سخاوت و جود امام هادی علیه السلام

با سلام: لطفا کمی در مورد سخاوت امام هادی علیه السلام و بخشش هایی که آن بزرگوار در طول حیاتشان داشتند توضیح دهید.

 هادی.pngامامان معصوم(ع) براى مظاهر دنيوى، از جمله مال و ثروت ارزش ذاتى قائل نبودند و سعى مى‏كردند به حد اقل آن كه زندگى معمولى روزانه آنان را تامين كرده و آن بزرگواران را در راه انجام وظايف فردى و اجتماعى يارى رساند بسنده كنند و مازاد آن را در راههايى كه موجب خشنودى خداوند بود صرف كنند.

يكى از اين راهها انفاق به افراد تهيدست و نيازمند مى‏باشد. اين شيوه خدا پسندانه مالى كه در زندگى همه معصومان (ع) در سطح گسترده‏اى به چشم مى‏خورد علاوه بر جنبه‏هاى معنوى و آثار اخروى، عامل مهمى در كاهش فقر و فاصله طبقاتى جامعه اسلامى و تأليف قلوب افراد و حفظ شخصيت و علاقه‏مند ساختن آنان به مكتب اهل‏بيت و جلوگيرى از ارتباط و نزديك شدن آنان به دستگاه زر و زور خلفا بود.
در پرتو برخوردارى ائمه (ع) از اين خلق نيكو، وجود آن بزرگواران پيوسته مايه اميد، و خانه‏شان نه تنها مركز نشر دانش، بلكه پناهگاه افراد نيازمند و درمانده و محل رفت و آمد انسانهاى مختلف، به ويژه آنان كه از راه دور آمده بودند، بود. اين مسئله هم براى عموم مردم جا افتاده بود، به گونه‏اى كه وقتى فرد نيازمند و درمانده‏اى را مى‏ديدند او را به خانه امامان (ع) راهنمايى مى‏كردند، و هم براى خود افراد درمانده، بدين معنى كه به محض مواجه شدن با مشكلى به طور مستقيم سراغ خانه امامت را مى‏گرفتند.
امام هادى (ع)، همچون پدر بزرگوارش تنها براى جلب رضاى پروردگار، مسكين، يتيم و اسير را بر خانواده خود مقدّم داشته و اطعام آنان را در درجه اوّل اهميّت قرار مى‏دادند، تا جايى كه غذايى براى خانواده‏اش باقى نمى‏ماند و در مورد لباس نيز بدين‏گونه عمل مى‏كردند. امام صادق (ع) نيز آنقدر به مستحقّين انفاق مى‏كرد و لباس مى‏داد كه ديگر براى افراد خانواده‏اش چيزى يافت نمى‏شد.(1)
آرى، آن حضرت، كانون سخاوت و كرم بود و گاهى مقدار انفاق به حدى از فزونى مى‏رسيد كه دانشمندى مانند: «ابن شهرآشوب» پس از نقل آن مى‏گويد: «اين مقدار انفاق، عمل معجزه گونه‏اى است كه جز پادشاهان از عهده كسى ساخته نيست و تا كنون اين مقدار انفاق را از كسى نشنيده‏ايم».(2)
مورّخان موارد بى‏شمارى از بخشش‏هاى آن امام همام، نسبت به فقرا و درماندگان را نقل كرده‏اند كه به عنوان نمونه به ذكر چند مورد بسنده مى‏كنيم:
1ـ هيأتى از شيعيان بلند پايه مركّب از ابوعمرو عثمان بن سعيد، احمد بن اسحاق اشعرى قمى و على بن جعفر به ديدار امام هادى(ع) رفتند، احمد بن اسحاق از وامى كه در گردن داشت به حضرت شكايت برد، ايشان به وكيل خود عمرو رو كرده فرمودند: به احمد سى هزار دينار و به على بن جعفر نيز همان مقدار بپرداز. سپس حضرت به خود عمرو وكيل حضرت نيز سى هزار دينار بخشيدند.
حضرت براى اين بزرگان زندگانى مرفه‏اى فراهم آورده بود و غبار فقر را از خانه‏شان برده بود و طبيعى است كه بهترين بخشش، آن است كه اثرى نيكو و ماندگار از خود بجا گذارد.
2ـ نمونه‏اى ديگر از كرم حضرت را اسحاق جلاّب چنين نقل مى‏كند: «در «يوم الترويه» (هشتم ذيحجّه) براى ابوالحسن هادى(ع) تعداد زيادى گوسفند خريدم و ايشان تمام گوسفندان را در ميان خويشان خود تقسيم كردند.»(3)
3ـ مورد ديگر كه اعجاب مورّخان را برانگيخته است چنين مى‏باشد كه: «حضرت به قصد روستايى متعلّق به خودشان از سامرّا خارج شدند، چندى بعد يكى از باديه‏نشينان به در خانه حضرت آمد، خانواده حضرت به آن مرد گفتند كه ايشان به زمينى خارج از شهر رفته‏اند و آن مرد هم متوجّه محل حضرت شده و پس از ديدن ايشان با صدايى ضعيف گفت: يابن رسول اللّه! من مردى از اعراب كوفه و از مواليان و محبّان جدّت على بن ابى‏طالب هستم، سنگينى قرض مرا از پا درآورده است و جز تو گره‏گشايى نمى‏شناسم ...؛ حضرت متأثر شدند و ديدند وى
متمسّك به ولايت على (ع) است، ولى خود حضرت در آن هنگام در تنگنا بودند و كمكى از دستش ساخته نبود؛ ازاين‏رو، به دست خودشان ورقه‏اى نوشتند مبنى بر آن كه: اعرابى از حضرت مبلغ معينى طلبكار است، سپس كاغذ را به او داده گفتند: اين كاغذ را نزد خودت داشته باش و به سامرّا برو، هر وقت ديدى عده‏اى نزد من جمع شده‏اند، برخيز و طلبى را كه در اين كاغذ است از من بخواه و بر من سخت بگير كه چرا بدهى‏ام را نپرداخته‏ام و تمامى دستورات مرا انجام بده. اعرابى ورقه را گرفت و هنگامى كه حضرت به سامرّا بازگشت عده‏اى به ديدن او آمدند كه در ميان آنان جاسوسان و مأموران حكومت عبّاسى هم حضور داشتند، چندى نگذشت كه اعرابى از راه رسيد و كاغذ را نشان داده خواستار پرداخت مبلغ مذكور در آن شد، امام به عذرخواهى پرداخت ليكن اعرابى با اصرار خواستار پول خود بود و همچنان تأكيد مى‏كرد. حاضرين در مجلس متفرق شدند و جاسوسان متوكل شتابان ماجرا را به گوش خليفه رساندند او نيز دستور داد تا سى هزار درهم نزد حضرت ببرند، وقتى كه اعرابى آمد حضرت پولها را به او داده فرمودند: «اين پولها را بگير و بدهى خود را بپرداز و باقى مانده را خرج خانواده‏ات كن ...»
اعرابى مبلغ را بسيار ديده گفت: يابن رسول اللّه! بدهى من كمتر از يك سوم اين مبلغ است ...؛ ولى خداوند بهتر مى‏داند كه رسالت خود را ميان چه كسانى قرار دهد.(4) و پولها را برداشته با خشنودى تمام و با خيال راحت به سوى خانواده‏اش رفت و همچنان براى امام هادى (ع) كه او را از فقر و سختى نجات داده بود دعا مى‏كرد».

1. صفوة الصفوة، ج2، ص 98.
2. مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص 409.
3. بحارالانوار، ج 50، ص 132 مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص 411.
4. شرح شافيه ابى فراس، ج2، ص 167.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
2 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .