شرايط دعا کردن

شرايط دعا کردن

اول : خواستن و طلب

شرط اولش اين است که واقعا خواستن و طلب در وجود انسان پيدا شود و تمام ذرات وجود انسان ، مظهر خواستن گردد ، واقعا آنچه مي‏خواهد به صورت يک احتياج و استدعا و حاجت درآيد ، همان طوري که‏ اگر در يک نقطه بدن يک احتياجي پيدا شود تمام اعضا و جوارح شروع مي‏کنند به فعاليت و حتي ممکن است عضوي به مقدار زيادي از کار خود بکاهد براي‏ رفع احتياجي که در فلان نقطه بدن پيدا شده است . اگر مثلا تشنگي بر انسان‏ غلبه کند اثر تشنگي در وجناتش پيدا مي‏شود ، حلق و کبد و معده و لب و زبان و کام همه آب مي‏گويند .
اگر هم در آن حال بخوابد آن‏ را به خواب مي‏بيند ، چون واقعا بدن محتاج به آب است .
احتياج روحي و معنوي انسان که جزئي از عالم خلقت است نسبت به کل جهان همين طور است‏ . روح انسان جزئي است از عالم وجود . اگر واقعا خواهش و احتياجي در وجودش پيدا شود ، دستگاه عظيم خلقت او را مهمل نمي گذارد .
فرق است بين خواندن دعا و دعاي واقعي . تا دل انسان با زبان هماهنگي‏ نداشته باشد دعاي واقعي نيست . بايد در دل انسان جدا و واقعا خواست و طلب پيدا شود ، حقيقتا در وجود انسان احتياج پديد آيد که :

هر چه روييد از پي محتاج رست

تا بيابد طالبي چيزي که جست

هر که جويا شد بيابد عاقبت

مايه‏اش درد است و اصل مرحمت

هر کجا دردي دوا آنجا رود

هر کجا فقري نوا آنجا رود

هر کجا مشکل جواب آنجا رود

هر کجا پستي است آب آنجا رود

آب کم جو تشنگي آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

« امن يجيب المضطرإذا دعاه و يکشف السوء »" (نمل ، 62)

آيا کيست که مضطر را هنگام نياز اجابت کند و بدي را از وي دور سازد ( او بهتر است يا اين بتهاي ناتوان ؟ )

دوم :ايمان و اعتماد به استجابت

شرط ديگر دعا ايمان و يقين است ، ايمان به رحمت بي منتهاي ذات‏ احديت ، ايمان به اينکه از ناحيه او هيچ منعي از فيض نيست ، ايمان داشته باشد که در رحمت الهي هيچگاه به روي بنده‏اي‏ بسته نمي شود ، نقص و قصور همه از ناحيه بنده است . در حديث است :

« إذا دعوت فظن حاجتک بالباب » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 305 )
يعني آنگاه که دعا مي‏کني‏ حاجت خود را دم در آماده فرض کن .

علي بن الحسين زين العابدين عليهما السلام در دعاي معروف ابوحمزه که اميد و اطمينان در آن موج مي‏زند و آن‏ حضرت در سحر ماه مبارک رمضان مي‏خوانده است اينچنين به خداي خود مي‏گويد :

" « اللهم‏إني أجد سبل المطالب‏إليک مشرعة ، و مناهل الرجاء لديک‏ مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإليک‏ للصارخين مفتوحة ، و أعلم أنک للراجين بموضع‏إجابة و للملهوفين بمرصدإغاثة ، و أن في اللهف‏إلي جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع‏ الباخلين ، و مندوحة عما في أيدي المستأثرين ، و أن الراحل‏إليک قريب‏ المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک ‏إلا أن تحجبهم الامال دونک » " (دعاي شريف ابوحمزه ثمالي که در سحرهاي ماه مبارک رمضان‏ خوانده مي‏شود) .

يعني بار الها ! من جاده‏هاي طلب را به سوي تو باز وصاف ، و آبشخورهاي‏ اميد به تو را مالامال مي‏بينم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهاي دعا را به روي آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده مي‏بينم ، و به يقين مي‏دانم که تو آماده اجابت دعاي دعا کنندگان و در کمين پناه دادن به پناه خواهندگان هستي ، و نيز يقين دارم که به پناه‏ بخشندگي تو رفتن و به قضاي تو رضا دادن ، کمبودهاي بخل و امساک بخل‏
کنندگان و ظلم و تعدي ستمکاران را جبران مي‏کند .
و هم يقين دارم که آن کس که به سوي تو کوچ کند راه زيادي تا رسيدن به تو ندارد . و يقين دارم چهره تو در پرده نيست ، اين آمال و اعمال ناشايست‏ بندگان است که حجاب ديده آنها مي‏گردد .

حافظ مي‏گويد :
به سر جام جم آنگه نظر تواني کرد
که خاک ميکده کحل بصر تواني کرد
گل مراد تو آنگه نقاب بگشايد
که خدمتش چو نسيم سحر تواني کرد
گدايي در ميخانه طرفه اکسيري است
گر اين عمل بکني ، خاک زر تواني‏ کرد
به عزم مرحله عشق پيش نه قدمي
که سودها کني ار اين سفر تواني کرد
تو کز سراي طبيعت نمي روي بيرون
کجا به کوي طريقت گذر تواني کرد
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي
غبار ره بنشان تا نظر تواني کرد
بيا که چاره ذوق حضور و نظم امور
به فيض بخشي اهل نظر تواني کرد
ولي تو تا لب معشوق و جام مي‏خواهي
طمع مدار که کار دگر تواني کرد
دلا زنور هدايت گر آگهي يابي
چو شمع خنده کنان ترک سر تواني کرد

سوم : مخالف نبودن با سنن تکوين و تشريع

شرط ديگر دعا اين است که بر خلاف نظام تکوين يا نظام تشريع نباشد .
دعا استمداد و استعانت است براي اينکه انسان به هدفهايي که خلقت و آفرينش و تکوين براي او قرار داده و يا تشريع و قانون آسماني الهي که‏ بدرقه تکوين است معين کرده ، برسد .
دعا اگر به اين صورت باشد شکل يک‏ حاجت طبيعي به خود مي‏گيرد و دستگاه خلقت به حکم تعادل و توازني که دارد و هر جا احتياجي هست فيض و مدد مي‏رسد ، او را ياري و کمک مي‏کند .
و اما خواستن و طلب چيزي که بر خلاف هدف تکوين يا تشريع است ، مانند خواستن خلود در دنيا يعني عمر جاويدان که مرگ هرگز به سراغش نيايد يا خواستن قطع رحم ، قابل استجابت نيست ، يعني اين گونه دعاها مصداق واقعي‏ دعا نمي باشند .

چهارم : هماهنگي ساير شؤون دعا کننده

شرط ديگر اينکه ساير شؤون زندگي انسان با دعا هماهنگي داشته باشد . يعني آنها با هدف تکوين و تشريع هماهنگي داشته باشند ، دل ، پاک و صاف‏ باشد ، کسب و روزي ، حلال باشد ، مظالم مردم بر گردن نداشته باشد . در حديث است از امام صادق عليه‌السلام :

" « إذا أراد أحدکم أن يستجاب له فليطيب کسبه ، و ليخرج من مظالم‏ الناس . وإن الله لا يرفع‏إليه دعاء عبد و في بطنه حرام ، أو عنده مظلمة لاحد من خلقه » " بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 321

يعني هرگاه يکي از شما بخواهد دعايش مستجاب شود ، کار و کسب و راه‏ در آمد و روزي خود را پاکيزه کند و خود را از زير بار مظلمه‏هايي که از مردم برعهده دارد خلاص کند ، زيرا دعاي بنده‏اي که در شکمش مال حرام باشد به سوي خدا بالا برده نمي شود .

پنجم : مورد دعا نتيجه گناه نباشد

شرط ديگر اينکه حالتي که بالفعل دارد و آرزو دارد آن حالت تغيير و حالت بهتري پيدا کند ، نتيجه کوتاهي و تقصير در وظايف نباشد . و به‏ عبارت ديگر ، حالتي که دارد و دعا مي‏کند آن حالت عوض شود ، عقوبت و نتيجه منطقي تقصيرات و گناهان او نباشد ، که در اين صورت ، تا توبه‏ نکند و علل و موجبات اين حالت را از بين نبرد آن حالت عوض نخواهد شد.

مثلا امر به معروف و نهي از منکر واجب است . صلاح و فساد اجتماع بستگي‏ کامل دارد به اجرا و عدم اجراي اين اصل . نتيجه منطقي ترک امر به معروف‏ و نهي از منکر اين است که ميدان براي اشرار باز مي‏شود و آنها بر مردم‏ مسلط مي‏گردند .

اگر مردم در اين وظيفه خود کوتاهي کنند و به عقوبت و نتيجه منطقي اين‏ کوتاهي مبتلا شوند و آن وقت بخواهند ابتلاهاي خود را با دعا رفع کنند ، ممکن نيست .

راه منحصر اين است که توبه کنند و دو مرتبه در حدود امکانات خود امر به معروف و نهي از منکر بکنند ، البته در اين صورت تدريجا به هدف و مطلوب خود خواهند رسيد .

« إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم »" (رعد ، . 11 )

سنت الهي‏ اين است که مادامي که مردمي وضع و حالت خود را در آنچه به خودشان مربوط است تغيير ندهند ، خداوند سرنوشت آنها را تغيير نمي دهد . در احاديث‏ معتبره وارد شده است :

" « لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر أو ليسلطن الله عليکم شرارکم‏ ، فيدعو خيارکم فلا يستجاب لهم » " (کافي ، ج 5 .).

بايد امر به معروف و نهي از منکر کنيد ، و گرنه بدان شما بر شما مسلط خواهند شد و آنگاه نيکان شما دعا مي‏کنند و دعاهاي آنها مستجاب‏ نخواهد شد .

در حقيقت ، اين گونه دعاها نيز بر خلاف سنت تکوين و تشريع است . همين طور است آدمي که عمل نمي کند و تنها به دعا مي‏پردازد . او نيز کاري بر خلاف سنت تکوين و تشريع مي‏کند .

اميرالمؤمنين عليه‌السلام مي‏فرمايد :

" « الداعي بلا عمل کالراعي بلا وتر » " (بحار اعنوار ، ج 93 ، ص . 312 )

يعني آن که عمل نمي کند و دعا مي‏کند ، مانند کسي است که با کماني که زه ندارد مي‏خواهد تيراندازي‏ کند . يعني عمل و دعا مکمل يکديگرند ، دعاي بدون عمل اثر ندارد .

ششم : دعا نبايد جانشين فعاليت قرار گيرد

شرط ديگر اين است که واقعا مظهر حاجت باشد . در موردي باشد که انسان‏ دسترسي به مطلوب ندارد ، عاجز است ، ناتوان است ، اما اگر خداوند کليد حاجتي را به دست خود انسان داده و او کفران نعمت مي‏کند و از به کار بردن آن کليد مضايقه دارد و از خدا مي‏خواهد آن دري را که کليدش در دست‏ دعا کننده است به روي او باز کند و زحمت به کار بردن کليد را از دوش‏ او بر دارد ، البته چنين دعايي قابل استجابت نيست .

اين گونه دعاها را نيز بايد از نوع دعاهاي مخالف سنن تکوين قرار داد .

دعا براي تحصيل توانايي است . دعا در صورتي که خداوند توانايي مطلوب را به انسان داده است از قبيل طلب تحصيل حاصل است . لهذا پيشوايان دين‏ فرموده‏اند :

« خمسة لا يستجاب لهم » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 356 ) .

يعني پنج دسته‏اند که‏ دعاي آنها مستجاب نمي شود ،
يکي دعاي آن کس که زني دارد که او را اذيت‏ مي‏کند و از دست او به تنگ آمده و تمکن دارد که مهر او را بپردازد و او را طلاق بدهد ، اما طلاق نمي‏دهد و پيوسته مي‏گويد خدايا ! مرا از شر اين زن‏ راحت کن

ديگر کسي که برده‏اي دارد که مکرر فرار کرده و باز هم او را نگه داشته و مي‏گويد خدايا ! مرا از شر او راحت کن ، در صورتي که مي‏تواند او را بفروشد

سوم کسي که از کنار ديوار کج مشرف به سقوط عبور مي‏کند و مي‏بيند عن قريب سقوط مي‏کند ، اما او دور نمي شود و پيوسته دعا مي کند که خدا جان او را حفظ کند.

چهارم کسي که مالش را به ديگري قرض‏ داده اما کوتاهي کرده و شاهد نگرفته و پولش بدون سند پيش طرف مانده و او نمي دهد و اين پيوسته دعا مي‏کند و از خداوند مي‏خواهد که پولش را به‏ او برگرداند ، در صورتي که از اول در اختيار خود او بود که تا سند و شاهد نگيرد آن پول را به قرض ندهد.

پنجم کسي که در خانه‏اش نشسته و کار و کسب را رها کرده و پيوسته مي‏گويد : " اللهم
ارزقني " ( خدايا بمن روزي‏ برسان )

بديهي است که منحصر به اين پنج مورد نيست . اين پنج مورد به عنوان‏ مثال آورده شده براي مواردي که انسان تمکن دارد که از راه عمل و تدبير به‏ هدف و مقصد خود برسد و معذلک کوتاهي مي‏کند و مي‏خواهد دعا را جانشين عمل‏ قرار دهد .

خير ، اين طور نيست . دعا در نظام خلقت براي اين نيست که‏ جانشين عمل شود . دعا مکمل و متمم عمل است نه جانشين عمل .
منبع: بيست گفتار
نويسنده: شهيد مطهري
صفحه 350-358

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
9 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .