فلسفه انتظار

چرا در شيعه به انتظار اهميت زيادي داده شده؟فلسفه انتظار چيست؟

انتظار فرج در واقع، انتظار حكومت جهانى اسلام است، انتظار تشكيل حكومت توحيدى در سطح جامعه انسانى است، انتظار تحقق عدالت در اجتماع است، انتظار وراثت زمين و دولت مؤمنان و موحدان است. بنابراين «انتظار» به معناى «نشستن و دعا كردن» نیست؛بلکه «برخاستن و دعا كردن است.
مسلمانان عموماً و شيعيان خصوصاً منتظرند كه سراسر كَيتي را عدل و علم و توحيد و ايمان و برابري و برادري فراگيرد و آن رهبري كه وعدة ظهور او در قرآن و صدها حديث معتبر وارد شده است ظاهر شود و آئين توحيدي اسلام را كه در شرق و غرب جهان وارد شده است گسترش دهد و امت واحد حكومت واحد، قانون واحد، نظام واحد، تمام افراد بشر را متحد، همصدا، همقدم و به هم پيوسته سازد. اين عقيده به ظهور مصلح منتظر، حضرت مهدي موعود چنانكه در روايات به آن اشاره شده است شيعه را در جريان زمان براي مقاومت در برابر صدمات و لطماتي كه بر هر دعوتي وارد مي شد و آن را متلاشي مي كرد, پرورش داد و فكر شيعه را كه فكر خالص اسلامي است و جامعة شيعه را از زوال و انقراض نگاه داشت و تا امروز اين فكر و اين عقيده و ايمان عامل بقاي شيعه و پايداري و استقامت اوست. آن شيعياني كه با آن وضع جانگزاي حكومت بني اميه و بني عباس روبه رو شده بودند_ كه تمام حيثيات و شؤون ظاهري و اجتماعي آنها الغا شده و از همة مشاغل محروم و در همه جا مورد تعقيب و زير نظر جاسوسان حكومت قرار گرفته و كمترين مجازات آنها زندان بود تا مجازات هاي شديد از بريدن دست، پا، زبان و بيني و شكنجه هاي غير قابل تحمّل ديگر_ اگر منتظر و آينده بين نبودند و اعتقاد به پيروزي حق و عدالت و شكست باطل و ستم نداشتند, هرگز برايشان حال مقاومت باقي نمي ماند و همه حتي در دل شكست خورده و تسليم مي گشتند و از دگرگون شدن اوضاع و عوض شدن و ورق خوردن صفحة تاريخ نا اميد مي گرديدند و ريشة هر نهضت و حركت و پايداري در آنها خشك مي شد. اما پيامبر اكرم و حضرت علي(ع) وعده داده و قرآن مجيد نيز بشارت داده است كه اين دين پايدار مي ماند و اين راه بسته نمي شود و اين نزاع و نبرد حق و باطل با غلبة ظاهري جبّاران تاريخ( مانند يزيد و وليد و زياد و حجاج و هارون و ديگران) پايان نمي پذيرد.
در مجموع مي توان به تمامي سوال هاي شما چنين پاسخ داد كه:

انتظار ظهور، فوايد و آثار فراواني دارد كه اگر ظهور هم اتفاق نيفتد، منتظر از آنها بهره مي برد. در ذيل به پاره اي از آثار انتظار اشاهر مي كنيم:
1. ايجاد اميد و نشاط: منتظر ظهور امام است، اعتقاد دارد كه هر زمان ممكن است فردي قيام كند و تمام سختي ها را رفع نمايد. لذا اميدوار است و در سخت ترين لحظات زندگي، دچار نااميدي و يأس و روي آوردن به افيون يا خودكشي نمي شود؛ چون معتقد است «الفرج بعد الشده؛ گشايش، بعد از گرفتاري است.»(ميزان الحكمه، ج3، ص2386)
2. غرق نشدن در فساد جامعه: منتظران با امام رابطه معنوي دارند و مي دانند اگر امام بيايد با بدي ها مقابل خواهد كرد. لذا هرگز در گناه، همرنگ جماعت نمي شوند و حتي در صورت تنهايي هم پاك و سالم زندگي مي كنند.
3. مبارزه با ظلم و نپذيرفتن آن: آن كسي كه هر زمان منتظر ظهور قائم عدل و انصاف است هرگز در مقابل ظلم سرخم نمي كند، از مبارزه با ظلم خسته نمي شود و تسليم جور نمي گردد.
البته بايد گفت كه اين فوايد و صدها فايده ديگر انتظار، ساخته پرداخته فكر ما نيست، بلكه بسياري متفكران دنيا نيز بدان معترف اند، مثلا دارمستر، شرق شناس معروف فرانسوي مي گويد: « وقتي من ديدم مردم حله هر جمعه اسبي را آماده كرده، به صحرا مي برند تا امامشان ظهور كند، فهميدم همه مردم اين شهر را با جنگ و خونريزي مي توان كشت اما نمي توان تابع و تسليم خود كرد.»(مجله تخصصي انتظار، ش1، ص86و87؛ مقاله نگاهي دوباره به انتظار1، مجيد حيدري نيك، با كمي تصرف.)
در كنفرانس صهيونست ها در اسرائيل به اين نتيجه رسيدند كه عامل بقاي تمدن شيعه و پويايي آن، اعتقاد به قيام سرخ(عاشورا) و انتظار سبز است. اين اعتراف 300 شيعه شناس است كه اين قدرت را براي عقيده به انتظار بيان مي كند.(همان، ش5، مقاله مهدي انكاري، انتظار ستيزي، محمدصابر جعفري، با كمي تصرف)
نويسنده اي مي گويد: علت به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي ايران و نبود مشابهي براي آن در ساير كشورهاي اسلامي و غيراسلامي، اين است كه آنها به امام غايب و انتظار عقيده دارند.
نويسنده ديگري مي گويد: در اكثر انقلاب هاي مسلمانان، ريشه مهدويت را مي توان يافت.
بنابراين، انتظار به خودي خود منشأ بسياري از فوايد است كه اگر به ظهور هم نينجامد، آن فوايد نصيب منتظران مي شود.
علاوه بر اينها انتظار خود يك عمل عبادي بلكه به تعبير روايات، برترين اعمال است. در روايات آمده: كسي كه منتظر باشد و در حال انتظار از دنيا برود مانند كسي است كه در كنار قائم ما در چادرش است.(كافي، ج5، ص23) پس مانند يك عمل عبادي اجر و ثواب فراواني دارد.
لذا اين تصور صحيح نيست كه بگوييم: منتظر، بي بهره وناكام از دنيا مي رود و ... .

البته گاهي يك انتظار ويرانگر و بازدارنده اي نيز در ميان برخي بروز كرده كه موجب انزوا، گوشه نشيني و عزلت مي گشته و جامعه را به سمت سكوت، دعا و ... مي كشانده است.

اين نوع انتظار حاصل برداشت اشتباه از انتظار بوده كه آن را، انفجاري مي دانست كه ناشي از گسترش و اشاعه ظلم و ستم، فساد و حق كشي و ... است.

بر اساس اين ديدگاه، هر گناه و فساد و يا سكوت در برابر ظالمان و تجاوزگران، ظهور را نزديك مي سازد؛ پس بايد به گوشه اي خزيد و منتظر بود. اين نوع برداشت از انتظار، منجر به تعطيلي حدود و مقررات اسلامي شده و نوعي اباحي گري است كه به هيچ عنوان با موازين اسلامي و قرآني موافقت ندارد.

پس بي توجهي به انتظار يا داشتن انتظار منفي، ويرانگر و مخرب داراي ضررهاي فراواني است كه انقلاب اسلامي ايران، خط بطلاني بر اين نوع نگرشها كشيد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .