شب زنده داري از منظر آيات و روايات

شب و شب زنده‌ داري
عبادت و راز و نياز با تنها معبود جهان هستي، آن هم در دل تاريك شب، براي «اهل دل» لذّتي فوق العاده و غير قابل وصف دارد!.
آنان كه توفيق شب زنده‌داري نصيبشان مي‌شود و قطره‌اي از محبت پروردگار بر مشام جانشان رسيده است، تمام دنيا و آنچه در آن است، در نظرشان كوچك و حقير است.
سيّد السّاجدين امام زين العابدين (ع) در مناجات با حضرت حق، عرضه مي‌دارد:
«اي معبود من! كيست كه شيريني محبّتت را چشيده باشد و آنگاه از تو رويگردان گشته و ديگري را به جاي تو مقصد و محبوب خود قرار دهد؟!.
و كيست كه با قُرب تو مأنوس گشته باشد و آنگاه آرزوي دل به ديگري بستن و به غير تو پيوستن را به سّر ضمير خويشتن راه دهد؟!».
آري هنگام «شب» براي خلوت با «محبوب» و راز و نياز با «معبود» و قرار دادن جان در رهگذر نفحات اهلي و تقرب يافن به پروردگار و عرض نياز عاشقانه به درگاه خدا بهترين فرصت است.
رمز موفقيت همه انبياء و اولياء و صالحان و علماء مناجات در دل شب بوده است، اكثر عنايات ربّاني بر انبياء عظام در سحرگاهان روي داده است.
پيامبر گرامي اسلام (ص) در چهل شب، در وادي طور به لقاء پروردگار نائل شد.
آري عاشقان حضرت حق، پيوسته انتظار مي‌كشند كه وقت شب فرا رسد و پرده ظلمت شب بين آنان و ديگران حائل گردد تا خلوتخانه اُنس با حضرت معبود تشكيل دهند.
خداوند مهربان به تمامي بندگان خود نظر لطف فراواني دارد تا آنجا كه به بنده خود مي‌گويد:
«بنده من! نماز شب بخوان كه آن یازده رکعت است».
اما بنده به خدا مي‌گويد: خدایا! خسته‌ام نمی‌توانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم.
بنده من! دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر را بخوان.
اما بنده به خدا مي‌گويد: خدایا! خسته‌ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
بنده من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
اما بنده به خدا مي‌گويد: خدایا! سه رکعت زیاد است.
بنده من! فقط یک رکعت نماز وَتر را بخوان.
اما بنده به خدا مي‌گويد: خدایا! امروز خیلی خسته شده‌ام آیا راه دیگری ندارد؟
بنده من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان بکن و بگو یا الله.
اما بنده به خدا مي‌گويد: خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم خواب از سرم می‌پرد!.
بنده من! همانجا که دراز کشیده‌ای تیمم کن و بگو یا الله.
اما بنده به خدا مي‌گويد: خدایا! هوا سرد است و نمی‌توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم.
بنده من! در دلت بگو یا الله، ما نماز شب برایت حساب می‌کنیم.
اما بنده اعتنای نمی‌کند و می‌خوابد.
پس خداوند به ملائكه خود مي‌گويد: ملائکه من، ببینید من اینقدر ساده گرفتم اما بنده من بی‌اعتنا است و خوابیده است. چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده است.
خداوند، دو بار او را بیدار کردیم اما باز هم خوابید.
ملائکه من، در گوشش بگوید پروردگارت منتظر توست.
پروردگارا باز هم بیدار نمی‌شود!
اذان صبح را می‌گویند هنگام طلوع آفتاب است.
ای بنده بیدار شو نماز صبحت قضا میشود.
خورشید از مشرق سر بر می‌آورد خداوند رویش را بر میگرداند و می‌گوید:
ای ملائکه من، آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟

شبانگاه
شب هنگام است كه افراد خانواده از تلاش و كوشش روزانه، خسته به خانه برمي‌گردند.
در هنگام شب، افراد خانواده يكي يكي گرد هم مي‌آيند و همديگر را پس از ساعتها دوري و فراق مي‌بينند و با تازه شدن ديدار و ملاقات با عزيزان خويش و اعضاي خانواده انبساط خاطر پيدا كرده و رفع خستگي مي‌كنند. دور هم جمع مي‌شوند و به انتقال تجربيات و بيان مشكلات خود مي‌پردازند و با همدلي و همفكري سعي مي‌كنند تا همديگر را ياري و كمك نمايند.
همچنين زن و شوهر پس از چندين ساعت دوري از هم، در هنگام شب دوباره همديگر را ملاقات مي‌كنند و خاطره عشق‌ها و دوست داشتن‌ها و محبت‌هايشان را با ديدن هم، تجديد مي‌كنند و با مؤانست و همزباني خستگي‌هاي روزانه را از تن به در مي‌كنند.
شب فرصت خوبي براي ديدار با اقوام و انجام صله رحم است. در اين ديدارها و شب نشيني‌ها افراد فاميل و دوستان و آشنايان فرصت خوبي براي ملاقات و با خبر شدن از هم و همفكري و همكاري و همياري دارند.
يكي از مواهب ديگر شب، استراحت و تجديد قواي انسان است.
كارهاي روزانه، باعث خستگي بدن و روح انسان مي‌شود و قواي انسان در پايان روز تقريباً رو به اتمام است و خستگي ناشي از كار و فعاليت بر وجود انسان چيره شده است. استراحت و خواب شبانه فرصت منحصر بفردي براي استراحت جسمي و روحي انسانها و تجديد قواي بشر است. از آيه هم استفاده مي‌شود كه شب مناسبترين زمان براي آسايش و استراحت انسانها است. مؤيد اين مطلب بيماريهايي است كه در افراد شب كار بروز مي‌كند. كساني كه در شب به جاي استراحت و تجديد قوا به كار و فعاليت مي‌پردازند در معرض بيماريهاي متعددي قرار مي‌گيرند به عنوان مثال: كار در شيفت شب و زير نور لامپ، احتمال ابتلا به سرطان سينه را در زنان افزايش مي‌دهد. نتايج دو تحقيق جداگانه و مستقل نشان داده است كه كار كردن در ساعات شب و زير لامپ‌هاي قوي، باعث كاهش ترشح هورمون ملاتونين و افزايش سطح استروژن در زنان شده و در نتيجه احتمال ابتلا به سرطان سينه را تا 60 درصد افزايش مي‌دهد.
بر اساس اين مطالعات، قرارگرفتن در اين شرايط به مدت طولاني، احتمال دچار شدن به اين بيماري را بيشتر مي‌كند. در يكي از اين تحقيقات كه توسط مركز مطالعات سرطان «فردهاچينسون» سياتل به سرپرستي دكتر اسكات ديويس انجام شده، سابقه كار 763 زن مبتلا به سرطان سينه و 741 زن سالم مورد مطالعه قرار گرفت. نتيجه اين مطالعه نشان داد در زناني كه حدود سه سال در ساعات شب كار كرده‌اند، احتمال ابتلا به سرطان سينه در حدود 40 درصد بيشتر بوده و در كساني كه بيش از سه سال در اين شرايط قرار داشته‌اند، اين احتمال به 60 درصد مي‌رسد.
يكي ديگر از بيماريهايي كه افراد شب كار به آن دچار مي‌شوند بيماري «ناكرولپسي» است. بيماران مبتلا به اين بيماري بدون اختيار در روز چرت مي‌زنند و به خواب مي‌روند و با توجه به اينكه اين حالت ناگهاني و در حالات مختلف مثلا هنگام عبور از خيابان يا در حين انجام كار بروز مي‌كند. براي مبتلايان به آن، خطرناك است. بعد ديگر و پر اهميت شب، تهجد و راز و نياز با آفريدگار بي‌نياز است. بسياري از امور مهم در شب اتفاق مي‌افتد.
از بعد ديگر نيز اين مطلب قابل توجه است كه در قديم كه وسايل امروزي نبود و مسافرت در روز به دليل گرماي زياد و طاقت فرسا بود، كاروان‌هاي تجارتي و مسافرتي از شب براي حركت و مسافرت استفاده مي‌كردند. لشكريان در شب بسوي دشمن حركت كرده شبيخون مي‌زدند و ...
حضرت علي (ع) در نامه 11 نهج البلاغه خطاب به زيادبن نصر حارثي و تشريح بن‌ هاني كه همراه با لشكر آن حضرت بسوي شام مي‌رفتند چنين توصيه فرموده‌اند:
«... و چون تاريكي شب شما را پوشاند، نيزه داران را در اطرف لشكر (براي محافظت) بگماريد و جز اندكي نخوابيد ...
فوايد و آثار شب در زندگي انسانها، حيوانات، گياهان و حتي آفرينش آنقدر زياد است كه قابل شمارش نمي‌باشد.

فضليت سحر خيزي و نماز شب
بايد توجه داشت كه وقت سحر، وقت بسيار مباركي است، وقت تهجّد و عبادت خدا است. وقت انس گرفتن با محبوب حقيقي در خلوت شب است. وقتي است كه پيشوايان معصوم اسلام (سلام الله عليهم) مسلمانان را به بيداري و تهجّد در آن ترغيب مي‌نمودند، وقتي است كه علماي بزرگ و صالحان روزگار هميشه در آن وقت از خواب برمي‌خاستند و در پيشگاه حضرت حق به نماز خواندن و تلاوت قرآن و استغفار مي‌پرداختند و حل مشكلات زندگي و قضاي حوايج مهم خود را در اين ساعت از ذات مقّدس حق تعالي مي‌خواستند و به مقصود مي‌رسيدند.
خداوند در دو جاي قرآن، كساني را كه در سحرگاهان به استغفار مي‌پردازند و از خداوند كريم و رحيم بخشايش گناهان خود را مي‌خواهند مورد تمجيد قرار داده است. (وقت سحر، آخرين قسمت از يك ششم شب ميباشد. هر چند وقت نماز شب از نصف شب به بعد آغاز مي‌شود و تا طلوع فجر ادامه پيدا مي‌كند، ولي هر چه به طلوع فجر نزديكتر باشد، ثواب بيشتري دارد).
در روايات آمده است كه خداوند متعالي، هنگام سحر درهاى آسمانها را مي‌گوشايد و مقرّبان به درگاه خداوند آيند و تسبيح و تهليل و تكبير گويند و نغمات ذكر ايشان عالم قدس را بگيرد و در اين ساعت است كه خداوند هر حاجتى از او خواسته شود اجابت مى‌كند و وقت انتشار بركات بر زمين است و آنگاه كه نسيم سحر از مطلع خويش عاشق وار نفس سرد برآرد، آن ساعت درهاى بهشت باز شود و آن باد سحرگاهى با آن لطافت و راحت و لذت از جانب بهشت عَدَن روان باشد.
از داود پيغمبر پرسيدند: كدام وقت شب فضيلت بيشتر دارد؟ گفت: ندانم ليكن دانم كه وقت سحر، عرش مجيد به جنبش درآيد.
محمد مصطفى (ص) را فرمان آمد كه اى محمد: مقام شفاعت در قيامت مقامى بزرگوار و مقامى محمود و تو را مسلم است و راهش اين است كه به شب برخيزى و نماز كنى. اى محمد، اگر خشنودى ما خواهى، روز را به رسالت بگذران و اگر «مقام محمود» خواهى، شب را به عبادت گذران و نماز شب كن.
از اين آيه برمى‌آيد كه نماز شب بر پيامبر واجب بوده است و اين بخاطر نتيجه‌اى است كه به دنبال دارد. يعنى خدا او را به مقام محمود مبعوث مى‌كند. مقام محمود، مقام بسيار برجسته‌اى است كه ستايش همگان را بر مى‌انگيزد. از اين رو در روايات آمده كه همان مقام «شفاعت كبرى» است. زيرا همه خلايق بخاطر آنكه پيامبر بزرگترين شفيع در عالم آخرت است، او را حمد مى‌كند. اما نماز شب براى همه مفيد است.
و نيز گفته‌اند كه اول شب، منادى ندا كند كه پرستندگان خدا برخيزيد و عبادت كنيد. نيمه شب ندا كند: اى مطيعان برخيزيد و خدا را ياد كنيد و هنگام سحر ندا كند:
آمرزش خواهان كجايند كه استغفار كنند؟.
پس خوشا به حال كسانى كه به وقت سحر استغفار كنند و شراب مهر به جام عشق در آن وقت بنوشند كه خداوند فرموده: محبوبترين مردم نزد من كسانى هستند كه هنگام سحر از من آمرزش خواهند.
انسان،با تداوم نماز شب و تهجّد و عبادتهاى شبانه، مى‏تواند به مقامى‏ از كمال و صفاى نفس و قرب به خدا برسد كه چشم و گوش و دست‏ خدايى پيدا كند (جز حق نبيند، جز حق نشنود و جز حق، عمل نكند) و به آنجا برسد كه هر دعايى كند، مستجاب گردد.
تهجّد عبارت است از شب زنده‌دارى و به ذكر و مناجات و استغفار پرداختن و مؤاخذه نفس.
كسانى كه در مقامات علمى و معنوى و دينى به جايى رسيده‌اند، از سحر خيزها بوده‌اند. در سحر، آمادگى فكرى و روحى و امكان ارتباط با خدا بيشتر است.

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ *** از يمن دعاى شب و ورد سحرى بود

مرا در اين ظلمات آن كه رهنمايى كرد نياز نيم شب و درس صبحگاهى بود رو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول زد ورد نيمه شب و درس صبحگاهى بود.

دانستنيهاي جالب:
خروس اذان صبح را چندین نوبت می‌خواند؟
خروس اذان ظهر و مغرب را نمی‌خواند اما اذان صبح را در چندین نوبت می‌خواند.
الف) 40 دقیقه قبل از اذان صبح حدود 15 بار بانگ می‌زند.
ب) 25 دقیقه بعد دو باره 15 بار تکبیر می‌گوید. سپس سکوت می‌کند تا کسانیکه مشغول نماز شب هستند نماز شفع و وتر را تمام کنند و دقیقاً موقع اذان در حدود 21 بار اذان می‌خواند و بلافاصله دو دقیقه از هر بانگی تا چهل بار مشغول تکبیر می‌شود.

نماز شب و سحر خيزي از منظر قرآن مجيد
نماز شب از منظر قرآن: در تفسير کشف الاسرار چنين آمده که خدای تعالی در سوره مزمل فرمود: «ای محمد به دوستان ما بگوی چون که خواهيد با ما راز و نياز کنيد روی به قبله شرع آريد و قدم در حضرت نماز نهيد».

در قرآن کريم ۱۱۲ مرتبه در ۴۵ سوره درباره نماز اوامری آمده است و نيز در ۱۷ آيه آياتی درباره نماز شب و دعوت بندگان برای برپا داشتن آن آمده است و اين همه نشان از اهميت فراوان خلوت شبانه با معبود محمود دارد.

اين آيات عبارتند از: (اسرا ۷۹، فرقان ۶۴، سجده ۱۶و ۱۷، طه۳۰، ص ۳۷ و ۳۸، زمر ۹، ذاريات ۱۷و ۱۸، طور ۴۸، مزمل۲و۳و۴و۶، دهر ۲۵ و ۲۶، فجر۳).

در ميان نوافل، «نماز شب‏» جايگاه خاصى دارد و تاكيد فراوانى كه‏ در آيات قرآن و احاديث درباره آنست،به مراتب بيش از نمازهاى ديگر مستحب است و به همين جهت، اولياء خدا بر آن مداومت و مواظبت‏ داشتند و به تهجد و عبادت نيمه شب مى‏پرداختند. تا آنجا كه نماز شب‏ را خداوند، بر بنده محبوبش حضرت محمد (ص) واجب ساخته و چنين فرمان داده بود:
«و من الليل فتهجد به نافلة لك‏».
بخشى از شب را بعنوان نافله به تهجد بپرداز و سحر خيزى كن.

قرآن، در توصيف كسانى كه نيايشگران شب و اهل نماز شب‏اند، چنين مي‌‏فرمايد:
«و المستغفرين بالاسحار».
استغفار كنندگان در سحرها.

«و الذين يبيتون لربهم سجدا و قياما».
آنانكه در حال سجود و قيام، براى خدا شب زنده‏دارى مي‌‏كنند.

«كانوا قليلا من الليل ما يهجعون‏».
مردان خدا، مقدار كمى از شب‏ را مي‌‏خوابيدند.

در قرآن كريم بارها خداوند به سحرگاهان قسم مي‌خورد، خداوند در سوره فجر، آيات 1 تا 4 و در سوره تكوير، آيه 17 كه ميفرمايد (و اللّيل اذا عسعس) سوگند به شب، چون پشت گرداند. و همين طور در سوره مدّثّر، آيه 33 و 34.
همه اين سوگندها نشانه عظمت پايان شب و سحر است و آن موقع كه تاريكي‌ها در حال تمام شدن و نور روشنى در حال بازگشتن است.

در سوره مزّمّل آيه 2، خداوند ميفرمايد: (يقم اللّيل إلاّ قلي) و در همين سوره اشاره به ترتيل قرآن در اين وقت دارد.

در سوره بني‌ اسرائيل، بعد از آيه 78، كه مربوط به نمازهاى يوميه است، در آيه 79 ميفرمايد:
«و من اللّيل فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقاماً محموداً».
و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو به منزله نافلهاى باشد.
اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.

و در سوره مزّمّل، به دنبال همان توصيه شب‌ زنده ‌دارى و قرائت قرآن ميفرمايد:
«يإنّ ناشئة اللّيل هى أشدّ و طناً و أقوم قي».
مسلّماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت‌تر است.

و دليل آن را در آيه 7 ميآورد كه: «يإنّ لك فى النّهار سبحاً طوي».
و تو را در روز، آمد و شدى دراز است.
نتيجه اين كه، نماز شب و شب زنده‌ دارى و قرائت قرآن در شب، دستور مؤكّد قرآن كريم است و باعث بيدارى قلب و تزكيه و تهذيب انسان مي‌شود.

خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد:
«و هوالذي جعل لكم اليل لباسا و النوم سباتا...»
او (خداوند سبحان) كسي است كه شب را براي شما لباس (و پوشش) قرارداد و خواب را مايه استراحت و... شما قرارداد.
كلمه «ليل» بيش از بيست بار در آيات قرآن كريم ذكر شده است و در اين آيه هم خداوند متعال به شب و فوايدي كه انسانها از اين نعمت خداوندي مي‌برند اشاره فرموده است. از آيه استفاده مي‌شود كه شب بنابر مصالحي كه براي انسانها داشته قرار داده شده است: «جعل لكم اليل لباسا...».
يعني: شب را براي پوشش شما قرار داد و اين كار هم فقط توسط پروردگار قادر متعال و بنابر حكمت و مصلحت و مهر و محبت بي‌بديل او انجام شده است.

و در جايي ديگر از قرآن خداوند مي‌فرمايد: «اناانزلناه في ليله القدر».
ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.

نزول قرآن در شب قدر بوده است و شب قدر شبي است كه از هزار ماه يعني حدود 84 سال كه يك عمر مي‌باشد، برتر است.

معراج پيامبر اسلام (ص) هم در شب اتفاق افتاده است:
«سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجدالحرام الي ...».
پاك و منزه است خداوندي كه بنده‌اش را در يك شب از مسجدالحرام به ...

خداوند متعال به پيامبر اكرم (ص) سفارش فرموده‌اند كه در شب به پا خيز و قرآن بخوان زيرا امرسنگين نبوت را بزودي بر تو القاء خواهيم كرد و بايد براي آن آماده شوي.

«يا ايها المزمل قم اليل الا قليلا نصفه اوانقص منه قليلا. اوزد عليه ورتل القرآن ترتيلا. انا سنقلي عليك قول ثقيلا».
نيمي از شب را يا كمي از آن كم كن. يا بر نصف آن بيفزا و قرآن را با دقت و تأمل بخوان زيرا ما به زودي سخني سنگين به تو القا خواهيم كرد.

سپس در آيه بعد از عبادات شبانه به عنوان عباداتي بسيار ارزشمند ياد فرموده است:
«ان ناثئه اليل هي اشد و طاوا قوم قيلا».

مسلماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت‌تر است و ...

در قرآن كريم يك سوره به نام «الليل» يعني شب وجود دارد كه در اين سوره خداوند سبحان به شب قسم ياد فرموده است: (واليل اذا يغشي). و قسم به شب وقتي جهان را بپوشاند. بسياري از بزرگان و عرفا در عرصه شب با ذكر و تلاوت قرآن و نماز و تهجّد و تفكر در آفرينش به درجات بالاي انساني رسيده‌اند. نه فقط رزق و روزي مادي دريافت كرده‌اند بلكه بر سفره‌هايي نشسته‌اند كه سرشار از مائده‌هاي آسماني و روزي‌هاي روحاني بوده است و از اين رهگذر احتياجات مادي و معنوي دنيا و آخرت خويش را تأمين كرده‌اند:

«ان المتقين في جنات و عيون اخذين ما اتاهم ربهم انهم كانوا قبل ذالك محسنين. كانوا قليلا من اليل مايهجعون و بالاسحارهم يستغفرون ...».
به يقين پرهيزكاران در باغهاي بهشت و در ميان چشمه سارها قرار دارند و آنچه پروردگارشان (از نعمت‌ها) به آنها بخشيده را دريافت مي‌كنند (زيرا در دنيا) از نيكوكاران بودند. آنها كمي از شب را مي‌خوابيدند و در سحرگاهان استغفار مي‌كردند و...

سپس خداوند متعال به رابطه راز و نياز شبانه با گسترش و وسعت رزق و روزي اشاره مي‌فرمايند و دريچه‌اي از حق و حقيقت را به روي مؤمنان مي‌گشايند كه بدانيد و آگاه باشيد كه برخلاف آنچه تصور مي‌كنيد كه روزي و وسايل امرار معاش شما در دست اين و آن يا در اين انبار و آن انبار است بدانيد كه روزي شما در آسمان است و توسط خداوند متعال و بنابر مصلحت و حكمت او كه بستگي به معنويت و شايستگي و اطاعت شما از حق و ظرفيت ظرف وجودتان دارد تقسيم مي‌شود:
«و في السماء رزقكم و ماتوعدن. فورب السماء والارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون».
و روزي شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مي‌شود سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين مطلب حق است همانگونه كه شما سخن مي‌گوييد.

«الحمدللّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على سيّدنا محمّد و آله اجمعين لاسيّما بقيّة اللّه فى الا رضين و اللّعن الدّائم على اءعدائهم من الا ن إلى قيام يوم الدين».
يكى از امورى كه بايد همه مسلمانان مورد عنايت قرار دهند، سحرخيزى و تهجّد و راز و نياز سحرگاهان است.

در قرآن كريم بيش از ده مورد، اين مسأله ياد شده و با عباراتِ گوناگون از سحرخيزان و شب زنده‌داران، تجليل و تمجيد شده است.
«تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلا تَعَلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْلَمُونَ».
پهلوهاى آنان از بسترها، تهى مى‌شود و از جايگاه خودشان بر مى‌خيزند و پروردگارشان را از روى بيم و اميد مى‌خوانند و از آنچه به آنان داده‌ايم انفاق مى‌كنند، كسى نمى‌داند كه به پاداش اعمال آنها چه چيزهايى كه باعث چشم روشنى است، براى آنها ذخيره شده است.

پس خوشا به حال كسانى كه به وقت سحر استغفار كنند و شراب مهر به جام عشق در آن وقت بنوشند كه خداوند فرموده: محبوب ترين مردم نزد من كسانى هستند كه هنگام سحر از من آمرزش خواهند.

و در سوره قدر مي‌فرمايد: «انا انزلناه في ليله القدر».
ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.

نزول قرآن در شب قدر بوده است و شب قدر شبي است كه از هزار ماه يعني حدود 84 سال كه يك عمر مي‌باشد، برتر است.

در قرآن كريم يك سوره به نام «الليل» يعني شب وجود دارد كه در اين سوره خداوند سبحان به شب قسم ياد فرموده است: «واليل اذا يغشي» و قسم به شب وقتي جهان را بپوشاند.

بسياري از بزرگان و عرفا در عرصه شب با ذكر و تلاوت قرآن و نماز و تهجد و تفكر در آفرينش به درجات بالاي انساني رسيده‌اند. نه فقط رزق و روزي مادي دريافت كرده‌اند بلكه بر سفره‌هايي نشسته‌اند كه سرشار از مائده‌هاي آسماني و روزي‌هاي روحاني بوده است و از اين رهگذر احتياجات مادي و معنوي دنيا و آخرت خويش را تأمين كرده‌اند.

شب بهترين زمان براي تماشاي ستارگان و سياره‌ها و كهكشانها و مطالعات نجومي و پي‌بردن به رمز و راز ساير كرات و كهكشان‌ها است. در عرصه شب منظر بديع ستارگان و كهكشان‌ها براي هر انسان انديشمند و صاحب تفكري تماشاگه راز است:

«ان في... اختلاف اليل والنهار لايات لالي الالباب الذين يذكرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفكرون في خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار».
مسلماً در... اختلاف شب و روز نشانه‌هاي روشني براي خردمندان است. همان كساني كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند ياد مي‌كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مي‌انديشند و مي‌گويند: بارالها! اينها را بيهوده نيافريده‌اي؛ منزهي تو، ما را از عذاب آتش نگهدار.

خداوند در آیه‌های آخر سوره بنی‌ اسرائیل میفرماید:
به آنهایی که نماز شب میخوانند و تهجد میکنند من مقام محمود و پسندیده میدهم.
«و من اليل فتهجد به نافله لك عسى ان يبعتك ربك مقاماً محمودا».

به شب بر خيز (اى محمد) و نمازگزار، اين افزونى است براى تو، اميد كه خداوند تو را به ايستادن گاهى پسنديده بر پا دارد، كه پيشينيان و پسينيان، تو را در آن كار (نماز نافله) بستايند.

مقام محمود چيست ؟
مقام محمود چنانكه از لفظش پيداست معنى وسيعى دارد كه شامل هر مقامى كه درخور ستايش باشد ميشود ولى مسلماً در اينجا اشاره به مقام ممتاز و فوق العادهاى است كه براى پيامبر در سايه عبادتهاى شبانه و نيايش در دل سحر حاصل مي‌شده است.

مفسرين در مورد مقام محمود گفته‌اند كه اين مقام همان شفاعت كبراى پيامبر است.

اين تفسير در روايات متعددى نيز وارد شده است: در تفسير عياشى از امام باقر (ع) يا امام صادق (ع) ميخوانيم كه در تفسير جمله «عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا» فرمود: «هى الشفاعة».

بعضى از مفسران كوشش كرده‌اند كه از مفهوم خود آيه اين حقيقت را دريابند: آنها معتقدند كه جمله «عسى ان يبعثك» دليل بر اين است كه اين مقامى است كه خدا در آينده به تو خواهد داد. مقامى است كه ستايش همگان را برمى‌انگيزد، زيرا سودش به همگان ميرسد، (چرا كه محمود در جمله بالا مطلق است و هيچگونه قيد و شرطى ندارد).

از اين گذشته حمد و ستايش در برابر يك عمل اختيارى است، و چيزى كه واجد همه اين صفات باشد چيزى جز شفاعت عامه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) نيست.

اين احتمال نيز وجود دارد كه مقام محمود همان نهايت قرب به پروردگار است كه يكى از آثارش شفاعت كبرى ميباشد.
گرچه مخاطب در اين آيه ظاهراً پيامبر (ص) است، ولى از يك نظر ميتوان حكم آن را تعميم داد و گفت همه افراد با ايمان كه برنامه الهى روحانى تلاوت و نماز شب را انجام ميدهند سهمى از مقام محمود خواهند داشت، و به ميزان ايمان و عمل خود به بارگاه قرب پروردگار راه خواهند يافت، و به همان نسبت ميتوانند شفيع و دستگير واماندگان در راه شوند.
زيرا مى‌دانيم هر مؤمنى در شعاع ايمان خود از مقام شفاعت برخوردار خواهد بود، ولى مصداق اتم و اكمل اين آيه شخص پيامبر (ص) است.
به همين دليل دوستان خدا هميشه از عبادتهاي آخر شب براي تصفيه‌ روح و حيات قلب و تقويت اراده و تكميل اخلاص نيرو مي‌گرفته‌اند.
در آغاز اسلام نيز پيامبر (ص) با استفاده از همين برنامه‌ روحاني مسلمانان را پرورش داد و شخصيت آنها را آن قدر بالا برد كه گويي آن انسان سابق نيستند، يعني از آنها انسانهاي تازه‌اي آفريد مصمم، شجاع، با ايمان، پاك و با اخلاص و شايد مقام محمود كه در آيات فوق به عنوان نتيجه‌ نافله شب آمده است اشاره به همين حقيقت نيز باشد.

بررسي رواياتي كه در منابع اسلام در فضيلت نماز شب وارد شده نيز روشنگر همين حقيقت است؛ به عنوان نمونه:
1ـ پيغمبر اكرم (ص) مي‌فرمايد:
«خيركم من اطاب الكلام و اطعم الّطعام و صلَّي بالليل و الناس نيام».

در سوره الزمر (آيه 9) آمده: آيا انسان ناسپاس بهتر است يا انساني كه در دل شب سجده مي‌كند و خداي را سپاس مي‌گويد، و قنوت خوان است و او از وحشت عذاب آخرت به اميد رحمت خداوند برپا مي‌ايستد و نماز مي‌خواند.

و همچنين در سوره ذاريات (آيه 17) آمده است: آن پرهيزكاراني كه بي‌گمان در بهشت مكان داده شده‌اند آنهايي هستند كه شب‌ها كم مي‌خوابند و سحرگاهان به استغفار و طلب آمرزش مي‌پردازند. اين عبادات شب زنده‌دار شب را كم مي‌خوابند و به عبادت مشغول مي‌شوند، اما به عبادت خود مغرور نيستند و در هنگام سحر از خداوند طلب آمرزش مي‌كنند.

در سوره سجده (آيه 16) آمده است كه: آنها پهلوهاي خود را از بستر گرم برمي‌گيرند، و از خوابگاه خوش دوري مي‌گزينند و خالق و ربّ خويش را مي‌خوانند و از ترس گناهان خويش به رحمت او چشم مي‌دوزند و از آن چيزي كه خدا قسمت آنها كرده و روزيشان نموده است انفاق مي‌كنند.

(دو تفسير در روايات اسلامى وارد شده: تفسيرى به نماز عشاء و اشاره به اينكه مؤمنان راستين بعد از نماز مغرب و قبل از نماز عشاء به بستر نمىروند مبادا خواب آنها را بگيرد، و نماز عشايشان از دست برود زيرا در آن زمان معمول بوده كه در آغاز شب به استراحت مي‌پرداختند و نماز مغرب و عشاء را طبق دستور استحباب جدائى ميان (نمازهاى پنجگانه) از هم جدا مىكردند و هر كدام را در وقت فضيلت خود بجا مي‌آورند. هرگاه بعد از نماز مغرب و قبل از وقت عشا مىخوابيدند ممكن بود براى نماز عشا بيدار نشوند).

در سوره مزمل (آيه 6) آمده است: خواندن آيات و نماز و راز و نياز كردن با خداوند و هم صحبت شدن با او در دل شب استوارتر و بهتر است.

در سوره دهر (آيه 26) آمده است كه: خواندن آيات و نماز و راز و نياز كردن با خداوند و هم صحبت شدن با او در دل شب استوارتر و بهتر است.

در سوره آل عمران (آيه 17) آمده است كه: اين بندگان، صابر و شكيبا در بلايا و سختي‌ها، راست گفتار و فرمانبر در هر حال و انفاق كنندگان از اموال و آمرزش خواهان در سحرگان. (پس بندگان واقعي خداوند هم صابرند و هم صادق و هم فرمانبر از امر خدايند و هم انفاق كننده و هم استغفار كننده در سحرگاهان و ما مي‌دانيم در نماز شب و در نماز وتر مستحب است هفتاد بار استغفار شود.

در سوره آل عمران (آيه 112) آمده است كه: اهل كتاب همه يكسان نيستند، بلكه عده‌اي از آنها هستند كه قيام به حق و ايمان مي‌كنند و پيوسته در اوقات شب آيات خداوند را تلاوت مي‌نمايند در حاليكه سجده مي‌نمايند.

در سوره فرقان (آيه 64) آمده است كه: و آنان كه براي رضاي پروردگار خويش شب‌ها يا در حال سجده هستند و يا اينكه ايستاده‌اند آنها شب را تا به صبح بيدارند و خدايشان را عبادت مي‌كنند.

در سوره المزمل (آيه 2) آمده است كه: برخيز شب (براي عبادت و نماز) مگر اندكي (كه در اين اندك فقط بخواب) نيمي از آن را يا كم كن از آن اندكي.

در سوره الفجر (آيه 3) آمده است كه: سوگند به شَفع و سوگند به وَتر. (كلمات شفع و وَتر را معاني مختلفي كرده‌اند كه از جمله معاني، شفع اشاره به نماز دو ركعتي و وَتر نماز يك ركعتي در اين فريضه الهي است.

در قرآن مجيد از پاداش بزرگ و نفيسي كه خداوند به زاهدان شب عنايت مي‌كند، خبر داده، مي‌فرمايد: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ».
هيچ كس نمي‌داند كه در ازاي كاري كه انجام داده‌اند، چه (پاداش مهم) و چشم روشني‌اي براي آنها نهفته شده است.

حضرت امام صادق (ع) در تفسير اين آيه شريفه فرمود:
«ما مِنْ حَسَنَةٍ إِلاّ وَ لَها ثَوابٌ مُبَيَّنٌ فِي الْقُرْانِ إِلّا صَلاةُ اللَّيْلِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ يُبَيِّنٌ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ».
هيچ كاري نيكي نيست جز آنكه پاداشش در قرآن بيان شده است مگر نماز شب كه خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نكرده و فرموده است: «فَلا تَعلَمُ نَفس».

ممكن است در اينجا اين سؤال پيش آيد كه چرا پاداش عظيم نماز شب مخفي نگاه داشته شده است؟ اين سؤال را به سه شكل مي‌توان پاسخ داد:

1. كارهاي ارزشمند و عظيم چنان است كه حقيقت آنها به سادگي قابل درك نيست، در عين حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگيزتر است.
2. قرّة‌العين و چشم روشني، آن قدر بزرگ و گسترده است كه دانش انسان از رسيدن به تمام خصوصيات آن ناتوان است.
3. چون «نماز شب» مخفيانه و دور از چشم ديگران انجام مي‌گيرد، پاداش آن نيز پنهان و دور از چشم مردمان است.

نماز شب از منظر ائمه معصومين (عليهم السلام)
از رسول خدا (ص) نقل شده است:
«أشرف اُمَّتي حملةُ الْقرانِ و اصْحاب اللَّيلِ».
بزرگان و اشراف امّت من دو گروه‌اند: حاملان (حافظان) قرآن، و شب زنده‌داران.

مهمترين نكته‌اي كه بايستيكه به آن توجه زيادي داشته باشيد اين است كه اعمال مستحبه و نوافل در صورتي مفيد و مؤثر است كه استمرار و تداوم داشته باشد، چنانكه در احاديث آمده است: هر عمل نيكي را كه شروع مي‎كنيد حداقل آن را تا يك سال ادامه دهيد كه تأثير عمل در تداوم آن است.

در حديثي از پيامبر (ص) آمده است كه: دو ركعت نماز در دل شب پيش من از دنيا و آنچه در آن است محبوتر است.

همچنين رسول خدا (ص) فرمود:
«نزد من دو ركعت نماز در دل شب از دنيا و آنچه در اوست، بهتر است».

نيز آن بزرگوار فرمود: «خداوند، ابراهيم را دوست نگرفت، مگر به خاطر خوراندن طعام (به مردم) و خواندن نماز در شب، درحالي كه مردم در خواب بودند».

ما نمي‌دانيم كه اين دوستي كه خداوند آن را به ابراهيم داده است، چه مقام با عظمتي است. تمام بهشت‌ها را اگر به ابراهيم خليل بدهند، در آن نظر نكند. نعمت‌هاي آن عالم را با اين جهان مقايسه نكن، و بدان كه اهميت پاداش نمازگزاران در دل شب را خداوند مي‌داند؛ اما افسوس كه ايمان ما سست است؛ والا چگونه شب را تا صبح به غفلت سپري مي‌كرديم.

آن حضرت در جايى مى‌فرمايند: آنقدر جبرئيل مرا سفارش به نماز شب كرد كه گويا نيكويان امتم شب نمى‌خوابند. دو ركعت نماز در شب را بر همه دنيا ترجيح مى‌دهم.

و نيز فرمود: شريفترين امت من اهل قرآن و شب زنده ‌دارند.

و در حديت ديگري آمده است كه: «شرف المؤمن صلاته بالليل‏».
شرف مؤمن به نماز شب اوست.

در حديثي آمده است: «كذب من زعم انه يحبنى فاذا جنه الليل نام عنى،اليس كل محب يحب خلوة حبيبه؟» دروغ مي‌‏گويد آنكه مدعى محبت من است، ولى وقتى شب‏ او را فرا مي‌‏رسد، مى‏خوابد،آيا مگر نه اينكه هر عاشقى، خلوت با معشوقش را دوست دارد؟...

تفسير نمونه جلد 12 صفحه 230 آمده است كه: «اى محمد هر چه مى‌خواهى عمر كن اما بدان كه سرانجام خواهى مرد، و به هر چه مى‌خواهى دل ببند اما بدان سرانجام از آن جدا خواهى شد، و هر عملى مى‌خواهى انجام ده ولى بدان سرانجام، عملت را خواهى ديد، و نيز بدان كه شرف مؤمن نماز شب او است، و عزتش خود دارى از ريختن آبروى مردم است».

اين اندرزهاى ملكوتى جبرئيل كه همه حساب شده است نشان ميدهد كه نماز شب آنچنان شخصيت و تربيت و روحانيت و ايمانى به انسان ميدهد كه مايه شرف و آبروى او است همانگونه كه ترك مزاحمت نسبت به مردم، سبب عزت خواهد شد.

روزي رسول اكرم (ص) به يكي از اصحابش فرمود: اگر مايلي راه‌هاي خير را به تو نشان بدهم. سپس فرمود: «... قيام الرّجل في جوف اللّيل يبتغي وجه الله».
(يكي از راهها) برخاستن مرد در دل شب در پي يافتن رضاي خداست.

حضرت على (ع) فرمود: هرگاه رسول خدا (ص) براى نماز شب بر مى‌خاست، نخست مسواك مى‌كرد، سپس به آسمان مى‌نگريست و اين آيات را زمزمه مى‌كرد: «إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لاَياتٍ لاُِوْلِى الاَْلْبابِ ...».
مسلّماً در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و رفتِ شب و روز، نشانه‌هاى (روشنى) براى خرمندان است.

حضرت علي (ع) هم در وصف شب زنده ‌داران فرموده است: شب زنده‌ داري خواب را از چشم او ربوده و به اميد ثواب ...

پرهيزكاران در شب بپا ايستاده مشغول نمازند. قرآن را جزء جزء و با تفكر و انديشه مي‌خوانند و با قرآن جان خود را محزون و داروي درد خويش را مي‌يابند... بكوشيد در دل شب‌ها با شب زنده ‌‌داري و ...

كجايند ياران شهيدي كه رنگ صورتشان از شب زنده‌داري زرد شده بود ... اي نوف! همانا داوود پيامبر در چنين ساعتي از شب بر مي‌خاست و ...

امام صادق (ع) فرمود: «ازجمله سفارش‌هاي پيامبر (ص) به علي‌ (ع) اين بود كه اي علي! تو را به صفاتي در خودت سفارش مي‌كنم؛ پس آنها را حفظ كن. سپس گفت: «خداوندا! او را ياري نما! تا اين كه فرمود: بر تو باد نماز شب! برتو باد نماز شب! بر تو باد نماز شب».

حضرت علي (ع) به پسر عمران مي‌فرمايد: اي پسر عمران، دروغ مي‌گويد آن كسي كه گمان مي‌كند مرا دوست دارد در حاليكه چون شب فرا مي‌رسد از من چشم مي‌پوشد و به خواب مي‌رود! آيا نه مگر چنين است كه هر عاشقي خلوت با معشوقش را دوست مي‌دارد؟

هان اي پسر عمران، اين منم كه بر دوستانم مطّلعم؛ چون شب آنان را فرا گيرد چشم دلشان را دگرگون مي‌سازم (كه جز من چيزي نمي‌بينند) و عقوبتم را در مقابل ديدگانشان مجسّم مي‌كنم (بدان گونه كه) از راه شهود و رويا رويي با من به مخاطبه مي‌پردازند و حضوراً با من به گفتگو مي‌نشينند. اي پسر عمران، در دل شبهاي تار از دلت خشوع و از تنت خضوع و از چشمانت قطرات اشك نثار من بنما و مرا بخوان كه مرا به خود نزديك و اجابت كننده دعوتت خواهي يافت. (بحار الانوار، ج 78، ص 139).

امام باقر (ع) مي‌فرمايد: هيچ قطره‌ای نيست که نزد خدای عزوجل محبوبتر باشد از قطره اشک در ظلمت شب که از خوف خدا باشد و جز برای او منظوری نباشد.

حضرت علي (ع) فرمود: «طُوبي لِنَفْسِ اَدَّتّ اِلي رَبِّها فَرْضَها، وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها، وَ هَجَرَتْ فِي اللَّيْلِ غُمْضَها، حَتّي اِذا غَلَبَ الْكَري عَلَيْها اِفْتَرَشَتْ أرَضَها، وَ تَوسَّدَتْ كَفَّها، في مَعْشَرٍ اَسْهَرَ عيُونَهُمْ خَوفٌ مَعادِهِمْ، تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ أولئِكَ حِزْبُ اللهِ ألا اِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُون».
خوشا به حال آن كس كه مسؤوليتهاي واجب را در پيشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هرگز سختي و تلخي را به جان خريده و به شب زنده‌داري پرداخته است و اگر خواب بر او چيره شد بر روي زمين خوابيده و كف دست را بالين خود قرار داده و در گروهي است كه ترس از معاد، خواب را از چشمانشان ربوده و پهلو از بسترها گرفته و لبهايشان به ياد پروردگار در حركت و با استغفار طولاني گناهان را زدوده‌اند: «آنان حزب خداوندند و قطعاً حزب خدا رستگار است».

حضرت رسول اكرم (ص) در ضمن وصيتهاي خود به حضرت اميرالمؤمنان علي (ع) فرمودند: «عَليكَ بِصَلوهِ اللّيلِ، بِصلوهِ الّليلِ، بِصلوهِ اللّيلِ» يعني سه مرتبه فرمودند:
نماز شب خواندن را بر خود لازم بشمار.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «لَيْسَ مِنْ شِيْعَتِنا مَنْ لَمْ يُصَلِّ صَلوة اللّيل».
كسى كه نماز شب نمى‌خواند، از شيعيان ما نيست.

در حديثى از امام صادق (ع) چنين مى‌خوانيم: «أَبْغَضُ الْخَلْقِ إلى اللّه جِيْفَةٌ بِاللَّيلِ، بطالٌ بِالنَّهار».
مبغوض‌ ترين و ناپسندترين مردم نزد خداوند، كسى است كه [شب را سراسر به خواب رود] بسان مردارى گنديده و در روز بيكار و تنبل باشد.

امام صادق (ع): به يكى از يارانش فرمود: «لا تدع قيام الليل فان المغبون من حرم قيام الليل».
دست از قيام شب برمدار، مغبون كسى است كه از قيام و عبادت شب محروم گردد.

ابن ابي ‌يعفور (راوي حديث) مي‌گويد به حضور امام صادق (ع) عرضه داشتم قربانت شوم بفرمائيد آن ساعتي كه نزديكترين ساعات انسان به خدا و خدا به او نزديك است كدام ساعت است؟ فرمود: چون آخر شب برخيزد در حالي كه چشمها در خوابند، وضوئي شاداب گرفته و در عبادتگاه خود بايستد و با توجه قبلي به خدا، تكبير نماز گفته و با تلاوت فرازهايي از قرآن دو ركعت نماز به جاي آورده و آنگاه برخيزد براي ادامه نماز، در اين هنگام از سوي آسمان از جانب عرش، اين ندا برخيزد:
اي بنده خدا خوان، الآن، احسان و خيز از جانب عالم ملكوت بر سرت در حال فروريختن است، و فرشتگان از كنار قدمهايت تا عَنان آسمان اطرافت را گرفته‌اند و خداي مهربان ندا مي‌كند: اي بنده من، اگر بداني با كه در حال گفتگو و راز و نيازي، انفتال از خود نشان نمي‌دهي.

رواي مي‌گويد: عرض كردم اي فرزند پيامبر (ص) قدايت شوم مقصود از (انفتال) چيست؟
امام (ع) در حالي كه صورت خود را به سمت پشت سر مي‌چرخانيد، فرمود: انفتال اين است كه صورت و بدنت را برگرداني. (محتمل است كنايه از انصراف دل و توجه به غير خدا باشد).

حضرت صادق (ع) فرمودند: شرافت مؤمن در نماز شب خواندن و عزّت مؤمن در اين است كه متعرض اعراض مردم چيزهايي كه مردم عنايت به پنهان ماندن آن دارند، نشود، به اين معنا كه تفحص در امور مردم نداشته باشد و غيبت آنان را نكند.

و نيز حضرت صادق (ع) فرمودند: «مال دنيا و فرزندان، زينت زندگي اين دنيا و نماز شب، زينت آخرت است».

اسحق بن عمار ضمن روايتی از امام صادق (ع) نقل مي‌کند که ايشان از پدران بزرگوار و آنان از رسول خدا (ص) نقل مي‌کنند که فرمود: خدای تعالی به بنده‌ای که نماز شب را در روز قضا بکند مباهات مي‌کند و مي‌فرمايد: ای فرشتگان من، اين بنده من چيزی را که به او واجب نکرده‌ام قضا مي‌کند گواه باشيد که من او را آمرزيدم».

اگر مردم مي‌دانستند كه (در اثر نخواندن نماز شب) چهار ثواب بزرگ و پاداش هميشگی را از دست داده‌اند، گريه‌هايشان بر از دست دادنش طولاني ميشد.

امام صادق (ع) به سليمان ديلمى فرمود:
اى سليمان! نماز شب را ترك نكن، همانا زيانكار كسى است كه از نماز شب محروم بماند.

امام صادق(ع) فرمود: «نَوْمَة ُالغَداةِ مَشُومَةٌ، تَطْرُدُ الرِّزْقَ وَ تُصَفِّرُ اللَّوْنَ وَ تَقْبحُهُ وُ تُغَيِّرُهُ، وَ هُوَ نَومُ كُلِّ مَشُومٍ، اِنَّ اللهَ تَباركَ وَ تَعالي يَقَسِّمُ الاَرْزاقَ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ اِلي طُلُوعِ الشَّمْسِ فَاِيّاكُمْ وَ تِلْكَ النَومَة َ».

خواب صبح و بين الطّلوعين ضررهاي ذيل را دارد:
خواب نَحْس و نامباركي است؛ رزق را دور مي‌كند؛ رنگ را زرد و زشت كرده و چهره را تغيير مي‌دهد و آن خواب هر بدخويي است.
به راستي كه خداوند سبحان رزقهاي بندگان را بين طلوع فجر [ اوّل وقت نماز صبح] تا طلوع خورشيد تقسيم مي‌كند؛ پس از چنين خوابي جدّاً بپرهيزيد.
«عن حمران بن اعين عن ابي عبدالله قال: كان علي بن الحسين قاعداً في بيته اذ قرع قوم عليهم الباب فقال يا جارية‌ انظري من بالباب؟ فقالوا قوم من شيعتك فوثب عجلان حتي كاد ان يقع فلما فتح الباب و نظر الهيم رجع و قال كذبوا فاين السمت في الوجوه؟ اين اثر العبادة؟ اين سيماء السجود؟ انما شيعتنا يعرفون بعبادتهم و شعثهم قد قرحت العبادة منهم الاناف و دثرت الجباه والمساجد خمص البطون ذبل الشفاه قد هيجت العبادة وجوههم و اخلق سهر الليالي وقطع الهواجر جثثهم المسبحون اذا سكت الناس و المصلون إذا نام الناس و المحزونون اذا فرح الناس يعرفون بالزهد كلامهم الرحمة و تشاغلهم بالجنة».

حمران بن اعين روايت مي‌كند:
ابو عبدالله امام صادق (ع) فرمود: ‌امام سجاد در خانه خود نشسته بود كه در زدند امام به كنيز خود فرمود ببين چه كسي در مي‌زند آنها (كه پشت در بودند) گفتند ما از شيعيان شما هستيم امام (از خوشحالي) چنان با عجله برخاست كه نزديك بود به زمين بيفتد وقتي امام در را باز كرد و به آنها نگاه كرد برگشت و فرمود آنها شيعه نيستند و دروغ مي‌گويند نشانه (بندگي در) سيمايشان كجا است؟ اثر عبادت كجا است؟ نشاني سجود كجاست؟ ‌شيعيان ما به عبادت و به ظاهرشان شناخته مي‌شوند عبادت بيني آنها را (كه بسيار به خاك ساييده شده) زخم كرده پيشاني و جاي سجده آنها پينه بسته است. آنها از روزه بسيار لاغرند و لبهايشان (از ذكر فراوان) خشكيده است.
عبادت، چهره‌هايشان را دگرگون كرده و شب بيداري، جواني را از آنها گرفته است. و روزه گرفتن در روزهاي گرم، بدنشان را تكيده كرده است. آنها هنگامي كه مردم خاموشند تسبيح خدا را مي‌گويند و وقتي مردم در خوابند نماز مي‌گزارند؛ و زماني كه مردم (به خاطر غفلت) شادمانند (‌از خوف خدا) اندوهناكند. آنها را ديگران به زهد (دلبستگي به دنيا نداشتن) مي‌شناسند سخن آنها رحمت است. و آنان براي بهشت در كار و تلاشند.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «ليس من شيعتنا من لم يصل صلاة ‌الليل».
كسي كه نماز شب نخواند شيعه كامل نيست.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «عن ابي بصير قال: قال الصادق uشيعتنا اهل الورع و الاجتهاد و اهل الوفا و الامانة و اهل الزهد و العبادة و اصحاب احدي و خمسين ركعة في اليوم و الليلة والقائمون بالليل الصائمون بالنهار يزكون اموالهم و يحجون البيت و يجتنبون كل محرم».
ابو بصير مي‌گويد: امام صادق (ع) فرمود شيعيان ما پارسا، كوشا در پرستش خدا، وفادار، امانتدار، زاهد و عابدند آنها در شبانه روز پنجاه و يك ركعت نماز (واجب و مستحب) مي‌گزارند و نماز شب مي‌خوانند و روزه مي‌گيرند و زكات اموال خود را مي‌دهند و حج مي‌گزارند و از هر حرامي دوري مي‌كنند».

حضرت رضا (ع) فرمود: «بدانيد كه نمازهاي نافله به خاطر تفاوت مردم در توانشان تشريع شده است؛ زيرا برخي از برخي، قويترند، نمازهاي واجب براي پايين ترين سطح وضع شده، سپس مستحبات در پي آن آمده است تا قوي و ضعيف در حد توانشان عمل نمايند، بنابراين هيچ كس فراتر از توانش مكلّف نشده است ... همچنين است روزه و حج و براي هر واجبي، مستحبي بدين معنا وجود دارد.

حضرت رضا (ع) فرمود: «حَسِّنُوا نَوافِلَكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّها هَدِيَّةٌ إِلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ».
نمازهاي نافله را زيبا ادا كنيد و آگاه باشيد كه آنها هديه‌اي به پيشگاه خداي بزرگ است.

انجام مستحبات و ترك مكروهات
يكي از نقطه‌هاي آغاز در رسيدن به كمال، التزام به نوافل و مستحبات است. نوافل و سنن صالحه چندان مهم است كه بعضي از فقها ترك جميع سنن را از آن جهت كه دليل بر بي‌اعتنايي به آداب شرع مقدس است حرام دانسته‌اند.

التزام و استمرار بر نوافل و مستحبات سه اثر مهم دارد:
1. گناهان انسان را محو مي‌سازد، چنانكه خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَ أَقِمِ الصََّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ».
نماز بگذار در آغاز و انجام روز و ساعاتي از شب. زيرا نيكي‌ها بدي‌ها را از ميان مي‌برد...
و در حديث آمده است كه نماز مؤمن در شب گناهان روز او را از بين مي‌برد. و در بعضي نقل‌ها آمده است كه نماز وِتْر گناهان را از بين مي‌برد.

2. نواقص و كمبودهايي را كه بر اثر غفلت يا قصور در فرايض و واجبات رخ داده است، جبران مي‎كند. مثلاً نوافل يوميه ـ خصوصاً نوافل شب (نماز شب)، نواقص نمازهاي يوميه را مرتفع مي‌سازد، روزه‌هاي مستحبّي نواقص روزه‌هاي ماه رمضان را برطرف مي‌كند، صدقات مستحبّه كمبودهاي واجبات مالي از قبيل زكات و خمس را رفع مي‌نمايد و ... احتمال دارد كه اعمال مستحبه مطلقاً در رفع نواقص كليه فرايض و واجبات مؤثر باشد. در اين مورد به چند حديث اشاره مي‌شود.

از امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمود: «إنَّما جُعِلْتَ النّافلةُ لِيَتُمَّ بها ما يَفْسُد منَ الْفريضةِ».
نماز نافله براي آن قرار داده شده است كه فساد و نقص فرايض را جبران كند.

و در حديث ديگر آمده است:
«إنَّ تباركَ و تعالي أتمَّ صلوةَ الْفريضةَ بصلوةِ النّافِلةِ».
خداوند تبارك و تعالي نماز واجب را با نماز نافله كامل كرده است.

ابو حمزه ثمالي مي‌گويد كه امام (ع) فرمود: هيچ نمازي بدون حضور قلب قبول نيست. من عرض كردم: فدايت شوم، همه ما هلاك شديم؟ فرمود: نه، زيرا خداوند متعال اين گونه عبادات را به وسيله نافله‌ها كامل مي‎گرداند.

3. موجب تقرّب به خداوند سبحان مي‌شود، چنانكه مي‌فرمايد: «تَتَجافي جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ».
مؤمنان حقيقي شبها پهلو از بستر بر مي‌دارند و خداي را با بيم و اميد مي‌خوانند و از آنچه روزيشان كرده‌ايم انفاق مي‌كنند. پس هيچ كس نمي‌داند به پاداش اعمالشان چه نعمتها به عنوان چشم روشني براي آنها در عالم غيب آماده شده است.

و در حديث قدسي آمده است: «... و ما تقرَّب إليَّ عبدٌ بشيْ ءٍ احبُّ إليَّ ممّا افْترضْتُ عليهِ و انَّهُ ليتقرَّبُ إليَّ بِالنّافلةِ حتي اُحبَّهُ فَإذا احْبيْتُهُ كُنْت سَمْعَهُ الّذي يسْمع بِهِ، و بصرهُ الَّذي يُبْصرُ بِهِ و لِسانَهُ الّذي ينْطقُ بِهِ وَيَدَهُ التَّي يَبْطِشُ بها، إنْ دعاني أجبتُهُ، و إنْ سَئلني أعْطَيْتُهُ...».
هيچ بنده‌اي به عبادتي بهتر از فرايض و واجبات به من تقرّب نجسته است و او به وسيله نوافل به من تقرب مي‎جويد تا جايي كه من او را دوست بدارم؛ آنگاه كه دوستش داشتم من گوش شنواي او و ديده بيناي او و زبان گويا و دست تواناي او خواهم بود، اگر مرا بخواند پاسخش مي‌دهم و چنانچه چيزي از من بخواهد ارزاني‌اش مي‌دارم.

در حديث ديگر آمده است: «صلوةُ النَّوافِلِ قُربانُ كلِّ مؤمنِ ...».
نماز نافله وسيله نزديك شدن مؤمنان به خداوند است ...

از اميرالمؤمنين (ع) روايت است كه دل آدمى اقبالى دارد و ادبارى (گاه رو كند و در نشاط باشد و گاه پشت كند و خسته و ملول بود) هرگاه در حال نشاط بود به نوافل بپردازيد و چون پشت كند به واجبات اكتفا نمائيد. در حديث ديگر فرمود: اگر نافله به نماز فريضه لطمه زند آن نافله شما را به خدا نزديك نسازد.

امام صادق (ع) فرمود: بسا شود كه يك نماز جز نيمى از آن يا ثلث يا ربع يا يك پنجم آن بالا نرود زيرا از نماز آن بالا رود و پذيرفته گردد كه به دل در آن توجه شده باشد. و اينكه به ما دستور داده‌اند نافله بخوانيم تا بدين وسيله كمبود قبولى نماز واجب جبران شود.

از آن حضرت رسيده كه كوتاه خواندن نماز واجب (كه حسب معمول به جماعت ادا مى‌شود) و طولانى خواندن نافله خود نوعى عبادت است.

از امام باقر (ع) روايت شده كه اگر نماز واجبى بدهكار بودى تا آن را قضا نكنى به نافله مپرداز. در حديث آمده كه پيغمبر (ص) از خواندن نافله در اين سه وقت نهى نمود:
هنگام طلوع خورشيد و هنگام غروب آن و موقعى كه آفتاب در وسط آسمان باشد.
و در حديث ديگر آمده است: مداومت بر كار خير آثار خوبي از آن ناشي مي‌شود از جمله: ترك كارهاي زشت، پرهيز از لغزش و گناه، حصول يقين، حبّ نجات، طاعت خداي رحمان، تعظيم منطق و برهان، دوري از وسوسه شيطان و پذيرفتن عدل و گفتار حق. اينها چيزهايي است كه شخص خردمند از تداوم بر كار خوب به دست مي‌آورد.
و در حديث ديگر در اهميت مداومت بر كار خير از امام باقر (ع) نقل شده است كه آن حضرت همواره مي‌فرمود: هنگامي كه بر كار خوبي خود را عادت مي‌دهم دوست دارم كه بر آن مداومت داشته باشم.
چنانچه نتوانم آن را در شب انجام دهم قضاي آن را در روز بجا مي‌آورم و اگر در روز از من فوت شود در شب آن را قضا مي‌كنم. به راستي محبوبترين عمل نزد خدا عملي است كه دوام داشته باشد.

مقصود از التزام به نوافل و مستحبات آن نيست كه انسان تمام مستحبات را بجا آورد كه چنين چيزي نه ممكن است و نه جايز، زيرا نه امكانات اجازه مي‌دهد و نه ساير تكاليف و مسئوليتها براي انسان اين همه وقت باقي مي‌گذارد بلكه مقصود آن است كه انسان در حدود شرايط و امكانات فردي و اجتماعي اعمالي را انتخاب كند و ملتزم به انجام آن باشد.

در شرع انور نسبت به پاره‌اي از عبادات و مستحبات و خدمات و صدقات و سنن صالحه بيشتر تأكيد شده و سيره و روش اولياي دين و ائمه معصومين (عليهم السّلام) بر التزام به اين گونه سنن بوده است مانند: قرائت قرآن، تهجّد و شب زنده‌داري و مناجات و راز و نياز در دل شب (آنگاه كه چشم‌ها همه در خوابند)، التزام به اوّل وقت در نمازهاي واجب، بجا آوردن پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز كه هفده ركعت آن واجب و بقيه مستحب است به ويژه نماز شب و دو ركعت نافله صبح و دو ركعت نافله عشاء و همواره در روز و شب با وضو بودن، رعايت آداب و سنن و حضور قلب در عبادات، تعقيبات نماز، شركت مداوم در نماز جمعه و جماعات، طولاني كردن قنوت و سجده‌هاي نماز، و سه روز روزه در هر ماه، زيارت قبور اولياء و شهدا خصوصاً پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و ائمه معصومين (عليهم السّلام).

در روايتى از امام باقر (ع) چنين مى‌خوانيم كه به يكى از يارانش فرمود: «الا اخبرك بالاسلام اصله و فرعه و ذروة سنامه».
آيا ريشه و شاخه و بلندترين قله اسلام را به تو معرفى كنم؟
راوى عرض كرد بفرمائيد: فدايت شوم.
فرمود: اما اصله الصلوة، و فرعه الزكاة، و ذروة سنامه الجهاد!: ريشه‌اش نماز است و شاخه‌اش زكات، و قله مرتفعش جهاد است.
سپس افزود: اگر بخواهى تمام ابواب خير را به تو معرفى كنم.
راوى مي‌گويد: بفرمائيد فدايت شوم.

امام فرمود: «الصوم جنة، و الصدقة تذهب بالخطيئة، و قيام الرجل فى جوف الليل بذكر الله، ثم قرأ تتجافى جنوبهم عن المضاجع».
روزه سپرى است در مقابل آتش و صدقه محو كننده گناه است، و برخاستن انسان در دل شب او را به ياد خدا مىاندازد، سپس آيه تتجافى جنوبهم عن المضاجع را تلاوت فرمود.

در تفسير مجمع البيان از معاذ بن جبل چنين نقل شده كه در غزوه تبوك در خدمت رسول خدا (ص) بودم، گرما همه را سخت ناراحت كرده بود. (تفسير نمونه ج: 17 ص: 156).
و هر كس به گوشه‌اى پناه مي‌برد، ناگهان ديدم كه پيامبر (ص) از همه به من نزديكتر است، خدمتش رفتم عرض كردم: اى رسول خدا (ص) عملى به من بياموز كه مرا وارد بهشت كند، و از آتش دوزخ دور سازد.

فرمود: سؤال بزرگى كردى، اما پاسخ آن براى كسى كه خدا بر او آسان كرده است مشكل نيست سپس افزود: «تعبد الله و لا تشرك به شيئا و تقيم الصلوة المكتوبة و تؤدى الزكوة المفروضة و تصوم شهر رمضان».

خدا را پرستش كن و چيزى را شريك او قرار نده نمازهاى واجب را انجام ده و زكات واجب (حق مستمندان) را اداء كن و ماه رمضان را روزه بگير.

بعد فرمود: و اگر بخواهى از ابواب خيرات به تو خبر مي‌دهم عرض كردم اى پيامبر بفرمائيد فرمود: «الصوم جنة من النار و الصدقه تكفر الخطيئه و قيام الرجل فى جوف الليل يبتغى وجه الله ثم قرأ هذه الايه تتجافى جنوبهم عن المضاجع».
روزه سپرى است در برابر آتش و انفاق در راه خدا كفاره گناهان است، و قيام انسان در دل شب براى خشنودى خدا.

سپس آيه تتجافى جنوبهم را قرائت فرمود.
گرچه هيچ مانعى ندارد كه آيه مفهوم وسيعى داشته باشد، هم بيدار ماندن در آغاز شب را براى نماز عشاء شامل شود، و هم برخاستن در سحرگاه را براى نماز شب، ولى دقت در مفهوم تتجافى معنى دوم را بيشتر در ذهن منعكس مىكند، زيرا ظاهر جمله اين است كه قبلاً پهلوها در بستر آرام گرفته سپس از آن دور مى‌شود و اين مناسب قيام در آخر شب براى انجام نماز است، بنابر اين دسته اول از روايات از قبيل توسعه در مفهوم و الغاء خصوصيت است.

گرچه درباره اهميت اين نماز پر بركت همان چند روايت فوق كافى به نظر مي‌رسد، ولى اين نكته قابل ذكر است كه در روايات اسلامى آن قدر اهميت به اين عبادت داده شده است كه درباره كمتر عبادتى چنين سخن گفته شده است.

دوستان حق، و رهروان راه فضيلت به اين عبادت بىريا كه قلب را روشنائى و دل را نور و صفا مي‌بخشد همواره اهميت بسيار مي‌دادند.

ممكن است بعضى هميشه توفيق بهره‌گيرى از اين عبادت پر بركت را نداشته باشند، ولى چه مانعى دارد كه در بعضى از شبها كه اين توفيق حاصل است بهره‌گيرند، و در آن‌ هنگام كه خاموشى همه جا را فرا گرفته، و اشتغالات روزانه همه تعطيل است، كودكان در خواب، و محيط آماده حضور قلب و راز و نياز با خدا است، بر خيزند و به در خانه خدا روند و دل را به نور عشق دوست روشن سازند.

استاد شهيد، مي‌گويد:
ما يك سلسله لذّتهاى معنوى داريم كه معنويّت ما را بالا مى‌برد. براى كسى كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتى كه يك نفر نماز شب خوانِ حقيقى و واقعى از نماز شب خودش مى‌برد، از آن (استغفراللّه ربّى و اتوب و اليه) ها مي‌برد، از آن (العفو گفتنها) و ياد كردن و دعا كردنهاى حدّاقل چهار مؤمن مى‌برد، و آن لذّتى كه از آن (يا ربّ يا ربّ) گفتن‌ها مى‌برد، هيچ وقت يك آدم عيّاش كه در كاباره‌ها ميگردد، احساس نمي‌كند.
لذّت آن نماز شب خوان خيلى عميقتر، نيرومندتر و نشاط بخشتر است.
ولى اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّى دنيا كنيم مثلاً سر شب بنشينيم دور هم و شروع كنيم به گفتن و خنديدن و فرضاً غيبت هم نكنيم كه حرام است، صرفاً شوخي‌هاى مباح هم بكنيم و بعد هم سفره را پهن كنيم و آنقدر بخوريم كه نفس كشيدن برايمان دشوار شود، بعد مثل يك مرده در رختخواب بيفتيم. آيا در اين صورت توفيق پيدا مى‌كنيم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شويم و بعد، از عمق روح خودمان (يا ربّ يا ربّ) بگوييم؟ اساساً بيدار نمى‌شويم و اگر هم شويم مثل مستى كه چند جام شراب خورده است، تلو تلو مى‌خوريم.
پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در اين دنيا درك كند، چاره‌اى ندارد جز اين كه از لذّتهاى مادّى كسر كند. به خدا قسم لذّتى كه يك مرد با ايمان در آن وقت شب كه بلند مى‌شود و چشمش مى‌افتد به آسمان پر ستاره و آيات آخر سوره آل عمران را كه صداى هستى است و از قلب وجود برخاسته است، مى‌خواند و با هستى هم صدا مى‌شود، احساس مي‌كند برابر است با يك عمر لذّت مادّى در اين دنيا.
يك چنين آدمى، نمي‌تواند مثل ما زندگى كند نمي‌‌تواند سر سفره شام بنشيند در حالى كه ظهر غذاهاى سنگين، انواع گوشت‌ها، روغنهاى حيوانى و نباتى، انواع شيريني‌ها و انواع محرّك اشتهاها را خورده است؛ تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهايش تحريك شود اين روح خود به خود مي‌ميرد، اين آدم نمي‌تواند در نيمه‌هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى‌تواند لذّت ببرد.

فوايد دنيوي نماز شب
خداوند مشتاق كيست؟
خداوند متعال به يكي از صديقين وحي نمود كه براي من بندگاني هستند كه مرا دوست مي‌دارند و من هم آنها را دوست مي‌دارم، آنان مشتاق من، و من هم مشتاق آنها هستم، و آنها مرا در ياد دارند و من هم به ياد آنان هستم، آنها به من نظر دارند، و من هم به آنها نظر دارم، پس اگر تو قدم جاي قدم آنها بگذاري، تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از راه آنها منحرف شوي عقوبتت خواهم نمود.
آن صديق گفت: معبود من! نشانه آنها كه مورد توجّه تو هستند چيست؟
خطاب رسيد: آنان روزها همچون چوپان مهرباني كه مواظب گوسفندان خود هست به سايه مي‌نگرند و منتظر آمدن شب هستند، و همان گونه كه پرندگان هنگام غروب با شور و شوق عازم آشيانه خود مي‌گردند. اينان هم با همين حال به استقبال غروب خورشيد مي‌روند، پس آنگاه كه شب فرا رسيد، و تاريكي همه جا را فرا گرفت، و فرش‌ها پهن و همه گرد هم جمع شدند و هر دوستي با دوست خود خلوت نمود اينان در برابر من به پاي مي‌ايستند و صورتهاي خود را بر خاك مي‌نهند، و با تلاوت آيات قرآن به مناجات و گفتگوي با من برمي‌خيزند، و نعمتهاي مرا سپاس مي‌گويند. پس آنان را مي‌بيني كه گاه گريه مي‌كنند، و گاه شيون سر مي‌دهند، گاه آه مي‌كشند، و گاه از معاصي و گناهان شكوه مي‌كنند، گاه ايستاده و گاه نشسته، و گاهي در حال ركوع، و گاه در سجده هستند، و آنچه را كه به خاطر من تحمل آن مي‌كنند، همه را مي‌بينم، و شكوه‌هائي كه از محبت من بر لب دارند مي‌شنوم.
اولين چيزي كه به آنها عطا كنم سه چيز است يكي اينكه نور خودم را در دلهاي آنها بيفكنم در نتيجه همانگونه كه من از آنها آگاهم، آنها نيز از من با خبر خواهند بود، دوم اينكه اگر آسمانها و زمينها و آنچه را كه در اين ميان هستند در ميزان آنها ببينم باز آن را كم خواهم دانست، سوم رو سوي آنها مي‌كنم، و آيا اگر كسي من رو سوي او آورم، احدي مي‌تواند بداند كه چه به او عطا خواهم نمود. (اسرار الطلوة، حاج ميرزا ملكي تبريزي، ص 455).

1) رسول خدا (ص) در مورد فوايد دنيوي نماز شب مي‌فرمايد:
پیامبر (ص) فرمودند: يا علي پنج چیز دل را روشن می‌کند. ۱- بسیار قل هو الله خواندن،۲- کم خوراکی، ۳- مجالست با علما، ۴- نماز شب، ۵- رفتن به مسجد برای نماز.

- رسول خدا (ص) فرمود: هنگاميكه آخر شب فرا مي‌رسد خداوند منزّه مي‌فرمايد: آيا دعا كننده‌اي هست تا اجابتش كنم؟ آيا درخواست كننده‌اي هست تا حاجاتش را عطا كنم؟ آيا استغفار كننده‌اي هست تا او را بيامرزم؟ آيا توبه كننده‌اي هست تا توبه‌اش را بپذيرم؟

- از پيامبراكرم (ص) نقل است كه فرمودند: هر بنده‌اي كه توفيق نماز شب را پيدا كند از روي اخلاص وضو بگيرد و با نيت پاك و قلب سليم و بدن خاشع و چشم گريان، پروردگار را بخواند، خداوند نه صف از ملائكه بي‌شمار را پشت سر او قرار مي‌دهد و به عدد آنها درجات معنوي او را بالا مي‌برد.

- پیامبر فرمود: «مَن کثر صلاته باللیل حسن وجهه بالنهار».
هر کس در شب زیاد نماز بخواند، صورت او در روز زیبا می‌شود.
شاید مراد از روایات آن است که خداوند شادابی چهره و آبرویی به آنها می‌دهد که مردم آنان را دوست دارند و جذب آنان می‌شوند و به آنان تمایل پیدا می‌کنند. توجه و اقبال مردم به آنان باعث جلب رزق و روزی می‌شود. بدیهی است که فردی به هر شغلی مشغول باشد، وقتی که به خاطر نماز شب وجهه خوبی نزد مردم پیدا کرد، مردم کارهایشان را به او واگذار می‌کنند و رزق و روزی او فراوان می‌شود.

- پيغمبر اكرم (ص) فرمود :آنقدر جبرئيل مرا درباره شب خيزى سفارش نمود كه گمان كردم نيكان امتم در شب نخسبند.

- پیامبر (ص) به جبرئیل فرمودند: مرا پند ده.

جبرئیل گفت: ای محمد، هر چه می‌خواهی عمر کن اما بدان که سر انجام خواهی مرد، و به هر چه می‌خواهی دل ببند اما بدان که سرانجام از آن جدا خواهی شد و هر عملی که می‌خواهی انجام بده ولی بدان سرانجام عملت را خواهی دید و نیز بدان که شرف مومن نماز شب اوست و عزتش در خود داری از ریختن آبروی مردم است.

- رسول اكرم (ص) فرمود: اي ابوذر سفرش پيامبرت را حفظ كن كه برايت سود آور است: هر كس آخر كارش با نماز شب باشد و بميرد، بهشت براي اوست.

- نماز شب وسيله‌اي است براي خوشنودي خدا و دوستي ملائكه.

- سه گروهند كه خداوند از آنان خوشنود است:
الف) كسي كه نماز شب مي‌خواند.
ب) جمعي كه نماز جماعت تشكيل مي‌دهند.
ج) دسته‌اي كه در برابر دشمن، در راه خدا صف آرايي كرده‌اند.

- هنگاميكه بنده از خوابگاه لذّت بخش خود براي اقامه نماز شب به خاطر جلب خشنودي خدايش برخيزد در حاليكه بقاياي خواب در چشمانش مي‌باشد، خداوند بر فرشتگان مباهات مي‌كند و درباره او مي‌فرمايد: آيا نمي‌نگريد اين بنده‌ام را كه از خواب شيرين خود دست برداشته و به نمازي كه بر او واجب نكرده‌ام برخاسته است؟! گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.

- در شب ساعتی است که بنده مومن در آن دعا نمی‌کند مگر اینکه مستجاب شود.
از حضرت پرسیدند: و آن چه هنگام است؟
حضرت فرمودند: ما بین نصف شب تا ثلث باقی مانده از شب.
احتمال دیگر این است كه وقتی انسان نماز شب می‌خواند و دعا می‌کند و از خدا حاجات خود را می‌طلبد، مخصوصاً اگر دعا کند که خدایا روزی مرا زیاد بگردان، دعایش مستجاب می‌شود.
در هر صورت برای رزق و روزی غیر از عوامل مادی از قبیل تلاش برای کسب رزق و روزی، عوامل معنوی نیز مانند دعای پدر و مادر، نماز شب، دعا کردن و صدقه دادن مؤثر است.
نباید همه عوامل را مادی بدانیم، بلکه یک سری عوامل معنوی نیز می‌تواند علّت یا جزء علّت باشد.

- اگر مردم ميدانستند كه (در اثر نخواندن نماز شب) چهار ثواب بزرگ و پاداش هميشگی را از دست داده‌اند، گريه‌هايشان بر از دست دادنش طولاني ميشد.

- در حديثي از رسول اسلام (ص) آمده است: هيچ چيز به اندازه گناه کردن انسان را دچار خستگي نمي‌کند. هر چقدر که شب هنگام از خوابتان براي نماز شب بزنيد، اگر اخلاص داشته باشيد به همان اندازه خستگي از شما دور مي‌شود.

- دو ركعت نماز در دل شب از دنيا و آنچه در آن است نزد من محبوبتر است.

- رسول خدا مي‌فرمايد: خدا رحمت كند مردي كه در شب بيدار شود و نماز شب بخواند و همسرش را نيز بر اين عمل تشويق نمايد و اگر بيدار نشد (با اجازه قبلي او) به صورت وي آب بپاشد و او را بيدار كند و خدا بيامرزد زني را كه در شب برخيزد و نماز شب بخواند و شوهرش را نيز بدين عمل وادار كند و اگر از جاي برنخواست (با اذن قبلي او) آب به صورتش بپاشد تا او را بيدار كند.

- كسي كه به نيّت بيدار شدن براي نماز شب بخوابد خواب او نوعي صدقه بشمار مي‌آيد و خداوند متعال براي او پاداش نماز شب را مقرّر مي‌دارد.

- هر بنده‌اى كه توفيق خواندن نماز شب پيدا كند (مرد يا زن) و با اخلاص آخر شب از خواب برخيزد و وضوى كاملى بگيرد و با نيت پاك و قلبى سالم و بدنى با خشوع و چشمى اشك بار نماز بخواند، خداى تعالى پشت سر او نه صف فرشته قرار مى‌دهد كه عدد هر صفى را غير از خدا هيچ كس نمى‌تواند بشمارد؟ يك طرف صف در مشرق و ديگرى در مغرب است، پس هنگامى كه از نماز فارغ شد، به عدد تمام فرشته‌ها براى او درجه نوشته مى‌شود.

- پيامبر اكرم (ص) به امير المؤمنين (ع) فرمود: سه چيز مايه انبساط خاطر و باعث شادي مؤمن است:
1- ديدار دوستان
2- افطار كردن روزه
3- عبادت و شب زنده‌داري در پايان شب.

- بهترین شما کسانی هستند که در سخن گفتن مودبند، گرسنگان را سیر می کنند و در شب آن هنگام که مردم همگی در خوابند، نماز می‌خوانند.

- پیامبر (ص) به حضرت علي (ع) فرمودند: يا علي پنج چیز دل را روشن می‌کند.
۱- بسیار قل هو الله خواندن.
۲- کم خوراکی.
۳- مجالست با علما.
۴- نماز شب.
۵- رفتن به مسجد برای نماز.

- امام علی (ع) فرمودند: قیام شب موجب صحّت جسم و خشنودی پروردگار و در معرض رحمت او قرار گرفتن و تَمَسّک به اخلاق پیامبران است.

- سروران ارجمند روشنترين مصداق اين حديث اميرالمؤمنين علي (ع) است، روايت ديگرى است كه در بحارالانوار، از علل الشرايع به سندى از على بن محمد نوفلى نقل شده است كه مى‌فرمايد:
«قال سمعته يقول ان العبد ليقوم فى الليل فيميل به النعاس يمينا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فياءمر الله تعالى ابواب السماء فتنفتح ثم يقول الملائكة انظروا الى عبدى ما يصيبه فى التقرب الى بما لم افترض عليه راجيا منى لثلاث خصال ذنبا اغفره له او توبة اجددها له اورزقا ازيده فيه اشهدوا ملائكتى انى قد جمعتهن له».
شنيدم امام صادق (ع) فرمود: به درستيكه گاهى بنده خدا آخر شب بيدار مى‌شود، درحاليكه از كسالت خواب به چپ و راست خم مى‌شود و يا سرش را خم كرده و چانه‌اش را به سينه مى‌چسباند، پس در اين هنگام، خداى تعالى امر مى‌كند، تا درهاى آسمان باز مى‌شود، سپس به فرشتگان مى‌فرمايد: به بنده من نگاه كنيد، با آن كه نماز شب را بر او واجب ننموده‌ام، ولى به سبب تقرب به من، خود را به چه زحمتى وادار نموده است و يكى از اين سه خواسته را از من مى‌خواهد: يا گناه او را بيامرزم و يا تجديد توبه نموده با من رابطه برقرار كند و يا آن كه روزى بيشترى مى‌خواهد اى فرشتگان! شما شاهد باشيد هر سه جهت را به او بخشيدم.

- حضرت امام صادق (ع) در مورد نماز شب مي‌فرمايند: «تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ينفقون - فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بما كانوا يعملون».
آنها شب هنگام از بسترها برميخيزند و پروردگارشان را با بيم و اميد ميخوانند و از آنچه به آنها روزي داده‌ايم انفاق ميكنند، اما هيچكسي نمي‌داند خداوند چه پاداشهائى كه موجب روشنى چشمها ميشود در برابر اعمالشان قرار داده است.

- «نماز شب» باعث زيبايي سيما، و نيكويي اخلاق و خوشبويي بدن و فراواني رزق و مايه اداي «قرض» و موجب از بين رفتن غم و باعث تقويت نور چشم است.

- «لانهم خلوا بالله فكساهم الله من نوره».
كسى كه اهل نماز شب است روى او نيكو و نورانى مى شود. زيرا آنها با خدا خلوت نمودند در عوض خدا آنها را به كسوت نور خود درآورد.

- نماز شب، روى انسان را نيكو و خلق او را خوب و بويش را پاكيزه و رزق را زياد مى‌كند و موجب ادا شدن قرض و برطرف شدن غم و اندوه و باعث زيادى نور چشم ميگردد.

توضيح آنكه روزی رسان خدا است و او به خاطر این که این افراد نماز شب می‌خوانند، این پاداش (رزق فراوان) را به آنان عطا می‌کند. احتمال دیگر این است: وقتی انسان نماز شب می‌خواند و دعا می‌کند و از خدا حاجات خود را می طلبد، مخصوصاً اگر دعا کند که خدایا روزی مرا زیاد بگردان، دعایش مستجاب می‌شود.
در هر صورت برای رزق و روزی غیر از عوامل مادی از قبیل تلاش برای کسب رزق و روزی، عوامل معنوی نیز مانند دعای پدر و مادر، نماز شب، دعا کردن و صدقه دادن مؤثر است.
نباید همه عوامل را مادی بدانیم، بلکه یک سری عوامل معنوی نیز می‌تواند علّت یا جزء علّت باشد.

- محبوب القواب مردم مى‌شود و مؤيد مردم مي‌شود و زنى كه شوهرش به او مايل نباشد از بركت نماز شب، بسيار به او مايل مي‌شود.

- روايت ديگرى بحارالانوار از ثواب الاعمال، به سندى از امام صادق (ع) چنين نقل مي‌كند كه:
«جاء رجل الى ابى عبدالله عليه السلام فشكا اليه الحاجة فاء فرط فى الشكاية حيت كاد ان يشكو الجوع فقال له ابوعبدالله عليه السلام يا هذا اتصلى فقال الرجل نعم فالتفت ابوعبدالله عليه السلام الى اصحابه فقال كذب من زعم انه يصلى بالليل و يجوع بالنهار ان الله تبارك و تعالى ضمن صلاة الليل قوت النهار».
شخصى خدمت امام صادق (ع) آمد و اظهار فقر و تنگدستى كرد و از حال خود بسيار بد گفت (حتى آنكه گفت اكنون گرسنه‌ام و غذا نخورده‌ام) حضرت به او فرمود: ببينم تو نماز شب مى‌خوانى؟ راوى گفت: آن شخص پاسخ داد: آرى، پس امام صادق (ع) رو كردند به اصحاب و فرمودند: هر كس خيال كند كه نماز شب مي‌خواند و روز گرسنه باشد، او دروغ مي‌گويد: زيرا خداوند متعال ضمانت فرموده كه در برابر نماز شب، رزق و روزى روز را بدهد.

- امام صادق (ع) فرمود: مرا خوش نيايد از آن بنده كه قرآن خوانده (و فضيلت نماز شب را دريافته) و شب هم بيدار بشود ولى برنخيزد تا بامداد كه نماز صبحش بخواند. از آن حضرت رسيده كه نماز شب كفاره گناهان روز است.

- مفضل بن عمر از حضرت صادق (ع) و آن بزرگوار از پدرش، از پدران بزرگوارش (ع) نقل مي‌كند كه رسول خدا (ص) فرمود:
خداوند جّل جلاله به دنيا وحي كرد: هر كس در خدمت تو باشد، تو او را به رنج و تعب بيانداز و هركسيكه تو را رها كند، تو در خدمت او باش و هرگاه بنده در دل شب تار، با مولاي خود خلوت كند و با او به راز و نياز بپردازد، خداوند نور را در دل او جايگزين فرمايد.
و چون بگويد: اي ربّ و اي ربّ من، خداوند جليل جلّ جلاله، صدايش كرده و گويد لبّيك (بله، بله) اي بنده من، بخواه از من تا عطايت كنم، به من توكّل نماي تا كفايتت كنم، سپس خداوند جلّ جلاله به فرشتگانش مي‌فرمايد: اي فرشتگان من، بنده‌ام را بنگريد، در دل اين شب تيره با من خلوت كرده است. در حاليكه بطالت پيشگان به لهو و لعب مشغولند و غفلت زدگان در بستر خواب خفته‌اند، اينك گواه باشيد كه من طور حتم او را آمرزيدم.

- امام صادق (ع) فرمود: «علیکم بصلاة اللیل فأنّها سنّة نبیّکم و دأب الصالحین قبلکم و مطردة الداء عن اجسادکم».
بر شما باد به نماز شب خواندن، زیرا سنت پیامبرتان است و روش صالحان قبل از شما بوده و دردها را از جسم شما برطرف می‌کند.

- باز از حضرت نقل شده است: «صلاة الیل تبیّض الوجه و صلاة اللیل تطیّب الریح و صلاة الیل تجلب الرزق».
نماز شب چهره را شاداب می‌کند و باعث خوشبویی بدن می‌گردد و باعث رزق و روزی می‌شود.

- نماز شب موجب مباهات خداوند بر ملائكه و فرشتگان مى‌شود.

- اين آيه شريف «و الذاكرين الله كثيرا و الذاكرات» شامل او مى‌شود كسانيكه زياد ذكر خدا را مي‌گويند از مرد وزن هر كه باشد (خداوند بهشت را براى آنها مهيا مي‌كند).

- مشرف به جواب لبيك از جانب پروردگار عالم مي‌شود زيرا خداوند مجيب الدعوات است و دعاى بندگان مخلص را اجابت مي‌كند و نور خدا در قلب او ثابت مي‌شود و گناهان او آمرزيده مي‌شود.

- زينت آخرت است، چنانكه مال و فرزندان زينت دنيا هستند.

- نور چهره و جمال او در قيامت طبق روايتى پانصد سال راه و طبق روايت ديگر سه هزار سال راه مي‌رود و روشنى مي‌دهد. و هفت صف از ملائكه كه هر صفى از مشرق تا مغرب باشد در عقب او صف مي‌بندند و به عدد هر ملك و فرشته‌اى به او درجه و مقام دهند.

- هنگامیکه نماز شب نصیب زن یا مردی شود، و او برای خدا بپا خیزد و وضو بگیرد، با نیت راستی و قلب سلیم و چشم گریانی نماز شب گذارد، خداوند پشت سر او هفت صف از ملائکه که هر صفی را شماره نتوان کرد مگر خود خدا، قرار دهد. یک جانب هر صف به مشرق و دیگری به مغرب است. پس وقتی از نماز فارغ شود خداوند به تعداد آن ملائکه، برای نماز گذارنده درجاتی می‌نویسد.

- از امام زین العابدین (ع) سؤال کردند: چرا متهجدان (عبادت کنندگان) در شب، خوش چهره‌ترین مردم هستند؟ حضرت فرمود: «برای این که آنان با خدا خلوت می کنند و خداوند از نور خودش به آنان عطا می‌کند».

فوايد اخروي نماز شب
در سوره سجده (آيه 17) خداوند مي‌فرمايد: «فلا تعلم‏نفس ما اخفى لهم من قرة اعين‏».
مردان خدا براى انجام نيايش سحرگاهان و نماز شب، از بستر گرم فاصله مى‏گيرند و به نماز شب مشغول مى‏شوند، پاداش آنان، غير از بهشت و حوريان و ... چيزهايى است كه خداوند برايشان ذخيره كرده كه موجب روشنى ديدگانشان است.

1) رسول خدا (ص) در مورد فوايد اخروي نماز شب مي‌فرمايد:
- نماز شب براي صاحبش چراغي مي‌شود در تاريكي قبر.

- پيامبر اكرم (ص) فرمود: نور مؤمن در روز قيامت، نماز در دل شب مي‌باشد.

- همچنين در بحارالانوار، از مجالس صدوق به سندى از ابن عباس نقل مي‌كند:
«قال رسول الله صلى الله عليه و آله فى حديث فمن رزق صلاة الليل من عبد او امة قام لله مخلصا فتوضا وضوءا سابغا و صلى الله عزوجل بنية صادقة و قلب سليم، و بدن خاشع و عين دامعة جعل الله تعالى خلفة تسعة صفوف من الملائكة فى كل صف ما لايحصى عددهم الا الله احد طرفى كل صف فى المشرق و الاخر بالمغرب قال فاذا فرغ كتب الله عزوجل له بعددهم درجات».
هر بنده‌اى كه توفيق خواندن نماز شب پيدا كند (مرد يا زن) و با اخلاص آخر شب از خواب برخيزد و وضوى كاملى بگيرد و با نيت پاك و قلبى سالم و بدنى با خشوع و چشمى اشك بار نماز بخواند، خداى تعالى پشت سر او نه صف فرشته قرار مي‌دهد كه عدد هر صفى را غير از خدا هيچ كس نمي‌تواند بشمارد؟ يك طرف صف در مشرق و ديگرى در مغرب است، پس هنگاميكه از نماز فارغ شد، به عدد تمام فرشته‌ها براى او درجه نوشته مي‌شود.

- رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
در قيامت پس از آن كه خداوند همه انسانها را جمع كند، منادى ندا مى‌كند و مى‌گويد:
پيش آيند كسانى كه در نيمه‌هاى شب از بستر خواب دور مى‌شدند و خدا را مى‌خواندند و از خشم و غضبش بيمناك و به رحمتش اميدوار بودند.
آنگاه جمعى پيش روند و قبل از ديگران به جايگاههاى خود (در بهشت) وارد شوند و بعد از آنان به حساب مردمِ ديگر رسيدگى نمايند.

- پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: وقتی روز قيامت شد، نماز شب شخص ظهور می‌کند و اين آثار برای اوست: نماز در بالای سرش سايه‌بان است. بر سرش چون تاجی است. لباس بدن نمازگزار است (آنجا که همه عريانند) نوری است که در برابرش می‌تابد. ميان شخص و آتش حائل و فاصله می‌شود. در برابر خداوند متعال برای مؤمن برهان می‌باشد. در ميزان اعمال انسان سنگين است. جواز عبور از صراط است. کليد بهشت است.

2) حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) كه در مورد فضيلت نماز شب فرموده‌اند: نماز شب بر طرف كننده وحشت قبر است.

- اميرالمونين علی (ع) فرمود: هر کس يک شب تمام به عبادت به سر برد، در حالی که قرآن شريف را تلاوت کند و هم در رکوع و سجود و ذکر خدا باشد، مشعلی از نور در قبر او بزنند و تيرگی گناه و حسد را از قلب او بر طرف سازند، او را از عذاب قبر ايمن گردانند و بيزاری و برات آزادی از جهنم بدو عطا کنند.

3) امام صادق (ع) فرمود: هر عمل نيكى در قرآن ثوابى برايش مقرر شده جز نماز شب كه خداوند عز و جل به جهت اهميت آن ثوابى برايش ذكر ننموده و فرمود: (تتجا فى جنوبهم).

- نماز در آخر شب افتخار مؤمن و زینت او در دنیا و آخرت است.

- امام صادق (ع) مى‌فرمايد: «ثلاثة هن فخر المؤ من و زينة فى الدنيا و الاخرة، الصلوة فى آخر الليل و ياسه مما فى ايدى الناس و ولاية الامام من آل محمد».
سه چيز است كه افتخار مؤمن و زينت او در دنيا و آخرت است نماز در آخر شب، و بي‌اعتنائى به آنچه در دست مردم است، و ولايت امام از اهلبيت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم).

- امام صادق (ع) فرمودند: در روز قيامت همه چشمها گريان است مگر سه چشم:
1- چشمي كه از (ديدن و نظر به) آنچه خداوند حرام كرده بر هم نهاده شده.
2- چشمي كه در راه طاعت خداوند بيداري كشيده.
3- چشمي كه در دل شب از ترس خدا گريسته است.

4) حضرت رضا (ع) فرمود: بر شما باد به نماز شب كه هر آن بنده در آخر شب برخيزد و هشت ركعت (نماز شب) و دو ركعت شفع و يك ركعت وَتر بخواند و در قنوت خود هفتاد بار استغفار كند از عذاب قبر و عذاب دوزخ ايمن گردد و عمرش دراز شود و روزيش وسعت يابد.

- حضرت رضا (ع) فرمودند: «نماز شب خواندن را بر خود لازم بدانيد زيرا هر بنده مؤمني كه هشت ركعت نماز شب و دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر بخواند و در قنوت وتر 70 مرتبه استغفار كند، خداوند او را از عذاب قبر و از عذاب آتش نجات مي‌دهد و عمرش را در دنيا طولاني ميكند و در زندگي اقتصادي خداوند به او وسعت و گشايش ميدهد و در هر خانه‌اي كه در آن نماز شب خوانده شود، آن خانه براي مردم آسمان روشنايي مي‌دهد همانطوريكه ستارگان آسمان براي مردم روي زمين روشنايي مي‌بخشند».
چگونه براي نماز شب بيدار بشويم؟
1) در طول روز مراقب چشم و زبانتان باشيد تا گناهي نكنيد. (تا توفيق اللهی از تو گرفته نشود).
مردي حضور حضرت علي (ع) مشرّف شد و عرض كرد:
«يا أميرَالْمُؤْمِنينَ، اِنّي قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةُ بِاللَّيْلِ؟ قالَ: فَقال أميرُالمؤمنينَ (ع): أنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُك».
اي اميرالمؤمنين، چرا من از فيض نماز شب محروم مي‌شوم؟ آن حضرت (ع) فرمود: تو مردي هستي كه گناهانت تو را در بند و [زنجير] كشيده‌اند».

امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ الرَجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاة َاللَّيْلِ وَ اِنَّ الْعَمَلَ السَّيّيءَ اَسْرَعُ في صَاحِبِهِ مِنَ السِّكِين فِي اللَّحْمِ».
كسي كه مرتكب گناهي شود از نماز شب محروم ميگردد و به درستي كه نفوذ اثر كار ناپسند در انجام دهنده آن از نفوذ چاقو در گوشت سريعتر است».

2) شبها غذای سبک و مختصري بخوريد.

حضرت امير المؤمنين علي (ع) فرمودند: «در سه چيز با سه چيز طمع مكن:
1- در بيداري شب با پرخوردن.
2- در نور صورت با خوابيدن در جميع شب.
3- در امان ماندن در دنيا با همنشيني با فاسقان و فاجران».

3) در طول روز، تقوا پيشه کنيم، از گناهان صغيره و کبيره پرهيز کنيم، تا توفيق بلند شدن براي نماز شب را بيابيم.

4) هنگام خوابيدن با وضو باشيم، از تلاوت قرآن، دعا و تسبيحات حضرت زهرا (س) و خواندن آية الكرسي و سوره توحيد غافل نشويم و از خدا و ائمه اطهار (ع) بخواهيم به ما توفيق بيدار شدن را بدهد.

5) سعي كنيد تمام كارهايتان را قبل از خواب انجام داده باشيد و زود بخوابيد. قبل از خواب حتماً با وضو باشيد. و در رختخواب خود، از خداوند مهربان بخواهيد كه توفيق بيدار شدن براي نماز شب را به شما عنايت كند.

6) سعي كند شب، مخصوصاً شبهاي تابستان كه كوتاه است، زودتر بخوابد و يا در روز كمي استراحت نمايد تا در شب بتواند راحتر براي نماز برخيزد. بهتر است رو به قبله بخوابيد و به صورت روي زمين نخوابيد.
امام صادق (ع) فرمود: «مَنْ رَأَيْتُُمُوهُ نائِماً عَلي وَجْه فَانْبِهُوهُ».
كسي را كه ديديد به صورت روي زمين خوابيده، بيدارش كنيد.

براي بيداري در وقت معين از شب:
براي اينكه بتوانيد از وقت معيني از شب از خواب بيدار شويد مي‌توانيد يكي از كارهاي زير را انجام دهيد:
1) مي‌توان با كوك دادن ساعت در وقت بخصوصي از شب بيدار شد.
2) براي اينكه بتوانيد بيدار شويد، آيات و احاديثي وجود دارد كه بايستيكه آنها را در رختخواب خود بخوانيد كه عبارتند از:

الف) روايات متعددي در فضيلت تلاوت آخرين آيه سوره كهف به هنگام رفتن به بستر خواب آمده است كه نوري از رختخواب تلاوت كننده تا مسجد الحرام و كعبه و بيت المعمور تا صبح پرتو افشاني مي‌كند و ملائكه براي او استغفار مي‌كنند؛ در حديث است كه «هر كسي بخواهد براي نماز شب برخيزد و بترسد از اين كه خواب بر او غالب شود آيه آخر سوره مباركه كف را سه مرتبه بخواند:
«قُل اِنَّما اَنَا بَشَرٌ مِثلُكُم يُوحي اِلَيَّ اَنَّما اِلهُكُم اِلهٌ واحِدٌ فَمَن كانَ يَرجُو لِقاءَ رَبِّهِ فَليَعمَل عَمَلاً صالِحاً وَلا يُشرِك بِعِبادَةِ رَبِّهِ اَحَداً».

ب) جهت بيدار شدن براى نماز شب از حضرت صادق (ع) منقول است كه حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) فرمود اين آيه را در رختخواب خود بخوانيد: «اَللّهُمَّ لاتُؤْمِنّى مَكْرَكَ» (خدايا مرا ايمن از مكر خود مفرما).

ج) حضرت امام صادق (ع) فرمود: هرگاه خواستي در وقت معيني از شب برخيزي اين آيه را بخوان:
«وَ اَللّهُمَ لاتُؤمِني مَكرَكَ وَ لا تُنسِني ذِكرَكَ وَلاتَجعَلني مَعَ الغافِلينَ اَقُوُ ساعَةَ كَذا و كَذا».
(هرگاه و ذكرت را فراموشم منما و قرارم مده از بى‌خبران، بپا خيزم در فلان، فلان ساعت).
و به جاي كذا و كذا ساعت بيدار شدن را بگويد. ملكي را خدا موكل گرداند كه او را بيدار نمايد.
چنين گفت حقّ تعالى موكّل فرمايد به او ملكى كه او را بيدار كند در آن ساعت

د) عارف بزرگوار مرحوم سيد جزايري (ره) فرمودند: هر كس كه جهت انجام كاري پسنديده بخواهد كه خوابيدن او در شب كمتر شود، هنگامي كه به بستر ميرود از ابتداي آيه 54 تا انتهاي آيه 56 سوره اعراف را (با نيت پاك و توجه به حضرت دوست و توجه به معني 3 آيه) بخواند و از خداوند متعال بخواهد خواب او كمتر شود مطلوب او حاصل شود و حتي بر قيام عبادت شب نيز قادر گردد.
دوستان چون اين عمل آسان است اميدوارم چندين شب مداومت كنيد تا اثر عجيب آنرا مشاهده كنيد. مثل اعمال مجربي كه تا به حال گفتيم اين عمل نيز تجربه شده است.

بعد از بيداري از خواب:
بعد از اينكه از خواب بيدار شديد، سُستي و خواب آلودگي و كِسلي شديدي را در تمام وجود بدن خود احساس مي‌كنيد. بهتر است كه براي رفع خواب آلودگي و كسلي كارهاي زير را انجام دهيد:
1) بهتر است كه يك دوش آب بگيريد (آب سرد خيلي بهتر است و باعث سرحال آمدن شما مي‌شود). و بعد از آن يك غسل هم انجام دهيد.
2) و يا اينكه مختصري چاي و يا يك خوراكي‌اي كه داريد بخوريد مثلاً مقداري انگور يا يك ميوه ديگري.
3) در فضاي باز خانه برويد و چند تنفس عميق بگشيد و هوا را در رياهايتان جمع كنيد و بعد از 15 ثانيه كه نگاه داشتيد، هواي بازدهم را از دهانتان خارج كنيد. اين كار باعث سرحال آمدن شما و رفع خواب آلودگي و كِسلي در آن وقت از شب است.
4) پس از بيدار شدن از خواب حتماً مسواک بزنيد.
امام صادق (ع) فرمود: وقتي براي نماز شب بلند شدي مسواک بزنيد و سپس وضو بگيريد و خود را به عطريات معطر کنيد که پيامبر (ص) فرمود: دو رکعت نمازي که شخص متعطر مي‌خواند افضل است از هفتاد رکعت نماز که غير متعطر بجاي مي‌آورد.

دعاء هنگام بيدار شدن در شب
و نيز آن حضرت فرمود: هرگاه يكى از شما برخواست در شب از خواب بگويد:
«سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ النَّبِييّنَ وَ اِلهِ الْمُرْسَلينَ وَ رَبِّ الْمُسْتَضْعَفينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ».
(منزه است خدا پروردگار پيمبران و معبود رسولان و پروردگار ناتوان شمردگان ستايش خدايى را).

«الَّذى يُحْيىِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ».
(پس بدرستى كه چون اين را گفت كه زنده كند مردگان را و او بر هر چيز توانا است).

راه رسيدن به نماز شب
خواندن نماز شب و يا انجام دادن فريضه‌هاي ديگر ديني، در بعضي از ما انسانهاي سُست ايمان بَسا سنگين و مشكل است.
اما طبق رواياتي كه غالباً توصيه به انجام فرايض ديني مستحبي و يا واجبات شده است، بهتر است كه اينگونه امور به صورت تدريجى و زمان بندي شده دقيق انجام شود. تا بدن عادت به اينگونه فرايض كند. بسيارى از عزيزان مؤمني هستند كه دوست دارند نماز شب بخوانند، ولى موفق نمى‌شوند از خواب دِل چسب شبانگاه خود برخيزند.

برنامه‌اي كه مي‌توان براي خواندن نماز شب به صورت تدريجي به شما پيشنهاد داد اين است:
بدين ترتيب كه انسان از همان ابتدا بنا را بر اين نگذارد كه يازده ركعت را با سيصد بار «العفو» گفتن و دعا كردن براى چهل مؤمن و اذكار و دعاهاى مفصلِ تشهد و قنوت و سجده را كه وارد شده بخواند.

چنين نمازِ با آداب و تفصيلى براى روزهاى نخست سنگين است و زمان و فرصت زيادى مى‌خواهد تا آمادگى حاصل شود. بهتر است در ابتداى كار، شب‌ها كه به خواب مى‌رود تصميمش بر اين باشد كه نيمه شب برخيزد و وضو بگيرد و فقط دو ركعت نماز بدون سوره (فقط با حمد) بخواند. شايان توجه است كه سوره در نماز شب شرط صحّت نيست. قنوت را با ذكرى مختصر به جاى آورد؛ مثلاً بگويد: «اللّهم اغفرلى» يا فقط يك صلوات بفرستد و حتى مى‌تواند آن را ترك كند. چنين نماز مختصرى براى روزهاى اول بسيار مناسبتر است.

در مراحل بعدى اگر ديد حال بيشترى دارد اين دو ركعت را به چهار ركعت افزايش مى‌دهد و مدتى اين گونه نماز شب بخواند تا به سحرخيزى و شب زنده‌دارى عادت كند. اين شيوه نماز شب خواندن از نظر تمرينى اشكالى ندارد و مسأله آن در جواهر الكلام نيز آمده است.

افرادى كه به شب خيزى عادت ندارند و تازه مى‌خواهند به آن روى آورند اگر اين شيوه را به كار گيرند، موفقيّتشان به مراتب بيشتر خواهد بود. در حقيقت با اين تمهيد به جاى آن كه شيطان انسان را اغوا كند و از فضيلت راز و نياز شبانه با خدا باز دارد، ما او را فريب داده‌ايم و او را از عملى كردن مقصودش باز داشته‌ايم.

چنين تدبيرى زمينه را براى استفاده از خاصيت «عادت پذيرى» در امور خير فراهم مى‌كند. ديگر امور نيك مانند درس خواندن، درس دادن، مطالعه، كتاب نوشتن و نيز كارهاى بد عادت بردار است و اگر انسان خاصيت عادت پذيرى را در جهت صحيح به كار برد، ميزان موفقيتش به مراتب بيشتر خواهد شد.
علت محروميت از شب زنده‌ داري
شايد كمتر مسلماني را بتوان يافت كه ادعّا كند: من آرزوي شب زنده‌داري و مناجات با خدا را ندارم. اگر در طول عمرش، حتّي يك شب هم، اين توفيق عظيم را نيافته، اما اين آرزو هرگز از دلش بيرون نرفته است.

آنهايي كه اهل مطالعه و يا شركت در جلسات مذهبي هستند، همواره خوانده و يا شنيده‌اند كه شب زنده ‌داري و راز و نياز با آفريدگار بي‌همتا، نشأت و حلاوتي پايدار دارد. امّا بسياري از آنها نيز اين توفيق معنوي را نيافته و يا كمتر يافته‌اند. راستي علّت اين محروميّت بزرگ در چيست؟

مردي از حضرت اميرالمؤمين علي (ع) پرسيد: «يا أميرَالْمُؤْمِنينَ، اِنّي قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةُ بِاللَّيْلِ؟ قالَ: فَقال أميرُالمؤمنينَ (ع): أنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُك».
من از نماز شب محروم شدم.
حضرت فرمود: تو كسي هستي كه گناهان تو مقيّدت نموده است. (يعني تو آزاد نيستي و در قيد و بند گناهانت هستي).

امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ الرَجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاة َاللَّيْلِ وَ اِنَّ الْعَمَلَ السَّيّيءَ اَسْرَعُ في صَاحِبِهِ مِنَ السِّكِين فِي اللَّحْمِ».
كسي كه مرتكب گناهي شود از نماز شب محروم ميگردد و به درستي كه نفوذ اثر كار ناپسند در انجام دهنده آن از نفوذ چاقو در گوشت سريعتر است».

همان گونه كه كارد در گوشت نفوذ كرده، آن را قطعه قطعه مي‌‏كند، گناه نيز اطاعت را قطعه قطعه مي‌كند. البته گاهى انسان، گناه مي‌‏كند و با كار خير و اطاعت، آن گناه را ترميم مي‌‏كند، ولى اين در صورتى است كه روح ايمانى شخص، قوى و آن گناه، ضعيف باشد، اما در حال عادى براى توده مردم، گناه مانع انجام كار خير مي‌‏شود. در نتيجه خود گناه رشد مي‌‏كند و آنگاه نه تنها بركات معنوى بلكه بركات مادى هم از انسان گرفته مي‌‏شود.

آنچه در قرآن كريم آمده است: «و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون‏».
اين دو مطلب را به همراه دارد و يك نوع تلازم وجودى و عدمى را بازگو مى‏كند، يعنى، بين ايمان و تقوا از يك سو و بين نزول بركات الهى از سوى ديگر، تلازم وجودى و بين ترك تقوا از يك سو و بين قطع رحمت و بركات الهى از سوى ديگر تلازم عدمى برقرار است.

امام صادق (ع) مي‌‏فرمايد: «ما من سنة اقل مطرا من سنة ولكن الله تعالى يضعه حيث‏يشاء، ان الله تعالى اذا عمل قوم بالمعاصي، صرف عنهم ما كان قدره لهم من المطر في تلك السنة الى غيرهم و الى الفيافي و البحار و الجبال...».
خداوند هر سال باران را به اندازه لازم مي‌‏فرستد، ولى اگر مردم سرزمينى، تبهكار باشند، دستور مي‌‏دهد كه اين باران در مناطقى فرو بريزد كه به حال آنها سودمند نباشد.
باري، توفيق شب زنده ‌داري و با شبروان هم سفر شدن، و با شب آفرين سخن گفتن، نصيب گنه كاران روز نخواهد بود.
كسي كه در روز؛ چشمانش به گناه آلوده است، شب سعادت اشك ريختن در كنار سجّاده را ندارد.
كسي كه در روز؛ زبانش به تبهكاري باز شد، شب به ياد حق، و به زمزمه حقّ گويا نخواهد بود.

گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض *** ورنه هر سنگ و گِلي، لؤلؤ و مرجان نشود

ممكن نيست كه سيه دلِ روز، شب زنده‌ دار سحر باشد.
ممكن نيست كه تبهكار روز، پارساي شب باشد.
ما بندگان غفلت زده و اسير هواهاي شيطاني، از نشأت شب زنده‌‌داري و حلاوت سِحر انگيز تلاوت قرآن در نيمه‌هاي شب، تنها نامي شنيده‌ايم و بس. ما در آغاز هيچ شبي، شايد در اين انديشه نبوده‌ايم كه مقدّماتي را فراهم نماييم تا در نيمه‌هاي شب، از بستر خود جدا شده، و دست نيازي بسوي تو دراز كنيم. و به همين خاطر، هرگز آن حلاوت رؤيايي را نچشيده و آن نشأت معنوي را درك نكرده‌ايم.
اي پروردگار مهربان! ما آن حديث قدسي را شنيده‌ايم كه به موسي بن عمران، خطاب فرمودي كه: «اي پسر عمران! دروغ مي‌گويد كسي كه مي‌پندارد مرا دوست دارد، و آنگاه كه تاريكي شب همه جا را فرا مي‌گيرد، مي‌خوابد و مرا از ياد مي‌برد. آيا هر دوست و دلداده‌اي در پي خلوت با محبوب خود نيست».
باري نماز شب، و شب زنده‌ داري در برابر حضرت حق، توفيقى مي‌‏خواهد كه آنرا هم بايد از خدا طلبيد.

گاهى گناهان و دروغهايي كه در روز از زبانمان جاري مي‌شود، سبب محروميتمان از نماز شب مي‌گردد و شيرينى عبادت و نيايش، را در دل شب از انسان مي‌گيرد.

در حديث است:
«ان الرجل ليكذب الكذبة فيحرم بها عن صلاة الليل‏»
گاهى كسى دروغ مي‌‏گويد، و به همين سبب از نماز شب ‏محروم مي‌‏شود.

مردى نزد على امير مؤ منان (ع) آمد و عرض كرد، من از نماز شب محروم شدم، على (ع) فرمود: «انت رجل قد قيدتك ذنوبك».
تو كسى هستى كه گناهانت تو را به بند كشيده است.

در حديث ديگرى از امام صادق (ع) مى‌خوانيم:
«ان الرجل ليكذب الكذبة و يحرم بها صلوة الليل فاذا حرم بها صلوة الليل حرم بها الرزق».
انسان گاهى دروغ مى‌گويد و سبب محروميتش از نماز شب مى‌شود، هنگاميكه از نماز شب محروم شد، از روزى و مواهب مادى و معنوى نيز محروم مى‌شود.

توسّل به اهل بيت (عليهم السلام)
براي اينكه سحر خيزان بتوانند از مبدا فيض بيشتر و بهتر بهره بگيرند به دستور حضرت حقّ بايد خاندان رسالت را واسطه قرار دهند كه فرموده است: «وَابْتَغو اِليهِ الوَسيلةِ»
و از طرفي عبادت عابدان مقبول حضرت باري تعالي نمي‌گردد. مگر با داشتن ولايت و محبّت خاندان رسالت كه در زيارت «جامعه كبيره» مي‌خوانيم: «بِمُوالاتِكُم تُقْبَلُ الطّاعةُ المُفتَرِضَه».
به سبب ولايت و دوستي شما اعمال واجب و مستحب مقبول درگاه احديّت مي‌گردد.

امام صادق (ع) فرمودند: هنگاميكه خواستي به نماز شب بايستي بگو: بار خدايا من به وسيله پيامبرت كه نبي رحمت است و به وساطت خاندان پيامبر، رو به سوي تو مي‌آورم و آنان را پيشاپيش حوائجم مقّدم مي‌دارم. خداوندا مرا به حرمت آن پاكان آبرومند در دنيا و آخرت، از مقرّبين درگاهات قرار بده.
بار پروردگارا، به عظمت آنان بر من ترحّم فرما، و به احترام آنان عذابم مفرما، و به سبب آنان هدايتم كن و گمراهم نفرما، و به بركت آنان رزقم داده و محرومم مگردان، و حوايج دنيا و آخرتم را برآور، چه آنكه تو بر هر چيز توانايي و به چيز دانا.

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند *** اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

در مورد آثار و برکات نماز شب در دنيا و آخرت فکر کنم موضوع برای همه روشن شده باشد. اما مشکلی وجود دارد که اکثرا از آن گله دارند و آن هم توفيق نيافتن برای بيدار شدن و خواندن نماز شب است و يا حتی عده‌ای از اينکه نماز شبشان دارای حس و حال نيست شکايت دارند حال می‌خواهيم جواب اين مشکلات را از هاديان الهی که امامان معصومند بپرسيم.

امام صادق (ع) می‌فرمايد: چون مرد گناه کند،از نماز شب محروم گردد و عمل زشت، از چاقويی که در گوشت فرو رود، سريعتر در کسی که مرتکب آن شده، فرو ميرود.

همچنين روايت شده که شخصی نزد سلمان فارسی آمد و گفت: من توان آن را ندارم که در شب نماز به جای آورم. سلمان گفت: در روز گناه مکن.

امام صادق (ع) فرمود: «اَبْغَضُ الْخَلْقِ اِلَي اللهِ جيفَهٌ بِاللَّيْلِ بَطّالٌ بِالنّهارِ».
مبغوض ‌ترين مردم نزد خداوند سبحان، كسي است كه شب، مانند مرده به خواب مي‌رود (و يكسره تا صبح مي‌خوابد) و روز بيكار است».

گوهر پاک ببايد که شود قابل فيض *** ورنه هر سنگ گلی لولو و مرجان نشود

تنبلي و وسوسه شيطان براي نماز شب
رسول خدا (ص) فرمود: «اِسْتَعينُوا بِطَعامِ السَّحُرِ عَلي صِيامِ النَّهارِ وِ بِالْقَيْلُولَةِ عَلي قِيامِ اللَّيْلِ، وَ ما نامَ اللَّيْلَ كُلَّهُ اَحَدٌ اِلاّ بالَ الشَّيْطانُ في اُذُنَيْهِ وَ جاءَ يَوْمَ الْقِيامَة ِمُفْلِساً وَ ما مِنْ اَحَدٍ اِلاّ وَ لَهُ مَلَكٌ يُوقِظُهُ مِنْ نَوْمِهِ كُلَّ لَيْلَهٍ مَرَّتَيْنِ يَقُولُ يا عَبْدَاللهِ! اُقْعُدْ مُتََذَكِّراً رَبَّكَ، فَفِي الثّالِثَهِ اِنْ لَمْ يَنْتَبِه يَبُولُ الشَّيْطانُ في اُذُنِهِ».
با غذا خوردن در سحر براي روزه گرفتن نيرو بگيريد و با خواب قيلوله (در روز) براي نماز شب ياري بجوييد؛ هيچ كس تمام شب را نمي‌خوابد (و براي نماز شب بر نمي‌خيزد) مگر اينكه شيطان او را وسوسه كرده است و كسي كه در شب براي نماز برنخيزد، روز قيامت، فقير محشور مي‌شود و هيچ كسي نيست مگر اينكه فرشته‌اي دارد كه در هر شب‌، دو بار او را بيدار مي‌كند و مي‌گويد: اي بنده خدا! براي نماز و ياد پروردگارت برخيز، و اگر در دفعه سوم بيدار نشود، شيطان در گوشش بول مي‌كند شيطان او را فريب مي‌دهد و از فيض بزرگ و ثواب نماز محروم مي‌سازد).

در مفاتيح الجنان آمده است كه: ابن ابى جمهور از رسول خدا (ص) نقل كرده كه آن حضرت روزى به اصحاب خود فرمود كه هرگاه كسى خوابيده شيطان بر پشت سر او سه گره مى‌زند، و بر هر گره‌اى گويد عليك ليل طويل فارقد يعنى شب دراز است بخواب، پس هرگاه بيدار شد و ذكر خدا نمود يك گره باز شود و اگر وضوء گرفت گره ديگر گشوده شود و اگر نماز خواند گره ديگر باز شود آنگاه داخل صبح شود با نشاط و پاكيزه نفس وگرنه در حالى صبح مى‌كند كه خبيث النفس است و با كسالت است و اين روايت در كتابهاى اهل سنت نيز ذكر شده است.

روايت دوم: قطب راوندى روايت كرده كه: حضرت عيسى (ع) مادر خود حضرت مريم (ع) را پس از مردنش صدا زد و گفت: مادر با من تكلم كن، آيا مى‌خواهى بدنيا برگردى؟ مادرش گفت: بلى دوست دارم به دنيا برگردم براى نمازگزاران در شبهاى بسيار سرد و روزه گرفتن در روزهاى بسيار گرم، اى پسر جان اين راه بيمناك است.
وقت نماز شب
1) وقت خواندن نماز شب، بعد از نصفه شب (ساعت 12 نيمه شب) تا طلوع صبح صادق و هر چه به سحر نزديك اذان صبح (نماز صبح) نزديكتر باشد، بهتر است.

2) (افضل) بهتر است كه نماز شب به هنگام سحر خوانده شود و هنگام سحر و شب از ديدگاه شرع عبارت است از يك سوم آخر شب و هر قدر به صبح نزديكتر باشد بهتر است و فوايد آن بيشتر خواهد بود.

3) وقت نماز شب؛ نماز شب را در هر موقع شب ميتوان خواند، ولي بهتر است که در نزديکي اذان صبح خوانده شود. وقت نماز شب از نيمه شب تا فجر صادق است و هنگام سحر از ساير مواقع بهتر است.

كيفيت نماز شب (نوع اول)
نماز شب يازده‌ ركعت است: چهار تا دو ركعت (مثل نماز صبح) به نيت نماز شب و يك نماز دو ركعت به نيت نماز شَفْعْ و يك نماز يك ركعتي به نيت نماز وَتْر
نيت: دو ركعت نماز شب مي‌خوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + ركوع + سجده
- در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام.
(نماز شبي كه در قست بالا آمده است را چهار بار تكرار كنيد كه جمعاً هشت ركعت نماز شب مي‌شود).

نيت: دو ركعت نماز شَفْعْ مي‌خوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو‌ الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الناس + ركوع + سجده.
- در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول‌ هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الفلق + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام.

نيت: يك ركعت نماز وَتْر مي‌خوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + سه بار سوره قول هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الفلق + يك بار سوره قول اعوذ به رب الناس
- در قنوت: خواندن كامل قنوت + در حاليكه دستهايتان در حالت قنوت است، (با انگشتان دست راست يا با تسبيح) چهل بار بگوييد ( اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنينَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمينَ وَ اَلْمُسلِماتْ ) «خدايا ببخش جميع مؤمنين مرد و مؤمنين زن را». و بعد از آن هفتاد بار بگوييد ( اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبي وَ اَتُوبُ اِلَيه) «آمرزش مي‌طلبم از خدايي كه پروردگارم است و بسويش باز مي‌گردم». سپس هفت بار بگوييد (هذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ اَلْنار) «اين است مقام كسي كه از آتش قيامت به تو پناه مي‌برد». سپس سيصد مرتبه بگوييد ( اَلْعَفو ) «ببخش». + و سپس يك بار بگوييد ( رَبّ اغْفِرْلى وَ ارْحَمْنى وَ تُبْ عَلىََّ اِنَّكَ اَنْتَ التّوابُ اَلْغَفُورُ الرّحيم ) «پروردگارا ببخش مرا و رحم كن به من و توبه مرا بپذير به راستي كه تو، توبه پذيرنده، بخشنده و مهرباني». + ركوع + سجد + تشهد + سلام + (پايان نماز) + تسبيحات فاطمة زهرا (س)

(تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها): (34 مرتبه، الله اكبر، 33 مرتبه، الحمد لله و 33 مرتبه، سبحان الله)
در حديثي آمده: خواندن تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از هزار ركعت نماز مستحب، نزد خداوند بهتر است).

بهترين و كاملترين آموزش نماز شب

كيفيّت نماز شب به صورت مفصّل
چون از خواب برخاستيد، سجده كنيد براى خداوند تعالى و نيكو است در اين حال يا در حال برداشتن سر از سجده بگويد:

(اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَحْيانى بَعْدَ ما اَماتَنى وَ اِلَيْهِ النُّشُورُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى رَدَّ عَلَىَّ رُوحى لاَِحْمَدَهُ وَ اَعْبُدَهُ).
و چون برخاستيد و ايستايد بگوييد:
(اَللّهُمَّ اَعِنّى عَلى هَوْلِ الْمُطَلَّعِ وَ وَسِّعُ عَلَىَّ الْمَضْجَعَ وَارْزُقْنى خَيْرَ ما بَعْدَ الْمُوتِ).

و چون صداى خروس شنيديد بگويد:
(سُبُّوْحٌ قُدُّوْسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوْحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَمِلْتُ سُوَّْءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْلى اِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ فَتُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ).

و چون نگاه كنيد به اطراف آسمان بخوانيد:
(اَللّهُمَّ اِنَّهُ لا يُوارى مِنْكَ لَيْلٌ ساجٍ وَ لا سَماَّءٌ ذاتُ اَبْراجٍ وَ لا اَرْضٌ ذاتُ مِهادٍ وَلا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ وَلا بَحْرٌ لُجِّىُّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَىِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ تُدْلِجُ الرَّحْمَةَ عَلى مَنْ تَشاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَعْلَمُ خائِنَةَ الاْ عْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُوْرُ غارَتِ النُّجُوْمُ وَ نامَتِ الْعُيُونُ وَ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاتَاْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ اِلهِ الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ).

پس بخواند پنج آيه آل عمران:
(اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لاََّياتٍ لاُِولِى الاَْلْبابِ الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِياماً وَ قُعُوداً و َعَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فى خَلِقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ رَبَنّا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ رَبَّنا اِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ اَخْزَيْتُهُ وَ ما لِلظّالِمينَ مِنْ اَنْصارٍ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلاْيمانِ اَنْ امِنُوْا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الاَْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لاتُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ اِنَّكَ لاتُخْلِفُ الْميعادَ).

دندانهايتان را مسواك بزنيد، و بعد از آن وضو بگيريد و خود را خوشبو سازيد، پس برخيزد به نماز شب.

ابتدا شروع مى‌كنيد به هشت ركعت نماز شب و بعد از هر دو ركعت، سلام مى‌دهيد، و خوبست كه در دو ركعت اوّل بعد از حمد سى مرتبه توحيد بخواند، (كه در دو ركعت مجموعاً شصت مرتبه توحيد خوانده شود) از اثرات ثواب آن اين است كه: تا منصرف شود از نماز نبوده باشد ميان او و خداى عزّوجلّ هيچ گناهى.

و يا آنكه در ركعت اوّل آن توحيد و در ركعت دوّم (قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ) را بخواند.

در شش ركعت ديگر حمد و هر سوره كه خواهد بخواند و كافى است حمد و (قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ) در هر ركعتى.

و چنانكه سنّت است قنوت در نمازهاى واجبى، در هر ركعت دوّمى از نافله‌ها نيز سنّت است.

و كافى است در قنوت سه بار (سُبْحانَ اللّهِ) گفتن.

و يا آنكه گفته شود: (اَللّهُمَّ اغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَاعْفُ عَنّا فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ).
و يا آنكه بگويد: (رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الاَْعَزُّ الاَْجَلُّ الاَْكْرَمْ).

و روايت شده كه حضرت امام موسى (ع) چون شب در محراب عبادت مى‌ايستاد مى‌خواند:
(اَللّهُمَّ اِنَّكَ خَلَفْتَنى سَوِيّاً ...) و اين دعاء پنجاهم صحيفه كامله است.
و چون فارغ شود از هشت ركعت نماز شب پس بجا بياورد دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر.
و مى‌خواند در اين سه ركعت بعد از حمد (قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ) تا بمنزله آن باشد كه يك ختم قرآن كرده باشد، زيرا كه سوره توحيد ثلث قرآن است، و يا آنكه بخواند در نماز شَفْع در ركعت اوّل حمد و (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ) و در ركعت دوّم حمد و (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ).
و چون از نماز شَفْع فارغ شد مستحب است آنكه بخواند: (اِلهى تَعَرَّضَ لَكَ فى هذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُوْنَ ...) و اين دعائى است كه در اعمال شب نيمه شعبان در مفاتيح الجنان مذكور شد.
و چون از دو ركعت شَفْع فارغ شد برمى‌خيزد به جهت يك ركعت وَتر و مى‌خواند در آن حمد و سوره توحيد و يا آنكه مى‌خواند بعد از حمد (قُلْ هُو اللّهُ اَحَدٌ) سه مرتبه، و معوذّتين يعنى (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ)، پس دست بر مى‌دارد براى قنوت و دعا مى‌خواند آنچه بخواهد.

شيخ طوسى رحمه الله عليه فرموده: دعاهائى كه در قنوت نماز وَتر خوانده مى‌شود از زيادى به شمارش نمى‌آيد.
مستحب است كه انسان در قنوت نماز وتر گريه كند از خوف خدا و ترس از عقاب خدا، يا خود را به حال گريه در آورد و دعا كند براى برادران مؤمن، و مستحب است كه ذكر شود چهل نفر، پس بدرستيكه كسيكه دعا كند براى چهل مؤمن دعايش مستجاب مى‌شود انشاء اللّه تعالى. و دعا كند به آنچه خواسته باشد.
(علامت و نشانه شقاوت و پليذی انسان آن است که چشمانش از گريستن بخشکد و گريه نکند. گريه نکردن در اثر سنگدلی و پليدی دل است و پليدی و آلودگی دل نشانه زيادی گناه و معصيت خداست و گناه و معصيت خدا نشانه علاقه و محبت به دنياست).

شيخ صدوق رحمه الله عليه فرموده كه: حضرت رسول خدا (ص) در قنوت وَتر مى‌خواند: (اَللّهُمَّ اهْدِنى فيمَنْ هَدَيْتَ وَ عافِنى فيمَنْ عافَيْتَ و تَوَلَّنى فيمَنْ تَوَلَّيْتَ وَ بارِكْ لى فيما اَعْطَيْتَ وَ قِنى شَرَّ ما قَضَيْتَ فَاِنَّكَ تَقْضى وَ لايُقْضى عَلَيْكَ، سُبْحانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ، اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ وَ اُوْمِنُ بِكَ وَ اَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِكَ يا رَحيمُ).

سزاوار است آنكه هفتاد مرتبه بگويد: (اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ).

سزاوار است كه دست چپ را به دعا بلند كرده باشد و استغفار را به دست راست بشمارد روايت شده كه حضرت رسول خدا (ص) استغفار مى‌كرد در نماز وَتر هفتاد مرتبه و هفت مرتبه مى‌گفت: (هذا مَقامُ الْعاَّئِذِ بِكَ مِنَ النّارِ).

روايت شده كه حضرت امام زين العابدين (ع) در سحر، در نماز وتر سيصد مرتبه مى‌گفت: (اَلْعَفْوَ الْعَفْوَ). و بگويد بعد از اين:
(رَبِّ اغْفِرْلى وَارْحَمْنى وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الْغَفُورُ الرَّحيمُ).

و سزاوار است آنكه طول دهد قنوت را و چون فارغ شد از قنوت به ركوع رود و چون سر از ركوع برداشت بخواند اين دعا را كه شيخ در تهذيب از حضرت موسى بن جعفر (ع) نقل كرده:
(هذا مَقامُ مَنْ حَسَناتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظيمٌ وَ لَيْسَ لِذلِكَ اِلاّ رِفْقُكَ وَ رَحْمَتُكَ فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلَ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالاَْسْحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُوْنَ طالَ هُجُوعى وَ قَلَّ قِيامى وَ هذَا السَّحَرُ وَ اَنَا اَسْتَغْفِرُكَ لِذُنُوبى اِسْتِغْفارَ مَنْ لا يَجِدُ لِنَفْسِه ضَرّا وَ لا نَفْعاً وَ لا مَوْتاً وَ لاحَيوةً وَ لا نُشُوْراً).

پس به سجده رود و نماز را تمام كند و بعد از سلام تسبيح حضرت زهرا عليها السلام بخواند، پس بگويد:
(اَلْحَمْدُ لِرَبِّ الصَّباحِ اَلْحَمْدُ لِفالِقِ الاِْصْباحِ).

و بگويد سه مرتبه:
(سُبْحانَ رَبِّىَ الْمَلِكَ الْقُدُّوْسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ).

پس بگويد:
(يا حَىُّ يا قَيُّومُ يا بَرُّ يا رَحيمُ يا غَنىُّ يا كَريمُ ارْزُقْنى مِنَ التِّجارَةِ اَعْظَمَها فَضْلاً وَ اَوْسَعَها رِزْقاً وَ خَيْرَها لى عاقِبَةً فَاِنَّهُ لا خَيْرَ فيما لا عاقِبَةَ لَهُ).

پس به سجده رود و بگويد پنج مرتبه: (سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوْحِ). پس بنشيند و بخواند آيه الكرسى را، دوباره به سجده رود و ذكر سابق را پنج مرتبه بخواند.

(إ نَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ تقُوم أ دنى من ثُلْثَىِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ و ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مَّنَ الَّذِينَ مَعَكَ).
(اى پيامبر!) پروردگارت مى‌داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوّم شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مى‌خيزند.

- تذكر (اول): بعد از فراغ از نماز شَفْعْ خواندن دعاى «الهى تعرض لك فى هذا الليل المتعرضون...» مستحب است كه براي ديدن اين دعا به كتاب مفاتيح در اعمال شب نيمه شعبان مراجعه كنيد.

- تذكر (دوم): در نماز وَتر، مستحب است قنوت آن را طول داد و براى چهل مؤمن دعا كرد و هفتاد مرتبه استغفار نمود و سيصد مرتبه اُْلعَفو گفت و هفت مرتبه هذا مقام العائذ بك من النار ناگفته نماند، اينها تمام استحباب در استحباب است. يعنى اگر خوانده نشود هيچ اشكالى ندارد و ثواب نماز شب را داريم. حتى اگر يازده ركعت بدون سوره و حتى نشسته بخوانيد ثواب نماز شب را مى‌بريد.

- تذكر (سوم): بهتر اين است كه قنوت نماز وَتر را به اين ترتيب بجا بيآوريد:

1- دعاي فرج آقا امام زمان (ع) كه اين دعا است:
(لااله‌الله الحليم الكريم لااله‌الاالله العلي العظيم سبحان الله رب السموات السبع و سبحان الله رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و سلام علي المرسلين).

2- هفت مرتبه بگويد: (استغفر الله الذي لااله‌الا‌ هو الحي القيوم ذوالجلال و الاكرام من جميع ظلمي و جرمي و اسرافي علي نفسي و اتوب اليه).

بعد از آن 70 مرتبه بگويد:
(استغفر الله ربي و اتوب اليه).

پس از آن 300 مرتبه بگويد:
(العفو).

سپس براي چهل مؤمن دعا كند (به زبان غير عربي هم اشكال ندارد، مثلاً بگويد: خداوندا! فلاني را بيامرز).
از آن پس براي خود و پدر و مادر خود دعا كند و در خاتمه قنوت 7 مرتبه بگويد: (هذا مقامُ الغائذِ بكَ مِنَ النارِ).

3- بخوانيد بعد از هر دو ركعت از نماز شب و شَفْع و بعد از دعاهاى وَتر دعاهايى را كه شيخ و سيد نقل كرده‌اند سيزدهم بجا آورد سجده‌ها و دعاهايى را كه از رسول خدا (ص) روايت شده از جمله روايتى است كه شيخ از حماد بن عيسى از ابان بن تغلب روايت كرده كه گفت حضرت صادق (ع) فرمودند: شب نيمه شعبانى داخل شد و بود رسول خدا (ص) در آن شب نزد عايشه همين كه نصف شب شد برخاست رسول خدا (ص) از رختخواب خود براى عبادت پس چون بيدار شد عايشه يافت كه پيغمبر (ص) بيرون رفته از رختخواب او و داخل شد بر او آنچه كه فرو مى‌گيرد زنها را يعنى غيرت و گمان كرد كه آن حضرت رفته پيش بعض زنهاى خود پس برخاست و پيچيد بر خود شمله يعنى چادر خود را و قسم به خدا كه شمله او از ابريشم و كتان و پنبه نبود و لكن تار آن مو و پود آن از كركهاى شتر بود و جستجو مى‌كرد رسول خدا (ص) را در حجره‌هاى زنهاى ديگرش حجره به حجره پس در اين بين كه در جستجوى آن حضرت بود به ناگاه نظرش افتاد بر رسول خدا (ص) كه در سجده است مثل جامه‌اى كه چسبيده شده بر روى زمين پس نزديك آن حضرت شد شنيد كه مى‌گويد در سجده خود: (سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي هَذِهِ يَدَايَ وَ مَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي يَا عَظِيمُ [عَظِيما] تُرْجَى [يُرْجَى] لِكُلِّ عَظِيم اغْفِرْ لِيَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِلا الرَّبُّ الْعَظِيمُ).

پس بلند كرد سر خود را و دوباره برگشت به سجده و شنيد عايشه كه مي‌گويد:
(أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الآْخِرِينَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْبا تَقِيّا نَقِيّا وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئا لا كَافِرا وَ لا شَقِيّا).

پس بر خاك نهاد دو طرف روى خود را و گفت: (عَفَّرْتُ وَجْهِي فِي التُّرَابِ وَ حُقَّ لِي أَنْ أَسْجُدَ لَكَ).

پس همينكه خواست رسول خدا (ص) برگردد شتافت عايشه به سوى رختخواب خود پس رسول خدا (ص) آمد به رختخواب او و شنيد كه نفس بلند مى‌زند فرمود چيست اين نفس بلند آيا ندانسته‌اى كه چه شبى است امشب اين شب نيمه شعبان است كه در آن قسمت مى‌شود روزيها و در آن نوشته مى‌شود اجلها و در آن نوشته مى‌شود روندگان به حج و بدرستى كه خداى تعالى مى‌آمرزد در اين شب از خلق خود بيشتر از عدد موهاى بزهاى قبيله كلب و مى‌فرستد خداى تعالى ملائكه خود را از جانب آسمان به سوى زمين در مكه.

- تذكر (چهارم): حضرت موسى بن جعفر (ع) بعد از فراغ از نماز شب در حال سجده مي‌‏گفت:
(لَكَ الْمَحْمَدَةُ إِنْ أَطَعْتُكَ وَ لَكَ الْحُجَّةُ إِنْ عَصَيْتُكَ لا صُنْعَ لِى وَ لا لِغَيْرِى فِى إِحْسَانٍ إِلا بِكَ يَا كَائِنُ [كَائِنا] قَبْلَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ وَ يَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ مِنْ شَرِّ الْمَرْجِعِ فِى الْقُبُورِ وَ مِنَ النَّدَامَةِ يَوْمَ الْآزِفَةِ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ عَيْشِى عِيشَةً نَقِيَّةً وَ مِيتَتِى مِيتَةً سَوِيَّةً وَ مُنْقَلَبِى مُنْقَلَبا كَرِيما غَيْرَ مُخْزٍ وَ لا فَاضِحٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ يَنَابِيعِ الْحِكْمَةِ وَ أُولِى النِّعْمَةِ وَ مَعَادِنِ الْعِصْمَةِ وَ اعْصِمْنِى بِهِمْ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ لا تَأْخُذْنِى عَلَى غِرَّةٍ وَ لا عَلَى غَفْلَةٍ وَ لا تَجْعَلْ عَوَاقِبَ أَعْمَالِى حَسْرَةً وَ ارْضَ عَنِّى فَإِنَّ مَغْفِرَتَكَ لِلظَّالِمِينَ وَ أَنَا مِنَ الظَّالِمِينَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى مَا لا يَضُرُّكَ وَ أَعْطِنِى مَا لا يَنْقُصُكَ فَإِنَّكَ الْوَسِيعُ رَحْمَتُهُ الْبَدِيعُ حِكْمَتُهُ وَ أَعْطِنِى السَّعَةَ وَ الدَّعَةَ وَ الْأَمْنَ وَ الصِّحَّةَ وَ الْبُخُوعَ وَ الْقُنُوعَ وَ الشُّكْرَ وَ الْمُعَافَاةَ وَ التَّقْوَى وَ الصَّبْرَ وَ الصِّدْقَ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَوْلِيَائِكَ وَ الْيُسْرَ وَ الشُّكْرَ وَ اعْمُمْ بِذَلِكَ يَا رَبِّ أَهْلِى وَ وَلَدِى وَ إِخْوَانِى فِيكَ وَ مَنْ أَحْبَبْتُ وَ أَحَبَّنِى وَ وَلَدْتُ وَ وَلَدَنِى مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُؤْمِنِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ).

ابن اشيم گفته: اين دعا بعد از هشت ركعت نماز شب و پيش از نماز وَتر است آنگاه سه ركعت وتر را بجا مي‌‏آورى پس چون سلام دادى بگو در حالتى كه نشسته باشى: (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لا تَنْفَدُ خَزَائِنُهُ وَ لا يَخَافُ آمِنُهُ رَبِّ إِنِ ارْتَكَبْتُ الْمَعَاصِىَ فَذَلِكَ ثِقَةٌ [ثِقَةً] مِنِّى بِكَرَمِكَ إِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ وَ تَعْفُو عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ وَ تَغْفِرُ الزَّلَلَ وَ إِنَّكَ [فَإِنَّكَ‏] مُجِيبٌ لِدَاعِيكَ وَ مِنْهُ قَرِيبٌ وَ أَنَا تَائِبٌ إِلَيْكَ مِنَ الْخَطَايَا وَ رَاغِبٌ إِلَيْكَ فِى تَوْفِيرِ حَظِّى مِنَ الْعَطَايَا يَا خَالِقَ الْبَرَايَا يَا مُنْقِذِى مِنْ كُلِّ شَدِيدَةٍ [شِدَّةٍ] يَا مُجِيرِى مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ وَفِّرْ عَلَىَّ السُّرُورَ وَ اكْفِنِى شَرَّ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ [فَإِنَّكَ‏] فَأَنْتَ اللَّهُ عَلَى نَعْمَائِكَ وَ جَزِيلِ عَطَائِكَ مَشْكُورٌ وَ لِكُلِّ خَيْرٍ مَذْخُورٌ ).

و بدانكه علما از براى هر شب اين ماه نماز مخصوصى ذكر فرموده‏اند مقام را گنجايش نقل آن نيست.

دعاي وسعت رزق در نماز شب
دعايي از امام عليه السلام در سجده نماز شب سوّم از ابوبصير منقول است كه شكايت كردم بسوى حضرت صادق (ع) از حاجت خود و خواستم از آن حضرت كه مرا تعليم فرمايد دعائى بجهت رزق پس حضرت اين دعا را تعليم من فرمود كه از زمانى كه من خواندم آن را ديگر محتاج نشدم فرمود بگو در نماز شب در حال سجده:
(يا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ يا خَيْرَ مَسْئُولٍ وَ يا)
اى بهترين خوانده شده و اى بهترين درخواست شده و اى

(اَوْسَعَ مَنْ اَعْطى وَ يا خَيْرَ مُرْتَجىً اُرْزُقْنى وَ اَوسِعْ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ وَ)
وسيعتر كسى كه عطا كند و اى بهترين مايه اميد روزيم ده و فراخ گردان بر من از روزيت و

(سَبِّبْ لى رِزْقاً مِنْ قِبَلِكَ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْئٍ قَديرٌ )
وسيله سازى كن روزيم را از جانب خود كه تو بر هر چيز توانايى

دعاي ديگر:
اين دعا را در سجده آخر ركعت هشتم نافله شب در مصباح ذكر فرموده. دعاء از حضرت رسول اسلام (ص): روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله اين دعا را براى طلب روزى تعليم فرمود:

(يا رازِقَ الْمُقِلّينَ وَ يا راحِمَ الْمَساكينَ وَ يا وَلِىَّ الْمُؤْمِنينَ وَ يا ذَا الْقُوَّةِ)
اى روزى ده نداران و اى مهرورز به مسكينان و اى سرپرست مؤمنان و اى صاحب نيروى

(الْمَتينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ وَارْزُقْنى وَ عافِنى وَ اكْفِنى ما اَهَمَّنى)
محكم درود فرست بر محمّد و خاندانش و روزيم ده و عافيتم ده و كفايتم كن آنچه مهم است بر من

دعاى حزين كه بعد از نماز شب خوانده مى‌شود:
دعاي شريف بعد از نماز شب خوانده مى شود و آن دعاء مطابق آنچه در مصباح متهجّد است اين است:
«اُناجيكَ يا مَوْجُوداً فى كُلِّ مَكانٍ لَعَلَّكَ تَسْمَعُ نِدائى فَقَدْ عَظُمَ جُرْمى».
(راز گويم با تو اى كه هستى در هرجا و مكان تا شايد فريادم را بشنوى چونكه جرم و گناهم بزرگ)

«وَ قَلَّ حَيآئى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَىَّ الاَْهْوالِ اَتَذَكَّرُ وَ اَيَّها اَنْسى وَ لَوْلَمْ يَكُنْ».
(و شرمم كم است مولايم اى مولايم كداميك از هراسهايم را يادآورى كنم و كداميك را فراموش كنم و اگر نباشد)

«اِلا الْمَوْتُ لَكَفى كَيْفَ وَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ اَعْظَمُ وَ اَدْهى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ حَتّى».
(جز همان مرگ تنها مرا بس است چسان! با اينكه جهان پس از مرگ بزرگتر و سخت تر است مولاى من اى مولايم تا چه)

«مَتى وَ اِلى مَتى اَقُولُ لَكَ الْعُتْبى مَرَّةً بَعْدَ اُخْرى ثُمَّ لا تَجِدُ عِنْدى صِدْقاً وَ لا».
(وقت و تا كى بگويم كه (من گنهكارم و) تو حق باز خواستم دارى نه يك بار بلكه بارها ولى باز هم تو راستى و)

«وَفاءً فَياغَوْثاهُ ثُمَّ واغَوْثاهُ بِكَ يا اَللَّهُ مِنْ هَوىً قَدْ غَلَبَنى وَ مِنْ عَدُوٍّ قَدِ».
(وفا از من نبينى، پس اى فرياد و باز هم اى فرياد به درگاه تو خدايا از هواى نفسى كه بر من چيره گشته و از دشمنى كه)

«اسْتَكْلَبَ عَلَىَّ وَ مِنْ دُنْيا قَدْ تَزَيَّنَتْ لى وَ مِنْ نَفْسٍ اَمّارَةٍ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ».
(بر من حمله ور شده و از دنيايى كه خود را برايم آراسته و از نفس فرمانده به بدى جز آنكه پروردگارم رحم كند)

«رَبّى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اِنْ كُنْتَ رَحِمْتَ مِثْلى فَارْحَمْنى وَ اِنْ كُنْتَ قَبِلْتَ».
(مولاى من اى مولايم اگر به كسى چون من رحم كرده‌اى پس به من نيز رحم كن و اگر كسى را مانند من پذيرفته‌اى)

«مِثْلى فَاقْبَلْنى يا قابِلَ السَحَّرَةِ اقْبَلْنى يا مَنْ لَمْ اَزَلْ اَتَعَّرَفُ مِنْهُ الْحُسْنى يا».
(مرا هم بپذير اى پذيرنده ساحران (فرعون) مرا هم بپذير اى كه تا بوده از او نيكى ديده‌ام اى)

«مَنْ يُغَذّينى باِلنِّعَمِ صَباحاً وَ مَسآءً اِرْحَمْنى يَوْمَ اتيكَ فَرْدَا شاخِصا اِلَيْكَ».
(كه غذايم دادى به نعمتهاى خود در هر صبح و شام رحم كن به من روزى كه به نزدت آيم تنها در حالى كه بلند كرده‌ام)

«بَصَرى مُقَلِّداً عَمَلى قَدْ تَبَرَّءَ جَميعُ الْخَلْقِ مِنّى نَعَمْ وَ اَبى وَ اُمّى وَ مَنْ كانَ لَهُ».
(بدرگاهت ديده‌ام را و نامه عملم به گردنم افتاده و همه مردم از من بيزارى جويند حتى پدر و مادرم و حتى كسى كه رنج و)

«كَدّى وَ سَعْيى فَاِنْ لَمْ تَرْحَمْنى فَمَنْ يَرْحَمُنى وَ مَنْ يُونِسُ فِى الْقَبْرِ وَحْشَتى».
(تلاشم براى او بوده پس اگر تو نيز به من رحم نكنى پس چه كسى به من رحم كند و كيست كه مونس وحشت قبرم باشد)

«وَ مَنْ يُنْطِقُ لِسانى اِذا خَلَوْتُ بِعَمَلى وَ سآئَلْتَنى عَمّا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى فَاِنْ».
و كيست كه زبانم را گويا كند آنگاه كه با عملم خلوت كنم و بپرسى از من آنچه تو بدان داناترى از خودم پس اگر)

«قُلْتُ نَعَمْ فَاَيْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِكَ وَ اِنْ قُلْتُ لَمْ اَفْعَلْ قُلْتَ اَلَمْ اَكُنِ الشّاهِدَ».
(بگويم آرى كجا از عدل تو گريز گاهى است و اگر بگويم نكردم جواب دهى آيا من گواه تو نيستم)

«عَلَيْكَ فَعَفوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ قَبْلَ سَرابيلِ الْقَطِرانِ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ»
(پس گذشتت را گذشتت را خواهانم اى مولايم پيش از پوشيدن پيراهن آتش زا گذشتت گذشتت را خواهم اى مولاى من)

«قَبْلَ جَهَنَّمَ وَالنّيرانِ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ قَبْلَ اَنْ تُغَلَّ الاَْيْدى اِلَى الاَْعْناقِ».
(پيش از گرفتار شدن جهنم و آتش سوزان گذشتت گذشتت را خواهم اى مولاى من پيش از آنكه دستها به گردنها با زنجير بسته شود)

«يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَ خَيْرَ الْغافِرينَ».
(اى مهربانترين مهربانان و بهترين آمرزندگان).

احكام نماز شب
1) نماز شب مجموعاً يازده ركعت مي‌باشد كه ده ركعت آن هر دو ركعت به يك سلام خوانده مي‌شود و يك ركعت به يك سلام.
هشت ركعت از يازده ركعت را بايد به نيّت نماز شب و سپس دو ركعت ديگر به نيّت نماز شَفع و آنگاه يك ركعت نماز وَتر، كه با فضيلترين نماز شب، نماز وَتر و شَفع است و دو ركعت شَفع برتر از وَتر است.

2) نافله شب پيش از نماز صبح خوانده مي‌‏شود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن يازده ركعت نماز شب است. ولى احتياط آن است كه قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن كه بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، كه‏ در اين صورت مانعى ندارد.

3) براي نماز شب مي‌توان به نماز شَفْع و وَتر اكتفا كرد، بلكه هنگام تنگي وقت مي‌توان تنها به نماز وتر اكتفا نمود.

4) وقت نماز شب از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب) تا فجر صادق است. و هنگام سحر از ساير مواقع بهتر (پُر فضيلتتر) است و تمامي ثلث آخر شب سحر محسوب مي‌شود. و افضل از آن خواندن نماز شب نزديكي‌هاي سحر خوانده شود.

5) جايز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتي در حال اختيار.
ولي اگر مي‌خواهد نشسته بخواند بهتر آن است كه هر دو ركعت نشسته را يك ركعت ايستاده حساب كند. بنابراين بايد هشت بار دو ركعت نشسته و هر دو ركعت به يك سلام كه جمعاً شانزده ركعت مي‌شود به نيت نماز شب بخواند و دوباره دو ركعت هر دو ركعت به يك سلام به نيت نماز شفع و دو بار يك ركعت هر يك ركعت به يك سلام به نيت نماز وتر، ولي در حال اضطرار و مريض همان يازده ركعت كفايت مي‌كند.

6) مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.

7) جواني كه مي‌ترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود مي‌تواند نماز شب را پيش از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب به بعد) بخواند.

8) كساني كه براي خواندن نماز شب بعد از نيمه شب عذري دارند مانند پير مردان و يا كسي كه از سرد شدن هوا مي‌ترسد و يا از جنب شدن در خواب مي‌ترسد ... مي‌توانند نماز شب را قبل از نيمه شب بخوانند.

9) خواندن سوره در ركعتهاي نماز شب لازم نيست و مي‌تواند فقط به خواندن سوره حمد اكتفا كند. (گرچه با سوره فضيلت ديگرى دارد) هم چنين قنوت در ركعتهاي دوم مستحب است و مي‌تواند بدون قنوت بخواند.

10) نماز وَتر يك ركعت است و مي‌شود آن را بدون قنوت به جا آورد.

11) لازم نيست همه يازده ركعت را در يك مجلس بخواند، بلكه مي‌تواند در دو سه نوبت بخواند، بلكه تفريق افضل است، همان طور كه رسول خدا تهجد مي‌كرد.

12) مستحب است كه نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانواده‌اش كسي مي‌خواهد براي به نماز شب برخيزد بيدار شود.
بديهي است كه استحباب بلند خواندن نماز شب در جايي است كه امن از ريا و سُمعه باشد و اگر خداي ناخواسته خوف ريا و سُمعه در بلند خواندن باشد بايد آهسته بخواند.

13) بعد از فراغ از نماز شفع خواندن دعاى «الهى تعرض لك فى هذا الليل المتعرضون ...» مستحب است كه در مفاتيح در اعمال شب نيمه شعبان آمده است.

14) مستحب است كه انسان در قنوت آن از خوف خدا گريه كند و اگر گريه‏اش نيايد تباكى كند؛ يعنى انسان حالت گريه را به خود بگيرد.

15) مستحب است در قنوت نماز (وتر) براى چهل تن، از مؤمنان چنين دعا (كه كسى كه براى چهل مؤمن دعا كند دعايش مستجاب مى‏شود) كند: (اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِفُلاٰن) و به جاى كلمهٴ (فلان) مؤمنى را نام ببرد. و مستحب است، در قنوت، هفتاد بار استغفار كند، در حالى كه دست چپ خود را بلند نموده و با دست راست، استغفار را مىشمارد: (اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّي وَ أتوبُ إلَيْهِ) گرچه صد بار بهتر است. همچنين مستحب است، هفت بار بگويد: (هٰذٰا مَقٰامُ العٰائِذِ بِكَ مِنَ النٰارِ) و سيصد بار بگو: (اَلْعَفْو) و اگر كلمات (اَلْعَفْو) را به يكديگر متصل كند بهتر است، و آخر كلمه را به فتحه بخواند: (اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ ...).

16) مي‌توانيد در قنوت نماز وَتْر با استفاده از تسبيح يا (با انگشت دست راستتان) چهل مؤمن را به اينگونه دعا كنيد: مثلاً ( اللّهمَّ اغْفِرْ لِرُوح الله الخمينى و ...).

17) در نماز مستحب، شك ميان ركعت اول و دوم، نماز را باطل ‏نمي‌‏كند و نمازگزار مي‌‏تواند تصميم بر هر كدام بگذارد.

18) انجام كم و زيادهاى اشتباهى در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.

19) می‌توان نماز شب را کوتاهتر و خلاصه‌ تر نيز خواند به اين صورت: دو رکعت به نيت شَفع و يك ركعت به نيت نماز وَتر يا اينكه فقط به يك ركعت نماز وتر اكتفا كرد.

20) براى نمازهاى واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولى در باره ‏نوافل، چنين دستورى نيست.
(اين ساده‏گيريها براى تشويق افراد به اين عبادت‏هاى سازنده‏ است. حتى اگر نماز مستحب را كسى در وقتش نتوانست‏ بخواند، قضاى‏ آنرا مى‏تواند انجام دهد،كه در اينصورت، طبق حديث، خداوند به فرشتگان مباهات كرده و مي‌‏فرمايد: به بنده‏ام بنگريد! چيزى را كه بر او واجب نكرده‏ام، قضا مى‏كند! (و در حديث ديگرى افزوده شده كه: شما را شاهد مى‏گيرم كه او را آمرزيدم).

21) در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى نجران از آن حضرت عليه السلام نقل شده كه مى‌گويد: «درباره نماز شب هنگام در سفر، ميان كجاوه پرسيدم، فرمود: هرگاه روبه قبله نبودى به سوى قبله برگرد، سپس تكبير بگو و نماز بخوان به هر جا كه شترت تو را برد مانعى ندارد». در روايت صحيح از معاوية بن عمار از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «باكى نيست كه در سفر انسان نماز را در حال رفتن بخواند و اشكالى ندارد اگر نماز شبش را كه از او فوت شده، روز در حال رفتن رو به قبله كند و همان طور كه راه مى‌رود قضايش را بخواند. و هرگاه خواست ركوع برود، رو به قبله كند و ركوع و سجود را انجام دهد سپس راه برود.

22) قضاي نماز شب را نيز فضيلت بسيار است، چنانكه از امام صادق (ع) روايت است كه شخصي به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم چه بسا اتّفاق مي‌افتد كه يك، دو، يا سه ماه نماز شب از من فوت مي‌شود و من آن را به روز قضا مي‌كنم. آيا اين كار جايز است؟ فرمودند: به خدا قسم اين كار مايه روشني چشم تو است. و آني جمله را سه بار تكرار كرد.

رسول خدا (ص) فرمودند: خداي تعالي به بنده‌اي كه قضاي نماز شب را بجاي مي‌آورد مباهات مي‌كند و مي‌فرمايد:
اي فرشتگان، اين بنده چيزي را كه به او واجب نكرده‌ام قضا مي‌كند. گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.

در روايت صحيح از حماد بن عثمان از امام كاظم (ع) نقل شده است كه درباره مردى كه نماز نافله مى‌خواند در حالى كه روى مركبش بين شهرها حركت مى‌كند، سؤ ال شد. فرمود: اشكالى ندارد).

در روايت صحيح از عبدالرحمن بن حجاج از آن حضرت نقل است كه مى‌گويد: «درباره نماز نافله در وطن، بر پشت مركب پرسيدم؛ هرگاه پگاه از كوفه خارج شدم و يا در شهر كوفه شتابان در پى كار بودم (چه كنم؟) فرمود: اگر شتابزده بودى و نتوانستى از مركب پياده شوى و مى‌ترسى كه اگر سواره نماز را نخوانى فوت شود، سواره بخوان، اگر نه نماز خواندنت روى زمين نزد من پسنديده‌تر است».

در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى عبداللّه به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه مى‌فرمايد: «روى مركب كسى حق ندارد نماز واجب را بخواند مگر مريض كه مى‌بايد رو به قبله باشد و به قرائت (فاتحة الكتاب) اكتفا كند و در نماز واجب بر هر چه ممكن باشد صورتش را بنهد و در نماز نافله اشاره مخصوصى بكند».

در روايت صحيح از جميل به دراج از آن حضرت نقل شده كه مى‌گويد: شنيدم كه مى‌فرمود: «رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نماز واجب را در يك روز گل آلود و بارانى در كجاوه خواند».

23) اگر مشغول نماز شب بود و صبح طلوع کرد، اگر چهار رکعت از نماز شب را خوانده است و بعد صبح شد، بقيه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحباب مي‌خواند و اگر هنوز چهار رکعت از نماز شب نخوانده بعد صبح شد، همان دو رکعتی را که شروع کرده تمام مي‌کند و پس از آن دو رکعت نافله صبح را مي‌خواند و سپس دو رکعت نماز صبح واجب را مي‌خواند و پس از آن، باقيمانده نماز شب را قضا مي‌کند. اگر اصلا به نماز شب شروع نکرده و بعد صبح طلوع کرده باشد دو رکعت نماز نافله صبح را اول مي‌خواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضای نماز شب را بجا مي‌آورد.

تذکر: اگر نماز شب را در بين الطلوعين (يعنی بعد از اذان صبح و پيش طلوع آفتاب) مي‌خواند، بهتر است که نيت ادا يا قضا نکند، بلکه به نيت (ما فی الذمه) بخواند.
توضيح اينکه: (ما فی الذمه) به آن معنی است که نيت کند نماز شب مي‌خوانم (قربه الی الله) خواه ادا باشد خواه قضا، هر چه خدا و رسولش فرموده‌اند.

24) در مواردى كه تقديم نماز شب جايز است سزاوار است كه نيّت اداء نكند بلكه به نيّت (تعجيل) و جلو انداختن بخواند.

25) شخصي به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمى‌شوم، آيا اجازه مى‌فرمائيد پس از خواندن نماز صبح پيش از آنكه آفتاب طلوع كند قضاى نماز شب را بخوانم؟
فرمود: آرى؛ امّا اهل خانه‌ات را از اين كار با خبر مكن زيرا آنان هم از تو ياد مى‌گيرند و اين كار را سنّت قرار مى‌دهند.

26) قضاى نماز شب را بر تقديم آن يعنى پيش از نيمه شب خواندن رجحان دارد. بنابر اين اگر مى‌داند كه قضاى نماز شب از او فوت نخواهد شد قضا اولويت دارد.

27) اگر وقت براى اداى نماز شب تنگ نباشد ولى انسان مى‌خواهد نماز وَتر را بخواند بايد آن را (رجائا) بخواند.

28) نماز وتر يك ركعت است، و كافى است در قنوت سه بار تسبيح گفتن.

29) مستحب است سوره‏هاى بزرگ، در ركعت اول و سوره‏هاى كوتاه را در ركعت دوم بخواند و در نماز (شفع) و (وتر) سوره‏هاى فلق، ناس و توحيد، قرائت كند و يا اينكه، در همهٴ آنها سورهٴ (قل هوالله احد) بخواند.

30) در نماز شَفع و وَتر بهتر است بعد از حمد سوره توحيد را بخواند تا ثواب يك ختم قرآن را ببرد.

. عبادات شبانه بزرگان

اول: عبادت پيغمبر (ص)
عبادت پيغمبر (ص) هم استثنايي بود. نماز شب كه بر پيغمبر واجب بوده و خدا از او خواست كه «نِصْفه اوانقص منه الا قليلا» كه نيمي از شب يا اندكي كمتر از آن را قرآن و نماز بخواند. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «ان ربك يعلم أنك تقوم ‌ادني من ثلثي الليل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذين معك» (مزمّل 20).
حضرت علي (ع‌) در يكي از جنگها مي‌گويد كه همه خوابيده بودند اما پيغمبر مشغول عبادت بود «لقدر أيتنا و ما فينا قائم الا رسول الله ص تحت الشجرة يصلّي و يبكي حتي اصبح»‌.
در ميان ما تنها كسي كه ايستاده و زير يك درخت نماز مي‌خواند و تا صبح گريه مي‌كرد، پيامبر بود. ابوذر هم كه خود آيتي در زهد و عبادت بود مي‌گويد: «صليت مع النبي في بعض الليل فقام يصلي فقمت معه حتي ‌جعلت اضرب رأسي الجُدُرات من طول صلاته»‌.
يك شبي با آن حضرت نماز مي‌خواندم‌، آن قدر ايستاد و نماز خواند كه ‌من خسته شده سرم را به ديوار گذاشتم‌. همين نماز شب بود كه پيامبر را به مقام محمود، يعني مقام شفاعت رساند و اين سفارش حق تعالي بود كه‌ «و من الليل فتهجد به نافلة لك عسي أن يبعثك مقاما محمودا».
نافله شب را به جاي آر باشد كه خداوند تو را به مقام محمود برساند.
(عطاء بن ابى رياح) مى‌گويد: روزى نزد عايشه رفتم، از او پرسيدم: شگفت انگيزترين كارى كه در عمرت از پيامبر اسلام (ص) ديدى چه بود؟ گفت:
كار پيامبر همه‌اش شگفت انگيز بود، ولى از همه عجيبتر اينكه: شبى از شبها كه پيامبر به استراحت پرداخته بود، هنوز آرام نگرفته بود كه از جا برخواست و وضو گرفت و به نماز ايستاد و آن قدر در حال نماز اشك ريخت كه جلوى لباسش از اشك چشمش تَر شد، سپس سر به سجده نهاد و چندان گريست كه زمين از اشك چشمش تَر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گريان بود. هنگامى كه (بلال) او را به نماز صبح خواند، پيامبر را گريان ديد. عرض كرد: چرا چنين گريانيد؟ شما مشمول لطف خداييد؟ فرمود: آيا نبايد بنده شكر گزار خدا باشم؟

دوم: عبادت حضرت اميرالمؤمنين علي (ع)
از كنيز اميرالمؤ منين، (ام سعيد) پرسيدم كه اميرالمؤمنين در ماه رمضان چگونه و چه مقدار نماز مى‌خواند؟ او گفت: رمضان و شوال حضرت فرقى نداشت؛ او تمام شب را به نماز خواندن مى‌گذراند.
همچنين از خصال نقل مى‌كند و در نهج البلاغه نيز همين مضمون وارد شده است به سندى از نوف بكالى:
قال: «بت ليلة عند اميرالمؤ منين عليه السلام فكان يصلى الليل كله و يخرج ساعة بعد ساعة فينظر الى السماء و يتلوا القرآن»:
قال: «فمربى بعد هدء من الليل فقال لى يانوف اراقد انت ام رامق؟ فقلت رامق ارمقك ببصرى يا اميرالمؤ منين! قال يا نوف! طوبى للزاهدين فى الدنيا الراغبين فى الاخرة اولئك الذين اتخذوا الارض بساطا و ترابها فراشا و ماءها طيبا و القرآن شعارا و الدعاء دثارا و قرضوا من الدنيا قرضا على منهاج عيسى بن مريم ان الله عزوجل اوحى الى عيسى بن مريم: قل للملاء من بين اسرائيل لايدخلوا بيتا من بيوتى الا بقلوب طاهرة و ابصار خاشعة، واكف نقيه و قل لهم: «اعلموا انى غير مستجيب لاحد منكم دعوة ولاحد من خلقى قبله مظلمة».
نوف مى‌گويد: يك شب تا صبح در خدمت اميرالمؤمنين علي (ع) بيدار بودم. ديدم حضرت تمام شب را به نماز گذرانيد، و هر ساعت بيرون مى‌رفت و نگاه به آسمان مى‌نمود و قرآن تلاوت مى‌كرد. او گفت: پس از آن كه سكوت شب فراگير شد، اميرالمؤمنين عليه السلام از كنارم گذشت و فرمود:
اى نوف! خوابى يا بيدار؟ گفتم: بيدارم يا اميرالمؤ منين! و توجهم كاملا به شما است.
فرمود: اى نوف! خوشا به حال آنان كه از دنيا بريدند، و به آخرت دل بستند. آنهايى كه زمين را براى خود فرش و خاكش را زير انداز و آب آن را بهترين خوراك و قرآن را زينت و لباس و دعا را شعار خود قرار دادند و چنان از دنيا دل كندند كه عيسى بن مريم عليه السلام دل بريد.
به درستى كه خداى عزوجل به عيسى خطاب كرد كه به گروهى از بنى اسرائيل بگو: به هيچ خانه‌اى وارد نشوند، جز با دل پاك، و چشم اشكبار، و دست پاكيزه، و به آنان بگو: كه بدانند به درستى كه من دعاى فردى كه به بنده گانم ستم كرده است را مستجاب نمى‌كنم.

سوم: علّت گريه حضرت علي (ع)
ابود رداء روايت كرده كه «شب اميرالمؤمنين علي (ع) را ديدم كه از مردم كناره گرفته و در مكان خلوتي مشغول مناجات با پروردگار است در حاليكه او در محراب عبادت ايستاده بود اشكهايش بر روي صورتش مي‌غلطيد مانند مارگزيده به خود مي‌پيچيد و مانند مصيب ديده‌ها گريه مي‌كرد و مي‌گفت: «آه! آه! از توشه اندك و سفر طولاني و انيس و همنشين كم! آه از آتش كه جگرها را بريان كند و پوست بدن را پُر كند، آن از آتشي كه خرمن گستراند».
ناگاه ديدم صدا خاموش شد. گفتم حتماً حضرت را خواب برده است رفتم تا آن حضرت را بيدار كنم چون ايشان را حركت دادم ديدم همچون چوب خشك شده است، گفتم بلكه امام از دنيا رفته است و به خانه آن حضرت رفتم و فاطمه (س) را از اين امر آگاه ساختم، ايشان فرمودند:
«اين حالتي است كه از ترس خدا هر شب بر او عارض مي‌شود».
پس واي بر حال ما كه اينگونه به نمازهاي واجبمان كم توجّهي كمي مي‌كنيم چه رسد به ساير عبادات.
و اي به حال ما كه هنوز باور نكرده‌ايم بايد توشه فراواني براي راه طولاني برداريم.

چهارم: درخواست مهلت امام حسين (ع) براى خواندن نماز
- درخواست مهلت براى خواندن نماز و ... در عصر روز تاسوعا وقتى كه دشمن تصميم گرفت حمله بر لشكريان امام حسين (ع) را آغاز كند، حضرت به برادرش (اباالفضل عليه السلام) فرمود: (به سوى آنان برو و اگر مى‌توانى كار را به فردا واگذار، تا امشب را به نماز و نيايش و طلب آمرزش از او سپرى كنيم، خدا مى‌داند كه من نماز، تلاوت قرآن، بسيارىِ دعا و درخواست آمرزش را دوست دارم).
- امام حسين (ع) و يارانش در شب عاشورا در شرح حال امام حسين عليه السلام و يارانش (در شب عاشورا) چنين مى‌خوانيم: آن شب، صداى ناله و زمزمه و نيايش حسين و يارانش تا بامداد همچون آواى زنبور عسل به گوش مى‌رسيد، گروهى در ركوع بودند و برخى سجده مى‌كردند و ديگران ايستاده و يا نشسته به عبادت سرگرم بودند.
آن شب سى و دو نفر از سربازان (عمر سعد) كه گذارشان به خيمه‌هاى امام حسين (ع) افتاد تحت تأثير اين شور و حال قرار گرفتند.

پنجم: نماز شب حضرت زهرا (س)
امام حسن مجتبي (ع) مي‌فرمايد: «در دوران كودكي شب بيدار ماندم و به نظاره مادرم زهرا (س) درحليكه مشغول نماز شب بود، گذراندم.
پس از آنكه نمازش به پايان رسيد، متوجّه شدم كه در دعاهايش يك يك مسلمين را نام مي‌برد و آنها را دعا مي‌كند، خواستم بدانم كه درباره خودش چگونه دعا مي‌كند. اما با كمال تعجّب ديدم كه براي خود دعاي نكرد.
فردا از او سؤال كردم: «چرا براي همه دعا كردي، امّا براي خودت دعا نكردي؟».
فرمود: «پسرم، اول همسايه بعد خودت».
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اما دخترم فاطمه (س) پس به راستيكه او سيّده زنان عاليمان از اوّلين و آخرينشان مي‌باشد».
تا آنجا كه فرمود: «زمانيكه در محرابش در مقابل پروردگار (جلّ جلاله) مي‌ايستد، نورش براي ملائكه‌ها پرتوافكني مي‌كند، آنچنانكه ستارگان آسمان براي اهل زمين نورافكني مي‌نمايند و خداوند متعال به ملائكه‌هايش مي‌فرمايد: «اي ملائكه من! بنگريد به اَمَه و كنيز من فاطمه سيّده كنيزانم، كه در مقابل من به عبادت ايستاده، به طوري كه بدنش از ترس مقام من مي‌لرزد. و با تمام وجود و قلبش بر عبادت و اطاعتم روي آورده، شما فرشتگانم را شاهد مي‌گيرم كه خواهيم شد!».
- فاطمه زهرا (س) از پدر بزرگوار خود درخواست انگشتري نمود. آن جناب فرمود: ‌بهتر از انگشتري به تو نياموزم؟ هنگامي كه نماز شب خواندي، از خداوند بخواه، به آرزوي خود مي‌رسي».
در دل شب،‌ پس از اداي نافله، دست به درگاه خدا دراز كرد و درخواست انگشتري نمود. هاتفي گفت: «‌فاطمه! آنچه خواستي، در زير مصلّي آماده است».
دختر پيغمبر (ص) دست به زير جانماز برد. انگشتري بي‌مانند از ياقوت مشاهده كرد، آن را برداشت.
همان شب در خواب ديد وارد قصرهاي بهشتي گرديد در سوّمين قصر تختي را ديد كه بر سه پايه ايستاده است.
فرمود: «‌اين قصر متعلق به كيست؟».
گفتند: «‌از آن دختر پيغمبر فاطمه زهرا (س) است».
جواب دادند: «‌چون صاحبش در دنيا انگشتري خواسته است، به جاي آن پايه‌اي از اين سرير كسر گرديده است».
در اين هنگام از خواب بيدار شد.
فردا صبح، خدمت پيامبر (ص) شرفياب گرديد و داستان خواب را شرح داد.
حضرت فرمود: «‌اي بازماندگان عبدالمطلب براي شما دنيا جايز نيست. شما را بهشت جاويدان سزاوار است. وعده‌گاهتان آنجاست.
دنياي فاني را براي چه مي‌خواهيد؟».
سپس رو به زهرا (س) كرده، فرمود: «‌دخترم، انگشتر را به جاي خود برگردان».
همان شب فاطمه زهرا (س) انگشتر را زير مصلي نهاد. در خواب ديد وارد قصرهاي شب گذشته شد، ولي تخت را با چهار پايه مشاهده فرمود.
پس از سوال گفتند: «چون انگشتر را برگردانيدي، پايه تخت نيز به جاي خود برگشت».

ششم: امام هادي (ع) و نماز شب
قطب راوندي گفته در اخلاق و حالات حضرت امام هادي (ع) كه وقتي شب فرا مي‌رسد رو مي‌كرد به قبله و مشغول عبادت مي‌گشت و ساعتي از عبادت باز نمي‌ايستاد. و بر تن شريفش جبه‌ايي بود از پشم و سجّاده‌اش بر حصيري بود و پيوسته لب مباركش در تسبيح ذكر خدا بود.
و همچنين آمده است چندين نوبت كه متوكّل ملعون افرادي را براي تفتيش و بازرسي به منزل آن حضرت فرستاد بود، مأموران متوكّل در هر دفعه كه وارد خانه مي‌شدند مي‌ديدند كه اما بر روي سجّاده حصيري‌اش مشغول عبادت و نماز خواندن بود. و يا قرآن تلاوت مي‌كرد.
نماز شب امام هادى (ع) هنگام شب به درگاه خدا وى مى‌آورد و شب را با حالت خشوع، به ركوع و سجود سپرى مى‌كرد و بين پيشانى نورانى‌اش و زمين، جز سنگريزه و خاك حايلى وجود نداشت و پيوسته با خدايش در مناجات بود و عرض مى‌كرد: (اِلهى مُسيى ءٌ قَدْ وَرَدَ وَ فَقيرٌ قَدْ قَصَدَ...) پروردگارا! گنهكارى بر تو وارد شده و تهيدستى به تو روى آورده است؛ تلاشش را بى‌نتيجه مگردان و او را مورد عنايت و رحمت خويش قرار ده و از لغزشش در گذر.

هفتم: جواني كه با نماز قلبش منوّر بود
از حضرت امام صادق (ع) روايت شده كه روزي حضرت رسول اكرم (ص) به عنوان نماز صبح به مسجد تشريف بردند، بعد از نماز جواني را ديدند به نام (حارثة بن مالك) كه رنگي زرد و بدني ضعيف داشت، آنقدر بي‌خوابي كشيده و گريه كرده بود كه چشمهايش در حدقه فرو رفته بود.
حضرت به او نزديك شد و فرمود: «گونه صبح كرده‌اي و حالت چگونه است؟».
عرض كرد: «يا رسول الله صبح كردم در حاليكه يقين دارم».
حضرت با تعجّب فرمود: «هر چيزي علامتي دارد، علامت يقين شما چيست؟».
عرض كرد: «نشانه يقين من بي‌خوابي شبهاي من است كه بيدار مي‌مانم براي نماز و عبادت (هر شب را نماز برپا مي‌دارم) و روزهاي گرم روزه مي‌گيرم و دلم از دنيا روي گردانيده و به متاع دنيا كراهت مي‌ورزم، يا رسول الله! يقين من، به مرتبه‌اي رسيده كه گويا مي‌بينم عرش خداوند را كه براي براي حساب در محشر نصب كرده‌اند و مردم محشور شده من نيز در ميان ايشان هستم و مي‌بينم اهل بهشت را كه متنعّم به انواع نعمتها هستند و بر كرسي‌ها نشسته و با هم تعارف مي‌كنند. و همچنين مي‌بينم اهل جهنّم را كه در ميان جهنّم معذّبند و گويا در گوشم زفير آتش است.
حضرت به اصحاب فرمود: «اين بنده‌اي است كه خداوند دل او را به نور ايمان منّور گردانيده است». بعد فرمود «اي جوان به همين حال باش.»
عرض كرد: «يا رسول الله دعا كن كه خداوند متعال شهادت را نصيب من گرداند». حضرت دعا كرد و پس از چند روزي با جناب جعفر به جهاد رفت و بعد از نُه نفر شهيد شد.

هشتم: شب زنده ‌داريهاي حضرت زينب (ع)
از برخي تاريخ نگاران ديگر نقل شده كه مي‌نويسد: «تهجد و شب زنده‌داري زينب (ع) در تمام مدت عمرش، حتي شب يازدهم محرم، ترك نشد. از حضرت سجاد (ع) روايت شده كه فرمود: در آن شب عمه‌ام زينب را ديدم در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.
مرحوم بيرجندي در كبريت احمر مي‌گويد: از برخي مقاتل معتبر از امام سجاد (ع) نقل شده كه فرمود: عمه‌ام زينب با تمام مصيبتهايي كه بر او وارد شده بود از كربلا تا شام هيچگاه نوافل خود را ترك نكرد.
نيز روايت كرده كه چون امام حسين (ع) براي وداع زينب آمد از جمله سخناني كه به او فرمود اين بود:
«يا اختاه! لا تنسيني في صلاه الليل». خواهر جان مرا در نماز شب فراموش نكن.
درباره شب عاشوراي زينب (ع) از كتاب مثيرالاحزان از فاطمه دختر امام حسين (ع) نقل شده كه درباره حضرت زينب مي‌گويد:
«و اما عمتي زينب، فانها لم تزل قائمه في تلك الليله - اي عاشره من المحرم- في محرابها تستغيث الي ربها، و ما هدأت لنا عين و لا سكنت لنا زفره».
و اما عمه‌ام زينب، پس وي همچنان در آن شب در جايگاه عبادت خود ايستاده بود و به درگاه خداي تعالي استغاثه مي‌كرد، و در آن شب چشم هيچ يك از ما به خواب نرفت و صداي ناله ما قطع نشد».
- حضرت زينب (س) در عبادت، شبيه مادرش حضرت فاطمه (س) بود، شبها با تلاوت قرآن و نماز شب سير مي‌كرد و نماز شب آن حضرت هيچگاه ترك نشد؛ حتي در شب يازدهم محرم نماز شب را خواند. امام سجاد (ع) فرموده: «رأيتها تلك الليله تصلي من جلوس».
ديدم زينب (س) آن شب (شب يازدهم محرم) نشسته نماز مي‌خواند. و نيز مي‌فرمايد: «ان عمتي زينب مع تلك المصائب و المحن النازله بها في طريقنا الي الشام ما تركت نوافلها الليليه».
عمه‌ام زينب با آن آزارها و اندوه‌ها كه به او رسيد، در راه ما به سوي شام نافله‌هاي شب را ترك نكرد. و نيز مي‌فرمايد: «ان عمتي زينب (س) كانت تؤدي صلواتها من قيام الفرائض و النوافل عند سيرالقوم بنا من الكوفه الي‌الشام و في بعض المنازل كانت تصلي من جلوس فسألتها عن سبب ذلك، فقالت».
«اصلي من جلوس لشده الجوع والضعف منذ ثلاث ليال، لانها كانت تقسم ما يصيبها من الطعام علي الاطفال لان القوم كانوا يدفعون لكل واحد منا رغيفا واحدا من الخبز في‌اليوم والليله».
عمه‌ام زينب هنگامي كه لشگر، ما را از كوفه به شام مي‌برد نمازهاي واجب و مستحب خود را ايستاده بجا مي‌آورد و در برخي منازل نشسته نماز مي‌خواند، سبب و علت آن را از او پرسيدم، گفت: نشسته نماز مي‌خوانم چون سه شب است بسيار گرسنه بوده و ضعف و سستي مرا در برگرفته، براي اينكه آنچه از طعام و خوراك به او مي‌رسيد ميان كودكان قسمت مي‌نمود. چون لشگر به هر يك از ما در روز و شب يك گرده نان مي‌داد.
فاطمه دختر امام حسين (ع) نيز مي‌گويد: عمه‌ام زينب در شب دهم محرم (شب عاشورا) همه شب را در محراب و جايگاه نمازش ايستاده و استغاثه مي‌كرد و از پروردگار كمك و ياري مي‌خواست كه بر اثر آه و ناله او هيچيك از ما نخوابيديم.
گفته‌اند كه امام حسين (ع) در آخرين وداع به خواهرش زينب (س) فرمود: «يا اختاه لاتنسيني في نافله الليل».
اي خواهر، مرادر نافله شب فراموش نكن. از دعايي كه از زينب (س) به يادگار مانده است مي‌تواند دريافت كه درياي دل او چه امواج مصيتبي را تحمل كرده است؛ و كوهسار ارادة پولادين او در برابر چه توفانهاي كوبنده‌اي ايستاده است. با خداي خود مي‌گويد: «يا عماد من لا عمادله و يا سند من لاسند له يا من سجد لك سواد الليل و بياض النهار و شعاع الشمس و خفيف الشجر و اوي الماء يا الله يا الله يا الله».
اي پناهگاه كسي كه جز تو پناهي ندارد. اي تكيه‌گاه كسي كه جز تو پشتوانه‌اي نمي‌شناسد اي خدايي كه سياهي شب و سپيدي روز و روشنايي خورشيد و صداي آرام درخت و آب براي تو سجده مي‌كنند. اي خدا! اي خدا! اي خدا!.

نهم: نماز شبهاي شهيد آيت الله مرتضي مطهري
يکي از دوستان شهيد مطهري درباره ايشان مي‌گويد: از ويژگيهاي آن مرحوم، تقيّد و علاقه مفرط ايشان بود به ذکر و دعا و شب بيداري.
به ياد دارم که در همان اوايل آشنايي ما با يکديگر او به نماز شب مقيد بود و مرا نيز بدان امر مي‌کرد و من به بهانه‌ اينکه آب حوض مدرسه شور و کثيف و براي چشمانم مضرّ است از آن شانه خالي مي‌کردم تا اينکه شبي در خواب، ديدم که در خواب هستم و مردي مرا بيدار کرد و گفت:
من «عثمان بن حنيف» نماينده حضرت اميرالمومنين، علي (ع) مي‌باشم. آن حضرت به تو دستور داده‌اند بپاخيز و نماز شب بپادار و اين نامه را نيز آن حضرت براي تو فرستاده‌اند.
در آن نامه با آن حجم کوچکي که داشت با خط سبز روشن نوشته شده بود «هذه براءة لک من النّار» اين براي تو وسيله رهايي از آتش دوزخ است من در عالم خواب با توجه به فاصله زماني دوران حضرت علي (ع) با زمان ما متحيّر نشسته بودم که در همان حالت تحيّر، مرحوم آيت الله مطهري مرا از خواب بيدار کرد و در حالي که ظرف آبي در دست داشت گفت: اين آب را از رودخانه تهيه کرده‌ام برخيز و نماز شب بخوان و بهانه مجوي.
يكي از رموز موفقيت شهيد مطهري جنبه‌هاي عرفاني و اخلاقي ايشان است كه به تعبير رهبر انقلاب فصل بسيار شورانگيزي از زندگي شهيد مطهري است. آن بزرگوار اهل تهجد و مناجات، تلاوت و انس با قرآن و توجهات عرفاني بود.
التزام ايشان به نوافل و شب زنده داري آنچنان بود كه حتي در ايام تحصن علماء و روحانيون در دانشگاه تهران كه به عنوان اعتراض به نظام ستمشاهي صورت پذيرفت، نماز شب ايشان ترك نشد و در خلوت شب در گوشه اي از فضاي دانشگاه تهران تهجد شبانه خويش را انجام دادند.
در همين رابطه فرزند استاد شهيد مطهري مي‌گويد: در آن شبي كه ايشان به شهادت رسيدند، پس از آنكه ما از محل ترور و بيمارستان با هزار حسرت و اندوه به منزل بازگشتيم ساعت دو بعد از نيمه شب بود كه زنگ ساعت ايشان به صدا درآمد. معلوم شد كه استاد براي اقامه نماز شب قبلا ساعت را كوك كرده بودند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي ايران چنين مي‌فرمايد:
«مرحوم مطّهري يك مرد اهل عبادت و اهل تسويه و تزكيّه اخلاق و روح بود. من فراموش نمي‌كنم. ايشان وقتي به مشهد مي‌آمد خيلي از اوقات به منزل ما وارد مي‌شد گاهي ورودشان در منزل خويشاوندان همسرشان بود.
هر شبي كه ما با مرحوم مطهّري بوديم، اين مرد نيمه شب، تهجّد با آه و ناله داشت. يعني نماز شب مي‌خواند و گريه مي‌كرد به طوريكه صداي گريه و مناجات او افراد را از خواب بيدار مي‌كرد. يك شب ايشان منزل ما بودند. نصب شب از صداي گريه ايشان خانواده ما از خواب پريده بودند. البتّه اول ملتفت نشده بودند صداي كيست، امّا بعد فهميدند كه صداي آقاي مطهرّي است.
بله ايشان نصب شب نماز شب مي‌خواند همراه با گريه، با صدايي كه از اطاق مي‌شد، آن را شنيد».
يكي از خصوصيّات استاد مطهّري عنايت زياد به تهجّد و شب زنده‌داري بود و از دوران طلبگي تا آخر عمر، بدان پايبند بودند. يكي از دوستانش درباره ايشان مي‌گويد:
از زبان استاد شهيد مرتضي مطهّري نقل شده كه:
«ما يك سلسله لذّت‌هاي معنوي داريم كه معنويّت ما را بالا مي‌برد. براي كسي كه اهل نماز شب باشد، جزو صادقين و صابرين و مستغفرين باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد. لهذا كساني كه چنين توفيقاتي داشته‌اند و ما چنين اشخاصي را ديده‌ايم، به لذّت‌هاي مادّي كه ما دل بسته‌ايم هيچ اعتنا ندارند. چه مانعي دارد كه من ذكر خيري از پدر بزرگوار خود بكنم.
از وقتي كه يادم مي‌آيد (حدّاقل از چهل سال پيش) من مي‌ديدم كه اين مرد شريف هيچ وقت نمي‌گذاشت و نمي‌گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخير بيفتد.
شام را سر شب ميخورد و سه ساعت از شب گذشته مي‌خوابيد و حدّاقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و شبهاي جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مي‌شود و حدّاقل دو ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مي‌شود و حدّاقل قرآني كه تلاوت مي‌كند يك جزء است. و با چه فراغت و آرامشي نماز شب مي‌خواند.
حالا تقريباً صد سال از عمرش مي‌گذرد و هيچ وقت من نمي‌بينم كه يك خواب نا آرامي داشته باشد، و همان لذّت معنويست كه اين چنين نگهش داشته، يك شب نيست كه پدر و مادرش را دعا نكند. يك نامادري داشته كه به او خيلي ارادتمند است و مي‌گويد: خيلي به من محبّت كرده است. شبي نيست كه او را دعا نكند. يك شب نيست كه تمام خويشاوندان و ذي حقّان و بستگان دور و نزديكش را ياد نكند. اينها دل را زنده مي‌كند.
آدمي اگر بخواهد از چنين لذّتي بهره‌مند شود، ناچار از لذّتهاي مادّي تخفيف مي‌دهد تا به آن لذّت عميق الهي برسد».

دهم: نماز شب در همه جا و همه وقت
شيخ جعفر كاشف الغطاء اين عالم جليل القدر روزي پس از تدريس فرمودند:
«من يك دختري دارم كه موقع ازدواج اوست، اگر يك آقاي متديّن با اخلاقي باشد دخترم را به او مي‌دهم». يكي از فضلاي جلسه بلند شد و نشست، همين برخاستن يعني خواستگاري؛ شيخ فرمود: «به منزل ما بيا» و خود نيز به خانه رفت، اين طلبه هم آمد، مرحوم شيخ او را مي‌شناختند كه طلبه فاضل و متديّن است ولي از نظر مالي هيچ مكنتي ندارد.
مرحوم شيخ به دخترش فرمود: «دخترم شوهري برايت پيدا كردم، چيزي ندارد. امّا علم دارد، اخلاق دارد، تقوي و وَرَع دارد. حاضري با او ازدواج كني؟».
دختر در جواب گفت: «اختيار من در دست شماست»، همان وقت خطبه عقد را خواندند، يكي از اطاقهاي منزل خودشان را حجله كردند و دختر را همان شب براي شوهرداري مهيّا كردند و دختر و پسر به اتقاق زفاف رفتند. قبل از اذان صبح كه مرحوم كاشف الغطاء براي نافله شب برخاست، آمد دَر اطاق عروس و داماد را زد و فرمود: «آب را گرم كرده‌ام (آن موقع حمّام داخل خانه‌ها نبود) در فلان اتاق است. برويد و براي نماز شب غسل كنيد». آن دو برخاستند و غسل كردند و نماز شب را با هم خواندند.

يازدهم: در حالات مرحوم كاشف الغطاء
در حالات مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء كه از بزرگان علماء در قرن سيزدهم و ساكن نجف اشرف بوده، آمده است:
در يكي از شبها كه براي «تهجّد» برخاست، فرزند جوانش را از خواب بيدار كرد و فرمود: «برخيز به حرم مطّهر مشرّف شده در آنجا نماز بخوانيم. فرزند جوان كه برخاستن از خواب در آن ساعت شب برايش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت من فعلاً مهيّا نيستم شما منتظر من نشويد، بعد، مشرّف مي‌شوم».
فرمود: «نه، من اينجا ايستاده‌ام؛ برخيز، مهيّا شو كه با هم برويم».
آقا زاده، به ناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند. كنار درب صحن مطّهر كه رسيدند، آنجا مرد فقيري را ديدند نشسته و دست سؤال از براي گفتن پول از مردم باز كرده است.
آن عالم بزرگوار ايستاده و رو به فرزندش فرمود: «اين شخص در اين وقت شب براي چه اينجا نشسته است؟» گفت: «براي تكدّي از مردم». فرمود: «آيا چه مقدار ممكن است از رهگذران، عايد او گردد؟».
گفت: «احتمالاً مقداري ناچيز».
فرمود: «درست فكر كن ببين، اين آدم براي يك مبلغ بسيار اندك كم ارزش دنيا آن هم محتمل، در اين وقت شب از خواب و آسايش خود دست برداشته و آمده در اين گوشه نشسته و دست تذلّل به سوي مردم باز كرده است!
آيا تو، به اندازه اين شخص، اعتماد به وعده‌هاي خدا درباره شب خيزان و متهجّدان نداري كه فرموده است:
«احدي نمي‌داند كه به پاداش عملشان چه چشم روشني‌ها براي آنان، ذخيره گرديده است». (سوره سجده، آيه 17)
گفته‌اند آن فرزند جوان از شنيدن اين گفتار از آن دل زنده و بيدار، آن چنان تكان خورد و تنبّه يافت كه تا آخر عمر از شرف و سعادت بيداري آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترك نشد!».

دوازدهم: در حالات علاّمه بحر العلوم
مرحوم ملاّ زير العابدين سلماسي كه از ملازمين و خواصّ علاّمه بحر العلوم است، اظهار مي‌دارد كه: «علامه بحر العلوم هر شب در كوچه‌اي نجف، گردش مي‌كرد و براي بينوايان غذا مي‌برد!.
اتّفاقاً چند روزي درس را تعطيل كرد، طلاّب مرا شفيع كردند كه علّت اين امر را سؤال كنم، وقتي از ايشان خواست درس را شروع بفرمايند و درباره سبب ترك تدريس از ايشان سؤال كردم، پاسخ دادند: «درس نمي‌گويم!».
پس از چند روز دوباره ماجرا تكرار شد و من انگيزه ترك تدريس را سؤال كردم. علاّمه فرمودند: «نيمه‌هاي شب هرگز نشنيدم كه اين طلاّب با خداوند متعال مناجات كنند و به تضرّع و زاري مشغول باشند، با اينكه نيمه شبها در كوچه‌هاي نجف گردش مي‌كنم. اين گونه طلبه‌ها سزاوار نيستند كه آنان را درس دهم!».
وقتي طلاّب از گفته علاّمه آگاه شدند، همه مشغول تضرّع و زاري گشتند و شبها صداي گريه و مناجات آنان، از هر سو بلند شد و ايشان مجدداً، تدريس را آغاز كردند.

سيزدهم: در حالات عالم بزرگوار حجة ‌الاسلام شفتي
اين عالم بزرگوار و شخصيّت ربّاني پيوسته خود را در محضر باري تعالي مي‌ديد و چيزي او را از حالت حضور و مراقبت، باز نمي‌داشت! گوشه‌هاي چشم او از كثرت گريستن در مقام تهجّد مجروح شده بود! يكي از نزديكان اين بزرگوار گفته است، با آن مرحوم به يكي از روستاها رفتم، شب را در راه گذارنديم، سيّد به من فرمود:
«نمي‌خوابي، برخاست و مشغول نماز شد، به خدا سوگند ديدم بندهاي دوش و اعضايش مي‌لرزيد، به طوريكه كلمات نماز را از شدّت حرت فكّين و اعضاء مكرّر مي‌نمود تا آن را صحيح ادا كنيد!».
گويند از شدّت حضور قلبي كه در پيشگاه خداوند داشت، بندهاي دوشش مي‌لرزيد و به محض اينكه مجلس از مردم خالي مي‌شد، اشكش جاري مي‌گشت!

چهاردهم: شبهاي پرشور حجة الاسلام شفتي
اين بزرگوار نيمه شب تا صبح به گريه و زاري و تضرّع اشتغال داشت و در صحن كتابخانه‌اش مانند افراد مجنون، حركت مي‌كرد و دعا و مناجات مي‌خواند و تا صبح بر سر و سينه مي‌زد!
چنان صداي گريه او بلند بود كه اگر همسايگان بيدار مي‌شدند، مي‌شنيدند!.
بالاخره از كثرت گريه و زاري در اواخر عمر بيمار شده و پزشگان او را از گريه منع كردند و گفتند گريستن بر شما حرام است! زيرا موجب افزايش بيماري خواهد شد.
هنگامي كه سيّد به مسجد مي‌رفت تا وقتي كه در مجلس حضور داشت ذاكرين منبر نمي‌رفتند و اگر اتّفاقاً در حضور او ذكري بالاي منبر مي‌رفت او بر نمي‌خاست و باز گريه مي‌كرد.

پانزدهم: قافله سحر خيزان
چند نفر از علماء نزد استادي رفتند تا از مقام علمي او استفاده كنند. ولي ديدند استاد مانند مصيبت زده‌ها نشسته و حال پريشاني دارد. از او پرسيدند چه شده؟ مگر كسي از شما مرده است؟ استاد گفت:
«ديشب آن چنان خوابيدم كه نماز نافله شب از من فوت شد، ديشب سحرخيزان، نماز شب گزاران و استغفار كنندگان رفتند ولي من بدبخت امروز قضاي آنرا خواندم، آيا مصيبتي از اين بالاتر مي‌شود.

شانزدهم: تسبيح در و ديوار همراه با عراف وارسته ملاّ محمد كاشي
در شرح حال آخوند ملاّ محمد كاشي، (استاد آقا نجفي قوچاني و حاج رحيم ارباب اصفهاني و بسياري ديگر از اعاظم) آورده‌اند:
«هر نيم شب، نمازي چنان به سوز و گداز مي‌خواند و بدنش به لرزه مي‌افتاد كه از بيرون حجره، صداي حركت استخوانهايش احساس مي‌شد!!.
روزي پس از ختم درس، يكي از طلاّب به درس آن بزرگوار آمد و گفت: «آقا اين شيخ مي‌گويد كه ديشب به وقت سحر ديدم كه از دَر و ديوار مدرسه صداي «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبٌّنا وَرَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوح».
برمي‌آيد! آخوند فرمود:
«اينكه در و ديوار به ذكر من متذكّر مي‌باشند، امري نيست، مهمّ آنست كه او از كجا محرم راز گشته است».

هيفدهم: دعاي پدري بزرگ در حق پسر در هنگام
صاحب (مرآت الاحوال) مي‌نويسد: «از بعضي ثقات شنيدم كه آخوند ملاّ محمد تقي مجلسي نقل كرده كه:
شب از شبها بعد از نماز و تهجّد و گريه و زاري به درگاه قادر متعال، خود را به حالتي ديدم كه دانستم هر چه بخواهم عنايت مي‌فرمايد و در انديشه بودم كه چه بخواهم؟ دنيوي يا اخروي؟ كه ناگاه صداي گريه محمد باقر از گهواره بلند شد، من گفتم: الاهي به حق محمد و آل محمد (ص) اين طفل را مروّج دين و ناشر احكام سيّد المرسلين گردان و موفّق كن او را به توفيقات بي‌نهايت خود».

هيجدهم: ميرزا سليمان تنكابني
صاحب كتاب قصص العلماء درباره پدرش مرحوم ميرزا سليمان تنكابني كه از شاگردان حكيم بزرگ، آخوند ملاّ علي نوري است، مي‌نويسد:
«پدرم، مواظب نماز اول وقت و نوافل وارده بود و هر روز يك جزء از قرآن را تلاوت مي‌كرد و هر روز صبح سوره يس و صد مرتبه ذكر «لا اِلهَ اِلاِّ اللهُ الملكُ الحَقُّ المُبينْ» و برخي اوراد و اذكار ديگر را قرائت مي‌كرد و سوره واقعه را در قنوت نماز (نافله عشاء) مي‌خواند و نماز شبش هيچ وقت ترك نشد.
شبي، هنگام سحر از خواب بيدار شدم، ديدم پدرم نشسته است و به شدّت گريه مي‌كند. بعد از پايان گريه‌اش، سئوال كردم علّت گريه چيست؟
فرمود: «در قنوت نماز وتر، مناجات (خمس عشره) را مي‌خواندم و مي‌گريستم، ناگاه شنيدم كه از سقف اتقاق، آوازي برآمد كه: «ايُّها العالم العالم ... ».
مرحوم والد، بيش از اين سخني نفرمود و دنباله صدايي را كه شنيده بود اظهار نكرد، سپس فرمود: «وقتي آن آواز را شنيدم، چنان گريه بر من غالب شد كه نتوانستم نماز را تمام كنم، بي‌‌اختيار نشستم و گريستم. و تا من زنده هستم، راضي نيستم اين راز را به كسي بگوييد».

نوزدهم: مقامات مقدّس اردبيلي از بركت نماز شب
مقدّس اردبيلي (اَعَلي الله مَقامَه) كه مكرّر خدمت حضرت حجّة (ع) مشرف شد، كارش به جايي رسيده بود كه بر سر قبر حضرت امير (ع) با آقا حرف مي‌زد است از خودش نقل شده كه سبب رسيدن من به اين درجات آن بود كه در ابتداي تحصيل با طلبه‌اي هم حجره بودم و با او عهد بستم كه هر چه براي ما پيش آيد به كسي نگويد. بلاخره وقتي پيش آمد كه هيچ نداشتم، بدنم در اثر فقر و گرسنگي خيلي ضعيف شده بود و به واسطه عهدي كه كرده بودم با كسي صحبت نمي‌كرد.
روزي يك نفر به مدرسه آمد و در غياب من علّت ضعف را از رفيقم پرسيده بود، او نخست نگفت. بعد كه او را قسم مي‌دهد حقيقتش را مي‌گويد كه از شدّت فقر و گرسنگي، من و رفيقم اين طور ضعيف شده‌ايم.
آن شخص فوراً مي‌رود طعام مي‌آورد و كيسه پولي هم براي هر دو نفر مي‌آورد. وقتي كه ملاّ احمد (مقدّس اردبيلي) مي‌آيد به رفيقش اعتراض مي‌كند كه چرا گفتي مگر نه ما عهد كرده بوديم. خلاصه غذا را با هم ميخوردند و پول را هم نصف مي‌نمايند. مقدّس اردبيلي شب مي‌خوابد نيمه‌هاي شب بيدار مي‌شود مي‌بيند محتلم گرديده به سوي حمّام مي‌آيد تا غسل نمايد. حمامي در را از داخل بسته بود. مقدّس اردبيلي اصرار كرد حمامي در را باز نكرد گفت دو برابر پول، گفت باز نمي‌كنم، گفت سه برابر ...
خلاصه حاضر شد تمام پولهايي كه روز گذشته به دستش آمده بود بدهد تا حمامي در را باز كند و مقدّس اردبيلي غسل بكند تا نماز شبش از او فوت نگردد.
از همان شب خداوند اَلطاف خاصّي به او فرمود كه نتيجه‌اش همين بروز كرامات از اوست.

بيستم: نمازهاي ملاّ هادي سبزواري
حاج ملاّ هادي سبزواري در تمام عمر، يك سوم آخر شب را بيدار و به راز و نياز و خواندن دعاي جوشن كبير و نماز شب سرگرم بود و با ناله و گريه و مناجاتهاي نيمه شب خانواده وي كه در حجره‌هاي بالا خانه در خواب بودند از خواب بيدار مي‌گشتند و صداي حكيم را مي‌شنيدند و در تمام مدّت تدريس ممكن نشد كه بانگ مؤذّن بلند شود و ايشان درسي را قطع ننموده و به بيانات خود پايان ندهند. و صدايشان به اذان بلند نشود.

بيست و يكم: در حالات حاج شيخ حسنعلي اصفهاني (معروف به نخودكي)
آقاي نظام التوليه سَر كشيك آستان قدس رضوي نقل كرد كه:
نوبت كشيك من بود. اول شب خادم آستان مباركه (حضرت رضا) به من مراجعه كردند و گفتند به علّت سردي هوا و بارش برف زائري در حرم نيست، اجازه دهيد حرم را ببنديم، من نيز به آنان اجازه دادم. مسئولين، درها را بستند و كليد‌ها را آوردند. مسئول بام حرم مطّهر آمد و گفت: «حاج شيخ حسنعلي اصفهاني از اول شب تاكنون بالاي بام و در پاي گنبد مشغول نماز مي‌باشند و مدّتي است كه در حال ركوع ديديم، اگر اجازه دهيد به ايشان عرض كنيم كه مي‌خواهيم درها را ببنديم».
گفتم: «خير، ايشان را به حال خود بگذاريد، و مقداري هيزم در اطاق پشت بام كه مخصوص مستخدمين است بگذاريد كه هرگاه از نماز فارغ شدند استفاده كنند و در بام را نيز ببنديد».
مسئول مربوطه مطابق دستور عمل كرد و همه به منزل رفتيم. آن شب برف بسياري باريد. هنگام سحر كه براي باز كردن درهاي حرم مطّهر آمديم، به خادم بام گفتم برو ببين حاج شيخ در چه حالند. پس از چند دقيقه خادم مزبور بازگشت و گفت: «ايشان همان طور در حال ركوع هستند و پشت ايشان با سطح برف مساوي شده‌ است». معلوم شد كه ايشان از اول شب تا سحر در حال ركوع بوده‌اند و سرماي شديد آن شب سخت زمستاني را هيچ احساس نكرده‌اند، نماز ايشان هنگام اذان صبح به پايان رسيد.
- شيخ صدوق از رجاء ابن ابي‌ضحاك كه از طرف مأمون براي بردن امام رضا (ع) از مدينه به مرو ماموريت داشت روايت كرده است كه گفت من از مدينه تا مرو همراه امام بودم. به خدا سوگند كسي را در پرهيزكاري و كثرت ذكر خدا و شدت خوف از حق تعالي مانند او نديدم و جريان عبادت آن جناب در شبانه‌ روز چنان بود كه چون صبح مي‌شد، نماز صبح را ادا مي‌كرد و بعد از سلام نماز در مصلاي خود مي‌نشست تسبيح و تحميد و تكبير و تهليل مي‌گفت و صلوات بر حضرت رسول و اولاد او مي‌فرستاد تا آفتاب طلوع مي‌كرد، پس از آن به سجده مي‌رفت و سجده را چندان طول مي‌داد تا روز بلند مي‌شد سپس سر از سجده برمي‌داشت و با مردم حديث مي‌كرد و تا نزديكي زوال آفتاب آنان را موعظه مي‌فرمود پس از آن تجديد وضو كرده و به مصلاي خود برمي‌گشت و چون زوال مي‌شد، برمي‌خاست و شش ركعت نافله اظهر به جا مي‌آورد و چون فارغ مي‌شد اذن نماز مي‌گفت. سپس اقامه نماز مي‌گفت و تسبيح و تحميد و تكبير بسيار مي‌گفت.
حضرت در هر شهري كه ده روز اقامت مي‌كرد روزها روزه مي‌گرفت و چون شب مي‌شد. پس از نماز افطار مي‌كرد و نافله نمازهاي مغرب و نماز شب و شَفع و وَتر و نماز صبح را در حضر و سفر ترك نمي‌كرد اما نوافل نمازهاي چهار ركعتي را (ظهر و عصر و عشا) در سفر ترك مي‌كرد و بعد از بجا آوردن نمازهاي مزبور سي ‌مرتبه تسبيحات اربعه را مي‌خواند و مي‌فرمود اين به جهت تمامي نماز است و هميشه در موقع دعا چه در نماز و يا غير نماز اقتدا مي‌كرد به رسول الله و اولاد او صلوات زياد فرستادن و قرآن را بسيار تلاوت مي‌نمود و هرگاه به آيه‌اي كه در آن ذكر بهشت يا دوزخ شده مي‌رسيد گريه مي‌كرد و از خدا سؤال بهشت مي‌نمود و از آتش پناه مي‌جست و هرگاه در قرآن يا ايها الذين آمنوا را قرائت مي‌كرد آهسته مي‌گفت «لبيك اللهم لبيك» و در هيچ شهري وارد نمي‌شد مگر اينكه مردم قصد خدمتش مي‌نمودند و از معالم دين خود مي‌پرسيدند حضرت آنها را جواب مي‌فرمود و براي آنها احاديث بسياري از پدرانش و علي (ع) و رسول خدا مي‌گفت ابن ابي‌ضحاك گويد: پس چون آن حضرت را نزد مأمون بردم از من خبر حال او را در بين راه پرسيد و من آنچه از آن جناب مشاهده كرده بودم در اوقات شب و روز و حركت و اقامت به مأمون خبر دادم مأمون گفت بلي يا بن ابي ضحاك، علي‌ بن موسي بهترين اهل زمين و اعلم و اعبد آنهاست ولي اين مطلب را به كسي مگو چون نمي‌خواهم فضل آن جناب ظاهر شود مگر به زبان من و به خدا استعانت مي‌جويم كه او را بلند كنم و قدرش را رفيع سازم.

بيست و دوم: در حالات ملاّ محمد اشرفي
در حالات مرحوم ملاّ محمد اشرفي كه از شاگردان سيّد العلماست آورده‌اند:
«از نيمه شب تا صبح مشغول تضرّع و زاري و مناجات بود، آنقدر بر سر و سينه مي‌زد كه هنگامي كه صبح مي‌شد در نهايت ضعف و نقاهت بود به طوري كه هر كه او را مي‌ديد گمان مي‌برد تازه از بستر بيماري برخاسته است».

بيست و سوم: در حالات آقا نورالدّين عراقي
شيخ الفقهاء حضرت آيت الله العظمي اراكي در رابطه با مرحوم آقا نورالدّين عراقي و نماز شبهاي ايشان اين داستان را نقل مي‌فرمايند:
«آقاي نورالدّين مرد عجيبي بود، معروف بود كه نماز شب ايشان ديدني است. شخصي به نام سيّد محمود خوانساري از اهل منبر، طالب شد كه او را ببيند، چون صداي اَلْعَفْو اَلْعَفْو ايشان توي كوچه مي‌آمد، و مردم از توي كوچه گوش مي‌گرفتند، اين آقا، خواست كه خود مجلس نماز شب خواندن آقا نورالدّين را ببيند.
شبهاي ماه مبارك رمضان بود و مرحوم آقا نورالدّين از عدّه‌اي از جمله از آقاي خوانساري براي افطار دعوت كرد، آقا سيّد محمود خودش گفت، وقتي افطار تمام شد و همه رفتند، من نشستم، ديد من بلند نمي‌شوم، به خدمتكارش گفت: «دو تا رختخواب بياور» يك رختخواب خودش داشت، يكي را هم براي من آوردند.
من توي رختخواب كه رفتم نخوابيدم، مي‌خواستم سحر ايشان را ملاحظه كنم، سحر شد. ديدم كه بلند شد، رفت بيرون وضوء گرفت و آمد مشغول نماز شد. وقتي كه رسيد به «اَلْعَفوْ» ديدم چنان گريه بر او مستولي شد كه چندين دفعه بغض گلويش را گرفت، فكر مي‌كرد من در خواب هستم».

بيست و چهارم: خاطره‌اي از علاّمه طباطبايي
علاّمه سيّد محمد حسين طباطبايي صاحب تفسير شريف الميزان مي‌فرمايد: «چون به نجف اشرف براي تحصيل مشرّف شدم از نقطه نظر قرابت و خويشاوندي، گاهگاهي به محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا قاضي شرفياب مي‌شدم، تا اينكه يك روز جلو در مدرسه‌اي ايستاده بودم كه مرحوم قاضي از آنجا عبور مي‌كردند، چون به من رسيدند دست خود را روي شانه من گذاردند و گفتند:
«اي فرزند! دنيا ميخواهي نماز شب بخوان، آخرت مي‌خواهي نماز شب بخوان! اين سخن آنقدر در من اثر كرد كه از آن به بعد تا زماني كه به ايران مراجعت كردم، پنج سال تمام در محضر قاضي روز و شب بسر مي‌بردم و آني از ادارك فيض ايشان دريغ نمي‌كردم».
عمل نمودن علاّمه به توصيه و سفارش استاد خود مرحوم قاضي و عنايت و توجّه به مسايل عبادي و تهجّد همراه با تفكّر و تعمّق در قرآن، علاّمه را به نقطه‌اي از اعتلاي معنوي مي‌رساند كه وقتي دست به قلم مي‌برد، چنان آثاري از خود برجاي مي‌گذارد كه بدون شكّ در نوع خود بي‌نظير است، تفسير الميزان يكي از آن آثار است، كه پي بردن به ارزش آن مستلزم داشتن زمينه‌هاي علمي و تحقيقي لازم و برخورداري از علوم قرآني است.

بيست و پنجم: مادر آيت الله ميرزا مهدي شيرازي
مرحوم ميرزا مهدي شيرازي فرمودند: «موقعي كه والده ما براي نماز شب بر مي‌خاست مرا هم كه هنوز كودك خردسالي بودم از خواب بيدار مي‌نمود و از پشت بام پايين آورده نزد خود مي‌نشانيد و مشغول نماز شب مي‌شد و به من مي‌گفت: «مهدي بيدار بمان».
پدرم فرمود: «در آن موقع از شب چشمان مرا خواب گرفته بود به طوري كه مي‌خواستم از پله‌ها به طرف زمين پرتاب شوم».

بيست و ششم: نماز شب آقا نجفي قوچاني
مرحوم آقا نجفي قوچاني در كتاب سياحت شرق درباره نماز شب و دقّت در اينكه براي كسي مزاحمت ايجاد نكنند مي‌نويسد:
«در اين حجره تازه كه حجره ‌هامان وصل به هم بود از ميان طاقچه سوراخ نموديم و ريسماني در آن كشيديم كه يك سر ريسمان در حجره رفيق بود و يك سر آن در حجره من، وقت خواب، آن سر را رفيق به پا يا دست خود مي‌بست و اين سر ريسمان را من به دست خود مي‌بستم، كه سحر هر كدام زودتر بيدار شويم ديگري را بدون اين كه صدايي بزنيم، به توسط همان ريسمان بيدار كنيم كه مبادا طلبه‌اي از صداي ما بيدار شود و راضي نباشد».
از ابتداي جواني خود را بايد به عبادتها به خصوص نماز شب عادت بدهيم، و خود را با اين كارها مأنوس نماييم و اولياء بايد به اين نكته توجّه نمنايند كه فرزندانشان را با نماز و فلسفه و آثار آن آشنا نمايند.

بيست و هفدم: نماز شب و نورافشاني خانه‌ها
از استاد الهي و عارف ربّاني مرحوم حاج شيخ جواد انصاري همداني نقل شده كه مي‌فرمود: «فلاني با اينكه شخص عوامي است شبي كه براي نماز شب به پا خاسته، مشاهده نموده كه در حدود 500 خانه از خانه‌هاي همدان نورافشاني مي‌كند و به او الهام شده كه در اين خانه‌ها نماز شب خوانده مي‌شود و علاوه بر آن، در نقطه‌اي عمودي از نور مشاهده كرده كه تا آسمان كشيده شده است و الهام شده است كه وجود مقدّس حضرت بقية‌ الله است كه به نماز شب ايستاده است».

بيست و هشتم: شهيد قدّوسي و نماز شب
در رابطه با حالات اين شهيد بزرگوار گفته شده كه:
او حتّي به مستحبّات و مكروهات، بسيار اهميّت مي‌داد. نماز شب را براي روحاني لازم مي‌دانست. يك شب در مسجد گوهرشاد با نگراني مي‌فرمود: «برايم بسيار ناگوار و غير منتظره بود كه شنيدم، يكي از اساتيد مدرسه حقّاني مقيّد به نماز شب نيست. با ايشان صحبت كردم، معلوم شد سبكي معده را در شب رعايت نمي‌كند».
بار ديگر مي‌فرمود: «ما وقتي در نهاوند بوديم، سالي يك بار به صورت خانوادگي منزل يكي از آشنايان دعوت مي‌شديم. من پس از تكرار چند نوبت، ديدم همان شبي كه ما، در آن مهماني غذا مي‌خوريم، نماز صبح روز بعد به آخر وقت كشيده مي‌شود و موفّق به نماز شب نمي‌شويم. متوجّه شدم در اموال آن شخص اشكالي وجود دارد».

بيست و نهم: نماز شب در شب عمليّات
از برادر صحّتي خواهش كردم از حالت بچّه‌ها در شب پيش از عمليّات برايم بگويد. گفت:
«در شب حمله بيشتر بچّه‌ها دعا مي‌خوانند. نماز شب مي‌خوانند. هر كسي هم كه معمولاً نماز شب نمي‌خواند، آن شب مي‌خواند. بچّه‌ها از خداوند و از همديگر طلب بخشش مي‌كنند. كساني كه وصيّت‌ نامه ننوشته‌اند، وصيّت نامه‌شان را مي‌نويسند، بعضي‌ها زيارت عاشورا مي‌خوانند و خيلي‌ها گريه مي‌كنند.
هر گوشه‌اي را كه نگاه كني، كسي را مي‌بيني كه در حال خواندن دعا است و گريه مي‌كند. حالتي روحاني به وجود مي‌آيد. بعضي‌ها از برادرانشان قول مي‌گيرند كه اگر شهيد شدي نزد خدا مرا شفاعت كن، و بعضي‌ها نماز شكر مي‌خوانند ...
رزمندگان از چادرها بيرون آمده بودند و با آب سرد وضو مي‌گرفتند و به سوي چادر نمازخانه گُردان مي‌شتافتند.
به ياد دارم اوّلين روزي كه به همراه عدّه‌اي از دوستان به آسايشگاه 17 منتقل شديم با ديدن آن همه افراد در آن آسايشگاه متعجّب شده بودم و به اين فكر فرو رفتم كه هنگام خواب چگونه اين همه افراد در كنار يكديگر مي‌توانند خود را جا دهند.
به خاطر خستگي روحي، شب اوّل زود به خواب رفتم. ناخودآگاه نيمه‌هاي شب از خواب بيدار شدم. صداي زمزمه‌اي به گوشم رسيد.
از جاي خود بلند شدم و به اطراف نگاه كردم با بُهت و ناباوري تمام، مشاهده كردم كه حدود سه چهارم آسايشگاه به صورت انفرادي مشغول مناجات و خواندن نماز شب و تلاوت قرآن هستند. نزديكترين فردي كه كنارم نشسته بود پرسيد: «حالت بهتر شده؟»
دلم مي‌خواست از خجالت زمين دهان باز كند و مرا در خود فرو ببرد. با شرمندگي جواب دادم كه: «بله!»
پرسيدم: «بچّه‌ها هر شب اين برنامه را دارند؟» گفت: «بله!»
اكنون جواب سؤالي را كه اوّل غروب در مورد تنگي جا براي خواب در ذهنم نقش بسته بود گرفته بودم:
اكثر بچّه‌ها تمام طول شب را در حال مناجات با معبود خود مي‌گذراندند.

سي‌ام: محدّث قمي (شيخ عباس قمي)
محدّث قمي در هنگام تلاوت قرآن وقتي به آيه شريفه «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْاِنْس اِلاّ لِيَعْبُدون» (جن و انس را نيافريدم مگر براي عبادت) مي‌رسيد لرزه بر اندامش مي‌افتاد و مي‌فرمود: «و ااَسفا چقدر غافليم و چه اندازه از خدا دور افتاده‌ايم». در حاليكه عبادت و پرستش او هدف از آفرينش جنّ و انس بوده است.
و چرا ما از آن هدف مبارك دور افتاده باشيم و اين ورد زبان ايشان بود و هر جا كه منبر مي‌رفت و موعظه مي‌كرد فلسفه آفرينش موجودات و انسان را يادآوري مي‌كرد و مي‌گفت «فراموش نكنيد كه عبادت خدا هدف خلقت است».
فرزند ايشان مرحوم حجة الاسلام آقاي حاج ميرزا علي محدّث زاده نقل كرده است: «پدرم شب جمعه‌اي پس از نماز شب، در نجف اشرف مشغول خواندن سوره «يس» مي‌شود وقتي كه به آيه شريفه «هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتي كُنْتُمْ تُوْعَدُون» مي‌رسد چند بار آن را تكرار كرده و مكرراً مي‌گويد «اعُوذُ بِاللهِ مِنَ النَّار» پناه مي‌برم به خداوند از آتش جهنّم و چنان منقلب مي‌شود كه نمي‌توان بقيّه سوره را بخواند و به همان حال باقي مي‌ماند تا هنگام اذان صبح كه مشغول نماز صبح مي‌شود.

سي و يكم: در نماز شب مؤمنين را دعا كنيد
حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي روزي پس از پايان درس، عازم حجره يكي از طلبه‌ها كه در مدرسه دارالشفا بود، به حجره آن طلبه وارد شد و پس از به جاي آوردن مراسم احترام و اندكي جلوس برخاست و حجره را ترك گفت. هدف از اين ديدار از او پرسيده شده، در پاسخ فرمودند:
«شب گذشته هنگام سحر، فيوضاتي بر من افاضه شد كه فهميدم از ناحيه خودم نيست و چون توجّه كردم ديدم اين آقاي طلبه به تهجّد برخاسته و در نماز شبش به من دعا مي‌كند و اين فيوضات اثر دعاي اوست اين بود كه بخاطر سپاسگزاري از عنايتش به ديدار او رفتم».

سي و دوم: نماز شبهاي حضرت امام خمينى (ره)
صديقه مصطفوى (دختر حضرت امام) اظهاركرده است: يادم مي‌‏آيد از دوران كودكى كم خواب بودم. چندين بار نيمه‏‌هاى شب بيدار مي‌‏شدم و مكرر نماز شب آقا را مي‌‏ديدم. از خود مي‌‏پرسيدم: چرا آقا در هنگام شب اين قدر مى‏گريد. خيلى از شبها مهتاب بود و در پرتو روشنايى آن، اشكهاي آقا را مشاهده مي‌‏كردم و اين وضع براى من كه ‏طفلى بيش نبودم شگفت آور‏ بود. در مدتي هم كه به نجف مي‌رفتم و بچه‌‏هاى كوچك داشتم و شبها بيدار مي‌‏شدم، آقا در اتاقشان كه رو به ‏روى محل اقامت ما بود در ايوان كوچكى نماز شب مي‌‏خواندند و من‏ احساس مي‌‏كردم براى اين كه صدايشان را نشنويم گريه‌هايشان را با بلند گويى كه مناجات پخش مي‌‏كرد تطبيق مى‏دادند و من چون بيدار بودم صداى گريه آقا را مي‌‏شنيدم.
- برخى خويشاوندان كه از پانزده سالگى با امام بوده‏اند گفته‏اند از دوران نوجوانى كه با امام در خمين بوديم، آقا يك چراغ موشى ‏كوچك مي‌‏گرفتند و مي‌‏رفتند به يك قسمت ديگر كه هيچ كس بيدار نشود و نماز شب مى‏خواندند.
همسر امام مي‌‏گويند تا حالا نشده كه من از نماز شب ايشان بيدار شوم، چون چراغ را مطلقاً روشن نمي‌كردند. حتى‏ چراغ دستشويى را روشن نمي‌‏كردند تا كسى بيدار نشود.
هنگام ‏وضوى نماز شب يك ابر زير شير آب مي‌‏نهادند كه صداى چكه و ريزش‏ آب موجب بيدارشدن كسى نگردد.
- آية ‏الله سيد مصطفى خوانسارى صحنه‏اى از عبادت امام را اين ‏گونه نقل كرده ‏است:
يك سال در قم برف زيادى آمده و سيل، نصف اين شهر را خراب ‏كرده بود؛ در همان وضع با آن شدت سرما و يخبندان، امام نيمه‏‌هاى ‏شب از مدرسه دارالشفا، به مدرسه فيضيه مي‌‏آمد و به هر زحمتى بود يخ حوض مدرسه را مي‌‏شكست، وضو مي‌‏گرفت و به مدرسه مي‌‏رفت و در تاريكى مشغول تهجدش مي‌‏شد. نمي‌‏توانم بازگو كنم امام (ره) چه حالى داشت، با يك سرور و شادى معنوى نماز شب را به جاى مي‌‏آورد و هنگام اذان مى‏آمد مسجد و پشت ‏سر آية الله حاج ميرزا جواد ملكى به نماز مي‌‏ايستاد و بعد بر مى‌گشت و مشغول مباحثاتش مي‌‏شد.
- بانو فاطمه طباطبايى (همسر مرحوم سيد احمد خميني) گفته است:
در سال ‏1349 شمسى با حاج ‏احمد آقا ازدواج كردم و در سال 1352 شمسى با همسر و فرزند نه ‏ماهه‏ام به عراق رفتم. نيمه شب بود كه به منزل امام (ره) رسيديم، خودشان آمدند، در را باز كردند؛ چند دقيقه‏اى ‏به احوال پرسى گذشت و بعد نماز شب را شروع كردند، اين براى من‏ بسيار شگفت آور بود، زيرا نماز شب واجب نبود و مي‌توانستند قدرى ‏ديرتر بخوانند، اما با وجود اين كه علاقه زيادى به پسرشان، حاج‏ احمد آقا، داشتند و چند سالى بود كه از ايشان دور بودند مشغول ‏نماز شدند. بعدها پي‌بردم اين رفتار امام (ره) به دليل علاقه وافرشان به ‏نماز بوده است.
- حضرت امام در نخستين شب اقامتشان در پاريس در آپارتمان كوچكى ‏اقامت كردند، هنگام خواب به اتاق خود رفتند، ساعت دو بعد از نيمه شب كه به وقت نجف چهار و به وقت تهران چهار و نيم بعد از نيمه شب بود، از اتاق خود بيرون آمدند، وضو گرفتند و برگشتند، هنوز چهار ساعت ‏به اذان صبح مانده بود، يكى از اطرافيان ‏مي‌گويد: تعجب كرديم كه چرا ايشان زود از خواب برخاسته‏اند. صبح ‏معما حل شد، زيرا امام (ره) فرمودند:
اين جا چه ‏طور است؟ ديشب هر چه ‏نشستم كه صبح شود نماز بخوانم هوا روشن نشد، مشخص گرديد كه ‏ايشان به عادت هر شب مطابق با افق نجف اشرف دو ساعت‏ به اذان‏ صبح مانده براى نماز شب بلند شده‏اند، خدمتشان عرض كرديم، افق ‏اين جا با عراق دو ساعت اختلاف دارد. فرمودند: بياييد ساعت مرا درست كنيد.
حتى در شب پرواز سرنوشت‏ ساز دوازدهم بهمن سال ‏1357 شمسى اين ‏برنامه عبادى امام ترك نشد. يكى از اصحابشان كه در هواپيما بوده نقل مي‌‏كند: به احترام آقا طبقه بالاى هواپيما را اختصاص به‏ امام دادند تا در آن جا استراحت كند و كسى مزاحمشان نباشد، من ‏جسارت كردم و گفتم بروم ببينم امام در چه حالى است، وقتى به ‏طبقه بالا رفتم ديدم امام مشغول نمازند و در حال ريختن اشك ‏هستند.
- يك روز در قم حضرت امام بيمار شدند به دستور پزشكان مى‏بايست‏ به تهران انتقال يابند؛ هوا بسيار سرد بود و برف مي‌‏باريد. يخ ‏بندان عجيبى در جادهها وجود داشت. حضرت امام با اين كه چندين ‏ساعت در آمبولانس بودند به محض آن كه به بيمارستان قلب تهران ‏منتقل شدند باز هم نماز شب را به جاى آوردند.
بعد از عمل جراحى هر لحظه كه امام مشكل خاصى نداشتند چشمان‏ خود را روى هم مي‌‏نهادند و مي‌خوابيدند حتى پزشكان به اين شك ‏مى‏افتادند كه نكند اثر داروهاى بيهوشى است كه ايشان را به اين‏ صورت در مي‌‏آورد. اما زمانى كه وقت نماز شب فرا مي‌‏رسيد خودشان‏ بيدار مي‌‏شدند و مي‌‏فرمودند وقت نماز است و اين در حالى بود كه ‏براى به خواب رفتنشان به امام دارو مي‌‏دادند اما به همان حالت‏ عادى راس ساعت دو بعد از نيمه شب نماز شب را اقامه مي‌‏كردند و حتى شور و حال افزونترى داشتند.
يكى از نزديكان امام نقل مي‌‏كرد وقتى وارد اتاق بيمارستان شدم ايشان را در حالت عجيبى يافتم. آن قدر گريسته بودند كه تمامى چهره منورشان خيس شده بود، هنوز هم اشكهاى مباركشان چون باران جارى بود و چنان با خداى خود راز و نياز مى‏كردند كه من تحت تاثير قرار گرفتم، وقتى متوجه من ‏شدند با حوله‏اى كه بر شانه داشتند صورت خود را خشك كردند.
- امام خميني ظهرها از ساعت ‏يازده و نيم تا يك بعد از ظهر مشغول نماز بودند، يكى از خواهرانى كه در بيت ايشان مشغول خدمت‏ بوده، گفته است: از دفتر زياد به من قند و آب مي‏دادند كه ببرم و تبرك كنم، هر چه لاى در را مي‌گوشيم كه براى تبرك نمودن يا استخاره كردن نزدشان بروم مي‏ديدم در حال نمازند. ايستاده، نشسته، خوابيده، همه‌‏اش نماز نافله مي‌خواندند.
امام خمينى از او آن جوانى كه مشغول تحصيل بودند در نماز شب جديت داشتند، همسر امام گفته است:
از سن بيست و هشت ‏سالگى نماز شب امام ترك نشده، يعني از ابتداى ازدواج شان به فرمايش آية الله فاضل لنكرانى امام هفتاد سال نماز شب خود را به صورت متواتر خواندند، نماز شبى كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد: كسى كه چنين تهجدى را داشته باشد خداوند او را به مقام شايسته‏اى مي‌رساند. حجة الاسلام و المسلمين توسلى خاطر نشان نموده است كه: به جرات مي‏توانم بگويم كه تهجد امام تا آخرين لحظه‌‏هاى حياتشان ترك نشد، نمازشان همش اول وقت ‏بود. چه در دوران جوانى و چه پس از آن، دو ساعت مانده به اذان صبح بيدار مي‌شدند و در اين مدت قرائت قرآن ميكردند. شبها يكى از برادران پاسدار پشت در اتاق ايشان ميخوابيد. يك وقت از وى پرسيدم: شما كه مدتى شبها مراقب امام بوديد خاطره‏اى از آن بزرگوار داريد؟ گفت: بله شبها معمولاً دو ساعت‏ به اذان صبح بيدار بودند، يك شب متوجه شدم با صداى بلند گريه مي‏كنند من هم متأثر شدم و بناى گريه را گذاشتم امام براى تجديد وضو بيرون آمدند چون متوجه من شدند فرمودند: تا جوان هستى قدر بدان و خدا را عبادت كن، لذّت عبادت در جوانى است، آدمى وقتى پير مي‌شود، دلش مي‌خواهد عبادت كند. امّا حال و توان برايش نيست.
صداى گريه حاج آقاست. قبل از سال 41 يكى از علماى تهران نقل مي‏كرد؛ شبى مهمان مرحوم حاج آقا مصطفى بودم مقدار زيادى از شب را با ايشان نشستيم و بحث و صحبت علمى كرديم. تازه خوابيده بوديم يك وقت از صداى گريه و ناله‏اى هراسان بيدار شدم و حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم مثل اينكه در همسايگى شما كسى مرده و برايش گريه مي‌كنند. آقا مصطفى گوش كرده و گفت صداى گريه حاج آقايم است (ايشان امام را حاج آقا مي‌گفت) كه مشغول نماز شب و گريه و ناله به درگاه خداست.
قبل از اينكه به نجف مشرف بشوم فردى را در قم ديدم كه به نجف رفته بود و امام را ملاقات كرده و نقل مي‏كرد كه ما وقتى به نجف رسيديم به منزل امام زيادتر تردد مي‌كرديم. برنامه هميشگى امام اين بود كه دو و نيم ساعت پس از مغرب به بيروني منزل مي‌آمدند تا كسانى كه مي‏خواستند ايشان را زيارت كنند يا كارى داشتند خدمتشان برسند و بعد به حرم مشرف مي‏‌شدند كه درست سه ساعت پس از مغرب بود، اين امر هميشگى بود. مگر اينكه حادثه‏اى پيش مي‏آمد. يك شب امام بر اثر كسالت نتوانستند به حرم مشرف شوند. حالشان خوب نبود و تب زيادى داشتند.
هر چه گشتند نتوانستند دكترى را پيدا كنند. تا ساعت دو نيمه شب دكترى پيدا شد و از او خواهش كردند كه بيايد امام را معاينه كند.
در اين ساعت وارد منزل امام كه شديم. حدس مي‏زديم به دليل كسالت در بستر خوابيده باشند ولى وقتى در زديم و وارد اطاق شديم مشاهده كرديم كه امام با آن تبى كه داشتند روى سجاده نشسته‌‏اند و نماز شب مي‏خوانند. صبر كرديم تا نماز ايشان تمام شد و دكتر ايشان را معاينه كرد. پس از معاينه معلوم شد ميزان حرارت امام در آن تبى كه داشتند 42 درجه بود. ميزانى كه معمولاً انسانهاى قوى و جوان حتى قادر نيستند روى پاى خود بايستند و نماز واجب خود را بخوانند تا چه رسد به اينكه بخواهند نماز مستحبى بخوانند ولى امام در اثر عشق به خدا و آن حالت تعبدي كه داشتند برنامه عبادت خود را ترك نمي‌كردند.

سي و سوم: شيخ جعفر كاشف الغطاء محقق بزرگ
(شيخ در عبادت و صفاى باطن و حالت تضرّع و زارى به درگاه حضرت بارى و تهجّد و سحر خيزى و دعا و مناجات، يكى از اوتاد روزگار بوده و تا سر حدّ قدرت نمى‌گذاشته عمل مستحبى از او فوت شود).
شهيد محراب، ملاّ محمد تقى برغانى قزوينى مي‌گويد:
(روزى مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء وارد قزوين شد و در منزل يكى از بزرگان رحل اقامت افكند. در آن منزل، باغى نيز وجود داشت. وقت خواب فرا رسيد و همه خوابيدند و من هم در گوشه آن باغ خوابيدم.
چون پاسى از شب گذشت، شنيدم شيخ مرا صدا مى‌زند و مى‌گويد: برخيز و نماز شب به جاى آور.
عرض كردم؛ بلى بر مى‌خيزم.
شيخ رد شد و من دوباره خوابيدم. ناگهان صدايى به گوشم خورد، به دنبال آن روانه شدم وقتى به نزديك جايى كه سر و صدا مى‌آمد رسيدم، ديدم جناب شيخ به تضرّع و گريه و مناجات مشغول است و صداى ايشان چنان در من اثر گذاشت كه از آن شب تاكنون كه 25 سال مى‌گذرد، هر شب برمى‌خيزم و به مناجات مشغول مى‌شوم).
در (فوائد الرضويه) مى‌نويسد: در بعضى از مؤلّفات ديدم كه سالى شيخ گذرش به يكى از شهرهاى ايران افتاد.
اهل آن جا خواستند نماز را با آن جناب به جماعت گزارند. مساجد شهر كم وسعت و غير كافى بود، لاجرم در ميدانى اجتماع كردند و با شيخ نماز جماعت خواندند.
پس از نماز از آن بزرگوار خواهش نمودند كه موعظه بفرماييد، شيخ فرمود: من فارسى را خوب نمى‌دانم. اصرار كردند، شيخ بر منبر آمد و فرمود:
مردم! شما مى‌ميريد و شيخ هم مى‌ميرد، پس فكر روز بازپسين نمائيد. ايها النّاس! شهر شما مثل بهشت است، چه، در بهشت قصور است و در اين شهر نيز قصور عاليه و بوستانهائى است كه داراى نهرهاست ... و در بهشت تكليف از قبيل نماز و روزه و ساير عبادات، برداشته است.
همچنين است در شهر شما كه نماز و روزه و عبادات و ديگر امور برداشته شده است اين تعريض بود از شيخ بر اهل آن شهر در مواظبت نداشتن آنها به فرائض الهى و ارتكاب محرمات و مناهى.
پس نگاه فرمود: در پاى منبر يكى از ذاكرين را ديد، به او فرمود: برخيز و ذكر مصيبت كن و از منبر فرود آمد.
و چون ائمه جماعت آن شهر نوافل را به جاى نمى‌آورند، اين مطلب به شيخ عرض شد، شيخ فرمود: هر كه نماز نافله نكند به او اقتدا نكنيد، ائمه جماعت كه اين سخن را شنيدند همگى بناى نافله گذاشتند.
شيخ حسن فرزند كاشف الغطاء مى‌گويد: عادت شيخ جعفر آن بود كه هر شب وقت سحر بيدار بود و مى‌آمد دَمِ در اتاقها و عيال و اطفال همه را بيدار مى‌كرد و مى‌گفت: برخيزيد و نماز شب بخوانيد و همه بر مى‌خاستند.
من در آن زمان كودك بودم و خواب بر من غلبه ميكرد. وقتى كه شيخ دَمِ در اتاق من مى‌آمد و صدا مى‌زد برخيز، من به همان حالت كه دراز كشيده بودم مى‌گفتم: ولا الضّالين، يا، اللّه اكبر؛ يعنى، من مشغول نمازم.

سي و چهارم: استادِ آيت اللّه العظمى بروجردى
استادِ آيت اللّه العظمى بروجردى مي‌گويد كه مرحوم آيت اللّه سيّد محمد باقر درچه‌اى، استاد آيت اللّه بروجردى و ميرزاى نائينى و آقا نجفى قوچانى و ... در قنوتِ نماز شب، دعاى ابوحمزه ثمالى را با حالت ايستاده، مى‌خواندند.

سي و پنجم: سجدهاي طولانى مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى رحمه الله عليه
من استادى داشتم بزرگوار، عارف، عامل و كامل [مراد آخوند ملاّحسينقلى همدانى است] كه نظير او را نديده‌ام. از او درباره عملى كه مجرب و در اصلاح قلب و تحصيل معارف مؤثّر باشد، سؤ ال كردم.
در پاسخ فرمود: براى اين امر، هيچ كارى مانند مداومت بر يك سجده طولانى در هر شبانه روزى يك مرتبه كه در آن (لا إِلهَ اِلاّ أَنْتَ سُبْحانكَ إِنَّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ) گفته شود، نيست.
انسان اين ذكر را بگويد در حالى كه خود را در زندانِ طبيعت زندانى و مقيّد به قيد و بندهاى اين اخلاق رذيله ببيند و اقرار داشته باشد كه خدايا، تو مرا گرفتار اين پستيها نكردى و در حق من ظلم روا نداشتى، و تنها من به خويشتن ستم كردم.
ملكى رحمه الله عليه ادامه مى‌دهد:
اصحاب و شاگردان او به اين دستور، عمل مى‌كردند و بعضى از آنها اين ذكر را سه هزار مرتبه در سجده مى‌گفتند و خلاصه اين سجده و بركاتش نزد عاملانِ به آن، معروف است ولى به شرط آنكه بر آن مداومت شود. استادم به خواندن صد مرتبه سوره قدر [اِنّا أَنْزَلْنا] در شب و عصر جمعه نيز امر فرمود.

سي و ششم: گفتارى از ملاّ حسينقلى همدانى (ره) عارف بزرگ
اين عارف بزرگ در نامه‌اى مى‌نويسد: (... خلاصه بعد از سعى در مراقبت، البته طالب قُرب، بيدارى و قيام سحر را لااقل يك دو ساعت به طلوع فجر مانده الى مطلع الشّمس از دست ندهد. و نماز شب را با آداب و حضور قلب به جا بياورد.
و اگر وقتش زيادتر باشد به ذكر يا فكر يا مناجات مشغول بشود؛ ليكن قدر معيّنى از شب بايد مشغولِ ذكر با حضور بشود. در تمام حالاتش خالى از حزن نبوده باشد، اگر ندارد تحصيل نمايد به اسبابش. و بعد از فراغ، تسبيح سيده نساء عليه السلام و دوازده مرتبه سوره توحيد و ده مرتبه، (لا إِله إِلاّ اللّهُ، وَحْدَهُ لا شَريْكَ لَهْ لَهُ المُلكِ) إ لى آخر و صد مرتبه لا إِلهَ إِلاّ اللّهُ و هفتاد مرتبه استغفار بخواند. و قدرى از قرآن شريف تلاوت نمايد. و دعاى معروفِ صبح [كه در (مفاتيح ) محدّث قمى، قبل از دعاى كميل مسطور است] يعنى يا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصّباح إِلى آخر، البته خوانده شود. و دائماً با وضو باشد و اگر بعد از هر وضو دو ركعت نماز بكند بسيار خوب است. ملتفت باشد كه به هيچ وجه اذيتش به غير نرسد و در قضاء حوائج مسلمين لاسيّما عُلَما وَ لا سيّما أَتْقِيائِهِمْ سعى بليغ نمايد ... و در شب جمعه صد مرتبه و در عصر روز جمعه صد مرتبه، سوره قدر بخواند).

سي و هفتم: نامه‌اى به مرحوم كمپانى حاج ميرزا جواد ملكى
نامه اى به مرحوم كمپانى حاج ميرزا جواد ملكى، در نامه‌اى كه به عنوان پاسخ نامه علاّمه محمد حسين كمپانى اصفهانى، فيلسوف و اصولى مشهور نگاشته، دستوراتى به نقل از استاد خود، مرحوم ملا حسينقلى همدانى ذكر كرده كه قسمتى از آن را انتخاب كرده در اينجا مى آوريم.
(... مرحوم مغفور مى‌فرمودند: بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بكند تا جنبه حيوانيّت كمتر و روحانيّت قوّت بگيرد و ميزان آن را هم چنين مى‌فرمودند، كه انسان اولاً: روز و شب زياده از دو مرتبه غذا نخورد حتى تنقّل مابين الغذائين نكند.
ثانياً: هر وقت غذا مى‌خورد بايد مثلاً يك ساعت بعد از گرسنگى بخورد آنقدر بخورد كه تمام سير نشود اين درْ كمّ غذا، و امّا كيفش بعد از آداب معروفه، گوشت زياد نخورد به اين معنى كه شب و روز هر دو نخورد و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را، يعنى، هم روز و هم شب را ترك كند و يكى هم اگر بتواند للتكيّف [براى كيف كردن و لذّت بردن] نخورد و لامحاله آجيل خور نباشد ... و اگر بتواند روزه‌هاى سه روزه هر ماه را ترك نكند.
و امّا تقليل خواب، مى‌فرمود: شبانه روزى شش ساعت بخوابد.
اينها در تقليل حيوانيّت كفايت مى‌كند. و امّا در تقويت روحانيّت اولاً: دائماً بايد همّ و حُزن قلبى به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد.
ثانياً: تا مى‌تواند ذكر و فكر را ترك نكند، كه اين دو جناح سير آسمان معرفت است.
در ذكر عمده سفارش به اذكار صبح و شام، است اَهَمّ آنها كه در اخبار وارد شده و اَهَمّ تعقيبات صلوات [نمازها] و عمده‌تر ذكر وقت خواب كه در اخبار مأثور است لاسيّما متطّهراً در حال ذكر خواب برود، و شب خيزى مى‌فرمودند: زمستانها سه ساعت، تابستانها يك ساعت و نيم، و مى‌فرمودند كه من در سجده ذكر يونسيّه [لا إِله إِلاّ أ نت سبحانك إِنّى كنت من الظالمين] خيلى اثرها ديدم.
بنده خودم هم تجربه كرده‌ام چند نفر مدّعى تجربه‌اند، يكى هم قرآن كه خوانده مى‌شود به قصد هديه به حضرت ختمى مرطبت (صلوات اللّه عليه و آله) خوانده شود).
دستورى از شاهين بلند پرواز آسمان عرفان مرحوم ملاّحسينقلى همدانى در نامه‌اى چنين مى‌نگارد: (... البته در اجتناب از معصيت كوتاهى مكن و اگر خداى نخواسته معصيت كردى زود توبه نما و دو ركعت نماز به جا آور و بعد از نماز، هفتاد مرتبه استغفار كن و سر به سجده بگذار و در سجده از حضرتِ پروردگار عفو بخواه، اميدوارم عفو بفرمايد.
معاصى [گناهان] كبيره در بعضى از رساله‌هاى عمليه ثبت شده، ياد بگير و ترك نما و زنهار پيرامون غيبت و دروغ و اذيّت مگرد. لااقل يك ساعت به صبح مانده بيدار شو و سجده به جا بياور و آنچه در (منهاج النجاة) مرحوم ملاّمحسن فيض (رضوان اللّه جلّ جلاله عليه) مذكور است كافى و شافى است از براى عمل شب و روز تو به همان نحو عمل نما و سعى كن كه عمل و ذكرت، به محض زبان نباشد و با حضور قلب باشد كه عمل بى‌حضور قلب، اصلاح قلب نمى‌كند، اگر چه ثواب كمى دارد.
البته البته از غذاى حرام فرار كن، مخور مگر حلال.
غذا را كم بخور و زياد مخور؛ يعنى، زياده بر حاجت بُنيه مخور، نه چندان بخور كه تو را سنگين بكند و از عمل باز دارد و نه چندان كم بخور كه ضعف آورد و به سبب ضعف از عبادت مانع شود. و هر قدر بتوانى روزه بگير، به شرطى كه شب جاى روز را پر نكنى. الحاصل: غذا به قدر حاجتِ بدن ممدوح و زياده و كم هر دو مذموم، و شروع به نماز كن با قلب پاك از حقد و حسد و غلّ و غش مسلمانان، و لباس ‍و فرش و مكان نمازت بايد مباح باشد.
اگر چه مكان غير محل جبهه نجس بودنش به نجاست غير متعديّه، نماز را باطل نمى‌كند ولى نبودنش بهتر است.
و بايست به نماز [به گونه] ايستادن بنده در حضور مولاى جليل، با گردنِ كج و قلب خاضع و خاشع. وبعد از فريضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد مرتبه كلمه طيّبه توحيد و دعاى صباح مشهور را بخوان. و تسبيح سيده نساء [فاطمه زهرا عليها السلام] را بعد از فريضه ترك مكن. و هر روز هر قدر بتوانى لااقلّ يك جزء قرآن با احترام و وضو و خضوع و خشوع، بخوان و در بين خواندن حرف مزن مگر در مقام ضرورت. و در وقت خواب شهادت را بخوان و آية الكرسى و يك مرتبه فاتحه و چهار مرتبه سوره توحيد و پانزده مرتبه سوره قدر و آيه (شهداللّه ) [را] بخوان و استغفار هم مناسب است.
اگر بعضى از اوقات بتوانى سوره مباركه توحيد را صد مرتبه بخوانى بسيار خوب است و از ياد مرگ غافل مشو. و دست بر گونه راست گذاشته، با ياد خدا بخواب [مثل ميّت در قبر]. و از وصيت كردن غافل مشو. و ذكر مبارك (لا اِله إ لاّ أ نت سُبْحانك اِنِّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمين) را هر قدر [بتوانى] بخوان و در هر وقت بسيار بگو. شب و عصر جمعه در هر يك صد مرتبه سوره مباركه قدر را بخوان و دعاى كميل را در هر شب جمعه ترك مكن. و (مناجات خمس عشرة) را، حالت با هر كدام از آنها مناسب باشد، لاسيّما مناجاتِ شاكين و تابئين و مفتقرين و مريدين و متوسّلين و معتصمين را بسيار بخوان و دعاهاى صحيفه كامله، هر كدام در مقام مناسب بسيار خوب است. و در وقت عصر هفتاد بار استغفار و يك سبحان اللّه العظيم سبحان اللّه و بحمده بخوان و استغفارات خاصه را هم بخوان و سجده طويل را فراموش مكن و قنوت طول دادن بسيار خوب است و همه اينها با ترك معاصى بسيار خوب است.

سي و هشتم: عبادت تا به چه حّد مي‌رسد
در حالات شهيد محراب مرحوم ملاّ محمد تقي برغاني آمده است:
«عبادت آن جناب چنان بود كه هميشه از نصب شب تا طلوع صبح صادق به مسجد مي‌رفت و به مناجات و ادعيه و تضرّع و زاري و تهجّد اشتغال داشت و مناجات «خمس عشرة» را از حفظ مي‌خواند و بر اين روش و شيوه پسنديده استمرار داشت تا همان شب كه شربت شهادت نوشيد».
مكرّر در فصل زمستان ديده مي‌شد كه در پشت بام مسجد خود، در حالي كه برف به شدّت مي‌باريد، در نيمه شب پوستيني بر دوش و عمامه بر سر داشت و مشغول تضرّع و مناجات بود و با حالت ايستاده، دستها را به سوي آسمان بلند كرده، تا اين كه برف، سراسر قامت مباركش را از سر تا پا سفيد پوش مي‌كرد.
جالب توجّه است كه اين بزرگوار در حال سجده كه مناجات خمس عشرة را مي‌خواند به دست فرقه بابيه به شهادت رسيد.

سي و نهم: نماز شب در قبر! (شهيدان حسين و ابوالفضل قربانى)
عمليات پيروزمد خيبر در جزيره مجنون در جريان بود، قرار بود پس از شكستن خط، يگان ما كه در سه راه فتح مستقر بود به سمت بصره پیشروى كند. دشمن بعثی با آگاهی نسبى از اين اخبار، دست به مقاومت شديد زد و علاوه بر جنگ روانی شديد و بمبارانها و حملات شديد شيمیایی، با آنچه داشت شبانه روز آتش بر سر رزمندگان ریخت.
دراين ميان دو برادر به نامهاى حسين و ابوالفضل قربانى با حالات معنوى خود كل گردان را متأثر كرده و چون خورشيدى فروزان نورافشانى ميكردند. اين دو برادر شهيد، فارغ ار حوادث و هر آنچه اتفاق ميافتاد در هر مكانى كه يگان مستقر می‌شد، قبرى حَفر میكردند و به خصوص در شب، نمار میخواندند. هر كسی كه بيدار مى‌شد، آن دو را در حال مناجات و نماز مى‌ديد. چقدر زيبا بود توجّه به معبودشان.

چهلم: مادر و نماز شب
ما ماجرايى نقل مى‌كردند كه براى بهره‌مندى و عبرت آموزى، آن را نقل مى‌كنم. مادرم زنى پارسا و مقيد به نماز شب بود. زمانى كه بسيار خردسال بودم هر سحرگاه پيش از نماز شب مرا بيدار مى‌كرد و مى‌گفت: «مهدى جان، بلند شو برايت نخود چى آورده‌ام.
تا اسم نخودچى را مى‌شنيدم بلند مى‌شدم و مادرم مرا مقابل سجاده خود مى‌نشاند و يك مشت نخود چى به من مى‌داد و مى‌گفت: اينها را بخور و به من نگاه كن. يك وقت نخوابى. همه را يك دفعه هم نخور، هر دانه را كاملاً بجو، تمام كه شد ديگرى را بخور. آن وقت خودش بر مى‌خاست و به نماز مى‌ايستاد و من نخودچى مى‌خوردم و در او مى‌نگريستم».
به اين مطلب كارى نداريم كه بيدار كردن بچه (كه به حد تكليف نرسيده) اشكال دارد يا از باب وجوب مصلحت بى‌اشكال است، بلكه همين قدر مى‌گوييم كه آن كودك خردسال سحرگاه به شوق خوردن نخودچى، عبادت شبانه مادر پارساى خود را تماشا مى‌كرد و بدين ترتيب از همان خردسالى به سحرخيزى و شب بيدارى عادت كرد و مادر، روحِ شب زنده‌دارى را در خمير مايه فرزند قرار داد و آن را طبيعت دوّمش ساخت.
تا آن جا كه به ياد مى‌آورم والد ما، آقا ميرزا مهدى شيرازى، هميشه نيمه شبها بيدار بودند و مطالعات درس خارج خود را در سحر انجام مى‌دادند.
در اوآخر حيات شان كه كسالت داشتند و از شدت درد يا تنگى نفس خواب شان نمى‌برد و شايد يكى دو ساعت مانده به سحر بر اثر فشار خستگى به خواب مىرفتند، نيز هنگام سحر بيدار مى‌شدند و هر چند نزديكان شان مى‌گفتند: قدرى بيشتر بخوابيد، مي‌گفتند:
خوابم نمي‌برد. طبيعى است كه سحر خيزى در خردسالى، شب زنده ‌دارى در بزرگ سالى را به صورت عادت ايشان درآورد.

چهل و يكم: نماز شب در حرم با شمع
نماز شب خیر دنیا و آخرت دارد وقتی می‌گوییم بخوانید دلیل هم دارد که خیر دارد مثلاً زمانی که ما در مدرسه فیضیه با بقیه رفقا درس میخواندیم روزگار ما خیلی به سختی می‌گذشت یک سال که شب نیمه شعبان مصادف با ایام زمستان بود و هوا به حدی سرد بود که آب در چند ثانیه یخ می‌زد در مجلس جشنی که به مناسبت میلاد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تشکیل شده بود شرکت کردم و وقتی به مدرسه برگشتم در مدرسه و حرم بسته بود و هوا خیلی سرد و از طرفی ما هم مقید به خواندن نماز شب بودیم. لذا جلو در حرم آمدم و شروع به نماز خواندن کردم نماز که تمام شد یک مرد ترک زبان جلو آمد و پرسید: حرم کی باز می‌شود؟ گفتم یکی دو ساعت دیگر گفت:
دوستان من منتظر من هستند که باید بروم شما لطف بفرمایید این شمعها‌ را بگیرید و هر شب جاهایی از حرم که تاریک است از طرف من روشن کنید.
من شمعها را گرفتم بعد آن شخص مقداری پول به من داد و رفت که وقتی من توجه کردم دیدم 500 تومان که در آن زمان مبلغ قابل توجهی بود به من داده است که با آن 500 تومان خیلی از مشکلات ما حل شد. بله این نمونه از خیر دنیا و آخرت نماز شب است.

چهل و دوم: زني صالحه در زمان حضرت عيسى (ع)
زنى صالحه در زمان حضرت عيسى (ع) در زمان عيسى بن مريم (ع)، زنى بود صالحه عابده، چون وقت نماز مى‌شد، هر كارى كه داشت مى‌گذاشت و به نماز و طاعت مشغول مى‌شد روزى نان مى‌پخت، مؤذن بانگ كرد، نان پختن رها كرد و به نماز مشغول گشت چون در نماز ايستاد، شيطان در وى وسوسه كرد: تا تو از نماز فارغ شوى نان همه سوخته شود. زن به دل جواب داد:
اگر همه نان بسوزد بهتر كه روز قيامت تنم به آتش دوزخ بسوزد. ديگر بار شيطان وسوسه كرد كه: پسرت در تنور افتاد و سوخته شد. زن در دل جواب داد: اگر خداى تعالى قضا كرده است كه من نماز كنم و پسر مرا به آتش بسوزاند من به قضاى خداى تعالى راضى گشتم و از نماز دست برندارم كه اللّه تعالى فرزند را نگاه دارد از آتش.
شوهرِ زن از درِ خانه درآمد، زن را ديد در نماز، نان را در تنور به جاى خويش ديد نسوخته و فرزند را ديد در آتش بازى مى‌كند و يك تار موى از او كم نشده و آتش به قدرت خداى عزّوجلّ بر وى بوستان گشته. چون زن از نماز فارغ گشت شوهر دست او را گرفت و نزديك تنور آورد و در تنور نگريست، فرزند را ديد به سلامت و نان به سلامت هيچ بريان نشده، تعجّب كرد و شكر بارى تعالى كرد و زن سجده شكر بجا ‌آورد خداى عزّوجلّ را.
شوهر فرزند را برداشت و به نزديك عيسى (ع) برد و حال قصه با وى بگفت: عيسى (ع) گفت: برو از اين زن بپرس تا چه معاملت كرده است و چه سرّ دارد از خداى؟
اگرچه اين كرامت اگر براى مردان بود، او را وحى مى‌آمد و جبرئيل براى وى وحى مى‌آورد. شوهر پيش زن آمد و از معالمتِ وى پرسيد. زن جواب داد: كار آخرت پيش گرفتم و كار دنيا را باز پس داشتم و ديگر تا من عاقلم هرگز بى‌طهارت ننشستم الا در حال زنان، و ديگر اگر هزار كار در دست داشتم چون بانگ نماز بشنيدم همه كارها به جاى رها كردم و به نماز مشغول گشتم و ديگر هر كه با ما جفا كرد و دشنام داد، كين و عداوت وى در دل نداشتم و او را جواب ندادم و كار خويش با خداى خويش افكندم و به قضاى خداى تعالى راضى شدم و فرمان خداى را تعظيم داشتم و بر خلق وى رحمت كردم و سائل را هرگز باز نگردانيدم اگر اندك و اگر بسيار بودى بدادمى و ديگر نماز شب و نماز چاشت رها نكردمى، عيسى (ع) گفت:
اگر اين زن مرد بودى پيامبر گشتى.
عارف ربّانى مرحوم ملاّ حسينقلى همدانى رحمه الله عليه مى‌فرمود:
كسانى كه در مقامات دين به جايى رسيده‌اند، همه از شب خيزها بوده‌اند، از غير آنها ديده نشده است.

چهل و سوم: نماز شب مرحوم حجة ‏الاسلام سيد محمود يزدى
مرحوم حجة‏الاسلام سيد محمود يزدى، كه از شاگردان حاج ميرزا جواد آقا بوده، در بيرونى منزل استاد مي‏نشست. درباره نماز شبهاى آن عارف وارسته مي‏گويد: شبها كه ايشان براى شب‏زنده‏دارى و عبادت بر مي‌‏خاست، مدتى در رختخواب به گريه از خوف خدا و اشك براى عشق به حق مشغول بود. گاهى به سجده مي‏رفت و زمانى لب به دعا مي‏‌گشود. آنگاه در صحن منزل رو به طرف آسمان مي‌كرد و آيات مخصوص را تلاوت مي‏فرمود:
«ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف اليل و النهار... ربنا ما خلقت هذا باطلا...». اثر اين آيات الهى آن چنان بود كه او را از خود بي‏خود كرده، سر بر ديوار ميگذاشت و لحظاتى گريه مي‏كرد. آنگاه كه براى گرفتن وضو آماده مي‏شد، در كنار حوض نشسته، و مدتى گريه مي‏كرد و پس از وضو ساختن چون به مصلايش مي‏رسيد و مشغول تهجد مي‏شد، حالش منقلب گشته، اشك بسيار ميريخت. بطوريكه از گريه‏‌هاى طولانى در نمازها و مخصوصاً قنوت‏ها، بعضى ايشان را جزء «بكايين‏» عصر به شمار آورده‏‌اند.

چهل و چهارم: کرامات آيت الله بهجت
حجت الاسلام شوشتري مي‌گويد: شخصي خدمت آقاي بهجت مي‌رسد و مي‌گويد آقا! من اکثر شبها براي نماز شب خواب مي‌مانم چه کنم؟ دعايي بفرماييد.
آقا مي‌پرسند: چه ساعتي دوست داري بيدار شوي؟ مي‌گويد ساعت 3 نصف شب. آقاي بهجت مي‌گويد برو! ان شاء الله بيدار مي‌شوي. و آن شخص به من گفت اينک چندين سال از آن جريان مي‌گذرد از آن به بعد هر شب سر همان ساعت بيدار مي‌شوم، هرچند يک ساعت قبل خوابيده باشم و هيچگاه نماز شبم ترک نشده است و اين از کرامات آيت الله بهجت است.
- خاطره ديگر:
شخصى از دوستانم مى‌گفت: با اهل تهجّدى كه كمتر نماز شبش و مناجات سحرش ترك مى‌شد مأنوس بودم، شبى در خلوت سحر شاهد نماز شب با حال و با ارزشش بودم، در حال و در عبادت او دقت مى‌كردم، چون در نماز وَتر دست به قنوت برداشت به جاى آمرزش خواستن براى چهل مؤمن براى چهل گنهكار درخواست آمرزش كرد، پس از نماز به او گفتم: مگر نگفته‌اند در قنوت نماز وَتر به چهل مؤمن دعا كنيد؟ پاسخ داد: همه مؤمنان را مؤمنان ديگر در نماز شب دعا مى‌كنند ولى گنهكاران از اين خلوت پر قيمت و مناجات با ارزش چرا نصيب و سهمى نبرند، آنان هم بنده خدايند و مستحق و گداى آمرزش، شايد خود براى آمرزش خود كارى نكرده باشند، و اكنون در برزخ گرفتار گناهان خويشند، بايد براى آنان هم بنا به فرموده پيامبر كه آمرزش خواهى براى آنان را بر عهده ما واجب دانسته‌اند از خدا طلب آمرزش كرد تا از رنج برزخ با دعاى ما درآيند و متقابلاً به ما دعا كنند، كه خدا دعاى دل سوختگان اهل برزخ را بى‌ترديد نسبت به ما مستجاب خواهد كرد.
آرى، گناهكاران هم بر عهده ما حق واجب دارند، بايد به اداى اين حق واجب عاشقانه اقدام كرد.
ما وقتى از خدا براى آنان آمرزش بخواهيم، چه بسا جلوه آمرزش حق در افق وجودشان زمينه ساز تحول و تغييرى بنيادى در زندگى آنان گردد.
انجام كارها و عبادات آسان، از همه كس بر مى‌آيد، ولى عباداتى كه دشوارتر است و همّت و اراده و رنج بيشترى لازم دارد، با ارزشتر و به كمال نزديكتر است. قرآن، از كسانى كه در دوران سختى، پيامبر خدا را يارى و پيروى كردند ستايش مى‌كند. امام مجتبى عليه السلام با آنكه مركب سوارى داشت، ولى پياده به سفر حج مى‌رفت تا پاداش بيشترى داشته باشد. قرآن، از نماز شب خوانانى تمجيد مى‌كند كه خود را از بستر نرم و گرم جدا كرده به نيايش و نماز مى‌پردازند.

چهل و پنجم: نماز شب آيت اللّه سيد احمد كربلايى
درباره آيت اللّه سيد احمد كربلايى رحمه الله عليه از شاگردان ملاّ حسينقلى همدانى رحمه الله عليه مى‌خوانيم كه عارف بزرگ، آقا على قاضى فرمود: شبى از شبها را به مسجد سهله مى‌گذرانديم، به نيمه شب يكى در آمد و به مقام ابراهيم عليه السلام مُقام كرد و از پى فريضه صبح در سجده شد تا طلوع خورشيد، آنگاه برفتم و ديدم: آقاى سيد احمد بكّاء است و از شدّت گريه، خاك سجده گاه را گِل كرده است.
علاّمه آقا بزرگ تهرانى هم درباره مرحوم كربلايى مى‌فرمايد: به هنگام نماز بر وجود خود تسلّطى نداشته و اشكهاى او همانند ابر بهاران فرو مى‌باريد. او كثير البكاء بود... من چندين سال همسايه او بودم، در اين مدّت كارهاى شگفتى از او ديدم ... در نماز به ويژه به هنگام نوافل ليليّه، عنان اختيار از كف مى‌داد و از خود بى‌خود مى‌شد.
يكى ديگر از معاصرين ايشان مى گويد: يگانه كسى بود كه بصر او به بصيرت تبديل شده بود و پرده‌هاى ضخيم طبيعت را به واسطه كثرت عبادت و توغّل در ادعيه و اوراد و مواظبت دايمى بر اداى نوافل از جلوى چشم خود برداشته بود و كسى را بدان مقام نديدم. سيّد السالكين آيت اللّه سيّد احمد كربلايى سرانجام در يك نماز عشق (نماز عصر) به قرب حق نايل شد و به وصال جانان رسيد و مشاهد ابدى محبوب خويش گرديد.

چهل و ششم: مشعل نورانى در شبهاى ظلمانى
مرحوم شيخ محمد حسين مطهرى مصداق اين آيه از قرآن كريم است كه مى‏فرمايد:
«يا ايها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم‏».
اى كسانيكه ايمان آورده‏ايد خود و خانواده خود را حفظ كنيد.
يعنى با برنامه‏هاى تربيتى و ارشادى كه پياده كرد خانواده خويش را به سوى خير و صلاح فرا خواند و بذر ايمان را در مزرعه دل و جان فرزندان خويش كاشت و اعمال و رفتارش در خانه به گونه‏اى بود كه عبادات و موازين دين برايش يك حقيقت محترمى بود نماز برايش اصل بود، روى آوردن به مستحبات و نوافل در متن زندگيش جارى بود و همراه با اين حالات معنوى در نهايت عطوفت و مودت با كودكان و همسر خويش برخورد مى‏نمود و آنان را به شوق و شعف وا مي‌‏داشت و چنين روابطى كه حاكى از صميميت و ناشى از صداقت ‏بود آنان را نسبت ‏به برنامه‏‌هاى شيخ محمد حسين مشتاق مي‌‏ساخت در واقع شيخ محمد حسين تنها مسؤول تأمين و رفع مشكلات مالى و اقتصادى خانواده نبود، وجود كيفى او اهميت افزونترى داشت و فرزندان او را به عنوان الگوى رفتارى و فكرى خويش تصور مي‌‏كردند، محمد حسين با اين تفكر و احساس زندگى مى‏كرد كه وجودش براى اهل خانه اهميت دارد و بچه‏‌ها به حمايت او نياز خواهند داشت، نسبت‏ به تكاليف دينى و امور اخلاقى فرزندان دقت و توجهى خاص نشان مي‌‏داد اما مي‌‏كوشيد چهره عبادات و موازين دينى را نزد آنان تلخ و خشك نشان ندهد و همراه با يك لذت معنوى و نشاط روحى باشد به سخنان فرزندان خود با دقت گوش مي‌‏داد و آنها را در بروز استعدادهايشان تشويق مي‌‏نمود و اين تحسين موجب مي‌‏گرديد تا آنان رفتارها و كوششهاى خويش را به نحو احسن انجام دهند.
در ناراحتيها و غمهاى اهل خانه احساس همدردى داشت و در رفع ناگواريها تلاش مي‌‏كرد و سعى مي‌‏نمود احساسات دوران كودكى و نوجوانى را قابل توجه تلقى كرده و در ضمن، اين تمايلات را به سوى ارزشهاى مذهبى و خلقهاى عالى هدايت كند. شهيد مطهرى مي‌‏گويد: «ما از بچگى اين را مي‌‏ديديم كه از نظر ايشان (پدرمان) آنچه كه مربوط به دين و مذهب بود در نهايت احترام بود، نماز يك حقيقت محترم بلكه محترمترين حقيقتها بود. ما حس مي‌‏كرديم ماه رمضان كه مي‌‏آيد واقعاً يك امر قابل احترامى مي‌‏آيد يك امرى مي‌‏آيد كه دارد استقبال مي‌‏شود.
از ماه رجب و شعبان به استقبال مي‌‏رفتند. يعنى مرتب روزه مستحبى مي‌‏گرفتند پيشواز مي‌‏رفتند، پيشواز رفتن (يعنى) مهمانى دارد مي‌‏آيد كه ما داريم استقبالش مي‌‏كنيم، معلوم بود كه به سوى يك امر بزرگ و خطير دارند مي‌‏روند اگر بچه من يك ذره قابل باشد در او اثر مي‌‏گذارد، اگر در خانواده‏اى بچه حس كند كه پدر راستى را به دليل اين كه راستى است (ترك نمي‌‏كند) دروغ اساساً به زبان اين پدر نمي‌‏آيد او راستگو مي‌‏شود».
از اينجاست كه شيخ محمد حسين آيه مورد اشاره در صدر اين بخش را بطور عملى در زندگى خود پياده كرد و خانواده خود را براى پيمودن مسير درستى و راستى و رسيدن به چشمه پاكى و تقوا تربيت كرد.
البته او اول تمامى رفتارهاى دينى و اخلاقى خويش را كنترل نمود و مهار نفس اماره را در دست گرفت و پس از آن كه در چشمه تقوا و ايمان خود را شستشو داد و جرعه هايى از اقيانوس معنويت را نوشيد اهل خانه را متوجه حقايق ايمانى و گوهرهاى پارسايى نمود.

چهل و هفتم: علاّمه محمّد حسين كاشف الغطاء
هر شب با صداى استاد از خواب بيدار مى‌شد. آيت اللّه شيخ آقا بزرگ تهرانى رحمه الله عليه مى‌گويد:
روزى علاّمه محمّد حسين كاشف الغطاء به استاد بزرگمان علامه نورى گفت: بعضى از شبها احساس سنگينى مى‌كنم و نماز شب از دست مى‌رود. علامه نورى با عتاب پدرانه‌اى فرمود: چرا؟ چرا؟ برخيز! برخيز!.
پس از گذشت سالها علامه نورى وفات كرد. روزى علاّمه كاشف الغطاء به من فرمود: صداى رساى استادم محدّث نورى هر شب ساعتى به سپيده صبح به گوشم مى‌رسد و مرا بيدار مى‌كند و به نماز شب بر مى‌خيزم. صدايى كه صلا در مى‌دهد: محمّد حسين! فرزندم ! چرا؟ چرا خوابيده‌اى؟ بيدار شو، برخيز، برخيز!

چهل و هشتم: نجات از شرّ دشمن به وسيله نماز شب
احمد بن محمد بن علی علوی حسینی مصری می‌گوید:
«حاکم مصر نزد احمد بن طولون، از من سعایت (بدگویی) کرده بود؛ لذا همّ و غم شدیدی مرا در خود گرفت؛ به طوری که بر جان خود می‌ترسیدم. به همین جهت به قصد بیت الله الحرام از مصر خارج شدم و از آن جا به عراق رفته وارد کربلا شدم و به قبر مطهر حضرت سید الشهداء (ع) پناه آوردم و از حضرتش امان طلبیدم و تا پانزده روز در آن مکان شریف بودم و دعا و زاری می‌نمودم.
تا آنکه یک وقت در میان خواب و بیداری ناگاه مولای خود حضرت صاحب الزمان و ولیّ الرحمن (ع) را زیارت کردم. فرمودند:
امام حسین علیه السلام به تو می‌فرمایند: فرزند من، آیا از فلان کس ترسیده‌ای؟
عرض کردم: آری؛ چون قصد کشتن مرا دارد و به همین جهت به مولای خود پناه آورده‌ام تا از او شکایت کنم.
حضرت فرمودند: چرا خدا را به دعایی که پیامبران در شداید و فشارها خوانده و نجات یافته‌اند، نخوانده‌ای؟
عرض کردم: آن دعا کدام است؟
فرمودند: شب جمعه غسل کن و نماز شب بخوان و سجده شکر انجام بده. بعد این دعا را در حالی که بر سر زانو و سر انگشتان پاها نشسته‌ای، بخوان.
و خود حضرت آن دعا را برایم خواندند و پنج شب متوالی این کار را انجام می‌دادند تا از حفظ شدم. شب ششم شب جمعه بود و دیگر تشریف نیاوردند. من برخاستم و غسل نمودم و تغییر لباس دادم بعد نماز شب را به جای آورده و سجده شکر کردم. سپس بر سر زانو و انگشتان پا نشسته دعا را خواندم.
شب شنبه آن حضرت را در خواب دیدم؛ فرمودند:
دعایت مستجاب شد و دشمنت بعد از آن که دعا را خواندی پیش روی کسی که نزد او سعایت کرده بود (احمد بن طولون) به هلاکت رسید.
احمد بن علوی مصری می‌گوید: صبح امام حسین (ع) را وداع گفته به سوی مصر روانه شدم. وقتی به اردن رسیدم مردی از همسایگان مصری خود را دیدم، که از اهل ایمان و شیعه بود. او به من خبر داد که احمد بن طولون دشمن تو را دستگیر کرد و دستور داد سرش را از پشت گردن بریدند و بدن او را به نیل انداختند و این جریان در شب جمعه اتفاق افتاد.
بعد از تحقیق، معلوم شد این کار مقارن تمام شدن دعای من بوده است؛ همان گونه که مولایم به من خبرش را داده بودند.
سید بن طاووس (ره) این قضیه را با سند دیگر و اندک اختلافی نقل کرده است که: احمد بن علوی مصری می‌گوید:
«در بازگشت، به مصر وقتی به یکی از منازل رسیدم ناگاه قاصدی از طرف اولاد خودم را دیدم. آن قاصد به همراه خود نامه ای به این مضمون داشت: آن مردی که از او فرار کردی، عده ای را به میهمانی دعوت کرد و برایشان سفره ای مهیا نمود.
میهمانان بعد از صرف غذا متفرق شدند و او هم شب خوابید در حالی که غلامانش در همان مکان حضور داشتند. صبحگاهان از وی هیچ صدا و اثری احساس نشد. لحاف را از صورتش برداشتند اما با کمال تعجب مشاهده کردند که سرش از قفا بریده و خونش جاری است».

چهل و نهم: اثر تربيت در كودك
سـهـل شـوشترى از بزرگان عرفاست كه در سن هشتاد سالگى، به سال 283 ه.ق از دنيا رفت.
او مـى‌گـويـد: مـن سـه سـاله بودم كه نيمه‌هاى شبى ديدم دايى‌ام محمدبن سوار از بستر خواب برخاسته و مشغول نماز شب است.
يك بار به من گفت: پسرم، آيا آن خداوندى كه تو را آفريده ياد نمى‌كنى؟ گفتم: چگونه او را ياد كنم؟ گفت: شب، هنگاميكه براى خواب در بسترت مى‌آرمى، سه بار از صميم دل بگو: خدا با من است و مـرا مى‌نگرد و من در محضر او هستم.
چند شب همين گفتار را از ته دل گفتم.
سپس به من گـفـت: ايـن جـمـلـه‌ها را هر شب هفت بار بگو.
من چنين كردم.
شيرينى اين ذكر در دلم جاى گرفت.
پس از يك سال به من گفت: آنچه گفتم در تمام عمر تا آنگاه كه تو را در گور نهند از جان و دل بگو، كه همين ذكر و معنويتش دست تو را در دو جهان بگيرد و نجات بخشد.
بـه ايـن تـرتـيـب نـور ايـمان به توحيد، در دوران كودكى در دلم راه يافت و بر سراسر قلبم چيره شد.

پنجاهم: وصيت حضرت آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله عليه به فرزندش
حضرت آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله عليه به فرزندش وصيت كرد سجّاده‌اش را با او دفن كنند.
حضرت آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله عليه به فرزندش وصيت كرد:
سجّاده اى كه 70 سال بر روى آن نماز شب به جا آورده‌ام، و تسبيحى از تربت امام حسين عليه السلام كه با آن در سحرها به عدد دانه‌هايش استغفار كرده‌ام با من دفن شود.

پنجاه و يكم: نماز شب در اسارت
يكى از برادران آزاده مى‌گويد:
در يكى از اردوگاهها، پس از آن كه عزيزى از ميانمان رخت بربست و به شهادت رسيد، گروهبان عراقى درباره‌اش گفت:
(او اسيرى بود كه هر شب در گوشه اتاق شماره 12 نماز شب مى‌خواند). امام حسين (ع) از رسول خدا (ص) نقل كرد: كه آن حضرت فرمود: كسى كه عمرش با قيام شب و عبادت خدا خاتمه يابد اهل بهشت است.

پنجاه و دوم: نماز شب نخوانده بود گريه مى‌كرد.
حجت الاسلام على محدّث زاده درباره پدرش مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى (ره) مى‌گويد:
يك روز صبح پدرم برخاست و شروع به گريه كردن نمود، از او پرسيدم: چرا اشك مى‌ريزيد؟
فرمود: براى اين كه ديشب نماز شب نخواندم! گفتم: پدر جان! نماز شب كه مستحب است و واجب نيست، شما كه ترك واجب نكرده‌ايد و حرامى به جا نياورده‌ايد، چرا اين طور نگرانيد؟ فرمود: فرزندم! نگرانى من از اين است كه من چه كرده‌ام كه بايد توفيق نماز شب خواندن از من سلب شود؟

پنجاه و سوم: توجه تام به حضرت حقّ
در نجف رسم بود که طلاب در ایام زیارتی، دسته دسته و بسیاری از اوقات با پای پیاده برای زیارت عتبات عالیات می رفتند و شب را در بین راه به جهت خواندن نماز شب توقف و هر یک در گوشه ای مشغول نماز شب می‌شدند.
در یکی از سفرها آقای روحانی پیر مردی که همراه آنها بود بیشتر فاصله گرفت و مشغول نماز شب شد، ناگهان آقایان غرش و نعره شیری را از نزدیک شنیدند و در صدد بر آمدند که چه بکنند. دیدند شیر به سوی آن پیرمرد می‌رود، گفتند:
«إنا لله و إنا إلیه راجعون» هیچ کاری نمی‌توانستند انجام بدهند، شیر رفت و رفت و رفت تا چند قدمی آن آقا ایستاد، آقا هم ظاهراً در رکعت وَتر بود، شیر چند دقیقه کنار آقا ایستاد و آقا را نگاه می‌کرد، آقا هم مانند مجسمه ایستاده بود و هیچ تکان نمی‌خورد، بعد از دقایقی شیر حرکت کرد و رفت.
چون قدری دور شد آقایان دوان دوان به خدمت آقا رفتند و بعد از تمام شدن نماز وَتر به او گفتند: آقا! از شیر نترسیدی؟ شگفت اینکه پا به فرار نگذاشتی، أحسنت! عجب دل قوی و با جرئتی داری؟ آقا فرمود: بله من ترسیدم، خیلی هم ترسیدم اما دیدم با فرار کردن از چنگال او نجات نمی‌یابم، لذا به خود گفتم که پس چه بهتر حال که باید طعمه شیر شوم، در حال مناجات و راز و نیاز با قاضی الحاجات باشم. و با این حال خوب از دنیا بروم.
حجة الاسلام و المسلمین آقای تهرانی یکی از شاگردان آقا جریان فوق را به صورت ذیل از آیت الله بهجت نقل میکند:
«حضرت استاد این قضیه را مکرر به این صورت نقل می‌فرمودند که در نجف معروف شده بود که فلان آقا از شیر نمی‌ترسد و در بیابان شیر را دیده نترسیده است.
از خود آقا در این باره سؤال می‌کنند می‌فرماید: نه، من نیز خیلی از شیر می‌ترسم، ولی وقتی در بیابان مشغول نماز بودم ناگهان شیری از بالای کوه به سوی من سرازیر شد، با خود گفتم: بهتر است اینک که قدرت بر رهایی از شیر را ندارم فکر فرار را کنار گذارم و همچنان به نماز مشغول شوم، و چه بهتر که مرا در حال نماز بدرد، لذا از نماز دست بر نداشتم و هیچ عکس العملی از خود نشان ندادم، تا اینکه شیر نزدیک من آمد و دید من کاری نمی کنم، دورادور من گشت و رفت».

پنجاه و چهارم: شهيدي در حالت نماز شب خواندن
صبح روز بعد از والفجر که برای انتقال شهدا و بقيه مجروحان به منطقه رفته بوديم با صحنه عجيب وی رو برو شدم.
در بين شهدا شهيدی بود که ديشب مجروح شده بود. اين شهيد روی سجاده‌ای نشسته بود. قرآن و مهرش روی سجاده بود و هر دو دستش شديداً مجروح شده بود او با اين حال شهيد شده بود. از خودم پرسيدم اينها با اين وضع هم نماز شبشان را ترک نکردند. ما کجای راه هستيم؟

پنجاه و پنجم: اندیشه‌ای که بهتر از عبادت یک سال است
آقای قدس می گوید: «روزی آقا می‌فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.
آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان.
باز پسر گفت: چشم.
آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی‌خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می‌کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق (ع) می‌فرماید:
«تفکر ساعة خیر من عباده سنه» یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است.
آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند».

دیدگاه ها

عااااالی بسیار اموزنده بود ممنون

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
2 + 12 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .