مقایسه خود با دیگران

باعرض سلام وخسته نباشيد من يه مشكل خيلي بزرگ دارم كه مدتهاست داره آزارم ميده وقتي به ديگرا نگاه ميكنم وميبينم برخي ازهم سن وسالاي خودم نسبت به من شانس خيلي زيادي دارن وتو زندگيشون همه چي دارن ازخانواده ي خوب گرفته تا ظاهرشون و....نسبت به اونها وخيلي كساي ديگه حسادت ميكنم . خودم هم وقتي اين حس برام پيش مياد ازخودم بدم مياد. ولي دست خودم نيست لطفا كمكم كنيد واقعا خسته شدم

با سلام خدمت شما پرسشگر گرامي:bmp_0.
ما يك دستورالعمل كلي در مورد مقايسه خود با ديگران داريم كه اگر به اين دستورالعمل عمل كنيم مطمئنا خيلي از مشكلات روحي ما حل خواهد شد ، ولي اگر نتوانستيم و يا نخواستيم به اين دستور عمل كنيم روز به روز بر مشكلات ما افزون تر خواهد شد.اگر به اين دستور عمل كنيم طعم آرامش را در زندگي خواهيم ديد و گرنه نه. كساني هستند كه نه قيافه خوبي دارند ، نه خانواده خوبي، نه وضع مالي خوبي و نه هيچ چيز ديگر ولي چون به اين امر خدا و پيامبر صلي الله عليه و آله عمل كرده اند دائما در حال آرامش هستند و هيچ گاه از خداوند ناراضي نيستند.دستور اين است كه در مسائل مادي و دنيوي اگر مي خواهيد خودتان را با ديگران مقايسه كنيد، كساني را انتخاب كنيد كه وضعشان از شما خراب تر و بدتر است.يعني هميشه در مسائل مادي به پايين تر از خود نگاه كنيد.مثلا شخصي است كه موقعيت خانوادگي خوبي ندارد به كساني نگاه كند و خودش را با آنان مقايسه كند كه خانواده اش از اين هم بدتر است.يا مثلا شخصي مريض است و سردرد دارد به كساني نگاه كند كه مريضي شديدتري نسبت به اين دارند.علت اين امر نيز اين است كه اگر شخصي اين چنين خود را با ديگران مقايسه كند در برابر نعمتهايي كه خداوند به او داده، ولي همين نعمت را در اختيار ديگري قرار نداده، سر تعظيم فرود مي آورد و خداوند را شكر مي كند.در اينجاست كه خداوند نيز به خاطر شكر وي نعمتهاي او را زياد مي كند. اما اگر ما خودمان را با بالاتر از خود مقايسه كنيم در اين صورت است كه نسبت به خدا بدبين مي شويم و شكر نعمتهاي او(هر چند ناچيز) را به جا نمي آوريم و تا ما شكر نكنيم خداوند نعمتهاي ما را زياد نمي كند.بله در يك مورد ما بايد خودمان را با بالاتر از خود مقايسه كنيم و آن نيز در مورد معنويات است و علت آن نيز اين است كه دچار عجب نشويم.پس دستور كلي اين است كه در ماديات خودمان را با پايين تر از خود و در معنويات خودمان را بالاتر از خود مقايسه كنيم تا آرامش را در زندگي تجربه كنيم.
در ادمه ما راهكار درمان حسادت را خدمت شما دوست عزيز عرض مي كنيم ، انشاء الله با عمل به دستورالعمل بالا و عملي كردن اين راهكارها بتوانيد اين اخلاق را ترك كنيد و به آرامش حقيقي برسيد.
درمان حسد، دو ركن اساسى دارد: درمان نظرى؛ (شناخت ابعاد و نتايج آن در دنيا و آخرت) و درمان عملى.
يك. درمان نظرى‏: درمان نظرى حسد زمينه‏ها و ابعاد مختلفى دارد؛ از جمله:
1-1. شناسايى ريشه‏ها، علل و عوامل پديد آورنده و رشد دهنده حسد؛
1-2. گستره، انواع و اشكال بروز حسد؛
1-3. زيان‏هاى فردى و اجتماعى حسد؛
1-4. انگاره‏ها و دانسته‏هايى كه تأثير مستقيم در درمان حسد و يا كاهش آثار آن دارند. اكنون به اختصار پاره‏اى از آنچه به اين بخش مربوط است بيان مى‏شود:
الف. حسد، نه تنها زيانى براى شخص مورد حسد (محسود) ندارد؛ بلكه چه بسا به نفع او و به ضرر حسود است؛ زيرا به فرض كه حسادت ديگران موجب غيبت يا تهمت او شود؛ اين كار باعث از بين رفتن گناهان او و به دوش كشيده شدن آنها توسط حسود نيز مى‏گردد. در حالى كه انسان خردمند، هيچ گاه ضرر خود را نمى‏خواهد و چه ضررى بالاتر از حسدورزى!
ب. خداوند بنابر حكمت بالغه خود، نظام جهان را به گونه‏اى قرار داده است كه انسان‏ها از جهاتى - چون استعداد، قيافه، مال، خانواده و ... - با يكديگر تفاوت‏هايى داشته باشند. يكى از حكمت‏هاى اين مسئله، امتحان و ابتلايى است كه بايد برقرار باشد. اگر آدمى حقيقت اين مطلب را درك كند و به عمق آن دست يابد، آن گاه بر موقعيت ديگران رشك نخواهد برد؛ چرا كه همه اين موهبت‏ها و تفاوت‏ها را به جهت جريان حركت زندگى و فلسفه‏اى كه وراى آن است، مى‏داند. افزون بر آن اين نكته را در نظر دارد كه هر نعمتى مسئوليت‏هاى سنگينى نيز در پى دارد و تحمل هر كاستى و صبورى در برابر هر مشكلى، پاداش‏هاى بزرگى به ارمغان مى‏آورد.
ج. توجه به معاد و نعمت‏ها و درجات والاى پرهيزگاران در قيامت و آخرت، آدمى را از چشم دوختن به متاع دنيا باز مى‏دارد. خداوند در قرآن خطاب به پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: «لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ» حجر/88«چشم از اين متاع ناقابل دنيوى كه به برخى داده‏ايم [ براى امتحان‏]، بازگير و بر اينان اندوه مخور». اگر آدمى به حقيقت، معناى «و رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏» «و [ بدان كه ]روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است»، طه/131 را دريابد، ديگر چشم به امكانات و برخوردارى‏هاى اين و آن نخواهد دوخت و عمر خود را بر سر اين غصه گزاف نخواهد گذاشت. به گفته حافظ :
نقد عمرت ببر و غصه دنيا به گزاف‏ گر شب و روز در اين قصه مشكل باشى‏
گرچه راهيست پر از بيم زما تا بر دوست‏ رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى‏.
بسيارى از نعمت‏هايى كه به ديگران مى‏رسد، جنبه اختصاصى ندارد و با تلاش و كوشش، همراه با درايت و بينش مى‏توان بهتر از آن را نيز به چنگ آورد. بنابراين راه رشد، ترقّى و تعالى بسته نيست؛ ليكن بايد واقع‏بينانه راه آن را شناخت و در جهت آن اقدامات لازم را به عمل آورد.

دو. درمان عملى‏ : بدون درمان عملى و تلاش و مجاهدت براى ريشه كنى بيمارى خطرناك حسد، نمى‏توان سلامت نفس از اين صفت ناپسند انتظار كشيد. از اين رو كاربست شيوه‏هاى عملى در اين راستا ضرورى و اجتناب‏ناپذير است. پاره‏اى از اين روش‏ها عبارت است از:
2-1. رفتار مخالف: عمل بر ضد مقتضاى حسد در گفتار و كردار؛ مانند: تواضع، خيرخواهى، خدمت به ديگران، شاد شدن از رسيدن خير به ديگران و ريشه كنى حسد از طريق نابود كردن خباثت‏هاى نفسانى (مانند تكبر، رياست طلبى، دنيا خواهى و ... ). آية اللَّه صدر به استناد سخن پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله: «هنگامى كه رشك ورزيدى، در پى آن مرو» «اذا حسدت فلاتبع»، بحارالانوار، ج 74، ص 153 و ص 122. مى‏نويسد: «آنچه كه حسود در مقام عمل بايد انجام دهد، چيزى است كه در آغاز بر او بسيار تلخ و ناگوار مى‏باشد. البته دارو تلخ است؛ ولى سرانجام شيرين دارد. حسود بايد آنچه را دلش مى‏خواهد، نكند. براى مثال اگر دلش مى‏خواهد كه از كسى بدگويى كند و رسوايش سازد، دهان خود را ببندد و دندان بر جگر بگذارد و كلمه‏اى بر زبان نراند؛ اگر آزردن كسى را مى‏خواهد، او را نيازارد؛ اگر مى‏خواهد براى نابودى يا سرنگونى كسى به وسايلى متشبث شود، نشود و به طور كلى خواسته دل را زير پا بگذارد».صدر، سيدرضا، حسد، صص 298 - 299. اين روش وقتى به كمال مى‏رسد كه به جاى پيروى از حسد، شخصى عكس آن عمل كند. به عنوان مثال نسبت به كسى كه به او رشك مى‏برد، خوبى كند؛ از خوبى‏هاى او نزد ديگران سخن بگويد؛ در حق او دعا كند و از صميم قلب از خداوند بخواهد كه نعمت‏هايش را بر آن شخص افزون گرداند.
2-2. يادكرد نعمت‏ها: هرگاه از متنعّم بودن شخصى ناراحت و آزارده شد، بايد متذكر نعمت‏هايى شود كه خداوند به خود او داده است؛ چرا كه خداى كريم هيچ فردى را محروم از همه نعمت‏ها نمى‏كند. همچنين اگر در زندگى خود گرفتار مشكلاتى است، بايد افرادى را به ياد آورد كه مشكلات بيشترى نسبت به خود دارند.
2-3. تقويت عقل: انسان بايد عقل خود را با عمل تقويت كند. اگر آدمى از نيروى عقل و خرد به خوبى استمداد جويد و آن را بر ديگر قواى خود، حاكم و از آن پيروى كند؛ به تدريج تقويت خواهد شد و هراندازه به آن پشت و بر خلاف رهنمودهاى عقل عمل كند، به تضعيف آن پرداخته است. يكى از راه‏هاى تقويت عقل، گسترش معارف دين و پيروى دقيق از رهنمودهاى پيامبران است؛ زيرا تعاليم آنان بازگشاينده گنجينه‏هاى خرد است: «و يثيروا لهم دفائن العقول»بحارالانوار، ج 11، ص 60؛ نيز، نهج‏البلاغه، خطبه 1.
2-4. تبديل حسد به غبطه: علت اصلى «حسد»، ناراحتى انسان از عدم موفقيت خويش است؛ يعنى، چرا او پيشرفت نكرده و ديگرى رشد خوبى كرده است. حسود به جاى تلاش براى رشد خويش، مى‏خواهد رشد ديگرى را متوقف كند. حال اگر انسان توجه كند كه شكست ديگرى، هيچ كمك و سودى براى او ندارد؛ بلكه چه بسا مشكلاتى نيز به بار مى‏آورد، در اين صورت راه درست را انتخاب مى‏كند و به جاى تخريب ديگران، مى‏كوشد خود را مانند آنان به موفقيت برساند. اين حالت انسان (غبطه)، نه تنها بد نيست؛ بلكه موجب رشد و ترقّى او مى‏گردد. بنابراين مى‏توان با تبديل حسد به غبطه، راه رشد و ترقّى را بر خود باز نمود و از آثار منفى آن در امان ماند.
2-5. خوش‏بينى: يكى از آفات حسد اين است كه باعث مى‏شود شخص حسود، به خوبى‏ها و درست‏كارى‏هاى ديگران با سوء ظن نگريسته و آن را حمل بر رياكارى، عوام فريبى و...مى‏كند و به تخريب چهره مردم مى‏پردازد. درمان حسد، عمل بر ضد اين حالات و نگرش خوش بينانه و برخورد دوستانه و صميمانه با ديگران است.
2-6. دعا: تضرع و درخواست از خداوند، در پيراستن نفس از آلودگى‏ها - از جمله حسد - بسيار مفيد و سودمند است. از جمله دعاهايى كه در تصفيه نفس و پالايش آن تأثير به سزايى دارد، دعاى شريف «مكارم الاخلاق» از صحيفه سجاديه مى‏باشد.
2-7. تلقين: تلقين يكى از راه‏هاى پيراستن نفس از صفات ناپسند است. كار بست اين روش با مخاطب قرار دادن خود، تأثير زيادى دارد. بدين سان هر گاه شراره‏هاى حسد در دل زبانه كشيد، شخص مى‏تواند قدرى در خود تأمل كند؛ سپس بگويد: «نه، من ديگر چنين نيستم»، «من ديگر خوب شده‏ام»، «من از حسد نفرت دارم و ريشه شيطانى حسد را از وجود خود كنده‏ام» و «اى شيطان! از من دور شو كه ديگر مرا با تو كارى نيست».جهت آگاهى بيشتر نگا: صدر، سيد رضا، همان صص 291-304.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .