قدرت طلبي و سلطه جويي

سلام من آدم سلطه جويي هستم راهكار ميخواستم؟

افتادگي آموز اگر طالب فيضي
هرگز نخورد آب زميني كه بلند است
پرسشگر گرامي، ارتباط چندباره شما با اين مركز، گوياي اعتماد ارزشمنديست كه به پاسخ محققين آن داريد، قدر اعتماد شما را دانسته و اميدواريم راهنماي خوبي برايتان باشيم.
همانگونه كه مي‌دانيد اقتدارطلبي افراطي و سلطه‌جويي، سوء استفاده از قدرت است. پديده اي است تكراري كه در آن قوي بر ضعيف حاكم است.در آيات و روايات، شايد ظلم و جور نزديك‏ترين واژه به سلطه جويي باشد. در عرف مردم نيز واژه قلدريي به اين صفت اطلاق مي‌گردد. در ادامه ي پاسخ به سؤالتان، كمي در مورد خصوصيات فرد سلطه‌جو با شما سخن مي‌گوييم و به علت‌شناسي اين ويژگي شخصيتي خواهيم پرداخت، سپس نكاتي در برخورد با اين افراد تقديمتان خواهيم نمود.
خصوصيات فرد سلطه‌جو
انسانهاي سلطه جو به واقع زندگي خوبي ندارند و همواره ناشاد و عبوس به نظر مي رسند. اين افراد گاهي اوقات از افسردگي رنج مي برند. سلطه‌جوي مي تواند به سه نوع كلامي، جسمي يا رواني باشد. سلطه‌جويان، كساني را كه نمي توانند از خود دفاع كنند، مكرر مورد طعنه، ناسزا، آزار، تهديد و تمسخر قرار مي دهند. آنان ممكن است قربانيان خود را با القاب نامناسب صدا بزنند، ظاهر و رفتار آنها را مسخره نمايند، ادايشان را درآورند، آنان را از زمين بازي بيرون كنند و خوراكي، پول يا ديگر وسايلشان را بدزدند يا به زور بگيرند.
بعضي اوقات، قربانيان مورد تهاجم فيزيكي سلطه‌جويان نيز قرار مي گيرند؛ مثلاً ممكن است لگد يا كتك بخورند، هل داده شوند، يا در اتاق حبس گردند. نوع زيركانه و غيرمستقيم سلطه‌جوي كه در دختران شايع است، بي اعتبار بودن ديگران است. كوچك كردن اطرافيان با شايعه پراكني، پخش دروغهاي كينه توزانه، سخن چيني، فاش كردن رازهاي ديگران، پخش نوشته هاي زشت، طرد نمودن، بي اعتنايي و كنار گذاشتن از فعاليتهاي گروهي مي تواند از اين نوع سلطه‌جوي ها باشد.
پسران بيشتر با تهديد و آزار، سلطه‌جوي مي كنند، اما استفاده از آزار كلامي و رواني در دختران سلطه‌جو شايعتر است. سلطه‌جوي كلامي يا رواني مي تواند به اندازه انواع جسماني آن آسيب زننده باشد، بلكه بيشتر.
افراد سلطه‌جو اغلب نترس و تهاجمي اند و متكي به نفس به نظر مي رسند. آنان مشهور و حتي نزد عده اي محبوب هستند و اغلب گروهي از هوداران آنان را همراهي مي كنند. مهارتهاي اجتماعي، توانايي مديريت، مهارت دوستيابي و جاذبه اي كه هواداران را دورشان جمع مي كند، در آنان فراوان است. به همين سبب ممكن است حتي مورد تحسين يا غبطه نيز قرار گيرند. آنها پرانرژي، پرخاشگر، مزاحم و قانون شكن هستند و رفتارهاي ضد اجتماعي انجام مي دهند.
شرمندگي و احساس گناه در افراد سلطه‌جو ديده نمي شود و نسبت به ديگران احساس همدردي ندارند. به قدرتهاي خود متكي هستند و دنبال نشانه هاي ضعف و انفعال در ديگران مي گردند تا قربانيان خود را انتخاب نمايند. ممكن است ايجاد اضطراب در قرباني، تحسين شدن ضمني توسط تماشاگران و پاداشهاي عيني مانند پول و وسايلي كه دزديده شده است، براي شخص سلطه‌جو لذتبخش و همراه با احساس قدرت باشد. آنها راه خود را مي روند، براي هر موضوع پاسخ در چنته دارند و ماهرانه خود را از مخمصه ها نجات مي دهند. سلطه‌جويان اغلب موفق مي شوند، بنابراين به روش خود ادامه مي دهند. (روزنامه قدس، 26/4/1389)
علت‌شناسي شخصيت سلطه‌جو
طبق متون اسلامي، مهم‏ترين ريشه‏هاى سلطه‌جويي عبارت است از: عجب، كبر، غضب، فخر، احساس نياز به سلطه‌جويى، شجاعت دانستن سلطه‌جويى، غفلت از سلطه و قدرت الهى، ضعف و بيچارگى خود و غفلت از فرجام بد دنيوي و أخروي اقتدارطلبي.
پايه سلطه جويي از كودكي گذاشته مي شود، بنابراين اگر بچه اي پا به زمين كوبيد، سروصدا به راه انداخت، گريه كرد و از هر راهي خواست به مقصودش برسد و والدين از او تبعيت كردند، به لحاظ شخصيتي گام در راهي ناسالم گذاشته اند كه كودك را به سلطه جويي رهنمون مي‌شود، بنابراين بايد با هر عمل او كه موافق نيستيد، «نه» قاطعانه اي بگوييد.
ممكن است او رنجيده خاطر و ناراحت شود، اما بايد با شجاعت، صراحت و قاطعيت جلوي تخريب شخصيت او را از همان دوران كودكي گرفت، به شرط آنكه در اين راه از حربه خشونت استفاده نشود و غيرمستقيم و با حفظ آرامش او را از راهي كه مي خواهد برود منصرف نمود.
محيطي كه در آن حس رقابت، تحقير، تبعيض، حسادت و تنفر از يكديگر وجود دارد مساعدترين محيط براي رشد حس سلطه جويي و قدرت طلبي است. لذا والدين بايد مراقب شيوه برخورد خود با فرزندان و همسرشان در محيط خانواده باشند.
طبق نظريه «اريك برن»، روانشناس مشهور، سه «من» در هر فردي وجود دارد: «من والد»، «من كودك» و «من بالغ». برخي از افراد كه بر آنها «من والد» غلبه دارد به طور مرتب دستور مي دهند، امر و نهي مي كنند، به سرزنش اطرافيان مي پردازند و با قدرت طلبي مي خواهند نظر خود را به ديگران تحميل نمايند.
در اين گونه افراد «من كودك» نمودي ندارد، زيرا در «من كودك» رفتار احساسي، شادماني، لجبازي و نظاير آن بيشتر به چشم مي خورد، در حالي كه اين افراد تنها در پي آن هستند كه ديگران را تحت نفوذ خود درآورند و با جذبه، مقتدر و فاقد هر گونه مهرباني به نظر برسند. افراد سلطه جو «من بالغ» كه پلي بين «من كودك» و «من والد» مي زند را نيز آلوده مي كنند، چون «من والد» فردي منطقي و متعادل است كه مي تواند در تصميم گيريها و تصميم سازيها تشخيصي درست داشته باشد.
از نگاه فرويد تجاوز و خشونت طلبي ريشه درغريزه مرگ (death instinct) دارد. در واقع هر انساني در عين حال كه تمايل دارد در لذت زندگي كند به نابودي نفس خويشتن نيز روي مي آورد. اما از آنجا كه هيچ انساني جرات رويارويي مستقيم با مرگ را ندارد «اراده خود شكني» خود را به ديگران منتقل مي كند و همين امر موجب تجاوزطلبي و پرخاشگري مي شود. روان تحليلگران در تحليل ميل به تسلط و رفتار اقتدارگرايانه معتقدند كه چنين رفتار يا ميلي مي تواند «از يك سوناشي از اراده واقعي فردي زورمند و نيرومند به اعمال قدرت باشد يا اين كه از ضعف رواني، آشفتگي دروني، عدم قابليت در تسلط بر خود يا جلب احترام ديگران سرچشمه بگيرد كه در پس رفتار مخالفي پنهان شده باشد.» (فتحي، مقدمه اي بر روان شناسي سياسي ، ۸۵، ص۷۱).
برخي همچون آدورنو و همكارانش ريشه هاي اقتدارطلبي را رواني مي دانند و برخي نيز افراط در خصوصياتي همچون تشريفات گرايي (conventionalism)، اطاعت استبدادي (authoritarian submission)، تجاوز استبدادي (authoritarian aggression)، رفتار قالبي (stereotypy) و بدبيني (cynicism) را از خصوصيات بارز شخصيت اقتدارطلب برمي شمارند. به طور متداول افراد اقتدار طلب نسبت به من و هويت خود به ديده ترديد مي نگرند و از آنجا كه از ثبات دروني برخوردار نيستند تلاش مي كنند خود را به قالب هاي بروني شبيه كنند.
برخي از روان تحليلگران همچون آلفرد آدلر ريشه تجاوزطلبي، خشونت و قدرت طلبي را در پديده جبران (compensation) جستجو مي كنند. آدلر معتقد است احساس كهتري (inferiority feeling) خواه در قالب جسمي، رواني و اجتماعي موجب مي شود كه فرد درصدد جبران برآيد و براي حصول برتري (superiority) تلاش نمايد. نمونه بارز براي نظريه آدلر را مي توان در زندگي تئودور روزولت مشاهده كرد. روزولت در دوران كودكي به لحاظ جسماني ضعيف بوده و همين نقص موجب شد كه وي از طريق يك برنامه ورزشي نظام دار، ضعف خود را جبران و برتري خود را در كسب پست رياست جمهوري آمريكا نشان دهد.
در اين ميان آدلر در كنار احساس كهتري از مفهوم عقده كهتري (inferiority complex) نيز سخن به ميان مي آورد.
آدلر معتقد است هرگاه احساسات كهتري درفرد به طور بيمارگونه تشديد شود، عقده كهتري به وجود مي آيد. ريشه چنين عقده اي را مي توان در پذيرش افراطي كودك يا طرد وي توسط والدين جستجو كرد.
به اعتقاد آدلر افراد ناز پرورده در دوران بزرگسالي به افرادي مستبد و خود راي تبديل مي شوند و افرادي كه در دوران كودكي مورد طرد واقع شده اند در بزرگسالي به دشمنان اجتماع تبديل مي شوند و همواره تلاش مي كنند به انتقام جويي از ديگران بپردازند. همچنين آدلر معتقد است خشونت و خودكامگي در واقع نشانه جبران تشديد احساس كهتري است.
برخي سلطه‌جوها دچار اختلال بيش فعالي كم توجهي (ADHD) هستند. برخي نيز در منزل مورد سوء رفتار قرار دارند و همين باعث مي شود ديگران را مورد سوء رفتار خود قرار دهند. در خانواده سلطه‌جوها تنبيه بدني، سابقه سلطه‌جويي در والدين، مشكلات زناشويي، پرخاشگري و عصبانيت‌هاي مهار نشده شايع است. سلطه‌جوها برخلاف ظاهر مطمئني كه دارند، درصد بالايي از اختلالات خلقي (تقريباً برابر با ميزان اختلالات خلقي در قربانيان سلطه‌جويي) گزارش شده است. برخيسلطه‌جوها ممكن است اعتماد به نفس پايين داشته باشند و تنبل، كند ذهن و ابله به نظر برسند.
درمان سلطه جويي
بدون ترديد اگر خودپسندي و سلطه جويي يك بيماري فكري است كه در عمل خود را نشان مي دهد و چنين نيز هست، بايد راه درماني براي آن باشد. در كلمات و حكمت هاي امام علي عليه السلام درمان اين معضل نيز مطرح شده است كه به نمونه هايي از آن اشاره مي كنيم: 1. يادآوري مرگ و اينكه انسان در برابر آن، قدرت كمترين ايستادگي و مقاومت را ندارد(1). 2. يادآوري قبر و گور كه بايد آدمي فخر فروشي و تكبر را كنار نهد و به قبر و محدوديت در آن بينديشد.(2) 3. تفكر در گذشته و آينده؛ اينكه از چه پديد آمده و چه خواهد شد.(3) 4. تأمل در بزرگي و عظمت خدا. خدايي كه شكوه فرمان روايي و قدرت و توانايي اش بيش از هر خودپسند و مغروري است و هر سركش و متكبري را مي تواند مهار كند.(4)(ر.ك: گلبرگ، آبان1385، شماره80، استكبار شناسي)
موفق و مويد باشيد، بازهم با ما سخن بگوييد.
پي نوشت
1. نهج البلاغه، حكمت 454.
2. همان، حكمت398.
3. همان، حكمت126.
4. همان، نامه ي 53.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .