ارشاد فرد گناه کار

مي خواستم بپرسم يه فردي رو كه خيلي خيلي خيلي شديد تو گناه غرق شده رو چه جوري ميشه نجات داد و راههاي توبه و بازگشت به خدا رو توضيح بديد.

ابتدا از شما به خاطر اعتمادي كه به اين مجموعه نموده­ايد، تشكر مي­كنيم و احساس مسؤوليت ارزشمندتان در قبال ديگران را به شما تبريك مي­گوييم.
بهترين روش براي بيدار كردن شخص گناه كار آگاه كردن او از عملي است كه انجام مي دهد و تا زماني كه نسبت به بدي و تأثيرات منفي گناهي كه انجام مي دهد مطلع نگردد شيريني گناه از دلش بيرون نخواهد رفت. شما به عنوان دوست يا شخصي كه با يك فرد گناهكار در ارتباط است در ابتدا وظيفه داريد از خود در مقابل چنين شخصي صيانت كنيد تا خداي ناكرده به كارهاي او تمايل پيدا نكنيد. در مرحله بعد تا حد امكان با آگاهي دادن از اثرات سوئي كه گناه بر نفس آدمي مي گذارد او را از انجام گناه منصرف نماييد. برايش توضيح دهيد كه:
هدف از آفرينش انسان، رسيدن او به آخرين نقطه كمال و بالاترين لذت هاى روحى و معنوى يعنى رسيدن به قرب خداوند و معرفت و شناخت حق است. همه نيروها و استعدادهاى ظاهرى و باطنى و جسمانى و روحانى انسان به منظور رسيدن به اين هدف عالى در وجود انسان قرار داده شده و فطرت و سرشت او فطرتى كمال جو و متعال خواه است.
راه بندگى و چگونگى پيمودن مسير حق و جاده اى كه انسان رابه اين آرمان والا مى رساند از طريق عقل و آموزه هاى دين و تعاليم انبياء و اولياى دين به انسان نشان داده شده و به او معرفى گرديده است. موانع راه و امورى كه مانع رسيدن به اين هدف است و آفت راهرو و سالك راه خداست نيز به روشنى در قرآن و كلمات و سخنان پيشوايان معصوم) ع (بيان شده است.
از جمله چيزهايى كه مانعى سخت و جدى در پيمودن اين راه سعادت و رسيدن به اين هدف شوق انگيز و ارزنده است، گناه و عصيان است. گناه حجابى بزرگ ميان انسان و حقيقت اوست. گناه، چراغ فطرت را كه آينه خدانما است و انسان را از بالاترين و لذيذترين نعمت ها كه همان معرفت پروردگار و لقاى خداوند و قرب او است محروم مى سازد. علاوه بر اين آثار فراوان ديگرى در روايات معصومين) ع (و نيز در آيات قرآن كريم براى گناه بيان شده كه به برخى اشاره مى كنيم:
1. گناه موجب سلب نعمت و از دست دادن آن مى شود: «خداوند هيچ يك از نعمت هايى را كه به بنده اش عطا فرموده از او نمى گيرد مگر اين كه گناهى انجام داده كه سزاوار گردد خداوند نعمت را از او بگيرد») ميزان الحكمه، ج 3، ص 456، ح 6630، انتشارات دفتر تبليغات (. و نيز: «گناه موجب مى گردد انسان علم و آگاهى اش را فراموش كند») همان، ح 3366) .
2. گناه باعث نزول بلا و گرفتارى مى گردد: «هيچ رگى بريده نمى شود و هيچ گرفتارى پيش نمى آيد و هيچ كس بيمار نمى شود مگر به واسطه گناه كردن») همان، ص 466، ح 4366).
3. گناه باعث محروم شدن از رزق و روزى مى گردد: «بنده گناهى مرتكب مى شود و به دنبال آن از رزق و روزى محروم مى گردد» (همان، ح 8366).
4. گناه باعث قطع باران و خشكسالى است: «هيچ سالى كم باران تر از سال ديگر نيست، ولى وقتى مردم در سرزمين گناه كنند، خداوند بارانى را كه رزق و روزى و سهم آنها بود، از آنها دريغ مى كند و به جاى ديگر مى فرستد» (همان، ص 467، ح 3466).
5. گناه موجب مرگ زود رس مى گردد: «من يموت بالذنوب اكثر ممن يعيش بالاعمار كسانى كه به واسطه گناهان مى ميرند بيش از كسانى هستند كه با به سر آمدن عمرشان مى ميرند» (همان، ح 2466).
6. گناه موجب تغيير يافتن نعمت ها و مستجاب نشدن دعا و جلو افتادن عذاب الهى و رسوا شدن و زود مردن مى گردد: «از گناهانى كه موجب پذيرفته نشدن دعا مى گردد، بدى نيت و پليدى درون و نفاق ورزى با برادران دينى و تأخير انداختن نمازهاى واجب و ترك كارهاى نيك و ترك صدقه دادن و بد زبانى و فحش دادن است» (همان، ص 468، ح 7466). برخى گناهان عذاب الهى را جلو مى اندازد: «عاق والدين و ظلم به مردم و كفر احسان و نعمت از اين قبيل گناهان است» (همان، ص 469، ح 9466).
7. گناه در روح و روان و وجود انسان تأثير عميق و شومى دارد: حضرت صادق) ع (در حديثى مى فرمايد: «و ان العمل السئى اسرع فى صاحبه من السكين فى اللحم عمل زشت و گناه در انحام دهنده آن اثرى بيشترى از اثر چاقو در گوشت دارد» (همان، ص 465، ح 3366).
8. گناه، قساوت قلب كه منشاء همه جرم ها و جنايت ها است را موجب مى گردد: «ما جفت الدموع الا لقسوه القلوب و ما قست القلوب الا لكثره الذنوب اشك ها به خاطر قساوت و سختى قلب مى شكند و قساوت القلب نتيجه فراوانى گناه است» (همان، ص 465، ح 9266).
9. گناه انسان را از هدف و مقصدش باز مى دارد: امام حسين(ع) در جواب نامه كسى كه از او موعظه كوتاهى خواسته بود فرمود: «من حاول امرا بمعصيه الله كان افوت لما يرجو و اسرع لمجى‏ء ما يحذر - هر كس بخواهد با گناه هدفى را دنبال كند، آن چه مى خواهد زودتر از دستش مى رود و آن چه را كه دوست ندارد زودتر به او مى رسد» (همان، ص 451، ح 4556).
حتى اگر انسان را به خاطر گناه و عصيانش مؤاخذه و كيفر نمى كردند، شايسته بود انسان عاقل انديشمند و شاكرى كه قدردان نعمت هاى پروردگارش مى باشد و احسان و لطف خداوند متعال را با همه وجودش احساس مى كند و عظمت و كبريايى او را مى شناسد، هرگز او را عصيان نكند و گناهى مرتكب نگردد، يعنى گناه، نشانه ناسپاسى بنده نسبت به نعمت هاى خداوند و غفلت او از جلال و عظمت و حضور پروردگار است. امير مؤمنان(ع) در سخنى زيبا و جالب مى فرمايد: «لو لم يتوعد الله على معصيه لكان يحب ان لايعصى شكر النعمه اگر خداوند بر گناه و عصيان وعده كيفر و مجازات نداده بود باز واجب بود كه به خاطر سپاسگزارى نعمت هاى خداوند، او را معصيت نكند» (همان، ص 449، ح 6456).
بنا بر آنچه گفته شد، گناه آفت انسان و انسانيت است و حتى موجب اختلال و ناهنجارى در طبيعت مى شود. از اين رو به فرمان عقل و شرع خوددارى از آن لازم است. البته شايد برخى فكر كنند با دورى از گناه، چه بسا از بسيارى از لذت ها محروم شوند. در اين باره گفتنى است به طور يقين گناه در كوتاه مدت و يا بلند مدت ضرر دارد، بايد دانست گستره ضرر جنبه جسمى، روحى و قيامتى انسان را شامل مى شود كه گاهى هر سه نوع ضرر را انسان متوجه مى شود و گاهى ضرر جسمى ان برايش خيلى آشكار نيست و يا همچنين ضرر روحى آن آشكار نباشد.
اميد هست با تذكر و گوشزد كردن چنين مطالبي نورانيت را دوباره به قلب دوستتان باز گردانيد و او را متوجه تأثيرات سوء كاري كه انجام مي دهد، كنيد.
گناه هر چه بزرگ باشد، بزرگتر از آن و زشتتر از آن نااميدي از رحمت خداوند است. طبق روايات، اين گناه يعني نااميدي از رحمت خداوند خود از گناهان كبيره مي باشد. بايد به خدا و رحمت او نگاه كرد و رحمت او را از هر گناهي بزرگتر دانست و اميدوار بود؛ چرا كه پشيماني از گناه، بهترين عامل براي بخشيده شدن گناه، از جانب خداوند است. و توبه چيزي نيست مگر پشيماني حقيقي از گناه.
توبه، يعني پشيماني از انجام گناه، به گونه­اي كه فرد، ديگر قصد بازگشت به گناه را نداشته باشد. بنابراين در صورتي كه دوست شما احساس مي­كند كه واقعا از گذشته خود نادم و پشيمان گشته و راه خود را به سوي خداوند عوض كرده است، بايد مطمئن باشد كه اهل توبه واقعي بوده و خدا گناه او را بخشيده است. و نياز به انجام كاري ديگر نمي باشد. فقط در صورتي كه حق الناسي توسط ايشان پايمال شده است بايد جبران گردد.
خداوند در سوره آل عمران آيه135 درباره صفات متقين اينگونه مي­فرمايد: «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»
«(پرهيزگاران) كساني هستند كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند، يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى‏افتند و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى‏كنند- و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟- و بر گناه، اصرار نمى‏ورزند، با اينكه مى‏دانند.»
بنابراين دوست شما در صورتي كه از گناه خود پشيمان شده، بايد بداند كه جزء افراد پرهيزگار است و اميدوار باشد كه در صورت توبه و ترك ان گناه، گناه او بخشيده مي­شود و بنا به فرمايش پيامبر (ص) مانند كسي مي­شود كه گناهي مرتكب نشده است. جابر بن عبدالله انصاري نقل مي­كند: زنى نزد پيامبر (ص) آمد و عرض كرد: يا رسول اللَّه زنى كه فرزند خود را كشته، آيا فرصت توبه دارد؟ پيامبر فرمود: قسم به خداوندى كه جان محمد به دست اوست، اگر او هفتاد پيغمبر را كشته باشد؛ بعد از آن، توبه كند و پشيمان شود و خدا بداند كه ديگر آن گناه را انجام نمي­دهد، خدا حتما توبه او را قبول مي­كند و از او در مي­گذرد. به درستى كه درِ توبه به اندازه فاصله ميان مشرق و مغرب باز است و يقينا توبه كننده از گناه، مانند كسي است كه هيچ گناهي مرتكب نشده است.» (مستدرك‏الوسائل ج 12 ص 131 باب 87)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
14 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .