- ميلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علي بن ابيطالب(ع)، مبارك باد
- حضرت علی علیه السلام:هر كس كار آخرتش را سامان دهد ، خداوند ، كار دنيايش را سامان مىدهد .
- داستان توبه داوود طايي
- براي کاملتر ديدن اين سايت بهتر است از مرورگر موزيلا يا فاير فاکس و کروم و مانند آن استفاده کنيد.
- بيش از 140 کتاب اخلاقي در کتابخانه سايت درج شده است.
- شما مي توانيد سوالات خود را با شماره پيامک 30001619 براي ما ارسال و جواب دريافت نماييد.
- شما به راحتي مي توانيد از کتابخانه سايت کتاب هاي مفيدي را کپي و مطالعه کنيد .
- سوال خود را در قسمت مخصوص درج کنيد تا پاسخ براي شما ارسال شود !
- شما مي توانيد نظرات تکميلي يا انتقادي خود را زير هر مطلبي درج کنيد!
- پاسخ سوالات خود را در بانک پرسش ها جستجو کنيد !
- امکان درج مطالب و مقالات ارسالي شما در سايت وجود دارد.
نامه خواندني نظر علي طالقاني به خدا
اين ماجراي واقعي در مورد شخصي به نام نظرعلي طالقاني است كه در زمان ناصرالدينشاه طلبه اي در مدرسه مروي تهران بود و بسيار بسيار انسان فقيري بود. شبي از شدت تهي دستي و گرفتاري به اين فكر مي افتد كه بالاخره چه بايد كرد؟ آيا به مراجع تقليد وقت روي آورم؟ يا نامهاي به شاه نوشته و از او كمك بخواهم؟ يا به امير المومنين توسل جويم و از فقرم به او شكايت برم؟ سرانجام شب را تا نزديك سپيده در فكر سپري ميكند و به اين نتيجه ميرسد كه نبايد به انسانها مراجعه كنم و تنها راه اين است كه نامهاي به خدا بنويسم و خواسته هاي خود را بصورت كتبي از او بخواهم. به همين جهت خالصانه و در اوج اعتماد و اميد به خدا، نامهاي به درگاه خداي متعال نوشت كه نامه او در موزه گلستان تهران تحت عنوان «نامهاي به خدا» نگهداري مي شود.
مضمون نامه:
بسم الله الرحمن الرحيم
خدمت جناب خدا!
سلام عليكم
اينجانب بنده شما هستم. از آنجا كه شما در قرآن فرموده ايد:«و ما من دايه في الارض الا الله رزقها؛ هيچ موجود زندهاي نيست الا اينكه روزي او بر عهده من است» من هم جنبنده اي هستم از جنبندگان شما در روي زمين. و در جاي ديگر قرآن فرمودهايد: «ان الله لا يخلف الميعاد؛ مسلما خدا خلف وعده نميكند»
بنابراين اينجانب به چيزهاي زير نياز دارم:
- خانهاي وسيع
- همسري زيبا و متدي
- يك خادم
- يك كالسكه و سورچي
- يك باغ
- مقداري پول براي تجارت
لطفا پس از هماهنگي به من اطلاع دهيد.
مدرسه مروي - حجره شماره 16 - نظرعلي طالقاني
نظر علي بعد از نوشتن نامه با خودش فكر ميكند كه نامه را كجا بگذارم؟ ميگويد مسجد خانه خداست. پس به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) ميرود و نامه را در سوراخي در ديوار مسجد قايم ميكند و با خودش ميگويد: حتما خدا پيدايش ميكندو به مدرسه بازميگردد.
فرداي آن روز، ناصرالدين شاه با درباريها ميخواستند به شكار بروند. كاروان او از جلوي مسجد ميگذشت. از آنجا كه به قول پروين اعتصامي:
نقش هستي نقشي از ايوان ماست آب و باد و خاك سرگردان ماست
ناگهان به اذن خداوند، باد تندي شروع به وزيدن ميكند و نامه نظرعلي را روي پاي ناصر الدينشاه مياندازد. ناصرالدين شاه نامه را ميخواند و شكار را كنسل كرده دستور ميدهد كاروان به كاخ برگردد. او يك پيك به مدرسه مروي ميفرستد و نظرعلي را به كاخ فراميخواند. وقتي نظرعلي را به كاخ آوردند، دستور ميدهد همه وزرايش جمع شوند و ميگويد: «نامهاي را براي خدا نوشته بودند، ايشان به ما حواله فرمودند. پس ما هم بايد انجامش دهيم»
و دستور ميدهد همه خواسته هاي نظرعلي يك به يك اجرا شود.
- بازدید: 1003 مرتبه




دیدگاه ها
ارسال ديدگاه جديد
(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)