رياضت و سختي چرا

رياضت چيست. چرا بايد در راه خدا سختي کشيد؟

در مقدمه به چند مطلب اشاره مي کنيم که خيلي مهم است.
اول. سختي دو نوع است، سختي اضطراري و سختي اختياري. سختي اضطراري سختي هايي است که زندگي به انسان تحميل مي کند، مانند مصيبت ها و بيماري ها و نداري ها و کمبودها و از دست دادن ها و رنج ها و دردها. اين سختي ها تا حد زيادي سازنده است و به اقتضاي ربوبيت الهي عارض انسان مي شود و نوعي امتحان الهي محسوب مي گردد.

نوع دوم. سختي هاي اختياري است، يعني سختي کشيدن و رياضت در راه خدا با آگاهي و اختيار. دين داري و خودسازي سختي هاي زيادي دارد که بايد به صورت اختياري تحمل کرد و قطعا براي انسان سازنده است. ما در بحث خودسازي از اين نوع سختي ها سخن مي گوييم.
دوم. گفتيم که : به اقتضاي ربوبيت الهي کساني که در مسير بندگي قرار مي گيرند حتما بايد سختي بکشند تا ساخته شوند و صبرشان و مقاومتشان سنجيده شود و ايمانشان محک بخورد و امتحان بندگي بدهند. اصل بندگي و حقيقت خودسازي و مراقبه سختي کشيدن در راه خدا است.
منتهي قانون مهمي که اکثر مردم از آن غافل هستند اين است که اگر انساني که به خدا ايمان دارد، خودش براي خودش سختي هاي بندگي و اختياري را به جان نخرد، يعني سختي نماز و روزه و خمس و زکات و شب زنده داري و انجام نوافل و مستحبات را تحمل نکند و در اين زمينه تنبلي و کاهلي نمايد، گرفتار سختي هاي اضطراري زندگي مي شود و خداي متعال ناچارا و باز به اقتضاي ربوبيت خود، به او سختي هاي زندگي را مي چشاند، او را با درد و رنج زندگي مي آزمايد، با دشواري ها و شکست هاي زندگي پرورش اش مي دهد، ايمان او را محک مي زند و توکل او را مي آزمايد.
اين قانون مهم زندگي است که اکثر ما از آن غافليم. و چون غافليم گرفتار سختي ها و رنج هاي اضطراري زندگي مي شويم. سختي هاي اضطراري زندگي آرامش و آسايش انسان را سلب مي کند و او را دچار رنج و تعب فراوان مي نمايد و تاثير مثبت آن نيز در قياس با سختي هاي اختياري بسيار کم تر است، در حالي که سختي هاي اختياري کاملا به نفع انسان است، به او آرامش مي دهد، موجب لذت و سعادت واقعي مي گردد و قرب خداوند را در پي دارد. سختي هاي اختياري است که انسان را آماده ورود به زندگي جاودان و لقاء الله مي کند. خودسازي يعني سختي کشيدن اختياري در راه خدا.
سوم. مطلب بعدي اين است که اصولا دنيا دار سختي است و خدا انسان را در تعب آفريده است، انسان در زندگي با سختي رشد مي کند و فلسفه زندگي و بندگي سختي کشيدن در راه خدا است. نبايد به زندگي به عنوان جايي براي راحت طلبي و لذت جويي و کاميابي نگريست. دنيا جاي آرامش و عيش و نوش و خوشگذراني نيست. کافر و سکولار چون به روح و زندگي پس از مرگ و معاد اعتقاد ندارد، زندگي را محل کاميابي و خوشگذراني مي داند و هدف زندگي را رسيدن به لذت برتر معرفي مي کند و تمام همت و کوشش خود را براي رسيدن به زندگي مرفه تر و راحت تر صرف مي کند و پيوسته در پي آسايش است، ولي آسايش و آرامشي که هرگز به آن نمي رسد.
اما انسان الهي دقيقا بر عکس او فکر مي کند و دنيا را محل کار و کوشش سخت و حرکت به سوي خدا و آماده شدن براي حيات پس از مرگ مي داند و معتقد است با زحمت زياد و تحمل رياضت و صبر در مقام بندگي بايد خود را آماده لقاي محبوب نمايد.
چهارم. اهميت رياضت به خاطر اين است که در حقيقت خودسازي و سلوک چيزي جز رياضت و سختي کشيدن اختياري در راه خدا نيست. در اين راستا کشف و شهود و عرفان و تمام نتايج و ثمرات خودسازي همه از نتايج و آثار رياضت است، بنابراين کسي که اصلا حاضر نيست در راه خدا سختي و رياضت تحمل کند از مسير خودسازي خارج است.
چيستي رياضت:
رياضت عبارت است از وارد كردن نفس، به سختى‏ها و مشقّات بدنى و روحى و مخالفت با هوا و هوس و تعديل سه قوه شهوت و غضب و وهم تا «سالك» بتواند به مقام معنوى خويش نايل شود و راه حق را بيابد.
آموزه‏هاى اسلامى بر اين امر مهر تأييد گذاشته و انسان‏ها را به مجاهدت با هوا و هوس و تعديل قوا تشويق كرده است. قرآن كريم به منظور بيرون آوردن انسان‏ها از حجاب‏هاى ظلمانى تعلقات، جهاد با نفس و مخالفت با هواهاى نفسانى را به آنان توصيه و بر آن تأكيد مى‏كند و براى آنكه در ميدان جهاد با نفس (جهاد اكبر) موفق باشند، به صبر و استقامت و استعانت از حضرت حق دعوت مى‏فرمايد: (مقالات، ج‏1، ص70)
«وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ؛ (عنكبوت (29)، آيه 69) ؛ «و آنان كه در راه ما مجاهده و كوشش كردند، به راه خويش هدايت مى‏كنيم».
«وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ» (همان، آيه 9) ؛ «و هر كه بكوشد، تنها براى خود مى‏كوشد؛ زيرا خدا از جهانيان سخت بى‏نياز است».
روايات نيز آكنده از تأكيد بر مجاهده با نفس و مبارزه با آن است و از هر كارى مهم‏تر تلقى شده است. ( ميزان‏الحكمة، ج‏2، صص‏139 – 141)
رياضت شرعي:
بر اساس آموزه‌هاى اسلامى شريعت‌گرايى اسلامى عامل قرب و فناء و موجب كمال و لقاء ربّ و فناء فى الله و بقاء بالله است. على (عليه السّلام) فرمود: «الشَّرِيعَةُ رِيَاضَةُ النَّفْسِ».( عيون الحكم و المواعظ، محقق: حسني بيرجندي، حسين، قم، دار الحديث، چاپ اول، 1376ش، ص 40) پس تمرين و تمركز نفس در پرتو بايد و نبايدهاى شرعى و احكام و دستور العمل‌هاى قرآنى ممكن و باعث تربيت و تعديل نفس خواهد شد و استمرار و استدامه آن در همه مراحل سلوكى و منازل معنوى مايه خير در خرد و عقلانيت و خراباتى شدن در عشق و معنويت است، كه على (عليه السّلام) فرمود: «مَنِ اسْتَدَامَ رِيَاضَةَ نَفْسِهِ انْتَفَع‏»؛( غرر الحكم و درر الكلم، محقق و مصحح: رجائي، سيد مهدي،‏ قم، دار الكتاب الإسلامي، چاپ دوم، 1410ق، ص 608.) هر كه دايم در حال رياضت نفس است سود يابد.
حضرت علي (عليه السّلام) فرمود: «هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى‏»؛( نهج البلاغة، محقق: صبحي صالح، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق، ص 417) «اين است نفس من كه آن‌را به پرهيزكارى رياضت مي‌دهم».‏
مردن تن در رياضت زندگى است‏ رنج، اين روح را پايندگى است‏.
(مثنوى معنوى، دفتر 3، بيت 3365)
از ديدگاه اسلام راه و روش اين رياضت‏ها، راه‏ها و روش‏هاى تعيين شده است؛ يعنى، از آنجا كه هر حجابى، اثر واقعى خاص خويش را دارد، از بين بردن آن نيز راه مخصوص به خود را در عالم تكوين دارد و نمى‏توان بر خلاف آن قدم نهاد و اگر كسى هم بر خطا رود، مطلوب خويش و اصلى را در رياضت به دست نخواهد آورد. بر اساس فرهنگ اسلامى، فقط با «ايمان» و «عمل صالح» و آنچه كه خداوند متعال و رسول و ائمه اطهار«عليهم السلام» دستور داده‏اند، رهايى از حجاب‏ها ميسّر است:
«قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ» (انعام (6)، آيه 71) ؛ «بگو: حقيقت اين است كه هدايت، همان هدايت الهى است و بس و ما مأموريم در مقابل پروردگار همه عوالم، تسليم بوده و تابع هدايت او باشيم».
«وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (همان، آيه 153) ؛ «و اينكه، اين است صراط مستقيم من، پس تبعيت از آن بكنيد و از تبعيت كردن از راه‏هاى ديگر بپرهيزيد كه شما را از صراط مستقيم بازداشته و پراكنده مى‏كند بدانيد اين توصيه خداى متعال است به شما، باشد كه راه تقوا را در پيش گيريد».
به هر حال اصل رياضت و مجاهدت در نظر اسلام، با انطباق آن بر واجبات و محرمات، مستحبات و مكروهات، امرى مقبول و تأييد شده است. (مفاتيح‏الغيب، ص‏1077)
اهداف رياضت:
اهداف رياضت- بنابر آنچه كه ابوعلى سينا نوشته است - سه چيز است:
يك. غير خداوند را از سر راه دور كند.
دو. انسان از آن جهت كه تركيبى از عقل و شهوت است و پهنه وجودش صحنه كشمكش قواى سفلى و علوى است؛ براى سفر بدون مزاحم به سوى بالا، بايد كارى كند كه جنبه سِفْلىّ نفس (نفس اماره) مطيع و تسليم جنبه عِلْوِىّ و عقلى (نفس مطمئنه) گردد؛ وگرنه به طور دائم در حال كشمكش و رفتن و بازگشتن و ترقى و سقوط خواهد بود.
سوم. لطيف كردن و رقيق كردن روح است تا آماده قبول انوار و تجلياتى شود. (اشارات، ج‏3، نمط نهم؛ مقالات، ج‏2، صص 168 و 169) پس رياضت براى خالص و پالايش كردن وجود آدمى است.
بهر آن است اين رياضت وين جفا تا برآرد كوره از نقره جفا. (مثنوى معنوى، دفتر 1، بيت 232)
نتايج رياضت:
نتايج رياضت نيز به حسب نوع و مرتبه و كميت و كيفيت آن، متفاوت است؛ برخى كه رياضت‏هاى مشروعشان در حد پايين‏ترى است، مشاعر بالاتر حسى‏شان تقويت مى‏گردد و با چشم، گوش، لامسه، چشايى و بويايى، حقايق برتر را مى‏بينند، مى‏شنوند، لمس مى‏كنند، مى‏چشند و مى‏بويند. هر چه رياضت دقيق‏تر، ژرف‏تر، گسترده‏تر و مداوم‏تر شود، مكاشفات و مشاهدات برترى حاصل مى‏گردد و هر چه باريك‏تر و لطيف‏تر گردد، تجليات و انوار الهى بر قلب سالك مى‏تابد و خود را با وجه او مواجه مى‏بيند. به هر حال برآمد رياضت مشروع، «تسليم جان» شدن در مقابل جانان و فانى گشتن در وجه او و باقى ماندن به بقاى او است. بنابراين تاكيد مي كنيم كه رياضت حتما بايد شرعي باشد و رياضت هاي پيش ساخته و بدعت گونه برخي صوفيه راهگشا نيست.

دیدگاه ها

سلام.تشکر از زحماتتان
کتابی در زمینه ی خودسازی و مقابله با تنبلی به بنده معرفی بفرمایید. جوانی هستم 23ساله، میخواهم خدا را بشناسم ولی متاسفانه تحملم بسیار کم است و تاب و تحمل سختی ها و رنج زندگی را ندارم و نزدیک به 6ماه خدا را به طور کامل نفی میکردم.حال با پای خویش به سویش بازگشتم، در حالیکه تقریبا تمام درهای دنیا و آدم هایش را به روی خود بسته دیدم. اطلاعاتم بسیار اندک است و نمی تواند مرا راضی کند و ایمان را به قلبم بیاورد. نمیدانم چیزی در کتاب ها پیدا می شود کرد یا باید از راه نماز و قرآن وارد شوم؟ نمازی که علم کاملی به فلسفه ی ان ندارم و چه بسا از 9سالگی می خواندم ولی چون از سر عادت و ترس و رفع تکلیف بود نتوانست در بحران های زندگی به من کمک کند . ممنون میشوم اگر تجارب خود را در اختیار من بگذارید و مرا از این سراب و ورطه ی هولناک بی خدایی نجات دهید. با تشکر.طباطبایی

Member since:
6 مرداد 1393
Last activity:
1 سال 48 هفته

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://akhlagh.porsemani.ir/node/326
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .