طريق معرفت خدا

راه تحصيل شناخت و معرفت چيست اگر کتاب هست معرفي کنيد؟

- مقدمه اول : ازكتاب فرهنگ فلسفى، ص: 600
بين معرفت و علم (بين شناخت و دانش) فرق گذاشته‏اند. در اين مورد گفته‏اند: معرفت، ادراك جزئى و علم، ادراك كلى است و معرفت در تصورات و علم در تصديقات به كار مى‏رود. به همين جهت مى‏توان گفت به خدا معرفت داريم اما به او علم نداريم. زيرا شرط علم اين است كه به احوال معلوم احاطه كامل داشته باشد. به همين جهت خدا را به موجودى كه علم دارد وصف كرده‏اند نه موجودى كه معرفت دارد. پس معرفت كمتر از علم است. زيرا علم داراى شرايطى است كه اين شرايط تماما در هر معرفتى پيدا نمى‏شود. پس هر علمى معرفت است اما هر معرفتى علم نيست.
معرفت داراى درجات متفاوت است كه پايين‏ترين آن معرفت حسى جزئى و بالاترين آن معرفت عقلى انتزاعى است. از عادات متأخران اين است كه بين معرفت حسى مستقيم و معرفت استدلالى نيازمند واسطه و انتقال، فرق گذارند. اگر معرفت تمام و كامل باشد، مطابق شى‏ء [معلوم‏] و مترادف علم است. اما اگر ناقص باشد، محدود به شناخت بعضى جوانب شى‏ء است.
معرفت كامل دو نوع است: يكى معرفت يا شناخت ذاتى كه به ذات شى‏ء تعلق مى‏گيرد و موجب حصول تصور واضح و روشن از شى‏ء در ذهن مى‏گردد. دوم معرفت عينى و آن معرفتى است كه بنا بر آن، تصور شى‏ء مطابق وجود واقعى و عينى شى‏ء است.
شناخت صوفيانه يا شناخت عرفانى، شناختى است كه نمى‏توان در صحت و اعتبار آن ترديد كرد. زيرا معلوم در اصطلاح صوفيان عبارت از ذات و صفات خداوند است.
شناخت ذات خداوند اين است كه دانسته شود كه او موجود واحد است كه به چيزى شبيه نيست و چيزى به او شبيه نيست. شناخت صفات او به اين معنى است كه دانسته شود كه او زنده، دانا، شنوا، بينا، با اراده، گويا و داراى صفات ديگر است. اين شناخت، يا استدلالى است يا شهودى.

- مقدمه دوم : بسيارى از انديشمندان، شناخت حقيقى را غيرممكن مى‏دانند و انسان را محكوم به نشناختن و سردرنياوردن از واقعيت آنچه در جهان است يا مى‏گذرد مى‏دانند و يقين (دانش قطعىِ ترديدناپذيرِ مطابق با واقع) را امرى محال مى‏شمارند.
ولى قرآن به حكم اينكه دعوت به شناختن خدا و جهان و انسان و تاريخ كرده است و به حكم اينكه در داستان آدم اول، كه داستان انسان است، او را شايسته تعليم همه اسماء الهى (حقايق عالم) دانسته است و به حكم اينكه در مواردى علم بشر را از نوع احاطه به چيزى از علم پروردگار- كه عين حقيقت است- دانسته است (وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ) ، شناخت ومعرفت را ممكن مى‏داند.
از نظر اسلام منابع شناخت عبارت است از:
- طبيعت يا آيات آفاقى،
- انسان يا آيات انفسى،
- تاريخ يا سرگذشت اجتماعى اقوام و ملل،
- عقل يا اصول و مبادى اوليه فطرى،
- آثار علمى و كتبى گذشتگان.
- قرآن در آيات فراوان به نظر در طبيعت زمين و آسمان دعوت كرده است:
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. بگو بنگريد و دقت كنيد كه چه چيزها در آسمان و زمين هست.
وهمچنين به تعقل در تاريخ اقوام گذشته براى آموزش فرا خوانده است:أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها .آيا در زمين سير نمى‏كنند (آثار گذشتگان را در زمين مطالعه نمى‏كنند) تا دلهايى بيابند كه با آن بينديشند و گوشهايى بيابند كه با آنها بشنوند؟
و همچنين عقل و مبادى فطرى عقلى را معتبر مى‏شناسد و در استدلالهاى خود به آنها تكيه مى‏كند:لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا بگو اگر در ايندو (آسمان و زمين/ همه هستى) خدايانى ديگر جز اللَّه مى‏بود، اين نظام موجود نبود و تباه شده بود (برهان تمانع). و يا مى‏گويد: مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ .خدا فرزند نگرفته و با او هرگز خدايانى ديگر نبوده، كه اگر چنين بود هر خدايى مخلوقات خويش را با خود به سويى مى‏برد و برخى بر برخى ديگر برترى مى‏يافتند. خدا منزه است از آنچه اينان توصيف مى‏كنند (برهان همَاهنگى و وحدت جهتى نظام).
و همچنين قرآن، قلب و دل را كانون يك سلسله الهامات و القائات الهى مى‏داند. هر انسانى به هر اندازه كه در پاك نگه داشتن و به سوى او كردن و تغذيه معنوى كردن اين كانون از طريق توجه در اخلاص و عبوديت كوشش كرده باشد، به همان اندازه از يك سلسله الهامات و القائات بهره‏مند مى‏گردد. وحى انبياء، درجه شديد اين نوع معرفت است. همچنان كه قرآن به ارزش قلم و كتاب و نوشته مكرر اشاره كرده و در مواردى به اينها سوگند ياد كرده است: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ.
ابزار شناخت چيست؟ ابزار شناخت عبارت است از:
- حواس،
- قوّه تفكر و استدلال،
- تزكيه و تصفيه نفس،
- مطالعه آثار علمى ديگران.
در سوره مباركه نحل مى‏فرمايد:وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . خدا شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد و براى شما گوش و ديده‏ها و ضميرها قرار داد، باشد كه سپاس اين نعمتها را بدانيد و از اينها بهره صحيح ببريد.
در اين آيه كريمه تصريح شده كه انسان- برخلاف نظريه افلاطون - در ابتداى تولد فاقد هرگونه شناخت است و خداوند به انسان حواس را عنايت كرده است تا جهان را به اين وسيله مطالعه و بررسى كند، و به او ضمير و قوّه تجزيه و تحليل داده كه در آنچه از راه حواس به دست مى‏آورد، در مرحله بعد تعمّق كند، از ظواهرْ گذشته به درون اشياء و قوانين حاكم بر آنها راه يابد. در اين آيه صريحاً حواس (كه البته ذكر «سمع» و «بصر» كه مهمترين حواس‏اند به عنوان نمونه آمده است) ابزار شناختن (به اصطلاح شناخت سطحى و مرحله اول شناخت) و همچنين ضمير (فؤاد) نيز ابزار شناختن و علم پيدا كردن (و به اصطلاح مرحله شناخت منطقى و عمقى) معرفى شده است.
ضمناً در اين آيه به يك مسئله ديگر در باب شناخت نيز اشاره شده و آن مسئله مراحل شناخت است. قرآن همچنان كه حواس و قوّه تفكر را ابزار شناخت مى‏داند، تزكيه و تصفيه نفس و تقوا و پاكى را نيز وسيله‏اى براى شناخت مى‏داند.
تعلّم و يادگرفتن و خواندن كتاب، يكى ديگر از وسايل و ابزارهايى است كه تعليمات اسلامى به آنها توجه كرده و آنها را به رسميت شناخته است. كافى است كه وحى بر پيامبر اكرم با جمله «اقْرَأْ» (بخوان) آغاز مى‏شود. قرائت، خواندن چيزى از يك متن (كتاب) است.
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ. خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ. اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ. الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ .
بخوان به نام پروردگارت، همان كه آفريد، آفريد انسان را از خونى بسته (يا حيوانى زالوشكل). بخوان و پروردگار كريمتر تو كه قلم به دست گرفتن را آموخت، به انسان چيزهايى آموخت كه نمى‏دانست. »

اما راه تحصيل معرفت :
علم و معرفتى كه نصيبت انسان مى‏گردد از دو راه حاصل مى‏شود:

1ـ از راه تحصيل دانش و علم آموزي و مطالعه ي كتاب و طبيعت و استاد ديدن ، كه به دانش حاصل از اين راه علم و معرفت اكتسابى و حصولي گفته مي شود. تحصيل علم و معرفت الهي از اين طريق ، به درجات مختلف و بسته به استعداد افراد ، براى هر انسان عادي ممكن ، و اين در به روى همه باز است بطوري كه حتّي افراد كافر نيز مى‏توانند از اين راه به معرفت الهي دست يافته حقيقت را بيابند.
تحصيل معرفت الهي از اين راه داراي سطوح گوناگوني است كه در قالب علم مدوّن ، معمولاً به چهار سطح كلّي تقسيم مي شود: علم كلام ، حكمت بحثي ، حكمت ذوقي و عرفان نظري. البته هر كدام از اين سطوح نيز داراي سطوح گوناگوني مي باشند ؛ براي مثال برخي از معارف كلامي چنان ساده اند كه حتّي كودكان و افراد كم سواد نيز به راحتي به درك آن نائل مي شوند ؛ امّا برخي از مطالب اين علم نيازمند تعليم و تعلّم مي باشند. بنا بر اين ، اگر كسي بخواهد از اين راه به معارف الهي هر چه بيشتر و هر چه عميقتر دست يابد ، مناسب آن است ابتدا از مطالعه يا تحصيل كتب كلامي (اعتقادي) شروع نمايد. براي مثال بسياري از كتابهاي شهيد مطهري مناسب براي اين مقصود مي باشند. لذا جوان حقيقت جو را سزاست كه از جلد اوّل مجموعه ي آثار اين شهيد حقيقت آشنا و حقيقت گستر ، مطالعات خود را شروع نموده و پله به پله به پيش رود ؛ كه البته اميد است خود شخص پلّه هاي بعدي را نيز در ضمن مطالعه ي آثار اين شهيد راه معرفت ، بيابد ؛ چرا كه كتب اين بزرگوار ، اگرچه با قالبي كلامي ارائه شده اند ولي حاوي معارف بسياري از سطوح بالاتر نيز مي باشند. همچنين سبك آثار ايشان به گونه اي است كه خود به خود شخص را به مرحله ي بالاتر رهنمون مي شود.

2ـ راه دوم دست يابي به معارف الهي تطهير قلب و پاك ساختن درون از آلودگى‏ها و زنگارهاى گناه و عصيان و خواستهاي محدود نفساني است. اگر كسى به دنبال حقيقت و روح علم باشد و بخواهد از درياى بيكران معرفت و علم الهى بهره‏مند باشد، بايد در كنار مطالعه و تحصيل علم ، جدول وجود و آيينه جانش را هم لايروبى و زنگارزدايي نمايد تا آب معرفت به راحتي در جانش روان و نور حقيقت ، به وضوح در آن منعكس گردد. چرا كه « العلمُ نورٌ يَقذِفُه اللهُ فى قلبِ مَن يشاء ــــ علم نورى است كه خداوند آن را در قلب هر كس كه مصلحت بداند و مشيّت او اقتضا كند مي اندازد.»
امّا راه تطهير قلب و جان ، داشتن نيّت الهي و اخلاص در مسير خدا و اطاعت مخلصانه از خدا و پيامبر و اولولامر مي باشد. « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ـــــــ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد! و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مى‏شود، و همه شما نزد او گردآورى مى‏شويد.» (الأنفال:24)
در اينجا ناگفته نماند كه برخوردارى از علم و معرفت الهى محتاج همّت عالي ، كوشش فراوان و تحمّل رنج مى‏باشد و امرى تدريجى است كه معمولاً يكباره براى كسى حاصل نمى‏گردد، بلكه بايد قدم به قدم و پله به پله از نردبان علم و معرفت صعود كرد و بالا رفت تا زمينه ي رسيدن به مراحل عالى‏تر آن فراهم گردد و اين هدف همانگونه كه گفته شد با تحصيل و مطالعه و تفكّر و بندگى خالصانه و اطاعت كامل از خداوند و اولياى او ميسر مى‏گردد. گاه برخي افراد تصور مي كنند كه معرفت و عرفان پروردگار را بايد از راهي عجيب و غريب و يا اذكاري مخصوص بيابند در حالي كه چنين راهي ، براي آنكه مقدّمات علمي و عملي لازم را فراهم نكرده ، نه راه كه كج راهه اي است بسيار خطرناك. بلي شكّي نيست كه از راه رياضات ، اذكار و عبادات خاصّي مي توان به حقايقي الهي دست يافت ، امّا بايد توجّه داشت كه اين راه ، اوّلاً عموميّت ندارد و ثانياً بايد تحت نظر طبيبان حقيقي الهي باشد ؛ و به صرف مطالعه ي چند كتاب به ظاهر عرفاني يا به توصيه ي برخي دراويش و صوفيّه ي نادان نمي توان پا در چنين راه خطرناكي گذاشت.
به قول جناب حافظ شيرازي: « طيّ اين مرحله بي همرهي خضر مكن// ظلمات است بترس از خطر گمراهي.»
و به قول جناب مولوي: « هيچ كس بي اوستا چيزي نشد // هيچ آهن خنجر تيزي نشد. --- هر كه شغلي گيرد او بي اوستا // ريشخندي گردد او به شهر و روستا. »
بايد دانست كه عمده عامل تطهير قلب براي تابش انوار معرفت الهي در آن ، همين احكام معروف شريعت است ؛ به شرط آنكه با حفظ شرائط به جا آورده شوند. تصور نكنيم اموري كه در دسترس ماست و هر روز با آن سر و كار داريم مثل نماز اوّل وقت و قرائت قرآن با حضور قلب و توسّل به اهل بيت و نعمت وجود ماه رجب و شعبان و ماه مبارك رمضان و احترام به پدر و مادر ، اين توانايي و كشش را ندارند كه انسان را به قرب الهي و معرفت پروردگار برسانند، بلكه برعكس هر كدام از اينها، سكوي پروازي هستند كه مي تواند ما را به اوج بندگي و معرفت برسانند به شرط اين كه حق آنها را به جا آورده و شرايط آنها را رعايت نماييم.

بعضي از كتبي كه اولا درمسير كسب رضاي الهي ماراياري دهد وثانيا شناخت وآگاهيهاي ما را افزايش دهد:
1- اخلاق ازآثارشهيد مطهري
2- نشان از بي نشانها از علي مقداد اصفهاني
3- راهيان كوي دوست ازاستاد مصباح يزدي
4- المراقبات از ميرزا جواد ملكي تبريزي
5- وحي ونبوت از آثارشهيد مطهري
6- جهان بيني توحيدي از آثارشهيد مطهري
7- انسان وايمان از آثارشهيد مطهري
8- داستان راستان از آثارشهيد مطهري
9- روانشناسي رشد از آثار دفتر همكاري حوزه ودانشگاه
10- فلسفه تعليم وتربيت از آثار پژوهشكده حوزه ودانشگاه
11- انسان موجود ناشتاخته از دكتر الكسيس كارل

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .