گوشه گيري و انزواطلبي

آيا عرفان به معناي انزوا و گوشه گيري ست چرا اين تلقي وجود داره كه عرفا ، منزوي و گوشه گيرند ؟

دوست گرامي. در اسلام رهبانيت و گوشه گيري و انزوا طلبي به معنايي كه در مسيحيت يا ساير اديان و فرق هست يعني ترک دنيا نداريم. لا رهبانيه في الاسلام. زهد اسلامي معناي دقيقي دارد که بايد مورد بررسي قرار گيرد. عرفان هايي که با عنوان تصوف و درويشي انزوا و گوشه گيري را ترويج مي کنند، مورد تاييد اسلام نيست. در عرفان اسلامي عارف پس طي منازل سلوک به جامعه برمي گردد و به رهبري مردم اشتغال خواهد داشت.

منظور از ترک دنيا در عرفان اسلامي ترک علاقه و دلبستگي به دنيا به صورتي است که مانع خداپرستي شود. براي آشنايي بيشتر به مقاله زير توجه کنيد. موفق باشيد.
در اين موجز سعي شده تفاوت زهد و رهبانيت اندکي مورد بررسي قرار گرفته و تا حدي مفاهيم آنها روشن شود و اينکه به چه کسي زاهد و به چه کسي راهب مي گويند و آيا مورد تاييد بزرگان دين و کلام وحي هستند يا خير.
رهبانيت
رهبانيت در لغت از ريشه "رَهَبَ " به معني ترس همر اه با اضطراب است.راهب به کسي گفته مي شود که براي عبادت به دير رفته و از مردم کناره گيري کند.رهبانيت در اصطلاح طريقه زندگي راهب است.(1)
زهد
زهد در لغت به معني اجتناب کردن از چيزي بخاطر حقارت و ناچيز بودن آن امر است.در اصطلاح صوفيه دشمن دانستن دنيا و از آن دوري کردن است.زاهد کسي است که به دليل ميل به آخرت از نعمت هاي دنيايي چشم پوشي و به کم بسنده کرده است.(2) البته به قول ملا احمد نراقي ترک دنيا به جهت اين نباشد که دستش به آن نرسيده،چون در اين صورت مرتبه زهد شامل حال او نمي شود.همچنين اين واژه را نبايد با قناعت اشتباه گرفت چون قناعت راضي شدن به اندک است اما زهد اصلا عدم تمايل به آن مال است.(3)
در روايتي از پيامبر اکرم آمده است که زهد داشتن در دنيا به معني تحريم کردن حلال خداوند و يا نابود کردن مال و ثروت نيست بلکه به اين معني است که به آنچه خود در دست داري مطمئن تر از آنچه در دست خداست نباشي و به پاداش مصيبتي که به تو مي رسد چندان راغب باشي که آرزو کني آن مصيبت براي تو باقي ماند.(4)
نهج البلاغه از جمله منابعي است که مي توان ره توشه هاي بسياري از آن گرفت. با درنگ در کلام اميرالمومنين علي(ع) نکاتي چند مرتبط با ويژگي هاي زهد و زاهد در مي يابيم:
«اِنَّ الزاهدين في الدنيا تبکي قلوبُهُم و اِن ضَحِکوا و يشتَدُّ حُزنُهُم و اِن فَرِحوا و يکثُرُ مَقتُهُم اَنفُسَهُم و اِن اغتُبِطوا بِما رُزِقوا»
همانا زاهدان،اگرچه خندان باشند اما قلبشان مي گريد و اگرچه شادمان باشند،اندوه آنان شديد است و اگرچه براي نعمت هاي فراوان مورد غبطه ديگران قرار گيرند اما با نفس خود در دشمني بسياري قرار دارند.(5)
اگر زهد درست معنا شود پايه اصلي معرفت الهي است و اگر درست فهميده نشود به رهبانيت گراييده و مايه ضلالت خواهد شد.شايد بتوان گفت هرگاه زهد به افراط گرايش پيدا کند رهبانيت نمودار مي شود و اين مساله کمابيش در همه اديان وجود دارد.
زهد و رهبانيت در قرآن
در سوره مبارکه حديد دو آيه وجود دارد که يکي مفهوم زهد اسلامي را مي رساند (آيه 23) و ديگري به معناي رهبانيت اشاره دارد(آيه 27)
آيه 23: «لکيلا تاسوا علي ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم و الله لا يحب کل مختال فخور»اين براي آنست که بخاطر آنچه از دست داده ايد تاسف نخوريد و به آنچه به شما خواهد رسيد دل بسته و شادمان نشويد،و خدا هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد.
در توضيح اين آيه کلامي از ابن عباس در تفاسير ذکر شده که با اندکي تفاوت يک معنا را مي رساند:«انسان به طور قطع يا اندوهگين است يا شاد ولي اگر به مصيبتي دچار شود بايد صبر پيشه کند و اگر خيري به او برسد بايد شاکر باشد.لذا صرف شادي و غم مشکلي ايجاد نمي کند بلکه مهار نکردن است که مشکل ساز مي شود.»
آيه 27:«ثم قفينا علي آثارهم برسلنا و قفينا بعيسي ابن مريم و اتيناه الانجيل و جعلنا في قلوب الذين اتبعوه رافه و رحمه و رهبانيه ابتدعوها ما کتبنا عليهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعايتها فاتينا الذين امنو منهم اجرهم و کثير منهم فاسقون» سپس در پي آنان پيامبران ديگر خود را فرستاديم و به دنبال آنان عيسي بن مريم را مبعوث کرديم و به او انجيل عطا کرديم و در دلهاي کسانيکه از او پيروي کردند رافت و رحمت قرار داديم، و رهبانيتي را که آنها ابداع کرده بودند ما بر آنان مقرر نکرديم، گرچه هدفشان جلب خشنودي خدا بود ولي حق آن را رعايت نکردند، از اين رو ما به کساني از آنها که ايمان آوردند پاداششان را داديم، و بسياري از آنها گناه کارند.
در اين آيه به صراحت ذکر شده که رهبانيت را بعضي از پيروان براي خود قرار دادند در حاليکه خداوند دستور آن را نداده بود و اين از ابداعات برخي از مسيحيان است.
زهد در معناي افراطي آن در اديان ديگر هم بوده،مانند اِسِني هاي يهود،راهبان مسيحي و جوکيان هند.نمونه هايي از زهد افراطي زمان پيامبر اکرم(ص) ، تصميم عبدالله بن عمروبن عاص براي روزه گرفتن در تمام سال و يا قصد عثمان بن معظون براي ترک زن و فرزند بود که هردو مورد،نهي حضرت رسول (ص) را به دنبال داشت.(6)
با نظر در آيات قرآن و کلام معصومين مي توان گفت مومن حقيقي ويژگي هاي خاصي دارد که شايد بتوان گفت جامع اضداد است.يعني در عين آنکه ممکن است تمکّن مالي داشته باشد به آن بي اعتناست.معناي زهد اندک شمردن متاع دنياست نه از آنها محروم شدن.
تمايز زاهد و راهب در نتيجه اختلاف جهان بيني اين دو گروه است.راهب جامعه گريز است و از تعهدات اجتماعي خود شانه خالي مي کند ولي زاهد به جامعه روي آورده و در جمع مي ماند.در تصور راهب،دنيا و آخرت قابل جمع نيستند، يا بايد دل از دنيا شست و به آخرت پرداخت و يا بايد آخرت را رها کرد و به دنيا رسيد، حال آنکه در زهد اسلاميم دنيا مزرعه آخرت و وسيله اي براي سامان دادن آخرت است. زهد اسلامي به معناي خوب از عهده مسئوليت برآمدن و متعهد بودن به تعهدات اجتماعي است.

منابع:
1) قرآن
2) مفردات راغب،ص 204
3) منجد الطلاب، ص 292
4) معراج السعاده، ص 275
5) ميزان الحکمه، ص 2226
6) خطبه 113 نهج البلاغه
7) ميزان الحکمه،ص 2142

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
6 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .