اهمّيت دعا ـ مقاله اي از استاد حسين انصاريان

اهمّيت دعا ـ مقاله اي از استاد حسين انصاريان

بسم الله الرّحمن الرّحيم
دعا؛ اظهار احتياج و نياز، به پيشگاه حضرت بى نياز است، دعا بيان تهيدستى و فقر و مسكنت و ندارى به محضر غنى مطلق، و مالك جهان هستى است. دعا درخواست گدائى بى نوا، از كريمى با وفا، و مددخواهى ناتوانى از توانائى شكست ناپذير است.
دعا كمك خواستن بنده اى ضعيف، مسكينى ذليل، مستكينى بيچاره، از پروردگارى رحيم، خدايى مهربان، حكيمى لطيف، و سميعى بيناست. دعا نشان دادن فروتنى و تواضع، خاكسارى و خشوع، انكسار و خضوع، به درگاه سلطانى قدّوس، عزيزى مقتدر، غفورى وَدود، معبودى يكتا، و دانائى قوى است.
دعا محبوب خدا، و معشوق سالكان، و نور چشم عارفان، و راز و نياز مشتاقان، و چراغ شب دردمندان، و تكيه گاه مستمندان، و نور قلب نيازمندان است.
دعا در قرآن :
منبع فيض بى نهايت، درياى بى ساحل كرامت، فراهم آورنده فضاى هدايت، نازل كننده سفره دانش و حكمت، حضرت ربّ العزّه در قرآن مجيد مى فرمايد:
قُل مَا يَعبَأُ ِبكُم رَبِّي لَولاَ دُعَاؤُكُم (سوره فرقان، آيه 77) ؛
اى پيامبر رحمت به مردم بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنا و نظرى به شما نكند.
دعا وسيله جلب اعتناى خدا، و زمينه جذب رحمت الهى به سوى دعا كننده است، اعتنا و نظرى كه سفره شقاوت را از خيمه حيات انسان برمى‏چيند، و مائده سعادت و خوشبختى را براى دعا كننده پهن مى‏كند.
محبوب محبّان، معشوق عاشقان، انيس ذاكران، جليس شاكران، ياور بندگان، تكيه گاه صاحب دلان در قرآن مجيد مى‏فرمايد:
وَ اِذَا سَاَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَاِنِّي قَرِيبٌ اُجِيبُ دَعوَهَ الدَّاعِ اِذَا دَعَان (سوره بقره ، آيه 186)؛
هنگامى كه بندگانم در رابطه با من از تو سؤال كنند، پاسخش اين است كه من يقيناً نزديكم، دعاى دعا كننده را چون مرا بخواند مستجاب مى كنم.
آرى جز خدا هيچ كس به بندگان نزديك نيست، او نزديكى است كه انسان را به وجود آورده، و او را در رحم مادر، پرورش داده، و از رحم مادر به دنيا انتقال داده، و در دنيا سفره مادّى و معنويش را براى اين ميهمان با كرامت گسترده، و انبيا را براى هدايت او به سعادت دنيا و آخرت برانگيخته، و نعمت بى نظيرى چون قرآن، و امامان معصوم را براى او قرار داده، درد تشنگى را با آب زلال و صاف درمان مى كند، رنج گرسنگى اش را با غذاى مناسب و گوارا برطرف مى سازد، بيماري هايش را به درمان مى رساند، تنهائيش را با زن و فرزند و دوستان و ياران جبران مى‏كند، برهنگى‏اش را با انواع لباس‏ها مى‏پوشاند، محبّتش را در دل ها مى‏نهد، مشكلاتش را هر چند شديد و سخت باشد مى گشايد، سلامتش را تداوم مى‏بخشد، به ارزش و اعتبار و آبرويش مى‏افزايد، و اين همه را جز خدا چه كسى مى‏تواند برايش فراهم آورد، و چه كسى چون خدا به تمام احوالات و نيازمندي ها و حاجات او آگاهى دارد؟
آرى او از همه به انسان نزديك‏تر است، تا جايى كه در قرآن مجيد فرموده:
وَ لَقَد خَلَقنَا الاِنسَانَ وَ نَعلَمُ مَا تُوَسوِسُ بِهِ نَفسَهُ وَ نَحنُ اَقرَبُ اِلَيهِ مِن حَبلِ الوَرِيد (سوره ق ، آيه 16) ؛
هر آينه انسان را به وجود آورديم، و آنچه را نفس او به آن وسوسه مى كند مى‏دانيم، و ما از رگ گردن به او نزديك تريم.
انبيا كه از نظر عقل و درايت، و بصيرت و كرامت از تمام انسان ها برترند، و جان و قلب آنان از همه جان ها و قلب ها نورانى تر است، و آگاهى آنان به حقايق غيب و شهود كامل ترين آگاهى است، و واقعيات را آن چنان كه هست مى دانند، جان و دلى وابسته به دعا داشتند، و با همه وجود به اين رشته استوار و محكم متّصل بودند، و شب و روزى نبود كه بخشى از عمر خود را صرف دعا نكنند، و از راه دعا به محضر محبوب حاضر نشوند.
آنان دعا را مايه رشد جان، تصفيه دل، زدودن غبار مادّيت از باطن، شستشوى خيمه حيات از كدورت هجران، و عامل حلّ مشكلات مى دانستند، و يقين داشتند هيچ خواننده از درگاه ربوبى بدون رسيدن به مقصد، و منهاى روا شدن حاجت بر نمى گردد، به همين خاطر به استجابت دعا مؤمن بودند، و در اين زمينه هيچ شك و ترديدى به خود راه نمى‏دادند، و در تمام دعاها قبولى دعا را خاضعانه از حضرت حق درخواست مى‏كردند، و اطمينان صد در صد داشتند كه دعاى نيازمند در پيشگاه حضرت بى‏نياز به اجابت مى‏رسد.
قرآن مجيد اين حقيقت را روشن‏تر از روز از زبان پاك، و دل تابناك ابراهيم حكايت مى‏كند:
اَلحَمدُ للهِ الَّذِي وَهَبَ لِس عَلَي الكِبَرِ اِسمَاعِيلَ وَ اِسحَاقَ اِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء (سوره ابراهيم ، آيه 39 )؛
همه سپاس و ستايش ويژه خداست كه مرا در سنّ پيرى و سالخوردگى دو فرزند برومند چون اسماعيل و اسحاق بخشيد، يقيناً پروردگارم اجابت كننده دعاست.
دعا نيرو و قدرتى است كه حضرت زكريّا عليه السّلام در سن سالخوردگى از پروردگار مهربان درخواست فرزند كرد، و خداى عزيز درخواستش را اجابت فرمود و به او و همسرش كه در سنّ نازائى قرار داشت، يحيى را عطا كرد (سوره مريم، آيه 5 و9) .
مسيح عليه السّلام به دنبال تقاضاى يارانش، به وسيله دعا از حضرت حق، درخواست نزول مائده آسمانى كرد، و خداى عزيز دعايش را مستجاب فرمود، و براى او و يارانش سفره‏اى از غذاهاى مطبوع از آسمان نازل فرمود (سوره مائده، آيه 112و 115).
وجود مبارك حضرت حق، بندگان را در تمام حالات، به دعا كردن فرمان داده، و از آنان خواسته در خوشى‏ها و ناخوشى‏ها به پيشگاه عزّتش روى ذلّت سايند، و به درگاه رحمتش دست به دعا بردارند، و با دلى فروتن، و اشكى مايه گرفته از قلب شكسته نيازهاي شان را از او بخواهند، و به وعده قطعى و حتمى و يقينى او در رابطه با استجابت دعا اميدوار باشند، و قاطعانه اعلام كرده، آن را كه از دعا تكبّر ورزد، خوار و ذليل و سرافكنده و عليل، و پست و فرومايه به دوزخ درآورد، و اين همه را در ظاهر و باطن يك آيه در سوره مؤمن بيان فرموده:
وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادعُونِي اَستَجِب لَكُم اِنَّ الَّذِينَ يَستَكبِرُونَ عَن عِبَادَتِي سَيَدخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِين (سوره غافر (مؤمن) ، آيه60 ).

دعا در روايات :
احسان و فضل حق نسبت به همه موجودات به ويژه انسان فراگير، و سفره رحمت بى‏نهايتش گسترده، و لطف و مهربانى و كرمش براى همگان آماده است.
درگاهش درگاه نوميدى نيست، و پيشگاهش پيشگاه بخل و طرد كردن نمى‏باشد.
فضل وجودش، و كرم و بخششش دائمى است، و دست عطايش براى عطا كردن به همگان باز، و چشم انتظاريش براى روى آوردن بندگانش به درگاهش هميشگى است.
به حضرت داود عليه السّلام خطاب فرمود:
زمينيان را بگو: چرا با من دوستى نمى‏كنيد كه سزاوار دوستى منم! من خدائى هستم كه با من بخل نيست، با دانائيم جهل نيست، با صبرم ناتوانى نيست، در صفتم تغيير نيست، در گفته‏ام تبديل نيست، رحمتم فراگير است، از فضل و كرم برنگردم، در ازل بر خود رحمت نوشتم، عود محبّت سوختم، دل بندگانم به نور معرفت افروختم، من دوست آنم كه مرا دوست است، رفيق آنم كه مرا رفيق است، همنشين آنم كه در خلوت ذكر با من است، مونس آنم كه به ياد من انس دارد.
داود! هر كه مرا جويد، مرا يابد، و او كه مرا يابد سزاوار است كه مرا نبازد، داود! نعمت از ماست، شكر ديگرى مى‏كنند، دفع بلا از ماست، از ديگرى مى‏بينند، پناهگاه شان حضرت ماست به ديگران پناه مى‏برند، مى‏گريزند ولى عاقبت باز مى‏گردند!!
چنين متن زيبا و پرمعنائى در كتاب‏هاى با ارزش اسلامى، فراوان به چشم مى‏خورد، اين گونه متن‏ها به انضمام آيات قرآن مژده عظيمى از جانب خداست، كه بندگان به فضل و احسانش اميد بندند، و براى روا شدن حاجات شان دست گدايى به سوى او بردارند، و بدانند كه راه رسيدن به مقاصد و مطالب شان دعاست، و كمتر اتّفاق مى‏افتد كه مهمّى از مهمات شان، و حاجتى از حاجات شان بدون دعا برآورده مى‏شود، به همين خاطر روايات اسلامى به ويژه روايات صادر شده از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام براى دعا جايگاهى خاص، و ارزشى ويژه، و اعتبارى كم‏نظير و حسابى به خصوص باز كرده‏اند .
از رسول بزرگوار اسلام صلّي الله عليه و آله و سلّم روايت شده:
اِنَّ الدُّعَا هُوَ العِبَادَه (1) ؛ يقيناً دعا عبادت است.
و از آن حضرت نقل شده :الدُّعَا مُخُّ العِبَادَه (2) ؛ دعا مغز عبادت است.
از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده : اَفضَلُ العِبَادَهِ الدُّعَا (3) ؛ برترين عبادت دعاست.
و از آن حضرت روايت شده : ... مَا مِن شَى‏ءٍ اَفضَلُ عِندَ اللهِ مِن اَن يَسئَلَ وَ يَطلُبَ مِمَّا عِندَهُ وَ مَا اَحَدٌ اَبغَضُ اِلَي اللهِ مِمَّن يَستَكبِرُ عَن عِبَادَتِهِ وَ لاَيُسئَلُ مَا عِندَهُ (4) ؛ چيزى نزد خدا برتر از خواستن و درخواست فيوضاتى كه نزد اوست نيست، و كسى در پيشگاه او مبغوض‏تر از آن كه از دعا به درگاهش تكبّر ورزد، و از فيوضات حضرتش درخواست نكند نمى باشد.

از اميرالمؤمنين عليه السّلام روايت شده:
اَحَبَّ الاَعمَال اِلَي اللهِ تَعَالَي فِي الاَرضِ الدُّعَا (5) ؛ محبوب ترين كارها به سوى خدا در همه روى زمين دعاست.
و نيز آن حضرت فرمود:
َالدُّعَا مَفَاتِيحُ النَّجَاح وَ مَقَالِيدُ الفَلاَح وَ خَيرَ الدُّعَا مَا صَدرٍ عَن صَدرٍ نَقِي وَ قَلبٍ تَقِي وَ فِي المُنَاجَاهِ سَبَب النَّجَاهِ وَ بِالاِخلاَصِ يَكُونُ الخَلاَص (6) ؛ دعا كليدهاى پيروزى، و مخازن كاميابى است، بهترين دعا، دعايى است كه از سينه صاف، و دل پاك در آيد، در مناجات وسيله نجات، و رهائى به اخلاص است.
از امام صادق عليه السّلام روايت شده : ... فَاِذَا نَزَلَ البَلاَء فَعَلَيكُم بِالدُّعَاءِ وَ التَّضَرُّعِ اِلَي الله (7) ؛ هنگامى كه بلا نازل شود، حتماً به دعا و زارى به درگاه خدا روى آوريد.
و آن حضرت فرمود:عَلَيكَ بِالدُّعَاءِ فَاِنَّ فِيهِ شِفَاءُ مِن كُلِّ دَاءٍ (8) ؛بر تو باد به دعا، زيرا دعا درمان از هر دردى است.

ارزش دعا به صورت اجتماع :
اهل دعا هنگامى كه به صورت اجتماع به دعا مى‏نشينند، و به شكل دسته جمعى به تضرّع و انابه اقدام مى‏كنند، و به پيشگاه حضرت حق ناله و زارى مى‏برند، و همگان دست گدائى به درگاهش دراز مى‏كنند، يقيناً دعاي شان به اجابت نزديك‏تر است، زيرا در جمعيت دعا كننده، بدون شك دردمندى دل سوخته، مستمندى از راه مانده، بيچاره‏اى درمانده، عاشقى وارسته، عارفى دلداده، مخلصى ارزنده قرار دارد. كه دعا و حالش، و زارى و اخلاصش، و اضطرار و ناله‏اش عامل جلب رحمت، و جذب رأفت و مايه اجابت، و سبب جوشش عفو و مغفرت است. و چه بسا بنابر آنچه كه در معارف الهيّه آمده، خداى مهربان به خاطر او دعاى ديگران را هم مستجاب كند، و به زارى و ناله آنان رحمت آرد، و خواسته‏ها و حاجات شان را بر آورد، و آنان را مشمول عفو و مغفرت قرار دهد، و كشكول خالى آنان را از فيوضات خاصّه‏اش پر كند.
در اين زمينه روايات بسيار مهمّى از منابع وحى و منازل علم، و خزانه‏هاى معرفت، و ابواب رحمت رسيده كه به پاره‏اى از آنها اشاره مى‏شود:
امام صادق عليه السّلام فرمود:
مَا اجتَمَعَ اَربَعَهَ قَطٌّ عَلَي اَمرٍ وَاحِدٍ، فَادعُوا اِلاَّ تَفَرَّقُوا عَن اِجَابَهٍ (9) ؛
هرگز چهار نفر بر كار واحدى جهت دعا به خاطر گشايش آن كار اجتماع نمى‏كنند مگر اين كه با مستجاب شدن آن دعا از يكديگر جدا مى‏شوند.
پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود:
لاَيَجتَمِعُ اَربَعُونَ رَجُلاً فِي اَمرٍ وَاحِد اِلاَّ استَجَابَ اللهُ تَعَالَي لَهُم حَتَّي لَو دُعُوا عَلَي جَبَلٍ لاَزَالُوهُ (10) ؛
چهل مرد جهت دعا براى گشايش كارى واحد اجتماع نمى‏كنند، مگر اين كه خداى تعالى دعاي شان را مستجاب مى‏كند، تا جائى كه اگر بر ضدّ كوهى دعا كنند، آن را از ميان برمى‏دارند.
عالم ربّانى، عارف عاشق ابن فهد حلّي بنا به روايت كتاب وسائل الشّيعه در كتاب با ارزشش عُدُّهُ الدّاعي روايت مى‏كند:
اِنَّ اللهَ اُوحِي اِلَي عِيسَي عَلَيهِ السَّلاَم يَا عِيسَي تَقَرَّب اِلَي المُؤمِنِين وَ مَرهَم اَن يَدعُونِي مَعَك (11) ؛
خدا به عيسي عليه السّلام وحي فرمود: اي عيسي! به جمع مؤمنين بپيوند، و آنان را فرمان ده همراه تو به درگاه من دعا كنند.
امام صادق عليه السّلام مى فرمايد:
قَالَ كَانَ اَبِي عَلَيهِ السَّلاَمُ اِذَا حَزَنَهُ اَمرٌ جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبيَانَ ثُمَّ دَعَا وَ آمِنُوا (12) ؛
پدرم همواره چنين بود، هنگامى كه كارى او را محزون و غصّه دار مى كرد، زنان و كودكان را به حال اجتماع گرد مى‏آورد، آنگاه دعا مى كرد و آنان آمين مى‏گفتند.

نا اميدى و ياس ، حال كافران به خداست.
دعا كننده بايد به اين حقيقت آگاه باشد، كه خداى مهربان او را به دعا دعوت فرموده، و مستجاب شدن دعا را ضامن شده، و اجابت دعا بر حضرت او كارى بسيار سهل و آسان است، زيرا تمام موجودات هستى در سايه فرمانروايى مطلق اويند، و او با يك فرمان و با به كارگيرى يك دستور تمام زمينه‏هاى اجابت را براى بنده دعاكننده‏اش فراهم مى‏كند.
بنابراين ابداً سزاوار نيست، كسى در پيشگاه خداى مهربانى كه قدرت و بصيرت و كرم و لطف و مغفرت او، و فيض و رحمتش بى‏نهايت است، و به بنده‏اش به ويژه به هنگام دعا و مناجات، و راز و نياز محبّت خاص دارد نااميد و مأيوس باشد، نااميدى و يأس به فرموده قرآن مجيد حال كافران به خداست:
اِنَّهُ لاَ يَيأَسُ مِن رَوحِ اللهِ اِلاَّ القَومِ الكَافِرُون (سوره يوسف ، آيه 87 ) ؛
قرآن مجيد اكيداً سفارش مى‏كند از رحمت خدا مآيوس و نااميد مباشيد:
لا تقنطوا من رحمه الله (سوره زمر، آيه 53) ؛
رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم مى فرمايد:
الفَاجِرُ الرَّاجِي لِرَحمَهِ اللهِ تَعَالَي اَقرَبُ مِنهَا مِنَ العَابِدِ المُقنِط (13) ؛
بدكار اميدوار به رحمت خداى بزرگ، از عابد نااميد به رحمت خدا، نزديك تر است.
امام صادق عليه السّلام فرمود:
اليَأسُ مِن رَوحِ اللهِ اَشَدَّ بَرداً مِنَ الزَّمهَرِير (14) ؛ سردى نااميدى از رحمت خدا از سرماى شديد سردتر است.
در روايات و معارف اسلامى، نااميدى و يأس از رحمت خدا، از گناهان كبيره به حساب آمده، و به نااميد از رحمت خدا وعده قطعى عذاب داده شده.
دعاكننده از اين كه دعايش به سرعت به هدف اجابت نرسد، نبايد دچار يأس و نااميدى شود، بنا به آيات و روايات، شايد اجابت دعايش مصلحت نبوده، احتمالاً موقع و زمان ظرف اجابت نرسيده، و ممكن است براى اين كه دعا و مناجات را ادامه دهد از اجابتش مانع شده‏اند، يا خواسته اند براى اين كه نصيبى ابدى، و بهره اى هميشگى عايد او شود، زمان اجابت دعايش را قيامت قرار داده اند، در هر صورت نااميدى از رحمت حق به هيچ صورت، عقلى و شرعى و اخلاقى و انسانى نيست، و مؤمن به حضرت حق، هرگز به نااميدى نمى‏گرايد، و يأس و دل سردى به خود راه نمى‏دهد.
در زمينه مطالب و مسائل مربوط به دعا و اجابت آن، رواياتى بس مهم در كتاب هاى با ارزش اسلامى ثبت شده كه ذكر پاره‏اى از آنها بى مناسبت با موضوع نيست:
عَن اَبِي عَبدِاللهِ عَلَيهِ السَّلام قَالَ:
اِنَّ العَبدَ لَيَدعُوا فَيَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلمَلَكَينِ قَد استَجَبَت لَهُ وَلَكِن اَحبَسُوهُ بِحَاجَهٍ فَاِنِّي اُحِبُّ اَن اَسمَعَ صَوتَهُ وَ ِانَّ العَبدَ لَيَدعُوا فَيَقُولُ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي عَجِّلُوا لَهُ حَاجَتَهُ فَاِنِّي اََبغَضَ صَوتَهُ ! (15) ؛
به راستى عبد دعا مى‏كند، پس خداى عزّوجل به دو فرشته مى‏فرمايد: من دعايش را مستجاب كردم، ولى حاجتش را نگاهداريد تا دعا را ادامه دهد زيرا من دوست دارم صدايش را بشنوم، و عبدى دعا مى‏كند خداى تبارك و تعالى مى فرمايد شتابانه حاجتش را برآورده كنيد، زيرا من از صدايش نفرت دارم.
منصور صيقل مى‏گويد:
قُلتُ لاَِبِي عَبدِاللهِ عَلَيهِ السَّلاَم رُبَمَا دَعَا الرَّجُلَ بِالدُّعَاءِ فَاستُجِيبَ لَهُ ثُمَّ اَخَرَ ذَلِكَ اِلَي حِينٍ. قَالَ: فَقَالَ: نَعَم. قُلتُ: وَ لِمَ ذَاكَ لِيَزدَادَ مِن الدُّعَاء ؟ قَالَ : نَعَم (16) ؛
به حضرت صادق عليه السّلام عرضه داشتم: چه بسا مردي دعا مي‏كند، و مستجاب مي شود، سپس تا مدّتي ظهور اجابت به تأخير مي ‏افتد، فرمود: آري! گفتم: براي چيست؟ براي اين است كه بيشتر دعا كند؟! فرمود: آري.

شرايط دعا :
دعا كننده اگر بخواهد دعايش مستجاب شود، لازم است پيش از ورود به عرصه دعا شرايطى را رعايت كند، اين شرايط در روايات نقل شده از اهل بيت در معتبرترين كتاب ها چون كتاب با ارزش اصول كافي، محجه البيضا، وسائل الشّيعه، جامع احاديث الشّيعه و ... ثبت است.
شرايط دعا بدون تفسير و توضيح عبارت است از: طهارت شرعيّه از قبيل وضو، غسل، تيمّم، پاكي از حقّ النّاس، اخلاص، صحيح خواندن متن دعا، حلال بودن كسب، صله رحم، صدقه قبل از دعا، مطيع خدا بودن، اجتناب از معصيت، اصلاح عمل، دعا در سحر، دعا در نماز وَتر،دعا وقت فجر صادق، دعا در (وقت)طلوع آفتاب، دعا در چهارشنبه بين ظهر و عصر، صلوات پيش از دعا (17) (و بعد از دعا).

_______________________________________
1- محجه البيضا، ج 2، ص 283 و 282.
2- محجه البيضا، ج 2، ص‏238 و 282.
3- محجه البيضا، ج 2، ص 283 و 282.
4- كافي، ج 2، ص 466.
5- همان، ص‏.467
6- محجه البيضا، ج 2، ص 285 و 284.
7- محجه البيضا، ج 2، ص 285 و 284.
8- محجه البيضا، ج 2، ص 285 و 284.
9- جامع احاديث الشّيعه، ج 19، ص 354.
10- جامع احاديث الشّيعه، ج 19، ص 354.
11- وسائل الشّيعه، ج 7، ص 104.
12- اصول كافي، ج 2، كتاب الدّعا، ص 353.
13- ميزان الحكمه، ج‏3، ص‏2632
14- ميزان الحكمه، ج‏3، ص‏2632
15- كافي، چاپ اسوه، ج‏ 6، ص‏74.
16- كافي، چاپ اسوه، ج‏6 ، ص‏74.
17- همان، ج 6، ص 43 و 81؛ محجه البيضا، 268 و 349.
پاسدار اسلام - شماره 239

برگرفته از پايگاه : azha.ir

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .