گناه مانع اجابت دعا

اياگناه ومعصيت باعث عدم استجاب دعاميشه حتي درحرم امامان معصوم؟

تمام دعاها و زياراتي كه در آنها وعده به امري چون برآورده شدن حاجات و غيره شده است، قطعا محقق خواهند شد اما منوط به اين شرط كه دعا كننده از ايمان كامل برخوردار باشد و بنده حقيقي خداوند باشد كه البته كسب چنين مرتبه اي كار آساني نمي باشد. در حقيقت آنكه بنده واقعي خداوند است و از ايمان كامل برخوردار است، هيچگاه دعايي غير از خواست الهي نمي كند و خداوند نيز دعاي چنين شخصي را هيچگاه بي جواب نمي گذارد. پس وعده الهي بايد شامل كسي شود كه مؤمن تر و با تقواتر است (إنّ اكرمكم عندالله اتقاكم – بهترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست. حجرات 13)، اگر گاهي اين وعده ها شامل حال ما نيز مي شود، نه به خاطر استحقاق داشتن ماست، بلكه به دليل لطف و عنايت بي پايان الهي است.

اجابت نشدن دعا علتهاي بسياري دارد كه تنها يكي از اين علتها ارتكاب گناه و معاصي است. اميرمؤمنان علي (ع) در دعاي كميل مي فرمايند: « اللهم اغفر لي الذنوب التي تحبس الدعا – پروردگارا ببخش آن گناهي را كه سبب حبس و برآورده نشدن دعا مي شود. ». آنچه مسلم است، تأثير سوء گناه بر اجابت دعا است و آنچه كه مشكوك است، رفع اين تأثيرات سوء در حرم معصومين (ع) مي باشد. در واقع چه در حرم و جوار معصومين (ع) باشيم و چه نباشيم، گناه تأثيرات سوء خود بر اجابت دعا را خواهد داشت و چه بسا امر اجابت را به تأخير اندازد.

با مطالبي كه در ادامه خواهد آمد با اين موضوع بهتر آشنا خواهيد شد:

دعا كردن خود شرايط و آداب خاصي دارد كه رعايت هر نكته از آن لازم و ضروري است در استجابت دعاهاي ما مهمترين شرايط دعا چهار چيز است:
- نيت ؛ در هر كاري قصد و انگيزه اي دخيل مي باشد و منظور از نيت به مفهوم مطلق و عام، همان قصد و انگيزه اي را مي گويند كه آدمي را وادار به انجام كارها مي كند و به سوي هدف نهايي سوق مي دهد و از ديدگاه شرع مقدس اسلام آن انگيزه و قصدي استه صبغه الهي داشته باشد و موجب شود كه كارها در جهت جلب رضايت الهي قرار گيرد. در عبادات شرط است و غرض از قصد به جا آوردن فعل است زيرا هر فعل اختياري چه عبادي باشد و غير عبادي بدون قصد امكان تحقق پيدا نمي كند آنچنان كه بر آن آثار مطلوي مترتب گردد. پس نيت چيزي است علاوه بر قصد چه مضافا به اينكه بايد عبادت با قصد به جا آورده شود نيز براي خدا و امتثال امر او بايد ايتان گردد به علاوه بايد تعيين كننده نوع عبادت نيز باشد كه مثلا نماز ظهر است يا عصر، واجب است يا مستحب و اداء است يا قضا و غيره.
نيت خطور دادن عمل عبادي است در ذهن و قلب و تا وقتي كه مكلف به عبادت مشغول است اين حضور قلبي بايد وجود داشته باشد. نيت در عبادات وجود انگيزه و داعي است بر آن عبادت و انگيزه عاملي است كه انسان را به انجام دادن عمل مي خواند؛ به گونه اي كه هر وقت از وي بپرسند كه چه كاري انجام مي دهد و براي چه آن را انجام مي دهي بگويد عبادت براي خدا و امتثال امر او و اين انگيزه از آغاز اتيان عبادت تا پايان حقيقتا وجود دارد.

بنابراين وقتي نيت را به عنوان يكي از شروط دعا در نظر مي گيريم منظور آن است كه دعا كننده مي بايست به اين درجه از معرفت و آگاهي دست يافته باشد كه چه مي خواهد و ازكه مي خواهد؟ تا بدين وسيله در چگونه خواستن و دعاي خود دچار شرك نشود و شريكي براي خداوند در اجابت قرار ندهد.
- حضور قلبي؛ منظور آن است كه قلب داعي خواسته داعي را از ياد نبرد و آن را پراهميت و مهم برشمرد به گونه اي كه در هنگام دعا دائما به ياد آن باشد و بلكه در جلوي چشمش عيان باشد.
امام خميني فرموده اند: بدان كه حضور قلب در عبادات حاصل نشود مگر به افهام نمودن به قلب اهميت عبادات را.
- اخلاص؛ شرط آن است كه دعاكننده تا عملش را از هر قصدي جدا از رضاي پروردگار خالص سازد و اگر رو به سوي او كرده و از او درخواست و مسئلت مي كند آن را به خاطر اطاعت از فرمانش تلقي نمايد و نبايد از ياد خداوند غافل شد و انسان مخلص كسي است كه عبادات و دعاهايش را براي خدا خالص گرداند و به آنچه كه مي شنود آگاه باشد.
امام صادق (ع) مي فرمايد: اخلاص همه فضائل اعمال را در بر دارد و معنايي دارد كه كليدش قبول و توقيع آن رضاست.
پايين ترين مرتبه اخلاص اين است كه بنده به اندازه اي كه در توان دارد در عبادت حق كوشا باشد و براي عملش نزد خدا قدر و ارزش قائل نشود و پايين ترين مقام مخلص در اين دنيا سلامتي او از جميع گناهان و در آخرت نجات از آتش و رسيدن به بهشت مي باشد.
- دعا بايد با آرامش انجام شود؛ واژه آرامش يعني آزاد كردن و رها كردن. وقتي با آرامش دعا مي كنيم مي آموزيم كه چگونه مشكلاتمان را آزاد و رها كنيم در نتيجه مشكلات نيز مي توانند برطرف شوند.
وقتي انسان آرامش دارد و بدون هر تنش مي باشد مي آموزد كه چگونه دعا كند. بسياري مي پندارند دعايي كه مستجاب مي شود كاملا برعكس است يعني دعايي است كه به طور مفصل انجام شود همچون هر چيز ديگر دعا را بايد به شكل ساده انجام دهيم. با آرامش فشار عصبي متوقف مي شود آرامش ابتدا در فكرو بعد در جسم مان جاري خواهد شد و ما از قدرتي سرشار خواهيم شد كه عظيم تر از قدرت خودمان است و با آرامش است كه مي توان با خداوند ارتباط برقرار كرد و مشكلات برطرف خواهند شد.

از شرايط ديگري كه در مصيب واقع شدن دعا كمك مي كند، اول: اعتراف به گناهان، دوم : شكر نعمتها؛ سوم: صلوات بر محمد و آل محمد، چهارم: دعا كردن و حاجت خواستن؛ پنج : صلوات بر محمد و آل محمد مي باشد.

« شرايط استجابت »

جناب سيد بن طاووس شرايط دعا و استجابت آن را كه در بالا ذكر كرديم به بيان ديگري چنين مي فرمايد: اين را بدان كه اسباب و شرط هاي مستجاب شدن دعا بسيار است، پس بايد كه درتحصيل كردن و به جاي آوردن آن شرط ها سهل انگاري نكني، از جهت آن كه مبادا هرگاه دعايي بخواني و در اجابت تأخيري شود، پس شيطان تو را وسوسه كند و به خيال تواندازد كه نَعوُذُ بِاللّه ِ خداي تعالي وعده ي خود را خُلف كرده است.

از جمله ي شرط ها آن است كه بايد در وقت دعا خواندن دل خواننده ي دعا متوجه به خداي عزّوجل باشد و در خواستن حاجت هاي خود هم چنان كه در طلب شهوت هاي دنيوي كه اكثر آن ها ضرر دنيوي و اخروي است كمال توجه و اهتمام را دارد، بايد كه در وقت خواندن دعا نيز كمال توجه را داشته باشد.

چون جهت خواستن مطلبي دست به دعا برمي داري، بايد كه اميد و تعظيم نمودنِ تو خداي تعالي را زيادتر باشد از آن كه دست به سوي خوردن طعام ها يا آشاميدن آبي دراز كني. زيرا كه دست دراز كردن تو به نزد پروردگار جهت خواستن نعمت ها و ثواب هاي اخروي اَهَمّ و عظيم تر و پر فايده تر است از دست دراز كردن تو به سوي طعام ها و نعمت هاي دنيوي، پس بايد كه عقل خود را و دل خود را حاضر سازي از براي دراز نمودن دستِ خود به قدر تعظيم آن كسي كه تو دست خود را به نزد او بلند نموده اي و هر آن گاه كه در تعظيم خداي تعالي نُقصان نمايي، پس قسم به خدا كه چگونه اميد استجابت دعا خواهي داشت و حال آن كه تو در كردار و گفتار، تهاون (سستي) و سهل انگاري نموده اي. پس آيا تو شخصي را ديده اي كه به سبب نافرماني نزديك و مقرب در نزد پادشاه شود؟! آيا آن كه تو سؤال كننده اي را ديده اي كه به بي ادبي كردن به شخصي نزديكي جويد كه از او چيزي طلب مي كند؟!

« شرايط دعا كننده »

هرگاه كه داعي، طلبيدن چيزي را از خداي تعالي اراده داشته باشد، پس بايد كه در وقت دعا خواندن، دو دست خود را بگشايد و كف دست خود را به جانب آسمان كند و هرگاه خواهد كه از جهت ترس از عذاب آخرت دعايي خواند، كف دست خود را به جانب آسمان كند.

اول ابتدا به حمد و ستايش خداي تعالي و صلوات بر محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله كند، پس آن گاه حاجت خود را نام برده، از جانب اقدس الهي درخواست نمايد.

و ديگر آن كه خواننده ي دعا بايد كه دعا كردن و زاري نمودن در خلوت و پنهاني بهتر از دعاي بلند و آشكار و در ميان مردمان است. و از جمله ي صفات دعا كننده آن است كه دل او از ياد آوردن خداي تعالي و نعمت هاي دنيوي و اخروي او و از ترس عقوبت ها و عذاب هاي دنيوي واخروي غافل نباشد و به فكرها و خيالات نامشروع و وسوسه هاي شيطاني مشغول نگردد.

و ديگر آن كه بايد كه خوراك و پوشاك او از حلال باشد نه از حرام.

و ديگر آن كه بَريُ الذِّمه و پاك از حقوق الناس و از ستم نمودن بر بندگان خداي تعالي باشد.

و ديگر آن كه راضي به ظلم كردن شخصي ديگر نباشد، هر چند او را در آن دخلي نباشد.

و ديگر آن كه بايد كه متكبر نباشد، بلكه پرهيزگار و با نيّت صادق و درست باشد.

و ديگر آن كه دعا جهت رفع ظلم شخصي از او نكند و حال آن كه خود به ديگري ظلم كرده باشد.

و ديگر آن كه بعد از دعا مرتكب گناهان نشود تا آن كه دعاي او مستجاب شود.

و از جمله ي شرايط استجابت دعا آن است كه بايد اولاً از همه ي گناهان توبه و استغفار نمايد و در كمال صَلاح و سداد و راستگويي باشد و ديگر آن كه دعا در قطع صله ي رحم نكند.

و ديگر آن كه دعا در حقّ دوست به حسب دنيا نباشد، زيرا كه در حديث وارد شده كه پيغمبر خدا صلي الله عليه و آله از خداي خود مسألت نموده اند كه دعاي دوستي را در حقّ دوستي ديگر مستجاب نگرداند كه دوستي ايشان ازجهت غرض دنيوي باشد.

و ديگر آن كه بايد كه دعا كننده طعام خود را از حرام و از مُشتَبه به حرام پاك سازد، هرگاه خواهد كه دعاي آن مستجاب گردد.

ديگر آن كه دعا كننده، انگشتري در دست داشته باشد كه نگين آن فيروزه باشد، زيرا كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند كه: از پيغمبر خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه خداي تعالي فرموده است كه من حيا مي كنم از بنده اي كه دست خود را بلند كند و حال آن كه در دست او انگشتري باشد كه نگين آن فيروزه باشد، پس آن دست را نااميد برگرداند.

و ديگر از شرايط آن است كه در دست او انگشتري باشد كه نگين آن عقيق باشد، زيرا كه از حضرت امام جعفرصادق عليه السلام منقول است كه فرمودند: دستي به سوي خداي عزّوجل برداشته و بلند گردانيده نمي شود كه دوست داشتني تر باشد از دستي كه در آن انگشتري باشد كه نگين آن عقيق باشد.

« اوقات استجابت »

به سندهاي معتبر، منقول است كه از جمله ي اوقات استجابت دعاست اين اوقات:

ـ وقت زايل شدن آفتاب از دايره ي نصف النهار (ظهر)

ـ نزد شنيدن اذان براي هر نماز؛

ـ ساعت اول از روز جمعه و ساعت آخر از روز جمعه؛

ـ سه يك آخر از همه ي شب ها كه آن را وقت سحر گويند؛

ـ تمام شب جمعه؛

ـ وقت آمدن باران؛

ـ بعد از هر نماز واجب؛

ـ بعد از نماز شام هر گاه به سجده رود؛

ـ در وقت گريه و تضرع و زاري؛

ـ وقتي كه آفتاب به قدر يك نيزه مانده باشد كه به وقت ظهر رسد در هر روز؛

ـ بعضي از اين اوقات، روايت دارد و بعضي از اين ها به تجربه رسيده است.

در اوقات اجابت دعا كه در هر سال يك مرتبه باشد، از آن جمله شب قدر است كه آن شب نوزدهم و شب بيست و يكم و شب بيست و سوم ماه رمضان المبارك است و خصوصا اگر چنان چه احدي به شب قدر، علم داشته باشد و اگر به يقين شب قدر را ندانسته باشد. پس احاديث درباره ي فضيلت شب بيست و سوم بيشتر است و از براي اجابت دعاها اين شب راجح تر است.

ـ و از آن جمله، روزهاي اين شب هاست: روز نوزدهم و بيست ويكم و بيست وسوم.

ـ روز عيد مولود حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله كه هفدهم ماه ربيع الاول است.

ـ شب مبعث حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله كه بيست و هفتم رجب است و روز آن.

ـ روز عرفه و شب عرفه است، خصوصا از براي شخصي كه در عرفات يا كربلاي معلا باشد.

ـ شب ها و روزهاي سه عيد است و آن شب عيد غدير است و روز اوست و شب عيد رمضان (فطر) و روز آن است و شب عيد قربان و روز آن است.

ـ شب اول ماه مبارك رجب است و به روايتي ديگر در هر شب از ماه رجب

ـ روز نصف (نيمه ي) شعبان و شب.

« آفت دعا »

اگر دعايتان مستجاب شده مواظب سه حالت باشيد.

اول: آن كه عجب نكني و نگويي من معلوم مي‌شود آدم خوبي هستم كه دعايم مستجاب شد زيرا عجب و خودپسندي باعث فساد عمل و غلبه بر شيطان است.

دوم: شكر و حمد خدا نمايي كه تفضل كرد بر تو به اجابت دعاي تو، بلكه مستحب است دو ركعت نماز شكر به جا آوري.

سوم: همين كه دعاي تو مستجاب شد ترك دعا نكني و باز در خانه خدا بروي تا بيگانه و در وقت حاجت خواستن دوباره آشنا باشي.

اگر دعايتان به اجابت نرسيد مواظب اين سه حالت باشيد .
اول: آن كه مايوس نشوي از رحمت خدا، زيرا به اجابت نرسيدن دعا ممكن است به سبب گناهان تو باشد كه مانع اجابت است پس درصدد آن به توبه و تهذيب نفس برآي.

دوم: ترك دعا كردن.

سوم: راضي باش به تقدير الهي تا همان رضاي تو باعث اجابت دعايت بشود.

چهارم: بدان كه مصلحت تو در اين بوده و تنها خداوند بهم صلحت خلقش آگاهي دارد.

امام حسن (ع) مي‌فرمايد: من ضامنم از براي كسي كه در قلب او چيزي خطور نكند به جز رضا و خشنودي به قضاي خدا اين كه دعا كند پس مستجاب شود.

دعا كردن سه حالت دارد كه به هر حالتي كه باشد براي انسان اجر معنوي دارد.

حالت اول: آن كه صلاح بنده در ان هست و به او مي‌رسد و مشروط به دعا نيست و در اين صورت ثمره تقرب بنده است به خدا.

حالت دوم: آن كه صلاح بنده در آن هست و رسيدن به آن مشروط است به دعا كردن و در اين صروت ثمره دعا دو چيز است يكي رسيدن به مطلوب و ديگر تقرب به خدا.

حالت سوم: آن كه صلاح بنده در آن نيست و به آن نمي‌رسد چه دعا بكند چه نكند و در اين صورت ثمره دعا دو چيز است يكي تقرب به خدا، دوم عوض آن كه در دنيا او منع شده اما در آخرت مضاعف آن به او عطا مي‌شود.

دیدگاه ها

سلام. عالی. کاملا درست است.
یاعلی

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 11 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .