هدف و فلسفه روزه گرفتن

هدف از گرفتن روزه چيست؟

انسان علاوه بر جنبه مادي و جسمي، داراي جنبه معنوي و روحي هم است و هر يک از آن‌ها در رسيدن به کمال مطلوب خود، برنامه‌هاي خاصي احتياج دارند. يکي از برنامه‌هايي که هم جنبه معنوي را با خود به همراه دارد و هم جنبه مادي، روزه است. روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفابخش جسم و توان‌بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني است، در ساختن فرد صالح و اجتماع سالم بسيار مؤثر بوده و در تهذيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمرگي و واماندگي در نيازهاي تن تأثير بسزايي دارد. روزه يکي از احکام انسان‌ساز اسلام است که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نمي‌تواند راه‌گشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازه‌اي بر روي بشر بگشايد و حکمت‌ها و دستورات اسلام را باز شناسد.
بنابراين ندانستن فلسفه احکام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نافرماني و عصيان شود، چرا که اين اطاعت کورکورانه نيست، بلکه بر علم و يقين تکيه دارد زيرا مسلمانان مي‌دانند که خداي جهان بر همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست که از اعمال بنده سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان بسيار مهربانست و براي بندگان خود جز خير و سعادت نمي‌خواهد، پس اگر به چيزي فرمان مي‌دهد خير و سعادت ما در آن است و کمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي مي‌فرمايد براي ما زيان‌بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه مي‌زند.
اين اموري که بيان شد حکمت‌هايي بوده که به صورت خلاصه بدان اشاره شد؛ و در اين مقاله در مقام بيان حکمت و فلسفه تشريع روزه در قرآن و سنت و آنچه را که در علوم روز مطرح شده، هستيم.
مفهوم‌شناسي واژه فلسفه
واژه فلسفه کاربردهاى گوناگون و معانى متفاوتى دارد. اين واژه، گاه به گونه مطلق (بدون قيد) و گاه به گونه پسوند مبانى فلسفه، تاريخ فلسفه و... زمانى به شکل پيشوند (فلسفه اسلامى، فلسفه غرب، فلسفه هنر، فلسفه دين و...) به کار رفته است. فلسفه به صورت مطلق، به معناى فلسفه خاص است؛ يعنى: «علمى که در آن از عوارض موجود از آن جهت که موجود است، بحث مي‌شود.»[1] واژه فلسفه هرگاه به صورت پسوند به کار رود، به معناى فلسفه‌اي است که حکما آن را به نظرى و عملى تقسيم کرده‌اند؛ عملى را شامل تهذيب اخلاق، تدبير منزل و سياست مدنى دانسته‌اند و نظرى را به طبيعيات، الهيات و رياضيات تقسيم کرده‌اند. بنابراين تاريخ فلسفه يعنى کاوش در زمان پيدايش، رشد و سير تکامل مباحث فلسفى و شخصيت‌هاي نقش‌آفرين و برجسته آن؛ ولى هرگاه فلسفه به گونه پيشوند آورده شود، معانى گوناگون از آن اراده مي‌شود که بيشتر آن معانى نوپيداست و در لغت‌نامه‌هاي کهن ديده نمي‌شود. به عنوان نمونه «فلسفه اسلامى» به معناى آن بخش از مباحث فلسفى است که در ميان انديشمندان اسلامى مطرح شده و رشد يافته است. «فلسفه مردمى» بر مجموع پژوهش‌ها و مطالعاتى اطلاق مي‌شود که در جهت تأييد و تأکيد تمايلات آزادي‌خواهانه است. «ولف» آن را آغاز کرد و در آلمان رواج يافت.[2] ولى در برخى از اين واژه‌ها، فلسفه به علمى از علوم اضافه شده است؛ مثل: فلسفه حقوق، فلسفه هنر، فلسفه تاريخ و... در اين واژه‌ها، فلسفه به معناى «علم‌شناسى» علم است. موضوع علم تاريخ، وقايع گذشته و تجزيه و تحليل آن‌هاست، ولى موضوع فلسفه تاريخ، خود علم تاريخ است. به هر تقدير، در اين نوشته، منظور ما از فلسفه، معنايى ديگر است. وقتى فلسفه احکام را مطرح مي‌کنيم، نظر به شناخت حکمت تشريع احکام از سوى خداوند داريم و درصدد هستيم تا حکمت، مصلحت و اهداف لحاظ شده در آن احکام را مورد شناسايى قرار دهيم.
شناسه مفهومي صوم
در فرهنگ قرآن، از روزه به «صوم‏» تعبير شده است. صوم در لغت ‏به معناى برخاستن است‏ بى‏آنکه بعد از آن کارى شود. نزد بعضى، صوم به معناى امساک (نگاه داشتن) است. هر يک از دو معنا با معناى شرعى مناسبت دارد و آن نگاه داشتن خود است ‏بر وجه شرع در روز از آنچه در شرع او را مفطر خوانند با نيت.[3]
در جاى ديگر آمده: صوم به معناى روزه. اصل آن امساک از مطلق فعل است، خوردن باشد، يا گفتن، يا رفتن. صوم اسلامى امساک مخصوصى است از طعام و چيزهاى ديگر که از طلوع فجر شروع شده و با رسيدن شب به پايان مى‏رسد.[4]
در «التبيان» از صوم چنين تعريف شده است:
«الصَّوْمُ فِى الشَّرْعِ هُوَ الامساک عَنْ أَشْياءَ مخصوصه عَلَى وَجْهِ مَخْصُوصُ مِمَّنْ هُوَ عَلَى صِفَاتِ مخصوصه وَ مِنْ شَرْطِ انْعِقَادِ النيه
روزه در شرع، عبارت است از: 1. خوددارى کردن از خوردن اشياء خاص و ويژه 2. بر وجه مخصوص 3. از کسانى که داراى خصوصيات ويژه هستند 4.به شرط بستن نيت»[5]
پيشينه شناخت فلسفه احکام
بررسى فلسفه احکام و تلاش براى شناخت حکمت افعال و اوامر و نواهى خداوند، کارى نوپيدا نيست و عمرى به درازاى عمر اديان الهى و انديشه انسان در شناخت پيام وحى دارد.
تحقيق درباره فلسفه افعال و اراده الهى، مخصوص انسان و محدود به تاريخ زندگى بشر در کره خاکى نبوده است، بلکه بر اساس آيات قرآن، پيش از آفرينش آدم، فرشتگان به وسيله خداوند از پيدايش موجودى به نام آدم در زمين، باخبر شدند و درصدد برآمدند تا حکمت اين آفرينش را بدانند:[6]
«وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يفْسِدُ فيها وَ يسْفِکُ الدِّماءَ
هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشينى قرار خواهم داد، فرشتگان گفتند: پروردگارا آيا کسى را در آن قرار مي‌دهي که فساد و خونريزى مي‌کند».[7]
قرآن با طرح اين آيات، براى مخاطبان خود، نوعى پيام دارد و آن اين است که فرشتگان با همه مقام اطاعت و تسليمى که به درگاه پروردگار دارند، اين حق را يافتند که از فلسفه فعل و اراده الهى جويا شوند و خداوند هم با دلايل قانع کننده، ايشان را پاسخ داد و به ايشان ثابت کرد که افعال الهى عالمانه‌ترين است و بدون ملاک و مصلحت نيست. در بسيارى از آيات ديگر قرآن، براى احکام و رهنمودهاى وحى، فلسفه و حکمت ياد شده است که در ادامه همين بحث به فراخور موضوع بحثمان به فلسفه وجوب روزه اشاره خواهيم کرد. وجود اين آيات در قرآن، اين فهم را در مخاطبان آن به وجود آورده است که هيچ فعل، حکم، اراده و سخن الهى بدون حکمت و فلسفه نيست.
چرايي کنکاش در مورد فلسفه احکام
برخى نسبت به فهم و تحقيق فلسفه احکام اظهار نگرانى کرده و آن را کار پسنديده‌اي نمي‌پندارند زيرا معتقدند:
اولاً: توجه به آثار حاصله از عبادت ممکن است لطمه به قصد قربت بزند.
ثانياً: چون در همه موارد ارائه علت احکام و درک فلسفه آن‌ها ميسّر نباشد و عقل را ياراي درک مصالح و مفاسد قوانين الهي نبوده و به تعبيري بعضي از احکام در چراگاه عقل نمي‌باشد و اصولاً دانش بشر در حال تکامل و تغيير است، شايد بهتر باشد اجراى احکام تعبّدى انجام گيرد.[8]
ولي در جواب بايد گفت: طبع کنجکاو و وسوسه‌انگيز انسان، به ويژه افراد تحصيل کرده و جوانان روشنفکر با اين مطلب قانع نمي‌شود که بگوييم احکام تعبّدى است و ديگر حدّ و مرز آن را توضيح ندهيم. افزون بر اين، بيشتر فقها اين مسلک را پذيرفته‌اند و اين قاعده را قبول کرده‌اند که: «الشّرع معلّل بالمصالح» و بر اين اساس، عقل را در شناخت بخشى از علت‌هاي احکام و مصالح و مفاسد آن، موفّق دانسته‌اند هرچند که در بخش ديگر، تعبد را لازم شمرده‌اند؛ زيرا در شرع، اموري به عنوان سبب حکم و يا شرط و مانع براى حکم معرفى شده است که علت مناسبت آن‌ها براى ما روشن نيست.
هم‌چنين اگر به سيره پيامبر اکرم (ص) که از قرآن کريم استفاده مي‌شود توجه کنيم، مى‌فهميم مردم زمان پيامبر اکرم (ص) هرگاه راجع به فلسفه احکام از قبيل حرام بودن قمار و شراب از آن حضرت مي‌پرسيدند، پيامبر گرامى اسلام نمي‌فرمود شما نمي‌دانيد و نمي‌فهميد بلکه بسيار متين و منطقى جواب مي‌داد و گاه خداوند متعال، آن حضرت را راهنمايى مي‌فرمود که فلسفه احکام را به مردم بگو؛ مثلاً در سوره بقره درباره قمار و شراب خداوند مي‌فرمايد:
«َسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ کَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما»[9]
و يا در آيه ديگر به پاره‌اي از زيان‌هاي آشکار شراب و قمار پرداخته و مي‌فرمايد:
«إِنَّما يريدُ الشَّيطانُ أَنْ يوقِعَ بَينَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيسِرِ وَ يصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاة»[10]
اگر ما تمام کوشش‌هاي لازم را براى آگاهى از فلسفه يک حکم به کار برديم ولى مطلب قابل توجهى به دست نياورديم، هرگز نمى‏توانيم آن حکم را ناديده بگيريم و يا بگوييم اين حکم هيچ فايده و مصلحتى در بر ندارد، زيرا عدم درک مصلحت غير از آن است که مصلحتى نداشته باشد. حضرت رضا (ع) مى‏فرمايد:
«إِنَّا وَجَدْنَا کُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ وَ بَقَاؤُهُمْ وَ لَهُمْ إِلَيهِ الْحَاجَةُ الَّتِي لَا يسْتَغْنُونَ عَنْهَا وَ وَجَدْنَا الْمُحَرَّمَ مِنَ الْأَشْياءِ لَا حَاجَةَ لِلْعِبَاد إِلَيهِ وَ وَجَدْنَاهُ مُفْسِداً دَاعِياً الْفَنَاءَ وَ الْهَلَاک‏»[11]

فلسفه و حکمت تشريع روزه
الف. فلسفه روزه در منظر قرآن
آيات قرآن مجيد مهم‌ترين و متقن‌ترين منبع شناخت فلسفه احکام مي‌باشند. در قرآن کريم به ده‌ها آيه برمى‌خوريم که حکمت افعال و احکام الهى را بيان کرده است. از جمله اين آيات، آيه 183 سوره بقره است که در باب تشريع حکم روز مي‌فرمايد:
« يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَيکُمُ الصِّيامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»[12]
خداوند در اين آيه بعد از بيان وجوب روزه، فلسفه اين فريضه الهي را تقوا و پرهيزگاري مي‏داند. تقوا به معناي پرهيزگاري، ترسيدن از حق تعالي و دوري دل از گناه است[13] و در پرتو اين تقوا است که انسان حقيقت بين مي‌شود.
چون که تقوا بست دو دست هوا
حق گشايد هر دو دست عقل را
به بيان ديگر؛ فايده و علت غايي روزه در اين آيه، تقوا بيان شده است و آن سودي است که عايد خود شخص مي‌شود، و فايده داشتن تقوا مطلبي است که احدي در آن شک ندارد، چون هر انساني به فطرت خود اين معنا را درک مي‌کند که اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود و به مقام بلند کمال و روحانيت ارتقا يابد، اولين چيزي که لازم است بدان ملتزم شود اين است که از افسار گسيختگي خود جلوگيري کند و بدون هيچ قيد و شرطي سرگرم لذت‌هاي جسمي و شهوات بدني نباشد و خود را بزرگ‌تر از آن بداند که زندگي مادي را هدف بپندارد. سخن کوتاه آنکه از هر چيزي که او را از پروردگار تبارک و تعالي مشغول سازد بپرهيزد. وقتي پيامبر (ص) در خطبه شعبانيه، فضائل ماه رمضان و روزه را برشمرد، اميرالمؤمنين علي (ع) پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ در پاسخ پيامبر (ص) فرمود:
«الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ
پرهيز و اجتناب از معاصي و گناهان»[14]
بنابراين روزه عامل بازدارنده از گناه و عامل سرکوب کننده نفس عصيان‌گر است.
و اين تقوا تنها از راه روزه و خودداري از شهوات به دست مي‌آيد و نزديک‌ترين راه و مؤثرترين رژيم معنوي و عمومي‌ترين آن است به طوري‌ که همه مردم در همه اعصار بتوانند از آن بهره‌مند شوند، و آن عبارت است از خودداري از شهوتي که همه مردم در همه اعصار مبتلاي به آنند و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشاميدن، و شهوت جنسي که اگر مدتي از اين سه چيز پرهيز کنند و اين ورزش را تمرين نمايند، به تدريج نيروي خويشتن‌داري از گناهان در آنان قوت مي‌گيرد و نيز به تدريج بر اراده خود مسلط مي‌شوند، آن وقت در برابر هر گناهي عنان اختيار از کف نمي‌دهند و نيز در تقرب به خداي سبحان دچار سستي نمي‌گردند، پر واضح است کسي که خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشيدن و عمل جنسي که امري مباح است اجابت مي‌کند، قهراً در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرماني‌ها شنواتر و مطيع‌تر خواهد بود، اين است معناي آنکه فرمود: «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»[15]
مولوي گويد:
هست روزه ظاهر، امساک طعام
روزه معني، توجه دان تمام
اين دهان بستي، دهاني، باز شد
که خورنده، دانه‌هاي راز شد
جوع مر خاصان حق را داده‌اند
تا شود از جوع شير زورمند
بيان اين آيه و موضوع تقوا به عنوان هدف و فلسفه روزه به اين معنا نيست که هيچ هدف و حکمت ديگري در روزه منظور نشده باشد و تمام فلسفه و حکمت آن، همين باشد، بلکه ممکن است تقوا و خودسازي، مهم‏ترين هدف و حکمت آن بوده و اهداف و حکمت‏هاي ديگر نيز در آن باشد، يا تقوا، هدف نهايي روزه باشد و اهداف و حکمت‏هاي ديگر پيش از آن و يا در ضمن آن نيز در روزه گرفتن تحقق داشته باشد، به همين خاطر در روايات و احاديث، حکمت‏هاي بي‏شماري براي روزه‏داري بيان شده است؛ که در ادامه به ارزيابي آن مي‌پردازيم.
ب. فلسفه روزه از نگاه پيامبر اکرم (ص)
در مورد روزه از رسول رحمت (ص) چندين سخن روايت شده که هر کدام پيام و اشاره به سرّ و اسرار اين وظيفه عبادي دارد که به اختصار به بيان چند کلام بسنده مي‌کنيم.
پيامبر اکرم (ص) مي‌فرمايند:
« الْمَعِدَةُ بَيتُ کُلِّ دَاءٍ وَ الْحِمْيةُ رَأْسُ کُلِّ دَوَاءٍ
معده مرکز و خانه هر دردي است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاي نامناسب و زياده‌خوري) اساس هر داروي شفابخش است».[16]
همچنين مي‌فرمايند:
«صُومُوا تَصِحُوا
روزه بگيرد تا سالم بمانيد».[17]
شايد به همين دليل باشد که قضاي روزه بر همه واجب است. حتي زن حائض که قضاي نمازهايش بر او واجب نيست، ولي قضاي روزه‌هاي نگرفته بر او واجب است؛ و يا مي‌فرمايند:
« لِکُلِّ شَي‏ءٍ زَکَاةٌ وَ زَکَاةُ الْأَبْدَانِ الصِّيام
براي هر چيزى زکاتى است و زکات بدن‌ها روزه است».[18]
اين سخنان اشاره به اثرات و بازتاب‌هاي مادي و فيزيکي روزه و سلامتي دارد که براي بدن به همراه مي‌آورد.
همچنين رسول اکرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمودند:
« وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِيهِ جُوعَ يوْمِ الْقِيامَةِ وَ عَطَشَهُ
به وسيله گرسنگي و تشنگي از روزه‌داريتان، گرسنگي‌ها و تشنگي‌هاي روز قيامت را به ياد آوريد، که اين يادآوري انسان را به فکر تدارک براي قيامت مي‌اندازد تا جد و جهد بيشتري در کسب رضاي خدا کند».[19]
ج. فلسفه فردي وجوب روزه
روزه، کارکردهاي مختلف در زمينه فردي و اجتماعي دارد که در ادامه به بيان فلسفه فردي و فوايدي که براي شخص روزه‌دار به همراه دارد، مي‌پردازيم:
1. حکمت و يقين
رسول گرامي (ص) فرمودند: در شب معراج گفتم:
«يا رَبِّ وَ مَا مِيرَاثُ الصَّوْمِ قَالَ الصَّوْمُ يورِثُ الحِکْمَةَ وَ الحِکْمَةُ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْيقِينَ فَإِذَا اسْتَيقَنَ الْعَبْدُ لَا يبَالِي کَيفَ أَصْبَحَ بِعُسْرٍ أَمْ بِيسْرٍ
در معراج عرض کردم: پروردگارا! ميراث روزه‌داري چيست؟ ندا رسيد: روزه باعث پيدايش "حکمت"[20] [در انسان] است و حکمت نيز مايه پيدايش "معرفت" است و معرفت عامل حصول "يقين" [در جان آدمي] است و آن‌گاه که بنده‌اي به يقين برسد، باکي ندارد که چگونه زندگي وي مي‌گذرد؛ در سختي يا راحتي»؟[21]
2. تقويت اخلاص
حضرت زهرا (س) در اين باره مي‌فرمايند:
«فَرَضَ اللّه ُ الصِّيامَ تَثبِيتا لِلإخلاصِ
خداوند روزه را واجب گردانيد تا اخلاص را [در زندگي انسان‌ها] تثبيت نمايد».[22]
3. تندرستي بدن
عامل بسياري از بيماري‌ها، زياده‌روي در خوردن غذاهاي مختلف است؛ چون مواد اضافي جذب نشده به صورت چربي‌هاي مزاحم در نقاط مختلف بدن، يا به صورت چربي و قند اضافي در خون باقي مي‌ماند. اين مواد لجن‌زارهاي متعفني براي پرورش انواع ميکروب‌هاي عفوني است و در اين حال، بهترين راه براي مبارزه با اين بيماري‌ها، نابود کردن اين لجن‌زارها از طريق روزه است.[23]
4. تقويت صبر و بردباري

قرآن در بياني، مؤمنان را به صبر و پايداري دعوت کرده و مي‌فرمايد:
«يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ
اي کساني که ايمان آورده‌ايد از صبر و نماز کمک بگيريد».[24]
مفسران معتقدند منظور از «صبر» در آيه مورد نظر «روزه» است.[25] در حقيقت روزه روحيه صبر و شکيبايي را در آدمي تقويت مي‌کند و موجب رهايي انسان از تمامي مشکلات مي‌شود.
5. يادآوري قيامت براي فرد
روزه گرفتن و تحمل گرسنگي و تشنگي، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را به ياد مي‌آورد و همين توجه، در رفتار و منش و اعمال او اثر بسزايي مي‌گذارد. اگر انسان اعمالش را با توجه، انجام دهد و خود را موعظه کند که حسابرسي دقيقي در پيش دارد، متواضع‌تر و متخلق‌تر خواهد شد و از اجر و ثواب بيشتري برخوردار خواهد گرديد. امام رضا (ع) در بيان فلسفه وجوب روزه فرمودند:
«مردم به انجام روزه امر شدند تا گرسنگي و تشنگي را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگي آخرت را درک کنند.»[26]
يادآوري تشنگي و گرسنگي و حسابرسي دقيق روز قيامت، آدمي را از قدم برداشتن به سوي انحرافات و آلوده شدن به گناهان باز مي‌دارد.
روزه حالت شکستگي و ذلت و دور شدن شرارت و طغيان از وجود است؛ هنگامي که نفس شکسته و خوار گردد، در برابر پروردگارش آرامش يافته و خاشع مي‌شود. ديوار شهوات و قوايي که موجب معصيت مي‌شود و انسان را در گناهان کبيره مي‌افکند، با روزه شکسته مي‌شود.
6. پاداش الهي
پيامبر گرامي (ص) فرمود: خداوند تبارک و تعالي فرمود:
«الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ.
روزه از آن من است و من به آن پاداش مي‌دهم».[27]
اين حديث در منابع اهل‌سنت نيز از رسول خدا (ص) از طريق «طبراني» و «بيهقي» اين گونه نقل شده است:
«رسول خدا (ص) فرمودند: ثواب اعمال نزد خدا هفت نوع است... و يکي اين که ثواب، عامل آن عمل را جز خدا کسي ديگر نمي‌داند، و آن روزه است. روزه فقط مال خداست و ثواب آن را جز خدا کسي ديگر نمي‌داند».[28]
7. آمرزش گناهان
پيامبر اسلام (ص) فرمود:
«مَا مِنْ صَائِمٍ يحْضُرُ قَوْماً يطْعَمُونَ إِلَّا سَبَّحَتْ أَعْضَاؤُهُ وَ کَانَتْ صَلَاةُ الْمَلَائِکَةِ عَلَيهِ وَ کَانَتْ صَلَاتُهُمْ لَهُ اسْتِغْفَارا
هيچ روزه‌داري نيست که بر عده‌اي در حال غذا خوردن وارد شود، مگر اينکه اندام‌هايش تسبيح گويند و فرشتگان بر او درود فرستند و درود فرشتگان آمرزش خواهي است».[29]
8. استجابت دعا
امام صادق (ع) فرمود:
«نَوْمُ الصَّائِمِ عِبَادَةٌ وَ صَمْتُهُ تَسْبِيحٌ وَ عَمَلُهُ مُتَقَبَّلٌ وَ دُعَاؤُهُ مُسْتَجَابٌ
خواب روزه‌دار عبادت و سکوتش تسبيح و عملش پذيرفته و دعايش مستجاب است».[30]
احمدبن‌حنبل و ترمذي از رسول خدا روايت کرده‌اند که: سه گروه هستند که دعاي آن‌ها ردّ نمي‌شود، بلکه اجابت مي‌شود: 1. روزه‌دار هنگام افطار 2. ...[31]
9. تضعيف شهوت
پيامبر اکرم (ص) فرمود:
«علَيکُم بالصَّومِ؛ فإنّهُ‏ مَحسَمَةٌ للعُرُوقِ ومَذهَبَةٌ للأشَرِ
بر شما باد به روزه گرفتن که آن رگ‌ها را مي‌برد (شهوت را کم مي‌کند) و سرمستي را مي‌برد».[32]
د. فلسفه اجتماعي روزه
روزه، گاه آثاري را به همراه دارد که جنبه اجتماعي و فراتر از امور شخصي است، در اين قسمت به بررسي و بيان اين آثار و حکمت‌ها بر مي‌آييم:
1. ايجاد حس همدردي و مساوات
روزه، درس مساوات و برابري در ميان افراد اجتماع است. با انجام اين دستور مذهبي، افراد متمکن، وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس درمي‌يابند و اين باعث مي‌شود که به کمک محرومان بشتابند. هشام بن حکم، متکلم توان‌مند امامي، وقتي از امام صادق (ع) درباره فلسفه روزه سؤال مي‌کند، امام در جواب مي‌فرمايد: روزه به اين دليل واجب شد که ميان فقير و غني مساوات برقرار گردد و اين بدان جهت است که غني، طعم گرسنگي را بچشد و نسبت به فقير اداي حق کند؛ چرا که اغنيا معمولاً هر چه را بخواهند، براي آن‌ها فراهم است. خدا مي‌خواهد ميان بندگان خود مساوات باشد و طعم گرسنگي و درد و رنج را به اغنيا بچشاند تا به ضعيفان و گرسنگان رحم کنند.[33]
همچنين امام رضا (ع) در فلسفه روزه اين چنين مي‌فرمايند: علت روزه براي درک درد گرسنگي و تشنگي است تا بنده، ذليل، متضرع و صابر باشد.
2. موجب آرامش قلب و روح
قال الباقر (ع): «الصِّيامُ وَ الْحَجُّ تَسْکِينُ الْقُلُوب
روزه و حج، آرامش دهنده قلوب آدميان است».[34]
3. مانعي در مقابل ناهنجاري‌هاي جنسي
پيامبر عظيم‌الشأن اسلام (ص) در راه تعديل غرائز جنسي و کنترل شهوات، به جوانان يک دستورالعمل بسيار ارزشمند مي‌دهد و نسل جوان را از هرزگي‌ها و افسارگسيختگي‌ها جداً بر حذر مي‌دارد و نظام عادله طبيعت را از هرج و مرج و فساد جوانان حفظ و حراست مي‌نمايد و در سخنان بسيار حکيمانه خويش چنين مي‌فرمايند:
« يا مَعْشَرَ الشَّبَابِ عَلَيکُم بالبائة فَمَنْ لَمْ يسْتَطِعْ فَعَلَيهِ بِالصَّوْمِ فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ
اي جوانان بر شما باد ازدواج و نکاح، (که براي اجراي اين سنت نبوي بشتابيد) و هر گاه بعضي از شما قدرت بر ازدواج ندارد، پس روزه بگيرد، زيرا روزه کنترل کننده و مهار کننده است (که بايد با روزه نفس سرکش را از طغيان و تجاوز و به گناه افتادن حفظ نمود)».[35]
4. اثر تربيتي روزه در فرد و اجتماع
در اسلام، هم امر تربيت، ‏يک امر بسيار مهم است و هم زمينه‏ها و بسترهاى تربيتى کاملاً هموار گشته است؛ اما از آن‌جايي که امر تربيت، ‏ يک امر بسيار ظريف است و همسان گل لطيف، انسان‌هاي معمولى در اين زمينه چندان موفق نبوده‏اند؛ زيرا اولاً: شناخت و آگاهى کافى در اين امر وجود ندارد و ثانياً: شيوه درستى در امر تربيت وجود ندارد. هرکس شب خوابيده و صبح بلند شد، يک الگوى تربيتى اختيار مى‏کند و بدون هيچ‌گونه انعطاف، بر يک مسئله غلط اصرار و پافشارى مى‏نمايد؛ غافل از اينکه در قرآن شريف آمده است:
« وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً
در حالى که شما را در مراحل مختلف آفريده است».[36]
يعنى روحيات و خصوصيات هيچ کدام از دو انسان، شبيه و يکسان نيست ‏بنابراين، در امور تربيتى، به تعداد انسان‌ها به شيوه و «استانداردهاى تربيتى ويژه‏اى‏» نيازمنديم که غفلت از آن باعث ‏خسران خواهد شد.
با اين مقدمه، آيا روزه مى‏تواند در امور تربيتى اثراتى داشته باشد يا خير؟ «از فوايد مهم روزه اين است که روح انسان را تلطيف‏ و اراده انسان را قوى و غرائز او را تعديل مى‏کند».[37] به تعبير امام على (ع): روزه رياضتى است سازنده؛ که اثرات تربيتى زيادى را به بار مى‏آورد. ايشان مى‏فرمايند:
«صَوْمُ النَّفْسِ اِمْساکُ الْحَواسِّ الْخَمْسِ عَنْ سائِرِ الْمَآثِمِ وَ خُلُوُّ الْقَلْبِ مِنْ جَميعِ اَسْبابِ الشَّرِّ
روزه جان، خوددارى کردن حواس پنج‌گانه از باقيمانده گناهان است و خلوت و آسوده ماندن دل از تمام اسباب پليد».[38]
اگر جان‏ انسان روزه باشد، حواس پنج‌گانه، براى هميشه حواسش جمع خواهد بود و به سوى پليدي‌ها و پلشتي‌ها، پا نخواهد نهاد.
گواه اين اثر تربيتي در روزه را در ماه مبارک رمضان شاهديم؛ زيرا زماني که به آمار جرم و جنايات در اجتماع در ماه مبارک رمضان مي‌نگريم، شاهديم که افعال مجرمانه و تخلفات در جامعه از کاهش بسيار محسوسي برخوردار است و اين جز به برکت اين عمل عبادي مقدور نيست.
ختم سخن

با توجه به احکام و فلسفه عبادي روزه، مي‌توان نتيجه گرفت، روزه يکي از بهترين عبادات و اعمال ايجاد تعادل در جسم و روح انسان و عامل مؤثر جلوگيري کننده از بسياري بيماري‌ها و امراض کشنده است. همچنين روزه در تعالي روح انسان و تطهير وجود آدمي از تمامي پليدي‌هاي گناهان، وسيله بسيار تأثيرگذاري است. روزه عبادتي مخفي بين آدمي و خالق است و محصول اين عبادت تقوي و پرهيزگاري در تمامي احوال است. در يک کلام، روزه حقيقي مي‌تواند اسباب عروج معنوي آدمي را به ملکوت اعلي به وجود آورد و سرچشمه‌هاي حکمت و معرفت را در قلب انسان مؤمن جاري سازد.
همچنين اجتماع مؤمنان را سرشار از مودت و لطافت و پاکي سازد و جامعه‌اي بدون طبقه و سالم را به وجود آورد که در آن جرمي رخ نمي‌دهد.
[1] طباطبايي، سيدمحمد‌حسين، بداية‌الحکمه، ص10
[2] واژه‌هاي فلسفه و علوم اجتماعي، ج3، ص366
[3] سيداميرابوالفتح جرجاني، تفسير شاهي، ج1، ص225
[4] قريشي، سيدعلي‌اکبر، قاموس قرآن، ج4، ص165
[5] شيخ طوسي، محمدبن‌حسن، التبيان في تفسير القرآن، ج1، ص114
[6] شيخ طوسي، محمدبن‌حسن، التبيان في تفسير القرآن، ج1، ص132
[7] قرآن کريم، سوره بقره، آيه30
[8] مجله مکتب اسلام، شماره 48 بهمن و اسفند ماه، مقاله دکترعلي‌اکبر شهابي
[9] قرآن کريم، سوره بقره، آيه216
[10] قرآن کريم، سوره مائده، آيه91
[11] شيخ صدوق، علل‌الشرايع، ج1، ص93
[12] قرآن کريم، سوره بقره، آيه183
[13] مفردات راغب، ص530، ماده وفي؛ لغت‌نامه دهخدا، ج16، ص852
[14] ملکي تبريزي، حاج ميرزاجواد، المراقبات، ص211، اين روايت را سيدمرتضي در کتاب «اقبال» به نقل از کتاب «بشارة‌المصطفي لشيعة‌المرتضي» با استناد آن به حسن‌بن‌فضال از امام رضا (ع) از پدرانش از حضرت علي (ع) روايت کرده است.
[15] طباطبايي، سيدمحمدحسين، ترجمه الميزان، ج2، ص231
[16] ارکان اسلام، ص108
[17]
[18] کليني، محمدبن‌يعقوب، اصول کافي، ج4، ص62
[19] حر عاملي، وسايل‌الشيعه، ج7، ص3
[20] محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان‌الحکمه، ج5، ص475
[21] شيخ صدوق، علل‌الشرايع، ج1، ص246؛ بحارالانوار، ج96، ص368
[22] مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص631
[23] ارکان اسلام، ص108
[24] محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان‌الحکمه، ح10927
[25] قرآن کريم، سوره بقره، آيه153
[26] علامه ورام، تنبيه‌الخواطر، ج1، ص303
[27] شيخ صدوق، من لايحضره‌الفقيه، ج2، ص43
[28] کليني، محمدبن‌يعقوب، کافي، کتاب صوم، ج4، ص63
[29] علي ناصف، شيخ منصور، التاج‌الجامع للاصول في احاديث‌الرسول
[30] ثواب‌الاعمال، ص77
[31] شيخ صدوق، من لايحضره‌الفقيه، ج2، ص76، ح1783
[32] شعراني، عبدالوهاب، مشارق‌الانورالقدسيه في بيان‌العهودالمحمديه
[33] محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان‌الحکمه، ح10918
[34] شيخ صدوق، علل‌الشرايع، ج2، ص378؛ مرحوم مجلسي، بحارالانوار، ج96، ص371، ح53
[35] شيخ صدوق، علل‌الشرايع، ج2، ص378؛ مرحوم مجلسي، بحارالانوار، ج96، ص371، ح53
[36] قرآن کريم، سوره نوح، آيه14
[37] مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص628
[38] غررالحکم و دررالکلم، ج‏1، ص416

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
9 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .