عدم اجابت دعا

چندين سال است خدا را صدا مي زنم پس کجاست؟ پس چرا دعايم استجابت نمي شود؟خدا گفته: صدايم کنيد تا جوابتان دهم چقدر و چند سال؟

گاهي اين سوال به ذهن انسان مي رسد كه اگر خداوند صداي ما را مي شنود، به دعا و درخواست ما آگاه است، توانايي اجابت هم دارد و خودش فرموده: از من بخواهيد تا اجابت كنم. (1)پس چرا برخي اوقات شاهد اجابت سريع دعاهاي خود نيستيم؟ آيا خدا ما را فراموش كرده است؟ مي دانيم كه فراموشي در خداوند راه ندارد. پس علت چيست؟
اميرمؤمنان (ع) در پاسخ به اين پرسش كه وقتى خداى تعالى در قرآن كريم فرموده!: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»غافر (40)، آيه 60.؛ «بخوانيد مرا، اجابت مى كنم شما را»، دعاهايمان مستجاب نمى شوند، فرمود: زيرا در هشت مورد خيانت كرده ايد:
1. خداى تعالى را شناختيد اما حقش را چنان كه بايد و بر شما واجب فرموده بود، به جاى نياوريد. پس خداشناسى تان به كار نيامد.
2. كتابش قرآن را خوانديد و به آن عمل نكرديد.
3. به پيامبرش ايمان آورديد، اما سنتش را مخالفت نموديد.
4. گفتيد كه از آتش دوزخ مى ترسيد، در حالى كه هر زمان، بدن هاتان را با گناه به آتش نزديك مى كنيد.
5. ادعاى اشتياق به بهشت نموديد و كارهايى انجام داديد كه شما را از آن دور ساخت.
6. نعمت مولاى خويش را خورديد و سپاسگزارى نكرديد.
7. خداوند به دشمنى با شيطان فرمان تان داد و فرمود: «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» فاطر (35)، آيه 6؛ «شيطان دشمن شما است، آن را دشمن خود بگيريد». شما با زبان تان با شيطان دشمنى كرديد، اما بدون مخالفت عمل، با او دوستى ورزيديد.
8. عيب هاى حرام را پيش چشمشان آورديد و عيوب خود را ناديده انگاشتيد، و كسانى را به چيزهايى ملامت كرديد كه خود به آن موارد، به سرزنش سزاوارتر بوديد.
با وجود اين امور، چگونه دعاهايتان به اجابت رسد؟ اعلام الدين، ص 269 و 270.
البته هيچ دعايي خالي از نوعي اجابت نيست، زيرا نوعي عبادت و پرستش است و درهر عبادتي كه با قصد قربت انجام مي شود ؛ يعني عبادت كننده تصميم دارد به خداي خود نزديك شود و به كمالات ذات اقدس اله آراسته گردد، خالي از اثر قربي نيست. بنابر اين، همين كه دعا و عبادت با خلوص نيت و شرايط لازم انجام مي شود، در همان لحظه به اجابت مي رسد و اثر معنوي خود را بر روح و جان انسان مي گذارد. و با استمرار اين حالت است كه آدمي به تدريج مظهر نورانيت و اسماء و صفات كماليه حق تعالي شده، به كمال و سعادت شايسته خود مي رسد، خود دعا كردن، در حقيقت، درمان عطش قلب و تسكين سوزش جان و و نياز روح به عروج به عالم قدس اله است. امام صادق(ع)فرمود: شما را به دعا سفارش مى كنم. زيرا با هيچ عمل ديگرى همچون دعا, به خدا نزديك نمى شويد. (2).
رفت موسى آتشى آرد به دست آتشى ديد او كه از آتش برست
بهرنان شخصى سوى نانوا دويد دادجان چون حسن نانوا را بديد
استحضار داريد که تمامي عبادات به خصوص دعا داراي چندين اثر عمومي و خصوصي است. آثار عمومي دعا، معنويت، نورانيت، صفا و قربي است که در قلب و روح انسان ايجاد مي شود و آثار خصوصي آن تأثيرات معنوي و يا مادي خاص است که در اثر ارتباط موثر با خداوند حاصل مي شود و در روايات و سند دعاها ذکر شده است، مانند دعا براي رفع امراض، فقر، گرفتاري و مانند آن.
نکته:
بايد به يك نكته مهم در مورد دعا و مانند آن توجه كنيم و آن اقتضايي بودن اين امور است. فرق است ميان اقتضا و عليت. عليت يعني ضرورت وجود و اقتضا يعني يكي از علت هاي وجود كه در كنار اجتماع عوامل ديگر به صورت ضرورت در مي آيد.
اصولا تمامي عوامل در جهان هستي به تنهايي جنبه اقتضايي دارد و نه عليت. عليت هنگامي رخ مي نمايد كه تمامي علت هاي يك پديده كنار هم جمع شوند و اين اجتماع باعث آن شود كه وجود آن پديده ضرورت وجود يابد.
هر دعايي اقتضاي استجابت دارد، يعني به تنهايي علت براي استجابت نيست و از نظر فلسفي براي اينكه اين اقتضا به عليت تبديل شود و خواسته ما در خارج واقعا محقق شود، عوامل ديگري عوامل ديگر تحقق آن بايد همگي جمع شوند. ادعوني استجب لكم هم مي خواهد اقتضاي استجابت در دعا را برساند نه عليت آن را.
عليت و ضرورت وجود چيزي در خارج در گرو اين است كه تمامي علت هاي اقتضايي با هم جمع شوند و وجود آن چيز در خارج به صورت ضرورت درآيد و گرنه با تحقق برخي از عوامل و اقتضائات وجود آن ضروري و حتمي نخواهد بود، بنابراين همانگونه كه گفتيم: هر دعايي حتما اقتضاي اجابت دارد و خداوند فرموده ادعوني استجب لكم، ولي عملي شدن آن بستگي به وجود ساير اقتضائات و علت ها و شرايط ديگري دارد كه در تحقق خارجي آن دخيل هستند.
اكثر كساني كه خيال مي كنند چون دعا كردند حتما بايد خواسته شان محقق شود و اگر نشد نااميد مي شوند و مشكل پيدا مي كنند، به دليل اين است كه براي دعا عليت قايل هستند و توجه ندارند كه هر پديده و حادثه اي معلول عوامل فراواني است كه تا اجتماع نكنند، محقق نمي شود.
ثالثا، بايد بدانيد كه تحقق هر آرزو و رسيدن به هر هدفي راه اختصاصي و طبيعي خود را دارد و دعا تنها يكي از عوامل موفقيت و رسيدن به خواسته ها و نيازها است. براي موفقيت و رسيدن به خواسته هاي مشروع خود بايد برنامه ريزي و تلاش پي گير داشت.
نابرده رنج گنج ميسر نمي شود - مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد.
برخي افراد خيال مي كنند همين كه بنشينند و دعا كنند و در اين زمينه با اصرار از خداوند چيزي بخواهند، مي توانند خداوند را مجاب كنند و به خواسته خود برسند. اين تصور درست نيست. رسيدن به هر خواسته اي راه خود را دارد و بايد از مسير طبيعي خودش بدان دست يافت.
البته در كنار تلاش فردي و اجتماعي موضوع دعا هم سفارش شده است و باعث جلب عنايت و كمك خداوند مي شود. به عبارت ديگر بايد برخواست و دعا كرد نه اينكه نشست و دعا كرد. دعا كردن نشستني نيست. دعا براي كسي مفيد است كه در مسير قرار دارد و عملا تلاش مي كند و نهايت سعي خود را براي رسيدن به اهداف خود در زندگي انجام مي دهد. چنين كسي بسيار موفق خواهد بود و براي او رسيدن به خواسته ها و استجابت دعاها دور از انتظار نيست.
دليل اصلي عدم اجابت:
گاهي شما از پدر خود چيزي مي خواهيد و او به دليل اينکه مقدور نيست و يا مصلحت نيست, برايتان فراهم نمي کند؛ ولي در عين حال پاسخ مهربانانه او را داريد و مي دانيد که به شما توجه دارد و اين خودش خيلي مغتنم است. وقتي ما از خداي متعال هم چيزي مي خواهيم بايد بدانيم که سوال ما را مي شنود و پاسخ مهربانانه او کمتر از پدرمان نيست و اگر احيانا دعا و درخواستي را اجابت نمي کند, حکمت و مصلحتي در کار است و هنوز علت آن تامه نشده است, يعني زمان و امکانات ديگري که بايد براي رسيدن به آن مقصد فراهم شود, فراهم نشده است. البته اين در صورتي است که رابطه شما با پدرتان و همچنين خداوند رابطه خوب, محترمانه و محبت آميزي باشد. گاهي هم عدم اجابت به خاطر نبود اين گونه رابطه است.
دعا، اصولا يك عبادت و عمل ارتباطي قربي با خداوند است، بنابراين اگر به ثمر نمي نشيند، لزوما به خاطر مشكلاتي است كه در اين ارتباط وجود دارد و يا به خاطر نبود شرايط لازم مانند حکمت و مصلحت است.
تصور کنيد شما در چه صورتي حاضريد و يا امکان دارد که از فردي در روابط اجتماعي خود کمک بگيريد و يا طلب قرض کنيد و مانند آن. اين در صورتي است كه اولا يکديگر را بشناسيد و ثانيا رابطه خوب و صميمي با هم داشته باشيد. هرگز از غريبه اي كه شما را نمي شناسد، شما هم او را نمي شناسيد، به توان او براي برآوردن خواسته خود، واقف نيستيد و يا رابطه خوب و حسنه اي و نداريد, تقاضاي كمك نمي كنيد.
انسان معمولا به كسي روي مي اندازد كه پيش او احترام و آبرو دارد، بايد رابطه شما با او، آنقدر مستحكم، صميمي و قابل اطمينان باشد كه شما بدانيد، اگر روي بياندازد و از او چيزي بخواهيد، نا اميد نخواهيد شد و پاسخ رد نمي شنويد.
اين قانون در نوع رابطه تاثير گذار، با خداي متعال هم جريان دارد. در دعا و رابطه با خداي تعالي و درخواست از او براي رفع نيازها و برآوردن خواسته ها نيز همين امور رعايت مي شود. در اين زمينه، انسان مستجاب الدعوه به كسي گفته مي شود، كه اولا با خدا ارتباط دارد، اهل ديانت و عبادت است و رابطه اش با خداي متعال قطع نيست و ثانيا رابطه او با خداي متعال سالم و اصلاح شده است، يعني از عواملي كه باعث تخريب رابطه انسان با خدا مي شود، مانند گناه و نافرماني، لقمه حرام، قساوت قلب، شرك خفي و مانند آن، پرهيز مي كند وثالثا, رابطه عميق , دوستانه و مستحكمي با خداوند دارد و در حقيقت هم عارف است و هم معروف؛ کسي که در اثر معرفت و اطاعت و عبادت, نزد خداوند و ملائكه او معروف شده و اهل آسمان او را مي شناسند. اين يعني يك انسان وجيه و آبرومند، يعني كسي كه وقتي از خداي چيزي طلب مي كند، دعايش بي پاسخ نمي ماند.
اگر انبياء و اولياء الهي مستجاب الدعوه بودند به خاطر اين بوده است كه رابطه خوب و عميقي با خداي متعال داشتند، مطيع او بودند، و هرگز با او مخالفت نمي ورزيدند. البته اين حالت؛ يعني مقام استجابت دعا، اختصاص به ايشان نيز ندارد؛ يعني براي تمامي مؤمنان در صورتي كه بتوانند رابطه صميمي و مستحكمي با خداي تعالي برقرار نمايند، ممكن است.
البته ممكن است اين حرف نا اميد كننده به نظر برسد، يعني كسي بگويد: خوب ما كه مستجاب الدعوه نيستيم، هنوز نتوانسته ايم چنين رابطه اي را با خدا برقرار كنيم، از چنين وجاهت و آبرومندي نزد خداي تعالي برخوردار نيستيم، هنوز خود سازي نكرده ايم و از آلودگي ها خودمان را كاملا پاك نساخته ايم و پرونده خوبي از اين جهت نداريم، ما بايد چه كنيم؟ آيا نبايد دعا كنيم و مستقيم درب خانه خدا برويم؟ و آيا نبايد به استجابت دعاي خود اميد وار باشيم؟
مستجاب الدعوه بودن كار خيلي آساني هم نيست، ما که هنوز در ابتداي راه يا حد اکثر در اواسط راهيم، چه كنيم؟
در اين زمينه گفتني است: خوشبختانه براي اين افراد كه اكثريت مومنان را تشكيل مي دهند نيز راه باز است، به طور كلي در ارتباطي كه انسان با خداي خود دارد، هيج درب بسته، راه نرفتني و هدف نارسيدني وجود ندارد، در آستان ربوبي، همه چيز شدني و رسيدني است؛ منتهي بايد توجه داشت، اگر كسي خودش آبرومندي كافي ندارد و از وجاهت لازم برخوردار نيست، راه ارتباط براي او اين است كه به آبرومند و صاحب وجاهتي رجوع كند و او را ميان خود و خدا وسيله و واسطه قرار دهد، در همين زمينه قرآن كريم مى‏فرمايد: «وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؛ «به سوى خداوند واسطه بجوييد. (3) بحث شفاعت و توسل دقيقا براي اين رابطه لحاظ شده است و فلسفه آن جبران نقائصي است كه انسان ها، به خصوص مومنين، براي ارتباط با ذات هستي دارند.
به دعاي توسل توجه كنيد، در پايان هر فراز از آن آمده يا وجيها عند الله اشفع لنا عند الله، يعني اي آبرومند نزد خدا كه در اثر اين آبرومندي اگر به او رجوع كني و از او چيز بخواهي دست رد به سينه تو نمي زند ، ما را كه از چنين آبرويي برخوردار نيستيم و نتوانسته ايم خداي تعالي را، آنچنان كه بايد از خود راضي نماييم، درياب و ميان ما و خداي متعال به جهت قربي كه داري واسطه شو و از او به خواه كه نيازها و حاجت هاي ما را برآورد.
توضيح بيشتر درباره شرايط و موانع اجابت دعا:
زمينه به ثمر نشستن درخت دعا و نيايش چند چيز است كه بدون فراهم آمدن آن ها, اجابتي كه مد نظر نيايشگر است، محقق نخواهد گشت که عبارتند از
1- رفع موانع.
2- ايجاد شرايط.
3- رعايت آداب .
4- شرايط خواسته
البته اگر موانع آن رفع و شرايط رعايت شود و با حکمت و مصلحت الهي منافات نداشته باشد, اجابت انشاءالله حتمي است و رعايت آداب جنبه کمکي دارد و در تسريع اجابت موثر است و نه در اصل اجابت.
1- موانع اجابت دعا:
1. گناه : يكى از عوامل مهمى كه رابطه انسان با خداي متعال را ضعيف نموده و مانع اجابت دعا مي شود, نافرمانى از دستورهاى خداست.
حضرت على (عليه السّلام) در دعاى كميل چنين مى فرمايد: پروردگارا! گناهانى را بر من ببخش كه موجب حبس و بالا نرفتن دعا مى شوند. و در جاى ديگر از همان دعا چنين مى فرمايد: اى آقا و مولاى من ! به عزتت قسم ! از تو مى خواهم كه بدى كردار و رفتارم موجب پوشيده شدن دعاى من از تو نشود.
امام باقر(ع) در اين باره فرمود: بنده حاجتى ازخدا طلب مى كند و مقرر مى شود آن حاجت در زمانى برآورده شود; پس در اين فاصله, او گناهى مرتكب مى شود و در نتيجه, خداوند مى فرمايد: حاجت اين بنده برآورده نشود و از آن محروم شود; چون او خشم و غضب مرا برانگيخت و همين باعث محروم شدن اوست. (4)
2. لقمه حرام: استفاده از درآمد حلال و پاكيزه از ديگر شرايط اجابت دعا است كه امروزه بيش از هرزمان ديگر لازم است به آن توجه شود. لقمه ى حرام تا 40 روز مانع استجابت دعا مى شود. (5)
3. قساوت قلب: همچنين گناهان زياد كه منجر به قساوت و سنگدلى مى‏شدند از عوامل ديگر عدم استجابت دعا مى‏باشد. امام صادق (ع) مى‏فرمايد: خداوند دعايى كه از قلب قسى برخاسته باشد اجابت نمى‏كند. (6)
4. شتاب و عجله: امام صادق (ع) فرمود: هميشه مؤمن در خير و آسايش است تا هنگامى كه عجله نكند. در غير اين صورت نااميد مى‏شود و دعا را ترك مى‏كند. به درستى كه بنده هنگامى كه دعا مى‏كند خداوند متعال در صدد برآورده ساختن حاجت اوست تا زمانى كه او عجله نكند. (7).

2- عوامل اجابت دعا:
1. معرفت به خدا:
گروهى خدمت پيشواى ششم امام صادق(ع) شرفياب شدند و پرسيدند: ما دعا و نيايش مى كنيم ولى به اجابت نمى رسد؟ آن حضرت فرمود: بدين جهت است كه آن كسى را كه مى خوانيد, نمى شناسيد. (8)
رسول گرامى اسلام(ص) در مورد نقش شناخت پروردگار در اجابت دعا مى فرمايد: اگر خداوند را به شايستگى معرفتش مى شناختيد, با دعايتان مى توانستيد كوه را از جاى بكنيد... (9)
2. حضور قلب : دعا يعنى درخواست از خداى متعال براى برآورده ساختن حاجتى و طبيعى است كه اين ارتباط در صورتى مؤثر واقع مى‏شود كه باطن انسان متوجه خداي متعال باشد و تضرع به پيشگاه او شكل بگيرد و انسان فقط خدا را مؤثر در امور بداند. رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد، بدانيد كه خداوند دعائى كه از قلب غافل برخاسته باشد قبول نمى‏كند. (10)
3. رعايت زمان مناسب : در همه اوقات و همه لحظات زندگى, نيايش براى ما امكان پذير است, زيرا هميشه روزنه هايى از ديوارهاى اين جهان كهنسال, بربى نهايت باز است و ما از رصدگاه اين كالبد خاكى, مى توانيم آن سوى جهان را نظاره كنيم. سرودنيايش كه از اعماق جان برمىآيد و به خاموشى اشتياق دارد; شايد روح انسانى درخاموشى مطلق راز ديگرى احساس مى كند; آرى لذت نيايش شبانگاهى, لذت وصف ناپذيرى دارد; شايد در آن هنگام كه تاريكى مطلق فضاى پيرامون ما را در برمى گيرد, روشنايى آن دريچه اسرارآميز, روشن تر و نمودارتر مى گردد. (11)
در آيات صحيفه آسمانى و روايات توصيه شده است كه هرگاه نسيم رحمت الهى وزيدن گرفت و انسان احساس كرد دلش ميل به سخن گفتن با خدا دارد, نيايش كند. علاوه برآن, زمان هايى نيز در آيات و روايات به عنوان وقت هاى مناسب براى نيايش سفارش شده است; از جمله بعد از اقامه نماز, شب و روز جمعه, نيمه شب, از سحر تا طلوع آفتاب, هنگام بارش باران, هنگام تلاوت قرآن و اذان. در اين لحظات اميد به استجابت بيشتر است.
4. پيوستگي ياد خدا: شكى نيست كه انسان ها همواره نيازمند لطف هاى پروردگار هستند و زمانى نيست كه از ذات اقدس خداوندى بى نياز باشند. به همين جهت مى بايست انسان درتمامى حالات; خوشى و ناخوشى, سلامت وكسالت, همواره به يادخدا باشد.
امام صادق(ع) فرمود: هركسى كه در همه حال به دعا مشغول باشد, دعاى او در هنگام گرفتارى به استجابت نزديك تر است; چون فرشتگان در هنگام بلا مى گويند: اين صداى آشنايى است; و دعاى او در آسمان در پرده و حجاب نخواهد بود; در حالى كه اگر انسان تنها در گرفتاري ها پروردگار را بخواند, دعا و نيايش از اجابت دورتر است; چون فرشتگان مى گويند: اين صداى ناآشنايى است.
5. اميد واري به خداوند: دعا كننده بايد با اميد و اطمينان كامل دعا كند و نه با شك و ترديد و سوءظن . در دعاى ابى حمزه ثمالى چنين مى خوانيم: بارلها! مى دانم كه توبراى كسى كه به تواميدوار است در مقام و موضع اجابت هستى .
و در اعمال بيست و هفتم رجب چنين آمده است : پروردگارا! با دعا و خواندنى از تو تقاضا و طلب مى كنم كه يك فرد اميدوار تو را آنگونه دعا كرد و تو هم او را به آرزويش رساندى .
6. اصرار و الحاح در دعا: يكى از عواملى كه سبب استجابت دعا مى‏گردد اصرار در دعا مى‏باشد. خداى متعال بنا به دلائلى گاهى اوقات دعاى بنده خويش را سريعاً ا جابت نمى‏كند حال يا به علت گناهى كه انجام داده و بايد توبه كند و يا به علت عدم وجود شرايط لازم و نياز به فرصت براى استجابت دعا از مجراى طبيعى و يا به جهت اين كه خداى متعال مى‏خواهد بنده‏اش ارتباط خود را با او بيش‏تر كند و به درگاه او توجه زيادتر داشته باشد بنابراين اصرار در دعا خود مى‏تواند عاملى در استجابت دعا محسوب شود. و خود اصرار ورزيدن در دعا موجب خوشنودى خداوند متعال است.
امام باقر (ع) مى‏فرمايد: بدرستى كه خداوند متعال كراهت دارد از اصرار مردم نسبت به يكديگر براى اداى حاجات در حالى كه آن را براى خود دوست دارد. (12)
و نيز مى‏فرمايد: به خدا قسم اصرار نمى‏ورزد بنده مؤمن بر خداوند متعال براى حاجتى مگر اين كه آن را برآورده مى‏سازد. (13).
رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد:خداى متعال درخواست‏كننده را دوست دارد. (14)
بنابراين اصرار در دعا به پيشگاه الهى گذشته از اينكه موجب برآورده شدن حاجت مى‏شود. فى نفسه امرى مطلوب و مورد عنايت خداوند متعال مى‏باشد بدين جهت هيچگاه نبايد از تأخير در استجابت دعا دلگير و نا اميد شويم.
پيامبر اسلام (ص) مى‏فرمايد: خدا رحمت كند بنده‏اى را كه از خداوند متعال حاجتى را درخواست كند و بر آن اصرار بورزد. چه حاجتش برآورده شود و چه برآورده نگردد. (15)
به اجابت نرسيدن دعا هرگز نبايد باعث نااميدى از رحمت پروردگار شود; زيرا گاهى ممكن است دعاى شخص تا 20 سال به تإخير بيافتد. (16).
در برخى از موارد خداوند دعاى بنده را مستجاب نمى كند, چون دوست دارد صداى بنده خود را بشنود و همواره او را بردرخانه اش ببيند. (17)
اى بسا مخلص كه نالد در دعا تا رود دود خلوصش برسما
پس ملايك با خدا نالند زار كاى مجيب هر دعاى مستجار
بنده مومن تضرع مى كند او نمى داند بجز تو مستند
تو عطا بيگانگان را مى دهى ازتو دارد آرزو هر مشتهى
حق بفرمايد: نه از خوارى اوست عين تإخير عطا يارى اوست
خوش همى آيد مرا آواز او وآن خدايا گفتن و آن راز او
7. توسل به اولياي الهي: وسيله قرار دادن كساني كه مي توانند ميان ما و خداوند واسطه شوند، باب وسيعي دارد. هر كسي به هر مقداري كه نزد خداي تعالي عزيز و آبرومند است ، مي تواند وسيله انسان به درگاه الهي براي رسيدن به حاجت ها و نيازها باشد و در امر استجابت دعا وساطت نمايد. برترين كساني كه از وجاهت و آبرومندي كامل نزد خداوند برخوردارند، معصومين (ع) هستند. پس از ايشان البته مقربان درگاه الهي از اهل معرفت و كمال و حتي مومنان و كساني كه اجمالا آبرومند هستند، وسيله خداوند محسوب مي شوند.
پيامبر اكرم(ص) فرموده است: «خداوند عزوجل مى‏فرمايد: اى بندگان من! گرامى‏ترين خلق و پرفضيلت‏ترين آنان نزد من، محمد و برادرش على و امامان بعد از وى هستند. اينان «وسيله»ها به سوى من مى‏باشند. هر كس حاجتى دارد و نفعى را طالب است و يا دچار حادثه‏اى سخت و زيان‏بار گشته و برطرف شدن آن را مى‏خواهد، مرا به محمد و آل طاهرينش بخواند تا به نيكوترين وجه حاجت او را برآورم» (18)
پس از اينكه آدم ابوالبشر مرتكب ترك اولى‏ شد، در مقام توبه به پيشگاه خداوند عرضه داشت: پروردگارا به حق محمد(ص) از تو مى‏خواهم كه مرا بيامرزى... (19)
در كتاب‏ها و مدارك معتبر اهل سنت آمده است: هرگاه قحطى و خشكسالى پيش مى‏آمد، عمر از طريق توسّل به عباس عموى پيامبر، طلب باران مى‏كرد و مى‏گفت: به خدا سوگند! عباس وسيله به درگاه الهى و داراى قرب و منزلت نزد او است و خدايا! ما به وسيله عموى پيغمبرمان به تو روى مى‏آوريم، پس سيرابمان كن» (20).
عثمان بن حنيف مى‏گويد: روزى در محضر پيامبر اكرم(ص) بودم، حضرت به شخصى كه مشكل خود را به ايشان عرضه مى‏كرد، شيوه دعا و توسّل را چنين تعليم فرمود: برو وضو بساز و دو ركعت نماز به جا آور و پس از آن خداوند را با اين جملات بخوان: «بارخدايا! از تو درخواست مى‏كنم و به تو روى مى‏آورم به پيامبرت، پيامبر رحمت. اى محمد! من به حق تو به سوى خدايم روى آورده‏ام تا حاجتم برآورده شود. خدايا! پيامبرت را در مورد من شفيع قرار ده». (21).

3- رعايت آداب: رعايت آداب دعا در ارتباط موثر با خداوند نقش به سزايي دارد، در اين قسمت آداب استجابت دعا كه در روايات به آنها اشاره شده، ذكر مى‏كنيم. از جمله:
1. گفتن بسم الله الرحمن الرحيم در ابتدا
2. فرستادن صلوات 3- 1 بار حداقل
3. استغفار و اظهار فروتني و دوري از حالت طلب كاري و ... .
برآوردن حاجت نيازمندان: خدمت به بندگان الهي، به خصوص رسيدگي به وضعيت فقراء اهل ايمان، سبب تقويت ارتباط انسان با خداوند و استجابت دعا مى‏گردد. طبيعى است كه هر قدر اعمال نيك انسان بهتر باشد لطف الهى به او بيشتر است.

4- شرايط خواسته و حاجت :
1. با حكمت الهى مغايرت نداشته باشد: خداى متعال بر اساس حكمت خود اين عالم را طبق قوانين خاص اداره مى‏كند و هيچگاه، اين قوانين را نقض نمى‏كند بنابراين استجابت دعا بايد از كانال قوانين و سنن الهى جريان يابد و اگر دعايى نقض كننده اين مطلب باشد مستجاب نمى‏شود. زيرا خداى متعال فقط كريم نيست بلكه حكيم نيز هست و هيچ صفتى از صفات او صفت ديگرش را نقض نمى‏كند.
امام على (ع) مى‏فرمايد خداوند سبحان حكمت خويش را نقض نمى‏كند بنابراين هر دعايى را مستجاب نمى‏سازد. (22).
2. مطابق مصلحت باشد: در ضمن شمارش علل گوناگونى كه باعث مى‏شود حاجات انسان سريعاً اجابت نشود، يكى از مهمترين آن علّتها اين است كه گاهى اوقات انسان از خداوند چيزهايى را درخواست مى‏نمايد و فكر مى‏كند اجابت آن به نفع او مى‏باشد حال آن كه در واقع اجابت آن درخواست به ضرر اوست. درسوره بقره آمده است: «چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد حال آنكه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرّ شما در آن است». (23).
چند روايت شنيدني :
1- قال الحسين(ع): من حاول امراً بمعصيه الله كان افوت لما يرجو واسرع لما يحذر.
امام حسين(ع) فرمود: هركس بخواهد از راه معصيت و نافرماني خدا به مقصود و هدفي برسد، به آن چه اميد دارد، زودتر از دست مي دهد، و از آن چه بيم دارد زودتر سر مي رسد و به خطر مي افتد و گرفتار آن مي شود. ( بحارالانوار، ج57، ص120)
2- حضرت صادق عليه السلام فرمود عابدي از بني‌اسرائيل مدت سه سال پيوسته دعا مي‌كرد تا خداوند به او پسري عنايت كند، ولي دعايش مستجاب نمي‌شد. روزي در ضمن مناجات عرض كرد: «يا رب أ بعيد انا منك فلا تسمعني، ام قريب فلا تجيبني» خدايا من از تو دورم كه سخنم را نمي‌شنوي يا تو در نزديكي ولي جوابم را نمي‌دهي.
در خواب به او گفته شد مدت سه سال است خداي را با زباني كه به فحش و ناسزا عادت كرده و قلبي آلوده به ستم و نيت دروغين مي‌خواني، اگر مي‌خواهي دعايت مستجاب شود فحش و ناسزا را رها كن. از خدا بترس قلبت را از آلودگي پاك‌نما، نيت خود را نيز نيكو بگردان. امام صادق عليه السلام فرمود به دستورات عمل كرد آنگاه دعا نموده خداوند اجابت نمود و پسر به او داد. (اصول كافي، ج 2، ص 325)
3- و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود روزي حضرت موسي عليه السلام پيروان خود را موعظه مي‌كرد. يكي از شنوندگان چنان تحت تأثير گفتار موسي عليه السلام قرار گرفت كه از جا حركت كرده پيراهن خود را چاك زد. خداوند به حضرت موسي وحي كرد به او بگو (لا تشق قميصك و لكن اشرح لي عن قلبك) نمي‌خواهد پيراهنت را چاك زني قلبت را برايم بشكاف (و محبت ديگران را خارج نما).
4-حضرت صادق عليه السلام در پايان گفتار فرمود يك روز حضرت موسي عليه السلام به مردي از پيروان خود گذشت كه در حال سجده بود، از آنجا رد شد. پس از انجام دادن كار خود برگشت، باز او را در حال سجده ديد به آن مرد گفت اگر حاجت تو به دست من بود برآورده مي‌كردم. به موسي عليه السلام خطاب شد (لو سجد حتي ينقطع عنقه ما قبلته حتي يتحول عما اكره الي ما احب) اگر آنقدر سجده كند كه گردنش قطع شود از او نمي‌پذيرم مگر اينكه قلب خود را پاك كند. آنچه من دوست دارم او نيز دوست بدارد و از آنچه بي‌ميلم نسبت به آن، او هم بي‌ميل شود.

پانوشت:
1- (غافر 60)
2- كافي، ج2، 467
3- مائده، آيه 35
4- بحار الانوار،ج73،ص329
5- بحار الانوار،ج93،ص358
6- ميزان الحكمه،ج3،ص875
7- اصول كافي،ج2،ص474
8- بحارالانوار،ج93،ص368
9- الميزان،ج2،ص43
10- ميزان الحكمه،حديث5606
11- نيايش امام حسين(ع)در عرفات،ص11
12- ميزان الحكمه،ج2،ص880
13- ميزان الحكمه،ج2،ص880
14- ميزان الحكمه،ج2،ص880
15- ميزان الحكمه،ج2،ص880
16- كافي،ج2،ص355
17- كافي،ج2، ص479
18- بحارالانوار، ج 94، ص 22، ح 20
19- مستدرك صحيحين، ج 2، ص615
20- اسدالغابة، ج 3، ص 165
21- مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138
22- ميزان الحكمه،ج2،ص876
23- بقره, آيه 216

دیدگاه ها

شما با این حرفاتون کاملا آدمو نا امید میکنید.اصلا خوب نبود

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
1 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .