طلب و آرزوي مرگ داشتن

طلب مرگ کردن از خدا حرام و گناه است يا نه؟

پاسخ به اين سؤال كه آيا دعا براي مردن گناه است يا خير؟
گناه نيست، ولي آرزوي مرگ كردن از مكروهات است.( العروة الوثقي، ج 2، ص 22، فصل لا يحرم كراهة الموت.) بهتر است كه انسان زندگي سعادتمندانه و طول عمر با بركت از خدا طلب كند، نه چيزي كه مورد پسند خدا نيست.
از مضامين روايات‌، استفاده مي‌شود كه چنين درخواستي پسنديده نيست‌. بلكه شايسته است ابتدا از خداوند متعال طول عمر و ادامه حيات خواسته شود تا گنه كار خود را تكميل كند و ره توشه نجات بخش از خطرات و سكرات مرگ‌، برزخ‌، حشر و صراط را برگيرد. پس بايد اين چنين در خواستي را دعاي اوليه هر كس براي خود، يا، ديگري باشد. در مرحله دوم از خداوند متعال مضمون حديث زير را بطلبد: هيچ كس از شما به خطر گزندي كه به او مي‌رسد، مرگ را آرزو نكند و اگر ناچار به اين كار شود، بگويد: بار خدايا، تا زماني كه زندگي براي من بهتر است مرا زنده بدار و هرگاه برايم مرگ بهتر بوده‌، مرا بميران‌.( ميزان الحكمه‌، ري شهري‌، باب موت‌، حديث شماره 19213، مؤسسه فرهنگي دارالحديث‌. ) اگر كسي دعايش اين بود لزومي ندارد براي جلوگيري از به گناه افتادن خود يا ديگري‌، درخواست مرگ كند; زيرا اگر ادامه زندگي براي گنه كار خوب و بهتر باشد، درخواست مرگ هر چند براي رها شدن از گناهان‌، درخواست خوبي نيست‌، چرا كه با مرگ فرصت بازگشتن و توبه از گنه كار گرفته مي‌شود; چنان كه حضرت امام صادق‌به مردي كه آرزوي مرگ مي‌كرد، فرمود: آرزوي زندگي كن‌، تا اين كه (خداي را) اطاعت كني و معصيتش نكني‌; زيرا اگر زنده باشي و اطاعت كني‌، برايت بهتر از اين است كه بميري و نه طاعت كني و نه معصيت‌( همان‌، حديث شماره‌، 19224. ) و اگر چنانچه مرگ براي گنه كار از زندگي بهتر باشد. درخواست مرگ براي او براي رها شدنش از گناه‌، داخل در همين دعاي شريفه و هر گاه مرگ برايم بهتر بود، مرا بميران‌ است‌.
پاسخ تفصيلي وتبيين بحث:
دلا غافل ز سبحاني چه حاصل - مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائك - تو قدر خود نميداني چه حاصل.
«وَ لَاتَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ؛ اي پيامبر!) هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند».[1]
در مورد سوال شما نكاتي را بيان مي كنيم:
1- از مجموع رهنمودها و دعاهاي اولياي الهي استفاده مي شود كه درخواست عمر طولاني با هدف عبادت و بندگي بيشتر خدا و رسيدن به كمالات والاتر امري مطلوب و پسنديده است. در بعضى روايات به ما دستور داده‏اند كه هيچ‏ گاه از خدا طلب مرگ نكنيد، بلكه هميشه طلب عمر طولانى كه در طاعت و بندگى خدا باشد نماييد.
2- درخواست مرگ از خداوند تعالى دو گونه است: الف- مذموم(ناپسند) ب- ممدوح(نيكو).
- قسم اوّل آن است كه انسان از سختى‏هاى دنيا شكوه كند و ازاين ‏رو آرزومند مرگ باشد. كه اين خود حاكى از ضعف يقين، ايمان، ناراضى بودن نسبت به آنچه خداوند تعالى برايش مقدّر ساخته و عدم تلاش لازم در رسيدن به موفقيت و سعادت است؛ مي باشد . آدمي گاهى در اثر احساس ضعف و ناتوانى و عدم قدرت مقابله با سختى‏ها، مشكلات و ناملايمات زندگى مى‏باشد. اين نوع آرزوى مردن مربوط به انسان‏هاى ناتوان و عاجز است كه به جاى بسيج نيروهاى خداداد و استفاده از تفكر و انديشه براى حل مشكلات و به جاى پناه بردن به خداوند و استمداد از نيروى او به فكر خودكشى مى‏افتند و به جاى حل مسأله به دنبال پاك كردن صورت مسأله مى‏باشند.
در حالى كه وجود مشكلات و سختى‏ها در زندگى امرى طبيعى و از سنت‏هاى الهى مى‏باشد و صفات نيك انسان چون صبر و استقامت و شكيبايى جز در مواجهه با چنين مشكلاتى هويدا نمى‏گردد و خود را نشان نمى‏دهد. انسانى اين گونه قطعاً انسانى ناقص است و نه تنها آرزوى مرگ برايش مطلوب و ممدوح نيست، بلكه بر عكس بايد از خداوند بزرگ طول عمر و ادامه حيات را بخواهد تا خود را تكميل كند و به سعادت و كمال بار يابد و ره توشه نجات ‏بخشِ از خطرات و سكرات موت، برزخ، حشر و صراط را بر گيرد. اين چنين درخواستى بايد، دعاى اوليه او باشد و در مرحله دوّم از خداوند تعالى مضمون زير را بطلبد: «لا يتمنى احدكم الموت لضرّ نزل به وَلْيقل: اللّهم! اَحْينى ما كانت الحياة خيراً لى، و توفّنى اذا كانت الوفاة خيراً لى‏؛ رسول اكرم(ص) فرمود: هيچ يك از شماها به خاطر گرفتارى و تنگنايى كه بر او نازل گشته، مرگ را آرزو نكند (بلكه) بايد چنين بگويد: خداوندا! مادامى كه زندگى برايم خير است مرا حيات بخش و هرگاه وفات برايم خير است جانم را بستان.[2]‏
- قسم دوّم آن است كه انسان به حدى از كمال عالى انسانى رسيده كه مشتاق لقاء الله و پرواز از زندان دنيا مى‏باشد و مرگ را بهترين تحفه مى‏بيند؟ اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد:«افضل تحفة المؤمن الموت‏ ؛ برترين تحفه مؤمن مرگ است‏.[3] حضرت در خطبه ي همام مي فرمايند : اهل تقوا و پرهيزكاران آناني مي باشند كه اگر اجل معين آنها و مدت عمري كه در دنيا براي آنها تعيين گرديده نبود , روحشان حتي يك لحظه نيز در بدنشان قرار نمي گرفت , به خاطر شوق به رحمت و بهشت خداوند.
آري چنين كسى از حجاب تن مى‏رنجد و از غم فراق مى‏نالد، اين درخواست مرگ در اوج حالات عرفانى و معنوى است كه بسيار مطلوب است، اما در عين حال رضا به خواست خدا و انجام وظايف و كسب آمادگى افزونتر براي امثال ما بهتر است.
آن چه مهم است اين است كه انسان مانند مردان بزرگ الهى روحش را از تعلق به دنيا آزاد كند نه جسمش را يعنى قبل از مردن به مرگ طبيعى، روحش را با توجه به خداوند و توسل به او و اولياى پاكش از دام وابستگى‏هاى موهوم دنيا برهاند و در عين حال كه در دنيا زندگى مى‏كند، درونش در عالم معنا و روحانيت سير كند. مومن واقعي نه از حال خود نگران است و نه از آينده؛« و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون؛ نه ترسي از حال دارند و نه از آينده نگراني به دل راه مي دهند». [4]
براي رهايي از اين نوع افكار بايد تقويت ايمان و باورهاي ديني و مطالعه در مورد قيامت و معاد را افزايش دهيد، زيرا در جلوگيري از پوچ گرايي و تصميم هاي نادرست، بسيار مؤثر باشد. انسان در زندگي هيچ گاه نبايد از رحمت الهي نا اميد شود و خود را در مقابل مشكلات زندگي باخت و يا در آزمون الهي، شكست خورده و ناميد گردد و با فريب شيطان دست به خودكشي زند. تنها راه خروج از بن بست و مشكلات زندگي،انديشه، اميد، توكل بر خدا، دعا و توسل است كه همه ناممكن ها را ممكن مي كند و راه رهايي را به روي انسان مي گشايد. بهترين شاهد هم زندگي بندگان مؤمن خدا است كه اگر چه مشكلات بسيار زيادي را متحمل شده اند، اما هيچ گاه مأيوس از خدا نشدند.
به تجربه ثابت شده كه ايمان به مبدأ و معاد، سرمايه اصلي سعادت دو گيتي به شمار مي رود كه اگر درست و منطقي براي آدمي پيدا شود راه پوچ گرايي و بيهوده انگاري كه پايه تصور شيطاني يأس و نااميدي به شمار رفته و احيانا افتادن در دام خودكشي را به همراه دارد، براي هميشه از بين مي رود و شكوفه هاي شفابخش و اطمينان آفرين در زندگي پديدار مي شود.
لازم به ياد آوري است گاهي مشكلاتي از قبيل؛ مسائل خانوادگي، دوستان، شكست و فقر باعث اين گونه افكار مي شود. در اين مواقع بايد به دنبال علت ناراحتي و مشكل گشت و بعد از شناسايي آن به دنبال راه حل هاي مناسب باشيم و سپس به خداي قادر و دانا توكل نمود ومسائل زندگي را با تمام توان حل و فصل كنيم. بايد بدانيم كه مشكلات اين دنيا هر مقدار كه باشد محدود است و پايان مي پذيرد و اين سختي ها باعث رشد ما مي گردد. مشكلات باعث شناساي نقاطي كه در آن ضعف داريم مي شود و ما بهتر مي توانيم به رشد دست پيدا كنيم.
به اين مثال دقت كنيد؛ اگر ماشيني را به تعمير گاه ببرند پيچ هاي شُل را سفت مي كنند. مشكلات نيز دقيقاً مواردي را كه ما ضعف داريم را جبران مي كند و ما را قوي تر مي نمايد. در سختي ها همين كه به دنبال رفع مشكل هستيم، اولين قدم رشد فكري و ذهني ما فراهم مي شود. لازم است بدانيم، ما يك بار به اين دنيا آمده ايم و براي هميشه از اين دنيا مي رويم، بر اين اساس هر چه در توان داريد به رشد و سعادت خود بيافزاييد و آگاه باشيد، اين دنيا داراي فراز و نشيب است. سعي كنيد دنيا را بهتر بشناسيد، تا واقع بينانه تر از آن در خواستي داشته باشيد.
به عبارات ديگر:
گاهي انسان به خاطر ضعف، نااميدي و ناتواني و بي‌حوصله شدن طلب مرگ مي‌كند و شكيبايي و پايداري را در مقابل سختي‌ها و كشاكش‌هاي روزگار از دست داده است و از اين جهت مرگ را كانون آرامش و رهايي خود مي‌بيند، چنين كسي بايد خوب دقت كند، كه آيا اعمالش به گونه اي بوده است كه مرگ براي او كانون آرامش و رهايي باشد؟ يا اينكه فقط تلاش مي كند از چاله اي كه در آن افتاده، بيرون بيايد، اگر چه خروج از چاله فرو افتادن در چاه باشد!
از اين روست كه مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايند: «وَأَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَمَا بَعْدَ الْمَوتِ، وَلاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلاَّ بِشَرْط وَثِيق؛( نامه 69 نهج البلاغه.)بسيار به ياد مرگ و منزلهاى پس از آن باش، امّا هرگز آرزوى مرگ مكن مگر آنگاه كه صددرصد به رضايت الهى مطمئن باشى.»طبيعتا مومن، با مرگ از زندان به بوستاني آباد وارد مي شود.
امام حسين (ع) مي فرمايند: «دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است! مرگ براى مؤمنين يك پلى ميباشد كه كه ايشان بوسيله آن وارد بهشت خود ميشوند و براى كفار يك پلى ميباشد كه بواسطه آن داخل جهنم خود ميگردند.»( بحار الأنوار، ج‏44، ص: 297)بنابراين براي مومن مرگ خواستني و دوست داشتني است، حضرت علي (ع) مي فرمايند: «پسر ابى طالب مانوس‏تر است بمرگ از كودك به پستان مادرش.»( بحار الأنوار، ج‏71، ص: 57.)
و قرآن نيز، طلب مرگ را معيار و محكي براي اثبات ادعاي جايگاه عالي در نزد خدا بيان مي كند:
«إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ المْوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛[جمعه/6] اگر مى‏پنداريد كه شما دوستان خداييد نه مردم ديگر، پس آرزوى مرگ كنيد اگر راستگوييد (تا به جوار رحمت و نعمت دوست برسيد)»
پس با اين معيار، روشن مي شود كه ابتدا بايد از آباد بودن آخرتمان به اندازه كافي مطمئن شويم، سپس چنين ادعايي بكنيم. و البته اگر مي توانيم آخرت را بيش از پيش آباد كنيم، بايد دعايمان درخواست عمر طولاني از خداي متعال باشد. چون دنيا مانند مزرعه‌اي است كه در آن كشت نمود، تا در آخرت محصولي براي برداشت داشته باشيم. و براي داشتن محصول بيشتر، بايد كشت بيشتري داشته باشيم. و از همين جهت عمر طولاني براي اولياء الهي خواستني است:
حضرت علي (ع) مي فرمايند: «دنيا محل سجده پيامبران مى‏باشد، و وحى خداوند بر زمين فرود آمده است، فرشتگان در دنيا نماز گزارده‏ اند و دوستان خداوند در زمين سكونت كرده و در آن به تجارت پرداخته‏ اند، آنها در دنيا كسب رحمت كردند و بهشت را سود بردند.»( بحار الأنوار ، ج‏70، ص: 100.)
با اين نوع ديدگاه نبايد كم طاقتي كرد، و تا آن جا كه مي توان بايد از اين بازار سود بيشتري به دست آورد. و مذمت بي جاي دنيا، و كم طاقتي عمل درستي نيست.
البته كسي كه از دست دادن مطامع دنيوي و امور مادي سبب شده، كه دچار نااميدي شود و طلب مرگ كند، او مرگ را انتقال به باغ و بوستان نمي داند. بلكه مرگ را پوسيدن مي داند و تصور مي كند كه راه نجات او در اين است! اما هيهات هيهات كه مرگ پوسيدن نيست. بلكه صرفا يك انتقال است. انتقالي كه خوب يا بد بودنش در گرو اعمال ماست. و آن كس كه از دست دادن مطامع دنيوي آنچنان او را به نااميدي مي كشاند، كه طلب مرگ مي كند، نمي تواند انتقال خوبي داشته باشد. و بايد از مرگ گريزان باشد. چون چنين كسي دل در گرو دنياي فريبنده دارد كه او را فرسنگ ها از نجات دور كرده است.

------------------
منابع جهت مطالعه ي بيشتر؛
1. گناهان كبيره، شهيد دستغيب.
2. رضايت از زندگي، عباس پسنديده.
3. زندگي امام حسين- عليه السلام-.
------------------
[1] . آل عمران/169.
[2] . وسائل الشيعة، ج 2، ص 659.
[3] . غرر و درر، باب موت.
[4] . بقره/38.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
13 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .