سجده شیطان و خلقت انسان

اگر شيطان به انسان سجده مي كرد، چه اتفاقي مي افتاد؟ آيا آفرينش ادامه پيدا مي كرد؟

از آیات قرآن کریم استفاده می شود که:

1. خلقت آدم (ع) ربطی به سجده کردن یا نکردن ابلیس نداشته است. اراده ی خداوند متعال بر این تعلّق گرفته بود که خلیفه ای برای خود قرار دهد که البته چنین کرد. امّا مراد از خلیفه ی خدا ، موجودی است که مظهر جمیع اسماء حسنای او بوده وجودش خدانما باشد ، همانگونه که جانشین هر کسی به نوعی نمایانگر خود اوست. « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »(بقره:31)

2. خداوند متعال وقتی از خلقت حضرت آدم (ع) به عنوان خلیفة الله خبر داد نفرمود: من خلیفه ای در بهشت قرار می دهم ، بلکه فرمود: « وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَة»؛« (به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت:من قرار دهنده ی خلیفه ای در زمين هستم » (بقره:30) لذا چه شیطان به آن حضرت سجده می کرد و چه نمی کرد باید آن حضرت به زمین می آمد. چرا که قبل از خلقتش چنین مقدّر شده بود.

3. از ظاهر آیات قرآن کریم چنین بر می آید که سجده نکردن ابلیس بر حضرت آدم (ع) قبل از اقامت گزیدن آن حضرت در بهشت بوده است. لذا سجده کردن یا نکردن او مستقیماً دخلی در رانده شدن حضرت آدم (ع) از بهشت نداشته است. خداوند متعال می فرماید: « و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده كنيد، پس همه سجده كردند، جز ابليس كه اِبا كرد و برترى جست و او از كافران بود. و گفتيم: اى آدم! تو و همسرت در اين باغ منزل كنيد و به فراوانى از هر جا [و هر چه‏] مى‏خواهيد بخوريد ولى نزديك اين درخت نشويد كه از ظالمان خواهيد شد. پس شيطان آن دو را در باره‏ى آن [درخت‏] منحرف نمود و از آنچه در آن بودند بيرونشان كرد، و گفتيم: پايين رويد، شما دشمن يكديگريد و تا مدتى در زمين قرارگاه و معيشتى خواهيد داشت.» (بقره:34ـ36)

4. اگرچه در آیات قرآن کریم به صراحت ذکر نشده که چرا خداوند متعال ، آدم (ع) را قبل از وارد نمودن در دنیا ، داخل بهشت نمود ، ولی بعيد نيست که حد اقل يکي از عوامل آن همان مخالفت ابلیس با حضرت آدم و اولاد او بوده است ؛ لذا اگر ابلیس هم سجده کرده و به برتری آدم (ع) اعتراف می نمود ، بعید نبود که حضرت آدم(ع) از همان ابتدا در زمین قرار داده شود.
زمانی که ابلیس از سجده به آدم (ع) اِبا کرد خداوند متعال به وی « گفت: اى ابليس! چه چيز تو را بازداشت از اين كه براى چيزى كه به دستان قدرت خود آفريدم سجده كنى؟ آيا خود را بزرگ پنداشتى يا [واقعا] از بلند پايگان بودى؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش و او را از گِل آفريدى. گفت: پس، از آن بيرون شو، كه تو مطرودى. و تا روز جزا لعنت من بر توست. گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى‏شوند مهلت ده. گفت: حتماً تو از مهلت يافتگانى. تا روز وقت معلوم شده. [ابليس‏] گفت: پس به عزّت تو سوگند كه بى‏ترديد همه‏شان را گمراه خواهم كرد. مگر آن بندگان خالص تو از ميان آنها را.» (ص:75ـ83)
از این جریانات ، که ظاهراً قبل از سکونت آدم (ع) در بهشت است ، استفاده می شود که شیطان قصد جدّی بر گمراه نمودن آن حضرت و فرزندانش داشته است ؛ لذا اگر خداوند متعال حضرت آدم را مستقیماً به زمین می فرستاد و شیطان موفّق به فریب آن حضرت می شد ، نبوّت از او برداشته می شد چرا که عصمت از گناه ، شرط اساسی نبوّت است. از این رو خداوند متعال حضرت آدم (ع) را در بهشت برزخی ــ که دار تکلیف نیست ــ قرار داد و او را نهی ارشادی (غیر تشریعی) نمود که نزدیک آن درخت نشود ، تا به این وسیله امر و نهی و وسوسه ی شیطان را به آن حضرت نشان دهد و او را متوجّه سازد که ترک اطاعت خدا چگونه انسان را ساقط می کند. به بیان دیگر خداوند متعال خواست تا قبل از ورود آن حضرت در دنیا ، تعلیمات لازم درباره ی تکلیف و اطاعت را به صورت عملی به آن حضرت بیاموزد. لذا خدای حکیم آن حضرت را خارج از حوزه ی تکلیف در بهشت قرار داد ؛ آنگاه ابلیس از ارادت حضرت آدم به خداوند متعال و علاقه ی او به کمال و بقاء ، سوء استفاده نموده « گفت: پروردگارتان شما را از اين درخت منع نكرد جز براى آن كه [مبادا] فرشته گرديد يا از جاودانان شويد. و براى آنها سوگند ياد كرد كه: من قطعا از خير خواهان شما هستم. پس آن دو را با فريب به سقوط كشانيد پس چون از آن درخت چشيدند، زشتى‏هاشان بر آنان آشكار شد و بر آن شدند كه با برگ‏هاى بهشت، خويشتن را بپوشانند، و پروردگارشان آنها را ندا داد: مگر شما را از آن درخت منع نكردم و به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست؟» (اعراف:20ـ22)

« مامون صاحب‏نظران اهل اسلام و ادیان يهود و نصارى و مجوس و صابئيه و ديگران را جمع كرد تا با على بن موسى الرضا علیه السلام مباحثه كنند ... در این بین على بن محمد بن جهم پيش آمد و عرض كرد يا ابن رسول اللَّه شما معتقد به عصمت انبياء هستید؟ فرمود: آرى. گفت: چه مي كنى با گفته ی خداى عزّ و جلّ که فرمود:«وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى ــ‏ آدم نافرمانى پروردگارش نمود و گمراه شد» و ... . مولاى ما حضرت رضا فرموند: واى بر تو اى على ، از خدا بپرهيز و پيغمبران خدا را به هرزگى نسبت مده و كتاب خداى عزّ و جلّ را به رأى خود دريافت مكن! خداى عزّ و جلّ فرموده:« نمي دانند تاويلش را جز خدا و راسخان در دانش» امّا اينكه خدا فرموده : «آدم عصيان پروردگارش نمود و گمراه شد.» ؛ براستى خداى عز و جل آدم را حجّت در زمين و خليفه بر بندگانش آفريد و او را براى بهشت نيافريد. نافرمانى آدم در بهشت بود نه در زمين ، تا به این وسیله مقدّرات امر خداى عزّ و جلّ كامل گردد ؛ و چون به زمين هبوط كرد و حجّت و خليفه گرديد معصوم بود ؛ به دليل قول خداى عز و جل که فرمود: « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمين‏. ــــــــ به راستى خدا برگزيد آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر همه جهانيان.» ( آل‏عمران:33) » (امالى شيخ صدوق ، ترجمه كمره‏اى ، مجلس بيستم)

از این آیات شریفه و تفاسیر روایی آنها استفاده می شود که حضرت آدم (ع) و حوّا (س) با خوردن از آن درخت گناه نکردند چرا که بهشت برزخی جای تکلیف نبود که با ترک تکلیف ، گناه تحقّق یابد ، بلکه آنها به سبب خوردن از آن درخت به اثر وضعی آن که سقوط به مرز عالم مادّه بود دچار گشتند و به سبب نزدیک شدن به عالم مادّه اعضاء جنسی آنها برایشان آشکار شد ؛ لذا در صدد بر آمدند تا آن را با برگها بپوشانند. در این هنگام خداوند متعال به آنها امر فرمود که به دنیا فرود آیند ؛ و به این ترتیب تقدیر خدا کامل گشت و آدم و حوّا بعد از گذراندن امتحانی ارشادی و شناختن اموری چون امر و نهی و اطاعت و معصیت و وسوسه ی شیطان و سقوط ، وارد فضای امتحان تشریعی (دنیا) شدند ؛ در این هنگام بود که شریعت و تکلیف الهی متوجّه آنان شد ؛ لذا خداوند متعال فرمود: « گفتيم:«همگى از آن، فرود آييد! پس هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند.» (البقرة:38 )
حاصل مطلب اینکه:
اگر ابلیس هم به حضرت آدم (ع) سجده کرده به برتری او اعتراف می نمود باز حضرت آدم (ع) وارد دنیا می شد چرا که خداوند متعال قبل از خلقت آن حضرت خبر داده بود که وی خلیفةالله فی الارض است. امّا اینکه آیا در آن صورت ، باز هم حضرت آدم (ع) ابتدا در بهشت ساکن می شد یا نه؟ جای تردید است.

همچنین باید دانست که عامل اصلی عصیان انسان ، نفس امّاره ی خود اوست نه ابلیس ؛ ابلیس در این زمینه تنها نقش وسوسه گری داشته ، مثل بادی است که آتش نفس امّاره را شعله ور تر می کند. لذا حتّی اگر ابلیس نبود ، باز هم برخی از انسانها دست به معصیت می آلودند ؛ همانگونه که خود ابلیس ، بدون اینکه توسّط کسی وسوسه شود از ناحیه ی نفس خودش گمراه شد. البته روشن است که اگر ابلیس و یارانش نبودند ، تعداد عصیانگران و گناهکاران کمتر می شد ولی در مقابل ، تعداد انسانهای برجسته و اولیای الهی نیز کاهش می یافت ؛ چرا که وجود شیطان و وساوس او برای انسانهای قوی همّت ، همانند حریفی قدرتمند است برای ورزشکاری که قصد قهرمان شدن دارد. یعنی همانطور که یک ورزشکار بلند همّت در اثر مبارزه با حریف قوی ، روز به روز ورزیده تر می شود ، انسانهای بلند همّت در مسیر سیر الی الله نیز در اثر مبارزه با شیطان استعدادهای نهفته در وجودشان را شکوفاتر می کنند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
11 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .