ماهیت شیطان

آيا شيطان موجودي داراي جسم يا روح يا اصلاً فقط چيزي است كه انسان را وسوسه مي كند. در مورد اين مورد مقداري توضيح دهيد.

1ـ ابليس، فردي از جنّ است.
آيات به صراحت بيان نموده اند كه ابليس، فردي از نوع جنّ است ؛ و نوع جنّ موجوداتي هستند كه فرد نخستشان از آتش آفريده شده است. همچنين قرآن كريم صراحت دارد كه جنّها و از جمله ابليس، موجوداتي هستند مكلّف ،كه هم مومن دارند هم كافر؛ و ابليس از كفّارشان مي باشد. همچنين در قرآن كريم تصريح شده كه ابليس قبل از آدم(ع) وجود داشته.
دقّت شود كه كفّار جنّ، زيادند، كه همگي را شيطان گويند. لذا ابليس، يكي از شياطين جنّي، و البته رئيس همه ي آنهاست. همچنين توجّه شود كه گاه لفظ شيطان، به انسانهاي تابع ابليس و حيوانات موذي و بلكه هر موجود موذي نيز اطلاق مي شود.

2ـ ابليس همكار و فرزنداني نيز دارد.
خداوند متعال مي فرمايد: « يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ »؛« اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اينكه او و همكارانش شما را مى ‏بينند از جايى كه شما آنها را نمى‏بينيد؛ (امّا بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏ آورند! » (الأعراف:27)
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني‏ وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً »؛«به ياد آريد زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده كنيد! آنها همگى سجده كردند جز ابليس، كه از جنّ بود، و از فرمان پروردگارش بيرون شد. آيا او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مى‏كنيد، در حالى كه آنها دشمن شما هستند؟! چه جايگزينى بدى است براى ستمكاران» (الكهف:50)
اين آيات شريفه به وضوح بيان مي كنند كه ابليس تنها نيست؛ بلكه فرزنداني هم دارد كه او را در شيطنت نمودن كمك مي كنند. لذا در بسياري از آيات، سخن از شياطين است. حال بگذريم از اينكه شياطين انس هم كمك او مي كنند. نيز طبق آيات يقين داريم كه جنّها بسيار سريع الانتقال مي باشند.
در روايات نيز به صراحت تمام ذكر شده كه تعداد شياطين جنّي، چندين برابر بني آدم مي باشند؛ تا آنجا كه در اطراف هر انساني چندين شيطان پرسه مي زنند و هر گاه فرصتي بيابند ضربه وارد مي كنند.

3ـ جنّ در قرآن و روايات
آنچه از آيات و روايات درباره ي جنّها مي توان به دست آورد اين است كه:
1. جنها موجوداتي زنده اند.
2. مثل انسان داراي قوه درك قوي هستند.
3. مثل انسان مكلفند و رسولاني از جن و انس بر آنها فرستاده شده است و پيامبر ما و ائمه اطهار(ع) نبي و ائمه آنها نيز هستند.
4. مي توانند به اشكالي متمثل شوند.
5. جنها انواع مختلفي دارند كه برخي از آنها مثل حيوانات كم شعورند.
6. غذا مي خورند.
7. زاد و ولد و تناسل دارند.
8. مي ميرند.
9. براي آنها نيز آخرت و بهشت و جهنم وجود دارد.
10. در دنيا نيز خوشي و ناخوشي و لذت و درد دارند.
11. جسماني هستند ولي جسم آنها نامرئي است.
12. في الجمله با انسانها مي توانند ارتباط برقرار كنند.
13. مي توانند في الجمله بر امور انسانها تأثير بگذارند و مي توانند به انسان آسيب هاي مالي يا جاني وارد كنند كما اينكه انسانها نيز في الجمله مي توانند به آنها ضرر وارد كنند. در اين مورد مي توانيد به آيات حجر/27؛ الرحمن/15، 33، 39، 56 و 74؛ انعام/100، 112، 128 و 130؛ اعراف/38 و 179؛ كهف/50؛ نمل/39؛ سباء/12 و 14؛ فصلت/25؛ احقاف/29؛ ذاريات/56؛ جن/1، 5 و 6؛مراجعه فرماييد.
طبق آيات قرآن كريم ، انسان از خاك(جامد) آفريده شده است ولي در وجود او هم آب(مايع) است هم هوا(گاز) و هم آتش(انرژي) ؛ ولي از آن جهت كه در وجود مادي انسان خاك غلبه دارد و مادّه اصلي اوست؛ گفته مي شود كه انسان از خاك است يا گفته مي شود از گِل آفريده شده است. البته مراد از غالب بودن ، غلبه در جرم نيست ؛ بلكه مقصود اين است كه خاك مادّه ي اصلي بدن انسان مي باشد و آب نقش پيوند دهنده بين موادّ را دارد ؛ لذا برآيند حاصل از آب و خاك به صورت بدن جامد در آمده است. در جنّها نيز مادّه ي غالب آتش(انرژي) است لذا ممكن است در وجود آنها نيز ساير عناصر اربعه ي كلي يعني خاك(جامدات)، آب(مايعات) و هوا(گازها) وجود داشته باشند. ولي از آنجايي كه مادّه ي غالب بدن جن از آتش(انرژي) است چندان تحت تأثير جاذبه نيستند و از قدرت نفوذپذيري و تحرّك بالايي برخوردارند؛ امّا اينكه جسم آنها به چه كيفيتي است نظريه مستدلي در دست نيست و نظرات در اين باره از حدّ فرضيّه فراتر نمي روند ؛ كه متعاقباً به آن پرداخته خواهد شد .
در مورد غذاي آنها نيز، در روايات آمده است كه آنها از استخوانها و سرگين چهارپايان استفاده مي كنند.(بحارالانوار، ج60، ص72 و 73 حديث19، و ص82 حديث38) باز در روايتي از امام سجاد(ع) آمده است كه «استخوان را از گوشت خالي نكنيد كه براي جنّها در آن نصيبي باشد و اگر استخوان را از گوشت پاك كنيد چيزي از خانه ي شما مفقود مي شود كه بهتر از آن گوشت است.»(بحارالانوار، ج63، ص427).
برخي بزرگان گفته اند كه جنّها از بوي استخوانها استفاده مي كنند و حيوانات جنّها از بوي سرگين حيوانات ما بهره مي برند.( بحارالانوار، ج60، ص 73 ). بنابراين مي توان حدس زد كه غذاي جنّها از جنس گاز است چون بو از سنخ گاز است ؛ و از غذاهاي جامد يا مايع استفاده نمي كنند و اين با لطافت جسم آنها سازگار مي باشد. البته بعيد نيست كه غير از بوي استخوان و سرگين ، در بين خود نيز غذاهايي داشته باشند و شايد از حيوانات جنّ نيز به عنوان غذا استفاده كنند ؛ همچنين ممكن است گياهاني نامرئي نيز وجود داشته باشند كه حيوانات آنها از آن استفاده كنند ؛ والله اعلم.
عذاب آنها نيز مي تواند متناسب با جسم آنها باشد مثلا ممكن است آنها نيز بيماريهاي خاص خود را داشته باشند و برخي چيزها به آنها آسيب برسانند.مثلا از آيه ي 18 حجر و 10 صافات و 9 جن استفاده مي شود كه شهابها مي توانند به جنّها آسيب برسانند. در آخرت نيز عذابهايي براي جنّهاي كافر و گناهكار وجود دارد كه يكي از آنها آتش است(ر.ك: اعراف/38 و 179 و سباء/12).البته برخي شبهه كرده اند كه آتش بر جنها كه از آتشند نبايد اثر كند ؛ امّا اين سخن باطل است چون مادّه ي اوليه آنها آتش است نه اينكه خود نيز آتش باشند. همان طور كه انسان از خاك آفريده شده است ولي خودش خاك نيست. ثانيا آتش جهنّم علاوه از جسم ، روح و فؤاد را هم مي سوازند.(همزه/6)
حاصل كلام اين كه جنّها نيز مثل انسانها هم بدن مادّي دارند هم روح مجرّد (غير مادّي) ؛ با اين تفاوت كه بدن مادّي آنها براي انسان قابل رؤيت نيست ؛ كه البته اين امر عجيبي نيست ؛ چون حواسّ انسان تنها بخش ناچيزي از امور مادّي را ادراك مي كند و بسياري امور هستند كه ديگر موجودات حسّ مي كنند ولي بشر قادر به احساس آنها نيست. بر اين اساس ، مرگ جنّها نيز مثل مرگ بشر ، به معني مفارقت روح از بدن مادّي مي باشد. پس همانگونه كه هر انساني در آخرت با بدن خود محشور مي شود ، جنّها نيز بدن خاصّ خودشان را خواهند داشت. كما اينكه جنّها بهشت و جهنّم و نعمتها و عذابهاي متناسب خودشان را خواهند داشت ؛ همانگونه كه الآن آنها هم با ما در زمين سكونت دارند ؛ ولي غذاها و دردها و لذّات مخصوص خودشان را دارند. بنا بر اين لزومي ندارد كه آنان براي ورود به بهشت يا جهنّم ، بدني غير از بدن خودشان داشته باشند.

4ـ نظرات در باب ماهيّت جنّها
امّا در مورد ماهيّت بدن مادّي جنّها برخي بر اين باورند كه بدن آنها حالت گسترده دارد ؛ يعني اجزاء آن مثل اجزاء گازها دور از هم مي باشند ؛ لذا مثل گازها ديده نمي شوند ؛ امّا گاه اين قدرت را پيدا مي كنند كه بدنهاي خود را فشرده ساخته و بدني ابر مانند يا حتّي جامد براي خود ايجاد نمايند. امّا تا كنون كسي نتوانسته است چنين فرضيّه اي را اثبات نمايد. البته مشاهدات برخي كه ادّعاي رؤيت جنّها را داشته اند حاكي از آن است برخي جنّها هنگام نمودار شدن براي انسان ابتدا حالت دود به خود مي گيرند و در نهايت به صورت بدني محسوس ظاهر مي شوند. احتمالاً ريشه ي اين فرضيّه نيز چنين مشاهداتي بوده است.
فرضيّه ي ديگر اين است كه جنّها موجوداتي مادّي و جامدند ؛ لكن فاقد رنگ مي باشند ؛ لذا مثل شيشه اي كه فاقد هر گونه لكّه اي است ، قابل رؤيت نمي باشد. اين فرضيّه نيز دليل عقلي يا تجربي ندارد.
امّا فرضيّه ي سوم اين است كه جنّها موجوداتي چهار بعدي يا پنج بعدي يا n بعدي مي باشند ؛ لذا آنها موجودات بعد سوم مثل ما انسانها را به وضوح مي بينند ؛ ولي ما قادر به مشاهده ي آنها نيستم « إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُم‏ »؛«همانا او ( ابليس) و همكارانش شما را مى‏بينند از جايى كه شما آنها را نمى‏بينيد». امّا اگر آنها بخواهند در بعد سوم ديده شوند برايشان ممكن است ؛ كه روايات اهل بيت (ع) نيز نشان مي دهند كه چنين امكاني وجود دارد ؛ لكن در صورت ظاهر شدن با شكل حقيقي خودشان ديده نخواهند شد. بسياري از آثار كه به جنّها نسبت داده مي شوند ، مثل سرعت زياد ، قدرت فراوان ، ظاهر شدن و غيب شدن ناگهاني ، وارد شدن به محيطهاي كاملاً بسته بدون قفل گشايي ، خارج نمودن اشياء از محيطهاي كاملاً مسدود بدون اينكه قفلي را باز كنند و ... ، همگي مؤيّدات اين فرضيّه مي باشند. امّا چون خود همين آثار ، مشاهدات افراد خاصّي هستند و نمي توان آنها را در آزمايشگاه مشاهده نمود يا با برهان عقلي اثبات كرد ، لذا نمي توان آنها را اثباتگر اين فرضيّه دانست.

دیدگاه ها

خیلی خوب بود.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
3 + 14 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .