شاخصه هاي اخلاقي ورزشکار مسلمان

اخلاق ورزشي و شاخصه هاي اخلاقي يک ورزشکار مسلمان چيست؟

موضوع اخلاق در ورزش رابطه بين دوطرف است و رابطه صرفاً رابطه با رقيب محسوب نمي‌شود. موضوع اخلاق رابطه با هم تيمي و حتي با خود هم هست. هيچ قانون ورزشي نمي تواند به يك بازيكن فوتبال بگويد چگونه با يار خودي رفتار كند و چگونه حب و بغضهاي شخصي را در رابطه اي ورزشي و انساني كه با هم تيمي اش دارد دخالت ندهد. اين وظيفه اخلاق است که در تنظيم اين روابط کوشش مي کند.
از سوي ديگر معرفت اخلاقي علاوه بر آنكه از جنس ارتباط است از جنس معرفت هم هست يعني چيزي بر معارف ما مي‌افزايد. اينكه در يك مسابقه تنها يك تيم قهرمان مي شود و اينكه ورزش علاوه بر قهرماني كاركردهايي ديگر براي سلامت روح و جسم دارد و اينكه ورزش يك زندگي فشرده شده است همه معارفي هستند كه هرچند تأثيرات اخلاقي زيادي دارند اما بيش و پيش از آن، اينها بر معرفت ما مي افزايند. معرفتي كه بسي به كار ما مي آيد.
ورزش غيرحرفه اي البته شايد به اندازه ورزش حرفه اي به اخلاق نگاه ويژه نداشته باشد. اخلاق حرفه اي اخلاق يك پيشه و يك حرفه است و همانطور كه تجارت، اقتصاد، فكر ، تكنولوژي، پزشكي و رسانه نيز به اخلاقي خاص خود نياز دارند ورزش حرفه اي نيز بدين اخلاق نياز دارد. در اين ميان دغدغه متفكران اخلاق ورزش حرفه اي آن است كه به معيارها و كدهايي اخلاقي توسل جويند كه ميان همه فرهنگها و هويتها مشترك است هرچند كه پاره اي معتقد هستند اين اميد را بايد كمرنگ كرد چرا كه تفاوتهاي فرهنگي تأثير خود را بر تفاوتهاي معيارهاي اخلاقي ورزش حرفه اي هم خواهند گذاشت.
با اين همه مدافعان يك اخلاق ورزش حرفه اي عام و جهانشمول تأكيد دارند اگر معياري بتواند اين جهانشمولي را به وجود آورد همان قاعده طلايي است. بر طبق اين قاعده كاري را كه نمي خواهي با تو بكنند با ديگري مكن. به نظر اين افراد اين قاعده است كه نه تنها همه ورزشكاران حرفه اي بايد بر طبق آن رفتار كنند كه اينگونه هم رفتار مي كنند.
به طور مثال اگر فوتباليستها از قاعده بازي جوانمردانه پيروي مي كنند مبتني بر قاعده طلايي است و از آن پيروي مي كنند. اين قاعده با گونه اي فايده گرايي هم قابل توجه است. اينكه اگر تو به اين حركت دست نزني طرف مقابل تو هم همين شيوه را اتخاذ خواهد كرد.

«ويژگي هاي يك ورزشكار مسلمان»
- ايمان: اولين خصوصيت يك ورزشكار مسلمان، ايمان و تقواي اوست. نيرومند بودن به تنهايي از نظر اسلام ارزشي ندارد. آن چه معيار ارزش است، تقوا است. در روايات اسلامي به دانش پژوهي ورزشكار اهميت داده شده است.
احاديث و آيات:
خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: (إنّ اكرمكم عندالله أتقاكم - گرامي ترين شما نزد خدا، پرهيزكارترين شماست. حجرات 13).
البته انسان پرهيزكار و با ايمان، هر چه قوي تر و نيرومندتر باشد، بهتر است، اما قوي بودن به تنهايي كافي نبوده و ملاك ارزش نخواهد بود؛ از اين رو در حديث نبوي مي خوانيم: (المومن القوي خير و احب من المومن ضّعيف - شخص با ايمان قوي و نيرومند، از شخص با ايمان ضعيف بهتر و دوست داشتني تر است).
در اين حديث، ابتدا كلمه المومن آورده شده و سپس كلمه القوي يا الضّعيف، و انسان با ايمان با يك انسان با ايمان ديگر مقايسه شده است، نه با يك انسان فاقد ايمان، زيرا انسان فاقد ايمان، ارزشي ندارد.
نكته جالب توجه، اين كه انسان با ايمان اگر نيرومند و سالم باشد، مي تواند منشا آثار خير بيش تري باشد و حتي بهتر و بيش تر عبادت كند و يا جهاد نمايد. در اين جا توجه شما را به قسمتي از رهنمودهاي امام خميني (ره) در اين خصوص جلب مي نمايم:
آن چه كه پشتوانه ملت است، پشتوانه اسلام است. آن مردهاي با ايمان هستند، ورزش كاران با ايمان هستند، روحاني با ايمان و دانشگاهي با ايمان و ... اين ها مي توانند پشتوانه يك ملت باشند و نگذارند دست هاي خائنانه همه چيز ما را ببرند، قدرت مادّي ما، قدرت معنوي ما را از بين ببرند.
ايشان در ضمن بيان وظيفه ورزش كاران فرمودند:
ورزش كاران دو وظيفه دارند: يكي ورزش جسماني براي قوه پيدا كردن و قدرت پيدا كردن ... يكي هم پرورش روحاني، كه اگر پرورش روحاني در انسان پيدا بشود، آن وقت قدرت جسماني اش مضاعف مي شود. شما كوشش كنيد كه آن قدرت را هم كه قدرت الهي است، قدرت هم به بركت اسلام و به بركت مولا اميرالمومنين عليه السلام در شما پيدا شود. كه يك مرد روحاني قوي و جسماني قوي بشويد، كه هم جانب روحتان قوي باشد و هم جانب جسمتان قوي باشد.
2- امين بودن: ورزش كار مسلمان بايد امين باشد. در مواردي از آيات قرآني، قوي بودن با امين بودن قرين شده و گويا مكمّل يكديگر دانسته شده اند.
يكي از آن موارد، داستان حضرت موسي عليه السلام و دختران حضرت شعيب عليه السلام است. وقتي صفورا، دختر حضرت شعيب عليه السلام مي خواهد حضرت موسي عليه السلام را براي استخدام شدن به پدر خود پيش نهاد كند، به دو ويژگي مثبت وي اشاره نموده و مي گويد:
(يا ابت استاجره انّ خير من استاجرت القوي الامين - پدرجان! موسي را استخدام نما، زيرا بهترين كسي كه مي تواني استخدام كني، كسي است كه قوي و امين باشد. قصص 26). به طور كلي اگر كسي قوي باشد، ولي امين نباشد، از كسي كه ضعيف است، ولي امين است، خطرناك تر خواهد بود.
مورد ديگر، داستان حضرت سليمان و بلقيس است. آن جا كه حضرت سليمان مي خواهد به سرعت تخت بلقيس را از سرزمين سبا به كاخ خود بياورد، مي گويد: كدام يك از شما درباريان، تخت بلقيس را قبل از آن كه تسليم امر من شوند، نزد من خواهد آورد؟ عفريتي از جن مي گويد:
(انا اتيك به قبل ان تقوم من مقامك - من پيش از اين كه از جايت بلند شوي، آن را نزد خواهم آورد. نمل 39). و آن گاه اضافه مي كند: (و اني عليه لقوي امين - و من بر اين كار، قوي و امين هستم. نمل 39). و بدين ترتيب، خود را قوي و امين معرفي نموده و قوّت را در كنار امانت به كار مي برد.
3- دانش و بينش: ورزشكار مسلمان بايد داراي دانش و بينش وسيع باشد. ورزش كار مسلمان، همچنان كه از نظر جسمي، قوي و نيرومند است، از جهت علمي نيز بايد توانا و نيرومند باشد. متاسفانه اكثر ورزش كاران مسلمان، از اين نكته غافل بوده و هنگامي كه وارد گود ورزش مي شوند، درس، بحث، مطالعه و تحقيق را كنار مي گذارند. نيرومندي بدني و علمي براي يك انسان، بسان دو بال براي يك پرنده اند. پرنده هنگامي مي تواند اوج گيرد كه دو بال نيرومند داشته باشد، و داشتن يك بال- هر چند قوي و نيرومند- براي او كافي نيست. در قرآن حكيم، در اين خصوص چنين مي خوانيم: (و زاده بسطة في العلم و الجسم - و او را [طالوت را] در دانش و قوت جسم فزوني بخشيده است. بقره 247).
درباره حضرت داوود عليه السلام نيز كه جواني نيرومند و با ايمان بوده و به همين مناسبت توانسته بود بزرگ ترين رهبر كافران را به قتل رساند، مي فرمايد: (و قتل داوود جالوت و اتاه الله الملك و الحكمة و علّمه ممّا يشاء - و داوود، جالوت را كشت، و خداوند حكومت و دانش را به او بخشيد، و از آن چه مي خواست به او تعليم داد. بقره 251).
همچنين در باره او مي فرمايد: (وشددنا ملكه و اتيناه الحكمة - ما پايه حكومت او را محكم ساختيم و به او دانش داديم. ص 20). چنان كه ملاحظه مي شود، داوود عليه السلام از ايمان و قدرت بدني كافي برخوردار بوده است؛ بنابراين، لازم است كه از نظر علم و دانش هم به اندازه كافي نيرومند شود، تا آمادگي رهبري را پيدا كند. خداوند اين علم و دانش را نيز خود به او تعليم داده و ارزاني مي دارد.
گويا از نظر قرآن، نوعي ارتباط بين كمال جسماني و آمادگي، جهت كسب دانش، بينش، حكومت و قضاوت وجود دارد؛ از اين رو درباره برخي از پيامبران بزرگ چنين مي فرمايد: (و لمّا بلغ اشدّه اتيناه حكما و علما - و هنگامي كه [يوسف] به مرحله بلوغ و قوّت رسيد، ما حكم و علم به او داديم. يوسف 22). (و لما بلغ اشدّه و استوي اتيناه حكما و علماً - هنگامي كه [موسي] نيرومند و كامل شد، حكمت و دانش به او داديم. قصص 14).
همچنين در قرآن مي خوانيم: وقتي حضرت سليمان به درباريان خود مي گويد: چه كسي تخت بلقيس را قبل از آن كه تسليم امر من شود، نزد من خواهد آورد؟ عفريتي از جن مي گويد: من پيش از اين كه از جايت بلند شوي، آن را نزد تو خواهم آورد، ولي كسي كه داراي قدرت فوق العاده اي است مي گويد: (انا اتيك به قبل آن يرتدّ اليك طرفك - من پيش از آن كه چشم بر هم زني، آن را بدين جا خواهم آورد. نمل 40). و چنين نيز مي كند. خداوند در قرآن اين شخص توانا را داراي دانش معرفي نموده و مي فرمايد: (قال الّذي عنده علم من الكتاب - و آن كسي كه به علم و دانش كتاب [الهي] دانا بود گفت. نمل 40).
در روايات اسلامي نيز به دانش پژوهي ورزش كار اهميت داده شده است؛ به عنوان نمونه، مي بينيم در حديث نبوي نه تنها آموزش كتابت و سواد يكي از وظايف پدر نسبت به فرزند پسر، دانسته شده، بلكه بر آموزش دو ورزش شنا و تيراندازي، كه اين دو نيز از وظايف پدر مي باشند مقدّم شده است: (حقّ الولد علي والده آن يعلمه الكتابة و السّباحة و الرّماية و ان لا يرزقه الا طيّبا - حق فرزند [پسر] برعهده پدرش اين است كه به او نوشتن و شنا كردن و تيراندازي نمودن را آموزش داده و جز از راه حلال، روزي او را تامين نكند. وسائل الشيعه ج 21 ص 474).
در كتاب گفتار وعّاظ، به نقل از كتاب معالم الزّلفي سيّدهاشم بحريني (ره) آمده است:
امام حسن و امام حسين عليهما السلام در سنين كودكي نزد حضرت علي عليه السلام آمده، از وي خواستند بين آن ها در كشتي گرفتن قضاوت كند. آن حضرت فرمود: به جاي اين كار برويد خط بنويسيد.
شايد آن حضرت خواسته با اين برخورد، به فرزندان خود بفهماند كه آن چه از زور بازو مهم تر است، علم و هنر باشد، نه اين كه بخواهد كشتي را نفي كند، زيرا مي دانيم آن ها در حضور رسول خدا صلي الله عليه و اله با يكديگر كشتي مي گرفتند و آن حضرت نيز به تشويقشان مي پرداخت.
4- سبقت در كار خير: به طور معمول پيشي گرفتن و برنده شدن در مسابقات و رقابت هاي ورزشي، براي ورزش كاران از اهميت خاصي برخوردار است، كه البته اشكالي هم ندارد، ولي ورزشكار مسلمان بايد به مسابقه در امور خيريّه و برنده شدن در آنها، بيش از برنده شدن در مسابقات ورزشي اهميت بدهد. خداوند متعال در قرآن، در باره ايمان آورندگان مي فرمايد: (اولئك يسارعون في الخيرات و هم لها سابقون - آن ها در سعادت و خيرات تعجيل مي كنند، و اينان هستند كه به كارهاي نيكو سبقت مي جويند. مؤمنون 61).
همچنين در توصيف پياميراني همچون ابراهيم، لوط، اسحق، يعقوب، نوح، داود، سليمان، ايّوب، اسماعيل، ادريس، ذوالكفل، يونس و زكريّا عليهم اسلام مي فرمايد: (انّهم كانوا يسارعون في الخيرات؛
آن ها در كارهاي خير تعجيل مي كردند. انبيا 90).
5- حمايت از مظلوم: ورزش كار نبايد به منظور زور گويي به ديگران و دست يافتن به آن چه حق او نيست ورزش كند، بلكه بايد از زورگويي پرهيز نموده و داراي روحيه دفاع از مظلوم در برابر ظالم باشد. حضرت علي عليه السلام در وصيّت خويش به دو فرزند بزرگوارش، امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام مي فرمايد: (كونا للظّالم خصماً و للمظلوم عونا - همواره دشمن ظالم و ياور مظلوم باشيد. شرح نهج البلاغه ج 17 ص 5).
همان گونه كه شاعر مي گويد: شكرانه بازوي توانا بگرفتن دست ناتوان است. ورزش كار بايد شكرانه بازوي تواناي خويش را، دفاع از مظلوم قرار داده و خود را از صف ظالمان و ستم پيشگان كنار بكشد. حضرت موسي عليه السلام كه جواني نيرومند بود، مي تواند در اين زمينه الگوي مناسبي براي ورزش كاران آزاده و مسلمان باشد. او وقتي مي بيند يكي از غبطيان، كه از ماموران دربار فرعون بود، شخص با ايماني از بني اسرائيل را به باد كتك گرفته و او نيز قادر به دفاع از خويشتن نبوده، از وي ياري مي طلبد، به ياري مظلوم مي شتابد و با مشتي كه برسينه ظالم مي كوبد، وي را از پاي در مي آورد، ولي اكنون با كشتن او خود را به فتنه فرعونيان گرفتار كرده بود، به درگاه خدا استغفار نمود: (قال ربّ انّي ظلمت نفسي فاغفرلي فغفر له انّه هو الغفور الرّحيم - [موسي] گفت: خدايا من برخويش ستم روا داشتم، از من درگذر؛ خدا هم از او در گذشت، كه او بسيار آمرزنده و مهربان است. قصص 16).
وقتي خدا از او در گذشت و نجاتش داد، موسي عرض كرد: پررودگارا! به شكرانه اين نعمت كه به من عطا فرمودي،من هم هرگز ياور گناه كاران نخواهيم بود: (قال ربّ بما انعمت علي فلن اكون ظهير للمجرمين - [موسي باز] گفت: پروردگارا! به شكرانه اين نعمت (نيرو) كه به من عطا فرمودي، من هرگز ياور بدكاران نخواهم بود. قصص 17).
وي هنگامي كه از چنگ فرعونيان گريخت و در نزديكي شهر مدين برسر چاهي رسيد و ديد كه چوپانان گردن كلفت بر سرچاه ريخته و به دو دختر جوان و محجوب نوبت نمي دهند تا گوسفندان خود را سيراب سازند، باز هم ستم را تحمّل ننموده و به ياري دختران ستمديده مي شتابد؛ چوپانان را كنار زده و با وجود خستگي فراوان ناشي از هشت شبانه روز راه پيمايي و گرسنگي مفرط، به تنهايي و بدون هيچ چشم داشتي، براي همه گوسفندان آن ها از چاه آب مي كشد.
امام سجاد عليه السلام نيز در دعاي بيستم صحيفه سجاديه، چنين معروض مي دارد: خداوندا! به روان محمد و آل محمد رحمت فرست، و دست مرا در مبارزه با ظلم و اجحاف، توانا گردان، و به زبان من در برابر دشمن قدرت گفتار بخش، و بر قوم بدخواه پيروزم گردان! مقدّر فرماي كه حيله مردم حيله گر را در هم بشكنم و دست ظالم را از تعدّي و تجاوز كوتاه كنم و ... تهديد دشمنان را به هيچ انگارم و ...
پروردگارا! مقرر بفرماي كه دست هاي من در خير و صلاح مردم به كار افتد، و همچنان دست كارگر مرا از منت گذاري و دل آزاري ايمن دار، و زبان مرا از خودستايي و تفاخر خاموش فرماي!
6- گذشت و بخشش: ورزش كار مسلمان بايد داراي روحيه گذشت و بخشش باشد. وقتي در اوج قدرت و توانايي بوده و برخصم برتري و پيروزي يافته، بر او سخت نگيرد و در صدد انتقام جويي و صدمه زدن به حريف برنيايد. او بايد عفو و گذشت را شكرانه پيروزي خويش قرار دهد. حضرت علي عليه السلام در اين مورد مي فرمايد: (اذا قدرت علي عدوّك فاجعل العفوعنه شكراً للقدرة عليه - هر گاه بر دشمنت دست يافتي، پس بخشش و گذشت از او را شكر و سپاس (نعمت) توانايي براو قرار ده. نهج البلاغه حكمت 11).
(و اكظم الغيظ و تجاوز عند المقدرة، و احلم عند الغضب، و اصفح مع الدّولة تكن لك العاقبة - و خشم را فرو بنشان، و هنگام توانايي [از كيفر] بگذر، و هنگام تندخويي بردبار باش، و با وجود تسلط داشتن [از انتقام] دوري كن، تا برايت پاداش نيكو باشد. نهج البلاغه نامه 69).
7- پرهيز از غرور: ورزش كار هر چند نيرومند باشد، نبايد به قدرت، توان و مقاماتي كه دارد مغرور شود. او بايد بداند همه نيروها و توان ها، از آن خداوند قادر متعال است. از اين جهت است كه در نماز، به هنگام به پاخاستن مي گوييم: (بحول الله و قوّته اقوم واقعد - با توان و نيروي الله به پامي خيزم و مي نشينم.)
سرور شهيدان، حضرت امام حسين بن علي عليه السلام نيز وقتي كه به لشكر انبوهي از دشمن حمله مي برد و در ميان باراني از تير، يك تنه آنان را وادار به گريز نموده و تعداد قابل توجهي از آنان را از دم تيغ خويش مي گذراند، با صداي بلند و رسا مي فرمود: (لاحول و لا قوّة الا بالله العلي العظيم - هيچ توان و نيرويي، جز از ناحيه الله كه بلند مرتبه و والا مقام است، وجود ندارد). خداوند متعال نيز، همين مطلب را در قرآن مجيد تذكر داده و مي فرمايد: (انّ القوة لله جميعاً - همه نيروها [بدون استثنا] از آن خداوند است. بقره 165).
عاقبت غرور، شكست و سقوط است پس دليلي وجود ندارد كه افراد نيرومند و ورزشكار به قوّت و توان خود مغرور شده، خدا را از ياد برده، و از آن در راه هاي غير صحيح و غير انساني استفاده نمايند. حضرت سليمان كه داراي قدرت و حكومتي فوق العاده بود و وقتي اراده نموده بود كه تخت بلقيس را از كاخش در سرزمين سبا به كاخ خود آورد، يكي از درباريانش در كم تر از يك چشم به هم زدن، اين كار را برايش انجام داده بود، به اين قدرت و عظمت فوق العاده اي كه در اختيار داشت، مغرور نشده و مي گويد: (هذا من فضل ربّي ليبلوني ءاشكر ام اكفر - اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را به جا مي آورم يا كفران [نعمت] مي كنم. نمل 40).
بنابر اين بايد قدرت را از جانب خدا و وسيله اي براي آزمايش دانسته و به آن مغرور نشد. عاقبت غرور، شكست و سقوط است، شخص مغرور، حريف را دست كم گرفته، احتياط را از دست داده و در نتيجه شكست مي خورد. حضرت علي عليه السلام همين امر را آفت شجاعت دانسته و مي فرمايد: (آفة الشّجاعة اضاعة الحزم - آفت شجاعت، از بين بردن تدبير و هوشياري است. غررالحكم ص 259). و (آفة القوي استضعاف الخصم - آفت انسان زورمند، دشمن را ضعيف شمردن است. غررالحكم ص 347).
معارف ديني ما مسلمانان به صورت گسترده و پراكنده در كتاب و سنت (قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام) فراوان به چشم مي خورد كه براي دستيابي به آنها بايد تمام اين منابع مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرد. البته با تحقيق و تدبر بيشتر در آيات و روايات موارد بيشتري را مي توان به عنوان نمونه ذكر كرد.
معرفي منابع:
اخلاق در ورزش, حسين صبوري
اخلاق در ورزش: ترجمه دکتر سيد محمد حسين رضوي و محسن بلوريان
اخلاق در ورزش: مسعود نادريان جهرمي
اخلاق کاربردي: جمعي از نويسندگان

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .