ريشه يابي ريا

ريا از چه چيزي ناشي مي شود. ريشه هاي آن چيست؟

ريشه يابي ريا:
ريا يعني نشان دادن عبادت و بندگي به مردم براي جلب شهرت يا مال و مقام دنيوي. بنابر اين ريا ريشه در دنيا دوستي و مال و مقام دوستي دارد و خاص انسان هاي دنيا طلب و اهل دنيا است. اينگونه دنيا دوستي چون شرك خفي است و ريشه شرک در نفاق است، بنابراين ريا ريشه در شرک و نفاق هم دارد.
ريا کار ، اگر ايمان کامل داشته باشد مي داند که ريا براي جلب مردم سودمند نخواهد بود . آن چه خداي خواسته به او مي رسد و اگر خداي نخواهد ، تمامي آن چه او رشته است پنبه خواهد شد ، بلکه ريا رسوا و مفتضحش خواهد ساخت ، در نتيجه ، محروميت ها کشيده و از ملک زرق و ريا دست خالي باز گشته ، بلکه بار رسوايي دنياو حرمان از بهشت خداي را در آخرت ، بر دوش گرفته ، مراجعت کرده است .
ريا از آن جا ناشي ميشود كه انسان خيال ميكند در مقابل خداوند ، مردم هم چيزي هستند و ميشود با جلب توجه مردم ، انسان به جاه و مقامي برسد ، و اين شرك در توحيد افعالي است . آدمي با باور به توحيد افعالي از ريا خلاص ميشود . يعني اين كه انسان واقعا يك واقعيت قطعي را درك و قبول كند و آن اين است كه همه چيز دست خداست . دلهاي مردم نيز در اراده و اختيار او است . اگر به يقين بدانيم كسي كه با خدا است ، همه چيز دارد و كسي كه از او جدا است ، هيچ چيز ندارد و ايمان حقيقي به قرآن داشته باشيم كه ميفرمايد : همة عزت ها از آن خداست هرگز براي جلب توجه مردم و كسب وجاهت و آبرو يا جلب اعتماد آنها خود را آلوده به اعمال نفاق آلوده و ريايي نميكنيم . فرعون با تمام قدرت براي نابودي حضرت موسي? اقدام كرد و چقدر نوزاد پسر را كشت تا بچهاي را كه بر باد دهندة تخت و تاج او خواهد بود ، در نطفه خفه كند ، ولي ارادة حق تعالي بر اين بود كه موسي? در دربار فرعون پرورش يابد . پس اگر قلب يقين كند چنانچه همة عالم تصميم به نابودي يا بي آبرو كردن ما بگيرند ، ولي مشيت الهي بر عكس آن باشد ، همان خواهد شد كه قلم تقدير نوشته است و هرگز اعمال ريايي از ما سر نميزند.
در تفسير نمونه هم آمده است : درباره رياكاران از امام صادق (ع ) مى خوانيم كه فرمود: الرياء شجرة لا تثمر الا الشرك الخفى ، و اصلها النفاق !: ريا و ظاهر سازى ، درخت (شوم و تلخى ) است كه ميوه اى جز شرك خفى ندارد و اصل و ريشه آن نفاق است .
درمان ريا:
ريا عبارت است از اين که انسان بخواهد با نشان دادن اعمال و کارهاي نيک خود به ديگران در پيش آنان اعتبار و منزلت کسب کند.[1] و اگر عبادتي انجام مي دهد يا اقدام به کار خيري و عمل صالحي مي کند، هدفش اين است که مردم را از کار خود آگاه کند و مردم او را تمجيد و ستايش کرده، انسان خوبي بدانند.
در مقابل ريا اخلاص قرار دارد که عبارت است از خالص کردن قصد و نيت براي خداوند متعال و خالي کردن نيت از غير خدا و اين که همه کارها فقط و فقط براي اطاعت امر پروردگار و کسب رضاي الاهي انجام شود.
راه هاي درمان ريا:
بعضي از راه هاي درمان ريا عبارت اند از:
1- توجه به خشم و غضب الاهي؛ ريا کردن در انجام عبادات و اوامر الاهي در حقيقت نوعي استهزا و مسخرکردن دستورات پروردگار است و موجب غضب او خواهد شد.
2- توجه به بي ارزشي پاداش و تشويق مردم در مقابل پاداش پروردگار قادر متعال؛ اگر کسي پاداش ها و تشويق هاي زود گذر مردم را با اجر و پاداش هاي ماندگار الاهي مقايسه کند هرگز عملي را به خاطر تشويق مردم انجام نخواهد داد.
3- توجه به خلف وعده ها، نا سپاسي ها و فراموش کاري هاي مردم، اگر انسان توجه کند بسياري از مردم در مقابل خدمتي که به آنها مي شوند ناسپاسند و اصلاً خدمات و نيکي هايي را که در حق شان مي شود به حساب نمي آورند تا به فکر قدر داني و جبران آن باشند و گروه زيادي از آنان که خدمات و نيکي ها را به حساب مي آورند خيلي زود آنها را فراموش مي کنند. و برخي از کساني که قصد جبران کردن دارند قدرت و امکانات اين کار را ندارند. و کساني هم که بتوانند سپاس و تشکري به جا آورند تشکرشان ارزش چنداني ندارد. در حالي که خداوند هيچ عمل خيري را که خالصانه انجام شده باشد را بي پاداش نمي گذارد و هيچ عملي را فراموش نمي کند؛ زيرا بر همه چيز آگاه است و بر انجام هر کاري و دادن هر پاداشي توانا است.
4- توجه به قدرت خداوند در تسخير دل ها و قلب ها؛ انسان طبيعتاً دوست دارد مورد تشويق و محبت مردم باشد و همه از او به نيکي ياد کنند، اما بايد توجه داشته باشد که قلوب مردم و جلب محبت آنان به سوي افرادي که خالصانه اعمال نيک را انجام مي دهند به دست او است، پس اگر اعمال خود را خالص کنند قطعا مدح و ستايش و قدرداني مردم را نيز خواهند داشت.
5- توجه به قدرت خداوند در افشا کردن رياکاري ها در نزد مردم و رسوايي آن؛ کسي که بداند اگر مردم متوجه شوند اين انساني که اين طور با سوز نماز مي خواند و يا مخارج کار خيري را بر عهده دارد در نيت خود خالص نيست قطعاً هيچ تشکري از او نخواهند کرد، هيچ گاه حاضر نخواهد شد زحمات خود را با ريا کاري از دست بدهد.
6- توجه به اين که ريا نابود کننده اجر و پاداش اخروي اعمال انسان است؛ کسي که توجه داشته باشد که عملي که ذره اي ريا و نا خالصي در آن وجود داشته باشد در پيشگاه خداوند متعال فاقد هر گونه ارزش و پاداش است و خداوند هيچ اجري به آن نخواهد داد متوجه مي شود که عمل ريايي بالا ترين خسران و ضرر است.
7- عادت دادن خود به اين که اعمال و کارهاي نيک خود را در پنهاني انجام دهد.[2] اين يک راه عملي براي نجات از آفت ريا است.
البته بايد توجه داشت در برخي از موارد اظهار و آشکار کردن عمل نيک نه تنها ريا و مبغوض نيست، بلکه بسيار پسنديده است:
1- انجام آشکار اعمال نيک و صالح به قصد تشويق ديگران
2- انجام آشکار عبادات و اعمال به قصد تبليغ دين. زيرا بسيار واضح است که تبليغ مخفيانه معنا ندارد.
نکته مهم اين که در بسياري از موارد واقعاً انجام کاري به صورت آشکار ريا نيست، بلکه انجام وظيفه است، ولي شيطان وسوسه مي کند تا انسان را از فيض شرکت در انجام کارهاي خير و عبادات دسته جمعي باز دارد، بايد اين موارد را شناخت و براي مبارزه با شيطان شائبه ريا را ناديده گرفت و آنها را آشکارا انجام داد؛ زيرا امروزه بسياري از کارها مثل شرکت در نماز جمعه و جماعات و نماز خواندن در مسجد و... يک امر عادي است و جنبه ريايي ندارد.

درمان ريا:
ريا عبارت است از اين که انسان بخواهد با نشان دادن اعمال و کارهاي نيک خود به ديگران در پيش آنان اعتبار و منزلت کسب کند.[1] و اگر عبادتي انجام مي دهد يا اقدام به کار خيري و عمل صالحي مي کند، هدفش اين است که مردم را از کار خود آگاه کند و مردم او را تمجيد و ستايش کرده، انسان خوبي بدانند.
در مقابل ريا اخلاص قرار دارد که عبارت است از خالص کردن قصد و نيت براي خداوند متعال و خالي کردن نيت از غير خدا و اين که همه کارها فقط و فقط براي اطاعت امر پروردگار و کسب رضاي الاهي انجام شود.
راه هاي درمان ريا:
بعضي از راه هاي درمان ريا عبارت اند از:
1- توجه به خشم و غضب الاهي؛ ريا کردن در انجام عبادات و اوامر الاهي در حقيقت نوعي استهزا و مسخرکردن دستورات پروردگار است و موجب غضب او خواهد شد.
2- توجه به بي ارزشي پاداش و تشويق مردم در مقابل پاداش پروردگار قادر متعال؛ اگر کسي پاداش ها و تشويق هاي زود گذر مردم را با اجر و پاداش هاي ماندگار الاهي مقايسه کند هرگز عملي را به خاطر تشويق مردم انجام نخواهد داد.
3- توجه به خلف وعده ها، نا سپاسي ها و فراموش کاري هاي مردم، اگر انسان توجه کند بسياري از مردم در مقابل خدمتي که به آنها مي شوند ناسپاسند و اصلاً خدمات و نيکي هايي را که در حق شان مي شود به حساب نمي آورند تا به فکر قدر داني و جبران آن باشند و گروه زيادي از آنان که خدمات و نيکي ها را به حساب مي آورند خيلي زود آنها را فراموش مي کنند. و برخي از کساني که قصد جبران کردن دارند قدرت و امکانات اين کار را ندارند. و کساني هم که بتوانند سپاس و تشکري به جا آورند تشکرشان ارزش چنداني ندارد. در حالي که خداوند هيچ عمل خيري را که خالصانه انجام شده باشد را بي پاداش نمي گذارد و هيچ عملي را فراموش نمي کند؛ زيرا بر همه چيز آگاه است و بر انجام هر کاري و دادن هر پاداشي توانا است.
4- توجه به قدرت خداوند در تسخير دل ها و قلب ها؛ انسان طبيعتاً دوست دارد مورد تشويق و محبت مردم باشد و همه از او به نيکي ياد کنند، اما بايد توجه داشته باشد که قلوب مردم و جلب محبت آنان به سوي افرادي که خالصانه اعمال نيک را انجام مي دهند به دست او است، پس اگر اعمال خود را خالص کنند قطعا مدح و ستايش و قدرداني مردم را نيز خواهند داشت.
5- توجه به قدرت خداوند در افشا کردن رياکاري ها در نزد مردم و رسوايي آن؛ کسي که بداند اگر مردم متوجه شوند اين انساني که اين طور با سوز نماز مي خواند و يا مخارج کار خيري را بر عهده دارد در نيت خود خالص نيست قطعاً هيچ تشکري از او نخواهند کرد، هيچ گاه حاضر نخواهد شد زحمات خود را با ريا کاري از دست بدهد.
6- توجه به اين که ريا نابود کننده اجر و پاداش اخروي اعمال انسان است؛ کسي که توجه داشته باشد که عملي که ذره اي ريا و نا خالصي در آن وجود داشته باشد در پيشگاه خداوند متعال فاقد هر گونه ارزش و پاداش است و خداوند هيچ اجري به آن نخواهد داد متوجه مي شود که عمل ريايي بالا ترين خسران و ضرر است.
7- عادت دادن خود به اين که اعمال و کارهاي نيک خود را در پنهاني انجام دهد.[2] اين يک راه عملي براي نجات از آفت ريا است.
البته بايد توجه داشت در برخي از موارد اظهار و آشکار کردن عمل نيک نه تنها ريا و مبغوض نيست، بلکه بسيار پسنديده است:
1- انجام آشکار اعمال نيک و صالح به قصد تشويق ديگران
2- انجام آشکار عبادات و اعمال به قصد تبليغ دين. زيرا بسيار واضح است که تبليغ مخفيانه معنا ندارد.
نکته مهم اين که در بسياري از موارد واقعاً انجام کاري به صورت آشکار ريا نيست، بلکه انجام وظيفه است، ولي شيطان وسوسه مي کند تا انسان را از فيض شرکت در انجام کارهاي خير و عبادات دسته جمعي باز دارد، بايد اين موارد را شناخت و براي مبارزه با شيطان شائبه ريا را ناديده گرفت و آنها را آشکارا انجام داد؛ زيرا امروزه بسياري از کارها مثل شرکت در نماز جمعه و جماعات و نماز خواندن در مسجد و... يک امر عادي است و جنبه ريايي ندارد.
همچنين مي توان گفت: براي درمان اين بيماري قلبي سه راه وجود دارد:
الف) درمان كوتاه مدت
براي اين كه فرد مبتلا به ريا، بتواند - در مدت كوتاهي - از اين مرض قلبي نجات پيدا كند، سفارش شده است كه واجبات و به ويژه مستحبات را در خلوت انجام دهد . روشن است كه چنين فردي، هر چند ممكن است وقت نماز يا مكان نماز را به گونه‏اي انتخاب كند كه كسي نبيند، اما مشكل اين است كه در بيش‏تر اوقات، نمي‏توان واجباتي چون نماز و روزه را مخفيانه انجام داد . به همين دليل، اين يك درمان موقتي، علاج اورژانسي و همانند قرص مسكن عمل مي‏كند و در حقيقت درمان ريا نيست . از اين رو ممكن است‏شيطان در فرصت‏هايي او را فريب دهد و فرد به عمل ريايي مبتلا شود .

ب) برنامه‏ي ميان مدت
عمل به اين برنامه، مقدمات طولاني دارد، اما درماني ريشه‏اي است. درمان اساسي اين است كه فرد آلوده به ريا، پيرامون عمل ريايي و عمل از روي اخلاص، انديشه كند و تفاوت بين آن دو را دريابد . قرآن كريم از اين راه براي تربيت انسان استفاده كرده است و مي‏فرمايد: مثل كساني كه براي خدا انفاق مي‏كنند و انگيزه‏ي خودنمايي ندارند، همانند كشاورزي است كه دانه‏اي را در زمين حاصل‏خيز بيافشاند و به موقع آبياري كند تا اين دانه سبز و از آن هفت‏خوشه بيرون آيد كه هر خوشه‏اي صد دانه و بلكه بيش ا زهفتصد دانه بار آورد . پس كار سالم و خالص چنين بركاتي را به دنبال دارد.
اما كار ريايي مثل اين است كه كسي روي سنگ صاف، قصد زراعت داشته، منتظر بازده آن باشد. زماني كه باران بر اين صخره ببارد، همان دانه‏ي افشانده شده را نيز از بين خواهد برد. به ديگر سخن پس از مدتي در مي‏يابد كه تمام زحماتي كه كشيده است، حتي همان سرمايه‏ي اوليه - دانه - را نيز از دست داده است.
تفاوت اين دو عمل تنها به نيت و انگيزه‏ي فرد است. عمل خارجي دانه است و باراني كه آسمان مي‏آيد. اين دانه (عمل) در جاي مناسبي (قلب پاك) قرار مي‏گيرد، رشد مي‏كند و صدها برابر نتيجه مي‏دهد. اما وقتي نيت پاك نباشد مثل زراعت روي صخره صاف است كه پس از مدتي آن دانه (عمل) پوسيده مي‏شود و از بين مي‏رود. تصور كنيد كه اگر انجام عملي مانند حج‏ با آن همه مقدمات و شرايط ويژه و زحمت‏بسيار، به هنگام عمل يا پس از عمل به ريا آلوده شود، آيا جبران آن به سادگي ممكن خواهد بود؟!
توجه به اين نكته ضروري است: فردي كه در نماز ريا مي‏كند، افزون بر اين كه نمازش باطل مي‏شود (مثل كسي كه نماز نخوانده) براي اين نوع عبادت مجازات هم مي‏شود. بنابراين چرا انسان عملش را براي خدا خالص نكند، تا از اين همه بركات محروم شود .
براي اين كه فرد مبتلا به ريا، بتواند - در مدت كوتاهي - از اين مرض قلبي نجات پيدا كند، سفارش شده است كه واجبات و به ويژه مستحبات را در خلوت انجام دهد.
ج) برنامه‏ي بلند مدت
درمان دراز مدت ريا اين است كه فرد آلوده به ريا، تلاش كند ريشه‏هاي خودنمايي و رياكاري را از بين ببرد . انگيزه‏ي انسان از نشان دادن عمل به ديگران چيست؟ آيا انتظار تعريف و تمجيد از ديگران دارد؟ تعريف ديگران چه نتيجه‏اي در پي خواهد داشت؟ اگر درست دقت كنيم انگيزه‏ي اصلي رياكار اين است كه وي به كمك و دست‏يابي به سود - مادي ومعنوي - از ديگران اميد دارد . وقتي مي‏بيند ديگران مؤمن هستند و آدم‏هاي خوب را دوست دارند و به آن‏ها خدمت مي‏كنند، با اين عمل ريايي مي‏خواهد خويش را خوب جلوه دهد تا از اين منافع برخوردار شود . بنابراين براي درمان قطعي ريا بايد از اميد داشتن به ديگران و اعتماد به آنان دست‏شست و تنها به خدا اميد و اعتماد داشت.
به ديگر سخن، براي اين كه ريشه‏ي رياكاري سوزانده شود، بايد توحيد افعالي را در خويش تقويت نمود . براي تقويت توحيد افعالي، اگر فرد قدرت تعقل قوي دارد، تلاش كند با دليل و برهان، سپس با تجارب شخصي با ديگران، دريابد كه همه كاره‏ي عالم خداوند است و از آفريده‏اي خداوند - بي اذن او - هيچ كاري بر نمي‏آيد .
اگر قدرت تعقل و استدلال عقلي‏اش خيلي قوي نيست، به استدلال‏هاي نقلي از آيات و روايات توجه كند . وقتي به لحن و ترجمه‏ي قرآن نگاه مي‏كنيم، مي‏بينيم همه‏ي كارها را به خدا نسبت مي‏دهد . به عنوان نمونه همه مي‏دانيم كه باران چگونه نازل مي‏شود، اما خداوند اصرار دارد كه اي انسان بفهم كه خدا باران نازل مي‏كند . دانه‏اي كه روي زمين مي‏رويد، خداوند آن دانه را مي‏شكافد و مي‏روياند . بيانات قرآن براي اين است كه دل انسان را متوجه خدا كند، هر چند آن اسباب و مسببات را انكار نمي‏كند . اما سر سلسله دست‏خداوند است و هدف اين است كه انسان با آن سلسله جنبان آشنا شود .
در اموري معنوي هم همين‏طور است. روزي دست او است. نمونه‏ي آن را قرآن در داستان مريم (س) نقل نموده است. هدايت و گمراهي هم دست‏خداوند است. اگر ما اين معارف را از قرآن ياد بگيريم، آن وقت زمينه‏ي ريا از بين خواهد رفت. قرآن مي‏فرمايد: اگر خدا بخواهد ضرري به كسي برسد و تمام عالم جمع شوند، نمي‏توانند جلو آن ضرر را بگيرند و اگر خدا بخواهد خيري به كسي برسد، هيچ‏كس نمي‏تواند جلو آن خير را بگيرد . عزت و ذلت در دست او است. اگر فرد به اين باور راه يافت، دل به اين و آن نمي‏بندد. آري تملق گفتن براي تحصيل علم جايز است، اما بايد دانست كه حقيقت علم دست‏خداوند است. اگر خدا اراده نكند، انسان ساده‏ترين مطلب را نمي‏تواند بفهمد، يا اگر فهميد يادش مي‏رود .
در حديث قدسي آمده است كه خداوند مي‏فرمايد: به عزت و جلالم قسم، به تسلطي كه بر عالم دارم و آن را اداره مي‏كنم، اگر كسي به غير از من اميد ببندد، اميدش را نا اميد مي‏كنم . سپس به صورت گله مي‏گويد: بنده‏ي من خيال مي‏كند كارها در دست ديگران است؟ تدبير آسمان و زمين و اختيار همه چيز به دست من است و تو سراغ ديگران مي‏روي؟! ديگران از خود چيزي ندارند .
[1].نراقي، ملا احمد، معراج السعادة، ص472و473.
[2] .نراقي، ملا احمد، معراج السعادة، ص483 به بعد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
2 + 12 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .