مدیريت اسلامی

لطفا در مورد مديريت در قرآن و روايات توضيح دهيد؟

در پاسخ به مطالب زير توجه كنيد :
الف. مديريت اسلامي چيست؟jpg_9.
مديريت در يك تعريف، دانش و هنري است كه انسان و منابع انساني را در جهت رسيدن به يك هدف خاص از طريق برنامه ريزي ، سازماندهي و كنترل و نظارت، ياري مي كند.
عناصر مهم موجود در اين تعريف، انسان، هدف خاص، برنامه ريزي، سازماندهي، كنترل و نظارت است.
يك مدير اسلامي بايد اين پارامتر ها را در سازمان خود به نحوي تبيين كند كه نه تنها با اسلام و مباني اسلامي منافات نداشته باشد بلكه با آن سازگاري نيز داشته باشد. يك مدير اسلامي با استفاده از آموزه هاي اسلام، اين عناصر را كاملا تعريف و جهت دهي مي كند.
مدير اسلامي كيست؟
مدير در اسلام كسي است كه در درجه اول، خود او با خدا ارتباط خوبي داشته و خدا در زندگي او پررنگ است. او شيوه برخورد با انسان ها و قشر هاي مختلف را مي داند و از يك جامعه شناسي اسلامي صحيح برخوردار است. مي داند كه با يك مستضعف چگونه بر خورد كند و با يك انسان مغروري كه به دارايي خود مي نازد چگونه رفتار نمايد. پيامبر اسلام و امير المؤمنين عليهم السلام كساني را براي مديريت انتخاب مي كردند كه با تقواتر باشند. مانند انتخاب سلمان فارسي براي فرمانداري مدائن.( داستاني در اين باره در انتهاي پاسخ خواهد آمد.)
يك مدير مسلمان كسي است كه تمام آن چه به امانت دست او داده اند را از طرف خدا و امانت خدا مي داند. با اين ديدگاه، ديگر اساس كار يك مدير روشن مي شود. او همه كارمندان را بندگان خدا مي داند كه خدا آنان را براي مدت كوتاهي و به جهت امتحان زير دست او قرار داده است.
چگونه مديريت مي كند؟
نحوه مديريت او به اين گونه است كه در هر چالشي مي ببيند خدا به كدام كار راضي تر است. به ديده حقارت به زير دستان خود نگاه نمي كند و همه را به ديد عدالت مي نگرد؛ يعني قرار دادن هر فرد در جايگاه ارزشي خود. از يك طرف همه را اكرام مي كند زيرا همه بندگان خدا هستند و از طرفي بايد عدالت را برقرار كند يعني افرادي كه با همت بيشتري كار مي كنند بايد مورد تشويق قرار گيرند. اين افراد كساني هستند كه خدا نيز آنان را بيشتر از افراد كم كار دوست دارد و در واقع تشويق يك مدير اسلامي بايد به خاطر اين باشد كه اينان و كار اين افراد، مورد رضايت خداوند است و ما به اين خاطر آنان را تشويق مي كنيم. بايد در هر كاري، خدا، محور كار باشد نه انسان ها و نه مقام ها و نه ... .
يك مدير اسلامي به راهكارهايي فكر مي كند كه خود و كاركنانش را بيشتر به خدا نزديك مي كند.
چگونه انتخاب مي كند؟
يك مدير اسلامي كاركنان خود را بر اساس تقوي انتخاب مي كند هر كسي كه به خدا نزديك تر باشد و اساس زندگي او بر پايه و ريشه اسلام بسته شده باشد شايسته انتخاب است. چنين فردي هيچ گاه به انسان خيانت نمي كند. شايد بگوييد چرا تخصص را نگفتم! اما بايد عرض كنم فردي كه داراي تخصص است به نظر بنده به خدا نيز نزديك تر است( البته اگر توجه داشته باشد كه نيروي اين تخصص و توفيق و توان آن را خدا به او هديه داده است.) چنين فردي نسبت به كسي كه هيچ تخصصي ندارد بيشتر زحمت كشيده و شايستگي بيشتري دارد. البته تخصصي كه از آن صحبت به ميان مي رود مدرك و ... نيست. شايد فردي مدرك نداشته باشد اما از يك انسان مدرك دار در مورد يك علم متخصص تر باشد.
ه.برخورد با كاركنان؟
اگر كاركنان يك مدير اسلامي، كار خود را به خوبي انجام ندادند بايد ابتدا به آنان در مورد كم كاريشان تذكر داد و به آنان يادآور شد كه با اين كار دارند در نعمت خدا و فرصتي كه خداوند در اختيار آنان قرار داده است، ناشكري مي كنند، هميشه اين فرصت ها به دست نمي آيد و بايد از فرصت ها در راه بندگي خدا به بهترين نحو استفاده كرد.
در مرحله بعد بايد از سيستم تشويق و تنبيه استفاده كرد؛ كساني كه كم كاري مي كنند و به آنان تذكر داده شده و گوش فرا نمي دهند بايد در يك سيستم تنبيه قرار گرفته و بفهمند كه ادامه دادن كم كاري مساوي است با از دست دادن اين كار. از طرف ديگر بايد افراد موفق در كار نيز تشويق گردند تا تفاوت كم كاري و كار خوب روشن گردد و صداي عدالت نيز در يك ساختار اسلامي بلند شود.
اهم مباني مديريت اسلامي
1- توحيد: خدا محوري و توحيد نكته بسيار مهمي در مديريت است. از آن جا كه يك مدير در ارتباط با افراد مختلف مي باشد، بايد ديدگاه خود را به گونه اي تنظيم كند كه در همه جوانب مديريت، توجه اش به محوريت خدا باشد و سايرين را به گونه اي ببيند كه در طول خدا هستند نه در عرض خدا. به آنان تكيه نكند بلكه تكيه اش به خدا باشد. در چالش هاي مختلف، ملاك او خداوند است و به سمت كاري مي رود كه رضايت خدا در آن باشد.
2- كرامت انساني: خداوند انسان را در قرآن كريم مورد كرامت قرار داده و فرموده: و لقد كرمنا بني آدم. يك مدير بايد توجه داشته باشد كه انسان هاي مختلف از جمله كاركنان و مراجعان، همه و همه بندگان خداوند هستند و بايد مورد كرامت قرار بگيرند و اين يك اصل قرآني است. به مردم به ديده خانواده خدا بنگرد زيرا خداوند فرموده: الخلق عيالي، أقربهم إلي ألطفهم بهم. مردم، خانواده من هستند، نزديك ترين آن ها به من، لطيف ترين آن ها با خلق مي باشد. در اين جا نيز محوريت خدا موج مي زند.
3- جهان بيني اسلامي: يك مدير مسلمان، جهان را به گونه اي مي بيند كه يك پارچه و هماهنگ است. ديدگاه او به جهان به صورت يك نظام هماهنگ است كه داراي دو مرحله مي باشد. يك مرحله، همين دنياست و مرحله ديگر، جهان آخرت است. در ديد اسلامي بين اين دو مرحله نبايد تفاوت گذارد. عملكرد ما در اين مرحله دقيقا با جهان ديگر هم خواني دارد. بنابر اين يك مدير طوري عمل مي كند كه گويا در حال ساختن بنايي محكم براي سال هاي متمادي است.
اهم اصول مديريت اسلامي
1- بينش دهي اسلامي صحيح به خود و كاركنان
2- كنترل منظم و صحيح كاركنان: از آن جا كه نفس انسان ميل به بدي دارد، كنترل به موقع كاركنان مي تواند در عملكرد صحيح آنان و بهبود كار و تفكر آنان تأثير بگذارد.
3- پيش قدم بودن مدير در تمام مراحل و توقعاتي كه از كاركنان مي رود.
4- صداقت در رفتار و گفتار
5- شادابي و نشاط در مدير
6- نظم و انضباط مدير
7- تأكيد بر تربيت اسلامي در سازمان با برنامه هاي معنوي وسالم
8- توجه دقيق به مشكلات كاركنان و هم دردي با آنان
9- انجام دادن هر كاري با نهايت اِحكام
10-و ....
شاخص هاي مديريت اسلامي را مي توان از نامه هاي حضرت علي عليه السلام به فرماندارانش و هم چنين نامه حضرت به مالك اشتر به دست آورد.

«سلمان فارسي يا امير مداين؟»
چون سلمان فارسي را براي حكومت مدائن فرستادند سوار بر الاغش شده تنها به راه افتاد. مردم مداين كه از حركت او اطلاع پيدا كردند از تمام طبقات به پيشواز آمدند مدتي گذشت اما از سلمان خبري نشد تا اين كه مردي را ديدند سوار بر الاغي به طرف شهر مي آيد از او سؤال كردند: امير مداين را در كجا ملاقات كردي؟ سلمان فارسي پرسيد: امير مداين كيست؟ گفتند: سلمان فارسي كه از ياران پيامبر است. گفت: امير مداين را نمي شناسم ولي سلمان منم!
همه با احترام پياده شدند و اسب ها را پيش آوردند. سلمان گفت: براي من همين الاغ بهتر است و وارد شهر شد. خواستند او را به قصر حكومتي ببرند، امتناع ورزيده و گفت: من امير نيستم كه وارد قصر دارالاماره بشوم. پس اتاقي را از صاحبش اجاره كرده همان جا نشست و بين مردم حكومت و قضاوت مي كرد. تشكيلات زندگي و حكومتي او عبارت بود از پوستي كه بر رويش مي نشست، آفتابه اي كه براي تطهير داشت و عصايي كه هنگام راه رفتن بر آن تكيه مي كرد.
از اين داستان مي توان نكات زيبايي را در مديريت اسلامي استخراج كرد:
1- سادگي در عين قاطعيت
2- دل بسته نبودن به عمارت و ميز و ...
3- پرهيز از عبارات مبالغه آميز و چاپلوسانه
4- بين مردم بودن نه دور بودن از آنان
5- صداقت در گفتار و عمل
6- و ...
خلاصه:
اصلي ترين نكته در مديريت اسلامي همان «خدا محوري» است. با اين كليد طلايي مي توان تمام مشكلات زندگي و مديريتي را حل نمود. در شروع كار و در مشكلات ديگر اگر خدا محور قرار بگيرد، نفسانيت از بين رفته و تلاش انسان معنا و رنگ و بوي ديگري مي گيرد. اين ديدگاه باعث بهبود روابط انسان با ديگر مديران مؤمن شده و دايره مديريتي انسان را رنگ خدايي مي دهد.
ب. چند نكته مديريتي برگرفته شده از قرآن كريم
لياقت، ملاك ارتقا
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا ِلادَمَ … (بقره، ۳۴)
به ملائكه امر نموديم بر آدم سجده كنند.
۱.لياقت از سابقه مهمتر است. (فرشتگان قديمي كه سال‌ها خداوند را عبادت مي‌كردند، بايد براي انسان تازه به دوران رسيده، اما لايق، سجده كنند.) ارتقاي سازماني نيز بايد بر مبناي شايستگي و لياقت باشد و سابقه داشتن، كافي نيست.
عدم انهدام منابع
قالَ إِنَّهُ يقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثيرُ اْلاَرْضَ وَ لاتَسْقِي الْحَرْثَ…(بقره، ۷۱)
پس از آنكه قوم بني اسرائيل خطايي مرتكب شدند، خداوند فرمود: بايد گاوي را ذبح كنند كه مشخصات آن گاو را اينگونه بيان فرمود: گاوي كه نه زمين را شخم بزند و نه آن را آبياري كند.
۲.در اجراي طرح‌ها، منابع و عناصر فعال توليدي و اقتصادي نبايد منهدم شود. (لاذلول …و لا تسقي)
پيگيري كارها
وَ لَقَدْ آتَينا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّينا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ …(بقره، ۸۷)
خداوند به موسي، كتاب تورات عطا فرمود و پس از آن پيامبراني پشت سر هم فرستاد تا دين الهي را تبليغ كنند.
۳.يكي از نكات لازم در راه رسيدن به موفقيت، پيگيري و تداوم برنامه‌ها براي حصول نتيجه نهايي است. (همچنانكه خداوند، پيامبران را پشت سر هم براي دعوت مردم فرستاده است.)
برخورد با متخلفان
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللّهِ مِنْ وَلِي وَ لا نَصيرٍ (بقره، ۱۲۰)
خداوند خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: اگر از آنها (يهوديان و مسيحيان) پيروي كني در حالي كه راه درست را به تو نشان دادهايم رابطهات با خداوند قطع خواهد شد.
۴.پس از ابلاغ وظايف هر فرد، در برخورد با تخلف نبايد هيچ تسامح و تساهلي به خرج داد. (همانطور كه خداوند حتي نسبت به پيامبرش بدون ملاحظه و با كمال قاطعيت برخورد مي‌كند.)
تناسب شغل و شاغل، ارتقاي پلكاني
وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا… (بقره، ۱۲۴)
خداوند، حضرت ابراهيم را مورد آزمايش قرار داد و او همه آزمونها را با موفقيت گذراند.
۵.براي منصوب كردن افراد به مقامات، گزينش و آزمايش لازم است. (چنانكه خداوند براي انتصاب حضرت ابراهيم به امامت او را آزمود.)
۶.پست‌ها و مسؤوليت‌ها بايد تدريجاً و پس از موفقيت در مراحل مختلف به افراد واگذار شود. (چنانكه حضرت ابراهيم پس از گذراندن مرحله نبوت و موفقيت در آزمايش‌ها به مقام امامت رسيد.)
ارزش و تلاش
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ …(بقره، ۱۳۴)
آنها امتي بودند كه درگذشتند و دستاورد آنها مربوط به تلاش خودشان مي‌باشد و دستاورد شما نيز مربوط به تلاش خودتان است.
۷.معيار ارزش گذاري در موفقيت افراد، ميزان تلاش آنان است.
نظارت
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ …(بقره، ۱۴۳)
خداوند، خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: و بدين سان شما را امتي ميانه‌رو قرار داديم تا ناظر بر اعمال مردم باشيد.
۸. مديريان و رهبران بايد بر كارها و عملكرد زيردستان خود نظارت داشته باشند. (لتكونوا شهداء علي الناس)
قاطعيت
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرينَ (بقره، ۱۴۷)
خداوند، پس از نزول آية تغيير قبله به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: حق، آن چيزي است كه از سوي پروردگار تو آمده است، پس هرگز به خود ترديد راه مده.
۹.رهبر بايد از قاطعيت و يقين برخوردار باشد، به خصوص وقتي كه قانوني را تغيير داده و سنتي را مي‌شكند. (فلا تكونن من الممترين)
تشويق و تنبيه
إِنَّ الَّذينَ يكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَينّاهُ لِلنّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ يلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ‏ (۱۵۹) إِلاَّ الَّذينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَينُوا فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَيهِمْ وَ أَنَا التَّوّابُ الرَّحيمُ (بقره، ۱۶۰)
خداوند مي‌فرمايد: كساني كه حقايق هدايت را كتمان كنند، مورد لعنت خدا قرار مي‌گيرند، مگر آنكه توبه كنند و كارهاي خود را اصلاح كنند كه در اين صورت ايشان را مي‌بخشم زيرا من توبه پذير و مهربانم.
۱۰.توبيخ بدكاران و پاداش به نيكوكاران، دو ركن ‌اساسي در زمينه ‌سازي رشد و اصلاح نادرستي‌ها در سازمان است. (يلعنهم الله …انا التواب الرحيم) رويه‌هاي سازماني
قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَينا عَلَيهِ آباءَنا أَ وَ لَوْكانَ آباؤُهُمْ لايعْقِلُونَ شَيئًا وَ لا يهْتَدُونَ (بقره، ۱۷۰)
هنگامي كه به آنها گفته مي‌شود: از راه خدا پيروي كنيد، مي‌گويند: ما از آن راهي كه نياكانمان پيروي كردند دست بر نمي‌داريم در حالي كه ممكن است گذشتگانشان چيزي نمي‌فهميدند و به خطا رفته باشند.
۱۱.رويه‌هاي سابق سازماني ممكن است نادرست باشد، لذا پيروي از راه و روش و منش مديران سابق اگر همراه با استدلال و تعقل نباشد، قابل پذيرش نيست.
تفويض مسؤوليت
لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها … (بقره، ۲۳۳)
همه بهاندازه توانشان مكلف هستند.
۱۲.تفويض مسؤوليت به زيردستان بايد بر اساس توانايي‌هايشان باشد و به همان مقدار از ايشان انتظار داشت.
علم و توانايي، شفاف سازي
قالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَيكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ… (بقره، ۲۴۷)
قوم بني اسرائيل به پيامبرشان گفتند: فرمانده اي براي ما مشخص كن تا به جنگ حاكم ستمگر برويم. پيامبرشان گفت: خداوند، طالوت را به فرماندهي شما برگزيد زيرا توان علمي و جسمي لازم براي اين مسؤوليت را دارد.
۱۳.قدرت علمي و توانايي جسمي براي انجام مأموريت، دو شرط لازم براي مديران است.
۱۴.داشتن توانايي علمي مهم تر از توانايي جسمي است. (ابتدا كلمه علم آمده سپس جسم)
۱۵.اعلم بودن، در گزينش مديران يك اولويت مهم است.
۱۶. رهبر و مدير بايد زير دستان خود را توجيه كند و ابهامات را برطرف سازد. (چنانچه پيامبر بني‌اسرائيل دليل انتخاب طالوت به فرماندهي را به وضوح بيان كرد.)
ارزيابي عملكرد
قالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيسَ مِنّي… (بقره، ۲۴۹)
هنگامي كه لشگر بني اسرائيل حركت كرد، (طالوت) به سربازان خود گفت: رودخانه-اي در بين راه است كه هركس از آن آب بنوشد، ديگر در سپاه من جايي ندارد.
۱۷. مدير بايد نيروهاي كارآمد را از نيروهاي ناكارآمد جدا نمايد تا بتواند نيروهاي غيرمفيد را از مجموعه طرد كند، زيرا حضور آنها باعث سست شدن ساير نيروها مي‌گردد.
توجه به كاركنان
وَ قُلْ لِلَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ اْلامِّيينَ … (آل عمران، ۲۰)
خداوند به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: به اهل كتاب (دانشمند‌ها) و عوام مردم بگو: …
۱۸.مدير بايد به تمام افراد سازمان توجه داشته باشد، هم به سطوح مديريتي و هم به عامّة كاركنان. كاركنان بايد بدانند كه مهم هستند و نقش تعيين كننده اي در سازمان دارند و اين اهميت را در توجه و عنايت مدير، احساس كنند.
ايمان
لا يتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ … (آل عمران، ۲۸)
نبايد سرپرست مؤمنان از غير خودشان باشد.
۱۹.در جامعه اسلامي، ايمان داشتن شرط اصلي براي انتخاب مدير و سرپرست است و اصولاً پست‌هاي كليدي (همچون مديريت)، نبايد به افراد بيايمان واگذار شود، چون امكان سوء استفاده در اين سمت‌ها فراوان است.
آگاهي از گذشته
وَ يعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجيلَ‏ (آل عمران، ۴۸)
خداوند به حضرت عيسي كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموخت.
۲۰.مديران هر برهه از زمان بايد از حوادث و قوانين گذشته آگاه باشند و بدانند در گذشته چهاتفاقاتي در سازمان رخ داده و چه مقرراتي وضع گرديده است. (چنان كه خداوند به حضرت عيسي، تورات را كه قوانين گذشته بود، آموخت.)
شناخت تهديدها
فَلَمّا أَحَسَّ عيسي‏ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاري إِلَي اللّهِ … (آل عمران، ۵۲)
هنگامي كه عيسي احساس كرد اطرافيانش كفر مي‌ورزند، گفت: چه كساني مرا در راه خدا ياري مي‌كنند.
۲۱.هوشياري در شناخت افكار و عقايد و تهديدها، يكي از شروط اساسي رهبري است.
۲۲.شناخت نيروهاي وفادار و سازماندهي و تمركز آنان، براي اداره جامعه و ادامة حركت ضروري است.
سوءاستفاده از مقام
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يؤْتِيهُ اللّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يقُولَ لِلنّاسِ كُونُوا عِبادًا لي … (آل عمران، ۷۹)
هيچ انساني كه خداوند به او كتاب و حكمت و نبوت و حكومت داده است، حق ندارد به مردم بگويد: بندگان من باشيد.
۲۳.سوء استفاده از موقعيت و مسؤوليت، براي هيچ كس مجاز نيست و بايد با آن به شدت برخورد نمود.
پيگيري تا حصول نتيجه
مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لايؤَدِّهِ إِلَيكَ إِلاّمادُمْتَ عَلَيهِ قائِمًا…(آل عمران، ۷۵)
بعضي از اهل كتاب (يهوديان) كساني هستند كه اگر به او ديناري بدهي آن را به تو برنمي‌گرداند، مگر آن‌كه براي مطالبة آن دائماً بالاي سر او بايستي.
۲۴.پيگيري براي رسيدن به نتيجه، اصلي مهم در مديريت است، چنان‌كه خداوند وصول مطالبات را به پيگيري مستمر منوط مي‌داند.
پيمان و پشتيباني از مديران
وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ ميثاقَ النَّبِيينَ لَما آتَيتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ … (آلعمران، ۸۱)
خداوند از پيامبران پيشين پيمان گرفت كه هرگاه علم و حكمت به شما دادم و سپس پيامبري آمد كه آن مطالب را تصديق مي‌كرد، به او ايمان آوريد و او را ياري كنيد.
۲۵.در مديريت اسلامي، لازمة سپردن مسؤوليت‌ها گرفتن پيمان است كه بر طبق موازين و اصول، انجام تكليف شود.
۲۶.مديران قديمي بايد از مديران جديد پشتيباني كنند و مديران جديد هم بايد از مديران قديمي تجليل كنند.
قانون و رهبري
كَيفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلي‏ عَلَيكُمْ آياتُ ‌اللّهِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ…(آل عمران، ۱۰۱)
خداوند خطاب به مردم مدينه مي‌فرمايد: چگونه كفر مي‌ورزيد در حالي كه آيات خدا بر شما تلاوت مي‌شود و رسول خدا در بين شماست.
۲۷.وجود قانون و حضور رهبري، دو اصل لازم براي جلوگيري از انحراف است. (اگر قوانين و مقررات كامل و جامع، و رهبري آگاه و ناظر وجود داشته باشد، عدول از مسير اهداف، امري عجيب خواهد بود، زيرا خداوند مي‌فرمايد: چگونه كافر مي‌شويد در حالي كه قوانين كامل الهي و رهبري معصوم در ميان شماست.)
نظارت، اصلاح سازمان
وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يدْعُونَ إِلَي‌الْخَيرِ وَيأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَوْنَ عَنِ‌الْمُنْكَرِ…(آل عمران، ۱۰۴)
از ميان شما بايد گروهي باشند كه ديگران را به خير دعوت نمايند و از بدي‌ها بر حذر دارند.
۲۸.بايد همواره گروهي جهت نظارت بر امور، در سازمان‌ها باشند كه ضمن دانستن اهداف سازماني بر رفتارهاي فردي و سازماني افراد دقت نمايند تا هر كجا مغايرتي با آن اهداف ديدند، تذكر دهند.
۲۹.اصلاح سازمان و جلوگيري از انحراف، بدون قدرت منسجم كه از سوي مديريت عالي حمايت شود امكانپذير نيست.
انتصاب
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ … (آل‌عمران، ۱۲۱)
خداوند در يادآوري جنگ احد خطاب به پيامبر اكرم صلي‌الله عليه‌و‌آله مي‌فرمايد: آن صبحي كه از خانهات خارج شدي و مؤمنان را براي جنگ در جايگاه خودشان قرار دادي.
۳۰.انتصاب افراد براي جايگاه‌هاي استراتژيك و حساس بر عهدة شخص مدير است و بايد مستقيماً در انتخاب ايشان، اعمال نظر نمايد.
امدادهاي الهي
إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يكْفِيكُمْ أَنْ يمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلينَ (آل عمران، ۱۲۴)‏
پيامبرصلي‌الله‌عليه‌و‌آله به سپاه خود در جنگ بدر مي‌فرمايد: خداوند ما را با سه هزار فرشته ياري مي‌كند. آيا اين مژده براي ما كافي نيست؟
۳۱. يكي از وظايف رهبري، اميدوار كردن افراد و توجه دادن آنها به امدادهاي خداوند، در راه رسيدن به اهداف است.
نااميدي رقبا
لِيقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْ يكْبِتَهُمْ فَينْقَلِبُوا خائِبينَ ‏(آل‌عمران، ۱۲۷)
امدادهاي الهي براي آن بود كه كفار ريشه كن شوند يا ناكام و نااميد بازگردند.
۳۲.شيوة مديريت و اتخاذ سياست‌ها، بايد به نحوي باشد كه دشمن و رقبا به نااميدي كشيده شوند.
تلاش
وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ‏ (آل‌عمران، ۱۳۶)
و چه نيكوست پاداش اهل عمل.
۳۳.با شعار و آرزو نمي‌توان به چيزي دست يافت، كار و عمل و سخت كوشي است كه شيريني موفقيت را به كام انسان مي‌نشاند.
تقويت روحيه، بررسي عوامل شكست
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اْلاعْلَوْنَ … (آل‌عمران، ۱۳۹)
پس از شكست در جنگ احد، خداوند خطاب به مسلمانان مي‌فرمايد: سستي نكنيد و غمگين نباشيد كه شما برتريد.
۳۴.شكست موضعي در يك برهه از زمان، نشانه شكست نهايي نيست، بلكه تجربه‌اي براي رسيدن به موفقيت و پيروزي است.
۳۵.مدير و رهبر بايد روحيه‌ها را تقويت كند.
۳۶.در ضمن روحيه دادن بايد به عوامل شكست توجه كرد. (چنان كه خداوند ضمن تقويت روحيه، فرمود: اين بار سستي كرديد و به دستورات خوب عمل نكرديد.)
انسجام رويه
ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلي‏ أَعْقابِكُمْ… (آل‌عمران، ۱۴۴)
خداوند در بيان ضعف‌هاي جنگ احد و توبيخ كساني كه شايعه شهادت حضرت رسول صلي الله عليه و آله را انتشار دادند فرمود: محمد پيامبري است كه قبل از او هم پيامبراني آمده و رفته، پس آيا اگر او بميرد يا كشته شود، شما به وضعيت گذشته خود برمي‌گرديد؟
۳۷.رويه‌هاي سازماني بايد چنان تشكّل و انسجامي داشته باشند كه حتي نبودن مدير و رهبر در برهه اي از زمان، ضربه اي به سازمان و جريان امور آن نزند.
عوامل شكست سازمان
حَتّي إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي اْلامْرِ وَ عَصَيتُمْ … (آل‌عمران، ۱۵۲)
خداوند در بيان علل شكست جنگ احد مي‌فرمايد: شما رو به پيروزي بوديد تا آنكه سست شديد و در ميانه جنگ به نزاع بر سر تقسيم غنايم پرداختيد و از دستور پيامبر نافرماني كرديد.
۳۸.از جمله عوامل شكست هر سازمان، سستي افراد در انجام وظايف، نزاع و اختلافات داخلي و عدم اطاعت از مديريتي واحد است.
مديريت بحران
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلي‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يدْعُوكُمْ … (آل‌عمران، ۱۵۳)
به ياد بياوريد هنگامي كه در جنگ احد فرار مي‌كرديد و به هيچ كس توجه نمي‌كرديد در حالي كه پيامبر شما را فرا مي‌خواند.
۳۹.در صحنه‌هاي حساس و مشكلات خطرآفرين سازمان، افراد سست و ترسو خود را كنار خواهند كشيد.
۴۰.دستورات مدير در لحظه‌هاي حساس، موجب به حركت درآمدن ترسوها و سست‌ها نمي‌شود، لذا نبايد پست‌هاي كليدي را به ايشان سپرد.
۴۱.آنجا كه مشكلات و سختي‌ها جلوه‌گر مي‌شود، مدير بايد حضوري پررنگ‌تر داشته باشد.
عطوفت، مشورت، توكل
فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي اْلامْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي اللّهِ (آل‌عمران، ۱۵۹)
خداوند پس از بيان ضعف‌هاي جنگ احد، خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: از تقصير آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش كن و براي تصميم‌گيري‌هاي آينده از آنان مشورت بگير. امّا هنگامي كه تصميم گرفتي، قاطع باش و به خدا توكل كن و آن را عملي ساز.
۴۲.رهبري و مديريت صحيح با عفو و عطوفت همراه است.
۴۳.در مشورت كردن، محاسني همچون تفقد از نيروها و دخيل كردن آنها در تصميم سازي، شكوفايي استعدادها، گزينش بهترين راي، ايجاد انگيزه و علاقه براي اجراي تصميم نهايي، نهفته است.
۴۴. مشورت، تصميم‌ساز است و منافاتي با تصميم‌گيري قاطع‌ مدير ندارد.
۴۵.در كنار فكر و مشورت و تصميم‌گيري، توكل برخدا لازم است.
شناخت ضعف‌ها
وَلَمّا أَصابَتْكُمْ مُصيبَةٌ…قُلْتُمْ أَنّي هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ… (آل‌عمران، ۱۶۵)
هنگامي كه مصيبتي (همچون شكست جنگ احد) به شما رسيد، گفتيد: اين مصيبت از كجاست؟ بگو: آن از سوي خودتان است.
۴۶.در جستجوي عوامل شكست، ابتدا بايد به دنبال عوامل داخلي و ضعف‌هاي سازماني بود، سپس عوامل خارجي بررسي شود، زيرا عوامل داخلي به دست مديران سازمان قابل كنترل است.
ارزيابي عملكرد، نظريه سيستمي
أَنّي‌لاأُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ ‌أُنْثي‏ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ…(آل‌عمران،۱۹۵)
خداوند مي‌فرمايد: من تلاش هيچ صاحب عملي را تباه نمي‌كنم، زن باشد يا مرد، همه از يكديگريد.
۴۷.در سازمان‌ها بايد روشي جهت شناسايي كساني كه وظيفة خود را به خوبي انجام مي‌دهند، وجود داشته باشد تا ضمن تشويق آنها، انگيزش سازماني را تقويت نمود.
۴۸.تلاش و تلاشگر هر دو مهم هستند، كارها هم بايد حسن فعلي (شكل درست) داشته باشد و هم حسن فاعلي (نيت درست).
۴۹.در سازمان‌هاي اسلامي، همة افراد سازمان مثل اعضاي يك پيكرند در نتيجه تخريب يك فرد به مثابة تخريب سازمان است.
۵۰.در يك بدن همة اعضا بايد با هم رشد كنند، لذا بايد امكان رشد سازماني براي همة افراد فراهم باشد و تلاش مديريت عالي سازمان بر ارتقاي كيفي همة افراد معطوف گردد.
جبران خدمات
أَمْ لَهُمْ نَصيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لا يؤْتُونَ النّاسَ نَقيرًا (نساء، ۵۳)
خداوند در بيان حالات يهوديان مي‌فرمايد: اگر حكومت در دستشان بود ذره‌اي از اموال و دارايي‌ها را به مردم نمي‌دادند و همه را براي خود برمي‌داشتند.
۵۱.مدير سازمان بايد به فكر رفاه افراد سازمان و وضعيت معيشتي ايشان باشد. (يكي از وظايف مديران، توجه به مشكلات معيشتي افراد است.)
اهليت و صلاحيت
إِنَّ اللّهَ يأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اْلاَماناتِ إِلي‏ أَهْلِها … (نساء، ۵۸)
خداوند فرمان مي‌دهد كهامانت‌ها را به صاحبانشان بدهيد.
بر گرفته از مقاله 300 نكته مديريتي از قران كريم تاليف دكتر هادي ورزشكار
ج.مراجعه به كتاب هاي زير در رابطه با اين موضوع مفيد است :
ا. نگرشي به مديريت اسلامي ؛ سيد عباس نبوي
2.پيش نيازهاى مديريت اسلامى
نويسنده : غلامرضا متقى فر
مجموعه سخنراني هاي حضرت آيت الله مصباح يزدي پيرامون مديريت اسلامي

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 13 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .