نشانه های قدرت خدا

نشانه هاي قدرت خدا در آفرينش چيست؟ چند نمونه از قدرت خدا در آفرينش را ذكر كنيد.

jpg_25.برای پاسخ دادن به اين سؤال ابتدا راجع به قدرت خدای تعالی سپس چند آيه از قران را به همراه شرح مختصری از آيات می آوريم.

1- توضيحى راجع به قدير بودن خداى تعالى‏

كلمه قدير يكى از اسماء حسناى خداى تعالى است كه مركز همه قدرتها است.

راغب مى‏گويد:
« كلمه قدرت هر گاه وصف انسان قرار گيرد نام هيئتى براى انسان است كه با آن مى‏تواند كارى را كه مى‏خواهد انجام دهد. و چون خداى تعالى با آن وصف شود،معناى عاجز نبودن را مى‏دهد. اين كلمه تنها در مورد خداى تعالى بطور مطلق استعمال مى‏شود، و تنها در مورد او است كه مى‏توان بطور مطلق گفت قادر است، و اما غير خداى تعالى محال است كسى قادر مطلق باشد، هر چند كه لفظ قادر بطور مطلق در باره آن اطلاق بشود. پس هر گاه بخواهيم غير خدا را قادر بخوانيم حق كلام اين است كه بگوييم فلانى قادر بر فلان كار است. و اگر بگوييم فلانى قادر است، صرف تعبير است و گر نه معنايش مقيد است، چون آن كس، قادر بر كار معينى است، نه قادر مطلق. و به همين جهت است كه غير از خدا احدى به اين صفت توصيف نمى‏شود، مگر آنكه به ضدش نيز توصيف مى‏شود، چون غير خدا هر كه را فرض كنيم به هر كارى كه قادر باشد، از كارهاى ديگر عاجز است، تنها كسى كه بطور كلى عجز از او منتفى است و به هيچ وجه متصف به آن نمى‏شود، خداست.
و كلمه قدير به معناى آن فاعلى است كه هر چه بخواهد مى‏كند، و بر مقتضاى حكمت هم مى‏كند، نه زائد بر آن، و نه ناقص از آن، و به همين جهت صحيح نيست كه غير از خداى تعالى كسى به اين صفت متصف شود: انه على ما يشاء قدير- او است كه بر هر چه بخواهد قدير است. كلمه مقتدر نيز قريب المعناى با كلمه قدير است و به همين معنا است جمله عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ چيزى كه هست در غير خداى تعالى هم استعمال مى‏شود، و در غير خدا معنايش متكلف و مكتسب قدرت است، يعنى كسى كه براى به دست آوردن قدرت خود را به زحمت مى‏اندازد، و خود را قدرتمند وانمود مى‏كند »
و حقا خوب معنا كرده، چيزى كه هست در آنجا كه گفت و چون خداى تعالى با آن وصف شود معناى عاجز نبودن را مى‏دهد پيداست كه سهل‏انگارى نموده، چون صفات ذاتى خداى تعالى از قبيل حيات و علم و قدرت معانى ايجابى هستند، نه سلبى براى اينكه عين ذاتند، و معقول نيست معناى سلبى عين ذات باشد، مثلا معناى حيات، نداشتن مرگ، و معناى علم، نداشتن جهل، و معناى قدرت، نداشتن عجز باشد اين عقيده صابئين است، و لازمه‏ اش اين است كه ذات خدا خالى از صفات كمال باشد.
پس حق مطلب اين است كه: معناى قدرت در خداى تعالى نيز قدرت بر انجام هر كارى باشد كه اراده كرده، و لازمه آن اين است كه مطلق عجز از ساحت او نفى شود.

2- آياتی از قرآن: [سوره الروم (30): آيات 22 تا 25]
(وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السماوات و الارض) از نشانه‏ هاى بزرگ خدا آفرينش آسمانها و زمين است
آسمانها با آن همه كرات، با آن همه منظومه‏ها و كهكشانها، آسمانهايى كه انديشه بلندپرواز انسان از درك عظمت آن عاجز و فكر از مطالعه آن خسته مى‏شود و هر قدر علم و دانش انسان پيش مى‏رود نكته‏هاى تازه‏اى از عظمتش آشكار مى‏گردد.
يك روز بود كه انسان كواكب آسمان را همين تعدادى مى‏دانست كه با چشم ديده مى‏شود (دانشمندان آنچه را با چشم غير مسلح ديده مى‏شود حدود پنج الى ششهزار احصاء كرده‏اند).اما هر قدرتلسكوپهاى قويتر و عظيمترى ساخته شد عظمت و كثرت ستارگان آسمان فزونتر گرديد، تا آنجا كه امروز معتقدند تنها كهكشان ما كه يكى از انبوه كهكشانهاى آسمان است بيش از يكصد ميليون ستاره دارد كه خورشيد ما با عظمت خيره كننده‏اش يكى از ستارگان متوسط آن محسوب مى‏شود!، و تنها خدا مى‏داند كه در همه كهكشانها كه تعداد آنها بر هيچكس روشن نيست چقدر ستاره وجود دارد.
همچنين هر قدر علوم طبيعى، زمين‏شناسى، گياه‏شناسى، حيوانشناسى و علم تشريح و فيزيولوژى و روانشناسى و روانكاوى پيشرفت مى‏كند عجائب تازه‏اى در باره آفرينش زمين كشف مى‏شود كه هر يك آيتى از آيات عظمت وقدرت خدا است.
سپس به يكى از آيات بزرگ انفسى سخن را منتقل ساخته مى‏گويد: اختلاف زبانها و رنگهاى شما نيز از آيات عظمت او است! (وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ).بى شك زندگى اجتماعى بشر بدون شناخت افراد و اشخاص ممكن نيست كه اگر يك روز همه انسانها يك شكل و يك قيافه و داراى يك قد و قواره باشند در همان يك روز شيرازه زندگى آنها بهم مى‏ريزد، نه پدر و فرزند و همسر از بيگانه شناخته مى‏شوند، و نه مجرم از بيگناه، بدهكار از طلبكار، فرمانده از فرمانبر و رئيس از مرءوس، و ميزبان از مهمان، دوست از دشمن شناخته نمى‏شود و چه جنجال عجيبى بر پا خواهد شد! اتفاقا گاهى اين مساله در مورد برادران دوقلو كه از هر نظر شباهت با هم دارند پيش مى‏آيد و چه مشكلاتى در برخورد مردم و مناسبات با آنها روى مى‏دهد تا آنجا كه شنيده‏ايم گاهى يكى از برادران دو قلوى همرنگ و هم شكل، بيمار بوده و مادر دارو را به ديگرى داده است! لذا براى سازمان يافتن اجتماع بشر خداوند صداها و رنگها را مختلف قرار داده است.
به گفته فخر رازى در ذيل آيه مورد بحث، شناسايى انسان نسبت به انسان يا بايد از طريق چشم حاصل شود يا به وسيله گوش، خداوند براى تشخيص چشم رنگها و صورتها و شكلها را مختلف آفريده، و براى تشخيص گوش اختلاف آوازها و آهنگهاى صدا را ايجاد كرده است، بطورى كه در تمام جهان نمى‏توان دو انسان را پيدا كرد كه از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات يكسان باشند يعنى صورت انسان كه عضو كوچكى است و آهنگ صداى انسان كه موضوع ساده‏اى است به قدرت پروردگار به ميلياردها شكل مختلف در مى‏آيد و اين از آيات عظمت او است.
البته اين احتمال نيز وجود دارد- و بعضى از مفسران بزرگ به آن اشاره كرده‏اند- كه اختلاف السنه به معنى اختلاف زبانها از قبيل عربى و فارسى و مانند آن باشد، و اختلاف رنگها اشاره به اختلاف نژادها كه هر نژادى رنگى دارد.
ولى مى‏توان معنى وسيعى از كلمه اختلاف استفاده كرد كه شامل اين تفسير و تفسير ما قبل آن هر دو شود، و به هر معنى اين تنوع خلقت شاهد عظمت و قدرت او است.
فريد وجدى در دائرة المعارف خود ( جلد اول صفحه 496(ماده اله) از قول نيوتن دانشمند معروف غربى چنين نقل مى‏كند كه مى‏گويد: در باره آفريدگار جهان و خداوند هرگز شك نكنيد، زيرا معقول نيست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور به تنهايى رهبر وجود باشد، چون ضرورت كور و يكسان در هر مكان و هر زمان متصور نيست كه اينهمه كائنات متنوع و موجودات رنگارنگ از او صادر گردد، و ممكن نيست كه وجود با نظام و ترتيب اجزائش و تناسبهاى لازم و هماهنگ با تغييرات زمان و مكان ظاهر گردد، بلكه همه اين امور حتما بايد از مبدئى سرچشمه گرفته باشد، كه داراى علم و حكمت و اراده است.
قرآن در پايان آيه فوق مى‏ گويد: در اين امور نشانه‏ هايى است براى عالمان و انديشمندان (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ).
چرا كه آنها بيش از هر كس از اين اسرار آگاه مى ‏شوند.
وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ (23) وَ مِنْ آياتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (24) وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ (25)
ترجمه:
23- و از نشانه‏هاى او خواب شما در شب و روز است، و تلاش و كوششتان براى بهره‏گيرى از فضل پروردگار (و تامين معاش) در اين امور نشانه‏هايى است براى آنها كه گوش شنوا دارند! 24- و از آيات او اين است كه برق (و رعد) را به شما نشان مى‏دهد كه هم مايه ترس است و هم اميد (ترس از صاعقه، و اميد به نزول باران) و از آسمان آبى فرو مى‏فرستد كه زمين را بعد از مردن به وسيله آن زنده مى‏كند، در اين نشانه‏هايى است براى جمعيتى كه عقل خود را به كار مى‏گيرند.
25- و از آيات او اين است كه آسمان و زمين به فرمان او برپاست سپس هنگامى كه شما را (در قيامت) از زمين فرا مى‏خواند ناگهان همه خارج مى‏شويد (و در صحنه محشر حضور مى‏يابيد). تفسير: باز هم نشانه‏هاى عظمت او در برون و درون‏
به دنبال بحثهاى گذشته پيرامون آيات پروردگار در آفاق و انفس، آيات مورد بحث به گفتگو پيرامون بخش ديگرى از اين آيات بزرگ مى‏پردازد.
نخست پديده خواب را به عنوان يك پديده مهم آفرينش و نمودارى از نظام حكيمانه آفريننده آن مورد توجه قرار داده مى‏گويد:
از آيات او خواب شما در شب و روز است، و نيز تلاش و كوشش شما براى بهره‏گيرى از فضل پروردگار و تامين نيازمنديهاى زندگى (وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ).
و در پايان مى‏افزايد: در اين امور آيات و نشانه‏هايى است براى آنها كه گوش شنوا دارند (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ).
اين حقيقت بر هيچ كس پوشيده نيست كه همه موجودات زنده براى تجديد نيرو و به دست آوردن آمادگى لازم براى ادامه كار و فعاليت نياز به استراحت دارند، استراحتى كه به طور الزامى به سراغ آنها بيايد، و حتى افراد پر تلاش و يا حريص را ناگزير به انجام آن سازد.
چه عاملى براى وصول به اين هدف بهتر از خواب تصور مى‏شود كه الزاما به سراغ انسان مى‏آيد و او را وادار مى‏كند كه تمام فعاليتهاى جسمانى و بخش مهمى از فعاليتهاى فكرى و مغزى خويش را تعطيل كند، تنها دستگاه‏هايى از جسم همانند قلب و ريه و بخشى از فعاليتهاى مغزى كه براى ادامه حيات لازم است به كار خود ادامه مى‏دهند آنهم بسيار آرام و آهسته.
اين موهبت بزرگ الهى سبب مى‏شود كه جسم و روح انسان به اصطلاح سرويس شود، و با بروز حالت خواب كه يك نوع وقفه و تعطيل كار بدن
آرامش و رفع خستگى حاصل گردد، و انسان حيات و نشاط و نيروى تازه‏اى پيدا كند.
مسلما اگر خواب نبود روح و جسم انسان بسيار زود پژمرده و فرسوده مى‏شد، و بسيار زود پيرى و شكستگى به سراغ او مى‏آمد، به همين دليل خواب متناسب و آرام، راز سلامت، و طول عمر، و دوام نشاط جوانى است.
قابل توجه اينكه اولا خواب را قبل از ابتغاء فضل اللَّه كه در آيات قرآن به معنى تلاش براى روزى است قرار داده، اشاره به اينكه پايه‏اى براى آن محسوب مى‏شود، چرا كه بدون خواب كافى ابتغاء فضل اللَّه مشكل است.
ثانيا درست است كه خواب معمولا در شب است و تلاش معاش در روز، اما چنان نيست كه انسان نتواند اين برنامه را به هنگام لزوم تغيير دهد، بلكه خداوند انسان را چنان آفريده كه مى‏تواند برنامه خواب خود را تغيير داده، و بر ضرورتها و نيازها منطبق سازد، تعبير به مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ (خواب شما در شب و روز) گويا اشاره به همين نكته است.
بدون شك برنامه اصلى خواب مربوط به شب است، و شب به خاطر آرامشى كه از تاريكى پديد مى‏آيد اولويت خاصى در اين مورد دارد، اما گاه شرائطى در زندگى انسان پيدا مى‏شود كه مثلا مجبور مى‏شود شبانه سفر كند و روز استراحت نمايد، اگر برنامه تنظيم خواب در اختيار انسان نبود چه مشكلى پيش مى‏آمد؟
اهميت اين مطلب مخصوصا در عصر ما كه بسيارى از مؤسسات صنعتى و پزشكى و درمانى مجبورند بطور مداوم در تمام شبانه روز كار كنند و تعطيل برنامه‏هاى آنها ممكن نيست، و لذا كارگران در سه نوبت به كار مى‏پردازند، از هر زمان ديگرى روشنتر است.
نياز جسم و روح انسان به خواب به اندازه‏اى زياد است كه توانايى و تحمل انسان در برابر بى‏خوابى بسيار كم است و از چند شبانه روز تجاوز نمى‏كند، به همين جهت جلوگيرى از خواب هميشه به عنوان يكى از دردناكترين شكنجه‏ها نزد جباران و طاغوتيان شناخته شده است.
و نيز به همين دليل يكى از طرق درمان مؤثر بسيارى از بيماريها اين است كه بيمار را در خواب عميق فرو مى‏برند، و از اين راه توان و نيروى بيمار را افزايش مى‏دهند.
آيه بعد كه پنجمين قسمت از آيات عظمت خدا را بيان مى‏كند باز به سراغ آيات آفاقى مى‏رود، و مسئله باران و رعد و برق و حيات زمين را پس از مرگ
مورد توجه قرار داده، مى‏گويد: از نشانه‏هاى خدا اين است كه برق را كه هم مايه ترس است هم مايه اميد، به شما نشان مى‏دهد (وَ مِنْ آياتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً).
ترس از خطرات ناشى از برق كه گاه به صورت صاعقه در مى‏آيد و هر چيز را در حوزه آن قرار گيرد آتش مى‏زند و خاكستر مى‏كند، و اميد از نظر نزول باران كه غالبا بعد از رعد و برق به صورت رگبار فرو مى‏ريزد.
بنا بر اين، برق آسمان پيشاهنگى است براى نزول باران (علاوه بر فوائد گوناگون مهمى كه در اين برق نهفته شده و دانش امروز از آن پرده برداشته و ما در آغاز سوره رعد به آن اشاره كرديم) «1».
سپس مى‏افزايد: و از آسمان آبى نازل مى‏كند كه زمين را بعد از مرگش حيات مى‏بخشد (وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها).
زمين خشك و سوزانى كه بوى مرگ از تمام آن به مشام مى‏رسد بعد از نزول چند باران حياتبخش آن چنان جان مى‏گيرد و زنده مى‏شود و آثار حيات به صورت گلها و گياهان در آن نمايان مى‏گردد كه گاه باوركردنى نيست كه اين همان زمين مرده سابق است.
در پايان آيه به عنوان تاكيد مى‏افزايد: در اين امور آيات و نشانه‏هايى است براى جمعيتى كه تعقل و انديشه مى‏كنند (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ).
آنها هستند كه مى‏فهمند در اين برنامه حساب شده دست قدرتى در كار است كه آن را رهبرى و هدايت مى‏كند و هرگز نمى‏تواند معلول تصادفها و ضرورتهاى كور و كر باشد. در آخرين آيه، بحث از آيات آفاقى را در زمينه تدبير نظام آسمان و زمين و ثبات و بقاى آنها ادامه داده، مى‏فرمايد: يكى ديگر از آيات عظمت حق اين است كه آسمان و زمين به فرمان او برپا است (وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ).
يعنى نه تنها آفرينش آسمانها كه در آيات قبل به آن اشاره شد آيتى است كه برپايى و ادامه نظام آنها نيز آيتى ديگر مى‏باشد، چه اينكه اين اجرام عظيم در گردش منظم خود احتياج به امور زيادى دارد كه مهمترين آنها محاسبه پيچيده تعادل نيروى جاذبه و دافعه است.
پروردگار بزرگ آن چنان اين تعادل را سامان بخشيده كه ميليونها سال بدون كمترين انحراف در مسير خود گردش مى‏كنند.
و به تعبير ديگر آيه گذشته اشاره به توحيد خلقت بود، و اين آيه اشاره به توحيد ربوبيت و تدبير است.
تعبير به قيام و برپايى آسمان و زمين، تعبير لطيفى است كه از حالات انسان گرفته شده، چرا كه بهترين حالات انسان براى ادامه فعاليتها حالت قيام است كه قادر بر انجام همه حوائج خود مى‏باشد و تسلط كامل بر اطراف خويش دارد.
تعبير به امر در اينجا اشاره به نهايت قدرت پروردگار است كه براى ادامه حيات و نظم اين جهان پهناور تنها يك فرمان او كافى است.
و در پايان اين آيه با استفاده از زمينه بودن توحيد براى معاد بحث را به اين مسئله منتقل ساخته مى‏فرمايد: سپس هنگامى كه شما را از زمين فرا مى‏خواند ناگهان همه خارج مى‏شويد (ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ).
كرارا در آيات قرآن ديده‏ايم كه خداوند مساله معاد را با تكيه بر نشانه‏هاى قدرت او در آسمان و زمين اثبات مى‏كند و آيه مورد بحث نيز يكى از آنها است. تعبير به دعاكم (شما را فرا مى‏خواند) اشاره به اين است كه همانطور كه براى تدبير و نظم جهان يك فرمان او كافى است، براى بعث و نشور و رستاخيز نيز يك دعوت او كفايت مى‏كند، مخصوصا با توجه به جمله إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ كه اذا در آن به اصطلاح براى مفاجاة است روشن مى‏سازد كه با يك دعوت او همه ناگهان بيرون مى‏ريزند.
ضمنا تعبير دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ نشانه روشنى بر معاد جسمانى است كه انسان در رستاخيز از اين زمين فرا خوانده مى‏شود (دقت كنيد).

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .