فرق اخلاق ديني و سکولار

آيا اخلاق فقط با دين ايجاد مي شود ؟ اين همه ادم با اخلاق بي دين!!

با اهداي سلام خدمت برادر عزيز؛
از تفاوت ارزش اخلاق سكولار و اخلاق ديني پرسيده ايد. بايد عرض كنم اينكه مي فرماييد اين همه آدمِ اخلاق مدارِ بي دين اين افرادي كه مي فرماييد كجايند؟ اگر منظورتان شهروندان اروپا و آمريكا است. در آمريكا كه نهايت تمدن است و چندسالي است كه پايان تاريخ را رسماً اعلام نموده اند چند ساعت كه پليس اعتصاب كرد مردم حمله كردند و برخي فروشگا ه ها را غارت كردند. اگر ايشان اخلاق مدارند؛
اين همه دوربين هاي كنترل ترافيك در خيابان ها براي چيست؟ جريمه هاي سنگين و نظارت هاي پيچيده دولت ها روي شهروندان عادي براي چيست؟
چرا بالاترين آمار تجاوزهاي جنسي و سقط جنين عمدتاً متعلق به كشورهاي اروپايي است؟
چرا رقاص خانه ها و كاباره ها و مشروب فروشي ها بيشترين مشتري و درآمد را دارند؟
چرا اين همه فيلم هاي فاسد در اين كشورها به خورد مردم داده مي شود؟ اين ها مصاديق اخلاق ورزي و اخلاق محوري است!؟ استعمار دويست ساله ملت هاي ديگر و به راه انداختن دو جنگ بزرگ جهاني كه طبق آمار حدود 80 ميليون كشته داشته است تنها از ايشان بر مي آمد.
پس انگيزه هاي اخلاقي بودن را سيستم ها و اجبارهاي بيروني بر مردم تحميل مي كنند نه اينكه نفوس انسان ها طالب تعالي و بزرگوار شده باشد.
مثالي بزنم؛ كمترين حد اخلاق و روحيه اخلاقي اين است كه انسان نسبت به انجام بي اخلاقي واكنش نشان دهد و سعي كند اگر مي تواند مانع آن گردد يا لا اقل تذكر دهد حال آنكه يكي از معضلات كشورهاي اروپايي اين است كه مردم كاري به كار همديگر در جرم و جنايت و يا حتي ارتكاب خلاف هاي ساده و روزمره ندارند و نسبت به آن هيچ واكنشي از خود نشان نمي دهند.
از اين مصاديق كه بگذريم، مي پذيرم كه ملل غربي در برخي رفتارهاي اخلاقي مانند راستگويي يا نظم از ملت هاي مسلمان جلوترند. اما مي دانيم اخلاقي بودن و انجام افعال اخلاقي انگيزه مي خواهد. اگر اين انگيزه از ايمان به خدا و قيامت تامين نگردد چه انگيزه ديگري مي تواند انسان را از منافع و لذت شخصي مانع گردد و باعث شود فردي به منافع ديگران بيش از منافع خود بيانديشد؟
مقصد و منطق ايشان از انجام اين رفتارهاي اخلاقي: كه اگر من دروغ بگويم يا به عهدم وفا نكنم ديگري هم همين كار را مي كند و زندگي و رفاه جمعي ما به هم مي خورد پس براي اينكه دنياي بهتري داشته باشم بايد راست بگويم. اين است غايت صداقت و اخلاق ورزي در مغرب زمين؛ رفاه فردي و توسعه اجتماعي بيشتر در همين دنيا. به نظر شما اين هدف براي اخلاق ورزي هدف متعالي و مناسبي است. اين هدف را مقايسه بكنيد با فردي كه براي رضاي خدا و تقرب به او كه غايت همه عالم است از لذتي مي گذرد يا به خلقي خدمت مي كند. آيا نبايد غير از نگاه ظاهر بينانه صرف به رفتار افراد، به هدف و غرض رفتار نيز توجه كرد و آنگاه آن را مورد ارزيابي و ارزشگذاري جامع و تمام عيار قرار داد!؟ شما خود در برخورد هاي روزانه اگر كسي براي شما هديه بياورد ابتدا به غرض او توجه مي كنيد نه به رفتارش. اگر به نظرتان غرض او اين باشد كه فردا از اداره شما وام بگيرد هديه او و عمل اخلاقي او را بي ارزش ميدانيد حتي اگر هديه قابل توجهي باشد. لذا هميشه نيت و غايت فعل است كه ارزش آن را تعيين مي كند. حال چطور در مورد اخلاق غربي ها تنها بايد به رفتار آن ها فارغ از غايت بنگريم و اينطور ارزشگذاري كنيم!؟
علامه طباطبايي ره (كه در آزاد انديشي شهره و سرآمد هم عصران و شاگردان خويش بوده است)در تفسير الميزان اين موضوع را به نحوي ديگر توضيح مي دهند؛اينكه چرا در مغرب زمين مردم برخي رفتارهاي اخلاقي را بهتر و بيشتر از ما مسلمانان رعايت مي كنند. ايشان مي فرمايد: زيرا در تمدن غرب با فرهنگ سازي هاي چند ده ساله فرديت انسان را بزرگ تر كرده و به ملت گسترش داده اند. لذا منِ افراد بزرگ تر شده و منافع ملي را درنظر مي گيرند، آن هم در چه جهتي، در جهت رفاه و زندگي دنيايي بهتر براي هم وطنان خود. لذا اگر دولت به او يا هم وطن او توهين كند ناراحت شده اما اگر دولت او به شهروند كشوري ديگر توهين كند ناراحت نمي شود. اين يعني معيار حق درنظر ايشان، مليت اين افراد است نه انسانيت و عدالت و توحيد. (الميزان،ج4،ص166)
دين هميشه منادي اخلاق بوده و در طول تاريخ هميشه اسطوره هاي اخلاقي افراد ديندار بوده اند. اين مطلبي است كه حتي متفكرين غربي نيز قبول دارند لذا در آمريكا يكي از سياست ها براي كم شدن جرم و جنايت تشويق مردم به شركت در مراسم كليسا و آيين هاي ديني است.
دين بهترين انگيزه را براي اخلاقي زيستن به انسان مي دهد و همچنين بالاترين معرفت را نسبت به اصول و مصاديق اخلاق به بشريت مي بخشد. در مورد انگيزه كه سخن گفته شد اما در مورد كاركرد دين براي معرفت اخلاقي دو مورد مثال مي زنم. همه مي دانند عفت خوب است اما در غرب به خاطر محروميت از معارف وحي در مصاديق عفت دچار خطا مي شوند و مثلاً زني را كه با مرد نامحرم بگويد و بخندد يا ارتباط داشته باشد بي عفت نمي دانند. پس عقل بشر به خودي خود نمي تواند مصاديق بي عفتي و بسياري ديگر از مفاهيم اخلاقي را تعيين كند.
مثال دوم در مورد مروت و جوانمردي است. فردي از امام صادق عليه السلام پرسيد مروت چيست؟ حضرت فرمودند نزد شما چيست؟ عرض كرد يعني اگر به انسان نعمتي رسيد شكر كند و اگر نرسيد صبر كند. حضرت فرمود اين اخلاق كه در حيواناتي چون سگ هم ديده مي شود. مروت واقعي اين است كه اگر به تو نعمتي نرسيد باز شاكر باشي و اگر نعمتي رسيد آن را ايثار كني و به ديگري بدهي. مي بينيد كه باز عقل بشري مصداق متعالي اصول اخلاقي را متوجه نمي شود و اين كاركرد دين براي معرفت اخلاقي بشر است.
در پايان بايد متذكر شد كه نمي توان انكار كرد كه مسمانان از الگوهاي اخلاقي و آرمان ها و اصول ديني خود در حوزه اخلاق بسيار دور افتاده اند و يقيناً با مذمت اخلاق غربي به دنبال تطهير و مبرا دانستن خود از تقصير نيستيم.

دیدگاه ها

با سلام
به نظر من این را هم اضافه کنید که در نقد این گذاره که ***دزدی نکنیم چون دزدی کردن عمومیت میابد و از من هم دزدی میکنند***
میتوان گفت که این معنا را در ضمن خود دارد که:اگر به اندازه ای قدرتمند شدید که دیگران نتوانند از شما دزدی کنند دیگر دزدی نکردن شما دلیلی نخواهد داشت، پس دزدی کردن شما اخلاقی خواهد بود(کاری که قدرت های جهانی انجام میدهند و یا کاری که کمپانی های قدرتمند چند ملیتی انجام میدهند و کسی هم جلودارشان نیست)

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
6 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .