مراحل سير و سلوک عرفا

سير تكامل انسان از نظر عرفا

Ebadat02.jpg
معمولا براي انسان اين سؤال مطرح شود كه اگر كسى بخواهد در جهت‏سير تكاملى قرار بگيرد و انسان كاملى شود، بايد از كجا شروع كند و چه ابزار و وسايلى در اختيارش قرار دارد؟ در دو محور اين موضوع را بيان مي داريم.

محور اول:مراحل سير
پاسخى كه عرفاى اسلامى و علماى اخلاق و تربيت اسلامى به اين سؤال داده‏اند اين است كه نقطه آغازين اين حركت و مراحل سير انسان به سوى كمال - و به سوى خدا - گذر از چهار مرحله مى‏باشد:
1- مرحله تجليه:
يعنى مرحله آراستن ظاهر به شريعت اسلامى و انجام واجبات و ترك محرمات. بنابراين كسى كه آلوده به گناه است، هنوز اولين گام را در سير تكاملى برنداشته.
2- مرحله تخليه:
يعنى دور ريختن صفات ناپسند جا گرفته در باطن انسان و به تعبير ديگر، پيراستن خويش از اوصاف نكوهيده و ناستوده و مذموم.اين صفات ناپسند همانند مردابى هستند كه اگر انسان مواظب نباشد، بوى تعفن آن، تمام وجود او را در بر مى‏گيرد.
3- مرحله تحليه:
يعنى مرحله آراستن باطن و درون به صفات خوب، پسنديده و ستوده.بايد توجه داشت كه صفات پسنديده باطنى دو دسته‏اند:
الف.صفات انسانى: مانند خوش‏خلق بودن، با ادب بودن و غضب نداشتن.
ب.صفات سير و سلوكى: مانند ايمان و معرفت پروردگار، عزم بر بندگى، توكل و تقوا.
4- مرحله فنا:
يعنى مرحله فانى‏شدن در خدا، نابودشدن غير خدا از ديد و مشاهده انسان، مرحله مخاطبه و مكالمه انسان با خدا و مرحله حضور بى‏حجاب; يعنى مرحله‏اى كه حجاب بين بنده و پروردگارش برداشته مى‏شود و او چنان جذب پروردگارش مى‏شود كه جميع ما سوا به چشم او نمى‏آيد.اين مرحله، مرحله «انسان كامل‏» شدن است.
محور دوم: ابزار سير
اما ابزار و وسايلى كه در اختيار انسان قرار دارد تا او را در جهت رسيدن به كمال يارى دهد، از نظر اسلام «مراقبه‏» به همراه لوازم آن مى‏باشد.به بيان ديگر، از نظر اسلام، اگر كسى بخواهد خودسازى كند و به كمال شايسته خود برسد، يكى از مهم‏ترين ابزارها، «مراقبه‏» است، منتها موفقيت در مراقبه، متوقف بر لوازمى است كه توضيح هر يك به اختصار در ذيل مى‏آيد:
1- مشارطه:
يعنى انسان ابتدا بايد با خودش قرارداد و پيمان ببندد كه طبق برنامه‏اى عمل كند; بدين‏گونه كه تصميم بگيرد و بخواهد كه از رفتار، گفتار و انديشه‏هاى غيرالهى، فاصله بگيرد و به رفتار، گفتار و انديشه‏هاى الهى نزديك‏تر شود و به تدريج، «خوى الهى‏» به خود بگيرد.
2- مراقبه:
يعنى انسان در طول زندگى، مدام مراقب حال و وضع خود باشد تا مطابق پيمانى كه با خود بسته، عمل كند و - به اصطلاح - خود را به دست امواج هوا و هوس نسپارد، بلكه از حالت انفعالى خارج شود و موضعى فعال پيدا كند تا به تدريج، بتواند نقشى را كه شايسته است در هدايت‏سرنوشت‏خود و ديگران بر عهده بگيرد.چنين فردى لازم است در زندگى فردى هدفمند باشد و اهداف الهى را ماوراى ساير اهداف زندگى خود قرار دهد. البته ميزان موفقيت انسان در جهت مهار و تعديل و مواظبت از اعمال خود، علاوه بر سعى و تلاش و دقت او با مراتب ايمان، تقوا و توجه او به خدا متناسب است.
3- محاسبه:
يكى از لوازم موفقيت در مراقبه اين است كه سالك در آخر هر روز، زمان مناسبى را براى رسيدگى به اعمال روزانه خود اختصاص دهد و از خود حساب بكشد كه آيا مطابق پيمانى كه بسته است عمل كرده يا نه؟ هدف از اين كار عبارت است از كاهش تدريجى عادات رذيله و زشت مانند حسد، غيبت، تهمت، ريا و منفى‏گرايى و افزايش تدريجى عادات نيكو همچون اخلاص، هم‏دلى، نوع‏دوستى و ايثار.در اين مرحله، اگر سالك مطابق پيمان عمل كرده باشد، بايد شكر و سپاس الهى به جاى آورد و سجده شكر انجام دهد.
4- معاتبه:
اگر سالك مطابق عهد و پيمانى كه بسته عمل نكرده باشد، پاى «معاتبه‏» به ميان مى‏آيد; يعنى بايد خود را ملامت كند و مورد سرزنش و عتاب قرار دهد كه چرا پيمان‏شكنى كرده; پس توبه و استغفار كند كه ديگر پيمان‏شكنى نكند.
5- معاقبه:
اگر سالك مطابق قول و قرارى كه بسته عمل كرده، اما مقدار كمى هم تخلف داشته باشد، مساله «معاقبه‏» مطرح مى‏شود، يعنى بايد خود را رنج دهد و عقاب نمايد و از بعضى از نعمت‏ها محروم سازد; مثلا، اگر قرار گذاشته بوده تفريح كند، به سبب خلافى كه انجام داده خود را از تفريح محروم سازد.
6- مجاهده:
اگر مقدار تخلف زياد باشد - يعنى كار شايسته‏اى انجام داده، اما كار ناشايست زيادى نيز كرده - در اين‏جا مساله «مجاهده‏» پيش مى‏آيد.در اين مرحله، مجازات و تنبيه شديدتر است; به اين معنا كه عقوبت‏ها با انجام كارهاى سخت - مانند روزه‏هاى مستحبى و برخى ديگر از عبادت‏ها - همراه است تا خود را بسازد و جهاد نمايد و دوباره از برنامه تخلف نكند.بدين‏سان، به تدريج، شخص مهار نفس خود را در دست مى‏گيرد و آن را در مسير مطلوب، كه همان مسير الهى شدن تدريجى است، هدايت مى‏نمايد.
منابعي را جهت مراجعه و مطالعه معرفي مي نماييم.
1-شرح چهل حديث (اربعين حديث)، روح‏الله موسوى خمينى
2-شرح حديث جنودعقل و جهل ،روح‏الله موسوى خمينى

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .