معناي لغو

سخن لغو چه نوع سخنى است؟

لازم است براي روشن شدن معناي «لغو» ابتدا به تفسير کلمه «لهو» بپردازيم، سپس شرح مختصري از واژه «لعب» بيان کنيم، و در نهايت «لغو» را به صورت فشرده تفسير نماييم:
الف ـ «لهو» : لهو به معناي سرگرمي مي باشد و سرگرمي دو رقم است: «سرگرمي سالم» و «سرگرمي ناسالم». و روشن است که قسم اوّل، خوب و مفيد و لازم، و قسم دوم، مضرّ و بد و منشأ بسياري از گناهان مي باشد. و بديهي است که آدمي در تمام شبانه روز نمي تواند بيوقفه به کار و فعّاليت، يا عبادت و نماز، مشغول باشد; بلکه نياز به وقت فراغتي نيز دارد که در آن به سرگرميهاي سالم بپردازد. تا بدين وسيله آرامش خويش را باز يابد و تجديد قوا نمايد; و در نتيجه، قادر بر ادامه فعّاليت باشد. بنابراين، وقت فراغت و پرداختن به سرگرميها، سرنوشت ساز است. اگر سرگرميهاي سالم انتخاب شود، باعث سعادت و خوشبختي است; در غير اين صورت، ثمره اي جز شقاوت نخواهد داشت.
در روايات مختلف به اين مسأله اشاره شده، و استفاده از سرگرميهاي سالم مورد تأکيد قرار گرفته است; از جمله، در روايتي از اميرالمؤمنين علي(عليه السلام)مي خوانيم:
لِلْمُؤمِنِ ثَلاثُ سَاعَات
سزوار است که شخص با ايمان اوقات خود را به سه قسمت تقسيم کند.
البتّه روشن است که اصل تقسيم اوقات به سه قسمت لازم است، ولي لازم نيست که اين سه قسمت مساوي باشد. چون همانگونه که خواهد آمد بعضي از کارهايي که در اين سه قسمت بايد انجام شود زمان کمتري مي برد، و برخي ديگر نياز به فرصت بيشتري دارد.
فَسَاعَةٌ ينَاجِي فِيهَا رَبَّهُ
قسمتي از وقت خويش را به عبادت و مناجات با خدا بپردازد.
در اين ساعت به ارتباط بين خالق و مخلوق اشاره شده است که انسانها به فراخور حال خود به راز و نياز مي پردازند. مبادا روزي بر ما بگذرد که اين ساعت را نداشته باشيم!
وَ سَاعَةٌ يرُمُّ مَعَاشَهُ
و قسمتي از وقتش را به طلب معاش (خود و افراد واجب النّفقه اش) بپردازد.
زيرا اسلام تکدّي گري را نمي پسندد، و دوست ندارد هيچ کس سر بار ديگري باشد، بلکه بايد هر شخصي از حاصل دسترنج خويش بهره برداري کند.
ضمناً تلاش و فعّاليت براي توسعه زندگي و تحصيل رزق و روزي و وسعت دادن به زندگي و ايجاد آسايش و آرامش خانواده، هيچ منافاتي با توحيد افعالي ندارد; بلکه عين توحيد است. چون اين کارها به دستور و فرمان خداوند انجام مي شود. حتّي انسان مي تواند تمام کارهايش را به قصد قربت انجام دهد تا عبادت محسوب شود. براي خدا غذا بخورد تا بتواند بهتر عبادت کند، به قصد قربت بخوابد تا خستگي را از تن بيرون کند و آسوده تر به دنبال عبادت و معاش برود، حتّي تفريح را به قصد قربت انجام دهد، براي اين که اعصابي آرام پيدا کند و با نشاط بهتر و بيشتر به زندگي خود در راستاي رضاي پروردگار ادامه دهد. مرحوم شيخ حرّ عاملي، در جلد اوّل وسائل الشّيعه، حديث زيبايي در اين زمينه نقل کرده که از ذکر آن صرف نظر مي کنيم.(1)
وَ سَاعَةٌ يخَلِّي بَينَ نَفْسِهِ وَ بَينَ لَذَّتِهَا فِيمَا يحِلُّ وَ يجْمُلُ(2)
و قسمت سوم را براي بهره گيري از لذّتهاي حلال و دلپسند (البتّه سرگرميهاي حلال و آنچه زيبنده شخصيت انسان است) قرار دهد.
در برخي روايات ديگر، پس از تقسيم اوقات مي فرمايد:
ساعات تفريح و سرگرمي به شما کمک مي کند که براي عبادت و معاش و معاشرت با مردم، توانايي بيشتري پيدا کنيد.(3)
و اين مطلب به اثبات رسيده است. کارگراني که وقت فراغت و سرگرمي ندارند و بصورت مداوم به کار مشغول هستند، «راندمان» کاري خوبي ندارند; ولي بازدهي آنها که در جاي خود به تفريح هم مي پردازند، به مراتب بيشتر است.
خلاصه اين که، لهو به معناي تفريح و سرگرمي است.
ب ـ «لعب» : اين کلمه به معناي «بازي» است; و بازي نيز انواع و اقسامي دارد:
گاه، بازيهاي بچّگانه است که هيچ هدفي در پي ندارد و غريزه، انسان را وادار به آن مي کند; البتّه نتيجه اين نوع بازي، تقويت اعصاب و عضلات و استخوانبندي بدن است; و طبعاً به رشد جسماني، بلکه عقلاني بچّه ها کمک مي کند.
و گاه، بازيهاي بزرگترهاست و اهداف خاصّي را تعقيب مي کند. شارع، اين نوع بازيها را ممنوع نکرده است مشروط بر اين که برد و باخت مالي در آن نباشد، و ابزار و وسيله بازي، از آلات قمار محسوب نشود و بازي خطرناکي نباشد.
بنابراين، بازيهايي که خطرآفرين است و يا آلات قمار شمرده مي شود، و يا همراه با برد و باخت مالي است، حرام و بقيه بازيها جايز مي باشد.
نتيجه اين که «لعب» به معناي «بازي» مي باشد.
ج ـ «لغو» : لغو به کار بي هدف و بيهوده گفته مي شود; خواه سخنان بيهوده باشد، يا حرکات و سکنات بي هدف، و افکار و انديشه هاي پوچ و بيهوده. خلاصه اين که، به هر چيز بيهوده و بي هدف لغو گفته مي شود.
دانشمند لغت شناس معروف، آقاي راغب اصفهاني، در کتاب ارزشمند «مفردات» مي گويد: کلمه «لغو» از ريشه «لغا» گرفته شده، و «لغا» به سر و صدا و همهمه گنجشکها اطلاق مي شود. اگر توجّه کرده باشيد در فصل بهار به هنگام عصر، گاه تعداد فراواني از گنجشکها بر روي درختي مي نشينند و سر و صداي زيادي ايجاد مي نمايند، که مردم اين سر و صداها را سخنان بيهوده اي تصوّر مي کنند.(4) و لهذا عرب آن را «لغا» ناميده است.
سپس اين لغت در هر امر بيهوده اي استعمال شده است; خواه سخن بيهوده باشد، يا کار بيهوده، يا چيز بيهوده ديگر.
نتيجه اين که، لغو به معناي عمل و سخن و انديشه بيهوده و بي هدف است. و اولياءالله و عبادالرّحمن نه تنها به دنبال کارهاي بيهوده و بي هدف نمي روند، بلکه از کنار مجالس لغو و بيهوده نيز بزرگوارانه عبور مي کنند.
ضمناً توجّه داشته باشيد همانگونه که ممکن است يک فرد مبتلا به لغو و بيهوده گري شود، امکان دارد جامعه و کشوري نيز به اين بلا دچار گردد. متأسّفانه، برخي از دستگاههاي کشور ما مبتلا به اين مصيبت گشته اند; قسمت مهمّي از روزنامه ها به بيهوده گوئي و نوشتن مطالب لغو اشتغال دارند، همانگونه که برخي از احزاب و جمعيتها و گروههاي سياسي، نيز به اين مسأله آلوده شده اند!
راستي با اين روش و بيهوده گرايي چقدر از مشکلات مردم را حل کرده اند؟ چند در صد از جوانان بي کار را به کار و اشتغال رسانده اند؟ چه تعداد از دختران و پسران محتاجِ ازدواج را به خانه بخت فرستاده اند؟ چقدر مملکت را به ترقّي و تکامل نزديکتر نموده اند؟
با کمال تأسّف، انسانهاي به ظاهر عاقل و سياستمداري را مشاهده مي کنيم که هيچ هدفي را دنبال نمي کنند و عمر سياسي خود را به کارهاي لغو و بيهوده مي گذرانند.
آيه شريفه محلّ بحث به ما مي آموزد که نه خود اهل لغو و بيهوده گوئي و بيهوده گرائي باشيم و نه در مجالس اهل لغو و باطل شرکت کنيم.
گاه عدّه اي در يک ميهماني جمع مي شوند و ساعتها به اصطلاح با هم خوش و بش مي کنند و سخنان بيهوده مي گويند که نه به درد دنياي آنها مي خورد و نه نتيجه اي براي آخرتشان دارد. مجالسي که متأسّفانه در عصر و زمان ما بسيار رواج پيدا کرده است; امّا بندگان خاصّ خدا در چنين مجالسي شرکت نمي کنند; مخصوصاً اگر انسان به فرمايش حضرت علي(عليه السلام) توجّه کند که فرمود: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَي أَجَلِهِ;(5) نفسهاي انسان گامهاي او به سوي مرگ محسوب مي شود.» و باور کند با هر نفسي که مي کشد يک قدم به مرگ نزديکتر مي شود، و مقداري از سرمايه محدود عمرش از کف مي رود، ضرورت پرهيز از لغو گويي و بيهوده گرايي و پرهيز از مجالس بيهوده را بهتر و بيشتر احساس مي کند. راستي با از دست دادن تدريجي اين سرمايه، چه چيز به دست آورده ايم؟! مبادا مصداق اين شعر شويم و مترنّم به اين بيت گرديم:
سرمايه زکف رفت و تجارت ننموديم *** جز حسرت و اندوه متاعي نخريديم
شايد اين که خداوند در سوره عصر انسان را در حال ضرر و زيان معرّفي مي کند، اشاره به همين افراد دارد که دائم مشغول صرف و خرج سرمايه عمرشان هستند و هيچ چيز عايدشان نمي گردد.
پروردگارا! ما را از کارهاي بيهوده و بي هدف نجات ده، و توفيق استفاده صحيح از سرمايه عمرمان عنايت فرما!
________________________________________
1 . وسائل الشّيعه، جلد اوّل، صفحه 34، حديث 8 .
2 . نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 390.
3 . بحارالانوار، جلد 75، صفحه 321 و 346.
4 . به اعتقاد ما امکان دارد آنها با زبان خودشان مشغول تسبيح خداوند باشند، هر چند ما تسبيح آنها را متوجّه نمي شويم.
5 . نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 74.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
11 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .