شرح خطبه همام(2)

موضوع: شرح خطبه همام
استاد اخلاق: حضرت آيه الله ناصري

بسم الله الرحمن الرحیم

و لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم، حَسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

والصلاه و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین و اللعنه الدائمه الابدیه علی اعدائهم اجمعین

هدیه محضر بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداه همگی باهم صلواتی می فرستیم .

جواب همام ،آیه قرآن
زمانیکه همام تقاضا کرد یا امیرالمومنین صفتها، اوصاف و خصائص متقین را بیان بفرمائید حضرت فرمودند : يَا هَمَّامُ اتَّقِ اللَّهَ وَ أَحْسِنْ فَإِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُون - بحارالأنوار 64 315 باب 14-

علامات المؤمن و صفاته
ابتدای جمله فوق از حضرت است یعنی« يَا هَمَّامُ اتَّقِ اللَّهَ وَ أَحْسِنْ» - ولی بخش بعدی آن آیه قرآن است که آیه آخر سورة نمل است : « فَإِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُون»

معانی مختلف تقوا در قرآن و نهج البلاغه
برای تقوا معانی مختلفی کرده اند . تقوا هم در لغت و هم در کلامِ بزرگان اخلاق، معانی متعددی دارد. حدود هفده مرتبه موضوع تقوا در قرآن مطرح شده ولی مشتقات آن حدود دویست و پنجاه مرتبه در قرآن کریم ذکر شده که اگر مجموع آن را حساب کنید حدود دویست و شصت و هفت مرتبه بحث تقوا در قرآن کریم ذکر شده است . منظور از مشتقات این است که در قرآن لفظ تقوا، متقین، اتقوا و امثال اینها ذکر شده است . خلاصه اینکه مبحث تقوا خیلی مورد اهمیت است . در نهج البلاغه حدود چهل و پنج مرتبه لفظ تقوا ذکر شده است و مشتقات آن بیش از یکصد مرتبه در نهج البلاغه ذکر شده است . غیر از قرآن و نهج البلاغه ، بزرگان دیگر و ائمه اطهار علیهم السلام ، در روایات الی ماشاء الله موضوع تقوا را مطرح نموده اند . اما اینکه تقوا معنایش چیست؟ عرض کردیم که معانی آن مختلف است .

بررسی معنای شرعی تقوا
در بعضی از معانی گفته اند که انسان خودش را از مخالفت حق نگه دارد ؛ و تقوا همین است یعنی نگهداری خود از اتیان ترک واجبات و اتیان محرمات . این معنای تقواست ، که این معنای شرعی تقواست . تقوا از وقایه است ، یعنی نگهداری خود ؛ یعنی خودم را نگه دارم از مخالفت کردن حق و خودم را نگه دارم از مخالفت از دستورات شرع مقدس که همین است معنای وقایه .

معنای تقیه
تقیّه هم به همین معناست یعنی از اظهار خود داری کرده است ، بر خلاف مرام اهل سنّت؛ یعنی این عمل را من انجام نمی دهم رعایتاً برای حال او ؛ یعنی خودم را حفظ می کنم ، که بفهمد من چکاره ام . شما که مکّه مشرّف می شوید ،‌مثلاً وقتی مهر نمیگذارید و نماز می خوانید خوب ، معنایش همین است ، چون نمیخواهید این بفهمد که عقاید شما چیست؟ تقوا و تقیه از وقایه است به معنای حفظ کردن خود یعنی من خودم را حفظ می کنم که بر خلاف دستورات شرع مقدس عمل بشود . این معنای تقواست

متعدد و مختلف بودن تقوا
و می فرمایند که تقوا مختلف است . در آیات قرآن دارد که می فرماید اتَّقِ اللَّهَ‏ (بقره 206) مفعول اتّق چیست ؟ چون اتَّقِ فعل امر حاضر است کلمه « اللَّهَ » مفعول آن است ؛ به معنای هشدار باش خدا را . در بعضی از آیات قرآنی هست « فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتي‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرين‏» در سوره بقره می فرماید : از آتش جهنم بپرهیز و خودت را حفظ بکن . بعضی از آیات هست که می فرماید : وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ / انفال 25/ بپرهیزید از فتنه ای که آثار آن فتنه مختص به ظالمین نیست و غیر ظالمین را هم آن فتنه فرا می گیرد . بنابراین می فرماید اتَّقُوا : آن فتنه را . صریح آیه شریفه است سوره نحل است که می فرماید وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً - آیه شریفه است که حضرت حق می فرماید : که بپرهیزید از فتنه ای که این فتنه عذابش مختص به ظالمین نیست و غیر ظالمین را نیز فرا می گیرد

عذاب خوبان امّت
در روایتی از سابق نظرم هست که خطاب شد به یکی از پیغمبران گذشته(حضرت شعیب نبی) ؛ که قرار است قوم تو را عذاب کنم ؛ که این خطاب از طرف حضرت حق بود ؛آن پیامبر زمان عرض کرد : خدایا علت این عذاب چه بوده ؟‌خدای متعال فرمود برای اینکه مخالفت کردند و چهل هزار بدها را و شصت هزار خوبها را می خواهم عذاب کنم ؛ عرض کرد پروردگارا : بدها که خیلی خوب ، اثر عملشان است و باید اینها معذب شوند ، خوبها را چرا؟ خطاب شد : خوبها ، دیدند و هیچ نگفتند و نهی از منکر نکردند دیدند بدها دارند اعمال زشت و برخلاف موازین شرع انجام می دهند گفتند‌: به من چه ؟! من را توی یک قبر می گذارند و آن را هم در یک قبر دیگر می گذارند !!

عدم غفلت امر به معروف و نهی از منکر
آن چیزی که اسلام را تا اینجا رسانده است امر به معروف و نهی از منکر است . آنچه که اسلام را تا بحال به اینجا رسانده است ، این است که مؤمنین ساکت نمانده اند در قواعد و ضوابط و اعمالی که بر خلاف دستورات الهی است اگر که ساکت می ماندند؛ که خلاص شده و رفته بود .

فتنه سوزاننده خوب و بد
آیه شریفه نیز همین را می فرماید: که «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً» بپرهیزید از فتنه ، آن فتنه ای که : «لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً» - این فتنه آثار و عقوباتی دارد که آن آثار و عقوبات مختص به ظالمین نیست و غیر ظالمین را هم فرا می گیرد .

دو مثال برای فتنه
حالا فرض بفرمائید که این دختر ، بد حجاب است و به طور کلی دلش می خواهد این شکل برود بیرون . بدانیم که این یک فتنه است . و پدر و مادر وظیفه دارند که این دختر را ، از این راه و روش نهی کنند. اما اگر پدر و مادر هم ساکت بمانند همان عذاب و ناراحتی که برای دختر ایجاد شده ، برای پدر و مادر هم ایجاد می شود طبق این آیه شریفه . یا اینکه من می بینم کسی دارد خلاف شرع انجام می دهد ولی بی تفاوت از کنارش رد می شوم؛ نتیجه اینست که من هم مانند او معذب خواهم شد .

عاقبت خوباني بي تفاوت
{ وسائل‏الشيعة 16 141 5- باب وجوب إنكار المنكر بالقلب ‏} الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ مَعَهُمْ فِيه‏ - که این صریح روایت است آقا

مفعول «اتق» متفاوت اللفظ و متحد المعنا
منظور اینکه مفعول اتَّق‏ تارةً - الله است و تارةً آتش است و تارةً روز قیامت است و تارةً آثار و عقوبات فتنه است -و اشکالی هم ندارد که مفعول ها متفاوت است چونکه همه اینها به یک معناست یعنی همه اش می خواهد بگوید که طبق ضوابط الهی عمل بکن تو بنده هستی ، بنده یعنی فرمانبردار حق ، در جمیع اعمال و رفتار و کردار ، فرمانبردارم خود هیچ اراده و خواسته ای بر خلاف اراده و خواسته حق ندارم .

معنای عبد و عبودیت
معنایش همین است که من بنده ام و «بنده» ، یعنی هر چه مولا گفت بگوید چشم آقا . برو از اینطرف ، چَشم ، نرو چَشم . اینست معنای بنده و لذا بهترین ألقاب نبی أکرم بندگی است در تشهد چه می گوئید شما ؟‌ در سوره إسرا: «سُبْحانَ الَّذي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى‏» در آیه شریفه تعبیر به «رسول» هم نفرمود بلکه فرمود «عبده» یعنی بواسطه عبودیت و بندگی به این مقام رسید . در تشهد هم که می گویند أشهد أنَّ محمداً عَبدُهُ وَ رَسُوُلُه . رسول را بعد از عبد می آورید چون اول عبودیت است؛ بندگی کرد تا به رسالت رسید .

مراتبی از مقامات انبیاء علیهم السلام
اول بندگی و بعد رسالت - خُلّت هم بعد از آن است و پس از این هم مراتب دیگر است که در باره حضرت ابراهیم و حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام است، ‌خلیل الله و کلیم الله - پیامبر اکرم که حبیب الله هستند اینها با هم فرق دارند عرض می شود که حضرت موسی علیه السلام - کلیم الله بود حضرت ابراهیم خلیل الله بود - و حضرت نبی اکرم حبیب الله هستند .

تفاوت کلیم با حبیب
و یک روایتی یادم آمد ؛ موسي در مقام مناجات عرضه داشت پروردگارا چگونه شــكر ايـن نعمتها را بجا آورم تا از شكر گزاران محسوب شوم. خـطاب آمد دو كار انجام بـده نــخست آنــكه بــر تـوحيد ثابت قدم باش و ديگر آنكه محبّت محمد و آل محمد صلي‌الله عليه و آله را به دل داشته باش. حضرت موسي ع عرض کرد ،‌ محمّد چه كسي است؟ خطاب آمد او پيامبر آخر الزمان است كه با آمدن او نبوت به آخر مي‌رسد عرضه داشت: ‌الهي انا احب اليك أم محمد؟ من محبوب ترم يا محمد؟ خطاب آمد يا موسي«انت كليمي و محمد حبيبي» موسي گفت ما الفرق بينهما؟ چه فرقي بين كليم و حبيب است؟ خطاب آمد: سه فرق اساسي وجود دارد:
1- كليم كسي است كه مرا دوست دارد اما حبيب كسي است كه من او را دوست دارم.
2- كليم كسي است كه هر كار او در راستاي رضايت من انجام مي‌دهد اما حبيب كسي است كه من در صدد جلب رضايت او هستم.
3- كليم كسي است كه چهل شبانه روز عبادت كرد تا شايستگي پيداكرد جبرئيل امين تورات را بر او نازل نمود اما حبيب كسي است كه جبرئيل بعد از آنكه قرآن را براو نازل كرد او را به معراج برد و به نقطه اي رسيد كه جبرئيل ديگر ياراي همراهي او نداشت. پيامبر خدا فرمود چرا ايستاده اي آيا در اينجا مرا تنها مي‌گذاري جبرئيل گفت: اگر قدم بردارم مي‌سوزم و پيامبر به تنهائي به مسير خود ادامه داد تا به مقام «قاب قوسين او ادني» رسيد .« رياض‌الجنان، مرحوم خوانساري» خوب اولش عبد بود آنوقت از عبودیت اینهمه مراتب را طی کرد

تقوا، پلیس مخفي
الحاصل اینکه تقوا چیست؟ : که من اینهمه در مورد آن سفارش شده ام هم در قرآن و هم در روایات ائمه اطهار فرموده اند؟ جواب اینست که تقوا یک حالت نفسانی است یک پلیس درونی مخفی است . حالا می خواهی بگو تقوا یک حالت نفسانی و می خواهی بگو تقوا یک پلیس مخفی داخلی است - یک حالتی پیدا می شود که انسان طبق ضوابط انسانیت و طبق ضوابط مذهب عمل کند و ذره ای مخالفت نکند - یک پلیس مخفی است . که انسان را ملزم می کند که واجبات را بیاور و محرمات را ترک کن - تقوا این است - یک حالت نفسانی است و یک قدرت باطنی و داخلی است که انسان را ملزم می کند بر اتیان واجبات و ترک محرمات - این معنای تقوا است و اینرا هرکسی داشته باشد بسیار عالیست -

قرآن، هدایت اهل تقوا
قرآن هادی و راهنمای همین طایفه است که این حالت را داشته باشد اینها هستند که وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً - وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ / طلاق 2و3)- اینها هستند که دارای تقوا هستند آن مراتب عالیه را نگاه می کند - کسانی که این حالت و این مقدار از تقوا در درونشان حاکم باشد دیگر چشمشان پشت دیوار ها را هم ممکن است ببیند .

مرتبه نخست تقوا
مراتبی دارد که این مرتبه اول تقواست - خیلی مهم است و ائمه اطهار و خداوند همیشه می فرمایند اتَّقوا یا اتَّقِ - برای همین است که من یک حالت نفسانی پیدا کنم که خودم حالا کسی باشد یا نباشد کسی مطَّلع بشود یا کسی مطَّلع نشود طبق دستوراتی که به من داده اند بگویم چَشم و کلی اش اینست که « واجباتم را بیاورم و محرمات را ترک کنم و امید به احدی نداشته باشم» .

معنای دوم تقوا : ضابطه اجتماعی
یک معنای دیگر تقوا را عرض می کنم که : ‌تقوا از اصول و دستورات مذهب نیست یعنی تقوا چیزی نیست که مذهب آنرا آورده باشد بلکه تقوا یک ضابطه ای است که سبب حیات جامعه است تقوا یعنی سبب بقاء‌حیات انسانیت در اجتماع . تقوا یعنی خود نگه داری از آنچه که بر خلاف انسانیت است - اینست معنایش -

مشکل با تقوا
برای بعضی ها که تقوا را معنا می کنیم می گویند : انسان باید آزاد باشد و این تقوا که آمد محدودیت می آورد و انسان باید آزاد منش باشد ، بتواند طبق خواسته هایش عمل کند و آزاد باشد و تقوا می آید محدودیت برای انسان ایجاد می کند . لکن اینها اشتباه کرده اند تقوا محدودیت نمی آورد .

تفاوت مصونیت و محدودیت
فرق است بین مصونیت و محدودیت تقوا محدودیت نمی آورد بلکه برای حیات بشر مصونیت ایجاد می کند - وقتی می گویند : ظلم نکن ، خیانت نکن ، حاکمیت بلاوجه نکن و .. تقوا می گوید که باید این اجتماع زنده و مصون بماند لازمه اینکه زنده و مصون و محفوظ بماند اینست که حقوق اجتماع را رعایت بکنید اگر بنا شد که حقوق اجتماع را رعایت نکنیم و آزاد به تمام معنا باشیم همانند : حیوانات وحشی و بربریت جگلی ، اگر اینطور بخواهیم باشیم - نه حیاتی باقی نمی ماند -دیگر و جامعه قدر و منزلتی پیدا نمی کند اگر خواسته باشید که این اجتماع ما سالم بماند و حیاتش الی الابد بماند لازمه اش اینست که حقوق اجتماع را رعایت بکنید - حقوق اجتماع را رعایت کردن همان تقواست - پس تقوا مخالف آزادی نیست -

تقوا، مراعات حقوق اجتماعی
تقوا مثل نماز، روزه، خمس، زکات و اینها نیست که از فروعات مذهب باشد ؛ نه - تقوا یک حالتی است که سبب بقاء حیات اجتماع است و مراعات کردن حقوق اجتماعی است. این معنای تقواست - حق هرکسی را به خودش بدهی حق کسی را نخوری .در اجتماع این کار را اگر بکنی حیات اجتماع را زنده نگه داشته ای . و تقوای شما سبب بقاء حیات انسانیت و جامعه انسانی شده است که همین معنای تقواست .

مثال اول جهت روشن شدن فرق مصونیت و محدودیت
یک مثالی بزنم شما راننده هستید سوار ماشین مشغول حرکت هستید ،‌ می رسید به چهار راه چراغ قرمز است می ایستید ،‌اگر کسی بگوید : نه بابا برو! چرا ایستادید؟! آخه بابا برو محدودیت است! اینجا ایستادن تو محدودیت است! و انسان باید آزاد باشد برو آقا ! جواب می دهیم که : نه اگر بروم تجاوز به حق دیگران است . به ماشینها می زنم و خودم را از بین می برم ماشینم را از بین می برم بقیه ماشینها را از بین می برم - نه باید اینجا صبر کنم اینجا نمی شود اگر من این آزادی را بخواهم بدست آورم تجاوز به حقوق دیگران کرده ام . صدمه به خودم زدم هم ماشین خودم را ازبین بردم و هم خودم را نابود می کنم و هم دیگران را از بین برده ام تقوا معنایش اینست . این تقواست یعنی پشت چراغ قرمز ایستادن . این تقوای اجتماعی است این معنای تقوا است.

مثال دوم جهت روشن شدن فرق مصونیت و محدودیت
فرض بفرمائید که از انسان اینها سوال می شود روز قیامت دست من از من سوال می کند و پای من سوال می کند و چشم من سوال می کند که صریح قرآن است حالا پای من بگوید چرا جوراب بر تن من می کنی و من را محبوس می کنید چرا کفش برای من درست کردی من می خواهم آزاد باشم . می خواهم برهنه باشم! . چرا با کفش و جوراب من را محبوس کرده ای؟! و مرا فشار می دهی هم در کفش و هم در جوراب ، من می خواه آزاد باشم چکار به کار من داری ؟! سوال اینست که آیا این حرفش درست است ؟ می گوید نه بابا ،‌ تو باید محفوظ بمانی و ظریف بمانی و نظیف بمانی و اذیت نشوی این کاری که می کنم مصونیت است نه محدودیت. ای پا! من تو را محدودت نکرده که در جوراب و کفشت کرده ام من تو را از سرما و گرما حفظ کرده ام و از کثافات حفظ کرده ام پس پا نمی تواند بگوید مرا محدود کرده ای و محدودیت بر خلاف آزادی است بلکه این پا مصونیت پیدا کرده نه محدودیت.

مثال سوم جهت روشن شدن فرق مصونیت و محدودیت
یا فرض بفرمائید که بدن انسان که این همه لباس پوشیده - بدن بگوید چرا مرا اینقدر محدود کرده ای و فشارم می دهی؟ من می خواهم آزاد باشم ، جواب اینست که : نخیر تو باید محفوظ باشی از گرما و سرما و ناراحتی نداشته باشی ،‌ و روح به بدن می گوید : من تو را محفوظ می کنم تا سالم باشی و در نتیجه خودم زنده باشم . پس فرق است بین مصونیت و محدودیت .

علت پا فشاری شرع مقدس بر تقوا
شرع مقدس اگر بر تقوا اینهمه پافشاری نموده علتش اینست که می خواهد مصونیت اجتماعی درست کند. نه اینکه محدودیت مذهبی باشد . اینست معنای تقوا و همه ی بزرگان هم همین مطلب را فرموده اند .

تقوا، ایجاد مصونیت اجتماعی
پس در قرآن و نهج البلاغه که اینهمه سفارش به تقوا شده معنایش همین است که حضرت حق می خواهد مصونیت اجتماع را درست کند نه اینکه از فروع مذهب باشد و یک بُعدی باشد خیر اینچنین نیست . بلکه جمیع ابعاد را در نظر گرفته است

فرمایش حضرت صادق ع در معنای تقوا
آنوقت در شرع مقدس هم بزرگانی هستند که تقوا را به گونه ای تعبیر کرده اند مانند : حضرت صادق علیه السلام که فرمودند : وَ سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ تَفْسِيرِ التَّقْوَى فَقَالَ أَنْ لَا يَفْقِدَكَ اللَّهُ حَيْثُ أَمَرَكَ وَ لَا يَرَاكَ حَيْثُ نَهَاک - که فرمودند : حضرت حق تو را ببیند آنجائی که دستور داده است ؛ یعنی آنجائی که خداوند خوشش می آید تو را ببیند و آنجائی که ناراحت می شود تو را نبیند یعنی واجبات و مستحبات خودت را بیاور و محرمات و مکروهات را ترک کن - این معنایش است که اگر این عمل را من انجام دادم می شود متقی : أَنْ لَا يَفْقِدَكَ اللَّهُ حَيْثُ أَمَرَكَ وَ لَا يَرَاكَ حَيْثُ نَهَاک .

شرکت امام صادق علیه السلام در مجلسي
ائمه اطهار افعالشان سرمشق ما بوده است . در روایتی هم دارد که حضرت صادق علیه السلام : در یک مجلسی وارد شدند وقتی که در آن مجلس نشستند یک کسی گفت یک کمی آب برای من بیاورید شخصی رفت و برای آن فرد در خواست کنندة آب شراب آورد تا حضرت شراب را دیدند بلند شدند و فرمودند مجلسی که معصیت خداوند در آن بشود جای من نیست و از مجلس بیرون آمدند که خود این حرکت امام معصوم ع دستور العملی برای همه ماست

لزوم ترك مجالس گناه
این مجالس و جشن هائی که ما می رویم ، خدا شاهد است این معصیت هائی که در این مجالس می شود ، تمامش حجاب ظلمانی است ،‌ برای روح ما ،‌که لحظه به لحظه از خداوند دور می شویم . - به این مجالس نروید اگر چه اقوام باشند ولی چون معصیت است و خلاف رضایت حق خود داری کنید این مجالس تحت هر عنوانی که باشد اگر خلاف رضای حق است بلند شو از مجلس برو بیرون آقا . چون ماندن تو وزر و وبال است . اگر عذاب بر این اشخاص نازل شود،‌ تو هم جزء آنان هستی که معذب خواهی بود ولو اینکه راضی نباشی به این گناهان ؛ اگر واقعا راضی نیستی از مجلس بلند شو برو بیرون . حتی دارد که در چنین مجالسی اگر چنانچه کسی بایستد و داخل اتاق دیگری نماز بخواند نمازش باطل است . ماندن در چنین مجالسی که محل فساد است و لهو و لعب و ساز و آواز حرام است . و لحظه به لحظه که در این مجالس باشید بر حجاب های ظلمانی شما افزوده می شود و از خداوند دور می شوید . پس ماندن در این مجالس حرام و نماز و ذکر در این مجالس نیز حرام است .

یک معنای تقوا در کلام امیر المومنین ع
حضرت امیر ع فرمودند : که معنای تقوا اینست که : مَنْ مَلَكَ شَهْوَتَهُ كَانَ تَقِيّاً هرکس مالک خواهش و شهوتش باشد این شخص متقی است .

مراتب شهوت
که شهوت مراتبی دارد :
1)‌ شهوت در خوراک : یعنی انسان جلو خوراکش را بگیرد و همه چیز را نخورد.
2) شهوت در لباس.
3)‌ شهوت در مقام.
4)‌ شهوت در عنوان.
5)‌ شهوت در ریاست.
برای خداوند اگر قدمی برمی دارید فقط خدا - خودیت در کار نباشد
***
خدایا قسمت می دهیم بعزّت محمد و آل محمد فرج امام زمان نزدیک بگردان -موانع ظهور شان را بر طرف بفرما - خدایا قسمت می دهیم به حق اول مظلوم و مظلومه اسامی همه ما را در طومار صائمین و روزه داردن این ماه شریف بنویس - خدایا آنچه موقع افطار به اولیاء و مقربین و روزه داران واقعی خودت عنایت می کنی به ماهم عنایت بفرما - عاقبت امر همه ما ختم به خیر بگردان - خدایا نور ایمان را و خلوص و اخلاص و توجه به همه ما و دوستان امیرالمومینن عنایت بفرما - و صلی الله علی محمد و آله الاطهار

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
3 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .