدن به راس قله در جايگاه عالم و متفکر مي نشيند.
5- بنابراين تعريف منطقي از تفکر که گفته مي شود: تفکر جمع کردن اطلاعات جزئي دانسته شده براي پي بردن و کشف مجهول است, صحيح است ولي بايد اشاره شود که اين مجهول چيست تا حرکت فکري انسان مبهم نباشد و بداند به دنبال چه مقصدي حرکت مي کند.
6- انديشه کلي اسلام توحيد است و يک انديشمند و عالم ديني حتما بايد با آشنا شدن با اطلاعات و علوم ديني روح توحيد را در آنها کشف نمايد و بداند و برسد به اين نکته که راس هرم اطلاعات ديني و هدف تمامي اخلاق و احکام عملي اسلام و ساير اديان رسيدن به عبوديت و بندگي خدا و يکتابيني و يکتا پرستي است.
7- آنچه در آيات و روايات در زمينه تفکر وارد شده است نيز به درک صحيح توحيد مي انجامد و دعوت به تفکر با اين هدف انجام شده است.

جايگاه تفكر در قرآن:
در قرآن كريم آيات متعددي وجود دارد كه انسان ها را به انديشه و تعقل فراخوانده است.
و در بسياري از آيات خود، متفكران، انديشه وران و آنان كه در مقام فهم واقعيات و شكل گيري از آن واقعيات هستند را به بهترين صورت، تمجيد كرده است و آنان را كه از حقيقت گريزانند، سخت مورد نكوهش قرار داده است.
از جمله محورهاي اساسي كه قرآن انسان را به تفكر در مورد آنها تشويق مي كند، عبارتند از:
1-تفكر در جهان خلقت
«ان في خلق السموات والارض و اختلاف الليل و النهار لآيات لاولي الالباب ---همانا در خلقت آسمان ها و زمين و رفت وآمد شب و روز، نشانه هايي از (حكمت) است براي خردمنداني كه بينديشند. »( آل عمران:190 )
2-تفكر در احكام و آيات الهي
«كذلك يبين الله لكم الآيات لعلكم تتفكرون ---خداوند آياتش را به روشني بيان مي كند، باشد كه شما درآن تفكر و تعقل كنيد. »( بقره:219)
3-تفكر در تحولات تاريخي
اطلاع از تحولات ملت هاي گذشته و انگيزه ها و عواملي كه باعث پيشرفت يا عقب ماندگي آنان شده، عقل انساني را پرورش مي دهد، لذا قرآن سفارش مي كند:
«قل سيروا في الارض ثم انظروا كيف كان عاقبه المكذبين ---بگو: روي زمين گردش كنيد؛ سپس بنگريد سرانجام تكذيب كنندگان آيات الهي چه شد؟!»( انعام:11)
تفكر از منظر روايات:
در روايات معصومين (ع) و سخنان گهربار ايشان، مطالب بسيار ارزشمندي در باب تفكر بيان شده است.
1-فضيلت تفكر در روايات
امام صادق(ع) مي فرمايند:«بيشترين عبادت ابوذر، تفكر و عبرت گرفتن بود.»( خصال،ص 42)
امير مؤمنان (ع) نيز يكي از خصوصيات بارز مؤمن را تفكر او در جوانب كارها مي داند:
«المؤمن ... مغمور بفكرته--- مؤمن در افكار خويش غوطه ور است. » ( نهج البلاغه،ص 533، حكمت 333)
و در جايي ديگر شأن و منزلت عقل به عنوان قوه تفكر را بيشتر از دين و حيا مي دانند:
جبرئيل بر آدم (ع) وارد شد و گفت: اي آدم! من مأمور شدم كه تو را بين سه چيز اختيار دهم تا يكي از آن سه چيز را انتخاب كني و دو تا را رها كني و آن سه چيز، عقل حيا و دين است. آدم(ع) گفت: من عقل را اختيار كردم. جبرئيل به حيا و دين گفت: برخيزيد و عقل را واگذاريد، آن دو گفتند: اي جبرئيل! ما مأمور شديم با عقل باشيم هر كجا باشد،گفت: پس شما به همراه عقل باشيد و خود عروج كرد و به آسمان رفت.( الكافي، ج1،ص 10،ح2)
اين حديث نوراني بيانگر آن است كه هر كجا عقل باشد، حيا (دوري از گناه) و دينداري و عبادت نيز هست، اما در عبادت و دينداري، ممكن است تعقل نباشد، در حالي كه ارزش هر عبادت و ديانتي به ميزان عقل فرد است.
2-اشاره به موضوع تفكر در روايات
در قبل اشاره شد كه هر تفكري ممدوح و پسنديده نيست، بلكه ارزش تفكر به موضوع آن و نتايج حاصل از آن است . علاوه بر كتاب آسماني ما كه بسياري از موضوعات تفكر را در پيش روي انسان قرار مي دهد، روايات معصومين(ع)نيز دراين زمينه نقش بسزايي دارند؛ از آن جمله:
امير مؤمنان (ع) مي فرمايند:«لاعباده كالتفكر في صنعه الله ---هيچ عبادتي مانند تفكر و مطالعه در مصنوعات (آفريده هاي ) الهي نيست. » ( بحارالانوار،ج1،ص 88، ح13)
امام صادق(ع) با فضيلت ترين تفكر را، تفكر در اسما و صفات خدا مي دانند، نه در چگونگي ذات او:«افضل العباده إدمان التفكر في الله و في قدرته---بهترين عبادت تفكر و انديشه در بزرگي خدا و اسما و صفات او و بزرگي او است. » ( الكافي،ج2، ص 55، ح3)
از امام صادق(ع) درباره حديث «يك ساعت تفكر، از عبادت يك شب بهتر است .» سؤال و توضيح خواسته شد، ايشان فرمودند:«يمر بالخربه او بالدار فيقول: اين ساكنوك؛ اين بانوك، ما لك لا تتكلمين( معناي اين تفكر يعني اينكه) اگر از ويرانه يا خانه اي عبور كرد، بگويد: آنان كه در تو ساكن بودند، آنان كه تو را ساختند، كجايند؟ تو را چه مي شود؟ چرا سخن نمي گويي؟!» (همان،ص 54، ح2)
3-نتايج تفكر در روايات
امير المؤمنين (ع) مي فرمايند:«التفكر يدعو إلي البر و العمل به---انديشه وفكر، انسان را به نيكويي و عمل به آن مي كشاند. »؛ (الكافي،ج2، ص 55، ح5)
در نتيجه؛ هر فكري سازنده نيست و سعادت انسان را تأمين نمي كند ؛ بلكه تنها انديشه اي كه انسان را به قرب الهي برساند ، سعادت او را فراهم مي كند و عبادت است.
با تفكر صحيح است كه انسان از خواب غفلت بيدار مي شود و تفكر صحيح است كه سعادت انسان را تضمين مي كند. اميرالمؤمنان علي (عليه السلام) فرمودند: «نبه بالتفكر قلبك؛ دل خود را با انديشه، آگاه نما» (نقل از كتاب شريف چهل حديث امام خميني، رضوان الله تعالي عليه، ص 189)
هرمقدار كه تفكر راهگشائي بيشتري داشته باشد ثواب بيشتري دارد بنابراين تفكر، داراي درجات ومراتبي است كه هرمرتبه اي كه بالاتر است ثواب بيشتري دارد گاهي يك لحظه تفكر يك هفته انسان را جلو مي اندازد گاهي يك ماه، گاهي يكسال وگاهي يك عمر.هرچه عميق تر باشد حركت وپيشرفت بيشتري بوجود مي آورد.
مراتب تفكر سازنده:
1- تفكر در حق و اسماء و صفات خالق هستي
2- تفكر در مخلوقات خداوند
3- تفكر در اعمال و رفتار خود و محاسبه نفس:
مرحوم ملا احمد نراقي (رحمةالله عليه) در باب كيفيت تفكر در اعمال و رفتار خود مي فرمايند: «آدمي در هر شبانه روزي ساعتي به تفكر كار خود بيفتد و اخلاق باطنيه و اعمال ظاهريه خود را تفحص كند و احوال دل و جوارح خود را تجسس نمايد. لوح دل را در مقابل خود نهاده آن را ملاحظه كند و دفتر شبانه خود را گشوده، سر تا پاي آن را مطالعه فرمايد.» (معراج السعادة، ص 120 به بعد)
ايشان در ادامه توضيح مي دهند كه اگر ديدي در طول روز، به دستورات خداوند عمل كرده، از معصيت ها و گناهان اجتناب كرده اي، حمد و سپاس الهي را بجاي آور؛ و اگر ديدي معصيتي از تو سرزده و با رفتار و كردارت، مخالفت امر الهي نموده اي، توبه كرده و با جبران عمل، به علاج بپرداز.
ايشان در ادامه توصيه مي كنند كه انسان با نظر بصيرت به اعمال خود بنگرد و ببيند آيا از صفات رذيله اي كه او را به هلاكت مي اندازد، از قبيل بخل و حسد و كبر و... چيزي در وجود او هست يا نه؛ و با چراغ فكر همه زواياي وجودش را تفحص كند تا مبادا با اين صفات مهلكه خداي خود را ملاقات كند!
در فقه الرضا (عليه السلام) آمده است: «انديشيدن آينه توست؛ بدي ها و خوبي هايت را به تو نشان مي دهد.» (ميزان الحكمة، ج10، ح16209)
امام علي (عليه السلام): انديشه كردن در خوبي ها، انگيزه بكار بستن آن ها مي شود.
امام علي (عليه السلام): ريشه سالم ماندن از لغزش ها، انديشيدن پيش از عمل كردن است و سنجيدن پيش از سخن گفتن.
4- فكر كردن به نعمت هاي خدا:
امام علي (عليه السلام): انديشيدن در باره نعمت هاي خدا، نيكو عبادتي است.
5- تفكر در باره باقي بودن آخرت و فاني بودن دنيا:
امام علي (عليه السلام): تميز دادن (تشخيص دادن) ماندني (آخرت) از رفتني (دنيا)، از شريف ترين انديشه ها است.
6- تفكر در قرآن كريم:
پيامبر خدا (صلي الله عليه و اله وسلم): سهم ديدگان خود را از عبادت به آنان دهيد. عرض كردند: اي رسول خدا! سهم آن ها از عبادت چيست؟ فرمود: نگريستن به قرآن و انديشيدن در آن و پند گرفتن از شگفتي هايش.
7- فكر كردن در سرنوشت گذشتگان و مطالعه تاريخ

دیدگاه ها

عالی بود

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
9 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .