عقوبت بداخلاقي و نتيجه خوش اخلاقي

جايگاه فرد بداخلاق درآخرت چگونه است؟

مطابق بعضي از روايات جايگاه فرد بد اخلاق درآخرت، جهنم است ! jpg_12.ملاحظه بفرماييد:
1- امام رضا(ع) از جدش رسول خدا(ص) اين گونه بيان فرموده است:
«عليكم بحسن الخلق فانّ حسن الخلق فى الجنة لامحالة و اياكم و سوء الخلق فانّ سوءالخلق فى النار لامحالة»(بحار. ج 68، ص 386) بر شما باد به كسب خلق زيبا(و برخورد نيك با ديگران) چه اين كه (نتيجه) خوش اخلاقى شما بهشت خواهد بود و دورى گزينيد از بد خلقى و كژخلقى زيرا كه پايان آن حتماً جهنم است.
2- قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: «إنّ العبد ليبلغ من سوء خلقه أسفل درك جهنّم». (المحجة البيضاء 5/ 93)
رسول خدا (ص) فرمود: بنده در اثر بدخوئى به پائين‏ترين طبقات دوزخ مى‏رسد.

همچنين روايات ديگري نيز درمذمت بد اخلاقي وجود دارد كه بعضي از آنها را بيان مي كنيم :
1- قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: «انّ اللّه يحبّ معالى الأخلاق و يكره سفسافها»( ميزان الحكمة، ج 3، ص 146.) خداوند خويهاى والا را دوست مى‏دارد و خويهاى پست را ناخوش مى‏دارد.
2- على(عليه السلام) «عليكم بمكارم الاخلاق فأنها رفعة، و اياكم و الأخلاق الدنية فأنها تضع الشريف و تهدم المجد»( بحارالانوار، ج 75، ص 53.)
در اين حديث شريف، نخست توصيه و سفارش به مكرمت و كرامت اخلاقى شده و از آن به عنوان عامل رفعت انسانى و اجتماعى ياد شده است و در برابر از اخلاق پسند و ناپسند نهى شده و نسبت به آن هشدار داده شده است زيرا طبق اين روايت بد خلقى دو پى‏آمد ويرانگر دارد الف: شرافت انسانى را از او مى‏گيرد. ب: پايگاه اجتماعى او را ويران مى‏سازد.
3- لقمان حكيم به فرزندش مى‏فرمايد: «ايّاك و الضجر و سوء الخلق و قلة الصبر فلا يستقيم على هذه الخصال صاحب»( بحارالأنوار، ج 10، ص 419.) از بى حوصلگى و بد خلقى و كم صبرى بپرهيز كه با داشتن اين صفات بد، دوستى براى تو باقى نخواهند ماند.
سه هشدار اجتماعى در اين رهنمود حكيمانه لقمان بيان شده است:1- بى حوصلگى، نداشتن سعه صدر، نداشتن تحمل و شنيدن حرف و رفتار ديگران. 2- بد خلقى و بد رفتارى اخلاقى، مانند غضبناك شدن، داد كشيدن و بى مهرى به ديگران. 3- كم طاقتى و زود خسته شدن و بريدن درمشكلات زندگى.
4- قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: الخلق السّيّئ يفسد العمل كما يفسد الخلّ العسل.(عيون اخبار الرضا 2/ 37 البحار 73/ 297 مستدرك الوسائل 2/ 338) - رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمودند: بدخوئى، عمل را تباه مى‏كند همان گونه كه سركه عسل را فاسد مى‏سازد.
5- قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: سوء الخلق ذنب لا يغفر و سوء الظّنّ خطيئة تفوح‏ (المحجة البيضاء 5/ 93) - پيامبر خدا (ص) فرمود: بدخوئى گناهى نابخشودنى، و بدگمانى خطائى انتشار پذير است.
6- قال امير المؤمنين عليه السّلام: ربّ عزيز أذلّه خلقه و ذليل أعزّه خلقه. (البحار 71/ 396) - امير المؤمنين (ع) فرمود: بسا عزيزى كه اخلاقش او را ذليل ساخته و بسا ذليلى كه اخلاقش او را عزيز كرده است.
7- عن الصادق عليه السّلام: إنّ سوء الخلق ليفسد الإيمان‏ كما يفسد الخلّ العسل. (الكافي 2/ 321 البحار 73/ 296) - از امام صادق (ع) نقل شده است: بدخوئى، ايمان را تباه مى‏كند همان گونه كه سركه عسل را فاسد مى‏سازد.
8- عن عليّ عليه السّلام: أشدّ المصائب سوء الخلق. (غرر الحكم/ 180) - از على (ع) نقل شده است: سخت‏ترين ناگواريها بدخوئى است.
9- عن عليّ عليه السّلام: من ساء خلقه عذّب نفسه. (غرر الحكم/ 617) - از على (ع) نقل شده است: هر كه بدخو گرديد خود را دچار عذاب كرده است.
10- عن رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: لكلّ ذنب توبة إلّا سوء الخلق. (نهج الفصاحة 2/ 4789) - از پيامبر خدا (ص) نقل شده است: هر گناهى توبه دارد جز بدخوئى!
11- عن عليّ عليه السلام: سوء الخلق شرّ قرين. (غرر الحكم/ 433) - از على (ع) نقل شده است: بدخوئى، بدترين همدم است.
12- عن عليّ عليه السلام: الخلق المذموم من ثمار الجهل. (غرر الحكم/ 46) - از على (ع) نقل شده است: اخلاق ناپسند نتيجه نادانى است.
دو داستان از بد اخلاقي!
1- پيامبر اكرم(ص) هنگامى كه سعد بن معاذ از دنيا رفت به گونه‏اى شايسته و فوق العاده از وى تجليل كردند، با پاى برهنه او را تشييع نمودند، بر پيكر او نماز خواندند و پس از به خاكسپارى دست بر روى قبر او نهادند و دعا كردند. مادر سعد كه اين صحنه‏ها را ديد گفت: «هنيئاً لك الجنة (پسرم! بهشت گوارايت باد!)»
پيامبر(ص) فرمود: از كجا مى‏دانى كه او الآن در بهشت است كه اين گونه داورى مى‏كنى؟!
گفت: يا رسول اللّه آيا با اينهمه احترام و تجليل او بهشتى نيست؟
فرمود: چرا ولى با تأخير، چون در محيط خانواده با اعضاى خانواده كج خلقى مى‏كرد.( ميزان الحكمة، ج 3، ص 154)
2- «گويند شخصى دو دختر داشت كه همزمان به دو شوهر داد، مدتى گذشت مادر آن دختران با خود گفت: به ديدن دخترانم بروم تا از نزديك از اوضاع آنان خبردار شوم، نخست به خانه آن دخترى رفت كه شغل شوهرش سركه فروشى بود، با زندگى جمع و جور و شايسته و داراى امكانات رفاهى مناسب اين دختر روبرو شد و با خود گفت: حتماً زندگى دختر دوم من كه شوهرش عسل فروشى دارد از اين بهتر و پيشرفته‏تر خواهد بود لكن با كمال تعجب هنگامى كه به خانه دختر دوم رفت با زندگى ساده و عقب افتاده و نامناسبى روبرو شد، در فكر فرو رفت و از دختران جوياى علت و دليل شد. آن دخترى كه شوهرش سركه فروشى داشت گفت: مادر، شوهر من سركه ترش را با شيرينى و خوش خلقى و خنده رويى به مشتريان مى‏فروشد از اين رو هر كس از او جنس مى‏خرد شيفته اخلاق او مى‏گردد و ديگران را هم تشويق به سوى او مى‏كند. دختر دوم گفت اى مادر! شوهر عسل فروش من عسل‏ها را با ترشرويى و بد خلقى مى‏فروشد كه هر كس از او يكبار عسل بخرد دوباره از آن بازار عبور نمى‏كند و ديگران را هم از اين جريان با خبر مى‏سازد. مادر دختران رمز و راز پيشرفت و پسرفت آن دو زندگى را دريافت كرد. آرى نتيجه مى‏گيريم كه: «سركه فروش خوش اخلاق بهتر و موفقتر از عسل فروش بد اخلاق است.»

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
18 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .