چيستي عرفان نظري

لطفا مختصري درباره( عرفان نظري) توضيح دهيد و چند مورد از كتب عرفان نظري را كه مطلوب و مورد تائيد بزرگان حوزه علميه است، نام ببريد.

در پاسخ به توضيحات ذيل توجه كنيد :
الف- «عرفان» در لغت به معناى شناخت و شناسايى است و در اصطلاح روش و طريقه نظري و عملي ويژه‏اى براي تقرب به خداوند است. نتيجه عرفان چه عرفان نظري باشد، چه عرفان عملي، وصول به توحيد و كسب مقام ولايت و خلافت خداوند در زمين است .
ب- عرفان به دو بخش نظري و عملي تقسيم مي‌شود، در عرفان نظري همانند فلسفه از هستي شناسي بحث مي‌شود، كه مي توان به صورت مقدماتي به كتاب‌هاي فلسفي مانند بدايه الحكمه، نهايه الحكمه، اسفار رجوع كرد و سپس كتاب‌هاي درسي عرفان نظري مانند: (تمهيد القواعد، فصوص الحكم، مصباح الانس، و فتوحات مكيه) را در حوزه‌هاي علميه و يا در دانشگاه نزد اساتيد رشته عرفاني فراگرفت.
امّا در عرفان عملي كه آن را علم سير و سلوك مي‌نامند، از اين بحث مي‌شود كه سالك راه خدا براي رسيدن به قله منيع انسانيت يعني توحيد از كجا بايد آغاز كند و چه منازل را بايد به ترتيب طي كند تا به مقصد نهائي برسد. عرفان عملي كه مسير بسيار شيرين ولي صعب العبور است، مراتب و مراحل متعددي دارد.
همچنين مي توان گفت: موضوع عرفان به طور كلي توحيد هستي و ولايت انسان كامل است. عرفان نظري طريق وصول نظري و معرفتي انسان به توحيد و شناخت ولايت است، و عرفان عملي روش عملي وصول به اين دو مقام مي باشد. در مثال مي توان گفت: شما گاهي از عسل تعريف مي كنيد و مي خواهيد به صورت علمي به خصوصيات عسل برسيد و گاهي با خوردن و چشيدن عسل آن را مي شناسيد. عرفان نظري مانند تعريف عسل است و عرفان عملي مانند چشيدن و خوردن عسل مي باشد.
ج- امروزه در بين مسلمين تنها فرقه اي كه به معني واقعي كلمه عرفان نظري دارد شيعه است. حتّي برخي از نويسندگان بزرگ عرفان نظري ، در اعصار گذشته نيز ، اگرچه متّهم به سنّي بودن هستند ولي از نظر برخي صاحب نظران ، بسياري از آنها نيز شيعه ولي در حال تقيّه بوده اند. همچنين شواهدي موجود است كه نشان مي دهد برخي سخنان مطابق با مذاق اهل سنّت ، در كتب اين افراد بعدها وارد اين كتب شده و به اصطلاح نتيجه ي تحريف است. حتّي برخي محقّقين مثل هانري كُربَن ، محقّق شهير فرانسوي ، بر اين اعتقاد اند كه تسنّن با عرفان سازگار نيست و منطقاً محال است كسي هم عارف باشد هم سنّي مذهب. چرا كه اركان عرفان در تضادّ كامل با اعتقادات كليدي اهل سنّت است. براي مثال يكي از اركان عرفان ، اعتقاد به وجود انسان كامل در هر عصري كه حكومت كلّيّه همواره از آنِ اوست ؛ و جمهور عرفا انسان كامل بعد از نبي اكرم(ص) را علي بن ابي طالب (ع) دانسته اند. همينطور يكي از اركان عرفان اعتقاد به تجرّد روح ، و عالم عقول مجرّده است كه همگي از نظر اهل سنّت مردودند. همينطور عرفا قائل به عصمت تمام عيار جميع انبياء و همه ي انسانهاي كاملند ، در حالي كه اكثر علماي اهل سنّت انبياء را معصوم من جميع الجهات نمي دانند چه رسد به ديگر خلفاي الهي.
در كنار اين نظريّه برخي نيز گفته اند: مذهب عارف مذهبها جداست. يعني عرفا نه تابع متكلّمين شيعه هستند نه تابع متكلّمين اهل سنّت ؛ بلكه خود اهل تحقيق و نظر بوده تابع تحقيقات شخصي خودشان هستند كه ممكن است در مواردي مطابق با اعتقادات عموم شيعه باشد و گاه نيز مطابق با اعتقادات عموم اهل سنّت ؛ و چه بسا در مواردي نيز با اعتقادات هر دو گروه متفاوت باشد. ولي به هر حال اعتقادات اهل عرفان ، به اعتقادات شيعيان نزديكتر است تا اعتقادات اهل سنّت. همچنين آموزه هاي عرفان نظري را با منابع حديثي و فكري و با انديشه ها ي شيعي راحتر مي توان توجيه و تفسير نمود تا منابع و انديشه هاي اهل سنّت. لذا عرفان نظري بعد از پايان دوره ي شيعه كشي و شيعه آزاري ، كه دوره ي تقيّه ي بسياري از عالمان شيعي است ، تنها در بين شيعيان به بقاء خود ادامه داد و امروزه اهل سنّت عملاً فاقد عرفان نظري هستند.
د- عرفان نظري در بين مراكز فكري شيعه نيز موافق و مخالفهايي دارد. برخي صد در صد با آن مخالف بوده پرداختن به آن را كفر يا معصيت مي دانند ؛ در مقابل ، برخي ديگر ، عرفان نظري را غايت تمام علوم ديني شمرده و ساير علوم را بدون عرفان نظري ابتر مي دانند. گروههايي نيز بين دو فكر قرار داشته به درجات مختلف براي آن ارزش قائلند. يكي از رايجترين نظرات بينا بيني اين است كه خواندن عرفان نظري براي كسي كه استعداد لازم براي آن را ندارد حرام است امّا براي افرادي كه استعداد لازم براي اين علم را دارند جايز است. مشابه اين نظرات در مورد فلسفه ي اسلامي نيز وجود دارد.
ه- بلا شكّ براي ورود به عرفان نظري گذراندن يك دوره فلسفه ي اسلامي و بخصوص حكمت متعاليه لازم و ضروري است. فهم عرفان نظري بدون داشتن اطلاعات فلسفي كافي براي اكثر طالبان عرفان نظري غير ممكن و در اكثر موارد موجب گمراهي است. لذا گذراندن يك دوره فلسفه ي اسلامي هم به فهم عرفان نظري كمك مي كند هم مانع از سوء فهم مي شود. حدّاقل فلسفه ي پيش نياز براي عرفان نظري ، خواندن بدايةالحكمة ، نهايةالحكمة و شواهد الرّبوبيّه است. البته اين دروس حتماً بايد پيش استاد مسلّم فلسفه باشد ؛ استادي كه مكتب حكمت متعاليه را حقيقتاً يافته باشد. فهم فلسفه بدون استاد ، تقريباً محال است ؛ عرفان نظري هم كه جاي خود دارد.
و. حكمت متعاليه (مكتب فلسفي ملاصدرا) در حقيقت فلسفه ي عالي و عرفان نظري نازل است. لذا پلّه ي آغازين عرفان نظري محسوب مي شود. مفصّلترين اثر در حكمت متعاليه ، كتاب 9 جلدي « الحكمةالمتعاليه في الاسفار العقليّةالاربعة » ، نوشته صدرالدين محمّد شيرازي ، ملقّب به صدرالمتألّهين و ملاصدرا است كه به اختصار ، اسفار اربعه گفته مي شود. خلاصه ي حكمت متعاليه را مي توان از سه كتاب بدايةالحكمة ، نهايةالحكمة و شواهد الرّبوبيّه به دست آورد. اوّلين كتاب درسي عرفان نظري ، كتاب تمهيد القواعد ، نوشته ي صائن الدين علي بن محمّد التركه است كه مطالب آن به صورت مناظره با فلسفه ي مشّائي است. لذا ابتداي اين كتاب به شدّت رنگ و بوي فلسفي دارد ولي هر چه پيش مي رود رنگ و بوي عرفاني آن شديدتر مي شود. بعد از اين كتاب معمولاً كتاب مصباح الانس ابن فنّاري خوانده مي شود و كتاب سوّم عرفان معمولاً كتاب فصوص الحكم محي الدين ابن عربي است ، اين كتاب مقدّمه ي مفصّلي از داوود قيصري دارد كه معمولاً قبل از ورود به اصل اين كتاب ، خوانده مي شود. بعد از فصوص الحكم نيز اغلب كتاب فتوحات مكّيّه خوانده مي شود كه جامع ترين اثر عرفاني محي الدّين ابن عربي است.
بايد توجّه داشت كه خواندن كتب ذكر شده بدون استاد فنّ ، براي اكثر افراد و بخصوص براي فلسفه نخوانده ها ، شرعاً جايز نيست چرا كه احتمال گمراهي در پي دارد. اكثر كلمات عرفان نظري رمزي بوده و نياز به تأويل و تفسير درست دارد كه تنها از عهده ي اساتيد فنّ ساخته است. به قول حافظ:
طيّ اين مرحله بي همرهي خضر مكن ـــــ ظلمات است بترس از خطر گمراهي.
ز. براي كساني كه فهم عميقي دارند ولي علوم عقليّه را هم نخوانده اند كتابهايي وجود دارند كه حاوي برخي محصولات و نتايج رقيق شده ي عرفان نظري و حكمت متعاليه مي باشند. نظير كتب آيةالله جوادي آملي ، كتب استاد محمّد شجاعي ، برخي از كتب علامه حسن زاده آملي و نيز شرح برخي از آثار علامه حسن زاده آملي توسّط شاگرد ايشان ، دانشمند بزرگوار جناب صمدي آملي. برخي از كتب حضرت امام خميني(ره) مثل شرح اربعين و آداب الصّلوة نيز براي برخي طالبان قابل استفاده است.
براى اطلاع بيشتر مى‏توانيد به كتاب‏هاى ذيل مراجعه نماييد: 1 مقدمه‏اى بر عرفان و تصوف دكتر سجادى
2 برنامه سلوك در نامه‏هاى سالكان نشر دارلفكر
3 عرفان نظرى دكتر يحيى يثربى
4 نفحات الانس احمد حاجى
5 الحمات و العرفان آية‏الله جوادى آملى
6 عارف و صوفى چه مى‏گويد جواد تهرانى

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .