گناهان گذشته

وقتى به گناهانم و به عدالت و حسابگرى خداوند فكر مى كنم، آرامش ندارم. چه بايد كرد؟

در ابتدا گفتنى است، در آيات و روايات از يك سو غرور، خودستايى و احساس ايمنى از عذاب الهى نكوهش شده و از سوى ديگر نااميدى و اضطراب ناپسند شمرده شده است. آن چه مهم است حالت ميان بيم و اميد، خوف و رجاء است. تا از يك سو خيزش براى كارهاى نيك و انجام دستورات الهى انجام پذيرد و از سوى ديگر انگيزش و نشاط آدمى دو چندان شود از اين رو پيروان راستين مكتب حيات بخش اسلام كه به روز قيامت، ايمان دارند و طبق تعليم هاى دينى، خود را در پيشگاه الهى مسئول مى دانند، همواره مراقب عمل هاى خود هستند؛ به فريضه هاى الهى عمل، از حرام ها دورى گزيده و مى كوشند تا دامنشان به گناه و ناپاكى آلوده نشود. چرا كه اينان يقين دارند كه هر عمل زشت و ناروايى كه در دنيا انجام دهند، خواه كوچك باشد يا بزرگ، در كتاب عمل شان ثبت شده، در قيامت مورد مؤاخذه واقع مى شوند و به تناسب آن عمل، كيفر مى بينند.
اين گروه با ايمان و معتقد، با نيروى ايمان بر هوا و تمايل هاى خويش حاكم شده، غريزه هايشان را مهار، عنان شهوت هاى خود را به دست عقل مى سپارند و به انگيزه معنوى و اعتقاد باطنى قانون شكنى نكرده، پيرامون گناه نمى گردند و به حقوق و حدود ديگران نيز تجاوز نمى كنند.
قرآن كريم درباره عدالت پروردگار مى فرمايد: «وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً»[1]؛ «ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مى كنيم؛ پس به هيچ كس كمترين ستمى نمى شود».
نكته شايان ذكر اين كه: اگر خداوند با مردم براساس عدل و داد رفتار كند و تمام جزييات كارهاى دوران عمرشان را كه در پرونده اعمال شان ثبت شده با دقت مورد رسيدگى قرار دهد، هرگز از گرفتارى و عذاب رهايى نمى يابند و به فلاح و رستگارى نايل نمى شوند.
در اين باره قرآن كريم مى فرمايد: «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً»[2]؛ «و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود، هرگز احدى از شما پاك نمى شد!».
امام سجاد عليه السلام در زمينه عفو بارى تعالى و عدل او با زبان دعا و تضرع در پيشگاه الهى عرضه مى دارد: «بارالها! اگر بخواهى، ما را به فضل و كرمت مى بخشى و اگر بخواهى، به عدل و دادت عذاب مان مى دهى. پس بر ما منّت بگذار و عفوت را به آسانى شامل حال مان كن و با گذشت و مغفرت، از عذابت پناه مان ده، كه ما را طاقت عدل و دادگريت نيست و بدون بخشش و عفوت، هيچ يك از ما نجات نمى يابيم»[3].
رحمتش نى رحمت آدم بُوَد
كه مزاج رحم آدم غم بود
رحمت مخلوق باشد غصه ناك
رحمت حق از غم و غصه است پاك
نكته اى كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد، اين كه: توجه به گناهان گذشته، نتيجه لطف و عنايت پروردگار به گنه كاران است. آرى! اگر گناه برايش سنگين و گران است و آرامش را از او ربوده، بايد از خالق متعال تشكر كند كه مورد عنايت ذات ربوبى قرار گرفته است.
در اين راستا پيامبر رحمت صلى الله عليه و آله در پندهاى خود به اباذر مى فرمايد: «اگر خداى تبارك و تعالى خير بنده اى را بخواهد، گناهانش را در برابر او مجسم مى كند و اگر بدى و بدبختى بنده اى را بخواهد گناهانش را از ياد او مى برد؟!»[4]. پرواضح است كه به ياد داشتن گناه زمانى مفيد است كه مانع ادامه آن شود.
مرد اعرابى از رسول خدا صلى الله عليه و آلهمى پرسيد: «چه كسى در قيامت به حساب مردم مى رسد؟ حضرت فرمود: خداوند كريم. اعرابى گفت: به خداى كعبه كه نجات يافتيم. حضرت پرسيد: چگونه اين سخن را مى گويى و خويش را نجات يافته مى يابى؟ عرض كرد: كريم هرگاه بر گنهكار سلطه پيدا كند و بر مجازاتش قادر شود، او را مى بخشد»[5].
اين مسلمان با صفا و پاكدل، درس توحيد را از مكتب نورانى اسلام فراگرفته و خداوند را كريم مى داند و به اتكاى بزرگوارى و كرامت الهى، به عفو و اغماض او ابراز حُسن ظن مى كند و خويشتن را نجات يافته تلقى مى كند. پيامبر رحمت صلى الله عليه و آله نيز با سكوت خويش سخنان اعرابى را تأييد و اميد عفوش را امضاء مى كند.
انسان هاى با ايمانى كه خداوند در خلوت و جلوت ناظر بر اعمال خويش مى دانند، زمانى كه جاذبه هاى هواى نفس و شهوت ها، آنان را به بيراهه مى برد و دامنشان را به پليدى هاى گناه مى آلايد، قهر آزرده خاطر و متأثر مى شوند. از آن جايى كه اين حالت ممكن است سبب دلسردى و يأس آنها را فراهم آورد؛ از اين رو خداوند غفار در «توبه» را به سوى اينان گشود و اعلان مى دارد:
«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ...»[6]؛ «اى پيامبر! به مردم بگو: از رحمت الهى نااميد نباشيد كه خداوند تمام گناهان را مى آمرزد؛ بى گمان او بخشنده و مهربان است».
____________________
[1]. انبياء 21، آيه 47.
[2]. نور 24، آيه 21.
[3]. صحيفه سجاديه، دعاى دهم.
[4]. مجلسى، بحارالانوار، ج 74، چاپ بيروت، از پندهاى پيامبر به اباذر.
[5]. عطايى، محمدرضا، مجموعه ورام، ج 1، ص 9.
[6]. زمر 39، آيه 53.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .