فقر بهتر است يا ثروت مندي

در رابطه با فقر و توانگري و همچنين بحث رزق و روزي چند سوال داشتم: 1. آيا بايد آرزومند توانگري بود يا نه؟؟ 2. آيا از ديدگاه معنوي نيز بايد آرزومند توانگري و ثروت بود يا خير؟؟ 3. فقر فضيلتي معنوي است يا نقصاني معمول و مشترك؟؟ 4. آيا بايد توانگري را موهبتي معنوي پنداشت يا خير؟؟ در ارتباط با سوالات فوق دچار تناقض شده ام راهنمايي کنيد؟

از اعتماد شما به اين مركز سپاس گذاريم.
پرسشگر محترم براي رسيدن به پاسخ به مطالب زير توجه نماييد:
با توجه به اشتراك لفظي كلمه ي فقر در برخي از احاديث ،برداشت صحيحي از اين احاديث نشده است .چرا كه مراد از فقر در آن احاديث فقر ذاتي انسان ها است ،يعني همه ي انسانها ذاتا محتاج خداوند متعال هستند يعني همه ،هم در وجود خود و هم در بقا زندگي شان نياز مند خالق هستي بخش هستند . ودر اين گونه احاديث مراد ، فقر مالي و اقتصادي نيست . از جمله ي اين احاديث «الفقر فخري» يا آيه ي
«يا ايها الناس انتم الفقراء الي الله و الله هو الغنيّ الحميد؛ اي مردمان شما محتاج هستيد به خداوند و خداوند بي نياز پسنديده است. »
اما در بعضي موارد ديگر منظور از فقر همان فقر اقتصادي است .ولي اين گونه نيست كه اسلام انسان ها را به فقر تشويق كند . در اين موارد از سرمستي ثروت و توانگري مذمت شده نه از خود ثروت ؛چرا كه فقر بهتر از سرمستي ثروت و مغرور بودن به مال دنيا است . يعني ضرر توانگري همرا با غرور و خود پسندي بيشتر از فقر بدون غرور است . چنانكه امام على عليه‏السلام مي فرمايند :«زيان فقر ، پسنديده‏تر از سرمستي توانگرى است .»و در واقع بد از بد تر ، بهتر است. و اين گونه نيست كه اسلام فقر را خوب بداند. امام صادق (ع) فرمودند: « كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يكُونَ كُفْرا ـــــ نزديك است كه فقر ، كفر شود». و در حقيقت اسلام فقر را خوب نمي داند .
همچنين در ادامه بايد گفت كه برخي از احاديث هم دستور به عدم دلبستگي به اموال را بيان مي نمايد .اسلام اين دنيا هدف نيست بلكه وسيله اي براي رسيدن به هدف است . اسلام نمي گويد كه فقر گناه است و نمي گويد كه شما مجبوريد كه تروتمند باشيد و فقر را نوعي جنون نمي داند .بلكه وظيفه و رسالت انسان را فرا تر از اين دانسته و او را به هدفي عالي و متعالي رهنمون مي شود. انسان مظهر اسماء الهي است و بايد براي رسيدن به كمال خود را از هر گونه دلبستگي ها به دور سازد و اگر چنين نمايد در اين صورت است كه به مقام جانشيني الهي دست مي يابد و همه چيز در دست او قرار مي گيرد و نه تنها تمام ثروت هاي زمين در اختيارش قرار دارد بلكه حكومت الهي به دست او سپرده مي شود و همه ي اينها فقط با در پيش گرفتن راه ائمه و دوري از دلبستگي به دنيا وهر آنچه در آن است به دست مي آيد. اگر به احاديثي كه در مذمت فقر بيان شده توجه نماييد كاملا اين مطلب روشن مي شود كه آنچه از ثروت و غنا مورد مذمت قرار گرفته وابستگي و دلبستگي به دنيا و سرمستي حاصل از ان است .
در نتيجه عدم دلبستگي به دنيا مورد تاكيد در اسلام است . چرا كه در اثر همين عدم دلبستگي همه به فكر رشد و توسعه ي جامعه و همچنين به فكر فقر زدايي ازبرادران ديني خود نيز بودند .پس هر عيبي كه است از مسلماني ما است و در اسلام عيپ نقص و عيبي وجود ندارد.
و حديثي كه در بالا اورده ايد مويد اين مطالب است «پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :فقر بهتر ازتوانگرى است ، مگر (در مورد) كسى كه غرامت و تاوانى را (از سوى تنگدستى) بپردازد يا در گرفتاريها به ديگران كمك كند .»
يعني اگر شخصي به فكر جامعه و گرفتاري هاي برادران ديني خود باشد براي او توانگري بهتر است . ولي در غير اين صورت فقر براي چنين شخصي بهتر است چرا كه با فقر غوطه ور شدن در لذت ها و بي دردي به سراغ شخص نمي آيد و او هميشه خود را وابسته و محتاج به خداوند مي بيند و از سركشي نفس به اين طريق كاسته مي شود.
اما در مورد بي كاري و بي عاري جامعه بايد گفت كه در اسلام از هر گونه تنبلي و سستي نهي شده و بيكاري مورد مذمت قرار گرفته است . اسلام به طرق مختلف مسلمانان را هم در بعد فردي و هم در بعد اجتماعي به توليد ثروت دعوت كرده است. رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: به دنبال روزي حلال رفتن بر هر زن و مرد مسلماني واجب است.( جامع الاخبار، ص 139)
از اين حديث تساوي زن و مرد در توليد ثروت فهميده مي‌شود. توليد ثروت اختصاص به مردها ندارد. پويايي و حيات جامعه در پرتو استقلال اقتصادي و ثروتمند بودن آن است. نيازمندي مساوي با اسارت و بردگي است. از اين رو حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: « فقر و تنگدستي مرگ بزرگ‌تر است . » و نيز اسلام اجازه نمي‌دهد كه غير مسلمان بر مسلمان تسلط داشته باشد.( نساء، 141،و لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا)
اين هدف زماني تأمين مي‌گردد كه مسلمانان دست به سوي بيگانگان دراز نكنند و از استقلال اقتصادي برخوردار باشند. توليد ثروت سبب ساز اين مقصود است. به سخن شهيد مطهري: «هدف‌هاي اسلامي بدون اقتصاد سالم و نيروي مستقل اقتصادي ميسر نيست»( نظري به نظام اقتصادي اسلام، ص 26)
در اسلام اقسام گوناگون توليد ثروت، مانند كشاورزي، دام داري، صنعت و غيره توصيه شده است. اين كه پيامبر اسلام بر دستان پينه بسته كشاورز بوسه مي‌زد، نشانگر اهميت توليد در جامعه اسلامي است.
با مراجعه به سيره معصومين (ع) در مي‌يابيم كه آنان نيز براي توليد ثروت مي‌كوشيدند. روايت شده است كه در آمد اميرالمؤمنين (ع) از محصولات كشاورزي چهل هزار دينار بود.( قمي ، شيخ عباس، سفينة البحار، ج 8، ص 137)
در روايتي ديگر نقل شده است كه در آمد فدك در يك سال بيست و چهار هزار دينار بود و در روايت ديگري هفتاد هزار دينار نقل كرده‌اند.) همان، ص 138)
به احاديث زير توجه نماييد:
1-سليمان بن معلي بن خنيس مي گويد: من روزي نزد امام صادق عليه السلام بودم كه حضرت از زندگي ميدي پرسيد كه حالش چگونه است؟ در پاسخ به او گفته شد: او گرفتار فقر و تنگ دستي شده است. حضرت پرسيد پس اين روزها او چه كار مي كند؟ در پاسخ گفته شد: در خانه مشغول بندگي پروردگارش است. امام عليه السلام پرسيد: پس زندگي او از كجا تامين مي شود؟ گفته شد: به وسيله برخي از برادران مومنش. امام عليه السلام فرمود: به خدا سوگند آن كسي كه زندگي او را تامين مي نمايد، عابدتر است.
۲-پيامبر اكرم صل الله عليه و آله فرمود:
العباده سبعون جزء افضلها طلب الحلال. (وسائل الشيعه، باب ۴، ص ۱۳، ح ۱۵)
پيامبر صل الله عليه و آله فرمود: عبادت هفتاد نوع است كه برترين آنها، طلب روزي حلال است.
۳-امير مومنان علي عليه السلام فرمود:
ان الله يحب المحترف الامين. (همان، ح ۱۴)
خداوند انسان داراي شغل و حرفه و درست كار را دوست دارد.
۴-امير مومنان عليه السلام خطاب به فرزندش محمد حنفيه فرمود:
يا بني اني اخاف عليك الفقر فاستعذ بالله منه، فان الفقر منقصخ للدين، مدحشه للعقل، داعيه للمقت. (نهج البلاغه، كلمات قصار، ص ۱۲۲۸، ش ۳۱۱)
اي فرزندم! من براي تو از فقر و تنگدستي مي ترسم، پس از شد فقر به خدا پناه ببر، زيرا فقر موجب كمبودي و نقصان دين و سرگرداني عقل و موجب دشمني هاست.
۵-و فرمود:
الفقر يخرس الفطن عن حجته. (همان، ص ۱۰۷۹، ش ۳)
فقر و تنگ دستي، انسان زيرك را از حجت و برهانش گنگ مي گرداند.
در نتيجه اين گونه نيست كه اسلام انسان ها را به فقر و بيكاري دعوت كند و به گونه اي كه جامعه ي اسلامي در عرصه ي بين المللي ضعيف باشد .بلكه تاكيد اسلام هميشه بر اقتدار جامعه ي اسلامي و حفظ قدرت و عزت آن است . به طوري كه در صدر اسلام ،با وجود اين كه مسلمانان هيچ گونه ثروت اي نداشتند ولي با سعي و تلاش خود و با اتكا به نيروي ايمان ،هر روز بيشتر و بيشتر با قدرت بيشتري در عرصه حضور پيدا كردند.(در صورتي كه در صدر اسلام هيچ منبع مالي براي مسلمانان نبود _مثل منبع نفت و ..._ و آنان با سعي و تلاش خود رشد كردند .)
و در آخر بايد گفت كه :
اسلام با توانگري و يا آرزوي توانگري مخالفتي ندارد به شرطي كه انسان توانگر مغرور و سرمست و دلبسته به داشته هايش نباشد و در مواقع ضروري بتواند از آنچه كه دارد در راه خدا هزينه نمايد. اگر انسان اين شرايط را داشته باشد دست يابي به ثروت براي او ،مانع رسيدن به اهداف متعالي و كمال نيست . و دست يابي به ثروت در اين صورت نه تنها مذموم نيست بلكه بسيار خوب و پسنديده است.اما در غير اين صورت (فريب داشته ها را خوردن و فرو رفتن در غفلت و دوري از ياد خدا و هدف الهي)ضرر فقر كمتر از توانگري و سرمستي حاصل از آن است و مي توان گفت فقر موهبتي الهي است ، همان طوري كه گاهي ثروت نوعي عذاب الهي است ،چرا كه شخص با غوطه ور شدن در انواع لذت ها ،بيشتر و بيشتر دچار غفلت و دوري از ياد الهي مي گردد و همين امر باعث خسران و عاقبت به شري او مي شود.
منتظر مكاتبات بعدي شما هستيم.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
5 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .